پیوند اسطوره و نجوم در ایران باستان- قسمت ۸

در خصوص تقسیم شبانه روز می بایستی میان رسوم مردم و روش های نجومی فرقی بگذاریم. در زندگی روزمره شب به ۳ پاس و روز هم به ۳ پاس تقسیم می شد. در تابستان پاسهای شبانه و در زمستان پاسهای روزانه کوتاه می شدند. از سوی دیگر منجم ها تمام شبانه روز را به دوازده بخش مساوی هر بخش معادل دو ساعت امروزی به نام بیرو(bero) و هر بیرو را به سی اوش(ush) یا درجه زمانی تقسیم می کردند. بنابراین یک درجه زمانی درست برابر چهار دقیقه به وقت امروز می شود.
در بابل نیز مطابق معمول،‌سال ابتدا قمری بود. اما برای همین سال قمری،‌کبیسه گرفتند و به سال قمری – شمسی تبدیل شد. در این سرزمین پهناور و کهن که تمدن هایی بسیار کهن را در بر دارد، حساب‌های نجومی و گاه‌شماری‌هایی بسیار رایج بود که به موجب کتیبه ها و اشارات این مآخذ، دو نوع مبدأ و مأخذ در محاسبه مورد عمل بوده. در کهن ترین گاه شماری، دوازده نام ماه، با دوازده نام خدایان نامزد بود. سال از آغاز پاییز شروع می شد. هر ماه سی و بیست و نه روز داشت و هر چند سالی یک بار، برای اعتدال، یک ماه کبیسه می کردند. این گاه شماری تا سه هزار سال پیش از میلاد قدمت دارد.
شکل دیگر گاه شماری از شهرهای نیپور و بابل بوده، در حالی که گاه شماری فوق باید از شهر و مردم کهن اور ur بوده باشد. در بابل و نیپور، سال ها از بهار شروع شده و ۳۶۰ روز بوده است. بعدها این دو گاه شماری ادغام و ترکیب شد و سال گونه ای شد که دو آغاز داشت در هر شش ماه اول بهار و اول پاییز، چنانکه در ایران نیز چنین شد. بزرگترین جشن بابلی ها که از جنبه های قیاسی با نوروز یا مهرگان ایرانیان جالب توجه است در آغاز بهار، یعنی در اولین دیدار هلال پس از اعتدال ربیعی شروع شده و به نام سومری زگموک یا اکیتو نامیده می شد. این جشن در ابتدا،‌ در آغاز پاییز برگزار می شد که بعدها به الول انتقال یافت. این جابه جایی جهت تغییر آغاز سال بود که زمانی از فصل سرد یا پاییز شروع می‌شد، اما بعداً آغاز سال را در اول اعتدال ربیعی و بهار قرار دادند. در ایران نیز چنین وضعی به وجود آمد و رواج داشت. مدت برگزاری این جشن پنج روز بوده است، اما همیشه به طور محتوم پنج روز نبوده و کم و زیاد می شده است. البته کم نه بلکه تا ده و یازده روز افزایش می یافتند. برخی از پژوهندگان معتقدند که پنج روز اضافی سال را، پس از ۳۶۰ روز بابلی ها جشن می گرفتند که همان خمسه ی مسترقه ی ایرانیان یا پنجه ی دزدیده است. اما چون تا ده و یازده روز افزایش می یابد، اغلب محققان برآنند که این کم و زیاد شدن ایام بر اثر حساب روزهایی است که از پایان سال تا آغاز اعتدال ربیعی و بهار در تقویم و شمار روزها پیدا می شده است. این جشن شباهت زیادی به جشن فروردگان یا فروردینگان ایرانی دارد که آن هم در آغاز بهار یا آغاز نوروز برگزار می شد.
د)کبیس
چنانکه گذشت، هنگامی که ایرانیان خواستند کبیسه کنند و جبران مافات نمایند و حساب ایام و فصول را نگاه دارند، آغاز اعتدال ربیعی و یا بهار واقعی با نوزدهم فروردین مصادف شد و روز نوزدهم را جشن ساختند و نوروز گرفتند. قدمت جشن بابلی زگموک یا اکیتو به هزاره ی سوم پیش از میلاد مسیح می رسد و با جشن سکاها که بروسوس از آن یاد کرده و عید پوریم یهودیان نیز شباهاتی بسیار داراست. در این جشن که با مسخرگی همراه بود، مراتب و مقامات و مناصب، دیگر وجود نداشت و همه یکسان می شدند و چه بسا به موجب کتیبه های کهن مربوط به هزاره ی سوم پیش از میلاد در بین النهرین، مراتب و مقامات معکوس می شد. در ایران نیز مقارن با بهار و آغاز اعتدال ربیعی چنین رسمی رایج بوده است که آنرا در نوشته های فارسی کوسه برنشین و در اصطلاح نویسندگان عرب رکوب الکوسج می شناسیم. ثعالبی در کتاب ثمار القلوب و ابوریحان بیرونی و مسعودی در آثار خود از این اسم یاد کرده اند که مقارن با نوروز و بهار،‌ کوسه ای را بر خر نشانده و چون مهتری در کوی و برزن می‌گرداندند و شادی و مسخرگی می کردند.
بابلی ها روش های چندی برای حساب کبیسه داشتند. سال را ۳۶۰ روز حساب می کردند. در هر شش سال ماهی به نام وادار می افزودند. اما با این حال در هر شش سال، یک روز و یازده ساعت کسر می‌آمد و به همین جهت در هر ۲۴ سال باز یک ماه دیگر اضافه می کردند. اما ایرانیان در هر ۱۲۰ سال این کار را می کردند که دور بزرگ کبیسه‌شان ۱۴۴۰ سال می شد و دور بزرگ کبیسه ی بابلی ۱۴۶۰ سال که دقیق تر می باشد. در بابل هر ماه به شش قسمت پنج روزه و سال به هفتاد و دو خمشتو تقسیم می شد. در ایران عصر ساسانی نیز تقسیم هر ماه به شش بخش پنج روزه معمولی بوده است. در کتاب الماسن و الاضداد،‌می خوانیم که این نوع تقسیم منسوب به جمشید می باشد. در بابل هر ماه با سه نام ویژه که مربوط به سه روز می شد و ماه را به سه قسمت غیر مساوی تقسیم می کرد، از هم جدا می شد. در روزشماری تقویم ایرانی نیز سه نام (دی) که نام و عنوان خداوند است، ماه به سه بخش غیر مساوی تقسیم می‌شود. در تقویم بابلی این سه روز، روزهای هفتم، پانزدهم و بیست و ششم است و در تقویم ایرانی، هشتم، پانزدهم و بیست سوم. بعضی روزها نحس بودند و بعضی سعد که در زمان ساسانیان و پیش از آن نیز در روزشماری ایرانی و بلکه اغلب ملل و اقوام رایج بود. شبانه روز به شش گاه مساوی تقسیم میشد که شبانه روز در ایران نیز به پنج گاه بخش می شد. بابلی ها در دوران اخیر خود، پس از دورانی که هر ماه را به شش بخش پنج روزه تقسیم می کردند‌، به هفته قایل شدند.
د)پیشینه گاه شماری بابلی
گاه شماری بابلی در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد از طرف آشوری ها اقتباس شد. یهودیان نیز در دوران اسارت در بابل،‌این گاه شماری را اخذ کردند. چنان به نظر می رسد که آشوریها کبیسه نمی کردند و آغاز سال شان یک تا دو ماه پیش از اعتدال ربیعی بوده. سال آنان ۳۶۰ روزه و هفتاد و دو قسمت پنج روزه بوده است. اما به موجب قراینی که در کتابخانه ی آشوربانی پال به دست آمده، آثار هفته ی هفت روزه نیز در حساب شماری شان موجود است. آشوریها پس از آنکه گاه شماری بابلی را اخذ کردند، آغاز سال را بهار و اعتدال ربیعی قرار دادند. در آغاز سال جشنی بزرگ برپا می‌کردند و در بیرون پایتخت در محلی به نام خانه ی اکیتو گرد می آمدند و مراسمی در آنجا چون آنچه که در درباره‌ی بابلی‌ها گذشت انجام می دادند. بابلی ها و آشوریها نیز هر روزی را به نام یک فرشته می نامیدند و اخیراً در شمار الواحی که از دوران آشوربانی پال پیدا شده، نام این فرشتگان موکل بر روزها شناخته شده است.
در مورد اختر شناسان بابلی، مجموعهای از٣٠ ستاره را به عنوان مرجع در موقعیت آسمانی در نظر می‌گرفتند و در یادداشتهای نجومی خود موقعیت ماه و ستارگان را با توجه به این ستارگان مرجع، شرح میدادند. سیارات نیز به همین صورت مورد توجه بودهاند، اما به دلیل اینک حرکاتشان یک شکل نیست، اختر شناسان بینالنهرین باید روش های ریاضی را به وجود میآوردند که حرکات متنوع سیارات را محاسبه میکردند.
بدون شک، بابلیان هیچگاه نمایه های درستی از حرکات نامنظم ارائه نکردهاند، اما در سلسله های بعدی بین‌النهرین و به خصوص در دوره سلوکی(٣٠١ تا١۶۴ پیش از میلاد) به دنبال مرگ اسکندر، اخترشناسان بابلی(که در این دوره کلدانی نامیده میشدند)توانستند، شتاب و کاهش دورهای حرکت ماه و سیارات که به شکل زیگزاگی بود را تخمین بزنند. آنان این کار را نه با نمودار، بلکه با اعداد انجام دادند و این روش بسیار مفید بود.
ه)اهمیت مراحل ستارگان در کشاورزی
از سنت ها و رسوم کشاورزی قدیم بابل اثری نمانده است. اما از زمان های بسیار کهن فهرست ستارگان و صورتهای فلکی بابلی و آشوری باقی مانده است که بر پایه دوازده ماه سال تنظیم شده اند. در مصر و یونان پیش از تکوین دانش نجوم به رابطه میان رویدادهای آسمانی و فصل های سال پی برده بودند. مراحل ستارگان مانند طلوع صبحگاهی شباهنگ یا غروب صبحگاهی پروین را نشانه ی طغیان نیل یا یادآوری رسیدن فصل شخم زدن می دانستند. این قواعد و دستورهای کشاورزی گام نخست به سوی پیدایش دانش نجوم بوده است.
و)متن « به هر یک سه ستاره »
در زمان سلطنت سلسله ی حمورابی، به سبب بی نظمی در اضافه کردن ماه کبیسه، روز رسمی آغاز سال نو دستخوش آشفتگی و تغییرات بود. بنابراین کشاورزان و روستاییان برای آگاهی بر زمان مناسب کارهای گوناگون کشاورزی، از وضع ستارگان و تغییرات اقلیمی ناشی از گردش فصل ها سود می‌جستند. به همین سبب بود که در گاهشماری رسمی بابل، پس از آوردن نام ماه ها، کاتبان به خود زحمت می دادند تا نام ماه ها را با طلوع ثوابت مربوط سازند. در لوحه ی پنجم از” حماسه آفرینش ” (سطر سوم ) بیان شاعرانه این ارتباط چنین است:
« او (مردوک) سال را آفرید مرزبخش های آن (سال) را جدا کرد. برای هر یک از دوازده ماه سه ستاره را علامت گذارد.»
چندین فهرست از این دوازده بار سه ستاره به جای مانده است که با هم اختلافات جزیی دارند. امروز رسم بر این است که این متن ها را “اسطرلاب” می خوانند، کاتبان آشوری آنها را با نام مناسبتر “به هر یک سه ستاره” می شناختند.
کهن ترین متن بازمانده،‌متن مشهور به اسطرلاب برلین یا اسطرلاب b از آشور است و در حوالی قرن دوازدهم ق.م نوشته شده است. در متن نام ستارگان در سه ستون موازی عمودی، هر ستون شامل دوازده نام ستاره تنظیم گردیده است. گذشته از نام ستارگان، متن حاوی یادآوریهایی درباره وضع نسبی ستارگان، طلوع و غروب آنها و اهمیت و رابطه هر یک از آنها با امور کشاورزی و اسطوره های رایج آن عصر است.
واژه “مول” = ستاره از برابر نام ستارگان، در متن اصلی،‌به قصد اختصار، حذف شده است. ( جز در نام مول مول که بخشی از نام است ). ترکیبات از “ایا” و از “آنو” و از “انلیل” که در متن اصلی در برابر هر یک از نام ها بود در این جدول در بالای ستون قرار داده شده اند. برای املای نام ستارگان از روش لغتنامه سومری گوسمن (gossman) با اندکی ساده گرایی استفاده کردیم. کلمات هجایی اکدی معمولاً با حروف ایتالیک و کلمات سومری و تصویر نگاریها با حروف درشت نوشته می‌شود. در مورد تصویرنگاریها تنها در موارد نادر از گویش سومری آنها آگاه هستیم. نام های “عیلام” و” اکد” و” آمورو” بازتاب وضع و تقسیمات سیاسی در عصر بابل کهن است. پس فرض کهن بودن این فهرست ها پذیرفتنی است. فرض اینگونه توزیع ستارگان در آسمان این سرزمین ها بنیاد علمی و نجومی ندارد. از سوی دیگر تقسیم آنها به ستارگان “ایا” و” آنو” و “انلیل” یعنی منطقه هایی موازی استوای سماوی محققا اساس علمی دارد. پس می توان پنداشت اسطرلاب ها -از این رو که فهرست های کهن را که بر اساس سرزمین ها دسته بندی شده بود دوباره و از نو طبقه بندی کرده است- نمایشگر مرحله ای از علم نجوم است که نسبت به مرحله ی پیشین، پیشرفته تر بوده است.
ز)منظور کدام ستاره ها است؟
برخی از ستارگانی که در اسطرلاب ها ذکر شده اند ستاره نیستند، بلکه سیاره اند.
Dil.bat = دیل.بات = زهره
Sal-bat-a-nu = سال-بات-آ-نو = مریخ
Ud.al-tar= اود-آل-تار = مردوک = مشتری
این مطلب باعث شگفتی زیاد است زیرا سیارگان در ماه های ثابتی از سال پدیدار نمی شوند. پاره ای از ستارگان را، که نام آنها آمده است، به آسانی می توان شناخت زیرا جزو ستارگان منطقه البروج و یا آن صورتهای فلکی می باشند که بعدها در متن های مربوط به رصد سیارگان کراراً نام آنها آمده است.
Hun.ga هون گا حمل ( در اسطرلاب نیامده )
Mul mul مل. پروین
Mash_tab.b.gal.gal ماش. تاب به گل گل جوزا
Nangar نان گر سرطان
Ur.gu.la اور.گو.لا اسد
Lugal لوگال قلب الاسد
Zibanitu زیبانیتو میزان
Gu.la گولا دلو
Gir.tab گیر-تاب عقرب
وسیله ی دیگر برای تشخیص صورتهای فلکی فهرست ستارگانی است که مجموعه ی مل آپین با آن آغاز می شود.
ز-١)مجموعه ی مل = ( ستاره ای ) آپین
به گفته ی ای.اف.ویدنر (e.f.weidner ) مجموعه ی مل آپین که وجه تسمیه آن از مطلع آن گرفته شده است، از سه سر لوحه تشکیل می شود. نسخه ی اصلی اولین لوح را ل.و.کینگ منتشر کرد، به قرن سوم ق.م تعلق دارد. با کمک پنج نسخه ای که از آن در دست است می توان تمام متن را بازسازی کرد. پنج نسخه موجود عبارتند از یک نسخه بابلی جدید و دو نسخه از کتابخانه آشور بانیپال (بنابراین نوشته شده پیش از ۶۱۲ ق.م) و دو نسخه آشور.
نسخه اصلی دومین لوحه به شماره ۹۴۱۲vat از آشور است و به تاریخ ۶۸۷ ق.م. مجموعا هفت نسخه از آن در دست است. سه نسخه از آشور. سه نسخه از کتابخانه آشور بانیپال و یک نسخه از بابل جدید. به علاوه متن هایی در دست است که به صورت یک لوح بزرگ از ترکیب دو لوح بالا تشکیل شده است. از لوح سوم تاکنون تنها بخش کوچکی انتشار یافته است. کهن ترین این نسخه ها، آنکه تاریخ ۶۸۷ ق.م را دارد، از آشور است. اما قرائن فراوانی بابلی بودن مجموعه را ممکن می سازد. در پشت یکی از متن ها جمله ( استنساخ شده بابلی ) خوانده می شود.
لوح اول شامل بخش های زیر است:
١.فهرست سی و سه ستاره از” انلیل”، بیست و سه ستاره از” آنو “و پانزده ستاره از” ایا”
٢.تاریخ طلوع صبحگاهی سی و شش ستاره ثابت و صورت فلکی
٣.ستاره هایی که به هنگام غروب دیگر ستارگان طلوع می کنند.
۴.تفاوت های میان طلوع صبحگاهی بعضی از ستارگان برگزیده.
۵.رویت ستارگان ثابت در مشرق و در مغرب.
۶.فهرست چهارده ستاره زیک پو ziqpu
٧.رابطه میان اوج ستارگان زیک پو و طلوع صبحگاهی آنها.
٨.ستارگان واقع در مسیر ماه
لوح دوم شامل بخش های زیر است:
٩.خورشید، سیارگان و مسیر ماه
١٠.شباهنگ، اعتدالین و انقلابین
١١.طلوع صبحگاهی بعضی دیگر ثوابت
١٢.سیارگان و دوره های آنها
١٣.چهار گوشه ای آسمان
١۴.فصل های نجومی
١۵.شیوه های کبیسه گری بابلی
١۶.جدولهای شاخص خورشیدی
١٧.طول پاس شب در اولین و پانزدهمین روز ماه و دوره های رویت ماه.
١٨.تفؤل های مربوط به ثوابت و ستاره های دنباله دار.
از ظواهر امر چنین بر می آید که مجموعه ی مل آپین تقریبا شامل تمامی دانش نجومی زمان از قرن هفتم ق.م بوده است.
ز-٢)فهرست ستارگان
همان گونه که ا.شات یادآور شده است سرآغاز مجموعه ی مل آپین همانند نظام اسطرلاب است. ام در ضمن به نحوی آشکار آن را تکمیل می کند. نخست دو فهرست جداگانه را جانشین دستگاه نارسای دوازده بار سه ستاره می کند. از یک سو فهرست ستارگان “انلیل” و “آنو ” و”ایا”، از سوی دیگر فهرستی از طلوع های صبحگاهی. نخستین فهرست شامل سی و سه ستاره ی” انلیل” و بیست و سه ستاره “آنو” و پانزده ستاره” ایا” است. با آنکه آگاهی های متن درباره موقعیت نسبی آنها معمولا برای تعیین هویت آنها کافی نیست اما سر نخهای لازم را به دست می دهد. به عنوان مثال صورت زیر ستارگان” آنو” از این قرار است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

    • ستاره iku، اقامتگاه «ایا» : نخستین ستاره از ستارگان «آنو»

 

    • آن ستاره که در برابر ستاره ایکو است : ستاره shi-nu-nu-tum = ( ستاره shim-mah )

 

    • ستارگانی که در پشت ستاره ایکو هستند : ستاره لوهون گا، ایزد دموزی ( تموز )

 

  • مل مل ( پروین ) ایزد هفت گانه، ایزدان نیرومند و غیره

 

هر دو صورت فلکی آخری «لون-هون-گا» و« مل، مل» را از متن های بعدی خوب می شناسیم که حمل و پروین (ثور) هستند. بنابراین این دو بایستی متعلق به منطقه واحدی از آسمان باشند به گونه ای که حمل از راست به چپ، دنبال «ایکو» است. از بخش دوم همین متن اطلاع دیگری درباره ی طلوع صبحگاهی «ایکو» به دست می آوریم. پس می توان حدس زد که «ایکو» مربع فرس اعظم بوده باشد.
با همین شیوه در می یابیم که شی نو نو توم (shinunutum) معادل شیم ماه (shim mah) صورت فلکی برابر ایکو بایستی حوت جنوب از منطقه البروج باشد با ستارگان £ و I از فرس اعظم. کار تطبیق صورتهای فلکی را با مل آپین نخست بتسولد bezold و کوپف kopefe و کوگلر انجام دادند. پژوهشگران بعدی نتایج حاصل از جستجوی آنان تایید کردند، ولی گاهی نکاتی را واضح تر و دقیق تر توضیح دادند. حاصل همه ی این پژوهش ها آنکه می توانیم صورتهای فلکی زیرین را علاوه بر آنچه پیش از این آوردیم با قاطعیت تشخیص دهیم:

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*