پایان نامه رایگان حقوق : قوانین موضوعه

دانلود پایان نامه

نمیشمردند.
قرآن کریم دارای افقهای بیانتهایی است که به تدریج یکی پس از دیگری آشکار میشوند.قرآن به گونهای است که امام رضا(ع)در پاسخ فردی که پرسید: چرا هر چه قرآن نشر و تدریس میشود بر لطافت آن افزوده میشود؟
حضرت در پاسخ فرمود: «ان الله تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید و عند کل قوم غض الی یوم القیامه» خداوند قرآن را برای زمان و یا مردم خاصی قرار نداده است.از این رو قرآن در هر زمانی جدیدوتا روز قیامت برای هر قومی دارای لطافت است همچنان که ملاحضه، میشود امام رضا(ع)در این حدیث فقط به موضوع جاودانگی قرآن اشاره نکرده بلکه به رمز جاودانگی و لطافت دائمی آن که هیچ گاه غبار کهنگی و پژمردگی روی آن نمینشیند نیز اشاره کرده است.
پیامبر اسلام(ص)اولین کسی است که اندیشه بشر را به این ویژگی توجه داد و بیان کرد که این ویژگی از مهمترین ویژگیهای قرآن است.آنجا که در وصف قرآن کریم میفرماید: «قرآن، هم ظاهر دارد و هم باطن.ظاهر آن فرمان و باطن آن علم است.ظاهر آن زیبا و باطن آن عمیق است وعمق آن نیز عمق دارد(لایههای عمیق و متعددی از معارف در آن پنهان است)
شگفتیهای آن قابل شمارش نیست و تازگیهای آن کهنه نمیشود.در آن چراغ های هدایت و نور حکمت است.
3-10- قانون و قانونگزاری یا تشریع احکام و روش پیامبر اکرم (ص)در آن
قانونگزاری یا تشریع عمدتا پس از مهاجرت پیامبر از مکه به مدینه آغاز گردید .مجموعه آیاتی که متضمن احکام عملی است،آیات و احکام، حدود چهارصد آیه از کل قرآن است .این آیات به صورت تدریجی وبر مبنای مصالح و مقتضیات زمان فرود آمد و چنانچه اگر سازگاری قوانین و احکام و تشریع آنها با مقتضیات زمان ارتباطی نداشت، پس از تثبیت عقاید، به صورت یکجا فرود میآید.
ولی چنانچه کتب اسباب نزول و تاریخ تشریع و کیفیت آن، نشان میدهند هر یک از احکام و قوانین همراه با تناسب وضع گرویدگان اولیه یا حوادثی که رخ میدهد، فرود میآمد .یکی از نشانهای رعایت مقتضیات زمان، وجود احکام امضایی واحکامی است که در چند نوبت و متناسب با حال و هوای موجود تشریع گردید .مانند: حکم تحریم شرب خمردر چند نوبت که نخست در هنگام برگزاری نمازمورد نهی واقع شد وفرمودند: یا ایها الذین آمنو لا تقربوا الصلات وانتم سکاری حتی تعلمون ها تقربون وسپس به طور کلی حرام گردید: یا ایها الذین آمنو نما الخمر و المیسر …رجس من عمل الشیطان فاجتنبوهو نیز برخی از آیات فقهی متضمن قانونی است که عمل به آن در بین اعراب یا مسلمانان اولیه معمول بود ولی ابطال آن با زمان سازگار نبود نخست مورد تایید و امضا قرار گرفت، مانند: والذین یتوفون ویذرون ازواجا وصیه لازواجهم متاعا الی الحول که زنانی که همسرشان وفات میکرد یک سال عده نگه میداشتند، اسلام نیز آن رسم را نخست مورد امضا و تائید قرار داد ولی چون هنگام تغییر آن فرا رسید حکمی که امروز به آن عمل میشود جایگزین آن گردید.
از مطالب ذکر شده میتوان نتیجه گرفت که پاسخگویی به نیازهای متغیر و موضوعات جدید، در چارچوب فقه سنتی و معیارهای آن باید با ملاحظه نقش زمان و مکان انجام گیرد .
انسان موجودى سیّال و متحرک بوده، ابعاد و مظاهر متعدد زندگى او هیچ گاه چهره ثابتى نداشته است.هر مکتبى که به فکر سامان دادن به زندگى متغیّر انسان بوده اما به تغییرات او اهمیتی نداده است، پس از مدت کوتاهى از سر راه قافله بشر عقب زده شده و جز نامى از آن در تاریخ نمانده است.
از سوى دیگر تعالیم و قوانین اسلام ثابت و جاودانه است.از این رو یکى از مباحث قابل تأمل براى دین شناسان در مبحث خاتمیّت مشکل هماهنگ سازى میان دین ثابت و احوال متغیّر انسان است.اگر انسان همواره در تغییر است و باید قالبهاى نوینى براى زندگىاش ارائه شود ختم نبوت و توقف وحى چگونه تفسیر مىشود؟

قانونگزاری اسلام براساس فطرت آدمی استوار است و فطرت از امور ثابت و لایتغیّر است ؛ و لذا تضادی بین دین و خلقت انسان(فطرت اوّلیه)وجود ندارد.بر این اساس شبهه تضاد ثابت ومتغیّر دفع میشود.فطرت دستخوش تغییر و تبدیل نمیگردد تا مثلاً در زمان ما دین و مقرراتی نوین بطلبد.عمل به همان دین نیاز وی را برمیآورد.
مرحوم علامه طباطبایی در پاسخ به این سؤال که آیا اسلام میتواند جهان بشریت را با وضع حاضر اداره کند با تکیه بر فطرت و وضعیت قانونگذاری اسلام و توجه آن به واقعیات این دین را برای همه زمانها قابل اجرا دانسته و میفرماید:«اسلام یعنی راه فطرت و طبیعت؛ همیشه راه حقیقی انسان در زندگیاش است و با این وضع و آن وضع تغییر نمیکند.»
تفاوت اساسی میان قوانین بشری و قوانین الهی همین نکته است.قوانین بشری )برخلاف مکتب اسلام( طبق خواست اکثریت و میل و احساسات و عواطف زودگذر تدوین یافته است و از این رو هیچ یک از قوانین بشری دائمی یا طولانی مدت نیست.اما قوانین الهی ریشه در نهاد و فطرت آدمی دارد و همواره ثابت و جاوید است و نیازهای اصیل انسان را برمیآورد.اموری مانند نحوهخوراک،پوشاک، مسکن، نیازهای ناپدیدار و متغیرند اما اصل نیاز بر خوراک و مایحتاج ضروری همواره ثابت است.همچنین اموری مانند عدالت مساوات، اخلاق، نیاز به قانون و نظم، هیچ گاه کهنه شدنی نیست و اسلام همیشه روی همین نیازهای ثابت مهر زده است.اما نیازهای متغیّر را تابع قوانین ثابت قرار داده است و این از اعجاز دین مقدس اسلام است برخی از قوانین مطابق فطرت که همواره ثابت بوده و هیچ گاه تغییر نمییابد از این قرار است:
– حرمت دروغگویی و معرفی آن به عنوان کلید زشتی ها «- ویل یومئذ للمکد بین مرسلات »
– تحریم غیبت
– حرمت شرب خمر )که دانش امروز به مفاسد آن پی برده است( تحریم زنا (چه این امر در همه عصرها موجب تطهیر جامعه از زشتیها ناپاکیها و امراضی چون ایدزاست.(
– ترغیب به ازدواج برای سلامت روح فرد و جامعه.
– احترام به والدین )که در کنار امر به توحید به آن توصیه شده است)
– اصل علم جویی )که این قانون در هیچ زمان و مکان و تمدنی تغییر نمیکند و آنچه تغییر میکند
مقررات است؛ یعنی نحوه و کیفیّت علم آموزی، نوشت افزار و امثال آن(
– رابطه انسان با خداوند “یعنی پرستش و عبودیت«و ما ا مروا الاّ لیعبدوا اللّه مخلصین له الدین “.
– و نیز حرمت سرقت، حرمت ربا، تشریع قصاص و….
نتیجه آن که سیستم قانونگذاری اسلام براساس فطرت انسانها استوار است.
3-11- مفهوم ثبات و تغییر
از بحث های مقدماتی و ضرروری این باب، شناسایی ماهیت ثبات و تغییّر در حیطه احکام اسلامی است.
بهتر است سؤال کنیم که چه چیز در حال تغییر است و چه چیز دائمی و همیشگی است؟ آیا زمان و مکان در حال تغییر است و این دو ظرف وجودی موجب تغییر احکام الهی میشوند؟ یا اینکه علوم در حال تکامل و پیشرفت هستند؟ آیا نه زمان و نه مکان و نه علوم بلکه شیء ثالثی درحال تحول وتکامل است که در تطورات اجتهاد و احکام شریعت نقش ایفا میکند؟ زمان از حرکت پدید میآید و ماهیتی متحول دارد اما در عین حال یکنواخت است.مدار کرات آسمانی هرگز تغییر نکرده است و از بدو پیدایش تا زمانی که نظام برپاست هر کدام در مدار خاص خود در حرکت هستند: «کل فی فلک یسبحون » اما تحولات اجتماعی و دگرگونی هایی که با این سرعت و شکل پدید میآیند نمیتوانند ناشی از اختلاف زمان و مکان باشند.این تغییر و تحول را به حقایق نیز نمیتوان نسبت داد.حقایق در ظرف وجودی خود قرار دارند و نظام هستی با نظام خاص خود در چرخش است و موجودات از خواص ویژه خود بهرهمندند خواه کسی به این حقایق علم داشته باشد یا نداشته باشد؛ پس تغییر و تکامل نمیتواند به حقایق موجود مستند باشد.
آنچه در حال تغییر تکامل و تنزل است، ارتباط انسان با این حقایق است.فرهنگ انسان در حال تغییروتحول است.اگر انسان به ویژگیهای نظام و موجودات آگاهی پیدا کند جامعه از رشد و تعالی برخوردار خواهد شد و اگر از اسرار حقایق بیخبر باشد در بیخبری و جهل و تباهی به سر خواهد برد؛ لذا آنچه درحال تغییر است فرهنگ انسانها است و آنچه باعث پدید آمدن تحولات اجتماعی و مطرح شدن نیازهای جدید میشود فرهنگ متحول انسانهاست.فرهنگ و نفوس انسانهاست که با کشف حقایق عالم چنین تغییرات شگرفی را در زمینه های ارتباط صنعت تکنیک هنر و بهداشت و … پدید میآورد و همین تغییرات است که در ابعاد گوناگون فقه و اجتهاد و احکام تأثیر اساسی دارد نه حقایق موجود در نظام تکوین.
پس آنچه که متغیر است بعد اجتماعی انسان و نوع ارتباط او با سایر موجودات و طبیعت است ؛ به عبارت دیگر بعد مادی وجود انسان، از این خاصیت مادی، یعنی تغییر پذیری و عدم ثبات، مستثنی نیست.فلذا تمام امور مربوط به جنبه مادی انسان نیز دستخوش این خصیصه خواهد بود؛ یعنی آنها نیز تحت شمول قانون«عدم ثبات و تغییر «قرار دارند.از آن جمله میتوان به احکام و قوانین موضوعه اشاره کرد .
اما آنچه که ثابت است، حقیقت وجود انسان یا به عبارت دیگر، بعد غیر مادی او یعنی فطرت و روح الهی اوست که به لحاظ غیر مادی بودن، از خصوصیات ماده )از جمله تغییر ( بدور است.این همان چیزی است که همه انسانها در همه اعصار و بلاد، در وجود چنین چیزی با یکدیگر مشترکند وتغییری در آن مشاهده نمیشود.سرشت بنیآدم،همان فطرت الهی اوست که فرمود:«و نفخرت فیه من روحی »(ص،72)از این قبیل احکام و اصول ثابت در شریعت اسلام، فراوان میتوان برشمرد که از آن جمله:
«عدم تغییر پذیری شریعت در عبادات»است عبادات، موضوعاً و حکماً، تغییرپذیرنیست، بلکه برای همیشه و همه کس ثابت، یکسان ویکنواخت هستند.به دو دلیل عمده در این زمینه میتوان اشاره کرد:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه حقوق : دفاع مشروع

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1- آیاتی که بر عدم تغییرپذیری شریعت در عبادات )موضوعاً و حکماً( دلالت میکنند، از قبیل:
«ان الصلاه کانت علی المؤمنین کتاباً موقوتا »و«کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذ ین من قبلکم »

2- تلقی موضوع و حکم در عبادات که از طرف شارع است؛ بدان معنا که عبادات موضوعاً وحکماً از طرف شارع مقدس، تلقی میگردد.همانگونه که اصل در تکلیف و مشروعیت عبادت باید از جانب شرع رسیده باشد، همچنین نحوه انجام آن و کیفیت و کمیت آن نیز باید از ناحیه شرع تلقی گردد و هیچگونه دخالتی در آن نمیتوان کرد.
بر طبق این دو دلیل ثابت میشود که احکام عبادی اسلام )در مقام اثبات( به هیچ وجه دستخوش تغییرو دگرگونی نمیگردد و موضوعات آن علیالدوام همچنان برقرار است.اما در مقام ثبوت، نیز واقع امر چنین است و هرگز در اصل عبادت و فروع آن تغییری حاصل نمیشود؛ زیرا نوع انسان به گونهای طرح ریزی شده است که نیایش و نیاز به پرستش به عنوان یکی از ارکان اساسی وجود اوتعبیر گردیده است و جزئی از روح انسان است؛ جزئی لاینفک که گسستن آن محال است.ریشه ثبوت احکام عبادی را باید در ثبوت واقعی آن در وجود انسان جستجو کرد و یافت.
این گونه موارد متفق علیه است و همه فقهاء بر آن تأکید دارند؛ حتی کسانی که تحول و تغییر در احکام
شریعت را غیر قابل اجتناب میدانند قبول دارند که اصل عبادات و وجوب دائمی آن مستثنی است.
3-11-1- احکام ثابت و احکام متغیر
« اسلام مقررات خود را به دو قسم متمایز و جدا از هم تقسیم مینماید: مقررات ثابت و متغیر.مقررات ثابت مقررات و قوانینی است که در وضع آنها واقعیت انسان طبیعی در نظر گرفته شده، یعنی طبیعت انسانی اعم از شهری و بیابانی و سیاه و سفید و قوی وضعیف و در هر منطقه و در هر زمانی بساط زندگی خود را پهن کند؛ خواه ناخواه با یک رشته نیازمندیهایی روبرو میشوند که باید برای برطرف ساختن آنها قیام کنند و نظر به اینکه ساختمان وجودی آنها یکی است و در خواص انسانیت یکی میباشند، بدون تردید حوائج ونیازمندیهای آنها نیز مشترکا یک طبیعت داشته ومقررات یکنواخت لازم دارند.»
اسلام در مرحلهی تشخیص تفصیلی همین نظر یک سلسله اعتقادات و یک رشته اخلاق و یک عده قوانین به عالم بشریت پیشنهاد نموده است و آنها ر ا حق لازم الاتباع معرفی نموده و دین غیرقابل تغییر و تبدیل آسمانی نام میگذارد.البته در عین حال که اجزای هر یک از این سه مرحله: اعتقاد اخلاق، احکام با اجزای دیگر و مرحلههای دیگر کمال ارتباط را دارد و با دستگاه عظیم آفرینش نیز کاملاً منطبق است.
بنابراین، انسان یک رشته احکام و مقررات ثابت و پابرجا که به اقتضای نیازمندیهای ثابت طبیعت او وضع شود، لازم دارد، همچنین به یک رشته مقررات قابل تغییر و تبدیل نیازمند است و هرگز اجتماعی از اجتماعات انسانی بدون اینگونه مقررات حالت ثبات و بقا را به خود نخواهد گرفت، زیرا پر واضح است که زندگی همان انسان طبیعی که نظر به ساختمان ویژهی خود ثابت و یکنواخت است نظر به منضمات مکانی و زمانی پیوسته با حالت تحول و تکامل مواجه و با عوامل انقلابی و شرایط رنگارنگ زمان و مکان کاملاً دست به گریبان است و تدریجاً شکل خود را عوض نموده و خود را بر محیط تازه منطبق میسازد این تغییرو اوضاع حتماً تغییر مقررات را ایجاب مینماید.
بنابراین احکام و قوانینی که کوچکترین تغییری از نظر حکم الهی نمییابند احکام ثابت هستند و مقرراتی که در عین این که حکم شرعیاند تابع شرایط بوده و با دگرگونی شرایط حکم عوض میشود، احکام متغیر هستند.
3-11-2- چگونگی تأثیرزمان و مکان بر احکام
تأثیر زمان و مکان در اجتهاد و تغییر احکام هرگز به معنای دگرگون ساختن احکام و اختراع حکم جدید به صورت علت و سلیقهای نیست؛ چرا که «حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرامٌ الی یوم القیامه »
اصل اوّلیه اشتراک همه افراد در همه زمانها و مکانها نسبت به احکام شریعت و عدم نسخ و تغییراحکام است.امّا این که زمان و مکان چگونه زمینه و مقدمه تغییر حکم میشود،چند فرض مطرح است که بعضی از صور، نامعقول و باطل و برخی صحیح است.
ابتدا باید گفت که معنای تآثیر زمان و مکان بر احکام، تبعیت از ذوق و سلیقه مردم که به تناسب ازمنه و امکنه متفاوت است نمی باشد.مجتهد حق ندارد ذوق و دلخواه اکثریت را ملاک قرار دهد؛ چه، در این صورت اگر مثلاً جوّ جامعه اختلاط زن و مرد را بدون رعایت موازین شرع بپسندد فقیه نیز حکم به روا بودن آن باید بکند! یا به همین جهت در وجوب حجاب تشکیک کند و…چنین مطلبی بر خلاف روح اسلام است و وظیفه علما مبارزه با بدعتها و امیال نامشروع است، نه مهر تأیید به پای آنها زدن.
لذا به بهانه عقب نماندن از قافله تمدن و ترس از برچسبهای ناروا نمیتوان احکام دین را به بازی گرفت.قوانین اسلام بدون مجامله باید مورد عمل قرار گیرد؛هر چند که با ذوق وسلیقه بعضی خوش نیاید.همچنین تأثیر زمان و مکان به معنای تطبیق دین با پدیدههای نوظهور نیست؛ زیرا اینکار خاضع ساختن دین و هویّت احکام اسلام در برابر دگرگونیهاست.
حال با توجه به مطالب بالا میخواهیم به صورت مستقل به چگونگی تأثیر زمان ومکان در احکام اشاراتی داشته باشیم.
«تبدیل بدل کردن چیزی به چیز دیگر ویا چیزی را جانشین چیز دیگر کردن است .اگر حکمی در اثر عوض شدن شرایط، تبدیل رخ دهد، اگر آن شرایط برداشته شود حکم به صورت قبلی خود برمیگردد اما در تغییر، اگر حکم در اثر شرایط زمانی و مکانی عوض شود، با برداشتن شرایط، حکم به زمان قبل ازبوجود آمدن شرایط بر نمیگردد.
3-11-2-1-تاثیر زمان و مکان در تبدیل حکم اولیه به حکم ثانویه

گاهی زمان ومکان به معنای عام موجب تغییر موضوع به طور کلی میشود یعنی موضوع مبتدل میشود و به
اصطلاح فقهی استحاله میشود در این صورت حکم قبلی موضوع، میرود وحکم جدید جایگزین آن میشود و به اصطلاح حکم قبلی در این مورد سالبه به انتفاء موضوع میشود.البته این بدان معنی نیست که حکم قبلی نسخ شود بلکه به صورت قضیه حقیقیه پابرجاست و هرگاه موضوع آن محقق شود، جاری میشود.مانند استحاله سگ درنمکزار و انتقال خون انسان به حیوان و یا مانند زمانی که عضوی از بدن یک انسان مرده مثل کلیه یا پوست یا…را به بدن انسان زنده پیوند میزنند و…..
3-11-2-2- تاثیر زمان و مکان در تغییر حکم اولیه به حکم ثانویه
اگر شرایط زمانی و مکانی به طوری بر موضوع اثر کند که آن را از حالت و طبیعت اولیه خود خارج کند به طوری که یکی از عناوین و قواعد ثانویه شامل آن

دیدگاهتان را بنویسید