پایان نامه با کلمات کلیدی مفردات قرآن، سوره بقره

دانلود پایان نامه

شد، ژولیا کریستوا پژوهشگر فرانسوی در سال 1969 از بررسی آثار داستایوسکی و باختین آن را استنباط نمود و آن عبارت از مجموع رابطههای موجود بین یک متن ادبی با متنهای دیگر است. علی رغم اینکه مفهوم تناص در سالهای اخیر شناخته شده، ولی توجه زیادی از سوی پژوهشگران غربی به این پدیده صورت گرفت. بعد از این بود که ناقدان معاصر عرب با این واژه آشنا شدند ولی ترجمه یکپارچهای از اصطلاح (INTERtEXTUAlITE) ارائه نکردند برخی آن را به اسم تناص و برخی دیگر با نام نصوصیه و گروه سوم آن را به تداخل متنها ترجمه نمودند. (آلن، 1380، 3)
در واقع مفهوم بینامتنیت ، در نقد عربی جدید با تغییرات شناخته شدهای که تصور متن و نظریهاش را در بر میگیرد به وجود آمد؛ و در شیوه بررسی موضوع متنی به سوی هویت متن، کشیده شد با علم به اینکه نوشتههای نقد عربی با این مفهوم در اواخر دهه هفتاد قرن بیستم آشنا شد. و شاید محمد بنیس شاعر مغربی اولین کسی بود که این مفهوم را به کار برد و در کتاب خود “ظاهره النص الشعری فی المغرب” (پدیده متن شعری در مغرب) که در سال 1979 منتشر شده آن را ذکر کرده است؛ تا جاییکه میبینیم بنیس، مفهوم بینامتنیت را مانند اداتی برای مطالعهی خارجی متن بررسی شده به کار برده است.

3-37 بینامتنیت در ادبیات عرب
اگر ادبیات عربی و گفتههای نقد قدیم و جدید را مورد بررسی قرار دهیم آشکار میشود که گذشتگان از موضوع بینامتنیت غافل نبودهاند بلکه در پی بررسی مفهوم و طرح مسائل آن به شیوههای متعدد بودهاند؛ و نامهای فراوانی برای آن در سطح مفهومی و کاربردی، مخصوصاً در حیطهی شعر قرار دادهاند و اشارههای مستقیم و غیر مستقیم از دورهی جاهلی به آن کردهاند و این نشان میدهد ادبیات عربی قدیم به این پدیده آگاهی داشته است.
بسیاری از گذشتگان تناص را تحت عنوان سرقتهای ادبی میشناختند اگر چه آنها مفهوم تناص را به این اسم نمیشناختند ولی این پدیده را تحت عنوانهای متعددی مثل: تضمین، سرقتهای شعر، اقتباس، احتذاء و … میخواندند. (مهدر، 1389، 23)
به گفتهی احجیوج “ابن رشیق”، در کتاب “قراضه الذهب فی اشعار العرب” به این اشاره دارد که منبع و مرجع هر سخنی، سخن قبل از خود میباشد اگرچه از حاشیهها و پی نوشتها برتر باشد. حازم قرطاجانی در تصنیف خود “منهج البلغاء و سراج الادباء” به نوع تعامل نویسنده با متنهای قدیمی اشاره میکند و بیان میکند که نویسنده در نوشتههای خود، به شیوههای زیر، از نوشتههای دیگران استفاده میکند: با بیان کردن آن سخن، یا قسمتی از آن با اندکی تصرف. همچنین “متنبی” میگوید: هیچ شاعر جاهلی و شاعر اسلامی نمیشناسم مگر اینکه الگو گرفته، تقلید کرده و معانی اشعار را جذب نموده باشد. (احجیوج، 2006، 2)
“جاحظ” میگوید که معانی، در راه رها شده و بین مردم عمومی شده و امکان ندارد به شخص معینی نسبت داده شود. (جاحظ، ج1، بیتا، 132)
نظرات روشنی از برخی نقاد وجود دارد که دلالت آشکاری بر آگاهی نقاد قدیم از مفهوم بینامتنیت جدید دارد اگر چه آنها خود به اصطلاح بینامتنیت آگاهی نداشتند. از آن جمله میتوان به نظرات ابوعلی الحاتمی اشاره کرد که از أحمد بنأبی طاهر نقل کرده است: “سخن عرب به هم در آمیخته است، متن حاضر از متن غایب گرفته میشود و اگر به بررسی و تفحص آثار ابداعی بپردازیم و نگاهی به متقدمان و متأخّرانی که دارای فراست و طبع شعری و بلاغی هستند بیندازیم میبینیم که سخنشان از آمیختن به سخن دیگری سالم نمانده است… و هرکسی گمان کند که کلامش با سخن دیگری التباس ندارد، دروغ گفته است و امتحان کردنش وی را به رسوایی میکشاند… و اگر بیننده نگاهی به معانی شعری و بلاغی هر شاعر، در بهرهگیری از سخن دیگری بیندازد، متوجّه میشود معانیای که کسی قبل و بعد از آن استفاده ننموده بسیار بسیار اندک هستند.” (حاتمی، 1979، ج 2، 28)

3-38 انواع تناص
تناص اشکال متعددی دارد:
1- تناص دینی: تناص قرآنی و حدیث شریف را در بر میگیرد.
2- تناص قرآنی: ادیب متن قرآنی را اقتباس میکند و آن را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در اثر خود بکار میگیرد. تناص قرآنی شامل تناص لفظی و معنوی میشود؛ و تناص لفظی، شامل تناص جمله و کلمه مفرد میشود و همچنین تناص با حدیث شریف، لفظی و معنوی را در بر میگیرد. تناص اسلوبی با قرآن کریم نوع دیگری از تناص قرآنی است.
3- تناص ادبی: تناص ادبی، ادبیات و داستانهای ملتهای قدیم و جدید را در بر میگیرد.
4- تناص تاریخی: تناص تاریخی، استفاده از وقایع، حوادث، آثار،کلمات تاریخی و غیره را در بر میگیرد.
5- تناص وثائقی: این نوع، در نثر بیشتر از شعر وجود دارد. مانند روایت و سیره. این نوع تناص شامل به کارگیری خطابهها، وثیقهها یا اوراق دیگری مانند نامههای شخصی یا اخوانیات در متن اصلی است. (العامری، بیتا، 8)
انواع دیگر تناص:
تناص خارجی: عبارت است از رابطهای که میان یک متن با متون دیگر برقرار است؛ و در واقع حاصل برخورد یک متن با متون دیگر غیر از متنهای اصلی نویسنده است.
تناص داخلی: عبارت است از ارتباط میان اجزای مختلف یک با یکدیگر؛ و یا حضور متن غایبی از آن خود شاعر در دیگر متنش میباشد. (سیفی، 1390)

فصل4
بررسی بینامتنیت قرآنی(تناص)
در کتاب مقامات حریری

فصل چهارم بررسی بینامتنیت قرآنی در کتاب مقامات حریری

4-1 درآمد
با بررسی مقامات حریری ملاحظه می‌شود که حریری مقامات خویش را
با استفاده از آیات نورانی‌ قرآن کریم، به بلاغت و فصاحت و شیوایی آراسته می‌کند.
بینامتنی بین مقامات حریری و قرآن کریم از نوع بینامتنی خارجی است و در این پایاننامه تلاش بر آن است تا چگونگی تأثیر متن غایب (قرآن کریم) بر متن حاضر (مقامات حریری) مورد بررسی قرار گیرد. به‌طور کلّی این تأثیر به چهار بخش: 1- تأثیر مفردات و الفاظ قرآنی 2- تأثیر آیات یا قسمتی از آن 3- تأثیر مفاهیم قرآنی 4- تأثیر الفاظ و مفاهیم، تقسیم می‌شود.

4-2 تأثیر مفردات و الفاظ
کلمات و الفاظ زیادی از قرآن در مقامات حریری جلوه‌گری می‌کند که در این بخش به برخی از آنها اشاره می‌شود. در این موارد حریری از مفردات قرآن بهره جسته و به شیوایی کلام خویش افزوده است:

4-2-1 المثانی
حریری در مقامه دیناریه مینویسد: فَفَتَحتُهُ بِالدینَار الثَانی و قُلتُ لَهُ عَوِّذهما بالمَثانی: به او دیناری دیگر دادم و گفتم هر دو را به سبع مثانی تعویذ کن. (حریری، 1364، 32)
در این عبارت لفظ” مثانی” برگرفته از آیه 87 سوره حجر میباشد.خداوند سبحان در قرآن کریم میفرماید:
((لَقَد آتَینَاکَ سَبعاً مِن المَثَانی القُرآنَ العَظیم)): و به راستی به تو سبع المثانی(سوره فاتحه) را عطا کردیم. (حجر/87)

4-2-2 فؤاد أُم موسی
حریری در مقامه کوفیه مینویسد: و جِراب? کفؤاد أم موسی: دارای انبانی همانند دل مادر موسی (حریری، 1326، 46)
در این عبارت لفظ “فؤاد أم موسی” برگرفته از آیه 10 سوره قصص است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا)): دل مادر موسی از صبر خالی شد. (قصص/10)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهشهرستان مشهد، اقتصاد کشور، ارباب رجوع

4-2-3 أُم القری
حریری دربخش دیگری از مقامه کوفیه مینویسد:
و حُرمَهِ الشَّیخ الّذی سَنَّ القِری و أسَّسَ المَحـجُـوجَ فِی ِِِِِِِِِأُمِّ القُرَی (حریری، 1326، 47)
در این عبارت لفظ “ام القری” بر گرفته از آیه 92 سوره انعام میباشد. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((لِتُنذِرَ أُمَّ القُرَی وَ مَن حَولَهَا)) : و برای اینکه (مردم) ام القری(=مکه) و کسانی را که پیرامون آنند هشدار دهی. (انعام/92)

4-2-4 إنّا للّه
حریری در مقامه برقعیدیه مینویسد: اِنا لِلّه و أُفَوّض أمری الی الله: همانا از خدا هستیم و کار خود را به او وا میگذاریم. (حریری، 1326، 65)
این عبارت برگرفته از الفاظ قسمتی از آیه 156 سوره بقره است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ)): ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مىگردیم. (بقره/156)

4-2-5 السماء و الأرض
حریری در مقامه دمشقیه مینویسد: أُقسِمُ بالسَّماء ذات الأبراج و الأرض ذات الفِجاج: به آسمان دارای برجها و زمینهای دارای راههای وسیع و گشاد سوگند یاد میکنم. (حریری، 1326، 110)
این عبارت برگرفته از الفاظ آیه 1 سوره البروج و آیه 12 سوره الطارق است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ)): سوگند به آسمان آکنده ز برج (البروج/1)
((وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ )): سوگند به زمین شکافدار [آماده کشت] ( الطارق/ 12)

4-2-6 سواد الوجه و البیض
حریری در مقامه بغدادیه مینویسد: یَومَ وُجُوه الجَمعِ سُود? و بیض?: و در آن روزی که صورتهای مردم سیاه و سفید میشود. (حریری، 1326، 121)
این عبارت برگرفته از الفاظ آیه 106 سوره آل عمران است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ فأمَّا الّذین اسوَدَّت وُجُهُهم)): [در آن] روزى که چهره‏هایى سپید و چهره‏هایى سیاه گردد. ( آل عمران / 106)

4-2-7 اصحاب الکهف
حریری در مقامه مغربیه مینویسد: و تَألّفنا ألفَهَ أصحابِ الکهف: و همانند انس و الفت اصحاب کهف با هم انس گرفته بودیم. (حریری، 1326، 146)
این عبارت برگرفته از الفاظ آیه 9 سوره کهف است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَبًا )): مگر پنداشتى اصحاب کهف و رقیم [=خفتگان غار لوحه‏دار] از آیات ما شگفت بوده است. (کهف/9)

4-2-8 المصابیح
حریری در مقامه صوریه مینویسد: عُصبه? کمصابیح اللیل: گروهی را دیدم که همچون چراغهای شب بودند. (حریری، 1326، 285)
این عبارت برگرفته از الفاظ قسمتی از آیه 5 سوره الملک است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ )): و در حقیقت آسمان دنیا را با چراغهایى زینت دادیم. (الملک/5)

4-2-9 الإنشقاق
حریری در مقامه حجًریه مینویسد: و تلا رُدْنُهُ سورهَ الانشقاق: و آستینش سوره انشقاق را خواند. (حریری، 1326، 478)
این عبارت برگرفته از لفظ سوره الانشقاق است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((الانشقاق)): (لفظ سوره انشقاق)

4-2-10 ألَنَّا له
حریری در مقامه شتویه مینویسد: أَلَنّا لَهُ القولَ: کلاممان را برای او نرم کردیم. (حریری، 1326، 435)
این عبارت برگرفته از الفاظ آیه 10 سوره سبأ است. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
((وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ)): و آهن را براى او نرم گردانیدیم. (سبأ/10)
در شواهد و نمونههایی که مورد بررسی قرار گرفت، حریری در یازده مورد از الفاظ آیات قرآن بهره گرفته و مقامات خویش را بدان زینت بخشیده است.

4-3 تأثیر آیات قرآن
در بررسی مقامات حریری چنانکه ملاحظه می‌شود، حریری نه تنها از مفردات قرآنی استفاده کرده بلکه در بعضی مواقع عین آیات قرآن یا قسمتی از آن را در
متن مقامات خویش به ‌کار گرفته است. وی از آیات قرآن بسیار بهره برده که در ذیل، به شرح و توضیح آن خواهیم پرداخت.
حریری در مقدمه مقامات مینویسد: فَقُلتَ و أنتَ أصدقُ القائلین و ما أرسَلناکَ إلَّآ رَحمهً لِلعالَمین: تو که صادقترین گویندگانی فرمودی ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان رحمتی برای جهانیان. (حریری، 1364، 11)
این عبارت بر گرفته از آیه 107 سوره انبیاء میباشد. خداوند در قرآن کریم چنین میفرماید:
((و ما أرسَلنَاکَ إلّا رَحمَهً لِلعَالَمینَ)): و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. (انبیاء/107)
حریری در بخشی از مقامه حلوانیه مینویسد: فَلَم یَکُن إلّا کَلَمحِ البَصَر أو هُوَ أقرَبُ: نبود مگر چون چشم بر هم زدنی یا نزدیکتر. (حریری، 1364، 25)
این عبارت برگرفته از قسمتی از آیه 77 سوره نحل میباشد. خداوند در قرآن کریم چنین میفرماید:
((للّه غَیبُ السَموات و الأرضِ و ما أمرُ السَاعَهِ إلّا کَلَمحِ البَصر أو هو أقرَبُ)): و نهان آسمانها و زمین از آن خداست، و کار قیامت جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیکتر از آن نیست. (نحل77)
حریری در مقامه اسکندریه مینویسد: و اصبِرَا علَی کَیدِ الزَمان و کَدِّه فعَسَی اللَّهُ أن یأتِیَ بِالفَتحِ أو أمرٍ مِن عِنده: و صبر کنید بر کید و مکر روزگار و سختی آن، بدان امید که خدای عزَّ و جل پیروزی یا کاری از نزد خود بیاورد. (حریری، 1364، 65)
این عبارت برگرفته از آیه 52 سوره مائده میباشد. خداوند در قرآن کریم چنین میفرماید:
((فَعَسی اللّهُ أن یأتیَ بالفَتحِ أو أمرٍ مِن عِندهِ)): امید است خدا از جانب خود فتح یا امر دیگری را پیش آورد. (مائده/52)
او در مقامه کرجیه مینویسد: فَلَا تَعجَل بِلومٍ هو ظُلمٌ و لا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِه عِلمٌ: در سرزنش کردن عجله مکن که آن ستمکاری است و در پی آنچه که بدان آگاه نیستی مرو. (حریری، 1364، 203)
عبارت “لا تقف ما لیس لک به علم”برگرفته از آیه36 سوره اسراء میباشد. خداوند در قرآن کریم چنین میفرماید:
((وَ لا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِه عِلمٌ)): و چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن. (الإسراء/36)
حریری در مقامه حلوانیه درباره ظن و گمان مینویسد: اِنَّ بعض الظَنِّ اِثم?: همانا بعضی از گمانها گناه است. (حریری، 1326، 24)
این عبارت برگرفته از قسمتی از آیه12 سوره الحجرات است. خداوند در قرآن کریم چنین میفرماید:
((إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ )): پاره‏اى از گمانها گناه است. (الحجرات/12)
حریری در مقامه مراغیه مینویسد: فَأتِ بِآیه? اِنْ کُنْتَ مِن الصادقینَ: برای اثبات ادعای خود نشانه و معجزهای بیاور اگر از جمله راستگویان باشی. (حریری، 1326، 56)
این عبارت برگرفته از قسمتی از آیه 154 سوره الشعراء است. خداوند در قرآن کریم چنین میفرماید:
((مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآیَهٍ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ)): تو جز بشرى مانند ما [بیش] نیستى اگر راست مى‏گویى معجزه‏اى بیاور. (الشعراء/154)
حریری در مقامه ساویه مینویسد: لمثل هذا فَلْیَعملِ العاملون: تلاشگران باید برای چنین نعمت و پاداشی تلاش کنند. (حریری، 1326، 97)
این عبارت برگرفته از آیه 61 سوره الصافات است. خداوند در قرآن کریم چنین میفرماید:

دیدگاهتان را بنویسید