پایان نامه ها و مقالات

دانلود پایان نامه ارشد درباره ارزش افزوده، توسعه بازار، معاملات بورس، بازار سهام

حساسیت، نشان دادند که این یافته ها استوار هستند.
یه و همکاران (2013)61 در مطالعه نشان دادند که ساختار مالی با هر دو رشد اقتصادی و نوسانات به طور قابل توجهی مرتبط است. نتایج نشان داده است که به طور طبیعی، رابطه مثبت است و نشان می دهد که کشورها ی مبتنی بر بازار از رشد سریع تری در اقتصاد برخوردارند اما در بلند مدت از نوسانات اقتصادی رنج
می برند. بر این اساس، آن ها با توجه به شواهد موجود، نتیجه گرفتند که معماری سیستم مالی اقتصاد برای عملکرد بخش واقعی مهم است. آن ها در این مطالعه از داده های 40 کشور در دوره زمانی 1960 تا 2009 استفاده کرده اند. در مطالعه توسط هوانگ و همکاران (2014)62، به منظور تکمیل کار سترل و گامبر (2001) و راداتز (2006)، بررسی کردند که ایا ساختار بانکی، توسعه مالی را ایجاد و هر گونه اثری بر نوسان رشد صنعت اعمال می کند. نتایج آن ها نشان داد که تراکم بانک، نوسان رشد صنعت را بزرگ تر می کند اما نوسان بخش هایی که نیاز بیشتری به نقدینگی خارجی دارند را کاهش می دهد. هوانگ و همکاران (2014)63 در مقاله ای با عنوان “ایا نوسان توسعه مالی بر نوسان رشد صنعت تاثیر گذار است؟ ” با استفاده از کار راداتز (2006) نشان دادند که 1) شواهد بسیاری این دیدگاه را که نوسانات صنایعی که نیاز به نقدینگی بیشتر دارند توسط نوسانات توسعه مالی افزایش می یابد را پشتیبانی می کنند. 2) اثر مثبت نوسانات مالی بر نوسانات صنعت اساسا از طریق افزایش رشد ارزش افزوده هر شرکت و تعداد شرکت ها ایجاد می شود. 3) هر دوی نوسانات بخش بانک و بازار همبستگی مثبت با نوسانات بالای رشد صنایع دارد که این در تضاد با مطالعاتی است که نشان می دهد عموما ساختار مالی موضوع مهمی نیست.
همان طور که ادبیات تجربی در دسترس نشان می دهد، با وجود مطالعات گسترده در این زمینه، مطالعه ای پیرامون چگونگی اثر گذاری نوسانات توسعه مالی بر نوسانات رشد بخش صنعت ایران در داخل یا خارج از کشور صورت نگرفته است.
2-6- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی ایران به دفعات از سوی محققین مورد مطالعه قرار گرفته است. اما آنچه که کمتر به آن توجه شده است فاکتورهای تاثیر گذار برنوسانات رشد صنایع است. لذا جدید بودن وجنبه نوآوری این مطالعه توجه به مقوله ارتباط میان توسعه بخش مالی و نوسانات رشد صنایع در ایران می باشد.
2-7- وضعیت نظام مالی ایران
با توجه به نیاز بخش صنعتی به تأمین منابع مالی برای بلند مدت، بازارهای مالی به ویژه بازار سرمایه
می تواند نقش اساسی برای افزایش تولیدات صنعتی برعهده داشته باشد. مالکیت بخش دولتی و گستره ی فعالیت های این بخش موضوع مهم اثرگذار بر بازارهای مالی ایران و شکل گیری بخش صنعتی است. منابع سرمایه گذاری بخش صنعتی ارتباط مستقیمی با بازارهای مالی تأمین کننده وجوه مورد نیاز سرمایه گذاری دارد. ارتباط بین بخش صنعت و بازارهای مالی شامل ارتباط متقابل محیط مالی و بخش صنعت است. محیط مالی اثرگذاری متغیرهای کلان مالی را نشان می دهد که علاوه بر اثرپذیری از متغیر های کلان اقتصادی مانند نرخ تورم، نرخ ارز، سیاست های پولی و مالی تحت تأ ثیر خط مشی عمو می، قوانین و مقررات مربوط به تأمین مالی کشور است .همچنین مسیرهای ارتباطی بخش مالی و بخش صنعتی را می توان به وسیله خدمات واسطه ها و نهادهای مالی، سیاست های اعتباری و بازار سر مایه تبیین نمود. طی دهه های گذشته همواره بانک ها در راستای سیاست های دولت، بخشی از سپرده های جذب شده در قالب تبصره های تکلیفی ارائه می کردند که بر تخصیص منابع مالی در بخش صنعتی اثر داشته است. تجمیع در تسهیلات تکلیفی علاوه بر شفاف سازی چگونگی توزیع اعتبارات فوق، سبب گردید که در برنامه سوم توسعه به طور متوسط سالانه مانده این تسهیلات نسبت به ارقام مصوب 1378 سالانه10 درصد کاهش و در برنامه چهارم نیز مانده تسهیلات فوق نسبت به ارقام مصوب سال 1383 به طور متوسط سالانه 20 % کاهش یابد. از شیوه های دیگر هدایت اعتبارات به سوی بخش های مختلف اقتصادی تعیین نرخ سود تسهیلات برای این بخش ها بوده است. این نرخ ها بر چگونگی تخصیص منابع مالی و متغیرهای کلان اقتصادی اثرگذار است. به طوری که پایین تر بودن نرخ سود واقعی سپرده ها نسبت به نرخ تورم بر کاهش انگیزه سپرده گذاران اثر می گذارد و می تواند از جانب دریافت کنندگان تسهیلات به دلیل پایین بودن نرخ تسهیلات نسبت به نرخ تورم موجب تشدید تقاضا برای وجوه شود. از زنجیر های دیگر ارتباطی بین بازار سرمایه و بخش صنعتی در چارچوب فعالیت های بازار بورس قابل تبیین است.
به طور کلی، بازار مالی در ایران به دو بخش عمده بازار سرمایه و بازار پول تقسیم می شود. بازار سرمایه به نوبه خود به دو بازار اولیه و ثانویه تقسیم می شود. در بازار اولیه تشکیل سرمایه صورت می گیرد و سهام منتشر شده برای اولین بار معامله می شود. در بازار ثانویه اوراق بهاداری که در بازار اولیه فروخته شده بود مورد داد و ستد قرار می گیرد. اما بازار پول شامل نهادهای متعدد پولی می باشد. در کشورهای در حال توسعه، بانک ها مهم ترین بخش بازار پول را تشکیل می دهند. در نظام های مالی که بر پایه بازار سرمایه و اوراق بهادار هستند؛ پس اندازکنندگان منابع مالی خود را از راه خرید انواع اوراق تجاری به واحدهای متقاضی منابع مالی ارائه می کنند. این شیوه به سرمایه گذاری مستقیم نیز موسوم است اما در روشی که بازار پول و بانک ها مجری نظام مالی هستند؛ پس اندازکنندگان به واسطه موسسا
ت
پولی اقدام به ارائه تسهیلات به بخش های خصوصی و عمومی می کنند. این شیوه به سرمایه گذاری غیرمستقیم نیز موسوم است. یک مرور اجمالی به وضعیت بازار بورس اوراق بهادار در ایران و مقایسه آن با نقش بانک ها، بر بانک پایه بودن نظام مالی ایران صحه می گذارد. نمودار (2-1) نشان می دهد که دارایی بانک ها نسبت به ارزش معاملات بورس سهم بیشتری را در تولید ناخالص داخلی دارند.

شکل2-1. مقایسه نقش بانک ها و بازار سهام در نظام مالی ایران
منبع: بانک مرکزی

در ادامه شاخص های توسعه مالی از منظر بخش بانکی و بازار سهام و هم چنین ارزش افزوده کل تولیدی کشور در قالب نمودار بصورت مجزا نشان داده می شود.

شکل 2-2. مانده تسهیلات نظام بانکی به بخش خصوصی تقسیم بر GDP
منبع: بانک مرکزی

شکل 2-3. حجم نقدینگی تقسیم بر GDP
منبع: بانک مرکزی

شکل2-4. ارزش معاملات بورس تقسیم بر GDP
منبع: بانک مرکزی

شکل2-5. سهم ارزش افزوده صنعت از کل ارزش افزوده تولیدی بر GDP
منبع: بانک مرکزی

2-8- خلاصه فصل
در این فصل ادبیات مربوط به توسعه مالی و اثرات آن بر رشد و نوسانات رشد و پیشینه فعالیت های صورت گرفته دراین زمینه مورد مطالعه قرار گرفت تا چگونگی ورود مقوله نوسان توسعه مالی به نوسان رشد صنعت شفاف گردد. همچنین در فصل آتی روش و نوع مدل اقتصادی سنجی که قادر به بررسی رابطه همبستگی بین متغیرهای توسعه مالی و نوسانات توسعه مالی و نوسان رشد صنایع را داشته باشد ارائه
می گردد.

فصل سوم

روش شناسی تحقیق

3-1- مقدمه
دستیابی به هدف‌های علم یا شناخت علمی میسر نخواهد شد، مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرد. به عبارت دیگر یکی از مشخصه‌هایی که تعیین کننده‌ی اعتبار و ارزش یک فعالیت تحقیقاتی می‌باشد، روش و ابزاری است که محقق در انجام پژوهش خود در پیش گرفته است. اتخاذ روش پژوهش مناسب علاوه بر اینکه محقق را در رسیدن به نتیجه های محکم‌تر و قابل اتکاتر یاری می‌دهد، روند پیشرفت پژوهش را بسیار تسهیل می‌نماید. در این فصل چگونگی انجام تحقیق جهت رسیدن به اهداف مطالعه بیان می‌گردد. بدین جهت مطالب این فصل در سه قسمت ساختار مدل، برآورد مدل و روش های همجمعی به صورت زیر ارائه می‌گردد. در قسمت ساختار مدل تحقیق به بررسی مدل و تعریف متغیرها و خصوصیات این مطالعه از نظر جامعه و نمونه آماری، نوع داده‌ها، روش جمع‌آوری داده‌ها و متغیرها مورد استفاده بیان می‌گردد. همچنین در قسمت مدل تحقیق با توجه به اهداف تحقیق و متغیرهای مورد استفاده معادله‌ای که توانایی تشریح رابطه بین متغیر وابسته با متغیرهای مستقل را داشته باشد ارائه می‌گردد و در نهایت با توجه به ویژگی‌های مدل و داده‌های مورد استفاده نحوه برآورد و تخمین ضرایب بیان می‌گردد.
3-2- ساختار مدل
ما این فرضیه که ایا توسعه مالی می تواند در کاهش نوسان صنایعی که نیازمند نقدینگی زیاد هستند موثر باشد، را با استفاده از داده های ایران مورد بررسی قرار می دهیم. برای انجام این کار ما از رگرسیون ارائه شده توسط راداتز (2006) و هوانگ و همکارانش (b2014) استفاده نمودیم که نوسان صنایع (اندازه گیری شده با انحراف استاندارد ارزش افزوده) را در تعامل با صنایع نیازمند به نقدینگی بالا و توسعه مالی کشور
(محاسبه شده بوسیله سطح اعتبار خصوصی به تولید ناخالص داخلی) مورد بررسی قرار می دهیم.
(3-1)
در این معامله نشان دهنده انحراف استاندارد رشد ارزش افزوده واقعی صنعت است و مقدار ثابت معادله و اندازه گیری میزان نقدینگی مورد نیاز صنعت بوسیله متغیر نشان داده شده است، اندازه توسعه مالی کشور می باشد و نشان دهنده نوسان توسعه مالی کشور است، مجموعه ای از عوامل اضافی تعیین کننده نوسانات است و خطای تصادفی است. و پارامترهای مورد نظر برای براورد هستند. در وقع این دو پارامتر اثر تعامل بین توسعه مالی و نوسانات ناشی از آن و نقدینگی را، بر روی نوسانات رشد بخش صنعت نشان می دهد. به عبارتی می توان گفت که اگر توسعه مالی به سمت کاهش نسبتا بزرگی در نوسانات بخش وابسته به نقدینگی بالا هدایت کند بنابراین این پارامتر منفی و معنی دار خواهد بود.
راداتز (2006)64 این پارامتر را منفی بدست آورد که موید این نظریه است که توسعه مالی نوسانات صنایع وابسته به نقدینگی بالا را کاهش می دهد.
(3-2)
معادله (3-2) مشابه با معادله (3-1) می باشد اما با این تفاوت که نشان دهنده توسعه بازار سرمایه می باشد. در معادله (3-2) پارامتر نشان دهنده اثر تعامل توسعه بازار سرمایه و نقدینگی، بر روی نوسانات است که در صورت منفی و معنا دار بودن این پارامتر، می توان نتیجه گرفت که توسعه بازار سرمایه موجب کاهش نسبتا بزرگ نوسانات بخش صنعت وابسته به نقدینگی بالا، خواهد شد. لاریان (2006) و راداتز (2006) استدلال می کنندکه عملکرد خوب بازار سرمایه می تواند نقدینگی مورد نیاز را به منظور هموار نمودن نوسانات فروش و موجودی شرکت ها و رشد ارزش افزوده صنایع، فراهم نماید. بنابراین انتظار می رود پارامتر منفی و معنی دار باشد (هوانگ و همکارانش،b 2014)65.
3-2-1- معرفی متغیرها
در ادامه متغیرهایی که در این مطالعه مورد بررس
ی قرار میگیرد اعم از متغیر وابسته و متغیرهای مستقل به صورت زیر تشریح میگردد:
3-2-1-1- اندازه گیری نقدینگی، توسعه مالی و نوسانات
3-2-1-1-1- نقدینگی
اندازه گیری نقدینگی مورد نیاز شرکت ها با استفاده از داده های ترازنامه و صورت سود و زیان ارائه شده توسط سازمان بورس و اوراق بهادار محاسبه شده است. صورت های مالی به طور مستقیم اطلاعاتی در مورد نیاز شرکت به نقدینگی به منظور انجام فعالیت های خود را ارائه نداده است و تنها مفاهیمی اقتصادی مربوط به سرمایه در گردش در این صورت ها وجود دارد. از این رو ما برای اندازه گیری این متغیرها به طور غیر مستقیم، مطابق با کار راجان و زینگلاس (1996) و راداتز (2006)، پنج شاخص اندازه گیری را معرفی
می کنیم که به علت عدم در دسترس بودن داده یکی از شاخص ها، در این مطالعه ما تنها از چهار شاخص استفاده کردیم.
به منظور اندازه گیری نقدینگی مورد نیاز صنایع ما از روش راجان و زینگلاس (1996) و راداتز (2006) استفاده نمودیم. استفاده از این روش ها نیاز به این فرض دارد که، برخی از صنایع به دلیل تکنولوژی، نیاز بیشتری به سرمایه در گردش دارند. در واقع این فرض را این طور می توان توجیه نمود که اختلاف در تمام صنایع در طول مدت تولید و نحوه عمل آن ها (تولید دسته ای در مقابل تولید پیوسته) که به احتمال زیاد به مسئله فن اوری اشاره دارد، در مورد استفاده شرکت ها از سرمایه در گردش تاثیر گذار است.
اولین شاخص به منظور اندازه گیری نیاز نقدینگی شرکت، نسبت موجودی کالا و مواد به فروش است که نشان دهنده سهمی از فروش است که برای تامین مالی موجودی کالا و مواد، سرمایه گذاری می شود. در واقع بالا بودن این نسبت نشان می دهد که بخش کوچکی از سرمایه گذاری در موجودی بوسیله منافع داخلی تامین می شود و بنابراین شرکت نیاز به سطح بالایی از تامین نقدینگی خارجی دارد (هوانگ و همکاران، b2014 ؛ راداتز، 2006). در میان اجزای سرمایه در گردش ، موجودی برای محاسبه جنبه های تکنولوژی نیاز شرکت به نقدینگی، مناسب است چرا که بدلیل زمان بر بودن تولید کالاها، شرکت ها به سرمایه در گردش نیاز دارند و این منطقی است که فرایند طولانی تر تولید به مقدار بیشتری از موجودی نیاز دارد. اهمیت دیگر تعین سطح موجودی وجود عدم اطمینان در میزان تقاضا است. با این تفسیر، نه تنها اهمیت نسبی موجودی برای تعیین سطح نیاز به نقدینگی یک بخش محاسبه می شود بلکه برای محاسبه نوسانات این نیاز نیز به کار می رود (راداتز، 2006).
دومین شاخص برای اندازه گیری سطح نیاز به نقدینگی چرخه تبدیل وجه نقد66 (CCC) است که به صورت مجموع متوسط موجودی دوره و متوسط حساب دریافتنی دوره منهای متوسط حساب پرداختنی دوره تعریف می شود (راجان و زینگلاس، 1996؛ هوانگ و همکاران،b 2014؛ صمدی و ایمنی، 1392). که با توجه به کار راداتز (2006) و صمدی و ایمنی (1392) ما این نسبت را به صورت زیر محاسبه نمودیم.

(3-3)
سایت Investopediaتوضیح می دهد که این نسبت مدت زمان را بر حسب روز بیان می کند که شرکت
می تواند منابع ورودی را به جریان نقد تبدیل کند. در واقع بیانگر این نکته است که هر چه این دوره زمانی کوتاه تر باشد باعث سوداوری شرکت می شود. سومین شاخص اندازه گیری نقدینگی نسبت هزینه نیروی کار به فروش است که نشان دهنده توانایی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *