دانلود رایگان پایان نامه مدیریت درباره جریان های نقدی

داد. در نتیجه اگر مدیر بخواهد ثبت اقلام زیان ده را باز هم به تعویق بیاندازد، نیاز به استفاده بیشتر از مدیریت عایداتی خواهد داشت. درواقع اگرعملکرد شرکت ضعیف باشد، نمی توان با استفاده از مدیریت عایداتی اوقات ناخوشایند امروز را برای همیشه به تعویق انداخت. بنابراین این عقیده که میزان کم مدیریت عایداتی می تواند خوب باشد نبایدبه عنوان توجیهی برای تهیه گزارشات گمراه کننده وتقلبانه مورد استفاده قرار گیرد. یک مرز ظریف بین مدیریت عایداتی وسوء مدیریت عایداتی وجود دارد. درنهایت این مرز باید توسط هیئت های تعیین کننده استانداردهای حسابداری، کمیسیون ناظر بر اوراق بهادارومراجع قانونی ودادگاه ها مشخص شود. (همان منبع 1389، صص14-11).
فرن و همکاران (1994) دستکاری سود توسط مدیریت به منظور دستیابی به قسمتی ازپیش داوری های مربوط به سود موردانتظار(مانندپیش بینی های تحلیل گران، برآوردهای قبلی مدیریت ویا کاهش پراکندگی سودها) را بعنوان مدیریت سود تعریف می کند. (حبیبی، 1391، ص22)
پیسنل وهمکاران (2005)مدیریت سود رابه عنوان مداخله بااراده درفرآیندگزارشگری مالی بمنظورکسب منفعت شخصی برای سهامداران ومدیران تعریف کرده اند.
تعریف هیلی ووالن (1999) ازمدیریت سود ازمدیریت سود به اینصورت است:«مدیریت سود زمانی رخ می دهد که مدیربرای گزارشگری مالی ازقضاوت شخصی خوداستفاده می کند، واین کارراباهدف گمراه کردن برخی ازسهامداران دربارهی عملکرد واقعی اقتصادی ویابرای تاثیر درنتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارد، انجام می دهد.
همانطور که مشاهده می شود ادبیات تحقیق مدیریت سود فاقد تعریفی پذیرفته شده ازمدیریت سود است. آرتورلویت، رئیس پیشین کمیسیون بورس واوراق بهادارآمریکا، مدیریت سودرااین گونه تعریف می کند. ” مدیریت سود عملی است که موجب می شود، سودگزارش شده بیشترمنعکس کننده‎ی خواسته‎های مدیریت باشد تا عملکرد مالی بنیادی شرکت”. (اعتمادی وهمکاران، 89 13)
این تعریف برجنبه فرصت طلبانه مدیریت تمرکز دارند؛یعنی، مدیریت باانگیزه های سودجویانه اقدام به مدیریت سود می کند وبه طورضمنی بیان می کنند که مدیریت سود موجب کاهش محتوای اطلاعاتی اعداد حسابداری خواهد شد. از سوی دیگر، در برخی دیگر از تعاریف ذکر شده فوق محققان نگاهی آگاهی دهنده به مدیریت سود دارند وآن رابه عنوان دستکاری اعداد سودتوسط مدیران تعریف می کندد که بواسطه‎ی آن اطلاعات خصوصی ومحرمانهی مدیریت درمورد عملکردآتی شرکت به سرمایه گذران منتقل می شود. با پذیرش این تعریف، بایدانتظارداشت مدیریت سود نه تنها موجب کاهش محتوای اطلاعاتی سود نخواهد شد، بلکه این عمل، سرمایه گذاران را در تفسیر بهتر ارقام گزارش شده یاری می رساند. به هرحال فرصت طلبانه بودن مدیریت سود درادبیات تحقیق ازمقبولیت بیشتری برخوردار است (اعتمادی وهمکاران، 1389).

2-2-7-3- روش های ارزیابی مدیریت سود

در ادبیات تجربی مدیریت سود، روش های مختلف برای ارزیابی آن مورد بررسی قرارگرفته که در جدول زیر ارائه شده است (مک نیکولز ، 2000).
تحقیقات طلایه دار، در زمینه شناخت مدیریت سود از طریق برآورد انحرافات سطح طبیعی اقلام تعهدی، سود حسابداری را به اجزاء اقلام تعهدی عادی(غیر اختیاری)، غیر عادی(اختیاری) و جریان های نقدی ناشی از عملیات تجزیه نموده اند.

مدل های اقلام تعهدی انباشته – هیلی (1985)، با استفاده از جمع اقلام تعهدی بعنوان عامل مدیریت سود.
– دی آنجلو (1986)، با استفاده از تغییر در جمع اقلام تعهدی بعنوان عامل مدیریت سود.
– جونز (1991)، با استفاده از جزء باقیمانده رگرسیون جمع اقلام تعهدی با تغییرات (فروش، اموال، ماشین آلات و تجهیزات).
– دیچاو، سلون و اسوینی (1995) [مدل تعدیل شده جونز] با استفاده از جزء باقیمانده رگرسیون جمع اقلام تعهدی با تغییرات (فروش، اموال، ماشین آلات و تجهیزات) که در آن درآمد، از طریق تغییر در حساب های دریافتنی در دوره رویداد، تعدیل می شود.
– کانگ وکریشنان(1995) با استفاده از جزء باقیمانده رگرسیون حاصل از( تفاوت دارایی های جاری غیر نقدی از بدهی های اول دوره) با افزایش تعدیل شده(درآمد، هزینه، اموال، ماشین آلات و تجهیزات).
مدل های اقلام تعهدی خاص -مک نیکولز و ویلسون(1988) با استفاده از ذخیره مطالبات مشکوک الوصول.
-پترونی (1992) با استفاده ازخطای برآوردذخیره زیان درشرکت های بیمه حوادث ودارایی
-بیور و انگل(1996)با استفاده از ذخیره زیان وام ها.
-بی نیش (1997) با استفاده از شاخص های (حاشیه ناخالص سود، دوره وصول مطالبات، کیفیت دارایی ها، استهلاک، هزینه های اداری و فروش) به جمع دارایی ها.
-بیور و مک نیکولز (1998) با استفاده از همبستگی سریال یک سال ذخیره زیان شرکت های بیمه حوادث و دارایی.
رویکرد توزیع فراوانی – بیرگشتالر و دیچیو(1997) با آزمون فراوانی سود های سالانه تحقق یافته نواحی بالا و پایین سود صفر و سود های سال گذشته بیشتر(کمتر) از سود مورد انتظار.
– دی جئورگ و همکاران(1999) با آزمون فراوانی سود های میان دوره ای تحقق یافته نواحی بالا و پایین سود صفر و…
– می یرز و اسکینر (1999) با آزمون این مطلب که آیا افزایش ارقام متوالی سود بر عدم مدیریت سود مورد انتظار فزونی دارد.
(مک نیکولز، 2000)

2-2-7-4- برخی ازمدل های اندازگیری اقلام تعهدی اختیاری جهت بررسی مدیریت سود
اولین تلاش ها در زمینه بررسی مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی، با استفاده از انحراف سطح طبیعی اقلام تعهدی، توسط هیلی در سال 1985، صورت پذیرفته است. او با تجزیه سود حسابداری به اجزاء جریان نقدی عملیاتی، اقلام تعهدی غیر اختیاری واختیاری، از اقلام تعهدی غیر اختیاری بعنوان تعدیلات تجویز شده نهادهای تدوین کننده استانداردهای حسابداری برای جریان های نقدی یاد نموده و اقلام تعهدی اختیاری را تعدیلات مدیریت برای انتخاب جریان های نقدی برشمرده است. یافته های او نشان داده است که در گزارشگری سود، خطی مشی تعهدی با قراردادهای پاداش در ارتباط است و رویه های حسابداری با تعدیل طرح پاداش همبستگی دارد. در همین راستا، دی آنجلو نیز خلال سال های 1986 و 1988 جمع اقلام تعهدی را همانند هیلی1985 تعریف نموده است. نقطه تمایز تعریف او در آن است که او جمع اقلام تعهدی سال قبل را عامل اقلام تعهدی غیر اختیاری تلقی نمود. نتایج موفقیت آمیز پژوهش های او در سال 1988 نشان داده است که اقلام تعهدی اختیاری نسبت به کل اقلام تعهدی از افزایش معنی داری برخوردارند. این جریان جونز را در سال 1991 بر آن داشت تا اعمال مدیریت سود را در زمان نظارت های دولت بر معافیت‎های مالیاتی برای واردات، بررسی نماید. اشاره صریح مقررات معافیت های وارداتی به ارقام حسابداری گزارش شده، طرف های قرارداد را از انگیزه لازم برای مدیریت سود برخوردار می نمود. جونز معتقد بود که مدیریت سود، از طریق استفاده از اقلام تعهدی، تغییر دررویه های حسابداری و تغییر در ساختار سرمایه امکان پذیر است. نتایجیافته های او نشان داد که درزمان حمایت های وارداتی دولت، مدیران شرکت ها اقلام تعهدی سود را کاهش می دهند و بدین صورت سود را مدیریت می نمایند. دیچاو و همکارن 1995با بررسی مدل جونز اعلام نمودند که در مدل جونز، بطور ضمنی فرض بر آنست که اقلام درآمد، نه درزمان برآورد پارامترهای مدل(دوره رویداد) و نه در زمان تخمین مدیریت سود (دوره برآورد) دستکاری نمی شوند. آنان بر این باورندکه در صورتی که شرکت ها مترصد اعمال مدیریت سود در دوره برآورد نباشند و حساب های دریافتنی را در دوره رویداد مدیریت نمایند، اقلام تعهدی مربوط به فروش‎های اعتباری در دوره رویداد غیر عادی محسوب خواهند شد. بنابر این با نقض فرض جونز1991 می توان گفت تغییرات درآمد فروش در دوره برآورد تحت تأثیر مدیریت سود قرار می گیرد و باید تغییرات حساب های دریافتنی را بمنظور تعدیل مدل، از تغییرات درآمد فروش سالیانه کسر نمود و مدل جونز را با توجه به موارد یاد شده تعدیل نمود. نتایجیافته های آنان نشان داد در زمانی که تمرکز بر عملکرد مالی شرکت ها است، مدیریت سود از جانب مدیران شرکت ها اعمال می شود. محققان بر این باورند که بررسی مدل های اقلام تعهدی جونز1991 و مدل دیچاو و همکاران1995، تحقیقات آتی را بر آن داشته تا برای تجزیه و تحلیل مدیریت سود، از الگوهای تعهدی و جریان های نقدی استفاده شود در این راستا سایرین نیز بر این اعتقادند که جریان های نقدی نماینده بهتری برای کنترل و نظارت برعملکردمالی محسوب می شوند. محققان در بررسی و سنجش کیفیت اقلام تعهدی و سود گزارش شده شرکت ها از روش اندازه گیری جدیدی استفاده نموده‎اند در نظر آنان اقلام تعهدی، ضرورتا تعدیلات موقتی هستند که جریان های نقدی را در میان دوره‎های زمانی مختلف جابجا می نمایند. آنان مدل خود را برپایه اقلام تعهدی سرمایه در گردش قرار دادند و اعلام نمودند که جریان های نقدی عموما در جریان یک سال مالی تحقق می یابند و به لحاظ نظری و تجربی بیشتر قابل ردیابی هستند. نتیجه مقایسه مدل ابداعی دیچاو و دیچیو2002 و مدل جونز1991، اندیشمندان را به سوی ابداع مدل ترکیبی ترغیب نموده است. نتایج آزمون مدل ترکیبی که از اقلام تعهدی و جریان های نقدی استفاده نموده، نشان داده است که بکارگیری جریان های نقدی در مدل جونز در کنترل عملکرد مالی شرکت ها و تبیین رفتارهای مدیریت از توانمندی بهتری برخوردار است. (کردستانی، مدافعی، 1391)

2-2-7-4-1- الگوی هیلی (1985):

NDA t =

DA t=TA t – NDA t

(حبیبی، 1391، ص26)
درمعادلهی بالا داریم:
NDA t = بخش غیراختیاری اقلام تعهدی درسال t
TA t= کل اقلام تعهدی
DA t = بخش اختیاری اقلام تعهدی
N = تعدادسالها دردورهی برآورد

2-2-7-4-2- الگوی دی آنجلو(1986):

NDA t = TAt-1/At-2

DA t =TA t – NDA t

(حبیبی، 1391، ص27)

که در مدل های بالا

NDA t= بخش غیراختیاری اقلام تعهدی
TAt-1= اقلام تعهدی دورهی قبل
At-2= کل دارایی های دو دورهی قبل

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

DA t= بخش غیراختیاری اقلام تعهدی
TA t= کل اقلام تعهدی

2-2-7-4-3- الگوی جونز(1991):
همانطور که پیشتراشاره شد جونز در مدلی که در سال 1991 برای بررسی مدیریت سود در واحدهای تجاری ارائه کرد، فرض کرد که اقلام تعهدی غیراختیاری در طول زمان ثابت هستند. در این مدل که سعی در تفکیک اقلام تعهدی اختیاری وغیراختیاری دارد. سعی شده است که تاثیر شرایط اقتصادی یک واحد تجاری براقلام تعهدی غیر اختیاری را کنترل کند. درمدل یاد شده در اولین قدم، ارتباط مجموع اقلام تعهدی برای یک دورهی زمانی مشخص که به دورهی رویداد معروف است، با متغیر های فروش واموال، ماشین آلات وتجهیزات، به شرح زیر برآورد می شود (مشایخی وهمکاران، 1384):

ACCR it = 0 + 1 it + 2 PPE it + it

(بهارمقدم وکوهی، 1389)
در این الگو:

ACCR = کل اقلام تعهدی
تغییردر درآمداز سالt-1 تا سال t (REV t – REVt-1)
PPE = ناخالص اموال، ماشین آلات وتجهیزات در سال t.

2-2-7-4-5- الگوی دیچاو، اسلوان وسوونی(1995)]:
همانطورکه پیش تراشاره شد دیچاووهمکاران شکل تعدیل شده ای ازمدل جونزارایه دادند. به نظر ایشان درمدل جونز بطورضمنی فرض برآن است که اقلام درآمد، نه درزمان برآورد پارامترهای مدل (دوره‎ی رویداد) و نه در زمان تخمین مدیریت سود (دورهی برآورد)، مورداعمال نظرودستکاری مدیریت قرار نمی‎گیرند. آن ها با نقض این فرض تغییرات فروش (درآمد) را دردورهی برآورد، نشات گرفته از مدیریت سود می دانند. بنابراین باواردکردن تغییرات حسابهای دریافتنی به این منظوردرمدل اولیه جونز، “مدل تعدیل شدهی جونز” را ارائه می دهند. (مشایخی وهمکاران، 1384)
ACCR it = 0 + 1] it – it[+ 2PPE+ it
(بهارمقدم وکوهی، 1389)

در این الگو:
تغییردرخالص حسابهای دریافتنی از سال t-1 تا سال t ( RECt –RECt-1)

2-2-7-4-6- الگوی دچو ودیچو (2002):
این مدل در سال 2002 توسط دچو ودیچوجهت ارزیابی کیفیت اقلام تعهدی مورد استفاده قرار گرفت.
ACC t = 0 + 1CFt-1 2 CF t+ 3CFt+1+ t

(حبیبی، 1391، ص29)
درمعادله بالا داریم:

ACC t= مجموع اقلام تعهدی درسال t
CFt-1 = جریان نقدی درسال t-1
CF t= جریان نقدی درسال t
CFt+1= جریان نقدی درسال t+1

2-2-7-5- طبقه بندی مدیریت سود
مدیریت سود می تواند به سه طبقه حسابداری فریب آمیز، مدیریت اقلام تعهدی ودستکاری فعالیتهای شرکت تقسیم شود. حسابداری فریب آمیز مربوط به انتخاب رویه های حسابداری مغایر با اصول پذیرفته شده حسابداری است. در مدیریت اقلام تعهدی، رویه های حسابداری مبتنی بر اصول پذیرفته شده حسابداری می باشد، اما تلاش می شود که عملکرداقتصادی واقعی مبهم نشان داده شود دستکاری فعالیت‎های شرکت زمانی روی می دهد که مدیران فعالیت هایی انجام دهند که آن ها را از بهترین عملکرد منحرف کند تا بتوانند سودهای بالاتری گزارش کنند. حسابداری فریب آمیز و مدیریت اقلام تعهدی با تغییر فعالیت های اقتصادی زیربنایی شرکت همراه نیست؛بلکه از طریق انتخاب روش های حسابداری مورد استفاده جهت ارائه فعالیت های مذکور صورت می گیرد. برعکس، دستکاری فعالیت های شرکت شامل تغییر در عملیات زیربنایی شرکت به منظور افزایش سود دوره‎ی جاری است. برای دستکاری فعالیتهای شرکت روش های متفاوتی وجود دارد به عنوان مثال، کاهش هزینه های اداری، عمومی و فروش؛ افزایش سود غیر عملیاتی حاصل از فروش دارایی های بلند مدت وتولید بیش ازحد. نکته قابل توجه آن است که قصد مدیریت، عامل مهمی در مدیریت سود می باشد به این معنا که اگر شرکتی دارای یکی از شرایط سه گانه فوق باشد، نمی توان آن را به استفاده از مدیریت سود متهم کرد؛ بلکه ممکن است انجام فعالیت های مذکور ناشی از مجموعه فرصت هایی باشد که در اختیار شرکت است. لیکن گاهی مدیران از انجام فعالیت های فوق، قصد مدیریت سود و تأثیر بر نتایج سیستم حسابداری دارند؛ که نسبت به حالت قبلی بسیارمتفاوت می باشد. بنابراین شناخت قصد مدیریت، عامل مهمی در شناسایی مدیریت سوداست. (مجتهدزاده وولی زاده، 1389).
لازم به ذکر است که برای چندین دهه مدیریت سود موضوع اصلی بسیاری ازتحقیقات حسابداری بوده است. دراین رابطه، دردهه های 1970و1980 بیشتر پژوهشگران برتعیین انتخاب های حسابداری تمرکز داشتند. شواهد با این فرضیه که مدیران به دلیل انگیزه های اقتصادی عمدا قواعدحسابداری را به منظور تغییر سود انتخاب می کردند، مطابقت داشت. بااین حال به دلیل وجود اصل

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*