پایان نامه حقوق

دانلود تحقیق با موضوع اعلامیه جهانی حقوق بشر

ن اسلام به جنبههای متعددی از آدمی توجه دارد و هر چند قابلیتهای آدمی را فراتر از نگرشهای اومانیستی بر میشمارد با این حال هنجارها و ارزشهایی را که برای بشر از بدو تولدش ضروری دانسته میشود، نفینکرده بلکه بدانها نیز نیز اعتبار و ارزشی والا میبخشد.(نصیری و مکارم،1392،143) از آنجایی که بشر چند بعدی است بهتر آن است که تمامی ابعادش در نظر گرفته شود، و برای تک تک آنها ارزشی والا قائل باشیم. با کنکاشی در نظام حقوقی اسلام در مییابیم که همهی این ابعاد دارای اهمیت میباشند و در این دین آسمانی ضوابطی برای آنها برنامه ریزی شده است. اما سئوالی اینجا مطرح است مبنی بر اینکه تحقق و اجرای حقوق بشر در اسلام در مقایسه با التزامهای معمول و متداول در فرهنگهای حقوقی از چه امتیاز و مزیتی برخوردار است؟
اسلام علاوه بر سازوکارها و روندهای بیرونی برای تحقق و اجرای حقوق بشر با ارائه تصویری فرا زمینی از رابطه انسان با همنوعانش که همه را در ارتباط با خداوند میبیند پشتوانه و ضمانت اجرایی درونی و معنوی نیز برای انسانها در باره حقوق بشر ایجاد میکند. با بیان کردن معنای حقوق بشر در اسلام بیشتر با واقعیتهای این مسئله آشنا میشویم:
2- معنای حقوق بشر در اسلام
در رویکرد اسلامی، حقوق جزیی از پیکره دین و دارای پیوند بسیار عمیقی و ناگسستنی با دین است. قرآن کریم، زمینههای اجتماعی حاکمیت یک نظام حقوقی را بعنوان فلسفه تشریع دین و بعثت انبیاء مطرح میکند که خود بیانگر جایگاه نظام حقوقی در اسلام است. گویا رسالت اصلی این دین الهی، تحقق بخشیدن حاکمیت نظام حقوقی آن در جامعه بشری میباشد. این دین الهی منزلت ممتازی برای انسان قائل است و همه نعمتهای جهان را در راستای نیل به کمال انسانی، مسخر انسان قرار داده است.
حقوق بشر در جوامع اسلامی علاوه برآنکه در قالب قوانین و مقررات مدونی سر لوحه اعمال و رفتارها و تعاملات افراد قرار میگیرد، از این قابلیت و ظرفیت هم برخوردار است که با تکیه بر آموزهها و باورهای اعتقادی و دینی افراد، از ضمانت اجرایی بیش از آن چیزی برخوردار میباشد که در جوامع غیر دینی و مشخصا غیر اسلامی دیده میشود.(نصیری و مکارم،1392،147)
آنچه حقوق بشر را دارای موقعیت و وضعیتی منحصر به فرد میسازد این است که این حقوق همان گونه که از عنوان آن بر میآید امری است مربوط به وجه بشری انسان و اینکه آدمی فارغ از تمام قید و بندهایی که او را به ناچار در موقعیتها و شرایط مختلف اجتماعی و فرهنگی در بر میگیرد، دارای حقوقی است که باید رعایت گردند.
اهمیت حقوق بشر تا بدان جاست که امروزه هیچ کشور و واحد سیاسی نمیتواند با استناد به حاکمیتش در قلمرو مرزهای ملی به توجیه نقض مواردی از حقوق بشر بپردازد.
گفتاردوم: تعریف حقوق بشر
در این گفتار برای درک بیشتر مفهوم حقوق بشر به ارائهی تعاریفی از این مفهوم از دیدگاههای مختلف میپردازیم.
1- تعریف حقوق بشر از منظر بین الملل
حقوق بشر از جمله مفاهیمی است که تعاریف متعددی از آن ارائه شده است و تعریف واحدی ازآن ارائه نشده است و توافقی در این مورد وجود ندارد و این مفهوم بارها باز تعریف شده و در هر دوره مکتب و صاحب نظری از منظر خود به این موضوع نگریسته و چارچوب آن را تبیین کرده است. به بیان کلی حقوق بشر حقوق بنیادین و انتقال ناپذیری است که برای حیات نوع بشر، اساسی دانسته میشود، یعنی مجموعهای از ارزشها، مفاهیم، اسناد و سازوکارها است که موضوعشان حمایت از مقام، منزلت و کرامت انسانی است.(ذاکریان،192،1383) در تعریفی دیگر حقوق بشر به مجموعه حقوقی که به سکنه یک کشور اعم از بیگانه و تبعه در مقابل دولت داده شود، گفته میشود. در مساله حقوق بشر امر تابعیت نباید دخالت داده شود زیرا این حداقل حقوقی است که انسان در هر جایی که میخواهد باشد، باید دارا باشد. در همین معنی حقوق انسان هم به کار میرود.(جعفری لنگرودی،231،1363) در تعریفی دیگر حقوق بشر را مجموعهای از اصول پذیرفته شدهای که از طبیعت انسان ناشی شده و ذاتی بشر تلقی میگردد عنوان میکنند. (محمودی،18،1385) حقوق بشر، اصول ناشی از فطرت انسان است که با دو ویژگی نیازهای درون ذاتی و استعدادهای بیکران رشد و تعالی در زندگی او پدیدار گشته است؛ یعنی ترکیب این دو ویژگی که شاخص اصل فطرت انسانی است اصولی را ایجاب میکند که از آن به حقوق بشر تعبیر میشود. تنها امتیاز حقوق بشر در این است که نسبت به سایر قواعد حقوقی نقش اساسی و بنیادین دارد و همه قواعد حقوقی باید براساس آن تشریع گردد.
2- حقوق بشر از دیدگاه فلسفی
حقوق بشر توصیف کننده حقوق طبیعی سنتی و حقوق انسان معاصر بیانگر حقوقی است که برای هر فرد به جهت انسان بودن ثابت است.(حبیبی،220،1384)
3- حقوق بشر از نگاه جامعه شناسی
حقوق بشر مجموعه قواعد شناخته شده ای است که در رابطه با رشد شخصیت انسان ضروری بوده و دارای نقش حیاتی می باشد. بنابراین حقوق بشر باید در افراد انسان بیدار شود تا ببینند چگونه زنجیرهای اسارت را از دست و پای خود باز کنند.(ابوسعیدی،207،1345)
4- تعریف لیبرالیستی حقوق بشر
حقوق بشر مجموعه اصول و قواعد حمایتی است که افراد را در عرصه اجتماع و در برابر اقتدار دولت از تعرض مصون می دارد.(عمید زنجانی،1388،27) حمایتی بودن قواعد حقوق بشر بیانگر وجود نوعی تبعیض در نظام های حقوقی است.
5- حقوق بشر در رویکرد دینی
حقوق بشر عبارت از مجموعه امتیازات متعلق به افراد یک جامعه و مقرر در قواعد موضوعه است که افراد به اعتبار انسان بودن و در
روابط خود با دیگر افراد جامعه یا قدرت حاکم با تضمینات و حمایتهای لازم از آن برخوردار میباشند.(سلیمی،81،1391) این تعریف ناظر به حقوق شهروندی است، زیرا حقوق و امتیازات افراد را در قلمرو یک حاکمیت و در روابط داخلی یک جامعه و در برابر اقتدار حاکم مورد تاکید قرار میدهد. حقوقی که در قوانین اساسی کشورها تحت عنوان حقوق ملت یا حقوق مردم تبیین میگردد، در صورتی که حقوق بشر صبغه جهانی دارد و محدود به قلمرو جغرافیایی خاص نیست. حقوق بشر برای هر فرد انسانی از جهت انسان بودن ثابت است، نه از آن جهت که در قلمرو حاکمیت معین زندگی می کند.
دیدگاه اسلام که مبتنی بر فطرت است ویژگیهای ثبات و جهانی بودن حقوق بشر را تامین میکند. اهتمام به این دو ویژگی وجه اشتراک اسلام و اعلامیه جهانی حقوق بشر است چون تعریف حقوق بشر براساس فطرت در واقع به دیدگاه فلسفی بر میگردد و مبتنی بر واقعیت است اگر مراد از ذات انسان که مورد تاکید اعلامیه جهانی حقوق بشر است همان فطرت انسان باشد دو رویکرد به هم نزدیک میشود. با این تفاوت که نگاه اعلامیه جهانی حقوق بشر اومانیستی است ولی دیدگاه اسلام صبغه الهی دارد و مبتنی بر فطرت خدادادی انسان است. در رویکرد اومانیستی حقوق بشر ذاتی است اما در نگرش اسلامی حقوق بشر عطیه الهی است.
حقوق بشر از جمله موضوعاتی است که هدایت و سعادت انسانها در گرو شناخت و رعایت آن است و با روشهای عادی شناخت نیز قابل دسترسی نیست از اینرو حقوق بشر در قلمرو انتظار بشر از دین قرار میگیرد، یعنی تبیین آن را باید جزء انتظارات بشر از دین دانست.
گفتار سوم: مفهوم تاریخی و اجتماعی حقوق بشر

مفهوم حقوق بشر، به رغم برداشت غریزی و شهرت جهانی، در هالهای از ابهام و تردید قرار دارد. چیستی انسان و حقوق بشر از پرسشهایی است که هنوز به پاسخ قطعی و کاملی نرسیده است. در حال حاضر، هرگاه سخن از حقوق بشر به میان میآید، مراد آن دسته از حقوقی است که انسان صرفا به جهت انسان بودن از آن بهرهمند میشود.(لیپیست،611،1383؛ میلر،222،1991)از اینرو کلیهی افراد بشر به طور مساوی از چنین حقوقی برخوردار میگردند.(الترابی،69،2004) حقوق بشر با این نگاه و رویکرد حقوقی است که برای هر فرد، حقی بنیادین یا طبیعی شمرده میشود، در صورتی که کشوری بخواهد در زمره آن دسته از کشورهایی قرار گیرد که تحت عنوان کشورهای متمدن از آنها یاد میشود، باید حقوق بشر در آن به صورتی بنیادین، ضروری و غیرقابل انکار وجود داشته و رعایت شود.
حقوق بشر از جمله مسائلی است که در صحنه جهانی مورد توجه زیادی واقع شده است، محققان بسیاری در اطراف این مسئله به کنکاش پرداختهاند. برخی صرفا مسائل ماهوی را بررسی کرده و برخی دیگر نیز به مسائل شکلی پرداختهاند. بررسی فلسفه حقوق بشر، مبانی، اهداف و منابع از جمله مباحثی است که در زمرهی مسائل ماهوی مطرح میگردد.(راعی،10،1391)
عدهای معتقدند که حقوق بشر مفهومی تاریخی اجتماعی است و از دیدی میتوان آن را نسبی پنداشت یعنی حقوقی که تا به حال جز حقوق بشر قلمداد نمیشدند و اکنون به واسطه طبیعت رو به پیشرفت جامعه بینالملل جز حقوق بشر محسوب میشوند. لذا این حقوق را تابع شرایط زمانی و مکانی قلمداد میکنند. از سوی دیگر هیچ دلیل قابل قبولی وجود ندارد که نشان دهد حقوق بشر غیر قابل تغییرند. مقوله حقوق بشر نیز در مواجه با تغییر است و شعاع دایره آن رو به گستردگی است. در زمان ما حقوق بشر بر پایه ارزش و کرامت فزاینده بشری است اما شکل اصلی در خصوص ارائه معنایی باز از کرامت بشری است که در پذیرش آن اجماع وجود داشته باشد و مکاتب مختلف اعم از مذهبی و فرهنگی آن را پذیرا شوند.(دبیری،1372،177) شاید تعریف زیر به واقعیتهای حقوق بشری بیشتر نزدیک باشد: “حداقل حقوقی که خداوند به انسان از آن جهت که انسان است و فارغ از رنگ، نژاد، زبان، ملیت، جغرافیا، اوضاع و احوال متغیر اجتماعی یا میزان قابلیت و صلاحیت ممتاز و فردی او اعطا کرده است.” (باقرزاده،98،1383)
گفتار چهارم: ماهیت حقوق بشر
حقوق مفهومی انتزاعی نبوده بلکه قراردادی است بین شهروند و دولت، یا شهروند و اجتماع تا بدان وسیله شهروندان بتوانند منویات خویش را در این حوزه به مرحله اجرا در آورند و لذا: “حق تنها در صورتی معنا دارد که امکان اجرای آن وجود داشته باشد و روشن است که برای اجرای هر حقی باید نوعی سازوکار موجود باشد”(موسویان و گلشن پژوه،106،1387) خصلت مهم و کلی جوامع بشری، سیر تحولی و انتقال آن از حالت اجتماع به جامعه به مفهوم واقعی آن است که دارای ویژگی تقسیم کار اجتماعی و نهادینه شدن نهادها و ساختارهای متفاوت در جامعه میباشد و همین عامل خود به مثابه ضمانت اجرا و نیز ابزار تحقق بسیاری از اهداف و منویات جوامع نیز میباشد. این مسئله علی الخصوص در جوامع اسلامی مهم است چرا که این جوامع نیازمند نوسازی نهادهایشان هستند تا بتوانند به نیازهای روز پاسخی مناسب عرضه کنند از آنجا که در پیشینه و گذشته تاریخ جوامع اسلامی، اقتدارگرایی شدیدی در همه عرصهها وجود داشته است، از اینرو طبیعی است که بسیاری مفاهیم مرتبط با مردم و حقوق آنها نیز به حاشیه رانده شده باشد.
گفتار پنجم: فرهنگ حقوق بشر
استناد و ارجاع به فرهنگی خاص و شرایط بومی و محلی نباید توجیهی برای تخطی آشکار از مضامین و مفاد اصلی و مورد وفاق در حوزهای همانند حقوق بشر گردد کما اینکه در دوران گذشته گاهی این چنین بوده است و توسل به اقتضائات و شرایط بومی و گروهی زمینهای برای رد کلی و همه جانبه مسئلهای همانند حقوق بشر گردیده است. خواه این امر از سوی کشوری همچون عربستان سعودی باشد که از امضای اعلامیهی جهانی حقوق بشر به دلیل ناسازگار بودن مفاد آن با قوانین اسلامی خودداری نمود.(پرایس،158،1999) و خواه از سوی متفکران و اندیشمندانی همانند برناردلوئیس و دانیل پاییز باشند که معتقدند اسلام با هنجارها و موازین حقوق بشر در تضاد و تناقض است؛ چرا که اسلام بازتابی از ارزشها و هنجارهای سده هفتم اعراب به شمار میرود. در واقع چنین نظریاتی ماهیتی ایستا و راکد برای اسلام در نظر میگیرند و تنها یک حکم را برای همه زمانها در مورد این دین صادر میکنند.(اکبرزاده و همکاران،2،2008)
گفتار ششم: قرائت حقوق بشر
چون بیان و شیوه طرح مفاد حقوق بشر جدید و نوین بوده است، لذا مسلمانان در نهادهایی خاص نیز اقدام به بیان مسئله در قالب و شکلی نوین نمودهاند. از جمله این موارد اعلامیه حقوق بشری است که از سوی شورای اسلامی اروپا در 19 سپتامبر 1987 مورد تصویب و پذیرش قرار گرفته است.(محمود،164،2003) از سویی همواره وقتی موضوع اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر معاهدات مربوط بدان مطرح میشود، مسلمانان و کشورهای اسلامی تلاش داشته و دارند که بتوانند ملاحظات و به اصطلاح حق شرطهای خودشان را در مفاد مورد بحث مطرح نمایند. این تلاش ها به غیر از مجموعه تلاشهایی است که در قالب مباحث نظری و … انجام شده و میشود تا ثابت کنند زیر بنای اصلی حقوق بشر به شکل مستحکمی در قوانین اسلام مندرج است یعنی آنجایی که انسان به عنوان خلیفه الهی بر روی زمین آفریده می شود.(عمید زنجانی،28،1388)
گفتار هفتم:ارزشهای حقوق بشری
علی رغم اینکه دنیای امروز
با چالشهای مربوط به تعارضات و اختلافات میان ملل متمدن مواجه است و این چالشها، گروههای بشری را تحت تاثیر خود قرار داده، اما همواره لزوم رعایت ارزشهای بشری مورد تاکید میباشد. حقوق بشر گفتمانی است که در درون خود گفتمانهای فرعی دیگری را جای داده است. بیتردید میتوان ادعا کرد مفاهیمی چون حق، آزادی، برابری و عدالت آن چنان ریشه گرفتهاند که هر کدام در جای خود گفتمان پر نفوذی را در عرصه معارف اسلامی تشکیل میدهند.(رزم خواه،10،1391)
گفتار هشتم: نسبت مدرنیسیم و حقوق بشر
مقصود از نوگرایی یا مدرنیسیم، فرهنگ و فلسفهی عصر مدرن است. در واقع مدرنیسته یک دوران و یک پدیدهی زمانمند و مکانمند است و مدرنیسیم فلسفه و جهان بینی این عصر است. به عبارت دیگر مدرنیسته یکی از دورههای تمدن بشری و مدرنیسیم محتوا و رویکرد فلسفی این دوره میباشد. در مورد آغاز دوره مدرنیسته، آراء گوناگون است اما بیشتر پژوهشگران، آغاز آن را از سده 18، همزمان با عصر روشنگری دانستهاند و کسانی نیز آغاز آن را از سده 15 مقارن با دورهی رنسانس دانستهاند.(بیات،517،1381)
فردگرایی، لیبرالیسیم، خردگرایی و علمگرایی، یعنی تمامی آنچه که به عنوان بنیانهای فکری حقوق بشر معرفی شد؛ همه از مولفههای مدرنیسیم هستند و از دل جامعه مدرن بیرون آمدند. بدین ترتیب به طور خلاصه باید گفت که مدرنیسیم زمینهی فکری لازم برای پیدایی حقوق بشر را فراهم کرد. در واقع این طور میتوان تعبیر کرد که حقوق طبیعی بذری بود که مدرنیسیم آن را در برگرفت و حقوق بشر را از آن رویانید از همین رو ناصواب نیست اگر بگوییم که حقوق بشر محصول مدرنیته میباشد.
بخش دوم: تاریخچه حقوق بشر
در این بخش به تاریخچهی حقوق بشر پرداخته میشود تا دریابیم که آیا حقوق بشر از زمان اعلامیه، بر سر زبانها افتاده است یا اینکه قدمتی طولانیتر داشته است؟ و اصولا متنی در این رابطه وجود دارد یا خیر؟ از سوی دیگر روند تدوین اعلامیهی جهانی بررسی میشود تا ببینیم اعلامیهی حاضر چه مسیری را طی کرده است تا توانست به شکل امروزی در بیاید.
گفتار اول: بررسی دیدگاههای مختلف
در این گفتار به بررسی حقوق بشر از سه دیدگاه حقوق طبیعی مدرن، رواقیون و مسیحیان میپردازیم.
1- دیدگاه حقوق طبیعی مدرن
منزلت طبیعت برتر از هیچ یک از مخلوقات دست بشر نیست برعکس، آنان یا برای بشر و آثار بشری از جمله انواع و اقسام مفاهیم عدالت همانند خصلت طبیعی بودن را که در هر عنصری از عناصر واقعیت میتوان یافت میپذیرند، و یا قبول دارند که قلمرو طبیعت و قلمرو آزادی و تاریخ دو امر متفاوت اند که این، به نوع دوگانهبینی ذاتی در این زمینه میانجامد. جهان بشر، جهان خلاقیت بشری، دورادور بر جهان طبیعت مسلط است.(اشتراوس،29،1375)
2- دیدگاه رواقیون

عدالت چیزی نیکوست و آن عبارت است از این که به هرکس چیزی را که شایسته اوست بدهیم. و چیز شایستهی بشر را هم قانون، قانون مدینه تعیین می کند ولی قانون نیز ممکن است احمقانه باشد و از همین رو بد و زیانبار باشد.(اشتراوس،166،1375)
جامعه مدنی اصل شایستگی یعنی عالیترین، که از اصل عدالت چشم پوشی می کند و اصل کاملا مستقل شهروندی را به جای آن میگذارد.

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تعالیم رواقیان در باب قانون طبیعی بر وجود مشیتی الهی و بر مدار عالمی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *