دانش زیست محیطی

محیطی

امروزه، دانش زیست محیطی نه تنها یک ایدئولوژی است بلکه مسئله مهمی در رقابت بازار محسوب میشود که بر رفتار مصرف کننده تأثیرگذار است. دانش زیست محیطی به عنوان دانش عمومی در مورد حقایق، مفاهیم و روابط محیط طبیعی و اکوسیستم هایش تعریف میشود. از این رو، دانش زیست محیطی دربرگیرندهی موارد زیر میباشد:
آنچه که مردم در مورد محیط زیست می دانند، روابط کلیدی ای که منجر به اثرات زیست محیطی شده و مسؤلیت های ضروری برای توسعه پایدار(Mostafa, 2009).
اسچان و هولزر هنگام بررسی اقدامات زیست محیطی دو نوع متفاوت از دانش را مشخص کردند: دانش نظری و عملی. دانش نظری به آگاهیهایی در خصوص مسائل زیست محیطی (مشکلات، دلایل، راه حل ها و غیره) مربوط میشود. دانش عملی، نوعی دانش رفتاری است که میتواند مورد استفاده و عمل قرار گیرد. هینس و همکارانش در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که عمدهترین نوع دانش در پیشبینی عمل زیست محیطی، دانش نظری است(Mostafa, 2009).
دو رویکرد عمده برای سنجش دانش شناسایی شده است: 1- اینکه یک فرد واقعاً چقدر میداند (دانش عینی) و 2- ارزیابی شخصی فرد از میزان دانشش، بدین معنی که شخص فکر میکند چقدر میداند (دانش ذهنی). اگرچه سنجش دانش و آگاهیهای زیست محیطی مشکل است؛ اما دانش، پایهای برای اعتقادات زیست محیطی میباشد. آمیکس و همکارانش در مطالعات خود به این نتیجه رسیدهاند که دانش ذهنی بر دانش عینی ارجحیت دارد. مطالعات صورت گرفته در حوزهی خرید زیست محیطی نشان دادهاند ادراک مصرفکننده از دانش زیست محیطیاش پیشبینیکنندهی بهتری برای رفتار او است تادانش واقعی او درمورد محیط زیست(Barber et al., 2009). پژوهشهای آنها بیانگر این نکته بود که سطح بالاتر دانش ذهنی با درآمد بالاتر رابطه دارد اما هیچ نوع رابطهای میان سطوح بالاتر دانش ذهنی و سن، میزان تحصیلات و یا منزل شخصی وجود نداشت(D’ Souza et al., 2007a).تفاوت میان دانش عینی و ذهنی، زمانی اتفاق میافتد که مصرف کنندگان دقیقاً تشخیص نمیدهند چقدر میدانند.
دهههای گذشته شاهد رشد چشمگیری در میزان آگاهی های زیست محیطی در سرتاسر جهان بوده استو ادبیات رفتاری خبر از وجود یکرابطه مثبت میان دانش و رفتار میدهد (Ricky, 2001). به علاوه بسیاری از تحقیقات نیز نشان میدهند که آگاهی و دانش زیست محیطی مستقیماً با بسیاری از رفتارهای مصرفکنندهرابطه دارد (Barber et al., 2009). به عنوان مثال دیسپتو و کیلکیاری در مطالعات خود در سال 1975 به وجود یکرابطه مثبت میان دانش بوم شناختی و رفتار مسئولانه زیست محیطی پی بردند (Ricky, 2001). افزایش آگاهی زیست محیطی تأثیر عمیقی بر رفتار مصرفکننده و گسترش بازار محصولات سبزدارد (Schlegelmich et al., 1996).مولفه مهم رفتار مصرف کننده هوشیار نسبت به مسائل زیست محیطی، افزایش دانش درمورد محصولات سبز و محیط زیست است. این افزایش هوشیاری نسبت به مسائل سبز در تصمیمات خرید مصرفکننده مشهود است(Barber et al., 2009). شمار زیادی از مشتریان، افزایش آگاهیهای زیست محیطی خود و ترجیح محصولات شرکتهای سبز را با تمایلشان به خرید سبز و پرداخت مبلغ بیشتر برای محصولات/خدمات دوستدار محیط زیست نشان میدهند (Han et al., 2011).

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مطالعات گوناکون دریافتهاند که در مقایسهی میان اشخاصی که بطور فعال در گیر مسائل زیست محیطی هستند و آنهایی که درگیری کمتری با این مسائل دارند، تنها فاکتوری که بیشترین تمایز را میان دو گروه ایجاد میکند؛ آگاهی و دانش در خصوص مشکلات خاص و نحوهی عمل به صورت موثر است(Mostafa, 2009).بازوچ (2008) و لوریرو (2003) اشاره میکنند که تلاش برای تشریح رفتار خرید، با دانش مصرف کننده نسبت به مسائل سبز همبسته است. با وجود اینکه بررسی آن مشکل میباشد، اما مصرف کنندگانی که در مورد محیط زیست آگاهی بیشتری دارند برای خرید محصولات دوستدار محیط زیست انگیزه بیشتری دارند (Barber et al., 2009).علاوه بر آن تئوریهای موجود در این رابطه نیز نشان میدهند، مصرفکنندگانی که نسبت به مشکلات زیست محیطی مطلع هستند بیشتر به سمت خرید سبز تمایل نشان میدهند(D’ Souza etal., 2007a).
2- 13- تجربیات پیشین
زمانی که مصرفکنندگان کاملاً از ارزش یک کالا آگاه نیستند، از تجربیاتشان برای ارزیابی ارزش آن استفاده میکنند. تجربیات پیشین آنها به شرطی برگزیده میشوند که شامل مبادلات انجام گرفته باشند نه مبادلات بالقوهای که هنوز انجام نشدهاند(Tsur, 2008).
فیشبن و آجزن (1975) تأثیرعادت و اینکه ممکن است در قصد انجام رفتار به عنوان عاملی مداخله گر وارد شود را شناسایی کردند. عادتها به عنوان عملکردی نیمه خودکار از یک رفتار هستند که امکان دارد مانند رفتار قبلی و یا به گونهای دیگر باشند (Forward, 2009).
مطالعات گذشته در مورد تئوری رفتاربرنامه ریزی شده مشخص کردهاند که تجربیات گذشته در شکلدهی قصد رفتار نقش مهمی دارد (Hana et al., 2011).بسیاری از محققان معتقدند، با اینفرض که رفتارهای مصرف کننده نتیجهی یادگیری آنها است (Kim and Chung, 2011)، توجه به رفتار گذشتهی مصرفکنندگان میتواند پیشگوییهای بهتری از قصد رفتار آنها را فراهم کند (Conner and Armitage, 1998).رفتار پیشین تمایل دارد مقاصد رفتاری و نیز رفتار آینده را پیش بینی کند. هرچند هنوز نیز بحثهایی دربارهی مفهوم این روابط وجود دارد. یکی از این بحثها بیان میکند که اساساً رابطهی میان رفتار پیشین و مقاصد یا رفتار آینده بازتابی از ثبات موقتی است: به عبارت دیگر یعنی فاکتورهایی که رفتار پیشین را تحت تأثیر قرار میدادند مقاصد رفتاری و نیز رفتار آینده را تحت تأثیر قرار خواهند داد اما لزوماً منجر به رفتار آینده نمیشوند. در این میان متدلوژی نیز میتواند نقش داشته باشد: در صورتی که آیتمهای مورد استفاده در اندازهگیری این متغیرها (رفتار پیشین و رفتار آینده) از مقیاسهای برابر و عبارات مشابه استفاده کنند ممکن است رابطه میان رفتار پیشین و مقاصد رفتاری مورد اهمیت قرار گیرد. با وجود این، نقش رفتار پیشین در پیشبینی مقاصد و رفتارآینده در جلب توجه تعداد زیادی از نویسندگان همچنان ادامه دارد و بیشتر این توجهات بر درک نقش رفتار گذشته تمرکز کردهاند.
در حالیکه این مباحث تأثیر رفتار گذشته بررفتار آینده را به هم مربوط میکند، میزان دائمی بودن رفتار پیشین نیز در پیشبینی مقاصد رفتاری دلالت دارد. از این رو، تکرار رفتار، به قصد رفتارهوشیارانه وابسته نیست که دلیلی برای تکرار رفتار باشد، اما بهنشانه های محرک آن مربوط است. نتایج پژوهشهای اوولت و وود نشان داد که رابطه میان رفتار گذشته و قصد رفتار بر اساس نوع رفتار تحت بررسی متغیر است: نوعاً زمانیکه رفتار دائمی استرابطه میان رفتار پیشین و قصد رفتار قویتر است. تئوری ادراک شخصی بم (1972) بیان میکند: اگر مردم عادت دارند رفتار خاصی را انجام دهند، احتمالاً پذیرفتهاند که قصد انجام آنرا دارند و از اینرو نسبت به انجام آن رفتار در آینده تمایل مثبت خواهند داشت. این موارد بیانگر شدت رابطه میان رفتار گذشته و قصد رفتار و شاید ضعفرابطه میان نگرشها و قصد رفتار میباشد (Knussen et al., 2004).

دانش عمومی نیز به این اشاره دارد که بهترین پیش بینی کنندهی رفتار آینده، رفتار پیشین است. اوولت و وود معتقند که رفتار گذشته از طریق فرآیندهای گوناگون، بر عادات رفتاری تأثیر میگذارد. زمانیکه مشتریان فرصت زیادی برای انجام یک رفتار معین که بارها در گذشته انجام شده داشته باشند، آن رفتار میتواند بطور اتوماتیک انجام گیرد(De Cannière et al., 2009).
صرفنظر از ادعاهای بازاریابان در مورد سلامت و کیفیت زیست محیطی محصولات، احتمالاً مشتریان بر تجربیات قبلی خود در خرید و استفاده از محصولات سبز اعتماد میکنند. با توجه به اینکه اطلاعات موجود بر روی برچسب محصولات ممکن است همیشه واضح نباشد و یا حتی باعث گیج شدن مشتری شود، تجربهی شخصی مشتری در مورد محصول میتواند در شکل دهی ادراک خاص او نسبت به محصول که منجر به مقاصد خرید آینده شود، تعیین کننده باشد (D’Souza et al., 2006a).بدین ترتیب، احتمال آن میرود که تجربیات قبلی مصرف کنندگان در قصد خرید آنها تأثیرگذار باشد.
2- 14- هنجارهای ذهنی
مطابق با تئوری فیشبن و آجزن (1975)، هنجارهای ذهنی، بازتابی از فشار اجتماعی است که توسط شخص ادراک شده و یک رفتار مشخص را شکل میدهد (Kim and Chung, 2011). در حقیقت، هنجارهای ذهنی گویای این هستند که چطور مشتری تحت تأثیر رفتار و گفتار برخی از افراد مهم در زندگیاش قرار میگیرد (به عنوان مثال، افرادی مانند اعضای خانواده، دوستان، همکاران و…) (Kim et al., 2009).به عبارت دیگر، هنجارهای ذهنی بیانگر ادراک شخص در این مورد هستند که آیا افراد مهم از نظر فرد، یک رفتار معین را تأیید میکنند یا خیر، یعنی ادراک شخص از فشارهای هنجاری اجتماعی یا باورهای دیگران که مشخص میکند آیا شخص باید آن رفتار را انجام دهد یا نه(Ajzen, 1985).به دیگر سخن، هنجارهای ذهنی به میزان آگاهی یک شخص از عقیدهی مهم و برجستهی شخص مورد قبولش وابسته میباشد (Jin and Kang, 2011).درتئوری عمل مستدل،هنجارذهنی فرد،حاصل ضرب باورهای هنجاری (انتظارات درک شده ازطرف افرادیاگروههای مرجع خاص)در انگیزش فردی برای انجام رفتا رهدف باوجوداین انتظارات میباشد (یعقوبی و شاکری، 1387).
هنجارهای ذهنی ترکیب انتظارات ادراک شدهی اشخاص یاگروه های مورد نظر و قصد انجام رفتار مطابق با این انتظارات میباشد. بکارگیری نظرات افراد مورد توجه در زندگی فرد، بر اساس میزان انگیزهای که او برای عمل کردن مطابق با خواستههای فرد مربوطه دارد وزن دهی میشود. بنابراین، بطور کلی هنجار ذهنی میتواند به عنوان مجموع ادراک و انگیزش شخص از تمام افراد مورد نظرش باشد (Chang and Chin, 2011).
شمار زیادی از مطالعات حوزه روانشناسی این نظریه را بیان میدارند که هنجارهای ذهنی عامل مهمی در قصد انجام رفتار است. در این راستا، مدلTRA نیز هنجارهای ذهنی و نگرش را به عنوان عوامل تعیین کننده مقاصد رفتاری شناسایی کرده است (Kim et al., 2009).انتظار میرود که نقش این عامل تعیین کننده در پیشبینی قصد انجام رفتار، متناسب با نوع رفتار، موقعیت و بر اساس تفاوتهای فردی اشخاص متغیر باشد. هنجارهای ذهنی شامل عناصر شناختی قویای میباشند که بر پایهی انتظارات قضاوت شدهی اشخاص مهم (از نظر فرد) شکل گرفتهاند. مدل TPB آجزن بیان میدارد که نگرش و نیز هنجارهای ذهنی عوامل تعیین کنندهی بیواسطهی قصد انجام یک رفتار هستند (Chang and Chin, 2011).
هنجارهای ذهنی تأثیر دیگران بر رفتار را اندازه گیری میکند (Mahon et al., 2006).اگر انتظارات اجتماعی این باشد که مردم باید رفتار مورد بحث را انجام دهند، در آن صورت احتمال بیشتری وجود دارد که فرد آن رفتار را انجام دهد (Alam and Sayuti, 2011).پژوهشهای قبلی به این نتیجه رسیده اند که هنجارهای ذهنی نسبت به نگرشها، در پیشبینی مقاصد رفتاری یک مصرف کننده نقش مهمتری دارند (Maher and Mady, 2010). اگر مصرفکنندگان معتقد باشند که طرز فکر دیگران در مورد محصولات سبز خوب است، قصد بیشتری برای خرید این محصولات پیدا خواهند کرد. (Kim and Chung, 2011). در این پژوهش، هنجار ذهنی، فشار اجتماعی ادراک شده ای است که بر تصمیمات خرید سبز مصرف کنندگان تأثیر میگذارد.
2- 15- اثربخشی ادراک شدهی مصرف کننده (PCE)
در کنار مسؤلیت شرکتها در مورد مشکلات زیست محیطی، مطالعات اخیر توجه پژوهشگران را به سمت نکتهی مهمی در این زمینه جلب میکند: نقش اشخاص و مصرفشان. این مفهوم نمیتواند نادیده گرفته شود زیرا 30-40 % از مشکلات زیست محیطی اخیر بطور مستقیم یا غیر مستقیم به الگوها وروش های عمدهی مصرف مربوط میشود. مطابق با مطالعهای که در سال 2003 در آمریکا صورت گرفت، 64% از پاسخ دهنگان احساس میکنند با خرید محصولات دوستدار محیط زیست و بازیافت مواد قادرند کمکی در راستای محیط زیست کرده باشند؛ هرچند 17% از آنها به هیچ وجه به اثر بخشی رفتارهایشان اعتماد ندارند. پژوهشی که توسط اسزکلی در سال 2002 صورت گرفت نشان داد که یک چهارم از کل نمونهی انتخابی و 40% از آنهایی که به اعمال شخصی معتقد بودند فکر میکردند که حفاظت زیست محیطی در حوزهای قرار میگیرد که عمل شخص بر آن تأثیر قابل درکی دارد(Majláth, 2010).
مطالعات گوناگون نشان میدهند که نگرشهای مصرفکننده و عکسالعملش به پیامهای محیط پیرامونش، تابعی است از اعتقادش به توانایی تأثیرگذاری مثبت او در حل مشکلات(Majláth, 2010).در میان متغیرهای روانشناختی که به عنوان متغیرهای مقدماتی رفتار زیست محیطی در بسیاری از مطالعات مورد آزمون قرار گرفته است، اثربخشی ادراک شدهی مصرف کننده (PCE) بالاترین قدرت توضیحی را دارد. PCE اولین بار توسط کینیر، تیلور و احمد مورد آزمون قرار گرفت (Maj
láth, 2010). کینیر در سال 1974 دریافت، زمانی که مشتریان درک کنند میتوانند بر کاهش آلودگی تاثیرگذار باشند؛ در این صورت توجه بیشتری به محیط زیست نشان خواهند داد (میرچی، 1389).
مشابه با مفهوم اثر بخشی شخصی در تئوری یادگیری اجتماعی، اثر بخشی ادراک شدهی مصرفکننده (PCE)، به میزانی که اشخاص معتقدند اعمال و رفتارشان در حلیک مشکل تفاوت ایجاد میکند مربوط میشود (Ellen et al., 1991).از نقطه نظر آنتیل، PCE قضاوت شخص در مورد میزان تأثیرات زیست محیطی رفتارش است.PCE به عنوان ارزیابی شخص از خودش در مورد مسائل مهم تعریف شده است (Berger and Corbin, 1992) که این مفهوم با نگرش که در واقع منعکس کنندهی ارزیابی یک مسئله است متفاوت میباشد (Kimand Choi, 2005).PCE به مفهوم کنترل رفتاری ادراک شده مربوطمیشود که توسط نظریهپردازانحوزه های مرکز کنترل و کنترل ادراک شده مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعات گوناگون نشان دادهاند اگر شخص کنترل رفتاری کمی بر نتیجه یک رفتار داشته باشد، حتی در شرایطی که نگرش و/یا هنجارهای اجتماعی نسبت به رفتار بسیار مطلوب باشد، قصد انجام رفتار کاهش مییابد. به بیان دیگر اگر کسی احساس کند که فقط قادر به کنترل نتایج و عملکرد رفتارش است، قصد رفتار با وجود تمایل اجتماعی آن ضعیفتر خواهد شد (Majláth, 2010).بطور مشابه، اگر اشخاص معتقد باشند که رفتارشان منجر به خروجی مطلوب خواهد شد PCE نیز باید بر قصد رفتار و رفتار تأثیر گذارد(et al., 1991Ellen).
PCE توسط دانش و نیز تجربیات مستقیم و غیر مستقیم افراد تعیین میشود که بدلیل متفاوت بودن دانش و تجربیات شخصی آنها، در اشخاص مختلف متفاوت است. برخی از مردم معتقند که اعمالشان نتایج خاصی دارد و از این رو سبب ایجاد تغییرات میشود، در حالیکه برخی دیگر نسبت به

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*