تروریسم سایبری، حقوق بین الملل

دانلود پایان نامه

نقطه نظر مشترکی وجود ندارد. برخی بر این نظرند که مفهوم تروریسم را باید صرفاً در مورد عاملان غیرحکومتی بکار برد. زیرا اقدامات دولت‌ها در قتل و کشتار در زمره دیگر جنایات مثل جنایت علیه بشریت، نشل کشی، جنایت علیه صلح و امثال آن قرار می‌گیرد. برخی دیگر اما این عقیده را ندارند و بر این نظرند که تروریسم دولتی بدلایل چندی بایستی در ردیف سایر تروریسم‌ها قرار گیرد. استدلالی که این عده مطرح می‌کنند این است که توانمندی یک حکومت برای ترور جمعیت بیش از عاملان غیر دولتی است. از طرفی بسیاری از گروه‌های تروریستی عملاً تحت حمایت دولت‌ها فعال هستند و گروه‌های تروریستی که حامی و پشتیبان آنها حکومت‌ها می‌باشند از قدرت عمل بیشتری برخوردارند.۶۳
برای دریافت نقش دولت‌ها در تروریسم بین‌المللی، باید به روشنی بین آن‏چه که برخی مواقع از آن به تروریسم دولتی یاد شده و تروریسم دارای پشتیبانی دولتی تمایز قائل شد. شایسته یادآوری است که در لفاظی‌های سیاسی موجود، اصطلاح تروریسم دولتی غالباً برای اشاره به فعالیت‌های خارجی یک دولت مورد استفاده قرار می‏گیرد، حال آن که در کاربرد سنتی‏تر آن توصیف اقدامات داخلی یک دولت بیشتر مد نظر بوده است. به عبارت دیگر استفاده مستمر از واژه تروریسم دولتی در این مضمون منجر به تحریف معنای آن شده است.۶۴
دی پردیو مصادیق تروریسم دولتی را در یک فهرست بلند بر می‌شمرد. به نظر وی، اقدامات سیاسی یک دولت نسبت به مردمش برای اعمال سلطه از طریق ایجاد وحشت که ممکن است از راه کنترل مطبوعات و رسانه‌ها، شکنجه و آزار، محاکمات غیرعادلانه، منع گرد همایی‌ها و اعدام‌های سریع تحقق یابد. حمله مسلحانه نیروی نظامی یک دولت به هدف‌هایی از دولت دیگر که در آن جا مردم به خطر افتد، تلاش برای از بین بردن مأموران دولت‌های دیگر، اشغال نظامی یک کشور، خواه به صورت کنترل مستقیم و خواه از طریق ایجاد پایگاه عملیاتی، عملیات سری و پنهانی یک دولت برای ثبات یا ساقط کردن دولت دیگر، تبلیغات مبتنی بر مطالبی بی‌اساس توسط یک دولت، خواه به منظور بی‌ثبات کردن دولت دیگر و خواه جلب حمایت عمومی از نیروهای نظامی، سیاسی یا اقتصادی هدایت شده در کشور دیگر باشد، و بسیاری موارد دیگر نظیر آن مصادیق تروریسم دولتی است.۶۵
دی پردیو سعی کرده است ابعاد غیر قانونی دولت‌ها در سطح داخلی و بین‌المللی را به عنوان تروریسم دولتی مد نظر قرار دهد. با این حال لیستی که وی به عنوان تروریسم مطرح می‌کند فهرست بلند و طویلی است که عمده اقدامات مغایر با حقوق بین الملل دولت‌ها در عرصه داخلی و بین‌المللی را شامل می‌شود. و این در حالی است که این اقدامات در حقوق بین الملل دارای بار معنایی ویژه‌ای هستند که تحت عناوین خاص مورد توجه هستند.
مثلا آنجا که کنترل مطبوعات و رسانه‌ها، شکنجه و آزار، محاکمات غیرعادلانه، منع گردهمایی‌ها و اعدام‌های سریع را از مصادیق تروریسم به حساب می‌آورد باید گفت که این اعمال در حقوق بین الملل تحت عنوان نقض حقوق بنیادین بشری طبقه‌بندی می‌شوند نه تروریسم. یا اشغال نظامی یک کشور، خواه به صورت کنترل مستقیم و خواه از طریق ایجاد پایگاه عملیاتی در چارچوب اشغالگری و حقوق جنگ قابل ارزیابی است تا تروریسم. البته مواردی چون عملیات سری و پنهانی یک دولت برای ثبات یا ساقط کردن دولت دیگر که ممکن است با ترور رهبران یا شخصیت‌های خاص سیاسی و علمی صورت گیرد، می‌تواند مصداق عینی تروریسم محسوب شود. این گونه عملیات‌ها معمولاً از سوی نهادهای امنیتی یک کشور در داخل کشور دیگر صورت می‌گیرد. این نوع عملیات‌ها با اینکه ممکن است جنبه رعب و وحشت عمومی را نداشته باشد ولی از این جهت که نوعی خشونت اعلام نشده بوده و به قصد حذف فیزیکی عناصری از دولت مخالف انجام می‌شود و ممکن است با هدف بر هم زدن نظم عمومی و بی‌ثباتی صورت پذیرد، تروریسم تلقی می‌شوند.
علاوه بر این آنجه که سبب می‌شود چنین اقداماتی از سوی یک دولت علیه دولت دیگر تروریسم محسوب شود تعریفی است که حقوق بشردوستانه از ترور ارائه می‌کند. ترور از دید حقوق بشردوستانه یک اقدام جنگی نامشروع است. زیرا این کلمه متضمن یک عنصر نیرنگ آمیز می‌باشد و کشتن یا زخمی کردن یکی از افراد دشمن با توسل به نیرنگ، یا توسط افرادی که سرباز دشمن محسوب نمی‌شوند، یا اعمالی که با عدم اعطای امان همراه باشد، ممنوع است. ۶۶
شاید بتوان گفت که تروریسم از سوی حکومت‌ها امری نوین نیست. اما باید در نظر داشت که اولاً با شکل‌گیری دولت ملت‌ها به عنوان پدیده‌های نوین، تغییرات گسترده‌ای در تروریسم مورد اعمال از سوی حکومت‌ها که عمدتاً در قالب تروریسم سنتی می‌گنجد، رخ داد. یکی از این تغییرات، فعال شدن تروریسم از سوی واحدهای جدید سیاسی یعنی دولتها در فراسوی مرزهاست به نحوی که با پایان قرن بیستم تروریسم جانشین جنگ‌های بزرگ قرن‌های گذشته شده است. این از شواهدی است که سبب می‌شود به تروریسم دولتی به عنوان یک تروریسم مدرن نگریسته شود.

۱-۲-۲-۲- تروریسم سایبری یا تروریسم مجازی
شکل گیری دنیای مجازی از مهمترین دستاورد های مدرنیسم است. تروریسم نیز به عنوان نتیجه گریز ناپذیر مدرنیسم به شکل عجیبی با دنیای مجازی پیوند خورده است. تروریست‌ها تلاش می‌کنند از دنیای مجازی در راستای اهدافشان استفاده نمایند. این امر به حدی است که سخن از تروریسم مجازی و سایبری به میان می‌آید. تروریسم
مجازی عبارت است از بهره‌گیری از اینترنت و شبکه‌های رایانه‌ای و امکاناتی که این شبکه‌ها پدید می‌آورند با هدف نابود ساختن ساختارهای زیربنائی یک جامعه مانند انرژی، حمل و نقل، فعالیت‌های دولتی و تأثیر گذاشتن بر یک دولت، شهروندان وگروهها.
در واقع سایبر تروریسم را می‌توان هرگونه عمل تروریستی دانست که در آن از سیستم‌های اطلاعاتی یا فناوری دیجیتالی چه به عنوان ابزار حمله و چه به عنوان آماج حمله استفاده می‌شود. این حملات باید منجر به اعمال خشونت بر ضد اشخاص یا دارایی‌ها به میزانی شود که ایجاد رعب و وحشت نماید.۶۷
البته ممکن است بتوان تروریسم سایبری را زمره تروریسم پست مدرن نیز به حساب آورد. با توجه به تغییراتی که در ماهیت، اهداف، و انگیزه‌های تروریسم صورت پذیرفته است، تغییر پارادایمی در تروریسم ایجاد شده که آن را از نوع مدرن مجزا می‌سازد. این تغییرات پارادایمی با تعمیق و پیچیده‌تر شده حملات تروریستی همراه است. به همین دلیل است که برخی تروریسم سایبری را نوعی از تروریسم فرا مدرن یا پسا مدرن تلقی می‌کنند.

۱-۲-۲-۳-تروریسم انتحاری
رشد فزاینده تروریسم انتحاری یا عملیاتی که مستلزم مرگ تروریست جهت تضمین موفقیت آن است از سال ۲۰۰۱ باعث شده است که روزنامه نگاران، متخصصان تروریسم و محققان علوم سیاسی این پدیده را از زوایای مختلف در نظر بگیرند و با انجام مطالعات تطبیقی و بررسی اسنادتاریخی به تحلیل آن بپردازند نکته مهم اینکه در هیچکدام از این مطالعات داده‌های آماری وجود ندارد. در تحلیل کتاب مرگ در راه پیروزی که منطق راهبردی تروریسم انتحاری است. رابرت پیپ استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو می‌گوید که جمع‌آوری اطلاعات آماری حوادث تروریستی امکان پذیر نبوده و باید با کسب تجربه مسیر مطالعات تروریسم انتحاری را روشن ساخت او بررسی این پدیده را در دانشگاه مدیریت می‌کند نکته کلیدی در بررسی های او این است که مذهب به ندرت دلیل ریش‌های تروریسم انتحاری است و هدف اصلی اینگونه عملیات تروریستی وادار کردن دموکراسی‌های نوین به خروج نیروهای نظامی از سرزمین‌هایی که به آنان تعلق دارد می‌باشد اینگونه عملیات سه ویژگی مشخصی دارد:
اول اینکه عملیات تروریستی به عنوان بخشی از رقابت‌های سازمان یافته شکل می‌گیرد.
دوم اینکه دولت‌های مردمی و دموکراتیک نسبت به این عملیات بسیار آسیب‌پذیرند.
سوم اینکه این عملیات در جهت یک هدف راهبردی معین، ایجاد یک حکومت سیاسی آزاد و یا آزادی سیاسی است به گفته پیپ حتی عملیات القاعده نیز از چنین ویژگی برخوردار می‌باشد.
افزایش این عملیات به خاطر آن است که تروریست‌ها تصور می‌کنند این شیوه موثرترین روش ممکن برای حصول به اهداف است مطالعات پیپ منابع ارزشمندی را برای محققان در این زمینه فراهم کرده و نظرات مهمی در مورد این سبک عملیات فراهم می‌کند او به عنوان مثال نشان می‌دهد کشورهایی که بین ۱۹۸۰ تا۲۰۰۱ توسط تروریسم انتحاری آسیب دیده‌اند نه تنها کشورهای فقیری نبوده بلکه مرفه بوده و انتظارات مردمان آن کمتر از امریکایی‌ها نبوده است. او می گوید در ابتدا فقر یکی از شاخص‌های تروریسم بوده و مطالعات رابطه فقر و تروریسم را تأیید کرده است.
مرگ در راه پیروزی کتابی است در مورد اینکه چگونه می‌توان روش‌های علمی- اجتماعی را در مطالعه تروریسم بکار برد و در بسیاری مطالعات موردی قوی می‌باشد. بررسی عملکرد تروریست‌های انتحاری حزب الله در جنوب لبنان شاهد بارزی بر کمونیست و مسیحی بودن تروریست‌ها و اینکه آنان بنیادگرایان اسلامی نیستند می‌باشد. مطالعه موردی پیپ در این زمینه در مورد جنبش مستقل و نوین سیک می باشد و اینکه الگوی عملیات تروریستی امروزه از حالت بومی به جهانی تغییر یافته است اما او توضیح متقاعد کننده ای در مورد آنچه که او جهانی سازی شهادت نامیده نداده است.
او موضوعی با عنوان عقل قراردادی در مورد تروریسم انتحاری که متفاوت از تروریسم غیرانتحاری است بیان می‌کند به این معنا که گرچه عمل انتحاری از نظر تمامی بمب گذاران غیر عقلانی و غیر منطقی به نظر می رسد اما روح و هدف کلی حاکم بر این عملیات باعث می شود که این عملیات ظاهراً منطقی به نظر برسد.
پیپ با رد نظرات مارتین کارمر در اثرش با عنوان منطق وجدانی حزب الله که بسیار مورد توجه محققان برجسته شیعه قرار گرفته است و حتی باعث شده آنان تفسیر خود از قانون اسلامی مبنی بر ممنوع بودن اینگونه عملیات را تغییر دهند، می‌گوید: که تروریسم انتحاری نه یک پدیده سازمانی بلکه عملی فردی است علاوه بر آن، او در مخالفت با مقاله جرالد روانشناس معروف با عنوان منطق روانی تروریست که عملیات خشونت آمیز را در نتیجه فشارهای روانی وارد بر افراد می‌داند با تفکیک تروریسم از تروریسم انتحاری بر غیر منطقی و غیر عقلانی بودن تاکتیک‌های انتحاری تأکید می‌کند از چهل وهفت مقاله‌ای که در کتاب مرگ در راه پیروزی نقل شده است حتی یک مقاله به تروریسم انتحاری به عنوان یک رفتار منطقی اشاره نمی‌کند وعقل جمعی یا دانش قراردادی نیز بر این حقیقت اذعان دارد.
پیپ در تبیین غیر دینی بودن واژه ابداعی خود با عنوان تروریسم انتحاری به تروریست‌های سکولاو ببرهای تامیل در سریلانکا اشاره می‌کند که اهداف آنان نه مردم عادی بلکه بر علیه اهداف نظامی است. او ۳۱۵ عملیات تروریستی بین سال های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ را تروریسم انتحاری می‌نامد گرچه بسیار
ی از آنان بر علیه زنان و مردان در مراکز نظامی یا سربازان در حین مأموریت بوده است. از ۷۵ عملیات تروریستی توسط سازمان غیر دینی ببرهای تامیل نیمی از آن علیه اهداف نظامی بوده است. لذا تنها ۳۷ عملیاتی که پیپ، لیست کرده است عملیات تروریستی انتحاری محسوب می‌شوند از طرفی با مقایسه عملیات انجام شده توسط حماس با عملیات ببرهای تامیل که کمتر از آن است می‌توان دریافت که عملیات تروریستی انتحاری از وجه مذهبی نیز برخوردار می‌باشد.
دیدگاه پیپ مبنی بر اینکه تروریسم انتحاری در حقیقت پاسخی به تصرف خارجی می‌باشد را نمی‌توان به راحتی رد کرد چرا که در بسیاری از موارد تروریسم انتحاری از حماس تا پی کی کی در ترکیه و از ببرهای تامیل تا حزب‌الله موضوع اشغالگری تا حدی نمایان است اما اشغالگری به تنهایی عامل تروریسم انتحاری نمی‌باشد چرا که عملیات انتحاری در بسیاری از موارد در جاهایی که اشغالگری انجام نشده رخ داده است از جمله بنگلادش، اندونزی، اردن، عربستان، ترکیه و ازبکستان که درسال‌های اخیر از حملات تروریستی آسیب دیده‌اند علاوه برآن در کشور های اشغال شده این عملیات به سمت اشعالگران نبوده است، بطوریکه در عراق این عملیات به منظور ایجاد تنش قومی بین شیعیان، سنی‌ها و کردها انجام گرفته است.
همچنین کشور های دیگری که در اشغال عراق نقش نداشته اند نیز مورد حملات انتحاری قرار گرفته‌اند از جمله انفجار سه هتل در اَمان (مرکز اردن) در۹ نوامبر ۲۰۰۵.
دیگر اینکه در عراق بسیاری از عملیات انتحاری نه توسط اشغال شدگان بلکه توسط کسانی که از لحاظ نظری بیشترین مخالفت را در اشغال عراق داشته‌اند از جمله عرب‌های سعودی، سوری، کویتی و آفریقای جنوبی انجام شده است بعلاوه عملیاتی که در سرزمین‌های ایالات متحده در۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ انجام شده پیپ آن را واکنشی به اشغالگری می‌داند اما از آنجایی که این عملیات عمدتاً توسط عاملینی از عربستان، مصر و امارات انجام شده است لذا نظریه پیپ مبنی بر عملیات انتحاری در واکنش به اشغالگری دیگر نمی‌تواند مبنای نظری داشته باشد. موضوع دیگر اینکه از سال ۱۹۸۱ که اینگونه عملیات رایج شد، بمب گذاریها عمدتاً در مکان های بومی و از لحاظ جغرافیایی در مناطقی متمرکز بوده که دارای تعارضات قومی مذهبی و سیاسی بودند اما امروزه با جهانی شدن تروریسم انتحاری در هر لحظه جان و منافع کشورها در سطح جهانی به خطر می‌افتد و سازمانهایی خاص بمب‌گذاران انتحاری را انتخاب و جهت انجام عملیات در داخل یا خارج کشور آموزش می دهند و این سازمان‌ها از جمله حماس، پی کی کی، ببرهای تامیل و حزب الله دولت های دشمن را در مناطق مورد مناقشه یا سایر مناطق دنیا مورد هدف قرار می‌دهند، اما این عملیات در مناطق دور مانند امریکا یا روسیه برای آنان بسیار مشکل

دیدگاهتان را بنویسید