پایان نامه ها

پایان نامه رایگان درباره کتاب مقدس، بهداشت روان

(1989) معتقد است هدف تمام ادیان ایجاد اعتماد به نفس بالا در افراد، با یک هویت دینی قوی است.
2) ماسکوویسی و تأثیر اقلیت
کار روان‌شناختی اجتماعی اولیه درباره تأثیر اجتماعی در گروه به شدت تحت تأثیر کار اَش (1955) بود. او موقعیت‌هایی را بررسی کرد که در آن بیشتر افراد گروه عقیده‌ای را بیان می‌کردند که با حقیقت مغایرت داشت. در اغلب موارد اقلیت ناراضی با اکثریت همگام می‌شد حتی اگر فقط در حد تبعیت ظاهری بود. ماسکوویسی معتقد بود هنگامی که به نظر می‌رسد افراد نظر خود را تحت تأثیر اکثریت تغییر می‌دهند. باور درونی کمی وجود دارد. او معتقد بود که باور ممکن است پس از متقاعد شدن تحت تأثیر اقلیت به وجود آید.
خروج از گروه‌های مذهبی:
چگونه، چرا و چه موقعی اعضا گروه‌های مذهبی را ترک می‌کنند؟ و عواقب خروج از دین چیست؟ جیکوبز (1987) در این خصوص یک الگوی توصیفی دو مرحله‌ای از قطع علقه فرد از جنبش‌های دینیِ فرقه‌مانند را مطرح کرده است. او معتقد است که اعضا ابتدا از اعضای دیگر پیوند می‌برند و سپس از رهبر پرجذبه خود دلسرد و نا امید شده و او را رها می‌کنند. جیل میتون (1992) عواقب خروج از دین را اینگونه شرح می‌دهد که اعضای جد‌اشده از گروه از سوی دوستان خود طرد می‌شوند.
انواع دیگر رفتار دینی
رفتارهای دیگر در دین وجود دارد که مهم هستند، ‌از جمله رفتارهایی که برای حفظ ارزش‌ها و هنجارهای گروه‌های دینی معمول است. دامنه آن‌ها از شیوه‌های متمایز پوشش و اعلام هویت تا آموزش و همه اشکال مختلف تربیت کودک که مورد توجه و تشویق گروه‌های دینی است را در برمی‌گیرد.
فصل چهارم اندیشه‌های دینی
باور دینی
رفتار دینی و باور دینی دو موضوع کاملاً‌ متفاوت هستند. همواره شاهد این بوده‌ایم که رفتاری دین‌دارانه‌ای که از افراد سر می‌زند چه بسا هیچ نسبتی با بُعد شناختی و اندیشه و باور آن‌ها ندارد و علل و انگیزه‌های خاص خود را داراست. و افراد گاه بدون اینکه رفتارشان هیچ معنایی داشته باشد صرفاً‌ بدان تظاهر می‌کنند؛ یا آن را به خاطر رضایت اطرافیان انجام می‌دهند و اعتقادی به آن ندارند؛ و برعکس برخی بر این باورند که بدون انجام دادن اعمال و رفتار دینی هم می‌توانند به دین باور داشته باشند.
از نظر تجربی، رفتار و باور دینی با هم همسو هستند. کسانی که فعالیت دینی بیشتری دارند، احتمال بیشتری دارد که باورمند باشند. اما نمی‌توان ادعا کرد که با آگاهی از رفتار فرد بتوانیم بگوییم در ذهن آن‌ها چه می‌گذرد.
شیوه‌های کمی
یک شیوه بررسی محتوای باورها، پرسش از افراد در مورد باورهای آنان و ثبت گفته‌هایشان است.
ریتسوتو (1974، 1979) ‌از مصاحبه‌های بالینی برای ارزیابی درک افراد از خدا استفاده کرد و به بررسی نحوه ارتباط خدا با تجربه‌های زندگی خانوادگی به خصوص در دوران کودکی پرداخت.
فاولر(1981) از مصاحبه‌های طولانی‌مدت برای بررسی باور افراد نحوه توجیه باورها توسط افراد و چگونگی رشد ایمان در دوران بزرگسالی استفاده کرد.
نتیجه یک بررسی در خصوص باور افراد به مفاهیم مسیحی در سه فرقه مختلف به شرح زیر است:
* تعداد زیادی از افرادی که ادعای وابستگی به یک گروه مذهبی را داشتند، حتی به موضوع اساسی باور دینی یعنی اعتقاد به خدا باور نداشتند.
* تعداد زیادی از پیروان یکی از فرقه‌ها به بهشت اعتقاد نداشتند؛ و بیشتر آن‌ها به جهنم اعتقاد نداشتند.
شیوه‌ دیگر اندازه‌گیری‌ باورها‌ افتراق معنایی است که یک نوع معیار درجه‌بندی است که اُسگود آن‌ را طراحی کرده است.

شیوه غیرکمی
تغییرات باور دینی در طول زندگی:
تان (1959) مباحثی را با بچه‌ مدرسه‌ای‌ها در خصوص موضوعاتی چون تجربه مرگ، بهشت، جهنم انجام داد.
ویژگی‌های دین در دوران کودکی در نتیجه آزمایش تان به شرح زیر است:
* تمایل: کودکان نه تنها با اشتیاق در جلسات شرکت کردند. بلکه یک تمایل خودجوش برای فکرکردن درباره موضوعات دینی داشتند بدون آنکه تشویق خاصی برای آن وجود داشته باشد؛
* ظرفیت برای تجربه‌ عرفانی: به ویژه در کلیسا؛
*‌ وابستگی به محیط: اندیشه‌های کودکان تحت تأثیر محیط بود؛ مثلاً بسته به این که ساکن شهر بودند یا روستا؛
* محدودیت: تفکر دینی کودکان به سوی یک تفکر جادویی، انسان‌گونه، خودمحورانه و واقع‌بینانه گرایش دارد؛
* تغییر ناپذیری: باورهای دینی کودکان قابل تغییر هستند، که یا منجر به وجود آمدن عقاید کامل‌تر و باورهای قابل دفاع‌تر، یا بی‌تفاوتی دینی می‌شود؛

نظریه برخی از روان شناسان در خصوص تغییر باور دینی در طول زندگی
پیاژه
معروف‌ترین و بنیادی‌ترین نظریه‌های رشد مرحله‌ای، نظریه رشد شناختی پیاژه است. پیاژه نشان داد که تفکر کودکان اساساً به لحاظ کیفی با تفکر بزرگسالان متفاوت است. مراحل رشد شناختیِ پیاژه به ترتیب زیر می‌باشد16:
1) تفکر پیش‌عملیاتی: در این مرحله تفکر بر تأثیرات حسی کودک و اعمال حرکتی او در همان لحظه متمرکز است.
2) تفکر عملیاتی عینی:‌ حدوداً از سن شش سالگی کودک توانایی فعالیت‌های منطقی اولیه و به کارگیری تدبیر در مسائل را در رابطه با یکدیگر دارد. در این مرحله تفکر کودک دیگر تحت نفوذ تأثیرات حسی آنی نیست. اما کاملاً انتزاعی هم نیستند.
3) تفکر عملیاتی صوری: از حدود سن یازده سالگی به بعد توانایی فراوانی برای انجام عملیات‌های منطقی انتزاعی وجود د
ا
رد.
به طور خلاصه پیاژه نشان داد که چگونه تفکر از حالت تحت اشراف درون‌داده‌های عینی و حسی در اوایل کودکی به حالت انتزاعی‌تر دوران بزرگسالی تغییر پیدا می‌کند.
گُلدمن
گُلدمن به بررسی تفکر دینی از کودکی تا جوانی پرداخت که در آن بر درک کودکان از داستان‌های کتاب مقدس و مباحث الاهیاتی که در آموزش اجباری در دوران مدرسه آموزش داده می‌شد، تمرکز داشت. به عقیده گُلدمن درک عینی کودکان از مطالب و استعاره‌های کتاب مقدس افزایش می‌یافت و هنگامی که فرد در دوران جوانی با این مطالب مواجه می‌شد درک پیشین در مقابل تفسیر پیچیده‌تری از آن مطالب قرار می‌گرفت.

ایمان دینی و رشد آن
بسیاری از مفسران معتقدند کیفیت ایمان در میان افراد مختلف متفاوت است و در نتیجه تجربه و رشد تغییر می‌کند.

اریکسون
نظریه‌ رشد مرحله‌ای روانی – اجتماعی اریکسون ما را با ویژگی بحرانی هفت17 مرحله زندگی آشنا می‌کند. به عقیده اریکسون فردی که به طور موفقیت‌آمیزی بحران هر مرحله را پشت سر بگذارد وضعیت‌های دشوار مرحله بعد را نیز می‌پذیرد و با آن روبه‌رو می‌شود. کسانی که موفق نیستند، در آن ویژگی شخصیتی به همان شکلی که بوده است گیر می‌افتند.

کولبرگ
نظریات کولبرگ از نظر شهرت و تأثیر اوج و حضیض داشته است. اما به طور کلی منحصر‌به‌فرد‌ترین کمک مهم در درک تفکر اخلاقی تشخیص داده شده اند. او رویکرد خود را بر اساس اصول رشد مرحله‌ای پیاژه بنا کرد. کولبرگ معتقد بود که تفکر اخلاقی می‌تواند در طول دوره جوانی وبزرگسالی تحول یافته و رشد کند.
کولبرگ سه سطح کلی در رشد اخلاقی را پیشنهاد کرد که هر کدام به دو مرحله تقسیم می‌شوند:
1) پیشاقراردادی: که در آن اعمال تنها در چارچوب عواقبی که برای شخص به بار می‌آورد قضاوت می‌شوند.
2) قراردادی: اعمال در چارچوب قضاوت پیشاپیش دیگران یا قوانین و مقررات موجود در جامعه مورد داوری قرار می‌گیرند.
3) پساقراردادی: قوانین و مقررات موجود در جهت اصول اخلاقی که شخصاً کسب می‌شوند تعالی می‌یابند.

فاولر
فاولر از واژه ایمان در معنای وسیع کلمه یعنی فلسفه زندگی استفاده کرده – تقریباً کاری که آلپورت انجام داد. در نظریه فاولر، وابستگی مذهبیِ آشکار و پذیرش عقیدتی برای رشد ایمان شکل‌گرفته لازم نیست.

اسپرو
شرح اسپرو از رشد ایمان برداشتی از کار فاولر است و مطالب پرونده‌های بالینی را به کار می‌گیرد. کار او یک توصیفِ ارزشمند است و تصویر کامل‌تری از انواع باورها را درباره خصوصیات خدا در مراحل متفاوت ایمان می‌دهد و همچنین کمک می‌کند بدانیم چگونه باورهای متفاوت درباره خدا با انواع متفاوت بهداشت روانی توأم است. او نشان می‌دهد که چگونه مفاهیم دینی می‌توانند در یک دوره نسبتاً کوتاه در جریان مشاهده روان‌شناختی تغییر کنند.
در این طرح مهم‌ترین موضوع به وجود آمده ارتباط داخلی ایمان دینی با دیگر ابعاد زندگی فردی و رشد شخصی است. به نظر می‌رسد ایمان از اتحاد اندیشه‌های انتزاعی که در قالب کلمات بیان شده با تجارب زندگی به وجود می‌آید. آن دسته‌ای از باورها به طور ویژه‌ جالب توجه هستند که ممکن است با تجاربی که به گونه‌ای خاص دینی یا عرفانی هستند مرتبط باشند.

فصل پنجم احساسات دینی
ریشه‌های اولیه احساسات دینی
فروید
هرچند فروید اولین فردی نبود که در قرن بیستم از ریشه‌های احساسات دینی سخن گفت اما جزء شاخص‌ترین افراد در این زمینه است. دیدگاه او در باب خاستگاه دین به سه دلیل شهرت بدی یافته:
*‌ در آن زمان به نظر می‌رسید نظرات او دین را کوچک جلوه می‌کند؛
* دیدگاه‌ها او اغلب تحقیر‌آمیز بودند؛
* نظرات خاصش راجع‌به وجود سوء استفاده جنسی از کودکان و وجود احساسات جنسی در میان خردسالان.
به زعم فروید دین نوعی روا‌ن‌پریشی جمعی فراگیر است که شخص را از ایجاد روان‌‌پریشی فردی خود مصون نگه می‌دارد. او اظهار می‌کرد آیین‌های دینی ویژگی‌های مشترک بسیاری با اختلالات وسواسی غیرارادی دارند. مشهورترین نظریه فروید در باب دین این است که می‌گوید تصویر خدا مبتنی بر تصویر پدر است و اینکه منشأ دین درونی کردن تصویر پدر است. او به صورت تحریک‌آمیزی اعلام کرد هرچند در کتاب مقدس آمده که خدا انسان را به صورت خویش آفرید اما به عقیده وی انسان خدا را به صورت خود آفرید.
بررسی‌های زیادی بر روی این نظریه فروید انجام شده که می‌گوید تصویر خدا و تصویر پدر شبیه هستند و اینکه احساسات انسان‌ها نسبت به خدا شبیه احساسات آن‌ها در مورد پدرشان خواهد بود.
مطالعات چندی نشان داده است که شواهد قابل توجهی برای اثبات فرضیه فروید در شکل اصلی‌اش وجود ندارد. شاید افراد شباهت‌هایی بین خدا و پدرشان ببینند ولی احتمالاً همان شباهت‌ و یا بیشترش را بین خدا و مادرشان هم ببینند. و این امر به اینکه کدامیک از والدین خود را ترجیح می‌دهند، مقدار و نوع آموزش دینی، سنت دینی – فرهنگی و مؤلفه‌های دیگر بستگی دارد. همچنین اگر آن‌گونه که فروید معتقد است دختران با مادران خود همانندسازی می‌کنند باید انتظار داشت تصویر خدا در میان دختران بیشتر شبیه تصویر مادر باشد. شواهد اندکی دال بر این موضوع دیده شده است.
نظریه شیء – روابط
این نظریه توسط ملانی کلاین طرح و توسعه یافت. از نظر کلاین نوزاد کوچک در وضعیت پارانوئید – اسکیزوئید قرار دارد و دنیای او دنیای
اشیای مجزاست که در آن خوب و بد، عشق و نفرت، توجه و بی‌تفاوتی، ملاطفت و خشونت در یک چیز واحد زیست نمی‌کند. کودک بخش‌های خوب و بد را از هم تفکیک می‌کند و بخش‌های بد فرافکنی شده و آزاردهنده می‌شود. تفکیک و فرافکنی از مشخصه‌های وضعیت پارانوئید – اسکیزوئید نوزادی است و می‌تواند جزء ویژگی‌های تفکری تثبیت‌شده ما باقی بماند.
به عقیده کلاین کودک در مراحل بعدی رشد قادر است اشیاء مجزا را ترکیب کرده و احساس کند که یک چیز واحد می‌تواند هم خوب باشد و هم بد. کودک می‌تواند خوب و بد را در یک شی‌ء در نظر بگیرد بدون اینکه فرافکنی و تفکیک انجام دهد. بالا رفتن شناخت نسبت به دیگران و حساسیت نسبت به درد و رنج آن‌ها نتیجه مستقیم توانایی ترکیب اشیاء مجزا به صورت یک شیء کامل است.
بدین ترتیب می‌توان فهمید که چگونه شیوه اسکیزوئید – پارانوئیدی می‌تواند تقسیم جهان به دو بخش مجزای خوب و بد را در پی داشته باشد. مثلاً یک هم‌کیش خوب، و فرد غیر‌هم‌کیش بد باشد. و در حالت غیر از اسکیزوئید – پارانوئیدی که شناخت حساسیت ایجاد شده سبک دین‌داری می‌تواند انسانی‌تر، روادارانه‌تر و مثبت‌تر باشد.
نظریه دلبستگی
بولبی دیدگاهی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *