پایان نامه رایگان حقوق : ساختار اجتماعی

دانلود پایان نامه

د جهیزیه زن، تا زمانی که زن وشوهر با هم زندگی میکردند، جهیزیه در اختیار شوهر قرار داشت، ولی اگر طلاق واقع میشد، در این صورت، جهیزیه به زن برگردانده میشد. در روم، مرد حاکم مطلق و بی چون و چرای زن و خانواده خویش بود، مرد اختیار مرگ و زندگی زن خود را در دست داشت. بدین معنا که اگر زن مرتکب جنایتی میشد، شوهرش میتوانست او ر ا اعدام کند«کاتن» یکی از رومیان قدیم میگوید: شوهربر زن خود حاکم است و اختیارش را حدی نیست.هر چه میخواهد میتواند اگر از زن خطایی سر بزند او را جزا میدهد؛ اگر شراب بیاشامد محکومش میکند، و اگر بی ناموسی کند او را میکشد. بنابراین زن در روم همانند کنیزی بود که هیچ قدر و منزلتی در اجتماع نداشت».
به اعتقاد رومیان زن موجود نانالغ و رشد نیافته بود، در خانواده‌های‌ رومی، قرابت‌ و خویشاوندی‌ رسمی‌ و حقوقی‌ جز بین‌ مرد با مرد، معنا نداشت‌ و بین‌ زن‌ با مرد یا زن‌ با زن‌ خویشاوندی‌ حقوقی‌ وجود نداشت میراث‌ پدر فقط‌ به‌ پسرانی‌ می‌رسید که‌ فرزند حقوقی‌ او بوده‌اند و عموم‌ دختران‌ و پسرانی‌ که‌ اخراج‌ یا آزاد می‌شدند و نیز زن‌ متوفی‌ حقی‌ در میراث‌ نداشتند.»در حقوق روم قدیم، زنها با حوادث گوناگونی مواجه بودند به نحوی که اگر زن متهم به جرم میشد، شوهرش حق دادرسی و مجازات او را داشت و نیاز به مراجعه به محکمه نبود. شوهرش میتوانست زن خود را به مرگ محکوم کند. این امر در عرف و قانون آن زمان وجود داشت. شوهر اختیار تمام امور همسر و فرزندان خود را داشت، او میتوانست فرزندان خود را بفروشد یا به قتل برساند، هیچ مرجع قانونی اینکار پدر را ممنوع و خلاف قانون نمیدانست. حق مالکیت، معاشرت، رفت و آمد و حتی حق حیات نداشتند. در انتخاب شوهر، به هیچ وجه نظرزن دخیل نبوده و بدون چون و چرا باید تسلیم شود در روم قدیم، پدر میتوانست دخترش را وادار به جدایی از همسرش کند حتی اگر خود دختر تمایل به طلاق نداشت. دوران عده طلاق به مدت یکسال و شش ماه بود، بعد از این مدت زن میتوانست ازدواج کند. زنها حق حضور درمحاکم قضایی را نداشتند و وقتی زن بیوه میشد، هیچ گونه ادعا بر دارایی و اموال شوهرش را نداشت. بدتر از اینکه زن در هر سن و سالی که قرار داشت، باید تحت سرپرستی یک مرد قرار میداشت. مرد حتی اگر صلاح میدانست که فلان زن و یا فلان فرزند باید کشته شود، باید بدون چون و چرا اطاعت میشد، زنان اصولا جزء جامعه به حساب نمیآمدند در نتیجه، به شکایت آنها گوش داده نمیشد. هیچ معاملهای از ایشان معتبر و نافذ نبود. مداخله در امور اجتماعی، به هیچ وجه از آنان پذیرفته نبود. زنان جزء اعضای اصلی خانه و خانواده نبودند. زنان نه در بین خود و نه در بین خود و مردان، حتی بین زن و شوهر، خویشاوندی نداشتند. بین پسر با مادرش و بین خواهر و برادرش و بین دختر و پدرش، ارتباط خویشاوندی که باعث توارث شود، نبود. وجود زن درنظر رومیان در جامعه{مدنی یا خانواده}وجودی طفیلی، و زندگیاش تابع زندگی مردان بود. زمام زندگی به دست سرپرست خانه بود، که یا پدر بود و یا همسر بود سرپرست خانه هر حکمی را که دلش میخواست میراند. چه بسا میشد که زن را میفروخت، و یا به دیگران میبخشید، و یا برای کامگیری به دیگران قرض میداد، و چه بسا به جای حقی که باید بپردازد-مثلا قرض یا مالیات در اختیار صاحب حق میگذاشت، تدبیر مال زنان به دست مردان بود؛ هر چند که آن مال مهریهای باشد که با ازدواج به دست آورده باشد.
2-2-6- هند و چین
در هندوستان نیز زن هندو، تابع پدر و شوهر و هنگام بیوگی تابع پسر خود و اگر پسر نداشت، تابع خویشان پدری است. شوهر، زن خود را «خدمتکار» مینامد و زن باید او را عالی جناب و گاهی خداوندگار خطاب کند. سواد داشتن برای زنان، ممنوع است. در بعضی از روستاهای هند، دختران را زنده دفن میکنند تا موجب رضایت خدایان هندو شوند. در هند، زن هیچ گونه حقوق اجتماعی ندارد. زن نیز باید خود را بسوزاند. هندوها تولد دختر را از جمله بلیات میشمارند،-گذشته وحال در آیین هندو عقاید آن در مورد زن چنین است: به زن نباید محبت کرد. هیچ گاه از پدر و شوهر ارث نمیبرد. زن فقط برای زاییدن و پرورش فرزند و اداره خانه مفید است با مرگ شوهر، زن او نیز باید در کنار جسد او سوزانده میشد یا سر به بیابان گذاشته، از بقیه مردم جدا میگشت.
«درآیین هندو، ازدواج یک امری اجباری بود در هند قدیم زنها از حقوق انسانی خود بهرهای نمیبردند.
در مراسم” ساتی”بعد از مرگ شوهر، زن مظلوم او را با جسد درگودالی از آتش انداخته، میسوزاندند یا اینکه مانند دوران جاهلیت که دختران خود را زنده به گور میکردند، هندیها نیز زن شوهر مرده را زنده دفن میکردند. هندوها براین باور بودند که زن را دروازه اصلی جهنم میدانستند، و زن را موجودی فرعی برای مرد به حساب میآوردند، و تا روزی که مرد زنده بود، همسرش حق حیات داشت و روزی که شوهر از دنیا می رفت، زن را زنده زنده با او دفن میکردند. زیرا که زندگیش پس از شوهر ارزش ندارد. و باید در قبر خادم شوهر باشد».
«قانونگذار بزرگ هندوستان که پیش از دو هزار سال قبل از پیامبر اسلام آمده میگوید: برای اثبات خیانت و زنای زن همین قدر کافی است که با یک مرد بیگانه به اندازه پختن یک تخممرغ خلوت کنند».

موقعیت جنس اناث در میان مردم چین وضع بهتری از سایر ملل نداشته؛ زیرا در چین رسم بوده که وقتی دختر متولد میشد او را به علامت ذلت و خضوع بر روی زمین میخوابانیدند و به او شیر میخورانیدند همانطور روی زمین بازی میکرد و خود تعلیمی بود بر اینکه وی در آینده بار سنگین زندگی را باید به دوش بکشد. در چین زندگی زن را به سه دوره تقسیم کرده بودند که آنها را اطوار سه گانه طاعات مینامیدند: دوره اول دوران جوانی است که دختر باید مطیع پدر و برادر باشد دوره دوم دوران ازدواج و همسری است که باید مطیع شوهر باشد، دوره سوم دوران بیوهگی و از دست دادن شوهر است که باید از پسر خود اطاعت نماید. در آیین چین بدون مشورت او را شوهر میدادند عقد ازدواج در نزد آنها دائمی بود و دیگر فسخ نمیگردید؛ عقد ازدواج قبل از سن بلوغ بسته میشد و دیگر زنی که ازدواج کرده بود اگر شوهر او میمرد حق شوهر کردن را نداشت. زن یک موجود طفیلی برای شوهر محسوب میشد و برای اوبعد از مرگ شوهرزندگی را جایز نمیشمردند و زن را در روز چهلم شوهر در آتش انداخته میسوزاندند و بهترین زنان، زنانی بودند که پس از مرگ شوهرانشان، خود را در آتش بیندازند و بسوزانند.
چینیها زن را به کلی از فکر و عقل، بی نصیب میدانستند. زنان چینی، مانند اسیرانی در دست جلادان بیرحم گرفتار بودند و کمترین خطای ایشان، مجازاتهای بزرگی در پی داشت. در مقابل، جرم و جفای مرد به او، هیچ گونه سرزنش یا مجازاتی در پی نداشت.
چینیها زن را در وضعیت تقریبا محروم از تمامی حقوق نگهداشته بودند. برای زن چینی ازدواج نوعی معامله بود که والدین دختران خود را به هر کسی که میخواستند در برابر دریافت هدیه و پول تسلیم میکردند. دختران همیشه مورد ضرب و شتم و اهانت پدران و شوهران خود واقع و به کارهای سخت واداشته میشدند.
دختران را زنده زنده میکشتند. یا به صحرا میافکندند. چینیان خداوند را خالق پسران و شیطان را خالق دختران میدانستند.لذا پسر در نزد آنان برکت و دختر طوق لعنت بود. زن جسما و روحا دراختیار شوهر و پیوسته مورد تحقیر و آزار قرار میگرفت.
2-2-7- زن در بابل قدیم
در این فرهنگ مرد میتوانست زن خود را طلاق دهد و تنها کارى که میکرد آن بود که جهیزیه زن را به وى بازگرداند و به او بگوید:«تو زن من نیستى«ولى اگر زنى به شوى خود میگفت:»تو شوهر من نیستى» واجب بود که با غرق کردن وى را بکشند. نازایى، زنا دادن، ناسازگارى با شوهر، بد اداره کردن خانه، همگى از چیزهایى بودند که برحسب قانون، طلاق دادن زن را مجاز میساخت.
هرودت( Herodotus) گفته است: «بابلیان هنگام محاصره، زنان خود را خفه میکنند تا در آذوقه صرفه جویى شود» به طور کلى وضع زن در بابل، پستتر از وضعیت زن در مصر، و وضعى که زنان رومى پس از آن پیدا کردند، بود.
2-3- زن از نگاه ادیان گذشته
2-3-1- زن در آیین یهود
در آیین یهود که پس ازموسى (ع ) دستخوش تحریفهایى شد، آفرینش(حوا) از دنده چپ آدم دانسته شده و فریب خوردن از شیطان و بیرون شدن از بهشت نیز به حوّا به عنوان زن نسبت داده شده است. گناه و آلودگى زن بیش از مرد است و تطهیر ناپذیرى او در بعضى موارد ازمطالبى است که در متون دین یهود موج مىزند. یهودیان در مسائلى همچون عبادت خدا، سعادت اخروى، پاداش اعمال نیک و…هرگز زن را با مرد برابر نمىدانند.در مذهب یهود، پسران در نمازهاى خود چنین مى خوانند:(خداوندا! تو را سپاس مىکنیم که ما را کافر و زن نیافریدى (به برخى از آیات تورات که به موضوع زن ارتباط مىیابد در این قسمت اشاره مى شود؛ آفرینش حوّا از دنده چپ( آدم خداوند بر آدم خوابى سنگین مستولى ساخت تا به خواب رفت، یکى از دندههایش را برداشت و به جایش گوشت پرکرد. خداوند آن دندهاى را که از آدم برداشته بود زنى ساخت و او را نزد آدم آورد)فریب خوردن زن و رانده شدن از بهشت(پس از خلقت آدم و زنش، مار که از همه حیوانات صحرا مکارتر بود به زن گفت: آیا خداوند گفته است که از هیچ درختى از این باز نخورید؟ زن به مار گفت:از میوه درخت این باغ خواهیم خورد، اما خداوند گفته است که ازمیوه آن درختى که در میان این باغ است نخورید و آن را لمس نکنید، مبادا بمیرید. مار به زن گفت: حتماً نخواهید مرد چون که خداوند مىداند روزى که از آن بخورید چشمانتان باز مىشود و مانند خداوند تشخیص دهنده نیک و بد خواهید شد. زن دید که آن درخت براى خوراک نیکو و براى چشمها هوس انگیز است و آن درخت براى معرفت دار شدن پسندیده است. از میوه آن گرفت و خورد، به شوهرش هم که در کنارش بود داد و او خورد. چشمان هر دو گشوده شد. دانستند که عریانند و برگهاى انجیر را به هم دوخته وسیله سترعورت براى خویش ساختند).
در ادامه پس از ذکر بازخواست خدا از آدم و حوّا و مار مىخوانیم:(خداوند به زن گفت: رنج و درد باردارى تو را زیاد خواهم کرد، فرزندان را با رنج بزایى و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تومسلط خواهد بود. و به آدم گفت: چون به حرف زنت گوش دادى و از آن درختى که گفتم نخورى خوردى، زمین به خاطر تو ملعون است، تمام عمرت با رنج از محصول آن خواهى خورد). راه تخفیف گناه زن در تورات در ارتباط با روز شبات( شنبه) چنین آمده است:
(روشن کردن شمعهاى شبات به عهده زنان است. علت این امر آن است که حوّا آدم را وادار کرد ازمیوه ممنوع بخورد و او را واداشت تا از امر خدا سرپیچى کند.) (گفته شده است که زن با این گناه، چراغ زندگى بشر را خاموش کرد. جان انسانها چون چراغى است، از این رو زن با روشن کردن چراغ شبات تا حدودى این خطا را جبران مىنماید؛ زیرا اجراى دستورات شبات و روشن کردن شمعها ایمان را روشن مىسازد و بدین وسیله گناه زن تخفیف مىیابد. نابرابرى نذر سلامتى پسر و دختر(…. کسى که صریحاً نذرى مىکند و نذرش مربوط به سلامتى انسانى باشد بر حسب ارزیابى مقرر(ذیل) نذرش از آن( ادوناى) خواهد بود. ارزیابى براى مذکر این است: از بیست ساله تا شصت ساله ارزشش پنجاه شقل نقره بر اساس شقل مقدس باشد. و اگر مؤنث باشد ارزشش سى شقل باشد).
در مورد طلاق در تورات آمده است که: هر گاه مردی از زن خود ناپسندی بیابد، میتواند او را طلاق داده، از خانه بیرون کند و در صورت فقر، حق فروش دختر را دارد. تعدد زوجیات در میان یهودیان در ممالک اسلامی مرسوم بود؛ اما در سایر ممالک به ندرت دیده میشد. در مساله محیض نیز، یهود شدت عمل به خرج میداد؛ به طوری که زنان را از آب و غذا و محل زندگی دور میکردند. اما در دین یهود مانند دین اسلام زن مستحق نفقه است و مرد باید خوراک و لباس مناسب برای همسرش فراهم کند. میزان نفقه با رعایت حال دو طرف و به اختلاف زمان و مکان به عهده زوج است.
2-3-2- زن در آیین مسیحیت
آیین مسیحیت در مورد حقوق و جایگاه فردى و اجتماعى زن دیدگاه ثابت و تغییرناپذیرى ارائه نکرده است. نسخههاى گوناگون شناخته شده به نام(انجیل)و رسالههاى به جاى مانده از شخصیتهاى برجسته و نامدار مسیحى و کشیشها و فرقههاى مختلف و کاتولیکها هریک به سهم خود درمورد حقوق زن، دیدگاه هاى متفاوتى اظهار کردهاند. در رساله اول پولس رسول به تیموتائوس چنین آمده است:
(خدا اول آدم را آفرید و بعد حوّا را، آدم فریب نخورد، بلکه زن فریب شیطان را خورد و در تقصیر گرفتار شد. از این جهت خداوند درد زایمان را به حوّا داد اما به زاییدن رستگار خواهد شد اگر در ایمان و محبت و قدوسیّت و تقوا ثابت بماند.)رساله یادشده آدم نخستین را از هر گناه تبرئه مىکند و گناه فریب خوردن از شیطان را به گردن حوّا به عنوان یک زن مىافکند.این سخن با پیامهاى شریعت و وحى، مخالف است.همچنین در رساله اول پولس رسول به افسیسان آمده است:( اى زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنان که خدا را؛ زیرا که شوهر سر زن است؛چنان که مسیح نیز سر کلیسا و او نجات دهنده بشر است.)پولس رسول در رساله اول خود به تیموتائوس گوید: (زن را اجازه نمیدهم که تعلیم دهد یا بر شوهرش مسلط شود، بلکه در سکوت بماند) پولس رسول در رساله اول خویش در پاسخ سؤال مسیحیان،به مجرد ماندن و ازدواج نکردن توصیه مىکند. در مذهب کاتولیک، تعدد زوجات ممنوع است و مهریه نیز وجود ندارد.و رهایى زن و شوهر از بند ازدواج، تنها با فوت آنها خواهد بود. بنابراین طلاق اجازه داده نمىشود; مگر به شرط آن که هیچ یک ازدواج دوباره نداشته باشند.در انجیل متى پیرامون طلاق زن چنین آمده است:(هرکس زن خویش را بدون آن که خیانت از او دیده باشد طلاق دهد و آن زن دوباره شوهر کند آن مرد مقصر است چون باعث شده زنش زنا کند، و مردى هم که با این زن ازدواج کند زناکار است)
به اعتقاد مسیحیان، گناه اولیه آدم سبب شد که این گناه در گوهر همه انسانها سرشته شود. بنابراین انسانها، به جز عیسی و مریم با گناه متولد میشوند. از این جا نقش مهم زن (حوا) در گناهکاری تمام انسانهای روی زمین مشخص میشود. سبب مذموم بودن ازدواج در میان مسیحیان و میل به تجرد نیز از پلید بودن ارتباط با زنان ناشی میشود.
این خلاصهای از وضعیت زن در ادوار مختلف قبل از اسلام و در عصر ظهور اسلام بود. که به اختصار برگزار شد، و از آنچه گفتیم، این نتیجهها بدست میآید:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رایگان حقوق : پیامبر اسلام(ص)

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یک – بشر در آن دورانها درباره زن دو طرز تفکر داشت:یکی اینکه زن را انسانی در سطح حیوانات بیزبان میدانست، و دیگر این که او را انسانی پست و ضعیف در انسانیت میپنداشت؛ و به همین جهت، باید همیشه در قید تبعیت مردان بماند، و مردان اجازه ندهند که زنان در زندگی خود آزادی کسب کنند.

دو- بشر قبل از اسلام نسبت به زن، از نظر وضع اجتماعی نیز دو طرز تفکر داشت: برخی از جوامع زن را خارج از افراد اجتماع انسانی میدانستند، و معتقد بودند که زن، جزء این ساختار اجتماعی نیست؛ بلکه او از شرایط زندگی است، شرایطی که بشر بینیاز از آن نیست؛ مانند خانه که از داشتن و پناه بردن به آن، چارهای نیست. بعضی دیگر معتقد بودند که زن، مانند اسیری است که به بردگی گرفته میشود.
سه- زن در این جوامع از تمامی حقوقی که ممکن بود از آن بهرهمند شود، محروم بود، مگر به آن مقداری که بهرهمندی زن، به سود مردان باشد، و مردان قیم زنان بودند.
چهار- اساس رفتار مردان با زنان، عبارت بود از سلطه توانمند بر ناتوان. به عبارت دیگر، هر برخوردی که با زنان میکردند، براساس بهرهکشی بود. این، روش اقوام غیر متمدن بود، و اما اقوام متمدن، علاوه بر آنچه گفته شد، این طرز تفکر را هم داشتند که زن موجودی ضعیف است،و نیز موجودی خطرناک است که بشر، از شر و فساد او در امان نیست. چه بسا که این طرز تفکر بر اثر اختلاط امتها و زمانها در یکدیگر اثر گذاشته باشد.
2-4- زن درصدر اسلام
بدین ترتیب اسلام همهی ستمها و برخوردهای وحشیانهای که در دورهی جاهلیت نسبت بهزنان صورت میگرفت از کشتن گرفته تا پایمال نمودن ضروریترین حقوق فردی، نهی نموده وشرافت

دیدگاهتان را بنویسید