پایان نامه با کلمات کلیدی حریری، بدیع، زید، 1364،

پردازی، از اوایل قرن چهارم رواج پیدا کرد و به تدریج رشد و گسترش و تنوع یافت و در آن تفنن ورزیدند تا به ابوبکر خوارزمی رسید. در رسالهی مناظرهی بدیع الزمان با خوارزمی میخوانیم که خوارزمی به اقتراح بدیعالزمان قطعهای مینویسد که از آن قطعه است: “الدرهم و الدینار ثمن الدنیا و الآخره بهما یتوصل إلی جنات النعیم و یخلد فی نار الجحیم … و قد بلغنا فی فساد النقود، أکبرناه أشد الإکبار و أنکرناه أعظم الإنکار …”. بدیع الزمان به او میخندد که “إکبار و إنکار” و”نعیم و جحیم” و”عباد و بلاد” سجعهایی است هماره در دست، که در بیابان عرب باستان روییده است. (باغی، 1969، 105)
حریری نیز در آوردن سجعهای متوالی بر روش بدیعالزمان است، مانند این موارد از مقامهی “الصنعانیه”: “… یوَاقِیتُ الصَّلاتِ أعلَقُ بِقَلبِک مِن مَوَاقِیتِ الصَّلاه وَ مُغَالاتُ الصَدُقات آثَر عندَک مِن مُوَالاهِ الصَدَقات”. (حریری، 1364، 17)
ترجمه: یاقوتهای عطاها و بخششها در نظرت از اوقات نماز دلآویزتر است. و زیاد و سنگین کردن مهریهها در نظرت از پشت سر هم دادن صدقات برگزیدهتر است. (حریری، 1389، 71)
همچنین حریری در صنایع بدیعی هنر و توان خود را به خوبی نشان میدهد، آنجا که در مقامهی “السمرقندیه” به برشمردن صفات پروردگار میپردازد و صفاتی به صورت بینقطه میآورد: “الحَمدُ للهِ المَمدُوحِ الأسمَاءِ. المَحمُودِ الآلاءِ. الوَاسِعِ العَطاءِ.المَدعُوُّ لِحَسمِ الأوَاءِ. مَالِکُ الأمَمِ .وَ مُصَوِّرُ الرِّمَم. وَ أهلُ السَّمَاح وَ الکَرَم. وَ مُهلِکُ عَادٍ وَ إِرَمِ. أدرَکَ کُلَّ سِرٍّ عِلمُهُ. وَ وَسَعَ کُلَّ مُصِرٍّ حِلمُهُ. وَ عَمَّ کُلَّ عَالَمٍ طَولُهُ. وَ هَدَّ کُلَّ مَارِدٍ حَولُهُ.” (همان، 222)
ترجمه: سپاس آن خدایی را که نامهایش ستوده است و نعمتهایش، نیکو و عطایش، فراخ و وسیع. او را برای از بین بردن رنج و گرفتاری میخوانند، مالک امتها و تصویرگر استخوانها و شایستهی جود و کرم. و نابود کنندهی عاد و ارم. دانشش هر رازی را دریافته و حلم و بردباریاش، هر پافشاری کننده در گناهی را در بر گرفته. و فضلش به هر آفریدهای، عامّ و همگانی شده و قدرت و توانش، هر سرکش و یاغیای را نابود ساخته.

3-22-3 استفاده از شعر در میان نثر
استفاده از شعر در میان نثر، یکی از ویژگیهای نثر فنی است. بدیهی است که استفاده از کلام منظوم و منثور کاربردهای مشخصی دارد. “هر کجا اندیشه غالب است بیان باید به نثر باشد؛ هرکجا احساسات غالب است بیان ممکن است به نثر باشد یا به نظم، مگر هنگامی که احساساتی کاملا ً شخصی به طور قاطعی چیره است. در این صورت بیان می طلبد که منظوم باشد.” (ایرانی، 1364، 205)
بر این اساس، حریری قریب به اتفاق مقاماتش را به نثر نوشته است؛ زیرا هدف وی بیان اندیشه و دیدگاه خویش از زبان شخصیتهایش است. بیان حریری رمانتیکی و کاملا احساساتی و شخصی نیست تا تمام اثرش منظوم باشد، مگر در مواردی که شخصیت اصلی داستانهایش بخواهد با بیان خویش احساسات جمع را برای کمک به خود برانگیزد. در چنین مواردی نیز استفاده وی از شعر، در خدمت پیشبرد طرح داستان است به گونهای که اگر شعر را از داستان برداریم، روند داستان مختل میشود. اشعار موجود در مقامات قطعات زائدی نیستند که سبب سنگینی نثر داستان شوند.
به عنوان نمونه در مقامه “الدیناریه” هنگامی که حارث بن حمام برای کمک به فقیری که در ادامه مشخص میشود ابو زید سروجی است از او میخواهد تا به مدح دینار بپردازد و ابو زید نیز بدون درنگ به مدح آن میپردازد.
أکرِم بِه أصفَرَ راقت صُفرتُه جوّاب آفاق ترامت سَفرَتُه
مَأثُورَه سُمعَتُه وَ شُهرَتُه قَد أودَعَـت سِـرَّ الغِنَی أسِرّتُه (حریری ،1364 ،29)
ترجمه: چه گرامی است آن طلای زرد رنگی که زردیاش، نیکو و شگفتآور است. سیاح و جهانگرد شهرهایی است که سفر به آنها دور و طولانی است.
آوازه و شهرتش، سینه به سینه روایت شده و راز ثروت و بینیازی در خطوط پیشانیاش، به امانت گذاشته شده است.

3-23 مقامات حریری راهی به درون وی
مقامات، راز گشای درون پوشیده نویسنده آن است. درونی که گشایش آن تنها با شناخت زبان و سبک مقامات و رمزهای آن ممکن خواهد بود؛ زیرا نویسنده “در باب هر چیز و هر کس که بنویسد سرّ خود را باز گفته است.” (ایرانی،1364، 298) نویسنده مقامات برای بیان آراء و اندیشههای پیرامون اجتماع از زبان و سبکی سود میجوید که از مهمترین ویژگیهای آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
حریری در نگارش مقامات از روش و شیوه نگارش عصر خود تبعیت میکند تا اثرش در زمرهی آثار برجسته عصر خویش جای گیرد و به این منظور، ساده نویسی را کنار میگذارد و شیوه نگارش مصنوع را برمیگزیند؛ زیرا عصر حریری، عصری است که ادیبان و خوانندگان آثار ادبی، تنها به آثار مصنوع و متکلف ارزش میدهند و ملاک توانایی ادیب، در نگارش اینگونه آثار است. حریری خود در مقدمه مقاماتش به مصنوع بودن اثرش اعتراف میکند:
“… إلی ما وشّحتُها به من الآیات و محاسن الکنایات و رصَّعتُهُ فیها من الأمثال العربیه و اللطائف الأدبیه و الأحاجی النحویه و الفتاوی اللغویه و الرسائل المبتکره و الخطب المحبّره.” (حریری،1364، مقدمه)
ترجمه: [مقامات خود را] به آیات قرآن، کنایات زیبا، ضربالمثلهای عربی، لطیفههای ادبی و معماهای نحوی آراستم.

3-24 خلاصه ای از مقامات حریری
در مقامه اول، حارث بن همّام، راوی مقامهها با ابو زید سروجی آشنا میشود. بدینگونه که حارث
ا
ز دیار خود به سفر میرود و در صنعاء در یَمَن کسی را میبیند که مردم بر گرد او حلقه زدهاند و او با شیوایی، اندرزگویی میکند.
حارث، شیفته او می شود و در پی او میرود و از نام و نشانش میپرسد، شاگرد او میگوید که استادش ابو زید سروجی است: “سِراج الغُرَباء و تاج الاُدَباء” و راوی و قهرمان با هم آشنا می شوند.
در مقامههای دیگر، ابوزید با حیلههای تازه و چهرههای گوناگون در شهرهای مختلف ظاهر میشود و شگفت آنکه هر بار، حارث بن همام سرانجام او را باز می شناسد.
چهل و هشت مقامه، شرح ماجراهای ابو زید است و شیوههای ترفند وی در مالاندوزی و گدایی. مقامه چهل و نهم “المقامه الساسانیه” تصویری از پایان عمر ابوزید و وصیتهای او به فرزندش است که جز تکدّی، پیشهای نگزیند و شیوههای او را بیاموزد.
در واپسین مقامه، ابو زید پشیمان از گذشته، به سوی خدا باز میگردد و از او آمرزش میجوید. همگان را ترک میکند؛ به شهر خود “سروج” باز میگردد؛ پشمینه میپوشد و با خلوتگزینی به زهد و عبادت میپردازد. پس از چندی، حارث بن همّام او را در سروج می یابد. روز و شبی با او به سر می بَرَد و در نماز و نیاز و ذکر و دعای او شرکت میکند. آنگاه او را به حالِ خویش وا میگذارد و باز میگرد؛ بدین گونه، مقامات به پایان میرسد. (عبادی، غلامرضا، 1389)

3-25 متأثران از مقامات حریری
از آنجا که مقامهنویسی یکی از فنون نگارش در ادبیات اسلامی است و منحصر به قومی خاص نیست، دانشمندان اکثر بلاد اسلامی چون اندلس، مصر، شام، عراق، حجاز، یمن، مغرب و ایران از سبک آن تأثیر پذیرفته و آثاری از خود برجای گذاشتهاند.
قاضی فاضل از جمله ادبای به نامی است که به این کار مبادرت ورزید و به معارضه با مقامات حریری برخاست و هنگامیکه به مقامه بغدادیه رسید گفت: چگونه انسان میتواند به معارضه با این اثر بپردازد و از ادامه سر باز زد.
ابوطاهر محمد بن یوسف اشترکونی(متوفی 538) که او نیز به تقلید از حریری پنجاه مقامه نوشت. و مقامات المسیحیه طبیب عیسوی ابوالعباس یحیی بن سعید ماری (متوفی 589) که تقلیدی است از سبک نویسندگان بعد از حریری؛ و شمس الدین الصیقل الجُزری(متوفی 701) پنجاه مقامه به نام مقامات الزینبیه به تقلید از حریری نوشت؛ و محمد بن ابراهیم دمشقی (متوفی 727) که او نیز پنجاه مقامه به نام مقامات الفلسفیه دارد که در موضوعات فلسفی و عرفانی است. (خطیبی، 1375، 566)
در مقامهنویسی عصر جدید ناصیف یازجی (1214 – 1287 ه.ق)‌ ادیب لبنانی، شصت مقامه در تقلید از حریری نوشته که اطّلاع وسیع و عمیق نویسنده را از لغت و صنایع بلاغی نشان میدهد و از نمایش واقعیّات اجتماعی معاصرش به کلّی خالی است و صرفاً هدف تعلیمی دارد. (ذکاوتی قراگزلو، 1364، 74)
سرقسطی تنها مؤلفی است که از تمام فنون حریری تقلید نمود. او پنجاه مقامه خود به نام المقامات اللزومیه را با موضوع قصه گدایان و نیرنگ، و با دو قهرمان خیالی، یعنی راوی و گدا، به سبک و سیاق حریری نوشت. کتاب او چه به لحاظ مضمون داستانها و چه به لحاظ اسلوب، بر منوال مقامات حریری نوشته شده است. (http/webs.ono.com)

3-26 مقامات حریری و ادب اروپایی
مقامات حریری در ادب اروپایی و فرهنگ ادبی و قصهنویسی غربی نیز اثرگذار بوده و بارها به زبانهای خارجی ترجمه و چاپ شده است. دکتر غنیمی در اثر خود چنین میگوید: “مقامات حریری در قرن 12 میلادی توسط سالمون بن زقبیل7 و سپس به وسیله الخریزی به عبری ترجمه شد و در سال 1205 م. منتشر گردید. این کتاب در میان عبری زبانان و مسیحیان اسپانیا رایج بود و آن را به زبانهای خود ترجمه کردند. بنابراین مقامات حریری در ادبیات عربی اندلس از مقبولیت بسیار خوبی برخوردار شد و به نظر دور مینماید که نویسندگان اسپانیایی از این کتاب معروف، بی اطلاع بوده باشند. همین رابطه تاریخی است که وجوه تشابه بین مقامات اسلامی و قصههای ماجراجویی ادبیات اروپایی را تفسیر میکند.” (غنیمی، 1373، 279-280)
این اثر وزین بارها به زبان اروپایی چاپ و ترجمه شده است. از جمله در سال 1767م. به وسیله لئونارد چاپلو8 به زبان انگلیسی ترجمه شد و کوسّن دو پرسوال9 در سال 1819م. و مارسل دویک10 به سال 1870م. آن را به زبان فرانسوی برگرداندند. (حکیمی، بیتا، 212)

3-27 آثار حریری
* دره الغواص فی أوهام الخواص: کتابی است در لغات و تعبیرات غلطی که در زبان عربی زمان حریری رایج بوده است. گزیدهای از این کتاب را نخستین بار دوساسی در کتاب منتخبات دستوری با ترجمهی فرانسوی در سال 1928 در پاریس منتشر کرد و سپس متن کامل آن را هنریش توربکه در سال 1871 در لایپزیک منتشر کرد. بر این کتاب شروح و حواشی مختلفی نوشتهاند که از آن جمله شرح شهاب الدین خفاجی است که در 1299 هجری در استانبول چاپ شده است و دیگر شرح شیخ محمود الالوسی است بنام کشفالغره که در سال 1301 ه. در دمشق چاپ شده است.
* ملحه الاعراب: ارجوزه ای است در نحو که حریری به درخواست ابنالتلمیذ (466-560) آنرا به نظم درآورد و خود شرحی برآن نوشت؛ و دیگران هم بر آن شروحی نوشتهاند.
* دیوان: حریری دارای دیوان شعری هم بوده است که ظاهرا باقی نمانده است، ولی نمونههایی از اشعارش را (جز آنچه در مقامات هست) در منابع شرح حال او خصوصا در معجم الادباء میتوان یافت.
* الفرق بین الضاد و الظاء: که نسخهای از آن در کتابخانه برلین موجود است.
* رسائل: برخی از نامههای حریری را یاقوت حموی در معجم الادبا و برخی را عماد الدین اصفهانی در خریده نقل کردهاند. رسائل حریری نمونههای است از نثر مصنوع و متکلف که در عصر
او نشانهی ذوق و بلاغت به شمار میرفته است و بارزترین نمونه تکلف آنها دو نامه “سینیه” و “شینیه” است که در یکی همه کلمات حرف سین دارد و در دیگری حرف شین. (خطیبی، 1366، 565)

3-28 بدیع الزمان همدانی
حدود سی و هفت سال پس از مرگ ابن درید، در 358 ق در شهر همدان، ابوالفضل احمد بن حسین یحیی همدانی مشهور به بدیع الزمان همدانی دیده به جهان گشود. اینکه برخی از مورخان، ابن درید را استاد بدیع الزمان دانستهاند؛ به نظر میرسد به واسطه بهرهگیری بدیع از آثار ابن درید باشد وگرنه تولد بدیع الزمان سی و اند سال بعد از فوت ابن درید روی داده و با این استناد، بدیع الزمان نمیتوانسته در محضر ابن درید به شاگردی بنشیند. لغت را از ابن فارس لغوی مشهور آموخت. سپس به ری و گرگان و نیشابور سفر کرده و در این مدت با نویسندهها و شاعران زیادی برخورد کرده و تجربه اندوخته است. (ذکاوتی قراگوزلو، 1364، 23 و 25)
بالأخره در هرات اقامت گزید و به دامادی ابو علی حسین بن محمد الخشنامی در آمد و از آن پس سامانی گرفت. و در سال 398 ق هنوز به چهل سالگی نرسیده بود که وفات یافت. او در حافظه و هوش و سرعت انتقال و نیروی بدیهه، نابغه بود. (الفاخوری، 1381، 538)
مقامات بدیع الزمان، افسانههایی است که غالبا پهلوان آن روایات، ابوالفتح اسکندری، مخلوق فکر خود بدیع الزمان، و راوی وی عیسی بن هشام است که او نیز خیالی است و لطایف و شاهکارهای این مرد، در عباراتی لطیف و زیبا و آراسته، مایه عبرت و شگفتی و شادی شنوندگان و خوانندگان شده است. از دیگر خصوصیات کار بدیع الزمان آن است که حوادث داستانهایش اغلب در محیطهای متمدن شهری میگذرد و داستانهایش طرح و توطئه و گرهگشایی دارد؛ و صرفا هدفش عرضه لغات و کاربرد اصطلاحات و به رشته کشیدن مشتی مفردات نیست. (ذکاوتی قراگوزلو، 1364، 31 و 32)

3-29 سیر مقامه نویسی پس از بدیع الزمان
روش بدیع الزمان به سرعت مورد توجه نویسندگان قرار گرفت و راهی نو در ادبیات عربی گشود؛ به گونهای که در فاصله بین قرن پنجم تا اواسط قرن چهاردهم حدود هشتاد نویسنده، به زبان عربی و زبانهای دیگر مقامه نوشتند که در همه آنها خطوط اساسی و ترسیمی بدیع الزمان در قالب مقامهنویسی رعایت گردید و در واقع آنان همگی، به نوعی از بدیع الزمان تقلید کردند. به تدریج، در عین آنکه مقامهنویسی مورد استقبال نویسندگان عجم و عرب قرار میگرفت با تغییر ماهیت و شغل قهرمانان اصلی آن، از گدایی به مشاغل دیگر، تغییر محتوایی چشمگیری در مقامهنویسی پدید آمد و ادیبانی چون ابوطاهر اشترکونی از اسپانیا، قاضی حمیدالدین از ایران، ابومحمد قاسم بن عثمان حریری از عراق، ناصیف یازجی از لبنان، عبدالله پاشا فکری از مصر، ابراهیم بن محمد المهدوی از عربستان، محمدبن عفیف الدین التلمسانی از سوریه و … مقاماتی به رشته تحریر درآوردند. (کامور بخشایش، جواد، 1388)

3-30 حریری و مقایسه وی با بدیع الزّمان
در مورد حریری و مقایسه وی با بدیع الزّمان همدانی میتوان گفت که وی در آفریدن قهرمانش از محیط خارج الهام نگرفته بلکه از بدیع الزّمان الهام گرفته است. و خود در صدر مقاماتش به آن اعتراف میکند. البتّه حریری با آنکه خواسته قدم به قدم از بدیع الزّمان پیروی کند و ظاهراً تمام چشمههای بدیعالزّمان را به کار

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *