منابع پایان نامه درمورد وابستگی متقابل

فیلسوف سیاسی خانم هانا آرنت در انتقاد به این عبارت می گوید: “جهان سوم یک واقعیت نیست، بلکه یک ایدئولوژی است.” (Arendt, 1972, 209)
عدهای نیز تقسیم کشورهای جهان به سه دسته یا بیشتر را نوعی تحریف دانسته و معتقدند دنیا فقط از دوگروه کشورهای فقیر و غنی تشکیل شده که منافع آنها اصلاً با هم سازگار نیست.
درواقع با پایان جنگ سرد و مخصوصاً پس از فروپاشی بلوک شرق ـ یعنی جاییکه جهان دوم محسوب میشد ـ کاربرد اصطلاح جهان سوم بیمعنا شد، چراکه این سؤال پیش آمد: جهان سوم در مقابل کدام دوجهان دیگر؟
پس میتوان گفت پایان دورهی سه جهان، مصادف بود با “فروپاشی کمونیسم اروپای شرقی، سقوط رژیم نژادپرستی در آفریقای جنوبی و گذر به دموکراسی در کشورهای با دیکتاتوری نظامی و حکومت مطلقه.” (Denning, 2004, 46)
بعد از انتقادات زیادی که به جهان سوم وارد شد و مخصوصاً بعد از فروپاشی شرق کمونیست، توجه جهانیان به دوگانگی جهان جلب شد و نظریات زیادی در این زمینه داده شد.
در میان تقسیمبندیهایی که بر دوگانگی جهان معاصر تأکید میکند، میتوان به تقسیمِ جهان به دو بخش “شمال” و “جنوب” اشاره کرد. البته این اصطلاح را اولینبار هاوس هوفر آلمانی، صاحب نظر جغرافی سیاسی، بهکار برد. او قبل از جنگ جهانی دوم، جهان را به دو بخش شمال و جنوب تقسیم کرده بود و معتقد بود که قدرتهای بزرگ جهان همگی در بخش شمالی واقع شدهاند. (ساعی، 1389، ص17)
اصطلاح کشورهای جنوب کمکم جایگزین اصطلاح جهان سوم شد و معانی متنوع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که اصطلاح جهان سوم داشت، به خود گرفت. به همین دلیل وقتی این اصطلاح در مورد کشورهای جهان سوم بهکار میرود، به معنی آن است که جهان از دو بخش تشکیل شده؛ بخش اول کشورهای پیشرفتهی صنعتی، غنی، قدرتمند، به نام شمال را دربرمیگیرد و بخش دوم کشورهای کمتر توسعهیافته، غیرصنعتی، غالباً فقیر و ضعیف، به نام جنوب را شامل میشود. معیار این تقسیمبندی، سطح رشد اقتصادی و توسعهی صنعتی کشورها میباشد.
معمولاً استدلال میشود که بیشتر کشورهای پیشرفتهی صنعتی در قسمتهای شمالی کرهی زمین و اکثر کشورهای توسعهنیافته جهان در نواحی جنوبیتر کرهی زمین واقع شدهاند. اما در تقسیم دنیا به دو نقطهی فقیر و غنی، باید دانست که این طبیعت نیست بلکه بشر است که موجب چنین تقسیمی شده است.
2- مبانی نظری تئوری جهانی سازی
جهانی سازی واقعیتی است که امروزه توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب کرده است؛ چراکه پدیدهای در حال وقوع میباشد؛ از اینرو فهم درست این فرآیند، تنها راه مطمئن جهت مقابله یا همراهی با آن میباشد. البته از آنجا که فرآیندهایی که بر مبنای آن مردم جهان بهصورت یک جامعه جهانی درمیآیند، گوناگون است؛ بدیهی است که برداشت‏ها از مفهوم جهانی سازی متنوع باشد. از اینرو در این قسمت مکاتب مرتبط با جهانی سازی و نظریات گوناگون اندیشمندان در این زمینه را برمیشماریم.
در حالت کلی سه مکتب فکری در رابطه با تئوری جهانی سازی مطرح میباشد؛ که عبارتند از:
1) رئالیسم: طرفدار نظام سرمایه‏داری است و دخالت دولت را جهت حفظ منافعِ ملی لازم می‏داند.

2) لیبرالیسم: با اعتقاد به محدود کردن نقش دولت، با جهانی سازی سنخیت دارد. لیبرال‏ها معتقدند جهانی سازی می‏تواند فرصت‏های بیشتری را جهت رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی، سیاسی فراهم آورد.
3) ساختارگرایان تاریخی: جهانی شدن را با اهمیت فرض می‏کنند اما آثار آن را بسیار منفی میدانند و بیش از رئالیست‏ها و لیبرال‏ها بر نابرابری شمال و جنوب تأکید میکنند.
در راستای تبیین مفهوم نظری جهانی سازی، از آنجا که مفهومی گسترده در سطح بینالمللی میباشد و اندیشمندان زیادی در رابطه با آن نظرات سودمند و در عین حال متنوعی را اظهار داشتهاند؛ لازم است برای آشنایی بیشتر از مبنای نظری تئوری جهانی سازی، عقاید برخی از بزرگترین صاحبنظران این رشته که اندرو جونز در کتاب خود از آنها با عنوان “متفکران کلیدی” تئوری جهانی سازی یاد میکند، را بررسی نماییم.
دیوید هلد و مک گرو، جهانی سازی را: ” فرآیندی که با تغییر شکل سازماندهی فاصلههای روابط اجتماعی و تراکنش بر حسب وسعت و سرعت طی سرتاسر قارهها یا گردش بین منطقهای همراه باشد” میدانند. (Held and McGrew, 2003, 51)
رابرتسون جهانی سازی را بهعنوان “مفهومی که هم تراکم جهان و هم افزایش آگاهی جهانی در کل را منعکس میکند” درنظر میگیرد. (Robertson, 1994, 8)
شولت، جهانی شدن را “فرآیندی اجتماعی که با از میان برداشتن مرزهای جغرافیایی، بر تمام‏ روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی سایه‏ افکنده است و آگاهیها را افزایش می‏دهد” میداند. (Scholte, 2002, 6)
آنتونی گیدنز معتقد است: “جهانی سازی افزایش وسعت ارتباطات اجتماعی جهان و نزدیکی مکانهای دور به یکدیگر است؛ به طوریکه اتفاقات محلی بهصورت اتفاقات میلیونها مایل دورتر، بهنظر رسد و برعکس.” (Jones, 2010, 40)
مانوئل کستلز، جهانی سازی را “ظهور نوعی جامعهی شبکه‏ای می‏داند که در ادامهی حرکت سرمایه‏داری، پهنهی اقتصاد جامعه را در بر می‏گیرد.” (Jones, 2010, 69)
اریکسن معتقد است: “جهانی سازی یعنی فاصلهها بیربط، وابسته و به کمترین اندازهی اهمیت رسیدند.” (Erikson, 2007, 8)
مارتین آلبرو جهانی سازی را: “فرآیندی می‏داند که همه مردمان جهان را در یک جامعهی فراگیر جهانی به هم پیوند میدهد.” (صداقت، 1379، 21)
دیوید هاروی معتقد است: “فرآیند جهانی سازی دربردارندهی مفهوم فشردگی زمان و مکان و فاصله هاست.” (Al-Rodhan , 2006, 9)
کارناجی جهانی سازی را: “مراحل یکپارچهسازی مردم، شرکتها و دولتها، تحریک جهان توسط تجارت بینالملل، سرمایهگذاری و کمک توسط اطلاعات و تکنولوژی” میداند. (Boudreaux, 2008, 1)
جیم میتلمن معتقد است: “جهانی سازی جنبههای زمان و فاصلهی ارتباطات اجتماعی را متراکم می کند.” (Steger, 2010, 15)
نوئل ریشتر جهانی سازی را: “شکل‏گیری شبکه‏ای فراگیر می‏پندارد که با پیدایش آن، اجتماعاتی که پیش از این، دورافتاده بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی، ادغام ‏شوند.” (صداقت، 1379، 21)
لچنر با تعبیری زیبا بیان میدارد که: “جهانیسازی فرآیندی است که در آن تعداد بیشتری مردم، از راههای مختلف بیشتری، در میان فواصل طولانیتر، بیشتر به یکدیگر پیوند میخورند.” (Lechner, 2009, 16)
به‏طورکلی باید گفت جهانی سازی، به مجموعه فرآیندهایی اطلاق می‏شود که بهموجب آن مرزهای ملی کمرنگ شده و دولت‏ها بهیکدیگر مرتبط و نزدیک می‏شوند و عواملی مثل گسترش سرمایه‏داری در سطح جهانی، وابستگی متقابل کشورها، تجارت جهانی، تبادل اطلاعات و تکنولوژی، حقوق بشر، زبان انگلیسی، اینترنت و… از مبانی اصلی آن هستند.
درمجموع می‏توان این مفاهیم نظری را از اصطلاح جهانی سازی، استنباط کرد: 1) بینالمللی شدن 2) آمریکایی شدن 3) بی‏سرزمینی و فرا ناحیه‏ای شدن 4) کنار زدن‏ و محو شدن مرزها 5) یک نیروی منهدم کننده 6) فراگیر شدن و جهانگرایی 7) آزادسازی 8) یک فرآیند 9) یک عقیده 10) یک‏ پدیده 11) یک مرحله 12) یک نظام 13) یک نفوذ 14) یک دوره 15) یک تصور 16) یک شبکه 17) یک جامعه 18) یک موقعیت و …
گفتار سوم: مبانی عملی
1- مبانی عملی تئوری سه جهان
در عمل نظریهی سه جهان پیشنهادی بود برای همکاری کشورهایی که به هیچیک از دو بلوک شرق و غرب وابسته نبودند. این نظریه بهزودی بهگونهای دیگری از طرف رهبران برخی کشورها نظیر هند، اندونزی و مصر مطرح و درنهایت به تشکیل جنبش عدم تعهد منجر شد. البته باید خاطرنشان کرد که خواست این کشورها نبود که خود را در ردهی سوم جهان قرار دهند.
در مورد جهانهای موردنظر تئوری سه جهان باید گفت جهان اول در واقع همان کشورهای صنعتی، ثروتمند، قدرتمند، پیشرفته با استانداردهای بالای زندگی میباشند؛ جهان دوم- که همان کمونیسم شرق بود- از لحاظ ایدئولوژیکی دیگر وجود ندارد؛ و جهان سوم تعبیری منتقدانه است که شامل کشورهای درحالتوسعه، فقیر و غیرصنعتی با پیشینهی استعماری است که اکنون دستخوش فرآیند توسعه‏ی اقتصادی و اجتماعی هستند و از ویژگیهای آنها، درآمد پایین، وابستگی به کشاورزی، ضعف در روابط تجاری خارجی، محرومیت اجتماعی قشرهای عمده‏ی جامعه و آزادی های محدود سیاسی و مدنی می باشد. در اشاره به این دسته از کشورها، برخی از تئوریسینها، مثل اندروگوندر فرانک و والتر رادنی، معتقدند: “باید از عباراتی چون عقبمانده یا توسعهنیافته استفاده کرد تا نشان داده شود، فرآیندی که به موجب آن جنوب جهان پیشرفت نکرده، توسط امپریالیسم و سیاستهای استعمارگران کشورهای ثروتمند، یعنی جهان اول ایجاد شده است.”
بهطورکلی کشورهای جهان سوم بهاندازهی کشورهای OECD صنعتی و دارای تکنولوژی پیشرفته نیستند؛ و در نتیجه “کشور درحالتوسعه”، عبارت متداولی است که در جامعهی علمی در اشاره به این کشورها مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین عباراتی ازقبیل جنوب جهان، کشورهای درحالتوسعه، کشورهای کمتر توسعهیافته، کشورهای کمتر توسعهیافتهی اقتصادی، در محیط امروزی که عبارت کشورهای جهان سوم، منسوخ و خفتآور شده، بیشتر معروف شدهاند. “عبارت دیگری که اخیراً برای این دسته از کشورها مورد استفاده قرار می گیرد، “جهان دو سوم” میباشد؛ چراکه این کشورها دو سوم از جهان را دربرمیگیرند.”
البته خانم هانا آرنت معتقد است: “با اینکه در عمل عبارت جهان سوم بهعنوان یک عبارت نادرست و منسوخ مورد انتقاد قرار گرفته است، با اینحال این عبارت بهصورت یک عرف رایج برای مستعمره نشینهای گذشته و بهعنوان طبقهی دیگر باقی مانده است.” (Arendt, 1972, 209)

امروزه در مجامع علمی، اصطلاح کشورهای جنوب (در مقابل کشورهای شمال) رواج بیشتری پیدا کرده و تقریباً جایگزین اصطلاح کشورهای جهان سوم شده است و بهجز معانی ظاهری جغرافیایی آن، معانی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن را نیز به خود گرفته است. البته شاید یکی از دلایل از میان رفتن این اصطلاح، پیشرفت‌های چشمگیری باشد که اغلب این کشورها داشته‌اند و دیگر نمی‌توان اصطلاح جهان سوم را بر این کشورها نهاد؛ و باید این کشورها را بهعنوان کشورهای درحالرشد و درحالتوسعه در مقابل کشورهای توسعهیافته و پیشرفته درنظر گرفت. از طرفی نیز پایان جنگ سرد و به‌خصوص پس از فروپاشی بلوک شرق یعنی جاییکه به‌عنوان جهان دوم در نظر گرفته می‌شد، کاربرد این اصطلاح تا حدود زیادی بی‌معنا شده است. در مقابل منسوخ شدن این اصطلاح، بالطبع اصطلاح جهان اول و جهان دوم نیز کمرنگتر شده و به جای آن اصطلاح کشورهای شمال جایگزین شده است.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بهطور کلی همانطور که دکتر ساعی در کتاب خود اشاره میکنند: “از سال 1960 تا 1987 سرانهی تولید ناخالص ملی کشورهای پیشرفته از 5519 دلار به 11392 دلار افزایش یافته است، در حالیکه تولید ناخالص ملی کشورهای درحالتوسعه تنها از 372 دلار به 731 دلار افزایش یافته است.” (ساعی، 1384، ب، 61) یعنی از بعد جنگ جهانی دوم و در پی اقدامات بینالمللی شکاف میان کشورهای ثروتمند و فقیر نه تنها کاهش پیدا نکرده است، بلکه عمیقتر شده و در حال شدیدتر شدن نیز میباشد و این امر پیامد خوبی برای جامعه بینالمللی، علیالخصوص کشورهای توسعهیافته را بهدنبال نخواهد داشت.
2- مبانی عملی تئوری جهانی سازی
در عمل جهانی شدن، نشان دهندهی روندی است که تمامی ابعاد زندگی انسان عصر حاضر را تحت تأثیر قرار داده است. مهمترین بعد جهانی شدن، بعد اقتصادی آن میباشد که از دیدگاه حقوقی و سیاسی به مفهوم درنظرگرفتن کمترین نقش برای حدود مرزهای جغرافیایی کشورها علیالخصوص در فعالیتهای اقتصادی از قبیل تجارت، سرمایهگذاری، تولید و نقل و انتقالات مالی است. در اذهان عمومی، جهانی شدن بهعنوان پدیدهای فراگیر یک معنای مادی و اقتصادی دارد که در آن تجارت، آزاد لحاظ میشود. (توسلی نائینی، 1384، 17-16)
باید خاطرنشان کرد که جهانیسازی بهعنوان یک حرکت بدون توقف، حداقل 4 عنصر “پخش شدگی، وابستگی متقابل، سازماندهی و فرهنگ یا آگاهی جهانی” را با خود بههمراه دارد؛ (Lechner, 2009, 15) و ابعاد متفاوت آن در زمینههای: “فرهنگی، اکولوژیکی، اقتصادی، تکنولوژیکی، جغرافیایی، تاریخی، قانونی، سیاسی و روانشناسی” میباشد. (Scholte, 2005, 40) البته باید در نظر داشت که در همهی ابعاد جهانی سازی، عواملی چون توسعه، تمرکز و سرعت روابط جهانی، نقش اصلی را ایفا میکنند. (Osterhammel and Petersson, 2005, 5) پس برای دستیابی به عناصر و ابعاد مختلف جهانی سازی، وجود عامل توسعه ضرورت دارد.
در مورد جهانی‏شدن متداول در عمل، هنوز اجماع نظری وجود ندارد؛ اما میتوان آن را به طورکلی، “تراکم زمان و مکان”، “کم‏رنگ شدن نقش مرزهای جغرافیایی در فعالیتهای انسان” و “افزایش روزافزون آگاهی بشر” در روابط فراملی و اقتصادی دانست.
در واقع جهانی‏شدن در عمل، باعث تضعیف دولت شده و فرضیهی دولتهای حاکم و کشورهای محدود به مرزهای شناخته شده را به چالش می‏کشد و فضای سیاسی تازه‏ای پدید می‏آورد که دربرگیرندهی همه ی جهان است؛ (فروغینیا، 1383، 116) و بهدنبال آن، گروه‏های قومی و مدنی، احزاب و شرکت‏های چند ملیتی، بیشتر وارد عرصهی عمل شده و خصوصیسازی و سرمایه‏گذاری‏های بینالمللی، افزایش می یابد. دراین زمینه میتوان گفت جهانی سازی تأمین‏کنندهی ایدهی نظم نوین جهانی با ابعاد اقتصادی که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تک‏قطبی‏شدن جهان، آشکار شد، نیز میباشد. بهعلاوه در طی این فرآیند، واژهی بینالمللی، جایگزین کلمهی ملی شده و دولتهای ملی بخشی از حاکمیت خود را به نظام بینالمللی میدهند؛ هرچند دولتها هنوز از لحاظ حقوقی مرجع نهایی تصمیمگیری در قلمروی خود میباشند اما این وابستگی متقابل کشورهاست که بهعنوان یکی از مهمترین پیامدهای جهانی سازی از اقتدار آنها میکاهد.
باید در نظر داشت در جهانی‏شدن متداول، بر ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تأکید کمتری میشود؛ چراکه محور اصلی آن اقتصادی میباشد. البته مسئلهی جهانی شدن فقط تغییر ساختارهای نهادی اقتصادی نیست.
همانطورکه جوزف استیگلیتز در کتاب خود بیان میکند که: “وزرای دارایی و تجارت معمولاً به جهانی سازی از منظر اقتصادی نگاه میکنند؛ اما طبق نظر بسیاری از افراد در جهان درحالتوسعه، این امر بسیار فراتر از اینهاست.” (استیگلیتز، 1387، 298)
از طرفی باید افزود که در راستای روند عملی جهانی سازی، از هم اکنون آرایش سازمانهای چالشگر شروع شده است. در این حوزه، انجمن بین‏المللی پیگیری جهانی سازی یکی از مهمترین این سازمانهاست. این انجمن با نشستی که در کنگرهی جهانی نیویورک با شعار “اصلاح سازمان جهانی تجارت و نشاندن آن در جای تعیین شده یا ریختن آن به دریا” داشته، اولین گام‏ها را در فضاسازی نوین جهانی سازی برداشته است. (پیشگاهی فرد، 1380، 171-170) البته وجود چنین سازمانهایی اگرچه در ظاهر امر در سرعت رسیدن به جهانی سازی اختلال ایجاد میکند، اما در واقع در رسیدن به ایدهآل و شکل درست جهانی سازی و شکل‏دهی فرهنگ و تمدن جهانی مؤثراند. همچنین باید توجه داشت که این سازمانها در طی فرآیند جهانی سازی و در جهت رساندن جهانی سازی به شکل آرمانی، همواره باید حقوق بشر و به تبع آن، حق توسعهی کشورهای عقب مانده را نیز در نظر داشته باشد.
در آخر باید درنظر داشته باشیم که برای رسیدن به شکل ایدهآل وحدت جهانی، مهمترین عنصر داشتن علم و آگاهی در طی این روند میباشد؛ بدین معنا که تغییر در ساختارهای ملی و داخلی همراه با رضایت و با نگاهی دوراندیشانه در جهت رسیدن به بهترین شیوهی زندگی باید صورت بگیرد.
بخش دوم: بررسی و تحلیل تئوری سه جهان و تئوری جهانیسازی در رابطه با حق توسعه
مرز باریک بین سه جهان که در گذشته بهواسطهی توسعهی اقتصادی و بعد از آن توسط جهانی سازی مطرح بود، به سختی از میان خواهد رفت. (Dirlik and Bahl and Gran, 2000, 7) بدین معنا که شاید از میان رفتن مرز میان سه جهان با کمک گرفتن از حق توسعه یا عنوان کردن طرح جهانی سازی هم ممکن نباشد و حتی بسیار به چالش کشیده شده و عمیقتر

Related articles

تحقیق درباره حمایت خانواده

به مراجع مربوط جایز و لازم شمرده شده همانند بیماری های آمیزشی و واگیردار و سرطان بسیار نادرند که اهدا و دریافت جنین از زمره آنها خارج است . اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی […]

Learn More

منابع پایان نامه درمورد بلوک شرق و غرب

در رابطه با تاریخچهی ایجاد این اصطلاح توجه میکنیم.میتوان گفت مبدأ کلمهی جهان سوم، فرانسوی میباشد. (Gonzalez, 1998, 1) در فرانسه کلمهی سوم مفهوم تداعی کنندهی نیروی جدید در مقابل دو نیروی مسلط موجود بهکار میرفت. اصطلاح جهان سوم نیز از همان سنت معنایی در فرانسه سرچشمه گرفت. این اصطلاح اولینبار در سال 1952 توسط […]

Learn More

پایان نامه حقوق : سازمان های بین المللی

تصمیم به عنوان تجلی وظیفه قضایی است و به کار بردن حق وتو مخالف تعهدی است که آن کشور مطابق بند 1 ماده 94 و متعاقب آن بند 2 ماده 2 برعهده گرفته است و از طرف دیگر می تواند به اعتبار دیوان لطمه وارد کند.اما از لحاظ رویه شورای امنیت، می توان به حکم […]

Learn More

دیدگاهتان را بنویسید