عوامل اقتصادی، آسیب های اجتماعی

کنند و به وضعیت “بی تفاوتی” برسند. به اعتقاد وی بی تفاوتی آخرین مرحله روابط بین زن و شوهر است که در آن اصل “بود و نبود” همسر فرقی برای زوجین نمی کند بلکه مسائل جنبی دیگر زندگی ازجمله مسائل مالی و امنیت اجتماعی زن است که احساس نیاز به همسر را شکل می دهد. در چنین شرایطی میزان ناهنجاری های اجتماعی افزایش پیدا می کند و موجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده می شود. ضمن آن که به گفته اکبری در مرحله طلاق عاطفی اگرچه زوجین در زیر یک سقف زندگی می کنند، ولی به لحاظ عاطفی و اجتماعی جدا هستند و در همین زمان اغلب انحرافات و آسیب های اجتماعی رخ می دهد.
با توجه به مطالب ذکرشده باید به خاطر سپرد که ارتباط، موضوعی دوسویه و جاده‏ای دوطرفه است. نمی‏توان و نباید انتظار داشت که یکی از زوجین تحقیر و تهدید کند و در عوض، انتظار لطف و محبت داشته باشد. اگر بر خانه و در خانه‏ای روح زندگی و جوهر معنی‏دار زندگی حاکم نباشد، آن زندگی، شکل زندگی دارد و خودِ زندگی نیست. بنابراین بر هر زنی و هر مردی لازم است که با خود بیندیشند رمز آرامش و ثبات و خوشبختی چیست؟ این رمز کلمه‏ای ۵ حرفی است: “تفاهم”!
تفاهم همان واژه آشنا و دوست‏داشتنی است که بارها و بارها در زندگی خود شنیده‏ایم و یا به کار گرفته‏ایم. از بسیاری از زوج‏های خوشبخت اگر پرسیده شود رمز موفقیت و آرامش در زندگی‏شان چیست، بی‏شک به عنوان کلمه‏ای جادویی این کلمه را بر زبان جاری خواهند ساخت: “تفاهم” و “تفاهم”. زن و مرد با هم تفاوت‏هایی دارند و مطلع‏بودن از کم و کیف این تفاوت‏ها راهگشای تفاهم آنهاست. زوجین گاهی اوقات از دست شریک زندگی خود عصبانی یا کلافه می‏شوند. چرا که انتظار دارند همسرشان عیناً همانند خودشان باشد.
در یک کلام، شناخت خصوصیات و ویژگی‏های زنان و مردان می‏تواند گستره تفاهم را در زندگی مشترک بیشتر و وسیع‏تر نماید. زمانی که زن و مرد قادر باشند به یکدیگر احترام بگذارند و تفاوت‏هایشان را بپذیرند، خوشبختی نیز با تمام زیبایی و شکوهش فرصتی برای شکوفایی پیدا خواهد کرد.

(۱-۲)علل و عوامل مؤثر بر طلاق:
به گفته کارشناسان ازدواج هایی که در آنها هماهنگی بیشتری میان زوجین وجود دارد موفق ترند و کمتر به طلاق می انجامند. تشابهاتی مانند طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، سطح هوش، هم نژاد بودن، دین مشابه داشتن هم زبان بودن و … یک ازدواج موفق را رقم می زند. ازدواجی که با تشابه نژادی، زبانی، روانی و اجتماعی صورت بگیرد ازدواجی موفقیت آمیز است.
تفاوت طبقاتی یکی از عواملی است که با امکانات اجتماعی معمولاً دیدگاه های مختلفی را به وجود می آورد البته اگر دو نفر آن اندازه از آگاهی لازم برخوردار باشند که این تفاوت ها را به رسمیت بشناسند ازدواجشان معنی ندارد. در اصل مهم ترین دلایل طلاق توقعات نادرستی است که طرفین از یکدیگر دارند
در کشور ما عوامل متفاوت اجتماعی و فردی در بروز پدیده طلاق مداخله می نمایند. گرچه نقش عوامل مختلف بر اساس نظام فرهنگی ـ شخصیتی و ساختار روابط اجتماعی و الگوهای هنجاری در اجتماعات و ادوار گوناگون، تفاوت های زیادی دارد. اما تأکید بر مهم ترین عوامل تأثیرگذار در شناخت زیرساخت های طلاق بسیار گره گشا است. بر این اساس مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر طلاق را می توان بر اساس محورهای ذیل دسته بندی نمود.
۱. عوامل اقتصادی مؤثر بر طلاق
۲. عوامل شخصیتی مؤثر بر طلاق
۳. عوامل ارتباطی بین زوجین
۴. عوامل اجتماعی مؤثر بر طلاق
(۱-۱-۲) عوامل اقتصادی مؤثر بر طلاق:
در بررسی علل و عوامل اقتصادی مؤثر بر طلاق می توان موارد ذیل را از جمله متغیرهای مؤثر در بروز پدیده طلاق دانست.بحران اقتصادی و عدم تأمین معیشت و فقر، پایین بودن سطح درآمد خانوار، بیکاری، مسکن نامناسب، ضعف یا فقدان ثبات شغلی، ورشکستگی و بدهکاری، عدم پرداخت نفقه از سوی مرد.
بررسی میانگین نسبت طلاق به ازدواج به تفکیک استان ها طی سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ نیز بیانگر آن است که استان های تهران، کرمانشاه و کردستان بالاترین درصد طلاق به ازدواج را طی سال های مذکور و استان های سیستان و بلوچستان، یزد و چهارمحال و بختیاری و ایلام و گلستان پایین ترین درصد طلاق به ازدواج را داشته اند.
(۲-۱-۲) عوامل شخصیتی مؤثر بر طلاق:
فقدان مهارت کافی برای شروع زندگی، فقدان آگاهی از اصول و بنیان های حل مسئله بین زوجین، ضعف اعتماد به نفس و خودباوری در زوجین یا یکی از آنها، فقدان پای بندی فرد به اصول اخلاقی انفعال پذیری و کنش پذیری یکی از زوجین، فقدان قدرت ارتباطی و مفاهمه بین دو طرف، ضعف یا فقدان قدرت تصمیم گیری و تزلزل شخصیتی، تغییر در شیوه زندگی، افسردگی، فقدان صداقت بهنگام شکل گیری روابط زناشویی و آشکار شدن صورت های پنهان زندگی زوجین، اختلاف سنی، اختلاف فرهنگی، تربیتی و اجتماعی بین زوجین، ارائه چهره های غیر واقعی از خود در قبل از ازدواج، ازدواج در سن پایین و ناپخته بودن افراد، کاهش پای بندی به ارزش های مذهبی و دینی، اعتیاد، اخلاق و وضعیت روحی و روانی هر دو شخص، عدم رشد عقلی و بلوغ فکری، ضعف یا عدم آمادگی لازم برای پذیرش مسئولیت همسری، خست مردان در مقابل توقعات زنان، اثرپذیری بیش از حد یکی از طرفین از خانواده خود، نگرش منفی به جنس مخالف، بدبینی و وسواس رفتاری، علاقه بیش از حد به کار در مقابل بی توجهی به خانواده
از جمله علل و عوامل شخصیتی مؤثر بر طلاق محسوب می گردند.
(۳-۱-۲) عوامل ارتباطی بین طرفین:
سوء ظن و بدبینی های کاذب، بی اطلاعی و یا عدم انطباق بین انتظارات و مسئولیت های متقابل بی توجهی به تأمین نیازها و انتظارات متقابل، درک نامتوازن از نقش زن و مرد در زندگی مشترک خودمحوری، فقدان گذشت، غرورهای کاذب، لجاجت های کودکانه، پرده دری متقابل و عدم تأمین احترام متقابل، میل به انتقامجویی، حساسیت های بیش از حد، افزایش فاصله روانی بین زوجین، پرخاشگری و مجادله دایمی بین زوجین، دخالت های اطرافیان، نارضایتی از روابط جنسی، بی علاقگی به همسر و تمایل به دور بودن از وی برای مدت طولانی، وابسته کردن فرزندان به خود و افزایش فاصله آنها با همسر، ضرب و شتم همسر، تماشای فیلم های غیر اخلاقی، بدرفتاری با فرزندان، ارتباط بیش از حد با دوستان و رفقا (رفیق بازی)، اعتقاد بیش از حد به فرهنگ مردسالاری یا زن سالاری، عدم آگاهی زن و مرد نسبت به تعهدات و رسالتی که بر عهده دارند، عدم درک متقابل از جمله عوامل ارتباطی مؤثر بر بروز طلاق محسوب می شوند.
(۴-۱-۲)عوامل اجتماعی مؤثر بر طلاق:
مواردی همچون اختلاف فرهنگی و سطح طبقاتی بین خانواده های زوجین، تغییر ساختار سنی و جنسی ناشی از افزایش جمعیت، بالا رفتن سطح انتظارات جوانان، نبود یا ضعف فرهنگ گفت و گو و تعامل در اجتماع، تسلط فرهنگ مردسالاری، فرزندسالاری و یا زن سالاری در خانواده ها، گسترش و شیوع نامناسب استفاده از وسایل ارتباط جمعی، تغییر و تحولات شدید اجتماعی و گسترش سایر آسیب های اجتماعی همچون اعتیاد، بی توجهی جوانان به روش های پسندیده انتخاب همسر و جایگزینی ازدواج های خیابانی، تلفنی و اینترنتی به جای روش های پیشین ازدواج و کاهش نقش مشورتی والدین در انتخاب همسر و ازدواج، مهاجرت های بی رویه از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، رشد فزاینده کلان شهرها و کاهش سیستم های کنترل اجتماعی غیر رسمی در جامعه، کاهش پیوندهای اجتماعی و به ویژه فروپاشی منابع سرمایه اجتماعی، بی بهرگی جوانان از سرمایه های فرهنگی مناسب چندهمسری و ازدواج مجدد از جمله متغیرهای مؤثر بر طلاق در حیطه اجتماعی می باشند.
اثرپذیری بیش از حد یکی از طرفین از خانواده خود، نگرش منفی به جنس مخالف،
بدبینی و وسواس رفتاری، علاقه بیش از حد به کار در مقابل بی توجهی به خانواده
از جمله علل و عوامل شخصیتی مؤثر بر طلاق محسوب می گردند
(۲-۲)پیشینه تحقییق:
(۱-۲-۲)پیشینه طلاق در ادیان و ملل
از حیث تاریخی، عمر طلاق را به قدمت ازدواج دانسته‏اند. بنابر قدیمی‏ترین متن حقوقی به دست آمده مربوط به قانون حمورابی تمدن بابل، این حق برای مرد و در شرایطی برای زن مجاز بود. همچنین در یونان باستان پیش از مسیحیت، ابتدا طلاق زن ممکن نبود، مگر با اثبات زنا و یا سوءقصد به جان شوهر. ولی از سال ۴۱۱ پیش از میلاد که قوانین خاصی به اجرا گذاشته شد، طلاق به طور مطلق برای مرد آزاد شد و از این تاریخ به بعد، آمار طلاق در روم حتی در میان قیصرها به شدت افزایش یافت. پیش از ظهور مسیح، دوباره شروطی برای انجام طلاق در نظر گرفته شد. در مصر باستان نیز هیچ قیدی برای طلاق قائل نبودند و مرد هر زمان که می‏خواست، می‏توانست همسرش را طلاق دهد. در میان پیروان بودا هم مرد می‏توانست هر زمان که بخواهد، همسرش را طلاق‏دهد. در میان برهمن‏ها طلاق ممنوع بود و در میان اعراب جاهلی طلاق کاملاً شایع بود و محدودیتی برای آن وجود نداشت. در آیین یهود به مجرد این که مرد همسرش را نپسندد، حق دارد او را طلاق دهد، ولی به مردم توصیه می‏شود که تنها به دلیل موجهی، مانند: کاستی‏های جسمانی یا اخلاقی، همسر خویش را طلاق دهند. در مسیحیت کاتولیک که متأثر از قوانین روم باستان است، برای هیچ کدام از زن و مرد حق طلاق وجود ندارد و تنها زمانی که زن مرتکب زنا شده باشد، مرد می‏تواند او را طلاق دهد.
(۲-۲-۲)تحقیقات داخلی:
خانم مریم میرزایی در پایان نامه خود با عنوان ( طلاق در جامعه ) به نتایج ذیل دست یافته اند :
–  عدم تسلط بر زندگی و مشکلات عدیده اقتصادی در زندگی و فشار های روحی روانی وارده از این مشکلات بر باعث بالا رفتن آمار طلاق در جامعه شده است .
–  ازدواج های اجباری و بودن ازدواج در برخی فرهنگ ها باعث عدم علایق زوجین و در نهایت منجر به طلاق می گردد
–  اعتیاد یکی از عوامل موثر در بالا بردن میزان طلاق در جامعه میباشد و پرداختن به این امر به طور جدی می تواند به وضوح از آمار طلاق در جامعه بکاهد
آقای سلیمان محمودی دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه تهران در پایان نامه خود با عنوان ( معضلات اجتماعی قرن ۲۱ ) به این نتایج دسته یافته است
–  شناخت نا مناسب و ازدواج هایی که از طریق آشنایی های خیابانی صورت می گیرد ، عشق های پوشالی و خیالی یکی از عوامل موثر در بالا بردن آمار طلاق در جامعه است .
دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی دکترای روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا(س( با تاکید بر اینکه طلاق عاطفی، فشار عاطفی زیادی به زوجین وارد می‌کند، گفت: این مشکل افسردگی، اضطراب، پریشانی را برای هر یک از زوجین به بار می‌آورد. از بارزترین پیامدهای اجتماعی طلاق عاطفی این است که بنیان خانواده سست شده و خیانت به همسر افزایش می‌یابد. طلاق عاطفی بیش از طلاق قانونی بر فرزندان تأثیرگذار است، گفت: ریشه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی از طلاق عاطفی ایجاد می‌شود در طلاق عاطفی زوجین ه
یچ گونه حس، نشاط و درک متقابلی ندارند و در واقع به اجبار زیر یک سقف زندگی می‌کنند. ممکن است خانمی به دلیل فشار اقتصادی و اینکه شغل و درآمدی ندارد مجبور است با همسرش زندگی کند. مادر همواره از دوری فرزندش نگران است و این که در صورت جدا شدن ممکن است فرزندش را از او بگیرند یا فرزندش آسیب می‌بیند، بنابراین به دلیل فرهنگ جامعه یا حتی فشار خانواده نمی‌تواند طلاق بگیرد، در چنین خانواده‌ای، زوجین مجبورند بدون اینکه تفاهمی داشته باشند زیر یک سقف زندگی کنند، بنابراین اختلافات بین زوجین به تدریج باعث دوری و سرخوردگی آنها شده و طلاق عاطفی پیش می‌آید، بسیاری از موارد طلاق عاطفی منجر به طلاق قانونی می‌شود. طلاق عاطفی باعث می‌شود میزان اعتماد افراد به یکدیگر کم شده و نسبت به یکدیگر دچار سوء تفاهم شوند. افراد خانواده مدام دچار اشتباه شده و به دلیل نداشتن تکیه گاه و مأمن جدی در زندگی احساس یأس و سرخوردگی می‌کنند و با انواع بیماری‌های روان تنی روبرو می‌شوند.
دکتر غلامرضا علیزاده جامعه شناس و استاد دانشگاه ریشه افزایش پدیده طلاق و زنهای مطلقه در کشور را بی توجهی نهادها به آموزش مهارتهای زندگی به جوانان عنوان کرد و گفت: بررسیها نشان می دهد از هر چهار ازدواج در کشور یک ازدواج در سال اول زندگی به طلاق ختم می شود ، در کشور ما هیچ نهادی، مهارتهای زندگی را به نسل جوان آموزش نمی دهد و این امر در کنار مشکلاتی از جمله مهیا نبودن امکانات زندگی باعث شده تا بسیاری از ازدواجها در سال اول زندگی به طلاق ختم شود ، بررسیها نشان می دهد درصد بالایی از طلاقها در سال اول زندگی رخ می دهد و این در حالی است که در مناطق مرفه نشین این میزان آمار بالاتر است.
 دو انسان با فرهنگ، منش، خانواده و نگرشهای متفاوت در زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. در حالی که هیچ نهادی برای آشنایی آنان با مسائل زندگی تلاش و اقدامی نمی کند و این امر باعث می شود تا امروز با آمار نگران کننده ای در خصوص طلاق و زنان مطلقه مواجه باشیم.
 امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود و در آن شرایط است که دو جوان احساس می کنند که به اندازه جغرافیای انسانی از یکدیگر فاصله دارند و وقتی راه حلی برای مسئله نیاموخته اند بنابراین به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کنند و تقاضای طلاق می دهند.
امان قرایی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه در خصوص علل افزایش طلاق گفت: ۱۸ عامل موجب طلاق می شود یک مسئله اقتصادی و تامین نشدن مخارج زن است که منجر به طلاق

Related articles

تحقیق درمورد سطح معنادار، کنش اجتماعی، اعتقادات دینی

(مجرددخترمجرد7.900-2.14001/0 مرد متاهل13.550-2.14001/0 زن متاهل17.550-2.14001/0دختر(مجرد)پسر مجرد7.9002.14001/0 مرد متاهل5.650-2.14010/0 زن متاهل9.650-2.14001/0مرد(متاهل)پسرمجرد13.552.14001/0 دختر مجرد5.6102.14010/0 زن متاهل4-2.14066/0زن (متاهل)دختر مجرد17.5502.14001/0 پسر مجرد9.6502.14001/0 مرد متاهل 42.14066/0 تنها بین زن متاهل با مرد متاهل تفاوت معناداری وجود ندارد . فرضیه هفتم : دوستی قبل ازدواج بر کنش اجتماعی تاثیر دارد.در مقیاس کنش اجتماعی یا زیرمقیاس سوم C توانایی فرد در انجام کارهای روزمره […]

Learn More

مقاله رایگان درباره سلسله مراتب

بررسی استفاده از هستی شناسی های موجوددر این مرحله مطالعه جامعی بر روی هستی شناسی های موجود انجام داده و مشخص می کنیم از کدام هستی شناسی موجود می توان استفاده کرد.برای پاسخ به این سوال که چرا باید از هستی شناسی های موجود استفاده کرد؟ به دلایل زیر اشاره می شود:* کاهش زمان و […]

Learn More

منبع پایان نامه ارشد با موضوع KP، allusion، not، TL

in Mantiq ut-Tair by Attar followed by their translations are given. Then the utilized strategies and some explanations regarding KP allusions and translator’s treatment are provided. Similarities and differences between the translations and the original are discussed and the effects produced by different translations are studied. In this part, the first translation is of Nott […]

Learn More

دیدگاهتان را بنویسید