دسته: پایان نامه ها و مقالات

کندانس، کامپوزیت

و عرض از مبدأ بدست خواهد آمد. انحراف خطیت در مقادیر وزنی بالاتر به دلیل و مرتبط با فرآیند افت وزن زودهنگام است.
براساس نتایج حاصله از شکل ‏۳-۱۲ تا شکل ‏۳-۱۵، مقادیر فاکتور پیش‌نمایی و مرتبه برهمکنش در برای هر نمونه بدست آمده است:

پلی یورتان/نانورس/اوره کندانس
پلی یورتان/اوره کندانس
پلی یورتان/نانورس
پلی یورتان خالص

۶۲/۲
۶۵/۱۵
۸۸/۲
۷/۲
n
۱۰۳۱*۲۷/۱
۱۰۱۳*۸۷/۵
۱۰۱۴*۸۵/۷
۱۰۹*۹۸/۱
A(s-1)
۹۸۶/۰
۷۶۳/۰
۹۹۹/۰
۹۹۸/۰
ضریب خطی‌سازی(R2)
با جایگذاری مقادیرسینتیکی بدست آمده بالا؛ معادله سینتیکی کلی۲۶۳ برای هر ماده بدست خواهد آمد:

برای پلی‌یورتان خالص
(‏۳-۲۰)
(-۱/W_0 )(dW/dT)=(1.98*?10?^9)/10.e^(-114.78/RT).[(W-W_f)/W_0 ]^2.7
برای پلی‌یورتان.نانورس
(‏۳-۲۱)
(-۱/W_0 )(dW/dT)=(7.85*?10?^14)/10 e^(-186.45/RT).[(W-W_f)/W_0 ]^2.88
برای پلی‌یورتان/اوره کندانس
(‏۳-۲۲)
(-۱/W_0 )(dW/dT)=(5.87*?10?^13)/10 e^(-61.19/RT).[(W-W_f)/W_0 ]^15.65
برای پلی‌یورتان/نانورس/اوره کندانس
(‏۳-۲۳)
(-۱/W_0 )(dW/dT)=(1.27*?10?^31)/10 e^(-413.68/RT).[(W-W_f)/W_0 ]^2.62

تعیین خواص فیزیکی-حرارتی۲۶۴
در این بخش به بررسی و تعیین داده‌های فیزیکی-حرارتی وابسته به دما در نمونه‌ها که برای مدلسازی احتیاج است؛ پرداخته شده است:
گرمای تجزیه(Q) و ظرفیت حرارتی ویژهCp
این دو پارامتر را برای همه نمونه‌های کامپوزیت و همچنین ذغال باقیمانده می‌توان از طریق آزمون DSC بدست آورد.
ظرفیت حرارتی ویژه(Cp) مقدار گرمایی است که واحد جرم ماده باید دریافت کند یا از دست بدهد تا دمای آن به اندازه یک درجه افزایش یا کاهش یابد. واحد آن در سیستم SIبرحسب kJ/kg.°K است. بنابراین گرمای مورد نیاز برای افزایش دمای ماده‌ای به جرم M از دمای T1 به T2 از طریق معادله زیر بدست خواهد آمد:

(‏۳-۲۴)
Q=M.C_p.(T_2-T_1)
برای تعیین ظرفیت حرارتی ویژه بر اساس استاندارد ISO 11357-4 عمل کرده و برای گرمای تجزیه نیز بوسیله انتگرال‌گیری سطح میان گرمای ویژه ظاهری۲۶۵ ماده اصلی و اولیه۲۶۶ و گرمای ویژه واقعی ماده در حال تجزیه محاسبه می‌شود.[۱۰۱]
با استفاده از نمودار‌های DSC مقادیر گرمای تجزیه و ظرفیت حرارتی بشرح زیر بدست می‌آید:

پلی یورتان/نانورس/اوره کندانس
پلی یورتان/اوره کندانس
پلی یورتان/نانورس
پلی یورتان خالص

۳۹۵۱/۰
۹۸۳۹/۰
۸۰۶۵/۰
۹۶۱/۰
Cp (kJ/Kgr.K)
۲۰۲۷/۰
۶۷۷۸/۰
۵۹۴/۰
۵۵۱/۰
Q (J)
۷۷۴/۱۴۴
۸۹۴۲/۴۵۱
۵۰۹۴/۳۹۶
۹۴۷۸/۴۲۳
H (J/gr)?
همانطور که مشاهده می‌کنید؛ با افزودن تأخیردهنده اشتعال و کلوزیتB30 به تنهایی مقادیر گرمای تجزیه دچار تغییرات چندانی نخواهد شد اما زمانیکه هر دو افزودنی را با هم اضافه می‌کنیم، خواهیم دید که میزان گرمای تجزیه واکنش بشدت کاهش پیدا کرده است.
بعد از بدست آمدن مقادیر ظرفیت حرارتی ویژه برای تمامی نمونه‌ها از آنجا که در طی پیشرفت واکنش و بر اساس میزان درصد حجمی ذغال و ماده اصلی میزان ظرفیت حرارتی ویژه در حال تغییر است؛ لذا برای اعمال ظرفیت حرارتی ویژه در معادلات کلی نمیتوان از یک مقدار ظرفیت حرارتی ویژه‌ی ثابت استفاده کرد.
برای رفع این مسئله از پارامتر ظرفیت حرارتی ویژه مؤثر۲۶۷ در محاسبات استفاده می‌کنیم. این پارامتر نشان‌دهنده وابستگی به دما و میزان افت جرم و تغییرات آن است. این پارامتر توسط معادله زیر تعریف شده است:

(‏۳-۲۵)
C_Peff=F.C_Pv+(1-F).C_Pc
هدایت حرارتی
بطور کلی و در حالت پایدار بوسیله قانون فوریه تعریف می‌شود. هدایت حرارتی مقدار حرارت عبور کرده از سطح مقطع واحد در واحد زمان با گرادیان دماست و واحد آن W/m.°K است.
هدایت حرارتی برای برخی مواد در جداول موجود در هندبوک‌ها قابل دسترسی است. در این کار هدایت حرارتی پلی یورتان، ذغال باقیمانده، نانورس، اوره کندانس از منابع موجود استخراج و در محاسبات مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
اما برای کامپوزیت‌ها و نانوکامپوزیت‌های تهیه شده، اطلاعات مربوط به هدایت حرارتی در جداول موجود نیست ، از طرفی برای بدست آوردن هدایت حرارتی در مواد کامپوزیت بسته به نحوه اعمال و جهت انتقال حرارت دو مدل موازی و عمودی وجود دارد:

شکل ‏۳-۱۶: مدل موازی و عمودی ارائه شده برای تعیین هدایت حرارتی در مواد کامپوزیت
همانطور که مشاهده می‌شود؛ هر کدام از این مدل‌ها مقدار هدایت حرارتی را در حالت‌های مختلف اعمال حرارت توسط معادلات بدست می‌دهند:
(‏۳-۲۶) مدل عمودی
k=?_(i=1)^n??V_i.K_i ?

(‏۳-۲۷) مدل موازی
۱/k=?_(i=1)^n?V_i/k_i
Vi: جزء حجمی ترکیبات
در این کار برای بدست آوردن مقدار هدایت حرارتی کاپوزیت‌ها از مدل عمودی استفاده شده است. یکی از مزایای استفاده از این روش برای تعیین هدایت حرارتی این است که با فرض پراکنش درون‌لایه‌ای۲۶۸ و با پایین‌ترین کیفیت حصول خواص نانو و حتی خوشه‌ای شدن؛ نیز می‌توان اطلاعات دقیقی را در مورد ضریب هدایت حرارتی بدست آورد. در مورد یکنواختی پراکنش اوره کندانس نیز صادق است. البته در صورتیکه پراکنش نامطلوب باشد خواص حرارتی و دیگر خواصی مثل خواص مکانیکی؛ یکنواخت نخواهد بود. تمامی مقادیر هدایت حرارتی بدست آمده برای نمونه‌ها در جدول زیر نشان داده شده است:

جدول ‏۳-۶:مقادیر هدایت حرارتی بدست آمده از طریق مدل هدایت حرارتی
ذغال باقیمانده
پلی یورتان/نانورس/اوره کندانس
پلی یورتان/اوره کندانس
پلی یورتان/نانورس
پلی یورتان خالص
< br />۰۷۱/۰
۰۲۵۶۸۷۹۸۹۳۲۴۳۵۳/۰
۰۲۴۹۵۹۱۲/۰
۰۲۵۶۳۸/۰
۰۲۵/۰
K (W/m.K)

بعد از بدست آمدن مقادیر هدایت حرارتی برای تمامی نمونه‌ها از آنجا که در طی پیشرفت واکنش و بر اساس میزان درصد حجمی ذغال و ماده اصلی میزان هدایت حرارتی در حال تغییر است؛ لذا برای اعمال هدایت حرارتی در معادلات کلی نمیتوان از یک مقدار هدایت حرارتی استفاده کرد.
برای رفع این مسئله از پارامتر هدایت حرارتی مؤثر۲۶۹ برای کامپوزیت در حال تجزیه در محاسبات استفاده می‌کنیم. این پارامتر از طریق خواص حرارتی ماده اصلی و ذغال و توسط معادله زیر تعریف شده است:
(‏۳-۲۸)
k_eff=F.k_v+(1-F).k_c
پارامتر F بصورت زیر تعریف می‌شود:
(‏۳-۲۹)
F= (m-m_f)/(m_0-m_f )
پارامتر F؛ یعنی درصدهای تبدیل جرم کل؛ نیز بعنوان تابعی از دما برای تخمین هدایت حرارتی مؤثر کامپوزیت‌ها در مراحل مختلف تجزیه بدست می‌آید.

اندازه‌گیری خواص فیزیکی
دانسیته
این پارامتر را به دو روش می‌توان اندازه گرفت:

روش ریاضی
این روش بر مبنای داشتن دانسیته جزء پرکننده و ماتریس و ترکیب درصد وزنی آنهاست. با داشتن دانسیته جزءهای مختلف و همچنین درصدهای وزنی هر جزء میتوان مقادیر دانسیته هر کامپوزیت و همچنین درصدهای حجمی هر جزء را بدست آورد.
دانسیته پلی‌یورتان، نانورس و اوره کندانس به ترتیب برابر با gr/cc033/0؛۹۸/۱ و ۳۲/۱ می‌باشد، همچنین ترکیب درصد وزنی مورد استفاده نانورس و اوره کندانس بترتیب ۳% و ۱۰% است.
برای محاسبه جزء حجمی برای کامپوزیت دو جزئی:
(‏۳-۳۰)
V_f=(d_m.W_f)/(d_f.W_m+d_m.W_f )
و برای زمانیکه با نانوکامپوزیت سه جزئی یا بیشتر سر و کار داریم، از طریق معادله زیر جزء حجمی هر جزء را بدست می‌آید:
(‏۳-۳۱)
V_i=(W_i/d_i )/(?_(j=1)^n?W_j/d_j )
روش تجربی
دانسیته تمامی نمونه ها بوسیله روش ساده برش قطعات به صورت مکعبی cm32*2*2 و توزین هرکدام از نمونه‌ها انجام شد؛ نتایج اندازه گیری دانسیته هر کدام از نمونه‌ها بصورت زیر می‌باشد:

پلی‌یورتان خالص
پلی‌یورتان+اوره کندانس
پلی‌یورتان+کلوزیتB30
پلی‌یورتان+اوره کندانس+ کلوزیتB30
دانسیته(gr/cm3)
۰۳۳/۰
۰۴۰۵/۰
۰۲۹/۰
۰۳۴۳۷۵/۰

با توجه به تفاوت اندک میان مقادیر از مقدار دانسیته متوسط ؛یعنی مقدار gr/cm303422/0؛ در محاسبات از مقدار متوسط دانسیته استفاده خواهد شد.
حال با توجه به پارامترهای بدست آمده؛ رفتار حرارتی و انتقال حرارت بر اساس مدل Henderson بررسی می‌گردد.
معادله بقای انرژی را تحت عنوان معاد

مدلسازی ریاضی، دی اکسید کربن

است.
کارهای آزمایشگاهی
مواد مصرفی
متیلن دی‌فنیل دی‌ایزوسیانات(MDI) (2,4′-methylene diphenyl-diisocyanate)که داری دو گروه عاملی ایزوسیانات است؛ از شرکت DC Chemical Co. از کشور(Kunsan)Korea تهیه شده است.
به همراه پلی اُل پایه پلی اتر که دارای دو گروه هیدروکسیل بعنوان گروه‌های عاملی می‌باشد، تهیه شده از شرکت سوئدی KEMI بعنوان مواد اولیه استفاده شده است.
نانو خاک رس اصلاح شده آلی مورد استفاده در این کار نیز از شرکت .Southern Clay Inc از کشور امریکا با دانسیته gr/cc98/1خریداری شده است. کلوزیت B30یک مونت موریلونیت طبیعی اصلاح شده با نمک آمونیوم ۴ تایی است. در این خاک رس،اصلاح کننده آلی MT2EtOH می‌باشد. Tallow موجود در اصلاح کننده عمدتاً یک زنجیره اکتادسیل۲۲۶ با مقادیر کوچکتر همولوگ پایین است.(ترکیب تقریبی: ~۶۵% C18; ~30% C16; ~5% C14)
شایان ذکر است که MT2EtOH داری دو گروه هیدروکسیل است. غلظت اصلاح کننده در خاک رس meq90 در gr100 از خاک رس است. فاصله بین هر دو لایه از خاک رس(d001)227 بر اساس نتایج آزمون تفرق الکترونی اشعه ایکس (XRD) برابر با ?۵/۱۸ می‌باشد.
این نوع و گرید از نانوخاک رس بعنوان افزودنی برای بهبود بسیاری از خواص فیزیکی مانند تقویت۲۲۸، هم‌افزایی تأخیر اشتعال و پوشش و محافظ۲۲۹، در لاستیک‌ها و پلاستیک‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
Typical properties:
Treatment/properties
Organic Modifier(1)
Modifier Concentration
%
Moisture
% Weight Losson Ignition
Closite(r) 30B
MT2EtOH
۹۰mwq/100g clay
۲%
۳۰%

شکل ‏۳-۱: کلوزیتB30
Where T is Tallow(~65% C18; ~30% C16; ~5% C14)
Anion: Choloride
MT2EtOH: methyl, tallow, bis-2-hydroxyethyl, quaternary ammonium
Typical Dry Particle Sizes: (microns by volume)
۱۰% Less than:
۵۰% Less than:
۹۰% Less than:
۲?m
۶ ?m
۱۳ ?m

Density:
Loose Bulk, Ibs/ft3
Packed Bulk, Ibs/ft3
Density, g/cc
۱۴.۲۵
۲۲.۷۱
۱.۹۸

X Ray Results: d001=18.5?
تأخیردهنده اشتعال جدید مورد استفاده با نام اوره کندانس که حاوی ترکیبات فسفره است و همچنین بدلیل وجود ترکیبات اوره؛ این تأخیردهنده دارای سازگاری بالایی با پلی‌یورتان بوده و انتظار می‌رود که باعث بهبود خواص پلی‌یورتان شود. همچنین نحوه تأثیر میان تأخیردهنده اشتعال و نانو رس و نوع مکانیسم آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اوره کندانس از واکنش محصولات تجزیه اوره-یعنی آمونیاک و ایزوسیانیک اسید- با فسفریک اسید؛ در دمای ۱۴۰ درجه سانتیگراد بوجود خواهد آمد. یعنی اینکه تأخیردهنده اشتعال ما از انواع فسفره می‌باشد.
تاخیر دهنده اشتعال مورد استفاده نیز ماده اوره کندانس پایه فسفریک اسید است. اوره کندانس مورد استفاده در این مبحث از اختلاط اوره و فسفروس اسید به روش مذاب در دمای ۱۴۰ درجه سانتیگراد تهیه شده است.[۹۰]

روش تهیه نمونه‌ها
تهیه پلی‌یورتان خالص
متیلن دی فنیل دی ایزوسیانات و همچنین پلی‌ال پایه پلی اتر را جهت داشتن مقدار استوکیومتری مناسب توزین کرده و سپس دمتیلن دی فنیل دی ایزوسیانات در دمای ۶۵ درجه سانتیگراد و به مدت ۳۰ دقیقه در آون قرار داد؛ تا میزان گرانروی ماده کاهش یابد. مواد اولیه پیش وزن شده را با هم مخلوط کرده و بصورت دستی به مدت ۱۰ ثانیه هم زده و بعد از ۱۰ ثانیه مشاهده می‌شود که مواد شروع به واکنش خود بخود و گرمازا خواهد کرد. مدت زمان شروع هم زدن تا زمانیکه مواد اولیه شروع به واکنش می‌کند؛ زمان خامه‌ای شدن۲۳۰ نامیده می‌شود. دی اکسید کربن حاصل از واکنش موجب ایجاد تخلخل۲۳۱ خواهد شد.
بعد از گذشتن زمانی در حدود ۱۰ دقیقه افزایش حجم فوم و بعبارتی واکنش میان متیل دی فنیل دی ایزوسیانات و پلی‌ال پایه پلی اتر پایان می‌یابد. زمان شروع اختلاط تا پایان واکنش و افزایش حجم و اتمام رشد را نیز زمان رشد۲۳۲ می‌نامند.

تهیه نانو کامپوزیت و نانوکامپوزیت/تاخیر دهنده اشتعال
برای تهیه نانوکامپوزیت از تکنیک پلیمریزاسیون بین لایه‌ای درجا۲۳۳ استفاده شده است. در این روش،ابتدا نانو رس کلوزیتB30 را به مدت ۲۴ ساعت در آون در دمای ۱۲۰ درجه سانتیگراد به منظور؛ رطوبت زدایی ؛قرار داده شده است. از هر دو نمونه پلی آل و دی ایزو سیانات در دمای ۶۵ درجه سانتیگراد در آون به مدت ۳۰ دقیقه قرار می‌دهیم؛ در این شرایط میزان گرانروی هر دو ماده کاهش می‌یابد و قابلیت نفوذ در میان صفحات نانو رس افزایش خواهد یافت. اما پلی آل درهنگام گرم شدن از خود تولید گاز می‌کند؛ این امر باعث می‌شود که در طی فرآیند سنتز؛ نانوکامپوزیت تولیدی میزان حفرات بیشتر و تخلخل با سایز بالاتری را داشته باشد. برای جلوگیری از این قضیه بایستی به پلی آل اجازه داد تا با گذشت زمان عاری از گاز۲۳۴ شود؛ در نتیجه با گذشت زمان دمای ماده کاهش می‌یابد. این امر می‌تواند بر روی پراکنش خاک رس در ماتریس پلیمری تاثیر منفی بگذارد و بالطبع خواص فیزیکی و مکانیکی نهایی کامپوزیت تحت تاثیر قرار بگیرد.
تهیه نانوکامپوزیت پلی یورتان/ خاک رس
مقدار معین ازنانو رس و ایزوسیانات را از آون بیرون آورده و به مدت ۱۰ دقیقه توسط همزن مکانیکی با سرعت rpm1500به همراه گرمایش مخلوط می‌کنیم؛ علت انتخاب ایزوسیانات به عنوان ماده ای که نانو را اول در آن مخلوط می‌کنیم کمتر فعال بودن ایزوسیانات و همچنین عدم خروج گاز از ایزوسیانات در مقایسه با پلی ال در هنگام حرارت دیدن؛ می‌باشد.
بعد از آن مخلوط نانورس و ایزوسیانات (پیش پلیمر۲۳۵) را درون دستگاه اولتراسونیک به مدت ۲۰ دقیقه می‌گذاریم.
تهیه نانوکامپوزیت نانورس/اوره کندانس/پلی یورتان
بعد از اختلاط به
م
دت ۱۵ دقیقه نانو و ایزوسیانات با سرعت rpm1500؛ اوره کندانس را افزوده و مخلوط را به مدت ده دقیقه تحت همان شرایط گرمایش و همزن مکانیکی قرار داده شد. مراحل بعدی مانند هم است.
بعد از خارج کردن مواد از دستگاه اولتراسونیک؛ مقدار پلی‌ال پیش وزن شده و با نسبت استوکیومتری خاص را به درون مخلوط ایزوسیانات و نانو و اوره کندانس ریخته و بصورت دستی و سریع به مدت ۱۰ ثانیه۲۳۶ هم می‌زنیم. واکنش گرمازا اتفاق افتاده و نانوکامپوزیت در دمای اتاق و در مدت زمان کوتاهی۲۳۷ تولید خواهد شد. قالب انجام واکنش ظرفی از جنس پلی‌استایرن بوده و نانوکامپوزیت بصورت رشد آزاد۲۳۸ در آن بوجود می‌آید.
در شکل مراحل تهیه پلی یورتان خالص و در شکل نیز مراحل تهیه نانو کامپوزیت نشان داده شده است:

شکل ‏۳-۲:مراحل ترکیب و ساخت پلی یورتان

شکل ‏۳-۳: شکل شماتیک از روش پراکنش نانورس در ساختار پلی یورتان

همانطور که گفته شد؛ سیستم تأخیر اشتعال مورد استفاده در این پایان نامه شامل افزودنی و پرکننده معدنی خاک رس از نوع کلوزیت B30با ساختار نانو و همچنین تأخیردهنده اشتعال اوره کندانس که با ماتریس پلی یورتان و ترکیب شیمیایی آن سازگاری بالایی دارد، می‌باشد.
آزمون‌ها و دستگاه‌ها
آنالیز وزن‌سنجی حرارتی۲۳۹ TGA برای ۴ نمونه‌ی ساخته شده پلی یورتان خالص، پلی‌یورتان و اوره‌کندانس به عنوان تأخیر دهنده اشتعال، پلی یورتان و کلوزیتB30، پلی‌یورتان و افزودنی تأخیردهنده اشتعال و کلوزیتB30 انجام شده است.
مقداری از هر نمونه فوم برش داده شده و تکه‌های با وزن mg5 درون بوته ای به حجم ۴۵ میکرولیتر از جنس آلومینا بصورت نیمه پر۲۴۰ قرار داده می‌شود.
هرکدام از نمونه‌ها در نرخ‌های گرمایش ۱۰؛ ۲۰ و °C/min60 توسط دستگاه TGA مدل PYRIS DIAMOND با حساسیت اندازه‌گیری در وزن ۲/۰ میکرو گرم از دمای اتاق و محیط۲۴۱(C°۲۵) تا دمای °C700 با تزریق گاز نیتروژن به درون محفظه واکنش با جریان ml/min60 انجام شده است.
درون کوره و محفظه واکنش؛ بوته‌ی نمونه و بوته‌ی مرجع هر دو بر روی تیغه‌ای از جنس پلاتینیوم قرار داده شده تا شرایط یکسانی برای هر دو فراهم آورده شود.
آنالیز گرماسنجی روبشی تفاضلی۲۴۲ DSC: این آزمون برای هر چهار نمونه بوسیله دستگاه DSC مدل Pysis 6 DSC ساخت شرکت Perkin Elmer ساخت کشور امریکا؛ با سنسورهایی از جنس آلیاژ کرومل(۹۰% نیکل-۱۰%کروم) می‌باشد با حساسیت ۶/۰ میکرو وات و درمحدوده انرژی ۲۵۰± میکرووات؛ در نرخ گرمایش°C/min10 و تحت شرایط اتمسفر نیتروژن از دمای محیط تا دمای ۴۵۰ درجه سانتیگراد صورت گرفت.

مدلسازی ریاضی پاسخ حرارتی
هدف از این کار بهینه کردن یک مدل ریاضی مناسب برای پاسخ حرارتی کامپوزیت پلیمری تحت شرایط تجزیه است. برای این منظور بایست اطلاعات دقیقی از خواص حرارتی، خواص سینتیکی و خواص انتقال به صورت داده دسترس باشد. بنابراین به منظور رسیدن به مدل حرارتی مطلوب بایست وابستگی دمایی هدایت حرارتی و طرفیت حرارتی ویژه هر کدام از اجزا( در این مقاله دغال و ماده اصلی)، و همچنین سینتیک تجزیه ماده ما اندازه گیری شده باشد.
دقت مدل نیز بوسیله مقایسه با داده های آزمایشگاهی و محاسبه شده در حالت گذرا و پروفایل دمایی تک‌بعدی در یک نمونه کامپوزیتی استوانه‌ای در حال تجزیه تحت فلاکس حرارتی تابشی مشخص، سنجیده می‌شود.
نکته‌ی حائز اهمیت این است که واکنش پیرولیز موجب تغییرات زیادی در خواص ماده خواهد گذاشت. بویژه؛ تغییرات ترکیب شیمیایی ماده و انبساط حرارتی-شیمیایی موجب تغییرات زیادی در خواص حرارتی و انتقالی ماده می‌گذارد. بعلاوه این فرآیندها بسیار وابسته به نرخ گرمایش هستند. با افزایش میزان نرخ گرمایش؛ واکنش‌ها و انبساط حرارتی-شیمیایی مربوطه و دیگر خواص مرتبط به دماهای بالاتر منتقل خواهند شد. زمانیکه فرآیند تجزیه آغاز می‌شود؛ رفتار حرارتی ماده بوسیله واکنش‌های شیمیایی؛ انبساط شیمیایی-حرارتی؛ تغییرات حرارتی و خواص انتقال و حضور گازهای تجزیه تغییر خواهد کرد.
بطور طبیعی برای مدلسازی پاسخ ماده پلیمری به حرارت اعمال شده، تأثیرات این فرآیندها باید در نظر گرفته شود. همانطور که گفته شد مدل‌های تحلیلی مختلفی برای توصیف و در نظر گرفتن انتقال حرارت در فرآیند تجزیه مواد کامپوزیتی پیشنهاد شده‌اند که براساس فرآیند تجزیه چوب و و ساختار ذغال باقیمانده از آن بدست آمده‌اند. بطور کلی این مدل‌ها شبیه به هم هستند و تنها اختلاف اولیه آنها در شکل هندسی، شرایط مرزی و روش حل آنهاست. در برخی از این مدل‌ها فرض شده است که خواص حرارتی ثابت و واکنش تجزیه مرتبه اول اتفاق میافتد. بعد از آن مدل‌هایی بر اساس تغییر خواص حرارتی و فیزیکی ماده در حین تجزیه ارائه شدند. برخی دیگر مدلی را پیشنهاد کردند که نه تنها به بررسی تغییرات خواص ماده بلکه به بررسی تأثیر جریان گاز در ساختار ذغال و وابستگی دمایی گرمای تجزیه و تبخیر پرداختند. در نهایت مدل‌هایی پیشنهاد شد که ماده را به دو بخش فعال و بخش باقیمانده تقسیم نمود.[۳۵]
ایراد تمامی این مدل‌ها استفاده از معادلات سینتیکی مرتبه اول در محاسبات تجزیه ماده ناشی از واکنش‌های پیرولیز بود. مدل مورد استفاده حاضر، یک مدل حرارتی پایه است که:
توانایی بررسی تجزیه در حین واکنش‌های کربن-سیلیکا و پیرولیز در دماهای بسیار بالا
شامل خواص حرارتی و انتقالی وابسته به جرم و دماست
شامل نفوذ گازهای تجزیه در ساختار ذغال می‌شود.
از مدل سینتیک
ی مرتبه n در انجام محاسبات استفاده شده است.
البته برای بهبود و ارائه مدل در این پژوهش، ما از فرضیات ساده کننده زیر استفاده می‌کنیم:
عدم تجمع گازهای حاصل از تجزیه در ماده جامد
عدم انبساط حرارتی-شیمیایی
تعادل حرارتی میان گازهای تجزیه و ماده جامد
با افزایش دما میزان هدایت حرارتی افزایش می‌یابد.
از تأثیر تخلخل جسم و نمونه صرف نظر می‌کنیم. میزان ضریب هدایت حرارتی و ظرفیت حرارتی ویژه هوا در دمای محیط بترتیب برابر ۰۲۶/۰ و kJ/Kg.°K 0072/1است و این مقادیر بدست آمده برای نمونه‌ها در دمای محیط تقریباً برابر است. لذا میتوان گفت که در این مورد خاص تخلخل بر روی میزان هدایت حرارت و گرمای تجزیه تأثیر نخواهد گذاشت.
پراکنش اوره کندانس و نانورس بصورت یکنواخت در نمونه‌ها در نظر گرفته می‌شود و هیچگونه تجمع و خوشه‌ای شدن۲۴۳ از دو پرکننده در محیط ماتریس نخواهیم داشت. نحوه پراکنش نانو در فاز ماتریس را نیز بصورت درون لایه‌ای۲۴۴ در نظر می‌گیریم.
وابستگی دمایی پارامترهای ضریب هدایت حرارتی و ظرفیت حرارتی ویژه نمونه‌ها صرف نظر کرده‌ایم و فقط وابستگی به جرم را وارد معادلات و محاسبات می‌کنیم.
به صورت کلی جریان گرما در جهت ضخامت کامپوزیت را می‌توان توسط معادله اصلاح شده لاپلاس۲۴۵ که در ابتدا توسط Henderson پیشنهاد شد[۳۵] توصیف کرد:

(‏۳-۱)
?/?t (?h)=?/?x [k ?T/?x]-?/?x (m ?_g h_g )-Q_i ??/?t
رابطه میان گرمای ویژه Cp و آنتالپی برای هر دو فاز ماده اصلی و ذغال بوسیله فرمول‌های زیر نشان داده می‌شود[۹۱]:
(‏۳-۲)
dH_s=C_(P_s ) dT_s

(‏۳-۳)
dH_g=C_(p_s ) dT_g

(‏۳-۴)
H_s=?_(T_0)^(T_s)??C_(p_s ) dT?

(‏۳-۵)
H_g=?_(T_0)^(T_g)??C_(p_g ) dT?

(‏۳-۶)
H_g (T_s )=?_(T_0)^(T_s)??C_(p_g ) dT?
که در این معادله؛ هدایت حرارتی در فاز جامد، ظرفیت حرارتی ویژه و ضریب انتشار سطح۲۴۶ بوسیله متوسط‌های وزنی ماده اصلی و ذغال تعیین می‌شود.[۹۲]
معادله یک بعد از بسط سه ترم اول و همچنین جایگزینی ظرفیت حرارتی ویژه و معادله پیوستگی۲۴۷ و بازآرایی به فرم نهایی[۳۵, ۹۳] زیر تبدیل خواهد شد:

(‏۳-۷)
?C_p ?T/?t=?/?x (k ?T/?x)-? ?M/?t (Q_p+h_C-h_G )-M ?_G ?/?x h_G

(‏۳-۸)
?C_p ?T/?t=k (?^2 T)/(?x^2 )+?k/?x ?T/?x-m ?_g C_pg ?T/?x-??/?t(Q_i+h-h_g)
برای بدست آوردن توزیع حرارتی در هر نمونه بایست توسط سه معادله بقای انرژی و معادله سینتیکی آرنیوسی و معادله پیوستگی را به

فعالسازی، کندانس

صورت همزمان حل کرد.
در معادله سینتیکی آرنیوسی سه پارامتر سینتیکی به صورت مجهول وجود دارد که باید از طریق روش ارائه شده توسط Friedman و آزمونTGA در سه نرخ گرمایش مختلف بدست آورد.

تعیین پارامترهای سینتیکی
همانطور که گفته شد، یکی از راه‌های توصیف پایداری حرارتی در مواد کامپوزیت استفاده از آنالیز TGA است؛ از این آزمون جهت بدست آوردن پارامترهای سینتیکی مانند انرژی‌های اکتیواسیون، پارامترهای آرنیوسی متناوب۲۴۸، نرخ تجزیه۲۴۹ و در برخی موارد به واکنش تجزیه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
از این اطلاعات و داده‌های بدست آمده میتوان برای پیش‌بینی پروفایل‌های دمایی در جهت ضخامت قطعه در مجاورت آتش؛توسط مدل‌های حرارتی؛ استفاده کرد.[۹۴]
همانطور که گفته شد واکنش پیرولیز در این پروژه تحت اتمسفر نیتروژن انجام می‌شود.
رفتار تجزیه تحت اتمسفر هوا متفاوت با رفتار همان ماده تحت شرایط و اتمسفر نیتروژن خواهد بود. تحت اتمسفر هوا واکنش‌های اکسیداسیون نیز اتفاق می‌افتد. این امر بدان معناست که مکانیسم تجزیه با هم متفاوت بوده و خواص و ویژگی‌های سینتیکی حاکم بر واکنش بصورت بالقوه با هم متفاوت است.[۹۵]
روش‌های اندازه‌گیری‌ براساس آنالیز حرارتی۲۵۰؛ گرماوزن سنجی۲۵۱ و کالریمتری تفاضلی روبشی۲۵۲؛ از روش‌های سریع و دقیقی هستند که براساس آنها میتوان سینتیک‌های تخریب و دیگر واکنش‌ها را تعیین کرد.
این امر بوسیله تبدیل داده‌هاو نمودارهای حاصله از آزمون‌های فوق به پارامترهای سینتیکی، انرژی فعالسازی، مرتبه واکنش، ثابت سرعت و فاکتور پیش نمایی براساس قوانین سینتیک‌های کلاسیک انجام می‌پذیرد.[۹۶]
مدل ریاضی که برای توصیف سینتیک‌های سیستم تحت تغییرات شیمیایی بصورت معمول و تجزیه مواد جامد بر اساس سینتیک تک مرحله‌ای بکار برده می‌شود بوسیله معادله زیر نشان داده می‌شود[۹۷, ۹۸]:
(‏۳-۹)
d?/dt= f(?).k(T)
با تخریب پلیمر که معمولا بوسیله تخریب و واکنش زنجیره‌ها اتفاق میفتد؛ f(?)؛ نشان‌دهنده نتیجه مستقیم و خالص یکسری مراحل جزئی است که هر کدام انرژی فعالسازی منحصر به فرد خود را دارا می‌باشد که هر کدام وابسته به میزان تغییر دما و پاسخ تغییرات دمایی می‌باشند.
در برخی مقالات به f(?)، مدل واکنش یا مدل سینتیکی گفته می‌شود. مدل واکنش می‌تواند فرم‌های مختلفی را داشته باشد.[۹۸]
تغییرات ثابت سرعت۲۵۳ (k) با دمای مطلق براساس معادله آرنیوس تغییر می‌کند. این مدل بصورت کلی برای گزارش وابستگی دمایی ثابت سرعت واکنش بکار می‌رود:
(‏۳-۱۰)
k(T)=A exp?(-E/RT)

(‏۳-۱۱)
d?/dt= f(?).A exp?(-E/RT)
و درجه تبدیل به ذغال برابر خواهد بود با:
(‏۳-۱۲)
?=(W-W_0)/(W_f-W_0 )
پارامترهای سینتیکی به همراه مدل سینتیکی را برخی مواقع با عنوان “سینتیک‌های سه گانه”۲۵۴ نامبرده می‌شود.
تحت شرایط غیرهمدما که نمونه با یک نرخ ثابت گرم می‌شود، معادله بالا را بصورت زیر می‌توان نوشت:
(‏۳-۱۳)
d?/dT=A/? exp?(-E/RT)f(?)
که ? نشان‌دهنده نرخ گرمایش است: ?=dT/dt [98]
برای واکنش‌های ساده؛ مدل واکنش بصورت زیر تعریف خواهد شد[۹۶, ۹۷]:
(‏۳-۱۴)
f(?)=?(1-?)?^n
روش‌های مختلفی برای تعیین پارامترهای سینتیکی وجود دارد که بطور کلی به دو دسته روشهای انتگرالی و دیفرانسیلی تقسیم‌بندی شده است، هر کدام از این روش‌ها نیز براساس یک نرخ گرمایش و یا چندین نرخ گرمایش ثابت عمل خواهند کرد.[۹۹]
در میان روش‌های مختلف که برای تخمین پارامترهای سینتیکی کلی رائه شده است؛ در این پروژه از طریق داده‌های غیر همدمای(چندین نرخ گرمایش) آزمون TGAبه روش دیفرانسیلی [۱۰۰]Friedman؛ به بررسی پارامترهای سه گانه خواهیم پرداخت:

روش Friedman
اساس روش Friedmanبرای تعیین این پارامترها، استفاده از نرخ‌های گرمایش تصاعدی بصورت خطی و تجزیه مواد نحت آزمون TGA و مقایسه این روش‌هاست. بوسیله این روش می‌توان بدون دانستن اطلاعات در مورد معادلات سینتیکی انرژی فعالسازی را بدست آورد.
فرمول کلی شیمیایی و معادله سینتیک عمومی و کلی مورد استفاده همان معادله (‏۳-۱۱) است که بر اساس تعریف درجه تبدیل ذغال? و رابطه آن با وزن اولیه ماده و وزن ماده در دماهای مختلف؛ می‌توان آن را بصورت زیر نیز نوشت:
(‏۳-۱۵)
(-۱/W_0 )(dW/dt)=Ae^(-E/RT).f(W/W_0 )
W: وزن پلیمر و کامپوزیت
W0: وزن اولیه کامپوزیت
A: فاکتور پیش‌نمایی نرخ ثابت(بر ساعت)
?E: انرژی فعالسازی در نرخ ثابت(calories/mole)
R: ثابت گازها (cal./°K.mole987/1)
T: دمای مطلق
F(W/W0): تابع وزنی(مدل سینتیکی) ماده کامپوزیت
با توجه با اینکه در این پروژه با تغییرات وزن در برابر دما در نرخ گرمایش‌های متفاوت به بررسی پارامترها پرداخته شده، لازم است که با توجه به نکات گفته شده فرمول بالا را به فرمت و قالب دلخواه و مناسب در بیاوریم؛ لذا خواهیم داشت:

(‏۳-۱۶)
(-۱/W_0 )(dW/dT)=A/? e^(-E/RT).f(W/W_0 )
که ? نشان‌دهنده نرخ گرمایش است: ?=dT/dt
با گرفتن لگاریتم از معادله بالا؛ به معادله پایین خواهیم رسید:

(‏۳-۱۷)
Ln[(-?/W_0 )(dW/dT) ]=Ln A+Ln f(W/W_0 )-E/RT
فرض می‌شود که با ثابت بودن مقدار W/W0 مقدار تابع f(W/W0) نیز ثابت باشد. این فرض متناسب با فرض غیروابسته بودن فرآیند شیمیایی به دما و تنها وابستگی به وزن کامپوزیت می‌باشد.[۱۰۰]

تعیین انرژی فعالسازی۲۵۵
انرژی فعالسازی E اولین پارامتر سینتیکی است که در این محاسبات بدست می‌آید و برای بدست آوردن این پارامتر هیچگونه نیازی به دانستن
و
داشتن اطلاعات در مورد مدل واکنش یا همان f(W/W0) یا f(?) در این مرحله نیست.[۹۵]
براساس روش Friedman، بایست نمودار Ln(?.d?/dT) یا Ln[(-?/W0)(dW/dT)] را در برابر معکوس دما رسم گردد. برای این کار مقادیر T در درجه تبدیل‌های ثابت(?) یا افت وزن (W/W0)ثابت بر روی نموار ودر نرخ گرمایش‌های مختلف تعیین می‌شود.
محاسبات انجام شده برای هر چهار نمونه براساس W/W0 با گام ۰۵/ انتخاب شده است،اما بازه انتخابی برای هر کدام از نمونه‌ها متفاوت است. بازه انتخابی افت وزن و محدوده تغییرات افت وزن برای پلی یورتان خالص ۹۵/۰-۲۵/۰؛ محدوده تغییرات افت وزن برای پلی‌یورتان/نانورس ۹۵/۰-۲۵/۰؛ محدوده تغییرات افت وزن برای پلی‌یورتان/اوره کندانس۹۵/۰-۳/۰ و محدوده تغییرات افت وزن برای پلی‌یورتان/نانورس/اوره کندانس ۹۵/۰-۳/۰ در نظر گرفته شده است.
دلیل این تفاوت و عدم در نظر گرفتن تغییرات و نوسانات مربوط به اوایل و اواخر تجزیه انجام دقیق‌تر محاسبات می‌باشد. در دیگر مقالات و کارهای انجام شده نیز نظیر این فرضیات ؛جهت انجام بهتر محاسبات و حذف عدم قطعیت و ثبات در اوایل و اوخر فرآیند تجزیه؛ در نظر گرفته شده است.[۹۵]
مقادیر (-?/W0)(dW/dT) و T را برای هر W/W0 و برای هرکدام از نرخ‌های گرمایش °C/min10،۲۰ و۶۰ تعیین می‌شود.از نقاط بدست آمده به ازای هر میزان درصد افت جرم، یک خط عبور خواهد کرد که بوسیله رگرسیون خطی۲۵۶ نقاط بدست خواهد آمد. در واقع برازش یا رگرسیون خطی۲۵۷ به شما کمک می‌کند تا علاوه بر تشخیص روند تغییر داده‌ها، بتوانید تا حدودی وضعیت داده‌ها را پیش‌بینی۲۵۸ کنید. R2 ضریب رگرسیون و خطی سازی است،و هر چه مقدار آن به یک نزدیک‌تر باشد، تشخیص روند تغییر داده‌ها دقیق‌تر خواهد بود.
برای تمامی نمونه‌ها؛ نمودارهای Ln [(-? /W0)(dW/dT)] در برابر ۱/T را برای هر کدام از مقادیر W/W0 می‌کشیم.
در نتیجه گروهی از خطوط صاف موازی بدست خواهد آمد که شیبی برابر با E/R- و محل برخورد آن با محور عرضی نشان دهنده Ln[A.F(W/W0)]ave خواهد بود.
نمودار Ln [(?/W0)(dW/dT)] در برابر ۱/T برای هر چهار نمونه در شکل ‏۳-۴ تا شکل ‏۳-۷ نشان داده شده است:

شکل ‏۳-۴:نمودار ](Ln [(? /W0)(dW/dT) در برابر ۱/T برای پلی‌یورتان خالص

شکل ‏۳-۵:نمودارLn [(? /W0)(dW/dT)] در برابر ۱/T برای پلی‌یورتان/نانورس

شکل ‏۳-۶:نمودار Ln [(? /W0)(dW/dT)] در برابر ۱/T برای پلی‌یورتان/اوره کندانس

شکل ‏۳-۷:نمودار Ln [(? /W0)(dW/dT)] در برابر ۱/T برای پلی‌یورتان/نانورس/اوره کندانس
گفتیم که شیب هر خط برابر با -E/R و عرض از مبدأ نیز مقدار Ln[A.F(W/W0)]ave را به ما خواهد داد. داده‌های مربوط به انجام محاسبات برای هر نمونه از جدول ‏۳-۱تا
جدول ‏۳-۴ نشان داده شده است:
جدول ‏۳-۱:داده های مربوط به انجام محاسبات انرژی فعالسازی پلی یورتان خالص:

جدول ‏۳-۲: داده های مربوط به انجام محاسبات انرژی فعالسازی پلی یورتان/نانورس:

جدول ‏۳-۳:داده های مربوط به انجام محاسبات انرژی فعالسازی پلی یورتان/اوره کندانس:

جدول ‏۳-۴:داده های مربوط به انجام محاسبات انرژی فعالسازی پلی یورتان/نانورس/اوره کندانس:

نمودار تغییرات مقادیرE? و Ln[A.F(W/W0)]ave بعنوان تابعی از W/W0 را برای هر چهار نمونه در شکل ‏۳-۸ تاشکل ‏۳-۱۱ آورده شده است:

شکل ‏۳-۸: . نمودار تغییرات مقادیرE? و Ln[A.F(W/W0)]ave بعنوان تابعی از W/W0 برای پلی یورتان خالص

شکل ‏۳-۹: نمودار تغییرات مقادیرE? و Ln[A.F(W/W0)]ave بعنوان تابعی از W/W0 برای پلی یورتان/نانورس

شکل ‏۳-۱۰: نمودار تغییرات مقادیرE? و Ln[A.F(W/W0)]ave بعنوان تابعی از W/W0 برای پلی یورتان/اوره کندانس

شکل ‏۳-۱۱: نمودار تغییرات مقادیرE? و Ln[A.F(W/W0)]ave بعنوان تابعی از W/W0 برای پلی یورتان/نانورس/اوره کندانس
تغییرات مقادیر E? برای چهار نمونه مختلف در جدول زیر نشان داده شده است:

پلی یورتان/نانورس/اوره کندانس
پلی یورتان/اوره کندانس
پلی یورتان/نانورس
پلی یورتان خالص

۴۸۴-۱۳
۴۸۸-۳۴
۲۳۶-۳۲
۱۱۴-۴۷
محدوه تغییرات انرژی فعالسازی(kJ/mol)

مقدار انرژی فعالسازی کلی۲۵۹، میزان متوسطی از مجموعه انرژی فعالسازی‌های موجود در هر ناحیه است. زمانیکه مقدار انرژی فعالسازی از مقدار ۱۲۰-۲۴۰ کیلوزول بر مول تغییر می‌کند انتخاب داده‌ها برای محاسبه انرژی فعالسازی براساس پارامتر R2 است. مقدار ضریب خطی سازی بایست حداقل ۹۹/۰ باشد؛ همچنین اختلاف مقدار E در با مقادیرآن در افت جرم های مجاور نبایست از مقدار ۵ کیلوژول بر مول بیشتر باشد.[۹۵]
برای پلی‌یورتان خاص و همچنین پلی‌یورتان/نانورس، مقدار انرژی فعالسازی کلی بدست آمده هر دو شرط را ارضا میکند. اما برای پلی‌یورتان/اوره کندانس و پلی‌یورتان/نانورس/اوره کندانس تعیین انرژی فعالسازی کلی بر اساس مقدار ضریب خطی‌سازی خواهد بود. مقادیر بدست‌ آمده انرژی فعالسازی متوسط برای نمونه‌ها را درجدول ‏۳-۵ مشاهده می‌شود:

جدول ‏۳-۵: انرژی فعالسازی کلی برای هر نمونه
پلی یورتان/نانورس/اوره کندانس
پلی یورتان/اوره کندانس
پلی یورتان/نانورس
پلی یورتان خالص

۶۸/۴۱۳
۱۹/۶۱
۴۵/۱۸۶
۷۸/۱۱۴
محدوه تغییرات انرژی فعالسازی(kJ/mol.)
۹۵۶/۰
۹۹۹/۰
۹۹۷/۰
۹۹۵/۰
ضریب خطی‌سازی(R2)

وجود خطای مثبت در مقدار A نشان‌دهنده این است که واکنش تمایل به تسریع و افزایش سرعت دارد و این امر بوسیله ایجاد خطای مثبت در مقدارE? ؛که موجب ایجاد تمایل جهت کاهش سرعت واکنش؛ به تعادل خواهد رسید. خ
طاهای منفی بوسیله روشی عکس روش بالا به تعادل خواهد رسید. در نتیجه مشخص می‌شود که سینتیک‌های کلی فرآیند با هم مرتبط خواهند بود.[۱۰۰]

تعیین مرتبه برهمکنش۲۶۰و فاکتور پیش‌نمایی۲۶۱
بعد از آنکه مقادیر انرژی فعالسازی که برای همه‌ی نمونه‌ها بدست آوردیم، پارامترهای آزمایشگاهی و همچنین مقدار E را در معادله (‏۳-۱۷) جایگزین می‌کنیم؛ به این صورت که به ازای هر نرخ گرمایش و هر میزان W/W0؛ با جایگذاری انرژی فعالسازی کلی؛ مقدار Ln[A.f(W/W0)]به ما می‌دهد.
تفاوت مقدار محاسبه شده Ln[A.f(W/W0)] در این مرحله با Ln[A.f(W/W0)]ave در مرحله قبل این است که در هر W/W0؛ مقداری متوسط برای تمامی نرخ گرمایش‌ها بدست آمده است.
در این مرحله برای محاسبه مرتبه برهمکنش و پارامتر پیش‌نمایی نیاز به تعریف یک مدل سینتیکی مرتبه n برای تجزیه فوم پلی‌یورتان خواهیم داشت؛ که فرض می‌شود تابع f(W/W0) به شکل زیر باشد[۹۵, ۱۰۰]:
(‏۳-۱۸)
f(W/W_0 )=[(W-W_f)/W_0 ]^n
Wf: وزن نهایی ذغال
n: مرتبه سینتیکی واکنش
W-Wf: مقدار ماده قابل تجزیه در هر لحظه
میتوان گفت که معادله (‏۳-۱۸) همان شکل تغییر یافته معادله (‏۳-۱۴) که براساس تعریف درجه تبدیل به ذغال و معادله (‏۳-۱۲) بدست آمده است.
معادله بالا یا همان مدل سینتیکی به فرم بالا یا فرمی شبیه به آن؛ که از طریق تئوری فرآیندهایی که در آنها فاز جامد واکنش داده و تبدیل به مقداری مشخص محصولات گازی و محصولات جامد می‌شود ؛ مشتق شده و بدست آمده است.
با ضرب هر دو طرف معادله سینتیکی (‏۳-۱۸) در A و گرفتن لگاریتم از طرفین معادله خواهیم داشت:
(‏۳-۱۹)
Ln [Af(W/W_0 ) ]=Ln A+n Ln[(W-W_f)/W_0 ]
در صورتیکه مقدار فرض شده و فرم مدل سینتیکی فرض شده f(W/W0) صحیح باشد در اینصورت نمودار Ln[Af(W/W0)] در برابر Ln [(W-Wf)/W0] یک خط صاف باشیب n و عرض از مبدأ Ln A را به می‌دهد.[۱۰۰]
نمودار های بدست آمده برای Ln[Af(W/W0)] در برابر Ln [(W-Wf)/W0] برای هر چهار نمونه بصورت زیر خواهد بود:

شکل ‏۳-۱۲:نمودار Ln[A.f(W/W0)]در برابر Ln [(W-Wf)/W0] برای پلی یورتان خالص

شکل ‏۳-۱۳: نمودار Ln[A.f(W/W0)]در برابر Ln [(W-Wf)/W0] برای پلی یورتان/نانورس

شکل ‏۳-۱۴: نمودار Ln[A.f(W/W0)]در برابر Ln [(W-Wf)/W0] برای پلی یورتان/اوره کندانس

شکل ‏۳-۱۵: نمودار Ln[A.f(W/W0)]در برابر Ln [(W-Wf)/W0] برای پلی یورتان/نانورس/اوره کندانس
در فاصله‌ای که نمودار بصورت خطی۲۶۲ عمل می‌کند و نقاط به هم نزدیک‌تر هستند،بر اساس ضریب خطی سازی،شیب

دی اکسید کربن

شامل چندین مکانیسم برای تأخیر اشتعال است که عبارتند از:
۱- رقیق کردن مقدار ماده آلی قابل اشتعال به وسیله افزودن ذرات پرکننده داخلی.
۲- کاهش دمای کامپوزیت به وسیله افزودن پر کننده هایی که به عنوان جاذب حرارتی۱۰ عمل می کنند.
۳- کاهش دما به وسیله افزودن پر کننده هایی که به صورت گرماگیر تجزیه شده و محصولاتی مانند آب یا دیگر محصولات غیر قابل اشتعال با ظرفیت حرارتی ویژه بالا تولید می کنند.
۴- کاهش میزان نرخ رهایش حرارت به وسیله بکارگیری پلیمرهایی که توسط واکنش‌های گرماگیر تجزیه می‌شوند.
۵- افزایش آروماتیسیته۱۱ ماتریس پلیمری به منظور اینکه به یک سطح و لایه عایق فضای کربنی۱۲ تجزیه شود که هدایت حرارتی درون کامپوزیت را کاهش می دهد و انتشار گازهای قابل اشتعال را کاهش دهد.
کامپوزیت های پلیمری که جزء تأخیر دهنده های اشتعال از نوع فاز گاز۱۳ می باشند، به وسیله ممانعت از واکنش اشتعال عمل می‌کنند. در نتیجه هم کاهش انتشار شعله و هم بازگشت مقدار حرارت از سوی شعله به ماده را در این نوع مشاهده می‌شود. مکانیسم‌های موجود در نوع فاز گاز که به صورت گسترده جهت تأخیر اشتعال به کار گرفته شده است معمولاً رهایش رادیکال های بر پایه برومین، کلرین و فسفره را خواهند داشت که باعث اختتام واکنش های اشتعال گرمازا از طریق حذف رادیکال های H و OH از شعله خواهند شد. یکی دیگر از مکانیزم های معمول این دسته رهایش بخارات غیر قابل اشتعال برای رقیق کردن غلظت گازهای H و OH در شعله است. همچنین باعث کاهش دما نیز خواهد شد. در حالی که بسیاری از تأخیر دهنده های اشتعال تنها با یکی از مکانیسم های فاز متراکم و یا فاز گاز عمل می کنند، تأخیر دهنده هایی بیشترین تأثیر را دارند که از هر دو مکانیسم فازها در یک زمان واحد استفاده می کنند.

تأخیر دهنده‌های اشتعال برای کامپوزیت‌ها۱۴
مواد تأخیر دهنده اشتعال متنوعی برای پلیمرها و کامپوزیت های پلیمری ارائه شده است. در حدود ۲۰۰-۱۵۰ آمیزه و ماده مختلف برای استفاده وجود دارد. [۲-۷]
تأخیر دهنده‌های اشتعال یکی از بزرگترین گروه از افزودنی‌هاست که در پلیمرها استفاده می شود. این مواد در حدود ۲۷% از بازار افزودنی پلاستیک را به خود اختصاص داده است. رتبه بعدی متعلق به پایدار کننده حرارتی (۶/۱۵%) آنتی اکسیان ها (۶/۷%) روان کننده ها (۶%) و پایدار کننده اشعه ماوراء بنفش (۵%) می باشد. مواد تأخیر دهنده اشتعال با پلیمر طی فرآیند آلیاژ می شوند اما به صورت شیمیایی با پلیمر واکنش نمی دهند. ترکیب شیمیایی بسیاری از آنها بر اساس عناصر آنتیموان، آلومینیوم، بروم، فسفر، برومین، کلرین است که این مواد تأخیر اشتعال درصد زیادی را تأمین می کنند. به صورت تخمینی در حدود ۹۰% از مواد افزودنی بر اساس این عناصر هستند و به شکل اکسیدهای آنیتموان، آلومینیوم سه آبه و اکسیدهای برون کاربرد دارند. به مقدار کمتری نیز افزودنی هایی شامل باریوم، روی، تین، آهن، مولیبدنیوم یا گوگرد وجود دارند. بسیاری از افزودنی ها شامل نمک های فلزی هیدراته هستند که به صورت گرماگیر در شعله تجزیه می شوند و در نتیجه میزان و نرخ رهایش حرارت کلی پلیمر را کاهش می دهند. برخی دیگر از عناصر افزودنی نیز در هنگام تجزیه بخار آب آزاد می کنند طی فرآیند تجزیه و این بخار آب باعث رقیق شدن و کاهش غلظت گازهای قابل اشتعال رهایش شده خواهند شد. کامپوندهای واکنشی نیز با زرین در هنگام فرآیند پلیمریزه می شوند و دارای ساختار شبکه ای مولکولی یکپارچه شوند. تأخیر دهنده های واکنشی اشتعال به صورت اساسی بر پایه هالوژن بروم و کلر، فسفره و عناصر معدنی و ملامین هستند. در حال حاضر بروم و کلر، تأخیر دهنده های معمولی هستند زیرا قدرت زیادی در یکباره سرد کردن شعله دارند. کامپوندهای هالوژن به وسیله رهاسازی اتم های برومین و کلرین فعال به درون شعله در برابر اشتعال پذیری مقاومت می کنند. این اتم ها واکنش اکسیداسیون احتراق گازهای اشتعال پذیر را متوقف می کنند. اگرچه در حال حاضر از سوی مقامات دولتی و طرفداران طبیعت تصمیماتی جهت استفاده از تأخیر دهنده های اشتعال غیر هالوژن گرفته شده است (این ترکیبات به طبیعت لطمه وارد می کنند). ترکیبات فسفره یکی دیگر از ترکیبات مؤثر در ارتباط با اشتعال است این ترکیبات میزان گازهای قابل احتراق حاصل از تجزیه را به وسیله افزایش تشکیل ذغال کاهش می دهند. انتخاب تأخیر دهنده اشتعال برای کامپوزیت پلیمری چندین عامل و فاکتور بستگی دارد که شامل هزینه، سازگاری شیمیایی میان تأخیر دهنده اشتعال و پلیمر میزبان دمای تجزیه ماده و وزن. بسیاری از پرکننده های تأخیر دهنده اشتعال خواص مکانیکی پلیمرها را کاهش می دهند. البته می توان به وسیله اصلاح سطح پرکننده این تأثیرات منفی را کاهش داد و بر همکنش میان ذرات و ماتریس پلیمری را بهبود بخشید. برخی مواد پر کننده با وجودی که اشتعال پذیری را کاهش می دهند مقدار دود و دودهای سمی را با تجزیه ماده افزایش می دهند. به خاطر همین دلایل سعی بر این است که ترکیبی از تأخیر دهنده های اشتعال در کامپوزیت های پلیمری استفاده شود تا میزان مقاومت در برابر اشتعال پذیری افزایش یابد و در عین حال تأثیرات مضرب و منفی و مضر روی ویژگی ها و خواص مکانیکی، دود و سمیت به کمترین مقدار ممکن برسد. پرکننده ها عناصر غیر فعال معدنی هستند که به پلیمر طی مراحل پایانی فرآیند افزوده می شود تا اشتعال پذیری محصول نهایی کاهش یابد. قطر ذرات پرکننده زیر ۱۰ میکرو
م
تر است و اغلب در محدوده میکرون است. ذرات به زرین مایع آلیاژ می شود و به صورت یکنواخت در آن پراکنده می شود. بیشتر پلیمرها نیاز به مقدار زیادی پرکننده جهت نشان دادن بهبود محسوس در مقاومت اشتعال پذیری شان دارند. مقدار حجمی کمینه معمولاً در حدود ۲۰% و مقدار متوسط در حدود ۵۰% تا ۶۰% است. پرکننده باید با پلیمر سازگار باشد. در غیر این صورت خواص مکانیکی و دوام و بقای محیطی ماده از بین رفته و کاهش یابد. پرکننده ها می توانند اثرات مخرب بر روی خواص بگذارند این اثرات شامل افزایش و سیکوزیتید، کاهش زمان ژل شدگی مذاب پلیمری که باعث مشکل شدن فرآیند گردد، می شود. بیشتر پرکننده ها به صورت تدریجی با تحت مجاورت قرار گرفتن رطوبت دچار هیدرولیز شده و از بین می روند و این عامل جهت کاهش خاصیت تأخیر اشتعال آنها خواهد شد. با وجود این مشکلات پرکننده ها اغلب به دلیل هزینه پایین آنها افزودن آسان آنها به پلیمر و قابلیت مقاومت اشتعال پلیمر استفاده می شوند. این نکته قابل اهمیت است که پرکننده ها به ندرت به تنهایی استفاده می شود اما در مقابل به صورت ترکیبی با تأخیر دهنده های اشتعال دیگر (مثل ارگانوهالوژن ها یا ارگانوفسفره ها) برای رسیدن به مقدار زیاد مقاومت در برابر اشتعال استفاده می شود. ما دو نوع پرکننده تأخیر دهنده اشتعال داریم: خنثی و فعال که بر اساس نوع فعالیت مشخص می شود:
الف) پر کننده های تأخیر دهنده اشتعال خنثی۱۵
این نوع پر کننده توسط چندین مکانیسم، اشتعال پذیری و تولید دود کامپوزیت پلیمری را کاهش می دهند. مکانیسم برتر و مهم بر این اساس است که میزان سوخت به وسیله رقیق کردن درصد جرمی ماده آلی در کاپوزیت به وسیله افزودن پر کننده غیر قابل اشتعال، کاهش می دهد. در این حالت مقدار پلیمر به شدن باید کاهش یابد و به همین دلیل مقدار پر کننده در حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد خواهد بود (مورد نیاز است). مکانیسم دیگر جذب گرما به وسیله پلیمر است و میزان و نرخ سوخت ماتریس پلیمری کاهش خواهد یافت. برای اینکه پرکننده جاذب حرارت باشد باید ظرفیت حرارتی آن از پلیمر میزبان بیشتر باشد. برخی دیگر از پلیمرها اشتعال پذیری پلیمر را به وسیله تشکیل لایه سطحی عایق زمانی که پلیمر تجزیه می شود و تبخیر می شود کاهش می دهند. این لایه عایق میزان و نرخ تجزیه ماتریس پلیمری را کاهش می‌دهد. این لایه سطحی مانع جریان مواد ناپایدار قابل اشتعالی به درون شعله خواهد شد و باعث کاهش بیشتر میزان تجزیه خواهد شد. همه پرکننده ها به وسیله کاهش میزان جرم پلیمر و بیشتر پر کننده ها به عنوان جاذب حرارت عمل می کنند. فقط تعداد کمی از پرکننده ها هستند که باعث به وجود آمدن لایه سطحی عایق می‌شوند. پرکننده‌هایی خنثی که به طور معمول به پلیمرها و کامپوزیت های پلیمری افزوده می شوند شامل سیلیکا، کربنات کلسیم، دوده هستند. این پرکننده ها اشتعال پذیری و تولید دود را از طریق مکانیسم رقیق کردن و یا جذب گرما کاهش می‌دهند. در موارد جزئی نیز از سیلیکات های رس هیدراته ساده مانند پومیس۱۶، تالک۱۷، gypsum و سولفات کلسیم دوآبه۱۸ استفاده می‌شود.
ب) پرکننده‌های تأخیردهنده اشتعال فعال۱۹
این پرکننده تأثیرات بیشتری بر روی پلیمر از لحاظ تأخیر اشتعال و تولید دود نسبت به پرکننده خنثی خواهد گذاشت. پرکننده فعال نیز مانند پرکننده خنثی به عنوان جاذب حرارت و دقیق کننده ماتریس در کامپوزیت عمل می کند. همچنین این نوع پرکننده در فاز متراکم فعالیت می کند. در زمان تجزیه در دماهای بالا و واکنش های گرماگیر مقدار زیادی گرما را جذب می کند و این تأخیر خنک کنندگی باعث کاهش میزان و نرخ تجزیه ماتریس پلیمری خواهد شد. واکنش تجزیه پرکننده باعث رهایش گازهای بی اثر به مقدار زیاد خواهد شد گازهایی مثل بخار آب و دی اکسید کربن که این گازها نیز می توانند به درون شعله نفوذ کرده و غلظت مواد ناپایدار اشتعال پذیر، رادیکال های H و OH را کاهش و رقیق می کند. این رقیق کردن باعث کاهش دمای شعله شده که خود باعث نرخ تجزیه ماده کامپوزیتی می شود. دمای تجزیه پرکننده یک عامل بحرانی و مؤثر در تأخیر دهندگی اشتعال آنهاست. دمای تجزیه بایست بیشتر از دمای فرآیند آنهاست تا دیگر پرکننده در طول ساخت ماده کامپوزیتی تجزیه نشود. کامپوزیت های شامل رزین‌های ترموپلاستیک دما بالا، مانند پلی فنیلن سولفید۲۰ یا پلی اتر اتر کتون۲۱ بایت در دمای حدود ۴۰۰-۳۰۰ درجه سانتی گراد فرآیند شوند. بنابراین پرکننده های مورد استفاده برای این مواد باید در دماهای این محدوده تجزیه نشود. همچنین دمای تجزیه پرکننده بایست پایین تر از دمای پیرولیز ماتریس پلیمری باشد که بسیاری زرین ها مورد استفاده در کامپوزیت این دما بین ۴۵۰-۳۰۰ درجه سانتی گراد است. بسیاری از اکسیدهای فلزی۲۲ و هیدروکسیدهای فلزی۲۳ به عنوان تأخیر دهنده های اشتعال فعال مورد استفاده قرار می گیرد. در این بین معمول ترین و پر مصرف ترین آلومینیوم تری هیدراته Al(OH)3 است. همچنین انواع دیگر از اکسیدهای آلومینیوم نیز مورد استفاده است. همچنین ترکیبات اکسیده دیگر مثل ترکیبات آنتیموان (sb2o3,sh2o5)، آهن (مثل فروسن ferocene، FeOOH، FeOCl)، ترکیبات مولیبدنیوم (MoO3)، منزیم (Mg(OH)2) روی و تین tin قابل کاربرد است. به وسیله فعالیت این عناصر و پرکننده اشتعال و همچنین تشکیل دوده به مقدار قابل توجهی متوقف خواهد شد. اگرچه میزان تأثیر آنها به صورت کلی با افزایش غلظت آنها در ماتریس پلیمری افزایش خواهد یافت. مانند پرکننده های خنثی میزان بارگزاری بالایی از پرکننده (۶۰
-۲۰%) جهت یک کاهش اساسی در اشتعال‌پذیری مورد نیاز است.عنصرهای پایه نیتروژن یکی از مؤثرترین تأخیر دهنده های اشتعال است این عنصر به همواره ترکیبات گوانیدین و ملاحین سال ها برای بهبود مقاومت اشتعال در پوشاک های پشمی، لباس های کتونی و کاغذ مورد استفاده بوده است. اما افزودنی های پایه نیتروژن به ندرت به عنوان تأخیردهنده اشتعال در کامپوزیت های پلیمری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پرکننده تأخیر دهنده اشتعال متورم شونده۲۴
این نوع پر کننده جزء پرکننده های فعال هستند. این روش یکی از نوین ترین روش های بهبود مقاومت اشتعال مواد کامپوزیتی است. نمونه ای از این پرکننده ها پلی فسفات/ ؟؟؟ ترتیول است که در دماهای بالا متورم می شود. مکانیسم عملکرد این نوع پرکننده در کامپوزیت به صورت شماتیک در شکل ۱۰-۸ نشان داده شده است. زمانی که کامپوزیت تحت مجاورت شعله قرار می گیرد ذرات متورم شونده واکنش داده و مقدار زیادی گازهای غیر قابل اشتعال و غیر سمی که در ماتریس پلیمری گیر می افتد ایجاد می شود. تجمع این گازها باعث می شود که پلیمر نرم شده به فوم و پلیمر متورم شده تبدیل شود. در صورتی که ماتریس پلیمری قابلیت تبدیل به ذغال (char) را داشته باشد با افزایش دما ماتریس تجزیه شده و باعث تولید لایه ذغالی متخلخل عایق خواهد شد. این لایه ماده کامپوزیتی اصلی را حفظ و حمایت می کند. Kovar و همکاران[۸]به این نتیجه رسیدند که فرآیند تولید فوم زمانی اتفاق خواهد افتاد که پلیمر در حالت ویسکوز نرم۲۵ باشد. اگر ذرات پرکننده در دماهایی پایین‌تر از دمای انتقال شیشه پلیمر تجزیه شوند در این حالت ماتریس سخت۲۶ خواهد بود و قابلیت تولید فوم و تورم را نخواهد داشت. در مقابل در صورتی که میزان فشار حاصل از تولید سریع گازها می تواند منجر به تولید شیار و لایه لایه شدن در کامپوزیت‌های سخت خواهد شد. در صورتی که تجزیه در دماهای بالا اتفاق افتد گازها می تواند از درون کامپوزیت خارج خواهد شد و لایه متورم شده ای تشکیل نخواهد شد. در صورتی که درجه بالایی از حمایت در برابر آتش را بخواهیم دمای واکنش تجزیه ذرات متورم شونده ها باید بالاتر از دمای انتقال شیشه و کمتر از دمای تجزیه ماتریس پلیمری باشد.

پلیمرهای تاخیر دهنده اشتعال قابل استفاده در کامپوزیت‌ها۲۷
تعداد زیادی از پلیمرهای تأخیر دهنده اشتعال در حدود ۲۶ سالی است که ارائه شده است و بسیاری از این موارد مناسب برای استفاده در کامپوزیت های لیفی است. اتصال مولکول های بروم، کلر یا فسفر به ساختار مولکولی پلیمر معمول ترین و رایج ترین روش بهبود مقاومت اشتعال رزین‌های ترموست و ترموپلاست است. یک

ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی پیرسون

آن روابط ابزاری است) (بالاخانی، ۱۳۸۵: ۶۰).
احمدی نظریه‌های مربوط به قومیت را در دو گروه تقسیم‌بندی کرده است: اول نظریه‌هایی که مربوط به ماهیت قومیت می‌باشند؛ این نظریه‌ها توضیح می‌دهند که قومیت چگونه شکل گرفته است و دسته دوم، نظریه‌های مربوط به سیاسی شدن قومیت است پیدا می‌کند که با افراد یک گروه قومی به‌واسطه تعلقاتشان به آن گروه، رفتاری تبعیض‌آمیز در مقایسه با گروه‌های دیگر صورت گیرد؛ یعنی یک گروه قومی، به‌دلیل قومیت خود در معرض سرکوب، آزار یا محرومیت از برخی حقوق و مزایا قرار بگیرند (قاسمی، ۱۳۹۱: ۲۸).
قوم‌گرایی به ویژگی‌های فرهنگی اطلاق می‌شود که یک قوم را از اقوام دیگر متمایز می‌کند و بین اعضای یک قوم یک احساس تعلق به همدیگر ایجاد کرده و آن‌ها را منسجم می‌کند. هویت قومی در سطحی پایین‌تر از هویت ملی یا جامعه‌ای قرار دارد (احمدلو، ۱۳۸۱: ۱۲۳).
به اعتقاد چلبی، اعتماد ریشه در وابستگی عاطفی دارد. هرگاه عواطف زمینه رشد یافته و بتواند در میان افراد انتقال یابد، اعتماد ایجاد و تقویت می‌گردد. در ارتباط با چگونگی انتقال عواطف، او معتقد است تعاملات اظهاری یا روابط گرم در این زمینه نقش کلیدی دارند. تعاملات اظهاری برخلاف تعاملات ابزاری، حامل عواطف، دوستی و صمیمیت و اعتماد می‌باشند و تمایل به این دارند که در حریم گروه‌های اولیه و اجتماعات طبیعی مستقر شوند. روابط ابزاری به هدف تأمین منافع شخصی انجام می‌گیرد و تمایل دارند که در ورای گروه‌های اولیه و اجتماعات طبیعی قرار بگیرند. چلبی ترکیب مناسب روابط اظهاری و ابزاری را کلید گسترش اعتماد در جامعه می‌داند. در واقع با گسترش روابط ابزاری و باز شدن گروه‌های اولیه و اجتماعات طبیعی بر روی کل جامعه است که مسیر عبور روابط اظهاری از درون گروه‌ها به بیرون آن‌ها مهیا می‌شود (چلبی، ۱۳۸۸: ۲۴۹).
براین اساس اعتماد اجتماعی در بحث چلبی در دو شکل متفاوت مطرح می‌شود، اعتماد میان‌فردی که مختص جامعه سنتی است (که روابط اظهاری در آن غالب است) و اعتماد تعمیم‌یافته که مختص جوامع مدرن است (که مشخصه آن روابط ابزاری است).

احساس محرومیت:
در حقیقت از اختلاف بین آنچه فرد می‌خواهد و انتظار دارد با آنچه که به‌دست می‌آورد و همچنین در مقایسه با دیگرانی که او شرایط خود را با آن‌ها مقایسه می‌کند، به‌دست می‌آید و ممکن است شخص دچار حالتی از احساس محرومیت شود (ممتاز، ۱۳۸۱: ۱۰۰). مفهوم محرومیت نسبی نخستین بار توسط رانسمن ساخته و پرداخته شد و بعد از وی یتزاکی از این تعریف استفاده کرده و فرمولی ریاضی برای درآمد طبق نظریه‌ی محرومیت نسبی ارائه داد (Subramanyam, 2009:1). براساس این نظریه این نظریه اعتراض نتیجه‌ی رشد سریع‌تر انتظارات نسبت به فرصت‌های واقعی است، به‌طوری‌که گروه‌هایی که خود را حاشیه‌ای و فاقد نفوذ می‌پندارند (دانشجویان، معترضان به حقوق مدنی و زنان) برای رفع این نارضایتی‌ها به کنش جمعی روی می‌آورند (نش، ۱۳۸۷: ۱۴۴).

خاص‌گرایی:
پارسونز معتقد است در نظام شخصیتی خاص‌گرایی تمایل نیازی است که کنشکر را وادار به کنش براساس انتخاب خاص و موقعیت سوژه در یک سیستم روابط با سوژه ترغیب می‌کند. در سطح نظام فرهنگی خاص‌گرایی الگوی هنجاری است که یک کنشکر را در یک موقعیت معین در سوگیری نسبت به سوژه براساس نوع رابطه با سوژه بدون توجه به استانداردها و ضوابط عام متعهد می‌نماید و در سطح نظام اجتماعی خاص‌گرایی انتظارات نقشی است که برای تصمیم‌گیری اعضاء در شرایط تقدم را با استاندارهای مرتبط با ارزش سوژه‌ها و ارتباط خاص کنشگر می‌داند (ربانی و دیگران، ۱۳۸۸: ۱۳۹).

۳ـ۱۰ـ۲ـ تعاریف عملیاتی و شاخص‌های متغیرها

متغیر
شاخص‌ها و «معرف‌ها»
مقیاس سنجش
محرومیت اجتماعی
عدم رضایت از زندگی، عدم رضایت از حقوق شهروندی، عدم رضایت از وضعیت رفاهی و اقتصادی، نداشتن فرصت‌های برابر اجتماعی
رتبه‌ای
سنت‌گرایی
تقدیرگرایی، اعتقاد به فال و پیشگویی، عدم تمایل به تغییر، اهل خطر نبودن، عدم اعتماد به نفس در مؤثر بودن، پیرو افکار و سنت‌های اجدادی
رتبه‌ای
اعتماد اجتماعی
اعتماد بین فردی ـ اعتماد بین گروهی ـ اعتماد نهادمند این ابعاد با شاخص‌هایی چون رفتار مبتنی بر اعتماد، صداقت، صراحت و اطمینان به دوستان، نزدیکان و نهاد و سازمان‌ها مورد سنجش قرار می‌گیرند.
رتبه‌ای
پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی
تحصیلات ـ شغل ـ درآمد
رتبه‌ای
خاص‌گرایی
عضویت در گروه‌های خاص، عدم مشارکت در کارهای عمومی، برقراری تعامل به‌لحاظ ارزش سوژهای مورد تعامل، تمایل به خرده‌نظام فرهنگی و سیاسی خاص، تعصب قبیله‌ای و گروهی، عدم توجه به استاندارها و ضوابط عام، کنش برحسب معیارهای خاص
رتبه‌ای
رضایت اجتماعی
رضایت از امکانات رفاهی، تفریحی، فرهنگی و شغلی، وضعیت مسکن، شرایط محیطی و اجتماعی محل سکونت و. . .
رتبه‌ای

فصل چهارم:
یافته‌های تحقیق

۴ـ۱ـ مقدمه
همان‌طور که در فصل سوم مطرح شد، با توجه به این‌که گردآوری اطلاعات به‌طور مستقیم از گروهی از افراد و از طریق پرسشنامه توأم با مصاحبه حضوری انجام شده و شامل بیان عقاید و نظرات پاسخگویان است، داده‌های جمع‌آ
و
ری شده از طریق نرم‌افزار آماری spss استخراج و تحلیل گردید. که در این فصل ابتدا با استفاده از آمار توصیفی و جداول فراوانی و آماره‌های متناسب با هر متغیر (مد، نما، میانه و میانگین) به توصیف یافته‌ها در گروه مورد مطالعه پرداخته شده و سپس فرضیه‌های تحقیق با استفاده از آزمون‌های پارامتریک مانند ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک‌طرفه مورد آزمون قرار گرفته است. هم‌چنین با توجه به این‌که متغیرهای مستقل اعتماد اجتماعی، احساس محرومیت اجتماعی، رضایت اجتماعی، سنت‌گرایی شهروندان و تصور ذهنی شهروندان از گستره خاص‌گرایی با خاص‌گرایی ازطریق طیف لیکرت (رتبه‌ای) مورد سنجش قرار گرفته است جهت آزمودن این فرضیات از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است و این‌که این سؤالات بعد از جمع بستن Comput)‌( در فضای SPSS به فاصله‌ای تبدیل شده است و شرط استفاده از ضریب همبستگی پیرسون این است که هردو متغیر یعنی مستقل و وابسته در سطح فاصله‌ای باشند به همین منظور از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردیده است. هم‌چنین درخصوص استفاده از تحلیل واریانس یک‌طرفه، زمانی که متغیر مستقل اسمی و رتبه‌ای بیش از دو حالته باشد و متغیر وابسته فاصله‌ای باشد از تحلیل واریانس یک‌طرفه استفاده می‌گردد که در این پژوهش جهت سنجش پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی (درآمد، شغل و تحصیلات) از این آزمون استفاده گردیده است.
۴ـ۲ـ یافته‌های توصیفی
در این قسمت به توصیف داده‌های گردآوری شده از نمونه مورد مطالعه به‌واسطه آمار توصیفی پرداخته می‌شود. نمونه آماری مورد مطالعه در این پژوهش ۴۰۰ نفر از شهروندان اردبیل می‌باشد. بنابراین، در قسمت آمار توصیفی ویژگی‌ها و شرایط عمومی پاسخگویان و آماره‌های مربوط به شاخص‌های گرایش به مرکز مشخص شده است.

جدول (۴ـ۱): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب جنسیت
جنسیت
فراوانی
درصد
مرد
۲۵۵
۸/۶۳
زن
۱۴۵
۲/۳۶
جمع
۴۰۰
۱۰۰

طبق نتایج جدول (۴ـ۱)؛ ۸/۶۳ درصد از پاسخگویان مرد و ۲/۳۶ درصد نیز زن می‌باشند.

نمودار (۴ـ۱): جنسیت پاسخگویان

جدول (۴ـ۲): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب میزان تحصیلات
میزان تحصیلات
فراوانی
درصد
بی‌سواد
۶
۵/۱
ابتدایی
۴۱
۳/۱۰
راهنمایی
۵۸
۵/۱۴
متوسطه
۱۵
۸/۳
دیپلم
۸۷
۸/۲۱
فوق دیپلم
۴۹
۳/۱۲
لیسانس
۱۱۶
۲۹
فوق لیسانس
۲۷
۸/۶
دکترا
۱
۳/۰
جمع
۴۰۰
۱۰۰

طبق نتایج جدول (۴ـ۲)؛ ۵/۱ درصد از پاسخگویان بی‌سواد، ۳/۱۰ درصد ابتدایی، ۵/۱۴ درصد راهنمایی، ۸/۳ درصد متوسطه، ۸/۲۱ درصد دیپلم، ۳/۱۲ درصد فوق دیپلم، ۲۹ درصد لیسانس، ۸/۶ درصد فوق لیسانس و ۳/۰ درصد نیز دکترا می‌باشند. همچنین بیشترین فراوانی تحصیلات مربوط به لیسانس با ۲۹ درصد و کمترین مربوط به دکترا ۳/۰ درصد اختصاص دارد.

نمودار (۴ـ۲): تحصیلات پاسخگویان

جدول (۴ـ۳): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب وضعیت تأهل
وضعیت تأهل
فراوانی
درصد
متأهل
۲۹۸
۷۴
مجرد
۱۰۲
۲۶
جمع
۴۰۰
۱۰۰

اعتماد اجتماعی، انتظارات ارزشی

تأثیر می‌گذارد.
از دیدگاه بوم شناسان، کار جامعه‌شناس دریافت این مهم است که تعادل طبیعی چگونه درمحیط اجتماعی حفظ می‌شود. از جمله مفاهیم اصلی که بوم‌شناسان از آن استفاده می‌کنند:
همزیستی۹، رقابت۱۰ )کوشش برای دستیبابی به منابع کمیاب(، هجوم۱۱ و استقرار، تعادل طبیعی۱۲ و انطباق۱۳ با محیط زیست است. در واقع، نظریه‌پردازان شیکاگو از مدل بوم‌شناسی به شکل نسبتاً آزادی استفاده کرده‌اند تا تحقیقات خود را در شهر شیکاگو مطرح سازند. آن‌ها معتقد بودند که نظم اجتماعی حاکم بر این شهر از نظر بوم‌شناسی قابل تبیین است. این نظم حاصل جریان‌های اجتماعی گوناگونی است، مثل همزیستی) روابط متقابل مفید(، مشارکت، رقابت، و تغییرات چرخشی. البته آن‌ها در عین حال بحث می‌کردند که انسان‌ها برخلاف موجودات دیگر، توانایی فرهنگ‌سازی دارند که محدودیت‌هایی برای جریان‌های بوم‌شناسی پدید می‌آورد. این محدودیت‌ها از طریق هنجارها، آداب و رسوم و ارزش‌ها ایجاد میگردد.در این چارچوب، تحقیقات تجربی آن‌ها، بر نحوه توزیع و تکرار فعالیت‌های شهری مانند تجارت، صنعت، سکونت و رفتارهای نابهنجار: خیانت، جرم، بیماری روانی و سایر رفتارهای نابهنجار می‌پردازند )ممتاز، ۱۳۸۱: ۸۸ـ۸۱).

نظریه‌ی محرومیت نسبی:
مفهوم محرومیت نسبی۱۴ توسط جودیت بلاو و پیتر بلاو بنیان نهاده شد. این‌دو مفاهیمی را از نظریه‌ی آنومی با الگوی بی‌سازمانی اجتماعی ترکیب کردند. براساس این نظریه، افراد متعلق به طبقات پایین، زمانی‌که شرایط زندگیشان را با افراد مرفه‌تر مقایسه می‌کنند، احساس محرومیت و ناخرسندی می‌کنند. از آنجایی که طبقه‌ی اقتصادی و نژادی در این افراد سبب ایجاد بی‌عدالتی و ناخرسندی می‌شود، بنابراین احساس محرومیت می‌کنند. در جامعه‌ای که نابرابری وجود دارد و به‌وسیله‌ی ابزارهای قانونی، موقعیت‌های پیشرفت افراد گرفته می‌شود، افراد احساس بی‌اعتمادی به جامعه می‌کنند. ناکامی مستمر که از این دسته از احساسات مربوط به عدم کفایت ناشی می‌گردد، سبب ایجاد پرخاشگری و خصومت سرکوب شده می‌گردد و درنهایت، سبب جرم و خشونت می‌شود (حسینی‌نثار، ۱۳۸۳: ۱۵).
بنابراین، می‌توان گفت: هرچه ارزش‌های اقتصادی و مادی در یک جامعه گسترش بیشتری یابد و هرقدر امکانات پیشرفت و ارتقای افراد و گروه‌های مرجع (یعنی گروه‌هایی که انسان خود را با آن‌ها مقایسه می‌کند) بیشتر باشد، انتظارات انسان‌ها بالا می‌رود. در چنین حالتی، اگر فرد احساس کند خود آن امکانات را ندارد، احساس محرومیت نسبی او افزایش می‌یابد. همچنین هر اندازه کوشش فرد برای دستیابی به یک ارزش بیشتر باشد، اهمیت این ارزش برایش بیشتر می‌شود و هرچه امکان دستیابی به ارزش‌های موردنظر یا ارتقای اجتماعی افزایش یابد، احساس محرومیت نسبی افزایش می‌یابد (رفیع‌پور، ۱۳۷۶: ۴۶).
هویت قومی و تشدید و برجستگی آن، یکی از مسایل اجتماعی مهم کشورهای چند قومیتی است. اهمیت این مسأله، به‌ویژه در کشورهای توسعه‌نیافته بیشتر است. در این کشورها که هنوز جامعه مدنی با مکانیزم‌های آن نهادینه نشده است، تشدید هویت قومی می‌تواند اثرات مخربی در سرنوشت آن‌ها بگذارد. عمده تأثیر قومیت و هویت قومی در چنین کشورهایی به‌صورت کلان است. اما این مسأله در سطح خرد نیز می‌تواند موجب بروز آسیب‌هایی برای افراد شود.
به‌عنوان مثال در سطح کلان هویت قومی با تأثیرگذاری بر هویت ملی، می‌تواند اساس یک کشور را به خطر بیاندازد. در سطح خرد نیز تشدید هویت قومی با تأثیر گذاشتن بر مناسبات زندگی افرادی که بنا به دلایلی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، می‌تواند مشکلات خاصی را به‌وجود آورد.
بحث قومیت در نظریه‌های نوسازی، به دو دسته تقسیم می‌شوند: اول نظریه‌هایی که به تأثیر نوسازی بر کاهش هویت قومی اشاره می‌کنند و دوم، نظریه‌هایی که بر تأثیر نوسازی بر افزایش هویت قومی توجه دارند. استفاده از نظریه نوسازی در این تحقیق، ناظر به دسته اول است. این رویکرد نویدبخش کاهش منازعات قومی است. اندیشمندانی نظیر فردیناند تونیس١، کارل دویچ٢، کلیفورد گیرتز٣ و مک کورمک۴، با مثبت خواندن نقش عناصر مدرنیته بر فرآیند رو‌به کاهش ستیزه‌های قومی تأکید ورزیده‌اند (مقصودی، ۱۳۷۹: ۱۷۴).
تأثیر چنین فرآیندی سنت‌ها، تعهدات جمعی و دیگر عناصر هویت‌بخش محدود، مانند ملیت و قومیت جایگاه و اهمیت خود را از دست می‌دهند و نفوذپذیری مرزهای بین اجتماعات مختلف افزایش می‌یابد.
نظریه محرومیت نسبی نیز بیشتر توسط گار محرومیت نسبی شرح داده شده است. به‌نظر گار محرومیت نسبی به‌صورت احساس بازیگران بر وجود داشتن اختلاف میان انتظارات ارزشی خود و توانایی ارزشی محیط مشخص می‌شود به‌عقیده گار پیش‌شرط لازم برای ستیز خشونت بار مدنی، وجود محرومیت نسبی است. وقوع خشونت مدنی نشانه احتمال وجود محرومیت نسبی در میان تعداد چشمگیری از افراد اجتماع است و نکته ملازم با حکم اخیر این‌که هرچه محرومیت نسبی شدیدتر باشد، احتمال و شدت خشونت مدنی بیشتر خواهد بود.
ترکیب نظریه‌ی محرومیت نسبی و نظریه‌ی هویت اجتماعی:
اخیراً برخی تحقیقات تجربی پیرامون ارتباط بین نظریه‌ی هویت اجتماعی و نظریه‌ی محرومیت نسبی، ظاهراً مؤید چنین فرضی بوده است که در تبیین روابط میان گروهی این هر دو نظریه می‌توانند، به‌جای این‌که رویکردهای جدای از هم باشند مکم
ل
هم هستند (به‌نقل از ربانی، ۱۳۹۰: ۱۳). وقتی اصول نظریه‌ی هویت اجتماعی در زمینه‌ی محرومیت نسبی به‌کار روند، همچنین می‌توان ربط تئوریک میان انواع مختلف محرومیت نسبی (فردی و گروهی) و انواع مختلف رفتارها (فردی و گروه) را مشاهده نمود. وقتی زمینه‌ی مقایسه‌ای پیشین موجد سطح فردی برجستگی مقوله‌بندی باشد، مقایسات اجتماعی نفرت‌برانگیز که در آن زمینه به‌وجود می‌آیند، تهدیدی نسبت به هویت فردی و لذا عزّت نفس فردی تلقی می‌شوند. کنشگران در قبال چنین تهدیدی به مبارزه برخاسته و درصدد برمی‌آیند عزّت نفس خود را در ا ین سطح ترمیم نمایند. از طرف دیگر، هنگامی‌که زمینه‌ی مقایسه‌ای پیشین، سطح گروهی برجستگی مقوله‌بندی را که تهدیدی علیه هویت جمعی و لذا عزت نفس گروهی (یا جمعی) است، برمی‌سازد، پیامد آن ظهور مقایسات اجتماعی نفرت‌برانگیز خواهد بود. چنین تهدیداتی با کنشگرانی مواجه می‌گردند که درصددند عزت نفس خود را در سطح گروهی ارتقاء دهند (walke, 1999: 366).

۲ـ۲ـ پیشینه مطالعاتی موضوع
۲ـ۲ـ۱ـ پیشینه مطالعاتی در خارج
تحقیقات خارجی که در این زمینه انجام شده است، علاوه بر آن که تأییدی بر برخی از عوامل یاد شده‌اند، در عین حال ابعاد دیگری از این پدیده را نیز بیان می‌کنند.

۲ـ۲ـ۲ـ پیشینه مطالعاتی در ایران
احمدی در قومیت و قوم‌گرایی در ایران، افسانه و واقعیت، در یک بررسی بیشتر تاریخی با مطالعه سه قوم ایرانی کردها، بلوچ‌ها و آذری‌ها، درپی پاسخ به این چرا اقوام فوق در ایران سیاسی شدند «سوال است که به نظر وی، سیاسی شدن آن‌ها متأثر از این عوامل است: اول، ظهور دولت‌های سکولار مدرن و مواجه آن‌ها با روسای قبیله‌ای خودمختار سنتی، دوم، کنترل اختلافات مذهبی قومی و ساختار هویت‌های قومی توسط نخبگان سیاسی و روشنفکران قومی و غیر قومی (نقش نخبگان) و سوم، حمایت گرایش‌های ناسیونالیستی سکولار به‌وسیله خاورشناسان غربی (احمدی، ۱۳۸۳: ۲۶).
محمد هیودی در تحقیقی تحت عنوان نقش تمایلات قومی در مشارکت سیاسی، عقیده دارد که مشارکت قوم عرب نسبت به فارس در انتخابات در سطح ملی پایین بوده؛ اما در انتخاباتی که با انگیزه قومی صورت گرفته است، بالا بوده است. به‌نظر محقق، استان خوزستان به‌لحاظ بعد داخلی در سه پارامتر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با چالش روبه‌رو می‌باشد. در بعد سیاسی، دارای قومیت متفاوت می‌باشد؛ در بعد اقتصادی، با وجود منابع سرشار در استان، این استان به‌طورکلی توسعه‌نیافته است؛ در بعد فرهنگی ساختار قبیله‌ای اقوام استان باعث تعصبات منفی در این استان شده و بحران‌زا می‌باشد (لهسائی‌زاده، ۱۳۸۹: ۴۸).
منصور وثوقی و هاشم آرام در سال ۱۳۸۸ تحقیقی تحت عنوان ‌بررسی اعتماد اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن (در شهر خلخال) استان انجام داده‌‌اند نتایج تحقیق، حاکی از وجود رابطه معنی‌دار بین متغیرهای سن، احساس امنیت، رضایت از زندگی، ارزش‌های مشترک با میزان اعتماد اجتماعی می‌باشد. بین پایگاه اقتصادی اجتماعی و میزان اعتماد اجتماعی رابطه معنی‌داری وجود نداشت و نیز تفاوت معنی‌داری در بین دو گروه جنسیت زنان و مردان با میزان اعتماد اجتماعی وجود نداشت.
هربرت بلومر۱۵ معنا را نشأت گرفته از کنشِ متقابل اجتماعی می‌داند. به‌عبارتی، کنش متقابلِ اجتماعی مولدِ معنا و سازنده‌ی دنیای ماست. «ما با معنا دادن به دنیای خود، آن را خلق می‌کنیم» (کرایب، ۱۳۷۸: ۱۱۰).
در تعامل‌گرایی، برخلاف کارکردگرایی، جامعه موجودیتی عینی و مستقل از عاملان اجتماعی ندارد، بلکه به‌دست همین عاملان و از طریق تعامل ساخته و حفظ می‌شود.
طبق دیدگاه بلومر، تعامل‌گرایی مبتنی بر سه فرض اساسی است:
الف) کنش انسان‌ها نسبت به پدیده‌های پیرامون‌شان، مبتنی بر معانی‌ای است که آن پدیده‌ها برای آن‌ها دارد. بنابراین، کنش‌ها و معانی در وضعیت‌های روزمره، به‌دست خودِ عاملان اجتماعی خلق می‌شود.
ب) معنیِ پدیده‌ها ناشی از تعامل اجتماعیِ افراد با همتایان خود است؛ به این معنی که کنش‌ها و معانی در خلال روابط اجتماعی شکل می‌گیرد.
ج) تغییر و جابه‌جایی معنی، در یک فرایند تفسیری به‌هنگام ارتباط و مواجهه‌ی افراد با دیگران صورت می‌گیرد. لازمه‌ی این فرایند تفسیری آن است که افراد بتوانند معانی را تولید، انتخاب، بازبینی، تعلیق و سازماندهی مجدد بکنند و آن را مطابق وضعیت‌ها و کنش‌های خود، انتقال دهند (بلومر، ۱۹۶۲ به نقل از لافی، ۲۰۰۷: ۷۸).
لیتل جان بر این باور است که در تعامل‌گرایی، معنا ـ که اصل و اساس تجربه است ـ حاصل تعامل است که ارتباط را پایه و مبنای تجربه‌ی انسانی قرار می‌دهد (لیتل جان، ۱۳۸۴: ۳۷۲).

++ ←

← {

مطابق مدل فوق هرچه میزان فراوانی عضویت در گروه‌های اجتماعی مختلف بیشتر باشد آمادگى افراد برای پذیرش یکدیگر بالا مى‌رود و اعتماد اجتماعى افزایش بیدا مى‌کند. با افزایش میزان اعتماد اجتماعى سهم مشارکت دیگران در رابطه گروهى بالا می‌رود و همکارى در گروه‌هاى مختلف موجب ایجاد پتانسیل در همبستگى اجتماعى عام خود‌به‌خود نابرابرى و فاصله‌ى طبقاتى را کاهش مى‌دهد و تکرار این فرایند موجب ایجاد نظم پویا و پ
ایدار می‌شود (ربانی، ۱۳۸۸: ۱۲۸).

← ←

البته عامل آموزش در این‌جا بسیار مهم تلقی می‌گردد فردی که با دانش عام (نه محلی) آموزش دیده باشد نمی‌تواند بر مبنای تعلقات قبیله‌ای و محلی خود عمل کند، لذا با گسترش افق هنجاری عمل اجتماعی نمی‌تواند مبنایی عمل اجتماعی‌اش را وابستگی خونی یا مذهبی قرار دهد. به هر حال پایه‌های عام کنش عام‌گرایانه در تئوری رشد شخصیت در اثر تعامل ارگانیسم زیستی با اجتماع حاصل می‌شود به این طریق که وابستگی عاطفی به جمع یا نیروی سازگار کننده زمینه کنش عام‌گرایانه را تشکیل می‌دهند. در این نوع کنش نیروی عاطفی مستتر در کنش جمعی به طرف کلاً جامعه تمایل دارد و محدود به بخش خاصی نیست و البته در این تعامل بایستی نیروهای هنجاربخش جامعه با تمایلات و نیازهای فردی دارای نسبتی درست باشد. زمانی‌که وفاداری قومی از وفاداری به کل جامعه پیشی بگیرد مشکلاتی ایجاد می‌شود که گاه آن را بحران یکپارچگی یا ملت‌سازی می‌گویند. گاه ملت‌سازی را فعالیت اخلاقی و روانشناختی می‌دانند که برای هدایت دوباره وفاداری‌های مردم به سمت یک واحد سیاسی طراحی شده است. پژوهش‌های انجام گرفته در مناطقی از آفریقا نشان می‌دهند که درصورتی‌که هویت‌هایی متقاطع (نه اختلاف‌های قومی ـ مذهبی ـ منطقه‌ای و زمانی) ‌وجود داشته باشد اهمیت گرایش به قومیت‌گرایی کاهش می‌یابد.
بیکر تعهد را به‌عنوان عاملی برای تبیین ثبات رفتار در انسان معرفی می‌کند. او معتقد است که تعهد افراد
تحت تأثیر عوامل زیر می‌باشد:
۱ـ انتظارات فرهنگی عام: گاهی افراد در خود احساس می‌کنند که نسبت به عملی متعهدند، زیرا انتظارات فرهنگی عام برای ترک آن عمل مجازات‌هایی را درنظر گرفته است، لذا افراد برای آن‌که مشمول این مجازات‌ها نشوند در موقعیت‌های مختلف مطابق با انتظارات فرهنگی به ایفای نقش می‌پردازند.
۲ـ مقررات اداری غیرشخصی: عامل دیگری که در فرد تعهد ایجاد می‌کند، مقررات اداری می‌باشد که در واقع همان محدودیت‌هایی است که توسط قوانین و مقررات حاکم بر اداره سازمان‌ها اعمال می‌شوند.
۳ـ همرنگی یا همانندی: گاهی افراد الگوی عمل خود را در موقعیت‌های مختلف در اثر همانندی برمی‌گزینند درحالی‌که آن‌گونه رفتار را برای خود مناسب نمی‌دانند.
۴ـ مشارکت: بیکر مشارکت فرد در نظام کنش متقابل را عاملی برای به‌وجود آمدن احساس مسئولیت برای تداوم مشارکت فرد در نظام کنش متقابل عنوان می‌کند و همین امر باعث بروز رفتار ثابت در فرد می‌گردد.
۵ـ نظام ارزشی: خرده‌فرهنگ‌های منطقه‌ای، قومی، گروه شغلی عواملی

ساخت.، ۳.کارگزاران

داشته است. اما چه بسا در ایران حضور این اصل بسیار کمرنگ دیده می شود و با ید زمینه ای را برای گسترش هر بیشتر این اصل در هر سه قوه فراهم آید .
پیشنهاداتی جهت بکارگیری مؤثر اصل تکلیف به بیان دلایل در دادرسی های اداری ایران:
نظر به آنچه بیان شد و با عنایت به قضایای مختلف اداری داخلی که در این پژوهش مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت، نقص حقوق اداری ملی در شناسایی و کاربست اصل الزام به ارائه دلایل ، قابل تشخیص و احراز است. در پاسخ به اینکه برای رفع این نقص در حقوق اداری ایران بویژه در حوزه مسئولیت مدنی اداره و کارگزاران عمومی، چه اصلاحاتی باید انجام شود، پیشنهادهای ذیل، قابل تأمل و ارائه به نظر می رسد:

۱. هنوز یک وظیفه کلی در حقوق عمومی برای ارائه دلیل وجود ندارد این جایگاه رضایت بخش نیست و با توجه به عواقب عملی، اعمال وظیفه ارائه دلیل را می توان مطرح کرد که ، درک چنین موضوعاتی با بیان وظیفه بهتر امکان پذیر می شود. به صورتیکه عمق دلایل مورد نیاز بر طبق شرایط تعیین می شوند.در این حالت باید مسیر توجه از دامنه محتوای وظیفه تغییر کند که انعکاس دهنده مراحل در ارتباط با وظیفه فعالیت منصفانه است. در نتیجه می توان اصول قانونی مشخص تری را در این باره مطرح ساخت.
۲. همواره میزانی ابهام با توجه به عواقب قانونی اصلاحی وظیفه ارائه دلیل در حقوق عمومی وجود دارد ، حتی اگر یک مقام یا قدرت مشخص برای بیان عدم موفقیت در ارائه دلیل وجود داشته باشد ممکن است باز هم تصمیم اخذ شده نامعتبر اعلام شود و شواهد قضایی برای بررسی نقض تصمیم در چنین پرونده هایی دیده می شود در حالیکه شرایطی وجود دارد که، در آنها تماییز یا تشخیص اصلاحی باید بر تصمیمات همراه با دلایل کافی اثربگذارد این شرایط محدودتر هستند . به ویژه عبارات عملی و غیر ابزاری مستدلی با توجه به سیاست کلی قضایی وجود دارد که برای آنها دلایل کافی ارائه نشده اند .

۳.کارگزاران عمومی و ادارات باید به نحو قانونی ملزم شوند که در هنگام تصمیم گیری در رابطه با هر موضوعی که در رابطه با شهروندان ،و منافع مادی و م

قوانین موضوعه، دیوان عدالت اداری

ت شناخته شده است۲۳
در واقع در یک تعریف کلی میتوان گفت:”اصل الزام به بیان دلایل و مبانی تصمیم”که در قوانین و مقررات اداری بسیاری از کشورها پذیرفته شده،در حقیقت به مفهوم مستند و مستدل بودن تصمیم ها و اعلام های اداری است و مطابق آن،یکی از الزامات کارگزاران عمومی در فرآیند تصمیم گیری ،بیان علت و مبانی تصمیم اتخاذ شده است.بر اساس این اصل ،هر شخص حق دارد از دلایل و مبانی اتخاذ تصمیم توسط مقامهای عمومی و اداری مطلع باشد .ریشه اولیه و اصلی این تاسیس را باید در” اصل قانونیت” اعمال اداری جستجو کرد .مطالعه آرای دیوان عدالت اداری نشان میدهد که این اصل در حقوق اداری ایران ،تحت عنوان ” مستند و مستدل بودن تصمیم” مورد شناسایی قرار گرفته است۲۴.
با اینکه بیانات پذیرفته شده زیادی در ارتباط با وظیفه کلی تصمیم گیرندگان در ارائه دلیل در تصمیمات در حیطه صلاحیت های اختیاری مطرح شده اما با این وجود در قانون و حقوق عرفی بسیاری از کشورها هنوز به عنوان یک وظیفه کلی برای ارائه دلیل در تصمیمات در حیطه صلاحیت های اختیاری مطرح نشده؛ اما با این وجود در قانون و حقوق عرفی بسیاری از کشورها به عنوان یک وظیفه کلی برای ارائه دلیل در زمینه قانون گذاری وجود دارد۲۵.
برای مثال :در انگلستان علی رغم اینکه در حقوق اداری انگلیس تکلیف عامی بر عهده مقامات عمومی مبنی بر ارائه دلایل تصمیم اتخاذی مطرح نشده است ،اما معمولا این وظیفه در قوانین موضوعه پیش بینی میشودو علاوه بر این در فضای حقوق اداری انگلیس اصل انصاف نیز میتواند مقامات عمومی را ملزم نماید که پیش از تصمیم گیری ،در باره ی یک شخص موضوع را به اطلاع او برسانند و بدین ترتیب او میتواند در فرایند تصمیم گیری مشارکت نماید،از لوازم این اصل آن است که فرایند تصمیم گیری در نزد مراجع باز ،علنی ،شفاف ،و مشارکت پذیر باشد . لرد دامالدسون۲۶ در این خصوص سخن جالبی دارد اینکه مقام عمومی باید همه کارتها ی خود را رو نمایند.لذا آنچه در جریان بازنگری قضایی اهمیت دوچندانی می یابد این است که مقامات عمومی مکلف خواهند بود در جریان بازنگری قضایی تصمیمات خود را توجیح کنند،اگر در این زمینه توفیقی بدست نیاورند یا تمایلی به این کار نداشته باشند و یا دلایل کافی نباشند تصمیم آنها ابطال خواهد شد.۲۷

گفتار دوم . شرایط تحقق تکلیف به ارائه دلایل
مراجع و مقامات عمومی ملزم به مستند ساختن صلاحیت های تکلیفی و مستند و مستدل ساختن صلاحیت های تشخیصی خود هستند ؛براین اساس :
الف-هرگاه اعمال اداری دارای آثار نامطلوب بر حقوق،آزادی ها و منافع مردم باشد،این اشخاص حق خواهند داشت تا از دلائلی که مبنای تصمیم گیری اداری قرار گرفته مطلع شوند.
ب-مرجع عمومی مکلف است اتخاذ تصمیم یا ارائه چنین فرآیند اداری را با رعایت مواد این قانون به اطلاع اشخاص ذینفع برساند . اشخاص حق خواهند داشت دلائل مبانی تصمیم گیری را به صورت شفاهی یا مکتوب و در فاصله زمانی معقول از مرجع عمومی مطالبه کنند.
پ-مرجع عمومی مکلف است از اتخاذ تصمیماتی که دارای مبانی مبهم ،مختصر ،غیر مستند و غیر مستدل و غیر مرتبط هستند پرهیز کند.۲۸
استثناء نیز در تکلیف به بیان دلایل نیز وجود دارد در شورای استفان و پزشکی عمومی۲۹، دادگاه انگلیس مشاهده کرد که: بیانات قوی برای این دیدگاه مطرح شده است آنچه که به عنوان استثناء در مورد یک قانون در نظر گرفته می‌شود اکنون به عنوان نمونه‌ای از هنجار تبدیل شده است و در این موارد به ارائه دلیل نیازی نیست .
همانطور که بحث بالا نشان می دهد ، قانون عرفی در انگلیس احتمالا تفاوت جزئی با قانون نیوزیلند دارد۳۰. سوال اصلی در مورد قضاوت این است که چه موقع بر اساس انصاف تصمیم گیرنده به ارائه دلیل نیاز دارد؟ البته یک پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد نه به خاطر اینکه وظیفه این کار بیان شده است۳۱.
به هر حال این امکان وجود دارد که شرایطی را تعیین کنیم که به ارائه دلیل نیاز داریم .ابتدا دلایل زمانی لازم هستند که تصمیمات بدون دلیل مبهم هستند۳۲ برطبق آن یک تصمیم غیر قابل توضیح مطلق وجود دارد۳۳
بنابراین برای شفافیت به توضیح نیاز دارد ،وظیفه ارائه دلیل در شرایط خاصی ، اعمال می شود.دومین گروه که گروه مرتبطی نیز می باشد شامل تصمیماتی است که از سیاست موجود متفاوت هستند وتعهد تصمیم گیرنده در این شرایط برای ارائه دلیل توسط وولف جی۳۴ در عبارت زیر خلاصه شده است۳۵ :
اگر مقام تصمیم گیرنده، مستقل از سیاست جاری، اقدام به اخذ تصمیم کند، پس باید دلایل واضحی برای انجام این کار ارائه دهد؛ دلایلی که تصمیم، باید متکی به آنها اتخاذ شده باشد و مشخص کند که چرا این تصمیم متفاوت با سیاست جاری، اخذ شده. و ریشه اتخاذ آن در چیست.
در زمان های دیگر ،وظیفه توضیح تصمیم های اینگونه براساس استثنائات منطقی توجیح می شود.برطبق این توضیح اگر فعل تصمیم گیرنده باعث ایجاد انتظارات منطقی شود وبه انصاف در پروسه تصمیم گیری نیاز باشد و این تصمیمات بر توقعات موجود اثر گذارد پس دلیل انجام این کار باید بیان شود.
سومین گروه تصمیماتی که ممکن است با ارائه دلیل به توجیح شدن نیاز داشته باشند عبارتند از آن دسته از تصمیماتی که منافع در آنها بسیار مهم هستند و یا با توجه به اهمیت رعایت انصاف همواره باید دلیل آنها بیان شود. یک تصمیم در مورد آزادی شخصی به عنوان مثال جزء این گروه می باشد.
تئوری برای این گونه تصمیمات این است که فرد نمی تواند یک تصمی
م
بدون دلیل را ارائه دهد و یا توضیحی در این باره ندهد . ۳۶
ماده ۵۴ قانون فرآیندهای اداری اسپانیا مقرر داشته است که در آن دسته از تصمیماتی که حقوق و منافع مشروع افراد را محدود مینماید ،بیان دلیل ضروری است۳۷
بند ۴ قطعنامه ۱۹۷۷ شورای وزیران اتحادیه اروپا در این خصوص مقرر داشته است :”….هنگامی که عمل اداری دارای چندان ماهیتی است که حقوق و آزادیها و منافع افراد را تحت تاثیر قرار میدهد شخص ذینفع از مبانی تصمیم مطلع خواهد گردید.”
چهارم اینکه ، قانون ممکن است به اعمال تعهد برای ارائه دلیل در جایی بپردازد که امکان شکست وجود دارد بنابراین باید استنباط اخذ این تصمیم با دلایل خوب توجیه شود .به عبارت دیگر وقتی تصمیم گیرنده دلیلی نداشته باشد دادگاه ممکن است استنباط کند که دلیل خوبی برای ارائه نداشته است و دادگاه به استنباط نادرست در غیاب وظیفه کلی برای دلایل می‌پردازد۳۸.
پنجم اینکه، تصمیم اتخاذی توسط مراجع شبه قضایی اداری اتخاذ میشود و یا تصمیم اتخاذی توسط مرجع اداری ماهیتا ترافعی بوده و در حیطه گستره مفهومی حل و فصل اختلافات ،جبران خسارت وداوری می گنجد.
ششم ، لزوم بیان دلیل در صلاحیت های اختیاری، که معمولا در کنترل قضایی این دسته از صلاحیت ها اهمیت بسیاری خواهند داشت.
هفتم .آن دسته از تصمیماتی که بر خلاف رویه معمول و سابق۳۹ اداری اتخاذ شوند یا تصمیماتی که بر خلاف نظر مشورتی ارگانها ی رسمی باشند (تصمیماتی که نمایانگر تغییر محسوس در رویه اداری باشند).
هشتم .آن قسم از تصمیمات اداری که فرآیندهای رسیدگی را “معلق” نموده یا به تاخیر می اندازند.
نهم .آن قسم از تصمیماتی که از حد ضرورت خارج شوند.
علاوه بر مواردی که ذکر گردید در سایر موارد نیز در صورتی که شهروند از مقام ادار ی تقاضا نماید که مبانی تصمیم را بیان نماید ،اداره مکلف به تبعیت خواهند بود.(ماده ۵ قانون اداری ایسلندو ماده ۵۶قانون اداری استونی)۴۰تعادل بین این استنباط ها در شرایط ،توسط” لرد کیت۴۱” به خوبی توضیح داده شده است۴۲:
عدم وجود دلایل برای تصمیم، وقتی وظیفه ارائه دلیل بیان نشده است ،نمی توان از آن حمایت کرد.تنها اهمیت نبود دلایل کافی این است که؛ اگر سایر حقایق یا شرایط دیگر به نفع تصمیم گیرنده که دلیلی ارائه نداده باشد، نمی تواند در صورت استنباط دادگاه برای عدم ارائه دلیل مناسب شکایت کند.
در نهایت تصمیمات باید با دلایل توضیح داده شوند که براساس قانون موضوعه به ارائه آنها نیاز باشد . ساختار و کاربرد شرایط مشخص به طور کلی مشکل ساز نمی باشد و چندین موضوع در این زمینه مطرح میشود. به هر حال آنچه که چندان مشخص نیست زمان ارائه دلیل بر طبق قانون موضوعه می باشد . نیاز به دلایل مشخص اغلب زمانی مشخص می شود که حق قانونی استیناف ارائه شده باشد . این شرایط باجزئیات کاملتر در بخش دوم بیان می شود. اما ضرورتا دلایل اغلب بر اساس تاثیر بر افراد و ارائه حق قانونی لازم هستند.
همچنین تعداد شرایطی که تصمیم گیرنده اجرایی به ارائه دلیل برای تصمیم اخذ شده نیاز دارد در حال افزایش است . تصمیم گیرندگان همیشه باید به دقت در این باره فکر کنند که آیا تحت شرایط خاص دلایل باید ارائه شوند . ارائه این استثنائات در قانون باید به این موضوع توجه کنیم که قانون وظیفه کلی تصمیم گیرنده اجرایی را برای ارائه دلیل مشخص می کند .

۱.استثنائات تکلیف به ارائه دلایل
در مقابل مواردی که در فوق به آنها اشاره رفت،در برخی از تصمیمات اداری بیان دلیل ضرورتی ندارد .به عبارت دیگر میتوان استثنائات این اصل را در حوزه تصمیمات اداری به این صورت برشمرد:
ـ آندسته از تصمیماتی که مربوط به امور داخلی اداری بوده و به هیچ وجه ارتباطی به حقوق ومنافع مراجعه کننده یا ذینفع در رسیدگی نیست.
ـ آندسته از تصمیماتی که دلیل آن روشن و واضح است.
ـ تصمیمات مربوط به امنیت عمومی و حفاظت از منافع عمومی در موقعیت های استثنائی و تصمیماتی که فوریت داشته باشند .
دلایل و مستندات در تصمیم اداری اصولا می بایست بصورت “نوشته” و مکتوب باشند به گونه ای که اشخاص بتوانند در صورت اعتراض براحتی به آن استناد نمایند .
لیکن علیرغم این امر در برخی از کشورها نظیر فلاند ولیتوانی در وضعیت های اضطراری دلایل تصمیم می تواند بصورت “شفاهی ” ابراز گردد.۴۳

گفتار سوم . ماهیت و چیستی: تحقق تکلیف به ارائه دلایل حق، منفعت یا اصل کلی؟

توافق درخصوص تعریف تکلیف به ارائه دلایل ، مانع اختلاف نگرش ها نسبت به ماهیت این تکلیف نبود و در نتیجه، اندیشه های متفاوتی در این خصوص شکل گرفت.عده ای معتقدند احترام به، الزام به ارائه دلایل در واقع رعایت نوعی “حق” است،حقی که در قالب تصمیم ها ،اعلام ها و رویهای اداری و اجرایی،تعریف می شود و مورد استناد مخاطب ذینفع قرارمی گیرد .از این رو باید تکلیف به ارائه دلایل در زمره یکی از”حق ها “شناخت.
اما صرف نظر از قوت و ضعف مبانی توجیهی اندیشه مذکور، به نظر تامل در این مفهوم نه تنها تکلیف به ارائه دلایل مبین این واقعیت است که ماهیت این تاسیس مطلقا حق نیست،بلکه باید آن را در شمار یکی ازاصول کلی و بنیادین در حقوق و مستقل از حق محسوب کرد .
از یک سو به رغم مباحثات و مجادلات مختلف در خصوص مفهوم حق ،باید پذیرفت که”حق ها” به طور کلی ،یا تجسد اندیشه های عمومی و یا مشتق از هنجارها ی فرا حقوقی (عدالت یا اخلاق ) هستند.
حق ها معمولا در غالب قوانین و مقررات موضوعه ،توسط مراجع ذیصل
اح تعریف وتصویب میشوند.امادر شکل دوم، اغلب ریشه در تعاملات ،عرف،سنن و آداب و رسوم اجتماعی دارند.بعلاوه،موضوع بیشتر انها، بویژه حقهای بنیادین که در اعلامیه های حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته اند،حفظ حیثیت و کرامت انسان است و از طرفی ،آندسته از حق ها که به موجب قانون شناسایی و تعریف شده اند ،اغلب دارای تضمین های اجرایی مشخص، معین وقابل اعمال ،هستند.
درمقابل تکلیف به ارائه دلایل نوعا از تصمیم ها و اعلام های کارگزاران عمومی در راستای اعمال صلاحیت های اختیاری ،ناشی می شود .در حیطه ای که گرچه چارچوب کلی آن را قانون معین میکند،اما اغلب تصور بر آن است که در غالب این چارچوب کلی ،اتخاذ هر گونه تصمیم یا ابراز هر نوع اعلام بدون معیار و ظابطه مشخص،به دلخواه مقام اداری صورت میگیرد.این اندیشه بویژه آنجا که مقام های اداری ،حفظ منافع عمومی مرجح را بهانه انصراف از توقعات و تمایلات معقول شهروندان قرار میدهند،از این رو تکلیف به ارائه دلایل در واقع علاوه بر آنکه خلا قانون یا نقص و ابهام وجود اصولی همچون مسئولیت،پاسخگویی و شفافیت را در حیطه اعمال صلاحیت های اختیاری ،پوشش میدهد،اجرای این قبیل صلاحیتها را ضابطه مند می سازد.به بیان بهتر هدف از رعایت و احترم به آن،حفظ اعتماد عمومی به اداره در قالب حمایت از شهروندان در مقابل خودسریهای احتمالی در اعمال صلاحیت های اختیاری است ،حوزه ای که در آن،آزادی عمل مقام های اداری برای اعمال صلاحیت،در بر خورد با توقعات و خواسته های به حق شهروندان ، همواره چالش بر انگیز بوده است.۴۴
به عبارت دقیقتر ،احترام به تکلیف به ارائه دلایل توسط اداره را از این منظر که در رویه های قضایی مورد شناسایی قرار گرفته ،باید ماهیتا یک “اصل” کلی بویژه در حوزه حقوق اداری محسوب کرد.
اصول کلی حقوق اداری هنجارهایی هستند که در رویه قضایی شکل گرفته و بر اداره و روابط آن با شهروندان و اشخاص خصوصی، حکومت دارند. این اصول که عمدتاً متناسب با طبیعت بشر هستند، مسبوق به متون قانونی نبوده، و درعین حال، اکثراً لایتغیر و زوال ناپذیرند و قوانین موضوعه باید با اتکأ و ابتنای بر آنها وضع شوند؛ بدیهی است در نتیجه نسخ و بی اعتبار شدن یک قاعده موضوعه، از حیثیت و نفوذ اصول مذکور، کاسته نخواهد شد۴۵ .
از طرفی اصول کلی حقوق اداری قواعد غیر مدون حقوقی که ارزش قانونی دارند و در نتیجه برای اداره در اجرای صلاحیت های اختیاری اش لازم الاجرا هستند،…بنابر این نمیتوان آنها را به عنوان نظام عرفی حقوق اداری (عرفهای اداری ) توصیف کرد .به این دلیل که بخش اعظم این اصول در سالهای اخیر منحصرا از سوی دادگاهای اداری به رسمیت شناخته شده اند.این اصول در واقع با الهام

بورس اوراق بهادار تهران، بورس اوراق بهادار

مدیریت در پیش بینی سود.
لطفی و حاجی پور
۱۳۸۹
نتایج بدست آمده حکایت از این دارد که در شرکت هایی که حسابداری محافظه کارانه تری دارند، خطای مدیریت در پیش بینی سود کمتر است.
۶
بررسی پیش بینی سود توسط مدیران و عوامل مؤثر بر آن.
مشایخ و شاهرخی
۱۳۸۶
بین اشتباه مدیران و اشتباه پیش بینی بر اساس گام تصادفی تفاوت معنا داری وجود دارد به علاوه مقایسه اختلاف میانگین های دو مدل بیانگر دقت بالاتر پیش بینی مدیران نسبت به پیش بینی بر اساس گام تصادفی است.
۷
بررسی رابطه بین خطای پیش بینی سود مدیریت با بازده غیرعادی سهام و ریسک سیستماتیک در بورس اوراق بهادار تهران
مشکی و عاصی ربانی
۱۳۹۰
نتایج پژوهش از وجود یک رابطه مثبت خطی معنادار بین دو عامل خطای پیش بینی سود و بازده غیرعادی سهام و نبود رابطه خطی بین خطای پیش بینی سود و ریسک سیستماتیک حکایت دارد.
۸
بررسی تأثیر برخی ویژگی های نظام راهبری شرکت بر تصمیم های ساختار سرمایه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
مقدم و مومنی یاسری
۱۳۹۱
نتایج پژوهش حاکی از آن است که در شرکت هایی که وظایف ریاست هیئت مدیره و مدیرعامل از یکدیگر تفکیک شده و همچنین شرکت های با تعداد اعضای هیئت مدیره کمتر، تمایل بکارگیری بدهی افزایش می یابد.
۹
بررسی تاثیر ابزارهای نظارتی حاکمیت شرکتی در کاهش شدت مدیریت سود.
مهرانی و همکاران
۱۳۹۰
فقط زمانی که سود مدیریت نشده، کمتر از سود گزارش شده سال قبل است، مدیران غیر موظف تا حدی این گونه رفتارها را کاهش می دهند.
۱۰
بررسی تأثیر ساختار مالکیت و ترکیب هیأت مدیره بر کارایی فنی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
نمازی و ابراهیمی
۱۳۹۲
نتایج پژوهش بیانگر آن است که پس از کنترل سایر عوامل تأثیرگذار بر کارایی، بین مالکیت نهادی با کارایی فنی رابطه مثبت معناداری وجود دارد اما بین تمرکز مالکیت و ترکیب هیأت مدیره با کارایی فنی رابطه مثبت بی معنی وجود دارد.

جدول ۲-۲- خلاصه پژوهش های پیشین در خارج از کشور
ردیف
موضوع پژوهش
پژوهشگر
سال
نتایج
۱
اثرات پیش بینی عواید توسط مدیریت بر رفتار تحلیل گر.
بای
۲۰۰۹
رابطه مثبت چشمگیری بین اطلاعات افشا شده با درستی و دقت پیش بینی های سالانه مدیریت وجود دارد.
۲
تأثیر اثربخشی ساختار هیئت مدیره بر کارایی فنی
گارسیانچز
۲۰۱۰
بین کارایی فنی با ناهمگنی هیئت مدیره، محدود نبودن تعداد اعضای مشهور و با کیفیت و افزایش تعداد کمیته های تخصصی رابطه مثبتی وجود دارد.
۳
انقلاب صنعتی، خروج و شکست سیستم کنترل داخلی
جنسن
۱۹۹۳
اگر مدیران مالکیت قابل توجهی از سهام را دارا باشند، کنترل های داخلی مؤثرتر خواهد بود و همان طور که مالکیت مدیران افزایش می یابد، آن ها منافع سهامداران دیگر را در نظر نمی گیرند بنابراین، مالکیت بالای هیئت مدیره، عملکرد شرکت را کاهش می دهد.
۴
رابطه بین سرمایه گذاران نهادی و مدیریت سود در شرکت های استرالیایی
کو
۲۰۰۳
رابطه سرمایه گذاران نهادی و مدیریت سود به طور غیرخطی و مقعر است.
۵
بررسی رابطه بین کارایی، بهره وری و ساختار مالکیت در شرکتهای کارگزاری تایوانی.
لیائو و همکاران
۲۰۱۰
بین اندازه هیات مدیره، درصد مالکیت هیات مدیره و درصد مالکیت مدیریت با کارایی همبستگی وجود ندارد اما بین سهامداران عمده ی برون سازمانی با کارایی رابطه مثبت معناداری وجود دارد.
۶
آیا پیش بینی هایی که توسط مدیریت در چین صورت می گیرند معتبر هستند؟
لوئو و سانگ
۲۰۱۲
شرکتهایی که دارای پیش بینی های نادرستی توسط مدیریت در سالهای قبل بوده اند، بازار واکنش کمتری را نسبت به پیش بینی های فعلی شان نشان می دهند همچنین پیش بینی های غلط یا گمراه کننده توسط مدیریت به شهرت شرکتهایی فهرست شده آسیب می رساند و بدین وسیله اعتبار پیش بینی های بعدی را کاهش می دهند.
۷
تأثیر سهامداران بزرگ و ساختار هیئت مدیره در بهره وری
نانکابروس
۲۰۰۶
سهامداران عمده ی برون سازمانی، می توانند به افزایش کارایی شرکت کمک کنند. همچنین، بین درصد اعضای غیرموظف هیأت مدیره و اندازه هیأت مدیره با کارایی رابطه ی منفی وجود دارد.
۸
بررسی تاثیر توازن مالکیت بر کارایی نظارتی مدیران مستقل و کیفیت پیش بینی های عواید توسط مدیریت.
سانگ و همکاران
۲۰۱۳
در شرکتهای با توازن کمتر مالکیت، مدیران مستقل درستی پیشبینی های عواید را توسط مدیریت را بهبود می بخشد در شرکت های با توازن بیشتر مالکیت، مدیران مستقل می توانند تاثیرات منفی بر کیفیت پیش بینی های عواید توسط مدیریت داشته باشند و هیچ گونه تاثیر مهم و چشمگیری بر پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت ندارند.
۹
اقدامات اجرایی و اثرات این اقدامات در تنظیم اوراق بهادار: شواهد تجربی از پیش بینی عواید توسط مدیریت.
سانگ و جی
۲۰۱۲
اگردرآمد سالانه ی شرکتهای فهرست شده، پیش بینی شود که از میزان اولیه مشخص آن فراتر رود، شرکتها باید پیش بینی مدیریت انجام دهند.
۱۰
ارتباط درآمد قبل از پیش بینی های مدیریت و پاسخ تحلیل گر به پیش بینی های فعلی مدیریت.
ویلیامز
۱۹۹۶
پیش بینی های غلط یا گمراه کننده توسط مدیریت به شهرت شرکتهای فهرست شده آسیب می رساند.

فصل سوم:
روش اجرای تحقیق

۳ – ۱– مقدمه
هدف از هر نوع بررسی و تحقیق علمی کشف حقیقت است. حقیقت نیز بر پایه کاوش و تجسس و کشف عوامل منطقی مربوط به خصوصیات اجزاء، موضوع تحقیق قرار دارد. منظور از روش تحقیق علمی، پیروی از رویه منظم و سیستماتیکی است که در جریان استفاده از روش‌های آماری و مرتبط ساختن عوامل موضوع تحقیق باید رعایت گردد. در واقع روش تحقیق علمی، شامل اندازه‌گیری و ارزیابی و مقایسه عوامل بر اساس اصول و موازین پذیرفته شده از طرف دانشمندان، برای حل مشکلات و مسائل بوده و مستلزم قدرت اندیشه و ظرفیت تعمق، تشخیص، قضاوت و ابتکار است (امیری خوریه،۱۳۹۲).
در این فصل مراحل انجام تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد. روش تحقیق، ویژگی‌های تحقیق، فرضیه‌های تحقیق، جامعه مطالعاتی، نحوه جمع‌آوری داده‌های مربوط به متغیرهای تحقیق و چگونگی تجزیه و تحلیل این اطلاعات نیز در این فصل مورد توجه قرار گرفته است.

۳ – ۲- روش تحقیق
پژوهش حاضر از نظر طبقه‌بندی بر مبنای هدف،‌ از نوع تحقیقات کاربردی است. هدف تحقیق کاربردی، توسعه دانش کاربردی در این زمینه خاص است. هم‌چنین تحقیق حاضر، از نظر روش و ماهیت از نوع تحقیق توصیفی- همبستگی است. در این تحقیق هدف، تعیین میزان رابطه متغیرهاست. توصیفی به این دلیل که هدف آن توصیف کردن شرایط یا پدیده‌های مورد بررسی است و برای شناخت بیشتر شرایط موجود می‌باشد و همبستگی به دلیل اینکه در این تحقیق رابطه بین متغیرها مورد نظر است. تحقیق حاضر به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته ودر پی اثبات وجود این رابطه در شرایط کنونی بر اساس داده‌های تاریخی می‌باشد. بنابراین می‌توان آنرا از نوع پس رویدادی طبقه‌بندی نمود. در اینگونه تحقیقات، محقق به بررسی علت و معلول (متغیر وابسته و متغیر مستقل) پس از وقوع می‌پردازد. در این تحقیقات بین متغیرها یک رابطه آماری وجود دارد که هدف بررسی این تحقیق می‌باشد.

۳–۳- قلمرو تحقیق
قلمرو هر پژوهش در ۳ زمینه قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی قابل بررسی است تا بتوان داده‏ها را در چارچوب این قلمروها جمع‏آوری و تجزیه و تحلیل نمود که به این شرح می‏باشد:

۳-۳-۱- قلمرو موضوعی
این پژوهش از لحاظ قلمرو موضوعی و علمی در حوزه تاثیر ویژگی های مدیران مستقل بر پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت و تاثیر توازن مالکیت بر رابطه های مذکور در شرکت‏های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد.

۳-۳-۲- قلمرو مکانی
موضوع پژوهش از لحاظ قلمرو مکانی در محدوده شرکت‏های غیر مالی (تولیدی) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‏باشد.

۳-۳-۳- قلمرو زمانی
این تحقیق محدود به دوره زمانی از ابتدای سال ۱۳۸۹الی انتهای سال ۱۳۹۱ می‏باشد.

۳ –۴ – جامعه و نمونه آماری
با استفاده از بانکهای اطلاعاتی سازمان بورس اوراق بهادار تهران، سایت اینترنتی این سازمان و نرم‌افزارهای سهام مانند نرم‌افزار ره‌آورد نوین، داده‌های مورد نیاز برای آزمون فرضیات گردآوری می‌شود.جامعه آماری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه آماری این تحقیق شامل شرکتهای خودروسازی و سیمان (۴۹ شرکت) می‌باشد که دارای شرایط زیر بوده‌اند:
۱) پایان سال مالی آن‌ها ۲۹/۱۲ باشند.
۲) حداقل ۱۰۰ روز کاری معامله داشته‌اند.
۳) تمام اطلاعات مورد نیاز را در اختیار قرار دهند.

۳ – ۵- روش گردآوری داده‌ها
جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق مورد نیاز از روش کتابخانه‌ای استفاده می‌شود. در این روش، ابتدا با استفاده از منابع کتابخانه‌ای که شامل کتاب، مجلات، پایان‌نامه‌ها، مقالات و اینترنت، مطالعات مقدماتی و تدوین فصل ادبیات و چارچوب نظری پژوهش انجام می‌گیرد.

۳ –۶- ابزار گردآوری داده‌ها
با استفاده از بانکهای اطلاعاتی سازمان بورس اوراق بهاردار تهران، سایت اینترنتی این سازمان و نرم‌افزارهای سهام مانند نرم‌افزار ره‌آورد نوین، داده‌های مورد نیاز برای آزمون فرضیات گردآوری می‌شود.
۳ –۷- فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی ۱ :بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی ۱:در حالت توازن بیشتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی ۲:در حالت توازن کمتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه اصلی ۲: بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی ۳:در حالت توازن بیشتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی ۴:در حالت توازن کمتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.

۳ – ۸- مدل تحقیق و شیوه اندازه‌گیری متغیرها
۳ – ۸ – ۱ – مدل مفهومی فرضیه‌های تحقیق

توازن کمتر مالکیت

شکل ۳-۱- در حالت توازن کمتر مالکیت

تو
ازن بیشتر مالکیت

شکل ۳-۲- در حالت توازن بیشتر مالکیت

۳ –۸ –۲– مدل های آماری تحقیق
از آنجایی که BIAS (پیش‌داوری در مورد پیش بینی عواید توسط مدیریت) و FE (درستی پیش‌بینی عواید توسط مدیریت) متغیرهای پیوسته هستند، در این پژوهش از رگرسیون چندگانه و مدل های زیر به ترتیب دنبال خواهد شد.
مدل(۱)
BIAS_it=α_۰+α_۱ OUT_it+α_۲ CPA_it+α_۳ 〖REPUT〗_it+α_۴ 〖COMPEN〗_it+α_۵ 〖UE〗_it+α_۶ 〖ROA〗_it+α_۷ 〖MONTH〗_it 〖+α〗_۸ 〖SIZE〗_it+ε_(i,t)

مدل (۲)
FE_it=α_۰+α_۱ OUT_it+α_۲ CPA_it+α_۳ 〖REPUT〗_it+α_۴ 〖COMPEN〗_it+α_۵ 〖UE〗_it+α_۶ 〖ROA〗_it+α_۷ 〖MONTH〗_it 〖+α〗_۸ 〖SIZE〗_it+ε_(i,t)

۳ –۸ –۳- شیوه اندازه‌گیری متغیرها
۳ –۸ –۳ – ۱- متغیرهای وابسته

۳ –۸ –۳– ۲- متغیرهای مستقل

OUT= درصد مدیران مستقل در هیأت مدیره
اعضای موظف هیأت مدیره+ اعضای غیرموظف هیأت مدیره= کل اعضای هیأت مدیره

COMPEN=اگر پاداش اعضای هیأت مدیره بیشتر از میزان متوسط صنعت باشد مساوی است با یک و در غیر این صورت صفر می‌باشد.
متوسط صنعت= جمع پاداش شرکت های بررسی شده تقسیم بر تعداد شرکت های بررسی شده.
CPA= اگر شرکت حداقل یک مدیر مستقل با مدرک لیسانس حسابداری داشته باشد مساوی است با یک در غیر این صورت صفر می‌باشد.
توازن مالکیت= توازن مالکیت با استفاده از نمره Z طبقه‌بندی خواهد شد، که مساوی با سهام‌های نگه داشته شده توسط بزرگترین سهامدار تقسیم بر مجموع سهام‌های نگه داشته شده توسط دومین تا پنجمین سهامدار بزرگ است. اگر نمره Z بزرگتر از حد متوسط صنعت همان سال نباشد، به گروه توازن بالاتر مالکیت در غیر این صورت به گروه توازن پائین‌تر مالکیت اختصاص داده می‌شود.
متوسط صنعت= جمع سهام های شرکت های موجود در صنعت مورد نظر تقسیم بر تعداد شرکت های موجود در صنعت مورد نظر.

۳– ۸–۳– ۳- متغیرهای کنترلی
MONTH= اگر پیش‌بینی‌های عواید(EPS ) شرکت قبل از پایان سال مالی انجام شود مساوی یک، اگر پیش‌بینی یک ماه بعد از پایان سال مالی (فروردین) انجام شود مساوی با ۲ و اگر پیش‌بینی‌ها بین اردیبهشت و تیرماه انجام شود مساوی ۳ است.

اندازه شرکت (لگاریتم طبیعی کل دارایی‌ها)

۳ -۹- تکنیک های تجزیه و تحلیل داده ها
پس از جمع‌آوری داده‌ها محقق باید آن‌ها را دسته‌بندی و تجزیه و تحلیل نماید، آنگاه به آزمون فرضیه‌هایی بپردازد که تا این مرحله تحقیق او را یاری کرده‌اند، تا پاسخی برای پرسش‌های تحقیق بیابد. تجزیه و تحلیل داده‌ها فرآیندی چند مرحله‌ای است که طی آن داده‌های گردآوری شده به طرق مختلف خلاصه، دسته‌بندی و در نهایت پردازش می‌شوند تا زمینه برقراری انواع تحلیل‌ها و ارتباط بین داده‌ها به منظور آزمون فرضیه‌ها فراهم آید. در این فرآیند، داده‌ها هم از لحاظ مفهومی و هم از جنبه تجربی پالایش می‌شوند و روش‌های گوناگون آماری نقش به سزایی در استنتاج‌ها به عهده دارند. برای تجزیه و تحلیل داده‌های این تحقیق در مرحله اول، داده‌ها

ویژگی های مدیران، کیفیت اطلاعات

شرکت، ظاهراً آنها نسبت به مدیران اجرایی شرکت برای حفظ منافع سهامداران در مقابل فرصت‌طلبی مدیریت، در موقعیت بهتری قرار دارند.
بیشتر شواهد، از نقش نظارتی مدیران غیرموظف حمایت کرده‌اند. کمبود مدیران غیرموظف، موجب محدود شدن تأثیر محیط خارج از سازمان و اتخاذ تصمیم‌هایی با افکار بسته می‌شود. از سوی دیگر، اضافه شدن تعدادی مدیر غیرموظف، موجب مطرح شدن اطلاعات و افکار جدید می‌گردد و هیأت مدیره می‌تواند بر اساس آنها، تصمیم‌های معقولی اتخاذ کند. حضور این مدیران (غیرموظف)، باعث بازنگری در تصمیم‌های بلندمدت از دیدگاهی جدید و مستقل، حسابرسی بی‌طرفانه عملکرد مدیریت و متعادل شدن نفوذ مدیریت عالی می‌شود(کو۶ ،۲۰۰۳).
مطالعات بسیاری در مورد ارتباط بین مدیران غیرموظف (مستقل) و عملکرد شرکت وجود دارد، که عموما بر این موضوع توافق دارند که نظارت، مهمترین مسئولیت مدیران غیرموظف است. اخیراً، وانگ و همکاران۷ (۲۰۰۸) استدلال کردند که پیشرفت در سطوح افشا و شفافیت شرکت‌های فهرست شده، هر دو به کار گرفته می‌شوند تا تسلط سهامداران بزرگ را کنترل کنند و مبنایی برای ارزیابی کارایی مدیران غیرموظف فراهم کنند. برای آزمایش این نظریه، سوال اصلی که مطالعات قبلی با آن روبرو می‌شوند این است که چگونه میزان کیفیت اطلاعات افشا شده را در شرکت‌های فهرست شده ارزیابی شود؟
به ۳ دلیل در این پژوهش کیفیت پیش‌بینی‌های عواید توسط مدیریت انتخاب خواهد شد تا جایگزین میزان کیفیت اطلاعات افشا شده شرکت های بررسی شده، قرار بگیرد.
دلیل اول اینکه، پیش‌بینی های عواید توسط مدیریت، جنبه مهمی از افشای شرکت می‌باشد که تأثیر قابل ملاحظه‌ای روی سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران مالی دارد. دومین دلیل اینکه، دامنه قابل ملاحظه‌ای برای دست‌کاری در پیش‌بینی‌های عواید توسط مدیریت وجود دارد. مطالعات در مورد پیش‌بینی‌های اختیاری مدیریت مشخص کرده‌اند که مدیریت می‌تواند زمان‌بندی، دقت و درستی پیش‌بینی‌های مدیریت را دستکاری کند. سوم اینکه، بسیار آسان است که کیفیت پیش‌بینی‌های عواید توسط مدیریت در بازنگری، بدون استفاده از مدل‌های آماری پیچیده اندازه‌گیری شود.
در این پژوهش از میزان درستی و پیش داوری(خطا) در مورد پیش‌بینی‌های عواید توسط مدیریت به عنوان جایگزین‌هایی برای کیفیت اطلاعات افشا شده توسط شرکت‌های فهرست شده استفاده می‌گردد و کارایی نظارتی مدیران مستقل را با توجه به کیفیت اطلاعات افشا شده بررسی می کند و این سوال مطرح می‌شود که آیا در حالت توازن مالکیت، مدیران غیرموظف (مستقل) تأثیری بر روی کیفیت پیش بینی های عواید توسط مدیریت دارند یا خیر؟

۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
این پژوهش، ۲ مساعدت اصلی فراهم خواهد کرد. اول اینکه، این پژوهش از یک جایگزین به سهولت قابل اندازه‌گیری برای میزان کیفیت اطلاعات افشا شده شرکت های مورد بررسی استفاده خواهد کرد تا کارایی نظارتی مدیران مستقل را در شرکت‌هایی با ساختارهای مالکیت متغیر، امتحان کند و همچنین پیش‌بینی‌هایی را در ارتباط با تأثیری که مدیران غیرموظف (مستقل) بر روی بهبود و پیشرفت شفافیت دارند فراهم می‌کند. دوم اینکه،این پژوهش فاکتورهایی را که بر پیش‌بینی‌های اجباری مدیریت تأثیر می‌گذارند را آزمایش خواهد کرد و آن‌ها را با فاکتورهای تأثیرگذارنده بر پیش‌بینی‌های اختیاری مدیریت مقایسه می‌کند. این مقایسه حمایت نسبتاً زیادی برای پیشرفت نظارت‌های پیش‌بینی‌های مدیریت در ایران فراهم می‌کند.

۱-۴- فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی ۱:بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی ۱:در حالت توازن بیشتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی ۲:در حالت توازن کمتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه اصلی ۲: بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی ۳:در حالت توازن بیشتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه فرعی ۴:در حالت توازن کمتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.

۱ – ۵ – تعریف عملیاتی متغیرها
در این تحقیق بر اساس فرضیات بیان شده دو نوع متغیر، «وابسته» و «مستقل» وجود دارند. علاوه بر این‌ها یکسری از متغیرها نیز وجود دارند که بر متغیر وابسته اثر می‌گذارند. به این متغیرها، «متغیر کنترلی» گفته می‌شود. در ذیل، به توضیح این متغیرها پرداخته می‌شود:

۱ – ۵ – ۱- متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل، یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی هستند که بعد از انتخاب، دخالت یا دستکاری شدن توسط محقق مقادیری را می‌پذیرند تا تأثیرشان بر متغیر دیگر مشاهده شود.
در این پژوهش متغیرهای مستقل، جایگزین‌هایی برای ویژگی‌های مدیران مستقل می باشند که شامل استقلال هیأت مدیره (OUT)، تخصص مالی مدیران مستقل (دارا بودن مدرک لیسانس حسابداری) (CPA)، میا
ن
گین مدیران مستقل عضو اعضای هیات مدیره به نام (REPUT) و پاداش مدیران مستقل (COMPEN) هستند.
توازن مالکیت= توازن مالکیت با استفاده از نمره Z طبقه‌بندی خواهد شد، که مساوی با سهام‌های نگه داشته شده توسط بزرگترین سهامدار تقسیم بر مجموع سهام‌های نگه داشته شده توسط دومین تا پنجمین سهامدار بزرگ است. اگر نمره Z بزرگتر از حد متوسط صنعت همان سال نباشد، به گروه توازن بیشتر مالکیت در غیر این صورت به گروه توازن کمتر مالکیت اختصاص داده می‌شود.
متوسط صنعت= جمع سهام های شرکت های موجود در صنعت مورد نظر تقسیم بر تعداد شرکت های موجود در صنعت مورد نظر.

۱-۵-۲- متغیرهای وابسته
متغیر وابسته، متغیرهایی هستند که هدف محقق تشریح یا پیش‌بینی تغییرپذیری در آن ها، می باشد . به عبارت دیگر، آن ها متغیر اصلی هستند که به صورت یک مسأله حیاتی برای تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرند.
متغیرهای وابسته در این پژوهش شامل BIAS و FE هستند.
از BIAS (پیش‌داروی) استفاده می‌شود تا بررسی کند که آیا مدیران مستقل می‌توانند به طور سیستماتیک پیش‌داوری خوش‌بینانه در مورد پیش‌بینی‌های عواید شرکت را کاهش دهند یا خیر که از رابطه( درآمد خالص(EPS )پیش‌بینی شده- درآمد خالص(EPS) واقعی تقسیم بر کل دارایی‌ها) محاسبه می شود و FE درستی پیش‌بینی‌های عواید توسط مدیران را اندازه‌گیری کند که برابر است با قدرمطلق BIAS.

۱-۵-۳- متغیرهای کنترلی
متغیرهای کنترلی این پژوهش مطابق با نوشته موجود در پیش‌بینی‌های اختیاری مدیریت تعریف می‌شوند که شامل متغیرهای زیر می باشد.
=UEمتغیر UE، عواید غیرمنتظره را ارزیابی می‌کند، یا درآمدهایی که توسط مدیریت پیش‌بینی نمی‌شوند که از رابطه (درآمد خالص(EPS )سال جاری- درآمد خالص((EPS سال گذشته تقسیم بر کل دارایی‌ها) محاسبه می شود.
کنترل سطح عواید برای آنالیز کردن خطاهای پیش‌بینی ضروری است، بنابراین در این پژوهش از ROA برای کنترل کردن این تأثیر لحاظ می‌شود که از رابطه (درآمد خالص(EPS )سال جاری تقسیم بر کل دارایی‌ها) بدست می آید.
متغیر MONTH، زمان‌بندی پیش‌بینی‌های توسط مدیریت را کنترل می‌کند که اگر پیش‌بینی‌های عواید(EPS)شرکت قبل از پایان سال مالی انجام شود مساوی یک، اگر پیش‌بینی یک ماه بعد از پایان سال مالی (فروردین) انجام شود مساوی با ۲ و اگر پیش‌بینی‌ها بین اردیبهشت و تیرماه انجام شود مساوی ۳ است.
از متغیر SIZE استفاده می‌شود تا تأثیر اندازه شرکت را کنترل کند که برابر است با لگاریتم طبیعی کل دارایی‌ها.

۱-۶- اهداف اساسی تحقیق
اهداف اصلی:
۱- بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
۲- بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.

اهداف فرعی:
۱- در حالت توازن بیشتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
۲- در حالت توازن کمتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
۳- در حالت توازن بیشتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.
۴- در حالت توازن کمتر مالکیت شرکت ،بین ویژگی های مدیران مستقل(غیر موظف) و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت رابطه معنادار وجود دارد.

۱-۷- روش تحقیق
در این تحقیق به بررسی تاثیر ویژگی های مدیران مستقل بر پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته می شود سپس تاثیر توازن مالکیت شرکت بر رابطه مذکور مورد آزمون قرار می گیرد جهت آزمون فرضیههای تحقیق از روش همبستگی بین متغیرها و معادلات رگرسیون از طریق روش پنل دیتا استفاده میشود و در نهایت برای بررسی تاثیر توازن مالکیت شرکت بر رابطه بین ویژگی های مدیران مستقل بر پیش داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت و درستی پیش بینی های عواید توسط مدیریت فرضیه های تحقیق در دو گروه توازن بیشتر مالکیت و توازن کمتر مالکیت آزمون و نتایج مدل با استفاده از آزمون z کرامر مقایسه می گردد.

۱ – ۸- قلمرو زمانی
این تحقیق محدود به دوره زمانی از ابتدای سال ۱۳۸۹ الی انتهای سال ۱۳۹۱ می باشد.

۱ – ۹- تعیین جامعه آماری
شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده است.

۱-۱۰- تعیین نمونه آماری
نمونه آماری این تحقیق شامل شرکتهای خودروسازی و سیمان (۴۹ شرکت) می‌باشد که دارای شرایط زیر بوده‌اند:
۱- شرکت‌هایی که پایان سال مالی آن‌ها ۲۹/۱۲ باشند.
۲- شرکت‌هایی که حداقل ۱۰۰ روز کاری معامله داشته باشند.
۳- شرکت‌های که تمام اطلاعات مورد نیاز را در اختیار قرار دهند.
با توجه به مطالب فوق نمونه آماری پژوهش، روش حذفی سیستماتیک می باشد.

۱-۱۱- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه‌ها
از آنجایی که BIAS (پیش‌داوری در مورد پیش بینی های عواید توسط مدیریت) و FE (درستی پیش‌بینی های عواید توسط مدیریت) متغیرهای پیوسته هستند، در این پژوهش از رگرسیون چندگانه استفاده و مدل های زیر به تر
تیب دنبال خواهند شد.
مدل (۱)
BIAS_it=α_۰+α_۱ OUT_it+α_۲ CPA_it+α_۳ 〖REPUT〗_it+α_۴ 〖COMPEN〗_it+α_۵ 〖UE〗_it+α_۶ 〖ROA〗_it+α_۷ 〖MONTH〗_it 〖+α〗_۸ 〖SIZE〗_it+ε_(i,t)

مدل (۲)
FE_it=α_۰+α_۱ OUT_it+α_۲ CPA_it+α_۳ 〖REPUT〗_it+α_۴ 〖COMPEN〗_it+α_۵ 〖UE〗_it+α_۶ 〖ROA〗_it+α_۷ 〖MONTH〗_it 〖+α〗_۸ 〖SIZE〗_it+ε_(i,t)
BIAS= درآمد خالص(EPS) پیش‌بینی شده – درآمد خالص((EPS واقعی تقسیم بر کل دارایی‌ها.
COMPEN= اگر پاداش اعضای هیأت مدیره بیشتر از میزان متوسط صنعت باشد مساوی است با یک و در غیر این صورت صفر می‌باشد.
متوسط صنعت= جمع پاداش شرکت های بررسی شده تقسیم بر تعداد شرکت های بررسی شده.
CPA= اگر شرکت حداقل یک مدیر مستقل با مدرک لیسانس حسابداری داشته باشد مساوی است با یک در غیر این صورت صفر می‌باشد.
FE= مساوی با قدر مطلق BIAS می باشد.
MONTH= اگر پیش‌بینی‌های عواید(EPS ) شرکت قبل از پایان سال مالی انجام شود مساوی یک، اگر پیش‌بینی یک ماه بعد از پایان سال مالی (فروردین) انجام شود مساوی با ۲ و اگر پیش‌بینی‌ها بین اردیبهشت و تیرماه انجام شود مساوی ۳ است.
OUT= درصد مدیران مستقل در هیأت مدیره.
REPUT= میانگین مدیران مستقلی که به عنوان اعضای هیأت مدیره خدمت می‌کنند.
ROA= درآمد خالص (EPS ) سال جاری تقسیم بر کل دارایی‌ها.
SIZE= لگاریتم طبیعی کل دارایی‌ها.
UE= درآمد خالص(EPS) سال جاری- درآمد خالص((EPS سال گذشته تقسیم بر کل دارایی‌ها.
توازن مالکیت= توازن مالکیت با استفاده از نمره Z طبقه‌بندی خواهد شد، که مساوی با سهام‌های نگه داشته شده توسط بزرگترین سهامدار تقسیم بر مجموع سهام‌های نگه داشته شده توسط دومین تا پنجمین سهامدار بزرگ است. اگر نمره Z بزرگتر از حد متوسط صنعت همان سال نباشد، به گروه توازن بیشتر مالکیت در غیر این صورت به گروه توازن کمتر مالکیت اختصاص داده می‌شود.
متوسط صنعت= جمع سهام های شرکت های موجود در صنعت مورد نظر تقسیم بر تعداد شرکت های موجود در صنعت مورد نظر.

فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه ی تحقیق

۲-۱- مقدمه
طبق تئوری نمایندگی، مدیران ممکن است تصمیماتی اتخاذ نمایند که هدف آن بهینه نمودن ثروت و یا حداقل نمودن ریسک و خطرپذیری خودشان نسبت به قیمت از دست رفتن سرمایه ی مالکان باشد.در راستای کنترل این وضیعت، ساز و کارهای متعددی برای محدود کردن تضادهای نمایندگی، تحت عنوان “حاکمیت شرکتی” پیشنهاد شده است(گارسیا سانچز ۸، ۲۰۱۰). حاکمیت شرکتی عبارت است از مجموعه ساز و کارهایی که مدیران علاقه مند به نفع شخصی خویش را ترغیب به اتخاذ تصمیماتی می کند که عملکرد شرکت را برای سهامدارانش حداکثر می نماید (دنیس و مک کونل ۹،۲۰۰۳). در این راستا، ساختار(توازن) مالکیت، مسئولیت های هیات مدیره، حسابرسی و رویه های کنترل داخلی

فراوانی تجمعی، توزیع فراوانی

کنند.
جدول ۱۷-۱-۴
دخالت خانواده در زندگی
فراوانی
درصد
درصد فراوانی
فراوانی تجمعی
Valid
بله
۱۱
۲۲.۰
۲۲.۰
۲۲.۰

خیر
۳۹
۷۸.۰
۷۸.۰
۱۰۰.۰

کل
۵۰
۱۰۰.۰
۱۰۰.۰

نمودار ۱۷-۱-۴ مربوط به متغیر دخالت خانواده در زندگی می باشد .

۱۸-۱-۴ دخالت خانواده همسر
جدول ۱۸-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « دخالت خانواده همسر » می باشد که در آن ۱۴ درصد دخالت می کنند و ۸۶ درصد دخالت نمی کنند.
جدول ۱۸-۱-۴
دخالت خانواده همسر
فراوانی
درصد
درصد فراوانی
فراوانی تجمعی
Valid
بله
۷
۱۴.۰
۱۴.۰
۱۴.۰

خیر
۴۳
۸۶.۰
۸۶.۰
۱۰۰.۰

کل
۵۰
۱۰۰.۰
۱۰۰.۰

نمودار ۱۸-۱-۴ مربوط به متغیر دخالت خانواده همسر می باشد .

۱۹-۱-۴ آشنایی قبل ازدواج
جدول ۱۹-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « آشنایی قبل ازدواج » می باشد که در آن ۴۰ درصد قبل ازدواج با هم اشنایی داشتند و ۶۰ درصد هم آشنایی نداشتند.
جدول ۱۹-۱-۴
آشنایی قبل ازدواج
فراوانی
درصد
درصد فراوانی
فراوانی تجمعی
Valid
بله
۲۰
۴۰.۰
۴۰.۰
۴۰.۰

خیر
۳۰
۶۰.۰
۶۰.۰
۱۰۰.۰

کل
۵۰
۱۰۰.۰
۱۰۰.۰

نمودار ۱۹-۱-۴ مربوط به متغیر آشنایی قبل ازدواج می باشد .

۲۰-۱-۴ نسبت فامیلی داشتن
جدول ۲۰-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « نسبت فامیلی داشتن » می باشد که در آن ۱۸ درصد نسبت فامیلی دارند و ۸۲ درصد هم هیچگونه نسبتی ندارند.
جدول ۲۰-۱-۴
نسبت فامیلی داشتن
فراوانی
درصد
درصد فراوانی
فراوانی تجمعی
Valid
بله
۹
۱۸.۰
۱۸.۰
۱۸.۰

خیر
۴۱
۸۲.۰
۸۲.۰
۱۰۰.۰

کل
۵۰
۱۰۰.۰
۱۰۰.۰

نمودار ۲۰-۱-۴ مربوط به متغیر نسبت فامیلی داشتن می باشد .

۲۱-۱-۴ ازدواج از روی خواسته
جدول ۲۱-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « ازدواج از روی خواسته » می باشد که در آن ۷۴ درصد از روی خواسته بوده و ۲۶ درصد هم از روی خواسته نبوده.
جدول ۲۱-۱-۴
ازدواج از روی خواسته
فراوانی
درصد
درصد فراوانی
فراوانی تجمعی
Valid
بله
۳۷
۷۴.۰
۷۴.۰
۷۴.۰

خیر
۱۳
۲۶.۰
۲۶.۰
۱۰۰.۰

کل
۵۰
۱۰۰.۰
۱۰۰.۰

نمودار ۲۱-۱-۴ مربوط به متغیر ازدواج از روی خواسته می باشد .

۲۲-۱-۴ یکسان بودن فرهنگی
جدول ۲۲-۱-۴ مربوط به توزیع فراوانی متغیر « یکسان بودن فرهنگی » می باشد که در آن ۷۶ درص از لحاظ فرهنگی یکسان هستند و ۲۴ درصد هم یکسان نیستند .
جدول ۲۲-۱-۴
یکسان بودن فرهنگی
فراوانی
درصد
درصد فراوانی
فراوانی تجمعی
Valid
بله
۳۸
۷۶.۰
۷۶.۰
۷۶.۰

خیر
۱۲
۲۴.۰
۲۴.۰
۱۰۰.۰

کل
۵۰
۱۰۰.۰
۱۰۰.۰

نمودار ۲۲-۱-۴ مربوط به متغیر یکسان بودن فرهنگی می باشد .

شهرستان سرپل ذهاب، وسایل ارتباط جمعی

چند سال پژوهش پیرامون خانواده به صورت غیر مستقیم و از زاویه ای دیگر یعنی مطالعه پیرامون عوامل رضایت از زندگی زناشویی (منادی, ۱۳۸۳) به این امر علاقه مند شده اند یقینا نه ادعای پاسخگویی کامل به این پرسش ها را داشته و نه علل مختلفه این موضوع را کاملا شناسایی کرده است. ولی در پی نتایج پژوهش های کیفی (منادی, ۱۳۸۵) صورت گرفته پیرامون خانواده می توان بخشی خاص را از دیدگاهی خاص در سطح طرح مسئله عنوان کرد.بدین منظور به کمک طرح یک نظریه جامعه شناسی تلاش می کنیم تا حدودی مسئله طلاق را کالبد شکافی کرده و توضیح دهیم.پیر بوردیو جامعه شناس شهیر و معاصر فرانسوی معتقد است که هر انسانی دارای یک عادت واره ۱ می باشد. (بوردیو,۱۹۸۹ )منظور از عادت واره, مجموعه طرحواره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود بر اساس برخورد با محیط های مختلف مانند : خانواده, رسانه ها, نهاد آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می کند. این طرح واره ها مانند : چگونه غذاخوردن, چگونه پوشیدن, چگونگی ارتباطات اجتماعی, ذوقیات, مشغولیات انسان می باشند.طبق نظریه بوردیو عادت واره هر فرد، نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمره اوست که در مرکز سرمایه های فرهنگی اش۲ جای دارد. منظور از سرمایه های فرهنگی, طبق نظر بوردیو, ترکیبی از عادت واره, شناخت ها, آگاهی ها, آموزش ها و مدارک تحصیلی می باشد. (بوردیو, ۱۹۸۹) این شناخت ها و آگاهی ها می توانند به صورت کلاسیک و آکادمیک در آموزشگاه ها کسب شده باشند و یا به صورت خود آموزی ۳ و یا غیر کلاسیک آموخته شده باشند.
در هر صورت به زعم بوردیو, سرمایه های فرهنگی و عناصر سازندۀ آنها مقوله هایی اکتسابی و آموختنی هستند. ولی به باور وی عادت واره ها نقش مهمتر و جدی تری در هدایت و کنترل رفتارها و اعمال انسان ها دارند.
ضعف بنیه فرهنگی و عدم آگاهی و پایبندی به ایمان و تقیدات مذهبی خانواده‌ها، بخصوص در میان والدین؛ به عنوان مهمترین عامل سستی روابط خانوادگی و در نتیجه افزایش طلاق در ایران اعلام شد.
معضلات اجتماعی مانند افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان، این روزها مورد بحث رسانه های همگانی و موضوع بسیاری از همایش ها و سمینارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسیاری از آنها حاوی آمارهای بسیار تکان دهنده ای است. بی تردید افزایش دامنه آفت های جامعه که باید دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت و فرهنگ سازی کشور را به تامل و چاره اندیشی اساسی وادارد، معلولی بیش نیست. برای تجهیز و مقابله با این پدیده های ناهنجار، ابتدا باید علل و ریشه های بروز این مساله مهم را شناسایی کنیم، در غیر این صورت هر راه حلی اگرچه با صرف هزینه های زیاد، بی تاثیر خواهد ماند. به این ترتیب، درخواست طلاق هنگامی صادر می شود که هرگونه امید و تلاش برای دستیابی به کانون گرم زندگی مشترک بی پاسخ می ماند و واقعیتهایی رخ می دهد که دستیابی به آرزوها را ناممکن می سازد و آنگاه تنها راه رهایی به جدایی ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگی مجموعه ای از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامی ها، خواب ها و بیداری های هدفدار است، این که تصور کنیم همه امور باید موافق میل و خواسته ما تحقق پذیرد، تصویری اشتباه است. اصولاً خانواده ای را نمی توان سراغ گرفت که در آن به هیچ وجه اختلاف فکر و سلیقه وجود نداشته باشد، هر انسانی ذوق و سلیقه ای مخصوص به خود دارد. اما برای دستیابی به آرامش باید این ذوق و سلیقه را به هم نزدیک کرد، زیرا انسان ها تنها در سایه توافق ها می توانند در کنار هم زندگی کنند نه اختلاف ها. از سوی دیگر، در زندگی مشترک بی اعتنایی به پیمان زندگی، خودخواهی ها و تنگ نظری ها، بی حوصلگی و بی توجهی به سرنوشت یکدیگر، اختلاف در سلیقه ها، فزون طلبی ها، تنوع جویی ها، عدم رعایت وظایف فرد است که “طلاق” را می آفریند و این پایان مشکلات نیست، بلکه سرآغاز ویرانی است و معضلات جدید را به وجود می آورد. تحقیقات نشان داده که طلاق یکی از ده رویداد اولیه و مهم در زندگی انسان می باشد. عده ای از محققان اعتقاد دارند که طلاق به عنوان یکی از حوادث زندگی نقش اولیه و حساسی در ایجاد افسردگی دارد. فابل انکار ترین یافته ها در زمینه ی فقدان یکی از والدین در سنین قبل از ۱۱ سالگلی می باشد.(پیکل و همکاران، ۱۹۱۷)
در تحقیق ها و تحلیل های زیادی که در رابطه با پدیده ی روز افزون طلاق در دنیای کنونی صورت گرفته، به حقیقت وجود کودکان کمتر توجه شده است. این کودکان نمی دانند پس از جدایی پدر و مادر چگونه افکار و احساسات خود را کنترل کنند و از همه مهم تر چگونه با پدر و مادر خود رفتار منصفانه ای داشته باشند.(سینتیا مک گرگور ۱۳۸۶)
عمیق ترین ترس ما این نیست که به قدر لازم با کفایت نیستیم. عمیق ترین ترس ما این است که قدرتمندتر از آنیم که بتوان تصور کرد. آنچه بیشتر موجب وحشت ما می گردد روشنایی ماست. نه تاریکی ما. از خود می پرسیم من کیستم که چنین درخشان، تباناک، با استعداد و شگفت آورم؟در واقع نبا نیست که چه کسی باشی، تو فرزند خدایی. پس بازی حقیر تو شایسته دنیا نیست.
هیچ چیز روشنگری در باب کاستن این نیرو نیست طوری که دیگران، در اطراف تو احساس نا امنی نکنند.متولد شده ایم تا شکوه و جلال خداوندی را که در ماست به نمایش بگذاریم این شکوه و جلال تنها در بعضی از ما نیست، بلکه در تمامی ابنای بشر است و اگر بگذاریم نورمان بدرخشد.ناخود آگاه به دیگران نیز فرصت درخشش نورشان را خواهیم داد. اگر ما از ترس هایمان رها شویم.
حضورما
ن
، خود به خود باعث رهایی دیگران نیز خواهد شد.(نلسون مانلا)

(۲-۱)بیان مسئله:
طلاق؛ نامی ساده و مفهومی پیچیده؛ پدیده‌ای منفور و نکوهش شده، اما رو به افزایش. فروپاشی نظام کوچکی که تبعات زیادی دربر دارد و تاثیرهای منفی‌اش بر جامعه بویژه زنان و بچه‌های طلاق غیرقابل انکار است؛ پدیده‌ای که کمابیش از کنترل و پیش‌بینی خارج شده و جامعه‌شناسان را نگران کرده است.
در حقیقت همانگونه که پیوند بین افراد طبق آیین و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می شود. چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی، محیطی و اجتماعی و … بایکدیگر زندگی کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطی از هم جدا می شوند . از این نظر خانواده همچون عمارتی است که زن و شوهر ستون های آن را تشکیل می دهند و فروریختن هرستون استحکام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می کند. طلاق با این دید، یکی از غامض ترین پدیده های اجتماعی، ارکان خانواده را در هم ریخته و بیشتر اثرات مخرب خود را بر روی فرزندان برجای می گذارد. طلاق گسستن و فروپاشیدن و نابودی کانون گرم و آرامبخش زندگی است که اثرات جبران ناپذیری بر اعضای خانواده می گذارد. در تحقیقی که توسط “جی هبر” (۱۹۹۰) صورت گرفت مشخص گردید ازدواج هایی که به طلاق منجر شده اند، کاهش شدیدی در اعتماد به نفس اعضای خانواده به وجود می آورد. چنین کمبودی می تواند ماهیتی اجتماعی، روانی یا جسمی باشد. کاهش اعتماد به نفس درنتیجه طلاق منشا مهم اختلالات اعضای خانواده در حین و بعد از طلاق می باشد.
در این تحقیق همچنین مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضای خانواده را کاهش می دهد، بلکه باعث می گردد یکی از طرفین یا هر دو به طور قابل ملاحظه ای احساس پوچی کنند. در این تحقیق ما به بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زوجین به طلاق در شهرستان سرپل ذهاب می پردازیم . گذشته از این طلاق پدیده ای است که بر تمامی جوانب جمعیت یک جامعه اثر می گذارد، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد، یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد، از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت نیز اثر می گذارد، زیرا موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده تحویل جامعه گردند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضای خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آینده می باشد.
هر چند گسترش نرخ طلاق به عنوان یکی از مصادیق آسیب های اجتماعی موجبات نگرانی مسئولین و برنامه ریزان نظام را در پی داشته است، لیکن توجه به این مسئله ضروری است که در بسیاری از موارد به رغم وجود اختلافات و ناسازگاری های مداوم و طویل المدت زوجین و به دنبال آن ظهور پیامدهای منفی و گسترده این ناسازگاری ها در سطح خانواده و جامعه (که حتی می تواند گسترده تر از پیامدهای طلاق باشد همچون همسرکشی) طلاق رخ نمی دهد و در این شرایط بر خلاف واقعیت های لازم التوجه به واسطه عدم وجود آمار و ارقام دقیق، ناسازگاری های زناشویی نمود واقعی نداشته لذا بررسی میزان شدت، علل و مکانیزم های کنترل ناسازگاری های خانوادگی پیش از بررسی راهکارهای کنترل طلاق یکی از ضروریات دارای اولویت است.
در بررسی علل طلاق توجه به حقوق موضوعه نیز حایز اهمیت است چرا که در بررسی مواردی که یا زن متقاضی طلاق باشد نشانگر تفاوت و اختلافات اساسی در علل طلاق ضروری است تا اختیارات گسترده و فراوان در حق طلاق کنترل شود و از سوی دیگر موضوع طلاق برای زن یک موضوع غیر ممکن و لا ینحل (که دارای پیامدهای منفی در صورت وقوع می باشد) نگردد.
با عنایت به لزوم شناخت دقیق و همه جانبه میزان علل و عوامل بروز پدیده طلاق خاصه دلایل مورد پذیرش دادگاهها به عنوان پیش شرط ارائه مکانیزم های مؤثر و دقیق ویژگی های افراد مطلقه که نتایج آن نیز قابل تعمیم و استناد باشد ضروری است و بدون انجام چنین تحقیقی ارائه مکانیزم پیشگیرانه امکانپذیر نیست.
طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی منبعث از مجموعه علل و عوامل متعدد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خاصه مباحث فرهنگی می باشد و تعیین یک عامل اصلی و قطعی بروز طلاق امکانپذیر نیست. بنابراین همچنان که در بسیاری از مطالعات بیان گردیده است، عواملی همچون تعارضات فرهنگی، ناهماهنگی های طبقاتی، گسترش شهرنشینی، خشونت های خانگی، گسترش سطح آگاهی و ارتباطات اجتماعی افراد خاصه در زنان، دخالت های بی مورد دیگران، ازدواج های اجباری، تعدد زوجات، اعتیاد، فقر و بیکاری، محکومیت های درازمدت، بدآموزی وسایل ارتباط جمعی، نارسایی های جسمی ـ روانی هر یک می توانند به نوعی گسترش وقوع و یا احتمال طلاق را افزایش دهد. لیکن تعیین عامل اصلی بروز طلاق همان گونه که ذکر گردید امکانپذیر نیست. بنابراین می بایست علل واقعی طلاق را با استناد به موضوعات مطرح شده در طی شکایات خانوادگی مورد بررسی قرار داده و سپس به ارائه مکانیزم پرداخت.
(۳-۱ )اهمیت ضرورت تحقیق:
اهمیت و ضرورت این تحقیق زمانی پیدا می شود که بر اساس آمارهای بدست آمده میزان طلاق در میان زوج های تحصیل کرده بسیار بالاتر از میزان طلاق در سطوح دیگر است و این باعث بروز یک بحران اجتماعی در جامعه خواهد شد ، بنابراین تحقیق و پژوهش در زمینه این مشکل اجتماعی امری ضروری و اجتناب ناپذیر میباشد . معضلات اجتماعی مانند افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان، این روزها مورد بحث رسانه های همگانی و مو
ضوع بسیاری از همایش ها و سمینارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسیاری از آنها حاوی آمارهای بسیار تکان دهنده ای است. بی تردید افزایش دامنه آفت های جامعه که باید دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت و فرهنگ سازی کشور را به تامل و چاره اندیشی اساسی وادارد، معلولی بیش نیست. برای تجهیز و مقابله با این پدیده های ناهنجار، ابتدا باید علل و ریشه های بروز این مساله مهم را شناسایی کنیم، در غیر این صورت هر راه حلی اگرچه با صرف هزینه های زیاد، بی تاثیر خواهد ماند. به این ترتیب، درخواست طلاق هنگامی صادر می شود که هرگونه امید و تلاش برای دستیابی به کانون گرم زندگی مشترک بی پاسخ می ماند و واقعیتهایی رخ می دهد که دستیابی به آرزوها را ناممکن می سازد و آنگاه تنها راه رهایی به جدایی ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگی مجموعه ای از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامی ها، خواب ها و بیداری های هدفدار است، این که تصور کنیم همه امور باید موافق میل و خواسته ما تحقق پذیرد، تصویری اشتباه است. اصولاً خانواده ای را نمی توان سراغ گرفت که در آن به هیچ وجه اختلاف فکر و سلیقه وجود نداشته باشد، هر انسانی ذوق و سلیقه ای مخصوص به خود دارد. اما برای دستیابی به آرامش باید این ذوق و سلیقه را به هم نزدیک کرد، زیرا انسان ها تنها در سایه توافق ها می توانند در کنار هم زندگی کنند نه اختلاف ها. از سوی دیگر، در زندگی مشترک بی اعتنایی به پیمان زندگی، خودخواهی ها و تنگ نظری ها، بی حوصلگی و بی توجهی به سرنوشت یکدیگر، اختلاف در سلیقه ها، فزون طلبی ها، تنوع جویی ها، عدم رعایت وظایف فرد است که “طلاق” را می آفریند و این پایان مشکلات نیست، بلکه سرآغاز ویرانی است و معضلات جدید را به وجود می آورد.
(۴-۱)اهداف تحقیق:
در گذشته کمتر در باره طلاق و عوارض سوء آن و علل پیدایش و افزایش آن و راه جلوگیری از وقوع آن فکر می کردند ، در عین حال کمتر طلاق صورت می گرفت و کمتر آشیانه ها بهم میخورد .مسلما تفاوت دیروز و امروز در این است که امروز علل طلاق فزونی یافته است . زندگی اجتماعی شکلی پیدا نموده است که موجبات جدائی و تفرقه و از هم گسستن پیوند های خانوادگی بیشتر شده است و از همین جهت مساعی دانشمندان و خیر خواهان تا کنون بجائی نرسیده است و متاسفانه آینده خطر ناکتری در پیش است .

(۴-۱-۱)هدف کلی تحقیق :
بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زوجین به طلاق در شهرستان سرپل ذهاب .
(۴-۲-۱)اهداف جزئی تحقیق:
الف  – شناخت عوامل تأثیر گذار بر طلاق در شهرستان سرپل ذهاب
ب- میزان طلاق در دو سال گذشته در شهرستان سرپل ذهاب
ج- بدست آوردن راهکار اساس