نویسنده: 92

ميانه روي در آراستگي:پایان نامه درمورد تجمل گرايي

اعتدال و ميانه روي در آراستگي

اسلام در استفاده از انواع زينتها ـ همچون تمامي موارد ـ حد اعتدال و ميانه روي را برگزيده و هرگونه افراط و تفريط را مردود شمرده است. برخلاف برخي كه استفاده از زينتها را هر چند به صورت معتدل، مغاير زهد و پرهيزكاري مي پندارند يا كساني كه به حد تجمل پرستي و رفاه طلبي و افراط مي رسند و به هرگونه عمل نادرستي براي رسيدن به اين هدف تن مي دهند.

بنابراين شايسته است جوان مؤمن و متعهد در هر شرايط مالي كه قرار دارد و در عين حفظ ساده زيستي، به ظاهر و سر و وضع خود برسد و تلاش كند تا بين سيرت و صورت زيبا جمع كند و آراستگي معنوي و باطني را با آراستگي ظاهري و تميزي و پاكيزگي درهم آميزد، به ويژه هنگام عبادت و حضور در محضر باري تعالي، و بالاخص در مسجد كه خانه خدا محسوب مي شود و در اجتماع با ظاهر آراسته ـ معطر نمودن خويش، شانه زدن موهاي سر، مسواك كردن، لباس پاكيزه و … ـ حاضر شود تا ذهنيتي مثبت و خوشايند در بين افراد جامعه نسبت به مؤمنان و اجتماع كنندگان در مساجد و هيئت هاي مذهبي ايجاد شود و خود الگويي براي ديگر افراد در اين زمينه باشدو فراموش نشود که آنچه در اسلام از آن نهي شده است، «تجمل گرايي»  و گرايش افراطي به ظواهر دنيوي و غفلت از آراستگي هاي دروني و معنوي است.  توجه به خودآرايي(يا زندگي تجملي) بيش از اندازه مي تواند منشأ بيماري وسواس شود و رفته رفته مايه اختلالات روحي گردد. توجه بيش از اندازه به اين امر براي جلب توجه ديگران، ممکن است باعث پيدايش خوي ناپسند رياکاري و خودپسندي شود و آدمي را منفور و مردود جامعه نمايد، و بالاخره توجه بيش از اندازه به خودآرايي(يا زندگي تجملي) مي تواند شخص را از فعاليت هاي ثمربخش زندگي باز دارد و عمر عزيز که سرمايه سعادت بشر است در راههاي غير مفيد و احياناً مضر، مصرف گردد.

گرچه جمال و تجمل ظاهري آدمي را محبوب و دلخواه مردم مي کند ولي بهترين جمال که شايسته مقام بشر است و به انسان کمال حقيقي و عزت واقعي مي بخشد، جمال علم و اخلاق و زيبايي صفات حميده و سجاياي انساني است.

علي (ع) مي فرمايد : زيور دانش براي انسان، جمالي است که پوشانده نمي شود و نسبي است که مورد جفا قرار نمي گيرد»[1]

2-4  تجمل گرايي در قرآن کريم

در حقيقت يکي از مظاهر بي عدالتي و نابرابري که قرآن  روي آن تکيه نموده، و به مبارزه با آن پرداخته است ، اشرافي گري و تجمل گرايي است .

قرآن کريم از تجمل گرايي به عنوان« اتراف »ياد مي کند و در آيات مختلف آن را موردنکوهش قرار مي دهد. ازجمله در سوره هود مي خوانيم:  «وَ اتَّبَعَ الَّذينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فيهِ وَ كانُوا مُجْرِمين[2] و آنان كه ستم مي‏كردند، از تنعّم و كامجويي پيروي كردند و گناهكار بودند. »

«ترف» تنعم و در رفاه و آسايش بودن معنا مي دهد.[3] مترف به کسي مي گويند که نعمت فراوان و غرق شدن در شهوات و خوش گذراني ها ، او را به فسادو طغيان کشانده است .[4] صاحب قاموس مي گويد: «مترف» به معني «ثروتمند » است ، يعني کسي که به او نعمت زياد شده است و در صورت عدم ايمان ، سبب طغيان و سرکشي مي شود.[5]

واژه ترف و مشتقات آن هشت مورد در قرآن مجيد آمده است.واژه «اتراف» سه بار و واژه «مترفين» پنج بار در قرآن به كار رفته است.[6] اصل اين واژه در كلام خداي سبحان و اولياي خدا ياد نشده مگر با ملامت و مذّمت. با عنايت به موارد ذكر شده، متوجه مي شويم كه ماده «ترف» در قرآن در تمامي موارد در مقام ذم و نكوهش به كار رفته است و داراي بار ضد ارزشي است.

علامه طباطبایی می گوید: وقتي گفته مي‌شود: فلاني مترف است يعني فلاني نعمتش از حد گذشته است تا آنجا كه مي‌گويد مراد از مترفين در جمله « امرنا مترفيها» همان كساني‌اند كه اين آيه به آنها اشاره دارد: « فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ[7] ؛ «خدا وقتي انسان را آزمايش كند او را اكرام نموده غرق در نعمتش مي‌سازد»[8].

تفسير نمونه مترفين را «ثروت‌مندان مستِ شهوت» معني كرده است [9].

علامه طبرسي در توضيح لفظ مترف آورده است:مترف از ترفه به معناي نعمت گرفته شده و توضيح مي‌دهد : مترف آزاد است و هر آنچه بخواهد انجام مي دهد و چيزي جلودارش نيست. [10]به باور سيد قطب مترفين همان طبقه‌ي متنعم هستند كه مال و منال و رفاه بدست مي‌آورند و اگر قدرتي بالاي دست آنها نباشد در زمين فساد مي‌كنند و ارزشهاي والا را خار مي‌كنند، ارزشهاي حياتي ملت‌ها‌ را كه بدون آن ارزشها جوامع هلاك مي‌شوند .[11]

پس با اين بيان و معني ، «مترفان» همان متنعمين ، متمکنين ، اغنيا، اشراف و ثروتمندان از خدا بي خبر هستند که سرمايه هاي مادي کلان و زياد در اختيار دارند و آن سرمايه ها آن ها را غرق در لذات و هوس هاي دنيوي و عياشي و ولخرجي و «اتراف » و «تجمل» و «اسراف و تبذير» کرده است و پيوسته دنبال لذت پرستي ،هوسراني و درپي ناز و نعمت و عيش و نوش و عشرت بوده که دست به هر نوع گناه و ظلم و تجاوز مي زنند . آنان هميشه عليه حق و حقگويان و تعاليم الهي و انبياي به حق بوده اند و در حقيقت همان رها شدگان از بندگي خدا و روي آورندگان به بندگي نفس و ماده و شهوات مي باشند .

بنابراين «مترفين» به کساني مي گويند که از نعمتهاي فراوان مادي و اموال زياد و زندگي مرفهي در دنيا برخوردار هستند.مرفهين و ناز پرورده هايي که نعمتها و ماديات زياد و لذات فراوان آنان را مست و  مغرور و غافل کرده و به طغيانگري و عصيان و گناه و تجاوز و اسراف و انحراف و عدم اطاعت خدا واداشته باشد.

اتراف از جمله فرهنگ‌ها و هنجارهايي است كه قرآن آن را باعث هلاكت حتمي جوامع معرفي مي‌كند و «مترفين» هميشه باعث نابودي جوامع بوده‌اند:

«وَ إِذَا أَرَدْنَا أَن نهُّْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُترَْفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيهَْا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا[12]؛«و چون خواهيم شهري را نابود كنيم نازپروردگان آن را فرمان [و ميدان] دهيم و سرانجام در آن نافرماني كنند و سزاوار حكم [عذاب] شوند آنگاه به كلي نابودشان كنيم».

قرآن دراين آيه شريفه به يكي از سنت‌هاي الهي و قطعي اشاره مي‌كند و آن سنت الهي اين است كه هر گاه ثروت‌مندان مست شهوت، فسق و فجور شوند و يا آنكه تظاهر به ثروت و تجمل در جامعه‌اي زياد گردد و جامعه با آن مقابله نكند قطعاً آن جامعه هلاك خواهد شد. هرگاه ثروت‌مندان جامعه رو به تفريحات غير متعارف؛ شهوتراني و تجمل‌گرائي آورند و اين تبديل به يك فرهنگ در جامعه شود بطوري كه مؤمنان نتوانند جلوي آن را بگيرند اين جامعه حتماً هلاك خواهد شد، چرا كه خداوند بارها براي طغيان انسان وعده‌ي عذاب دردناك داده است. و اتراف از سوي ثروت‌مندان و مرفهينِ بي‌درد يكي از خطرناك‌ترين طغيان‌هاي بشري است. « الَّذِينَ طَغَوْاْ في الْبِلَدِ فَأَكْثَرُواْ فِيهَا الْفَسَاد فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَاب إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَاد[13]؛آنها در بلاد طغيان كردند، و در آنها به فساد در افزودند.و پروردگار تو تازيانه عذاب را بر سرشان فرود آورد.زيرا پروردگارت به كمينگاه است. »

و خطر بزرگ اين طغيان آن است كه هر گاه «اتراف» در يك جامعه تبديل به فرهنگ شود و گفتمان برتر جامعه، ثروت‌اندوزي براي تجمل و شهوت‌راني باشد ناخداگاه مردم در مسابقه‌ي رفاه‌طلبي تجمل‌گرائي خواهند افتاد كه پايان ابن مسابقه هم چيزي جز هلاكت همة جامعه نخواهد بود چرا كه: « رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ حُبُّ الدُّنْيَا [14] ؛حب دنيا سر هر خطا كاري است .»

بدين سان ، مرز شناسي و تشخيص زندگي اترافي نيز روشن مي گردد: ثروت زياد در کنارمصرف گرايي ، رفاه زدگي و تجمل گرايي همراه با غرور و طغيان ناشي ازآن و اختلاف فاحش سطح زندگي عمومي و متعارف مردم، از معيارهاي تشخيص اتراف است.

[1]عبد الواحد بن محمد تميمي آمدي، غرر الحکم و درر الکلم ،چاپ اول، قم: دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1366ش ،ص54

[2]  هود/116

[3]محمد بن مکرم ابن منظور ،پيشين، ج 2،بص30

[4] ر.ک ابن منظور،پيشين ، ج5، ص 17 جلد 9 صفحه 17، راغب الاصفهاني ،پيشين، ص166

[5] سيد علي اکبر قرشي ،پيشين، ج 1، ص 272

[6] واژه اتراف: 1ـ  هود/ 116. 2ـ  انبيا / 13 3ـ  مؤمنون / 33، واژه مترفين: 1ـ  اسراء / 16. 2ـ  مؤمنون / 64. 3ـ  سبأ / 34. 4ـ  زخرف / 23. 5ـ  واقعه/ 45.

[7]  تين/4

[8] محمد حسين طباطبايي،پيشين، ج3 ص104

[9] ناصر مكارم شيرازي، پيشين،ج12، ص58

[10] فضل بن حسن طبرسي،  مجمع البيان، ج6، ص234

[11] سيد قطب، تفسير في ظلال القرآن، ج5 ،بيروت، دارالشريق، 1415ق،  ص312

[12]  اسراء/16

[13]  فجر / 11-14

[14] محمد بن يعقوب کليني،پيشين ،ج 2 ،ص 316

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

پایان نامه آموزش های مهارتی:/موانع ساختاری بازار

  • تنگناها و موانع ساختاری بازار

برخی از عوامل که تاکنون موجب شده است که انجام مطالعات بازار، افزایش فروش بطور جدی موردتوجه قرار نگرفته و نتیجتا این شاخه کاربردی مهم کمتر موردتوجه قرار گیرد، ریشه در عواملی بنیادی دارد که ما آن را عوامل یا موانع ساختاری در انجام مطالعات بازار نامیده ایم. براین اساس مهمترین تنگناها و موانع ساختاری انجام مطالعات بازار به شرح زیر قابل ارائه است:

1 – وجود نداشتن رقابت در ساختار اغلب فعالیتهای اقتصادی کشور

مروری بر روند تحولات و شکل‌گیری روشهای پیشنهادی انجام مطالعات بازار، که از سوی سازمانهای بین‌المللی ارائه شده، نشان دهندة اهمیت و نقش تعیین کنندة مطالعه بازار در هنگام تدوین گزارش توجیهی و امکان‌سنجی طرحهای صنعتی است. اما تجربة انجام مطالعات بازار طرحهای صنعتی در کشور، بویژه در دو دهة اخیر، بیانگر فقدان نگرش صحیح به این مقوله و تبیین نکردن جایگاه آن در زمان تدوین گزارش توجیهی است(ثابت نژاد، 1390).

2 – فقدان تبیین مناسب جایگاه حقیقی مطالعات بازار

در شیوه‌های پیشنهادی سازمانهای بین‌المللی نظیر یونیدو[1]، شالودة اصلی مطالعات امکان‌سنجی بر چارچوب نظرات اقتصاد صنعتی و مطالعة بازار استوار بوده است، تا آنجا که پیشنهاد شده است سرپرست گروه مطالعاتی طرح (فنی، اقتصادی و مالی) بر عهده کارشناس اقتصاد صنعتی نهاده شود. در ایران از یکسو توجه نکردن به جنبه‌های نظری و دانشگاهی مطالعات بازار در مراکز علمی و پژوهشی و به تبع آن انجام مطالعات بازار به شکل و سیاق سنتی، آن هم توسط افراد غیرمتخصص در این رشتة و از سوی دیگر شکل‌ نگرفتن مؤسسات یا شرکتهای تخصصی در این زمینه، موجب شد تا نگرش به این شاخة علمی – کاربردی تا سطح جمع‌آوری سادة آمار و اطلاعات که عمدتاً غیرقابل استناد و اتکا هستند و انجام یکسری برآوردهای سطحی، افول کند.

3- نبود شفافیت در ترسیم استراتژی توسعه اقتصادی غالب در کشور

برنامه‌های مختلف عمرانی در دهه‌های اخیر در راستای تحقق توسعه اقتصادی کشور بوده است. آنچه در هدایت منابع مالی باید مورد توجه نهادهای پولی و مالی کشور قرار گیرد، همسویی با اهداف کلان و بلندمدت برنامه‌ریزان اقتصادی کشور در قالب راهبردی توسعه اقتصادی کشور است. اما آنچه در طی گذشته مشاهده شده، نبود استراتژی شفاف توسعه اقتصادی در نزد سازمانها و نهادهای تصمیم ساز، بانک‌های تخصصی و همسو نبودن هدایت منابع برای ایجاد صنایع مختلف با استراتژی‌های توسعه اقتصادی کشور است(حسنی،1391).

4-اشتباه در ترسیم اولویتهای سرمایه‌گذاری

انجام مطالعات کلان جهت شناسایی و انتخاب ایده‌های مناسب سرمایه‌گذاری و سپس انجام مطالعات پیش سرمایه‌گذاری از ضروریات اصلی انجام مطالعات امکان‌سنجی به حساب می‌آید و براین اساس ارگانهای متولی صنعت و اقتصاد هر کشور موظف به انجام این نوع مطالعات کلان و شناسایی اولویتهای مناسب سرمایه‌گذاری با رعایت تناسب آن با جهت‌گیریهای طراحی شده در اســـتراتژی‌های توسعه و صنعت آن کشور، مزایای رقابتی موجود و همچنین ایجاد یک ارتباط منـــاسب با حلقه‌های پیشین و پسین صنایع آن کشور هستند، که عموماً معرفی این نوع پروژه‌ها یا بر دسترسی به مواد اولیه و مزایای حــــاصل از آن و یا بر وجود تقاضای بالقوه در کانونهای مصرف مبتنی است. براین اساس، پایة مناسبی جهت انجام مطالعات پیش‌مهندسی تنظیم می‌شود و در نهایت زمینه مناسب جهت انجام مطالعات تکمیلی و متعاقب آن تدوین گزارش نهایی امکان‌سنجی فراهم می‌شود. بررسی تجربة کشور ما حکایت از انجام نشدن مطالعات علمی و اصولی جهت تدوین فهرست اولیه زمینه‌های مناسب سرمایه‌گذاری – با رعایت مفاهیمی چون ایجاد حلقه‌های پسین و پیشین صنایع و یا مبتنی بر مزایای رقابتی – است(نیاکان،2007).

5– تفکیک نشدن مناسب تحلیلهای مالی و اقتصادی

توجه ناکافی به تفاوت تحلیلهای مالی و اقتصادی از دیگر موارد قابل طرح در بررسی و مطالعات بازار است. در بیشتر کشورهای جهان، در بررسیهای اقتصادی مربوط به برنامه‌های توسعه‌ای و عمرانی، تحلیل جنبه‌های مختلف و آثار و عوارض ناشی از اجرا یا عدم اجرای یک طرح و پروژه خاص در کنار تحلیلهای مالی و فنی انجام می‌‌پذیرد. این وظیفه در برنامه‌ریزیهای توسعه‌ای و عمرانی بر عهده بانکهای توسعه‌ای و سایر نهادها و سازمانهای مشابه مالی و اجرایی است(کریمی،1391).

[1]-Unido

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

امکان سنجی آموزش های مهارتی محصول محور در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور

انواع ضرر:/پایان نامه ضررهای جمعی

ضرر مادی

ضرر مادی ضرری است که متوجه مال می شود. برای تفهیم زیان مادی بهتر است به عنوان پیش نیاز، ابتدا تعریفی از مال را ارائه نماییم. از لحاظ لغوی مال به آنچه در ملک کسی بوده و ارزش مبادله را داشته باشد، دارایی، خواسته و مال گفته می شود[1] هرچند به محض اینکه کلمه مال به گوش می رسد، ناخودآگاه شیء یا کالائی که وجود خارجی داشته باشد در ذهن متبادر می شود، اما واقعیت امر این است که پیشرفتهای زندگی این حریم سنتی را دَرهم شکسته و به آن معنای عام تری بخشیده و واژه مال را تنها محدود به عین (اموال منقول و غیرمنقول) ندانسته و آنرا دربرگیرنده مفاهیم وسیعتری می داند .

در ارتباط با ضررهای مادی می توان گفت که کاستن از دارایی شخص و یا جلوگیری از افزایش آن به  هر صورت که باشد، ضرر مادی محسوب می گردد؛ به عبارت دیگر هرگاه آنچه از دست رفته یا دچار نقصان گردیده قابل ارزیابی با پول باشد و صدمه به حقوق مالی برسد، ضرر مالی است. میزان این ضرر، اختلاف و تفاوت میان دارایی کنونی زیاندیده و دارایی او از قبل از انجام فعل یا ترک  فعل عمل زیانبار است.[2] پس ضرری که به شخص می رسد می تواند به عین، منفعت یا حق وارد شود، که به اختصار هر یک را شرح می دهیم.[3]

1- ضرر به عین

عین به اشیاء مادی مستقل گفته می شود، و اموالی که وجود خارجی داشته و بتوان آنرا حس و درک کرد «عین» نامیده می شود؛[4] مثل کتاب و زمین. پس ضرر مادی که به عین (خسارتی که به اموال منقول یا غیر منقول) وارد می آید؛ مانند شکستن شیشه خودرو یا سوزاندن خرمن و تخریب خانه همه از مصادیق زیان های مادی است.

2- ضرر به منفعت

مقصود از منفعت در واقع ثمره ای است که تدریجاً از عین مال حاصل می گردد، بدون اینکه در عین مال تغییر چشمگیری حاصل شود. این فایده ممکن است، مثل میوه درخت بصورت عین ثمره باشد یا بصورت استفاده از عین مال باشد؛ مانند استفاده از خودرو برای جابجائی و حمل و نقل یا با استفاده از خانه برای سکونت. پس ارزش هر مال رابطه مستقیمی با منافع آن دارد و منافع جدای از عین دارای ارزش مبادله است.

به هرحال، منفعت نیز ممکن است به طریقی سلب و باعث بروز خسارت به شخصی گردد که قرار بوده از آن منتفع شود. ضرر به منفعت می تواند به شکل فوت منفعت و عدم النفع باشد.

2-1-فوت منفعت

فوت منفعت مشمول دعاوی تصرف است که در آنها به منفعت خواهان لطمه وارد می شود. در دعوای تصرف، حقی که از خواهان زائل می گردد می تواند ناشی از تصرف عدوانی، ممانعت از حق و مزاحمت[5] باشد. لذا در اینجا هر کدام از دعاوی را به اختصار شرح می دهیم .

2-1-1-تصرف عدوانی

در دعوای تصرف عدوانی، خواهان، متصرف قانونی قبلی مال غیر منقول بوده و ملک به نحو عدوان از تصرف وی خارج گردیده است، حتی اگر متصرف فعلی مدعی مالکیت ملک باشد.[6] قانونگذار در واقع، به منظور ایجاد ثبات و امنیت اجتماعی به تصرف قانونی احترام گذاشته و حمایت خود را از آن دریغ نکرده تا ضعیفترها بتوانند زیر سایه عدالت توزیعی با آرامش زندگی کنند.[7] زیرا ماهیتأ رفع تصرف توأم با اقداماتی است که  ممکن است به آرامش و نظم عمومی آسیب رسانده و باعث هرج و مرج گردد. پس قانونگذار حقی برای اشخاص قائل نشده، تا راساً قادر باشند دیگران را را از حق تصرف ممنوع نمایند. حتی مالک ملک هم از این قاعده مستثنی نگردیده تا حقوق متصرف را تضیع نماید.[8]

به هرحال، تصرف عدوانی می تواند باعث فوت منفعت گردد. به عنوان مثال زمانی که زارع زمینی که قصد زراعت در مزرعه تحت تصرف خود را دارد و احدی با تصرف عدوانی از این امکان بالقوه جلوگیری می کند در حقیقت از بالفعل شدن و به دست آمدن محصول ممانعت بعمل آورده و بدین وسیله باعث فوت منفعت می گردد. همچنین است زمانی که شخصی ملک دیگری را تصرف و از آن ملک جهت سکنی یا فعالیت تجاری استفاده می کند .

2-1-2-ممانعت از حق

باتوجه به ماده 159 قانون آیین دادرسی مدنی دعوای ممانعت از حق عبارت است از: «تقاضای  کسی که رفع ممانعت از حق ارتفاق یا  انتفاع خود را در ملک دیگری بخواهد.» بعنوان مثال، اگر شخصی سالها آب مورد نیاز زمین کشاورزی خود را از مجرای آبی تأمین نموده که از ملک دیگران عبور کرده، اما مجاورین از گذراندن این مجری ممانعت نمایند و با ممانعت از اجرای این حق باعث از بین بردن منفعتی به ضرر صاحب آن شوند،  فوت منفعت باعث ضمان ممانعت کنندگان می باشد.

2-1-3-مزاحمت

برخلاف ممانعت از حق که عمل فاعل به طور کلی، مانع می گردد تا متصرف از حق خود استفاده کند. مزاحمت فعلی است که با اخلال جزئی در تصرف بی آنکه امکان بهره مندی از متصرف را سلب و غیر ممکن سازد، وی را از انتفاع کامل و مطلوب محروم می سازد؛ مثلاً اگر شخصی پنجره ای در ملک خود به طرف ملک مجاور باز کند و یا ناودان خود را طوری قرار دهد که آبریز آن از ملک مجاور بگذرد، متصرف ملک مجاور می تواند علیه او دعوای مزاحمت اقامه کند[9].

در این دعوا نیز دادگاه تصرف بدون مزاحمت سابق خواهان و مزاحمت فعلی خوانده را مورد توجه قرار داده و تنها احراز این دو امر که بدون رضایت خواهان و به غیر وسیله قانونی صورت گرفته را دنبال می کند.[10] مزاحمت نیز نمونه بارز فوت منفعت محسوب می گردد.

2-2-عدم النفع

برخی از مؤلفان حقوق در تعریف عدم النفع می گویند: ممانعت از وجود پیدا کردن منفعتی که مقتضی آن حاصل شده است؛ مانند توقیف غیرقانونی شاغل به کار، که موجب حرمان او از گرفتن مزد شده است. این حقوق دان در جایی دیگر عدم النفعی را ضرر محسوب می کند که حرمان از نفعی که به احتمال نزدیک به یقین حسب جریان عادی امور و اوضاع و احوال بخصوص مورد، امید وصول به آن نفع، معقول و متقرب و مقدور بوده است.[11] برخی آنرا محروم شدن شخص از فایده مورد انتظار می دانند.[12] و برخی دیگر آنرا اینگونه تعریف کرده اند که عدم النفع حالتی است که اگر فعل خاصی اتفاق نمی افتاد، احتمال داشت نفعی حاصل شود و به متضرر برسد.[13]

2-3- تفویت منفعت

تقویت منفعت آن است که شخصی منفعت موجودی را از بین ببرد که می تواند ناشی از غصب باشد که ضمان آن مسلم است . اما بحث بر سر نوع دیگری از منافع است که  که می تواند وجود  فعلی یا حتی عرفی داشته باشد . در نتیجه اگر متقضی وجود منافعی ایجاد شود ، چون به حکم عرف و قانون چنین منافعی مال محسوب شده و در حکم موجود است. پس اگر شخصی، حتی (بدون تحقق غصب) باعث از بین رفتن آن شود می توان آنرا به جهت اتلاف امر وجودی ، مشمول تفویت منافع دانست . به بیان دیگر در این حالت و اگر فعل خاصی واقع نمی شد یا تعهد به موقع اجرا می شد آن منفعت محققأ ( منفعت محقق و مسلم ) به متضرر می رسید؛ مثل اینکه مکانیکی متعهد شده باشد که اتوبوس دیگری را در اسرع وقت تعمیر کند ولی از انجام تعهد خود سرباز زده و مدت 10 روز شروع به تعمیر ماشین نکرده شکی نیست که مالک اتوبوس در این مدت 10 روز از درآمد محروم شده است.

[1] محمد، معین، فرهنگ فارسی، انتشارات امیرکبیر، چاپ هفتم، جلد سوم، 1371،ص 3708

[2] ناصر، کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، جلد دوم، شرکت سهامی انتشار، چاپ دوم، 1391،ص 173

[3] محمد جعفر لنگرودی، منبع پیشین، ص 483

[4] ناصر، کاتوزیان، اموال و مالکیت، انتشارات میزان، چاپ هفتم، 1382، ص 25

1 ناصر، کاتوزیان، اموال و مالکیت، ص 38، 37

[6] ماده 161 و 158 قانون آئین دادرسی مدنی ، ماده 918قانون مجازات اسلامی

[7] حسن، بادینی، منبع پیشین، ص 121

[8] عبداله ، شمس، آئین دادرسی مدنی، جلد اول، انتشارات دراک، چاپ هفتم، 1384، ص 343

[9] عبداله، شمس، منبع پیشین، ص 353

[10] ماده 133 قانون مدنی

[11] محمد جعفر ، جعفری لنگرودی ؛ منبع پیشین ،ص445

[12] حمید ، بهرامی ، سوء استفاده از حق ، چاپ دوم ، تهران ، موسسه اطلاعات ،1370 ص3 تا4

[13] سید حسن ، امامی ؛ حقوق مدنی ، جلد اول ، انتشارات اسلامیه ، چاپ 26 ، 1385 ، ص401

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ضررهای جمعی در مسئولیت مدنی

پایان نامه رهن دریایی//ماهیت رهن دریایی

ماهیت و اوصاف رهن دریایی

طلبکار بایستی برای اطمینان از وصول حق، در اندیشه‌ی «وثیقه» یا «تضمین» خاصی باشد. این وثیقه‌ها را می‌توان به دو گروه وثیقه‌ی شخصی و عینی تقسیم کرد. در وثیقه‌ی شخصی، ذمه‌ی بیگانه‌ای به ذمه‌ی بدهکار اصلی ضمیمه می‌شود و بدین وسیله آن را تضمین می‌کند. طلبکار می‌تواند در کنار بدهکار اصلی یا هنگامی‌که از وصول طلب ناامید می‌شود، به ضامن رجوع کند و هر دو دارایی را پشتوانه‌ی طلب خود داشته باشد. اما، به این نوع وثیقه نمی‌توان اعتماد کرد و وصول حق را به‌طور کامل تضمین نمی‌کند؛ چرا که احتمال دارد ضامن نیز معسر شود. برعکس، در وثیقه‌های عینی که خود  مشتمل بر سه قسم قراردادی، قضایی و قانونی است، یک مال طلب را تضمین می‌کند  و نوعی حق عینی تبعی برای بستانکار نسبت به مال مورد وثیقه ایجاد می شود. رهن از وثیقه‌های عینی قراردادی است که بر اساس آن، طلبکار بر مال معینی از اموال بدهکار حق عینی می‌یابد؛ بدین معنی که به هنگام وصول طلب بر دیگر طلبکاران حق تقدم دارد.

وانگهی، چون مدیون حق ندارد در وثیقه تصرفی کند که به زیان طلبکار باشد، محل وصول طلب همیشه محفوظ می‌ماند و طلبکار می‌تواند آن را در دست هرکس بیابد، توقیف کند[1].با ذکر این مقدمه‌ی کوتاه به بررسی ماهیت رهن و اوصاف آن در رهن دریایی خواهیم پرداخت.

 

بند اول: ماهیت رهن دریایی

همان‌طور که قبلاً اشاره شد، قانون دریایی تعریفی از عقد رهن ارائه ننموده و با توجه به اینکه رهن دریایی از حیث اصول اساسی و ماهیت و ذات با رهن مدنی هماهنگی دارد و به عبارت بهتر، دارای یک ذات و ماهیت است، می‌توان از تعریف رهن مدنی استفاده نمود. علاوه‌بر آن برای روشن‌تر شدن موضوع می‌توان رهن دریایی را این چنین تعریف نمود: رهن دریایی «عقدی» است که به موجب آن کشتی یا کرایه‌ی حمل یا بار وثیقه‌ی طلب در امور دریایی قرار می‌گیرد.

پرواضح است که همه‌ی حقوق‌دانان و فقهاء بر «عقد» بودن ماهیت رهن اتفاق نظر دارند؛ زیرا،در انعقاد این عمل حقوقی دو اراده‌ی آزاد مؤثر است و با ایجاب و قبول منعقد می‌شود. هرچند که در برخی از اقسام رهن دریایی، بنا به ضرورت و درحالت اضطرار راهن به عقد رهن روی می‌آورد،اما، باز هم ماهیت یکسان است و راهن با اراده‌ی معاملی خود تن به انعقاد قرارداد داده است؛ بنابراین، هیچ‌گاه نمی‌توان بنا به اراده‌ی یک طرف رهن دریایی را محقق و واجد آثار بدانیم.

در نهایت باید پذیرفت که رهن دریائی صورت خاصی از عقدرهن به عنوان یکی از عقود معین است که به لحاظ مقتضیات خاص حمل و نقل دریائی تحت حاکمیت مقررات خاص نیز قرار گرفته است.

برای بررسی دقیق‌تر ماهیت عقد رهن، در ادامه باید اوصاف آن را شناسایی کنیم.

[1]ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی عقود معین، جلد ۴، چاپ ۱۱، تهران: کتابخانه گنج دانش، ۱۳۸۷، ص ۴۹۵

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رهن دریایی

پایان نامه تیپ های شخصیتی:نظریه های شخصیت

نظریه های مربوط به شخصیت

الف: نظریه های روانکاوی(فروید،یونگ آدلر):

فروید:به عنوان پیشتاز و بنیان گذار نظریه روانکاوی شناخته شده است.وی به عنوان پزشک در بعضی بیماران خود متوجه ناراحتیهایی شده بود که منشاء جسمانی نداشتند و به این ترتیب ابتدامعتقد شد که این ناراحتی ها حاصل تحت کنترل مغز دوم هستند و همین مغز دوم بود که بعدها به عنوان”ناخودآگاه” یا ”  ناهشیار” معروف شد.

به اعتقاد فروید سطوح مختلف فعالیت روانی شامل سطح خودآگاه، یا آگاه است که با واقعیت تطبیق دارد.

سطح دوم سطح نیمه آگاه است. که آنچه در آن است ممکن است با واقعیت تطبیق نکند و سطح سوم یا ناخودآگاه که عمیق ترین بخش شعور استحاوی امیال و تفکراتی است که ما نسبت به انها آگاهی نداریم.همچنین شخصیت از نظر فروید شامل سه وجه است: نهاد: که مرکز تمایلات و غرایزکور است و تابع اصل لذت است.خودیا من که نماینده واقعیت ها است و تابع اصل واقعیت است و فرامن یا فراخود یا من بهتر نماینده ی سانسورهای اجتماعیو وجدان شخصی است و مانع ارضای تمایلات می شود.

نظریه فروید از جنبه های مختلف مورد انتقاد قرارگرفته است اما همچنان از سوی بسیاری از متخصصان به عنوان یک روش درمانی مورد استفاده قرار می گیرد.

نظریه یونگ: از نظر یونگ،ساختار شخصیت شامل من یا خود ناهشیارفردی،ناهشیار جمعی وو صورتهای ازلی یا کهن الگوهاست.کهن الگوها خود شامل پرسونا یا نقاب آنیما، آنیموس و سایه هستند.یونگ شخصیت ها را به دو سنخ درونگرا و برونگرا تقسیم کرده است. درونگرایان بیشتر متوجه افکار و احساسات خود بوده، محافظه کارند.به طرح و تجزیه و تحلیل نقشه ها می پردازیم.تودار و اهل مطالعه و تفکرند.در مقابل برونگرایان افرادی اجتماعی، زود جوش و اهل معاشرتندو به ارزشها وعوامل عینی بیشتر توجه دارند.یونگ برای هر سنخ شخصیتی چهار کارکردقائل شد که عبارتند از:شهود،عاطفه احساسی،و تفکر که بدین ترتیب در مجموع هشت سنخ شخصیتی می توان برشمرد.شامل درونگرای احساسی،درونگرای شهودی،درونگرای متفکر و … نظریه یونگ نیز از انتقادات مختلف مصون نمانده است.محور اصلی این انتقادات بر ذهنی بودن و غیرقابل سنجش بودن مفاهیم نظریه او استوار است.

نظریه آدلر: آدلر که مکتب روانشناسی فردی را بنیان نهاده است نظریه خود را بر مبنای تعدادی اصول بنا نهاده است که عبارتند از:اصل حقارت،اصل برتری جویی،اسلوب زندگی،ترتیب تولد،خودآگاهی،علاقه اجتماعی،غایب و هدف زندگی و خود خلاق.آدلر با توضیح این مفاهیم کوشیده است،تا چگونگی شکل گیری شخصیت را توضیح دهد.مهم ترین اصل بنیادی در نظریه آدلر،اصل حقارت است که به نظر او در همه کس به خاطر منعت ها و ناتواناییهای که دارد عقده حقارت ایجاد می کند و از آن پس همه تلاشها و کوششهای فرد در زندگی به خاطر جبران این عقده حقارت انجام می گیرد.

نظریه آدلر نیز از انتقاد مصون نمانده است.مهم ترین انتقاد وارده بر آدلر از جهت ذهنی بودن مفاهیم او بوده است.منتقدان مفاهیم آدلر را قابل سنجش علمی نمی دانند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تفاوت بین انواع تیپ های شخصیتی در بین دانشجویان دارای اضافه وزن و عادی

پایان نامه حقوق دریاها/:سازمان هاي بين المللي دریانوردی

سازمان‌هايی كه در بخش دریایی و بندری جهان بازیگر اصلی ایمنی در بنادر و دریا هستند

بروز حوادث وخيم، كشورهاي جهان را به همكاري درزمینه دستيابي به حمل‌ونقل ايمن و كارآمد دريايي ترغيب كرد. اقدامات لازم در جهت بین‌المللی کردن قـوانين در چندين مرحلـه صورت گرفت: ابتدا، یکسان‌سازی مقـررات داخلي از طريق معـاهده‌ها (کنوانسیون‌ها) و توافقات دوجانبه يا تفاهمات بين ‌ملل دريايي پيشرو به وقوع پيوست. سپس، كشورهاي فوق به‌منظور ايجاد قوانين جهاني اجلاس‌هایی بين‌المللي منعقد كردند و درنهایت، سازمان‌های بين ‌دول مسئوليت انجام كار را بر عهده گرفتند و به‌منظور نظم‌بخشی به امر ايمني در دريا و حفظ محیط‌زیست دريايي، تصويب اسناد بين‌المللي را سرعت بخشيدند. سازمان‌های بين دول سازمان‌هایی هستند كه در سطح جهاني فعاليت مي‌كنند. اين سازمان‌ها، محل تجمع و تصميم‌گيري كشورها هستند و به‌طور اخص به سازمان‌دهی حمل‌ونقل دريايي مي‌پردازند. علاوه بر اين سازمان‌ها، سازمان‌های ديگري نيز، به امر تدوین استانداردها، جمع‌آوري داده‌ها و پيشگيري از حوادث و محافظت از محیط‌زیست دريايي مشغول‌اند.

لذا قوانين و مقررات استانداردهای ايمني در حمل‌ونقل بندري و دريايي به دو صورت مطرح می‌گردد:     قوانين، مقررات و استانداردهاي بین‌المللی- قوانين، مقررات و استانداردهاي ملي

2-4-1 سازمان هاي بين المللي

سازمان‌های بین‌المللی درواقع اتحادیه‌ای از كشورها هستند كه بر اساس معاهده‌ای به‌منظور تحقق اهداف مشترك و در جهت ايجاد كاركردي ويژه ایجادشده‌اند. سازمان‌های بین دول، به دو گروه عمده تقسيم مي‌شوند: سازمان‌های وابسته به سازمان ملل متحد و آژانس‌های تخصصي، كه براي تنظيم و اجراي عهدنامه‌هاي خاصي تأسیس مي‌شوند. سازمان بين‌المللي دريانوردي، سازمان بين‌المللي كار، اتحادیه بين‌المللي مخابرات و سازمان جهاني هواشناسي، سازمان‌هایی وابسته به سازمان ملل متحد هستند كه براي پيشبرد ايمني در دريا فعاليت مي‌كنند. سازمان بين‌المللي ماهواره دريايي و سازمان بين‌المللي آب‌نگاري نيز، به‌طور مستقل از سازمان ملل متحد فعاليت مي‌كنند.

2-4-2 سازمان‌های وابسته به سازمان ملل متحد

سازمان‌های تخصصی سازمان ملل متحد مجموعه سازمان‌های زیرمجموعه سازمان ملل متحد هستند که نهادهای وابسته به شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد را به‌پیش می‌برند. این سازمان‌ها خاستگاه‌های مختلفی دارند و برخی به‌موجب پیمان‌نامه‌های چندجانبه میان کشورها، به وجود آمده‌اند؛ ولی به‌مرورزمان همگی تحت رهبری نظام سازمان ملل متحد درآمدند و بر پایه مفاد ۵۷ و ۶۳ منشور سازمان ملل متحد، یکی از ارکان آن شده‌اند. این سازمان‌ها که امروزه تعداد آن‌ها به ۲۰ عدد رسیده است، دارای محدوده‌ها و قلمروهای متعددی هستند و شمار قابل‌توجهی از جمعیت جهان را تحت تأثیر قرار داده‌اند. كه در ادامه به ساختار تشکیلاتی و هدف از تشكيل اين سازمان‌ها اشاره می‌شود.

2-4-3 سازمان بين‌المللي دريانوردي

طرح تأسیس سازمان بین‌المللی دریانوردی یا آیمو1 در ۶ مارس ۱۹۴۸ در اجلاسي که در ژنو برگزارشده بود به تصویب رسید. این سازمان ۱۰ سال بعد اجرایی گردید و از سال ۱۹۵۸ شروع به کار در جامعه بین‌المللی نمود. سازمان مذکور سابقاً سازمان مشورتی دریایی بین‌الدول2 خوانده می‌شد اما از سال ۱۹۸۲ به سازمان بین‌المللی دریانوردی تغییر نام داد. هدف سازمان بین‌المللی دریانوردی، تسهیل همکاری و مبادله اطلاعات میان کشورهای عضو درزمینه موضوعات فنی مربوط به کشتی‌رانی و به وجود آوردن عالی‌ترین معیارهای ایمنی دریایی است. سازمان مذکور نقطه عطفی در جامعه بین‌المللی به شمار می‌آید چراکه این نخستین بار است که یک رکن بین‌المللی صرفاً اختصاص به مسائل دریایی دارد. این سازمان هم‌اکنون با ۱۷۰ عضو و ۳ عضو وابسته یکی از مؤسسات تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد است و مقر آن در لندن (انگلستان) می‌باشد. سازمان بين‌المللي دريانوردي يك سازمان كاملاً تخصصي درزمینه حمل‌ونقل دريايي است كه به‌منظور افزايش ايمني در دريا تشکیل‌شده است. ازآنجایی‌که كشتيراني صنعتي بین‌المللی است، اغلب كشورها دریافته‌اند درصورتی‌که اقدامات به‌منظور افزايش ايمني به‌صورت بین‌المللی انجام گيرد بسيار مؤثرتر خواهد بود. به‌طور مختصر سازمان بين‌المللي دريانوردي با معرفي ماهيت و کلیه توانمندی‌های خطرناك يك كالا در سيستم حمل‌ونقل دريايي و چگونگي برخورد با كالا در کلیه مراحل حمل‌ونقل به دنبال رسيدن به هدف اصلی ايمني حمل‌ونقل دريايي با كاهش کلیه ریسک‌ها و خطرات ناشي از حمل‌ونقل طبقه‌بندی‌های مختلف كالا می‌باشد.

1 International Maritime Organization(imo)

2 Inter-Governmental Maritime Consultative Organization

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رویکرد ایران به کنوانسیون 1982 حقوق دریاها و علل عدم تصویب آن توسط جمهوری اسلامی ایران

پایان نامه درباره هوش اخلاقي/:تاريخچه تعهد سازمانی

تاريخچه تعهد سازمانی[1]

مفهوم تعهد سازمانی برای اولین بار توسط بوکانان[2] در سال1974 مطرح شد که تنها به یک بعد از تعهد یعنی تعهد عاطفی با به کارگیری شیوه های رفتاری و نگرشی اشاره داشت. در همان سال پورتر و همکاران این مفهوم را عملیاتی کردند. سپس آلن و می‌یر و اسمیت[3] در سال 1990، با ترکیب سه بعد عاطفی، مستمر و هنجاری پرسش نامه تعهد سازمانی را تهیه و تدوین کردند. در سال 2004 آلن و می‌یر با هدف بهبود مسائل عقلایی- روانی این پرسش نامه را اصلاح کردند(کانشیرو[4]، 2008).

تعاریف تعهد سازمانی :

تعهد سازمانی نوع نگرش شغلی است و عبارتست از حالتی که عضو سازمان، هدفهای سازمان را معرف خود می داند و آرزو می کند که در عضویت آن سازمان بماند. لذا در جهت تحقق اهداف سازمان تمام تلاش و سعی خود را می نماید(رابینز[5] ، ترجمه پارساییان واعرابی ، 1378).

شایان جهرمي (1382)، معتقد است که تعهد سازمانی، حد و اندازه ای است که کارکنان نسبت به انجام کارها خود را متعهد می داند.

سالانسیک[6]، تعهد را حالتی می داند که در آن فرد با اعمال خویش و از طریق این اعمال اعتقاد      می یابد که به فعالیتهایش تداوم بخشد و مشارکت خود را در انجام دادن آن حفظ کند، یعنی تعهد زمانی واقعیت می یابد که فرد نسبت به رفتار و اقدامات خود احساس مسئولیت و وابستگی کند(رشيدي، 1389).

بوکانان، تعهد سازمانی را نوعی وابستگی تعصب آمیز و عاطفی به اهداف و ارزش های سازمان فارغ از ارزش ابزاری آن می ماند(ساروقی، 1375).

پورتر[7] و همکارانش (1974) تعهد را به عنوان شدت تعیین هویت فرد با سازمان خاص و
میزان درگیری و مشارکت با آن سازمان تعریف نموده اند. شاخص مورد استفاده آنها جهت سنجش این متغیر شامل ارزیابی تمایل به باقی ماندن در سازمان و تعیین هویت فرد با ارزشهای سازمان می باشد.

تعهد عبارتست از به گردن گرفتن کاری، به عهده گرفتن، نگاه داشتن، عهد بستن، پیمان بستن و نیز عبارتست از :

1-  عمل متعهد شدن به یک سو یا یک باور.

2- عمل ارجاع یا اشاره به یک موضوع.

3- تقبل یا به عهده گرفتن کاری در آینده .

4- حالت یا وضعیت اجبار یا الزام عاطفی به انجام کاری( سنجری، 1375).

ازنظر مودی (1998)، تعهد سازمانی به قدرت علاقه مندی فرد برای یکپارچگی و مشارکت در فعالیتهایی اطلاق می شود که در سازمان به آنها اشتغال دارد. تعریف فوق از لحاظ مفهومی سه ویژگی زیر را بیان می کند:

1ـ پیوند با اهداف سازمان و پذیرش آنها؛

2ـ میل به تلاش قابل توجه برای نام سازمان؛

3ـ آرزو و اشتیاق برای استمرار عضویت در سازمان؛

 

آلن و مایر[8] (1991)، تعهد را به ابعاد سه گانه تعهد عاطفی (بیانگر پیوستگی عاطفی کارمند با ارزشها و اهداف سازمان)، تعهد مستمر (بیانگر هزینه های ناشی از ترک سازمان و اجبار به باقی ماندن در سازمان) و تعهد هنجاری(بیانگر احساس تکلیف و دین به باقی ماندن در سازمان) تقسیم و تعریف نموده اند.

سامرز[9](1995)، تعهد سازمانی را عبارت از گرایش کارمند به سازمان که بر حسب وفاداری به سازمان، تعیین هویت با آن و میزان چالش و تلاش وی در سازمان مشخص می شود، می داند.

شرمر هورن، هانت و آزپرن[10] (1997) معتقدند که تعهد سازمانی ارتباط تنگاتنگی با رضایت شغلی دارد و عبارتست از میزانی که یک شخص قویا خود را با سازمان تعیین هویت کرده و نیز خودش را به عنوان بخشی از سازمان احساس می کند. شخصی که از تعهد سازمانی بسیار بالایی برخودار است به سازمان بسیار وفادار می باشد. (به نقل از ایزدی، 1386).

تعهد سازمانی فرایندی است که به موجب آن افراد اهداف و ارزش های سازمان را می پذیرند و آنها را درون اهداف و ارزشهای شخصی خود جا می دهند(کانشیرو، 2008).

خورشیدی(1378) نیز معتقد است که تعهد نوعاً به عنوان وجود یک اعتبار روانی برای سازمان در شخص شناخته شده است و خود در برگیرنده عناصری مثل تعلق شغلی، ثبات قدم (وفاداری) و اعتقاد به ارزشهای سازمان می باشد. زنجیره پذیرش، سازگاری و درونی سازی فرایندی است که منجر به شکل گیری تعهد سازمانی می گردد. فضای فرهنگی سازمان زایشگاه تعهد سازمانی است. اگر این فضا از آب و هوای مناسبی برخوردار نباشد، نباید انتظار داشت که موارد تعهد اگر هم بوجود آید کامل و بی نقص باشد(به نقل از ایمانی، 1389).

بارون و گرینبرگ[11] (1990) معتقدند که تعهد سازمانی عبارتست از نگرش مثبت یا منفی افراد نسبت به کل سازمانی که در آن مشغول به کارند.

به طور کلی تعهد سازمانی به درجه ای که یک شخص ارزشها، اهداف، حس وظیفه شناسی و وفاداری به سازمان خود را درونی می کند بر می گردد. این نوع تعهد منعکس کننده یک هماهنگی بین نیازها و ارزش های شخص و سازمان می باشد که به موجب آن یک هدف واحد نیرومند در بین کارکنان و گروه های کاری ایجاد می گردد. (کاشمن[12]، 1992).

تعهد سازمانی از موضوعات مهم در سازمان‌ها می‌باشد؛ به ‌طوری ‌که بر اساس آنچه در سازمان‌ها مورد مشاهده و مطالعه قرار گرفته است، میزان بهره‌مندی کارکنان سازمان از تعهد سازمانی و یا به ‌عبارتی ساده‌تر میزان متعهد بودن اعضای سازمان به آن، به ‌طور مستقیم بر کاهش و یا افزایش عملکرد سازمانی افراد و نهایتاً کارآیی و اثربخشی سازمان تأثیر مستقیم خواهد داشت. صاحب ‌نظران متعدد، برای تعهد سازمانی تعاریف گوناگونی ارائه نموده‌اند که نظرات و تعاریف غالب و مورد نظر در این تحقیق آورده شده است. شهید مطهری درباره تعهد چنین می‌گوید: تعهد به معنی پایبندی به اصول و فلسفه یا قراردادهایی است که انسان به آن‌ها معتقد است و پایدار می‌باشد(صمدی و مهدوی‌خو، 1388).

بوکانان[13] از تعهد به ‌عنوان نوعی وابستگی به سازمان و اهدافش به دلایل شخصی فرد، یاد می‌کند: تعهد نوعی وابستگی عاطفی و تعصب‌آمیز به ارزش‌ها و اهداف یک سازمان است. وابستگی نسبت به نقش فرد در رابطه با ارزش‌ها و اهداف سازمان، به خاطر خود(صمدی و مهدوی‌خو، 1388).تعهد حالتی از شخصیت است که در آن فرد از طریق اقدامات و فعالیت‌هایی که انجام می‌دهد محدود و مقید شده و به دلیل انجام همین اقدامات این باور در فرد ایجاد می‌شود که باید چنین فعالیت‌هایی را تداوم بخشیده و درگیری مؤثر خویش را در انجام آن‌ها اثبات نماید(سالانسیک[14] به نقل از صلاحی، 1391).

مودی و همکاران[15] وی نیز معتقدند تعهد سازمانی میزان هویتی است که افراد سازمان از سازمان خود می‌گیرند، ایشان بیان می‌دارند: تعهد سازمانی عبارت است از قدرت و مقدار هویتی که یک فرد با سازمان خود احساس می‌کند(بهاری‌فر و جواهری‌کامل، 1389).

[1] . Organizational commitment

[2].  Buchanan

[3].  Allen&Meyer&Smith

[4] . Kaneshiro

[5] . Robinss

[6] . Salancik

[7]. Porter

[8] . Allen,mayer

[9] . Somers

[10] . Shermerhorn & hunt& osborn

[11] . Baron & Greenberg

[12] .Kashman

[13]. Buchanan

[14]. Salancik

[15]. Mowday et al

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه هوش اخلاقي با تعهد سازماني و اعتماد سازماني در بين كاركنان دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت

پایان نامه سازگاری زناشویی/:نظریه شخصیت آلپورت

رویکرد شناختی، نظریه کلی[1]

رویکرد شناختی به شخصیت بر شیوه هایی تمرکز دارد که مردم توسط آن ها فرد و محیط شان را می شناسند یعنی این که چگونه آن ها را درک می کنند. ارزیابی می کنند، یاد می گیرند، فکر می کنند و مشکلات را حل می کنند. این واقع یک رویکرد روان شناختی به شخصیت است. زیرا منحصرا بر فعالیت های ذهنی هشیار تمرکز می کند. نظریه کلی به نظریه سازه های شخصی معروف است. محور بحث او این است که انسان از یک سو موجودی است عاقل و دارای شناخت و از سوی دیگر، موجودی است که برای تعبیر و تفسیر رویدادهای زندگی خود از سازه هایی که خود می سازند، استفاده می کند. به یک معنی، هر انسان از نظر کلی دانشمندی است که عاقلانه با روش عملی خاص خود پدیده ها را تعبیر و تفسیر میکند (کریمی، 1383).

در نظریه کلی سبک شناختی بعد مهم شخصیت است به نظر وی افرادی که از نظر پیچیدگی شناختی بالا هستند می توانند در بین مردم تنوع بسیار زیادی را ببینند و قادرند به راحتی یک شخص را در طبقات اجتماعی زیادی قرار دهند و بهتر می توانند رفتار دیگران را پیش بینی کنند. آن ها در مقایسه با افرادی که از نظر سادگی شناختی بالا هستند آسان تر می توانند تفاوت های موجود بین خودشان و دیگران را تشخیص دهند، معمول تر هستند و هنگام تعبیر نمودن دیگران بهتر می توانتد با اطلاعات ناسازگار برخورد کنند اما اشخاصی که از نظر سادگش شناختی بالاتر هستند احتمالا دیگران را در یک طبقه جای می دهند و هنگام قضاوت کردن در مورد دیگران کمتر قادر به درک تفاوت ها هستند ( شولتز ، 1998،سيدمحمدي،1385).

 

نظریه آلپورت [2]

آلپورت به بررسی شخصیت بر پایه چند اصطلاح و مفهوم مهم قرار دارد : 1- انگیزش هشیار  2- افراد برخوردار از سلامت روانی  3- رفتار تاثیرگذار  4- بی نظیر بودن هر فرد  5- نگرش التقاطی به نظریه های دیگر. آلپورت احتمالا اولین نظریه پرداز شخصیت بود که افراد برخودار از سلامت روانی را بررسی می کرد. شخصیت های پخته با رفتارهای تاثیرگذار مشخص می شوند. یعنی نه تنها به محرک های بیرونی واکنش نشان می دهند بلکه همواره قادرند به شیوه های تازه و مبتکرانه بر محیط شان تاثیر بگذارند و باعث شوند محیط شان به آنها واکنش نشان دهد. رفتار تاثیر گذار صرفا به سمت کاهش تنش ها هدایت نمی شود، بلکه به سوی ایجاد تنش های جدید نیز گرایش دارد.

تعداد کمی از روانشناسان در تعریف اصطلاحات به اندازه آلپورت دقیق بوده اند. روشی که او در تعریف پیش گرفت، کلاسیک است. او ریشه کلمه پرسونا را تا ریشه های یونانی از جمله معانی زبان لاتین ردیابی کرد و پس از آن 49 تعریف از شخصیت را به صورتی که در الهیات،فلسفه، حقوق ، جامعه شناسی و روان شناسی به کار می رفتند به دست آورد. او بعداً پنجاهمین تعریف را ارائه کرد که در سال 1973 عبارت بود از سازمان پویای درون شخصی ، که از نظام های روانی- جسمانی تشکیل شده اند. که الگوهای شاخص رفتار، افکار و احساسات شخص را ایجاد می کنند (آلپورت 1937، اسماعیلی فر، 1390).

از تعریف فوق می توان فهمید که از نظر وی، شخصیت مجموعه از اجزای جدا از هم نیست، بلکه دارای سازمان است. شخصیت غیر فعال نیست بلکه فعال و دارای فرآیندهایی است. شخصیت یک مفهوم روانشناختی است، با این وجود به طور تنگاتنگی با بدن جسمانی گره خورده است. شخصیت یک نیروی علّی است و کمک می کند مشخص کنیم شخص چگونه با محیط در ارتباط است شخصیت نه به یک طریق بلکه به شیوه های مختلف              یعنی در رفتار، افکار و احساسات ما متجلی می شود (شولتر 1998، ترجمه سید محمدی 1381).

[1] Kelly

[2] Alport

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی

پایان نامه راهبرد تجاری سازی:موانع تجاری سازی

موانع تجاری سازی

اگرچه تحقیقات بسیاری موانع موجود در فرگرد تجاری سازی را بررسی نموده اند، اما متاسفانه اکثر تحقیقات انجام شده در حوزه علوم فنی – مهندسی متمرکز گشته اند. می توان گفت تجاری سازی در جهان در حوزه علوم فنی – مهندسی پیشرفت بسیاری نموده است اما تجاری سازی در حوزه علوم انسانی نسبت به آن در جایگاه عقب تری قرار دارد. در ایران تجاری سازی در حوزه علوم انسانی در ابتدای مسیر قرار دارد به طوری که به تازگی با مطرح نمودن الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، این مساله مورد توجه قرار گرفته است در حال حاضر کشور آمریکا تنها کشوری است که فناوری های نرم در حوزه علوم انسانی را به رسمیت شناخته و امکان ثبت آن ها را فراهم نموده است(OECD,1997). اگر چه محققان ابتدا به دنبال بررسی تحقیقاتی بوده اند که موانع تجاری سازی را در حوزه علوم انسانی بررسی کرده اند، اما متاسفانه در این راستا تحقیق قابل ذکری یافت نشد، در این میان فقط می توان به تحقیق کاکبورن اشاره نمود که موانع تجاری سازی در حوزه علوم انسانی را بدین شرح شناسایی نموده است: عدم وجود قوانین حمایت کننده تجاری سازی دانش، عدم توجه به پیامدهای تجاری سازی در حوزه های فناوری نرم، فقدان روش های تحقیق بین رشته اس متناسب با مفهوم تجاری سازی دانش، عدم وجود حلقه های ارتباطی مناسب در این حوزکوک برن و های اسمیت[1]،2001). برخی از عمده ترین موانعی که به کرات توسط محققان در فراگرد تجاری سازی دانش شناسایی شده است بدین شرح می باشد: مخالفت برخی دانشگاهیان با انتقال تجاری دانشاتزکوویتز و همکاران،2003)، وجود بروکراسی و عدم انعطاف پذیری نظام مدیریتی دانشگاه(سمسون و گوردون[2]،1993)، عدم آزادی عمل استادان در مشارکت در فعالیت های کسب وکار(پلوا[3]،2005)، عدم انگیزه دانشگاه به تجاری سازی(دی باکر و وجلر[4]،2005) ، و نیز قوانین ضعیف حفاظت از دارایی های فکری، وابستگی دانشگاه به بودجه های دولتی، عدم شناخت دانشگاه از نیازها و اولویت های بخش کسب وکار، منابع متفاوت فعالات صنعت و دانشگاهیان، عدم حمایت های مالی دانشگاه از پژوهشگران برای بهره برداری از دانش تولید شده توسط آن ها، منافع ناکافی اختصاص داده شده برای انتقال فناوری توسط دانشگاه، ناکافی بودن سهم استادان از درامدهای حاصل از تجاری سازی(پلوا،2005).تفاوت های صنعت و دانشگاه و فعالان آن ها نیز مورد توجه برخی پژوهشگران قرار گرفته است. در میان تفاوت های بین صنعت و دانشگاه می توان به تفاوت های موجود در اهداف دو طرف، طولانی بودن زمان پژوهش های دانشگاهی، تفاوت انگیزه های افراد در دانشگاه و صنعت، تفاوت در نکات مورد تاکید و در نتیجه سوالات پژوهشی متفاوت در این دو بخش اشاره کرد(فونتانا و همکاران،2006).

به صورت کلی فراگرد انتقال دانش از دانشگاه ها به مشتریان آنها با موانعی روبرو است كه به برخی از عمده‎ترین آنها در ادامه اشاره می­شود:

مدیریت غیر اثربخش مالكیت دارایی های فكری دانشگاه: افزایش اخیر در انتقال فناوری از دانشگاه به صنعت كه از طریق دفاتر انتقال فناوری مدیریت می شود، منجر به رشد مداومی در وقوع و پیچیدگی پژوهش های مشاركتی بین دانشگاه ها و شركت­ها شده است. این امر منجر به تنش و عدم كارآیی قابل ملاحظه ای در مدیریت دارایی فكری دانشگاه شده است. زیرا مدیریت رسمی مجموعه ای از دارایی های فكری دانشگاهی، پدیده ای نسبتاً جدید است(سیگل و همکاران،2003).

مخالفت برخی دانشگاهیان با انتقال تجاری دانش: برخی از دانشمندان و صاحب نظران به پارادایم كارآفرینانه به عنوان تهدید برای تمامیت سنتی دانشگاه ها می نگردند و معتقدندكه باید با گرایش به كارآفرینی در دانشگاه ها مقابله كرد زیرا منافع مالی می تواند منجر به از بین رفتن نقش دانشگاه به عنوان منتقد مستقل جامعه گردد (اتزکوویتز،2003).

عدم انگیزه پژوهشگران در تجاری­سازی یافته­ها و اختراعات خود: یكی از موضوعات مهم پیش روی دانشگاه ها این است كه آیا پژوهشگران انگیزه كافی برای اعلام اختراعات خود و مشاركت در توسعه بیشتر آن از طریق توافقنامه های واگذاری امتیاز، دارند(دی باکر و وجلر،2005) .

اغلب فرهنگ دانشگاه تحت تسلط “انتشار یا نابودی”[5] است و این فرهنگ ماهیتاً باعث می­شود كه دانشگاه تمایلی به تجاری سازی، نداشته باشد. اگرچه گرایش به سمت توسعه دانشگاه ها و حوزه های دانشگاهی كارآفرین با “مأموریت سوم” توسعه اقتصادی، وجود دارد، اما مشكلاتی در اجرایی شدن آن وجود خواهد داشت (اسپیلینگ،2004).

تفاوت های فرهنگی بین دانشگاه و صنعت: یافته های حاصل از بررسی موارد مختلف، تأكید زیادی بر نیاز به مدیریت تفاوت های اجتناب ناپذیر فرهنگی بین دانشگاهیان و صنعت دارند، با این حال برجستگی این موضوع در موارد مختلف، متفاوت است. موضوعات فرهنگی اصلی بروز یافته در برخی تحقیقات، نیاز به اولویت ها و مقیاس زمانی مشترك هستند(بارنس و همکاران[6]،2004). بیشتر پژوهشگران دانشگاهی به پول به عنوان ابزاری برای پیشرفت علمی می نگرند، برعكس صاحبان كسب و كار كه به پول به عنوان هدف نگریسته و علم را تنها ابزاری برای رسیدن به آن هدف می دانند (سمسون و گلدنر،1993). این روابط نشانگر تفاوت های فرهنگی در این دو دنیاست.

در سیستم ارزشی دانشگاه، به نظر می رسد كه تغییر سه خصیصه بسیار دشوار می باشد، انگیزه ” انتشار یا نابودی”، رابطه مبهم پژوهشگران با پول و ماهیت “غیرجذاب[7]” پژوهش های دانشگاهی (Ndonzuau et al., 2002, 283)

[1] Cokburn & Highsmith

[2] Samson & Gurdon

[3] Plewa

[4] Debackere & Veugelers

[5] publish or perish

[6] Barnese, et.al

[7] disinterested

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

عوامل موثر بر انتخاب راهبرد تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی در دانشکده های دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

پایان نامه توانمندسازی کارکنان:-رويكردهاي توانمندسازي

رويكردهاي توانمندسازي

صاحبنظران علوم سازماني از سه‌رويكرد مختلف به بحث پيرامون موضوع توانمندسازي پرداخته‌اند.

 

2-8-1 رويكرد ارتباطي توانمندسازي

اين رويكرد، عنوان يك فرآيند بالا به پايين و ماشيني تعريف مي‌گردد و بيان مي‌دارد قدرت فرد وابستگي او را در ارتباط با ديگران نشان مي‌دهد (اسپرتيزر، 1996).

بر اساس اين ديدگاه توانمندسازي فرآيندي است كه از طريق آن يك رهبر يا مدير سعي در تقسيم قدرت خود در بين زيردستانش دارد (كانگرو كانونگو ، 2005).

 

2-8-2 رويكرد انگيزشي توانمندسازي

به اعتقاد كانگرو كانونگو (2005)، توانمندسازي كاركنان عبارت است از فرآيند تقويت شايستگي كاركنان سازمان از طريق شناسايي و تعيين شرايطي كه باعث احساس بي‌قدرتي در آنها و كاهش انگيزه آنان مي‌شود. برخلاف رويكرد ارتباطي كه هدف آن قدرتمندسازي و استراتژي آن توزيع قدرت است در رويكرد انگيزشي، هدف تواناسازي و استراتژي آن تقويت كفايت نفس است (كانگرو كانونگو، 2005)

 

2-8-3 رويكرد شناختي توانمندسازي

نظريه‌پردازان اين رويكرد معتقدند كه توانمندسازي كاركنان موضوعي چند وجهي است و نمي‌توان صرفاً بر پايه يك مفهوم خاص به بررسي آن پرداخت. از همين رو، آنان توانمندسازي كاركنان را به عنوان فرآيند افزايش انگيزش دروني آنان جهت انجام وظايف محوّله به آنها تعريف نموده‌اند كه در يك مجموعه از ويژگي‌هاي شناختي زير متجلّي مي‌گردد (توماس ولتهوس، 1990، اسپرتيزر 1995).

  • پيامد يا مؤثّر بودن

كاركنان بايد به اين باور برسند كه با انجام وظايف شغلي محوّله مي‌توانند نقش مهمّي در جهت تحقق اهداف تعيين شده بردارند.

  • شايستگي

عبارت است از باور كاركنان نسبت به قابليت‌هايشان براي انجام مؤفقيّت‌آميز وظايف محوّله

  • معناداري

معني‌داري، به ارزش يك هدف كاري بر مبناي ايده‌آل‌ها و استانداردهاي كاركنان برمي‌گردد. اگر مديران وظيفه‌اي را كه انجام مي‌دهند، با ارزش تلقي كنند، آن وظيفه معيّن براي آن‌ها داراي ويژگي معني‌داري است.

  • حق انتخاب

اين ويژگي اشاره به آزادي عمل كاركنان در زمينه تعيين فعّاليّت‌هاي لازم براي انجام وظايف شغل دارد (محمّدي، 1381).

 

2-9 استراتژي‌هاي توانمندسازي

وظيفه رهبران سازمان،   فراهم ساختن تسهيلاتي جهت پياده‌سازي استراتژي توانمندسازي است. اين استراتژي‌ها به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم موجب تغيير نگرش و رفتار كاركنان مي‌شوند و زمينه را براي تربيت نيروي متخصّص و توانمند مهيّا مي‌سازند.

چاديها و همكاران[1]  (2004)، به سه استراتژي مهم در توانمندسازي كاركنان اشاره مي‌كند:

  • استراتژي افزايش آگاهي جمعي از طريق داستان‌گويي

كاركنان از طريق مشاركت در گروههاي كوچك به شرح داستان فردي خود در رابطه با وظايف‌شان و يا تجربيات‌شان كه در هر ماه براي آنها اتّفاق افتاده است، ‌پرداخته و از اين طريق درباره مسائل و مشكلات خودشان به تفكّر و گفتگو مي‌پردازند (چاديها و همكاران، 2004).

  • استراتژي آموزش مهارت‌هاي حل مسئله

در اين استراتژي بايد به كاركنان اجازه داد كه مشكلات خود را براساس محتواي داستان‌هايي كه در يك محيط همكارانه شكل مي‌گيرد، شناسايي و حل كنند.

  • استراتژي آموزش‌هاي مهارت‌هاي پشتيباني و تجهيز منابع سازماني مي‌تواند از طريق نوشتن، محبّت كردن و يا سخنراني يك قانونگذار و يا فرد سياسي، حمايت جمعي را در سازمان اشاعه دهد. در صورتي كه كاركنان بدانند كه منابع براي پيشرفت فردي آنها در سازمان مهيّاست و حمايت‌هاي لازم در اين مسير نيز وجود دارد، توانمندسازي با سرعت و شتاب بالايي انجام مي‌پذيرد (چاديها و همكاران 2004).

 

[1]  . Chadiha

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

شناسایی و اولويّت بندی عوامل مؤثر بر توانمندسازی کارکنان در راستای مشتری مداری (مطالعه موردی :پرسنل صف مدیریت شعب بانک سپه منطقه مرکزی تهران)

عرضه عمومي اوراق بهادار:-پایان نامه درباره خرید سهام

قانون مربوط به عرضه عمومي اوراق بهادار

شركت­ها مي‌توانند پس‌انداز مردم را از طريق فروش اوراق بهادار جذب و آنرا صرف سرمايه‌گذاري نمايند. هنگامي مردم اقدام به خريد سهام شركت‌ها مي‌كنند كه مطمئن باشند قانون حمايت از منافع سرمايه‌گذاران وجود دارد و يك نهاد دولتي بر شيوة عرضه اوراق بهادار به عموم نظارت مي‌كند. اين مرجع دولتي بايد شركتها را وادار كند كه قبل از انتشار اوراق بهادار، اطلاعات موردنياز سرمايه‌گذاران را بطور دقيق در اختيار آنان قرار دهد تا بتوانند ضمن بررسي ريسك و نرخ بازدهي شركت ارزش اوراق بهادار را تعيين و نسبت به خريداري سهام تصميم‌گيري نمايند. مرجع نظارت‌كننده دولتي بايد شركتهايي را كه از ارائه اطلاعات صحيح و جامع طفره مي­روند از انتشار و فروش اوراق بهادار عمومي منع كند. در كشورهاي صنعتي، مقررات و قوانين جامعي در مورد فروش اوراق بهادار به عمومي وضع شده است. به عنوان مثال به موجب قانوني كه در سال 1933در آمريكا وضع گرديده است كميسيون بورس و اوراق بهادار بر عرضه عمومي اوراق بهادار نظارت دارد. اين كميسيون، شركتها را وادار مي‌كند تا اطلاعات دقيقي در مورد اوراق بهادار و شركت منتشر نمايند. همچنين اين كميسيون براي انتشار اطلاعات ناقص و گمراه‌كننده، جريمه‌هاي سختي در نظر گرفته است. براساس اين قانون تمام كساني كه به گونه‌اي در تهيه اطلاعات دست دارند، مانند مديران، حسابداران، كارشناسان رسمي دادگستري و وكلاي حقوقي مسئول صحت اطلاعات ارائه شده هستند و هر يك از آنان مسئول جبران ضرر و زياني مي­باشند كه خريداران اوراق بهادار در رابطه با اطلاعات نادرست و ناقص متحمل مي­شوند(برادشو و همكاران[1]، 2006). جهت حمايت از سرمايه‌گذاران، شركتها بايد قبل از فروش اوراق بهادار به مردم، اطلاعات مورد نياز را براي بررسي به كميسيون بورس و اوراق بهادار ارائه نمايند. كميسيون پس از حصول اطمينان از صحت و جامعيت اطلاعات، اجازه فروش اوراق بهادار را صادر مي­كند. بايد توجه داشت كه اين كميسيون هيچ‌گونه اظهار نظري در مورد ارزش اوراق بهادار نمي‌كند. ارزيابي اوراق بهادار و اتخاذ تصميم‌ نسبت به خريد آنها به عهده سرمايه‌گذاران است. شركتهايي كه قصد فروش سهام عادي به عموم دارند بايد اطلاعات زير را در كتابچه‌اي كه معروف به اعلاميه پذيره‌نويسي[2] است چاپ كنند. بر روي جلد اعلاميه، اطلاعاتي مثل: تاريخ آن، تعداد سهام و قيمت فروش، كميسيون و تخفيف‌هاي پذيره‌نويسي و عوايد حاصل از فروش سهام براي شركت درج مي‌گردد. اعلاميه پذيره‌نويسي معمولا حاوي اطلاعات زير مي‌باشد:

1- خلاصه اطلاعات: شامل شرح مختصري از وضع شركت، موضع فعاليت آن، اوراقي كه عرضه شده‌اند و مقدار و كاربرد درآمد حاصل از عرضه اوراق بهادار. عوامل مهم خطرزا بايد به صورت جداگانه ارائه شوند.

2- رقيق کنندگی[3]: هر گونه كاهش ارزش سهام، به سبب فروش اوراق بهادار قابل تبديل به سهام عادي.

3- مصرف درآمد حاصل از فروش اوراق بهادار: شركت در اين قسمت چگونگي استفاده از درآمد حاصل از فروش اوراق بهادار را توضيح مي‌دهد (ترابی و هومن، 1389).

4- سياست پرداخت سود سهام: سابقه سياست پرداخت سود سهام در شركت و هر گونه محدوديتي كه شركت در زمينه پرداخت سود سهام با آن رو بروست در اين بخش توضيح داده مي­شود. اگر شركت قصد دارد در آينده، به جاي پرداخت سود سهام، آنها را در شركت سرمايه‌گذاري كند بايد تصميم خود را به اطلاع همگان برساند.

5- ساختار سرمايه: بيان انواع و مقدار بدهيهاي شركت (در صورت وجود) و حقوق صاحبان سهام آن، قبل و بعد از عرضه، ارائه اثرات ناشي از درآمد به دست آمده، در صورتيكه هدف عرضه، كاهش بدهي شركت باشد.

6- اطلاعات مالي منتخب: خلاصه‌اي از اطلاعات مالي مشخص پنج سال گذشته. اين اطلاعات بايد شامل فروش، درآمدهاي عملياتي، سود و زيان كل، سود و زيان هر سهم و اطلاعات مربوط به ترازنامه شركت باشد (هاشمی و اخلاقی، 1389).

7- تجزيه و تحليل­هاي مديريت: در اين بخش معمولاً اطلاعاتي پيرامون چگونگي مديريت جريانات نقدي، منابع سرمايه‌اي و مديريت عملياتي ارائه مي‌گردد. همچنين در اين بخش ميزان فروش، سود، سرمايه در گردش و هزينه­هاي سرمايه‌اي، براي هر يك از سه سال گذشته گزارش مي­شود. توضيح مفصل درباره عمليات تجاري شركت كه حداقل شامل موارد زير باشد:

  • تاريخچه شركت (با توجه خاص به 5 سال گذشته)
  • محصولات يا خدمات اصلي شركت
  • بازارهاي عمده، روشهاي بازاريابي و توزيع
  • موقعيت رقابتي
  • درآمد، سود يا زيان عملياتي و دارايي­ها، بر حسب توليدات مختلف و بر اساس مناطق جغرافيايي
  • هزينه‌هاي تحقيق و توسعه در سه سال گذشته
  • مطالبي درباره حق اختراع، علائم تجاري، حقوق تجاري و امتيازات مختلفي كه شركت دارا مي‌باشد.
  • ميزان وابستگي به يك يا چند مشتري بزرگ
  • منابع و قابليت دسترسي به مواد خام و قطعات توليدي
  • ارزش پولي كارهاي عقب‌مانده شركت (مانند سفارش­هاي انجام نشده)
  • فصلي بودن توليد و فروش شركت قراردادهاي دولتي
  • فروش و فعاليتهاي صادراتي سرمايه در گردش خالص مورد نياز
  • سرمايه در گردش خالص موردنياز
  • اطلاعاتي درباره كاركنان، شامل تعداد روابط كارگري و سطح تحصيلي و مهارت آنها
  • ارائه فهرست اقلام مهم دارايي‌هاي مورد استفاده در شركت
  • وضعيت دارايي‌هاي تحت تملك يا اجاره شركت
  • اطلاعاتي در زمينه سابقه مديران و سهامداران عمده؛ شامل سن،تجربه،ميزان حق‌الزحمه آنان، ميزان اختيار خريد سهام، قراردادهاي استخدامي و ساير مزاياي متعلق به آنها
  • وامهاي اعطايي شركت به سهامداران عمده، مديران و هيأت مديره (شامل خويشاوندان درجه يك) و معاملات اين افراد با شركت
  • ميزان سهام كاركنان، مديران و هر شخص ذينفعي كه بيش از 5% سهام شركت را داراست.
  • معامله شركت با مؤسسان شركت، در صورتي كه عمر شركت كمتر از 5 سال باشد.
  • ارائه اطلاعات مربوط به اوراق بهادار: شامل ارزش اسمي يا ابرازي، حق دريافت سود سهام، حق رأي، حق تبديل يا حق تقدم در خريد سهام جديد و انواع گوناگون سهام، شرايط و مقررات مربوط به اختيار خريد سهام جديد از شركت نيز بايد تشريح گردد.
  • تشريح برنامه توزيع و عرضه اوراق بهادار شامل نام اعضاي شركت‌كننده در سنديكاي پذيره‌نويسي، تعداد سهامي كه هر يك از موسسات تامين سرمايه پذيره‌نويسي نموده‌اند و روش پذيره‌نويسي.
  • اظهار نظر حقوقي در مورد حقوق متعلق به اوراق بهادار عرضه شده.
  • اشاره به چگونگي دسترسي به اطلاعات اضافي كه در دفتر ثبت شركت‌ها يا در دفتر شركت موجود است.
  • ارائه ترازنامه، صورتحساب سود و زيان و صورت تغيير در وضعيت مالي حسابرسي شده در سه سال گذشته

[1] – Bradshaw et al

[2] – Prospectus

[3] – Dilution

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

شناسایی و رتبه¬بندی عوامل موثر بر تصمیم¬گیری سهامداران در خرید سهام عادی در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از تکنیک¬های تصمیم¬گیری چند معیاره

پایان نامه زنان سرپرست خانوار:كاهش نرخ مرگ و مير مردان

 تلاش جهت كاهش نرخ مرگ و مير مردان سرپرست خانوار و افزايش اميد به زندگي

بزرگترين گروه از زنان سرپرست خانوار (80درصد)، زنان بيوه هستند كه همسر آنها به دلايلي نظير سوانح، تصادفات و بيماري‌هاي فوت شده‌اند، لازم است در جهت كاهش نرخ مرگ و مير مردان سرپرست خانوار و افزايش طول عمر و اميد به زندگي آنها اقدامات اساسي انجام گيرد.

 كاهش نرخ جرايم در ميان مردان سرپرست خانوار

از آن‌جا كه تعدادي از زنان سرپرست خانوار به جهت زنداني بودن همسر، مسئوليت سرپرستي خانواده را بر دوش مي‌كشند، لازم است با اتخاذ سياست‌هاي حبس‌زدايي و ابهام‌زدايي از برخي قوانين نظير قانون چك و ديه، نرخ زنداني شدن مردان سرپرست خانوار را كاهش داد.

گسترش پوشش بيمه بين روستائيان و عشاير

انجام بيمه روستائيان و عشاير موجب مي‌گردد كه پس از فوت يا ازكارافتادگي مردان روستايي و عشاير مقرري به خانواده آنها تعلق گيرد و تا حدي مشكلات خانواده‌هاي زن سرپرست كاهش يابد.

تلاش جهت اعاده حقوق مالي زوجه در زمان فوت يا طلاق از همسر

از آن‌جا كه مطابق آموزه‌هاي اسلامي و قوانين مدني مهريه، اجرت المثل، ارث زوجه و تنصيف به عنوان حقوق و پشتوانه مالي زوجه محسوب مي‌شود، لازم است حكومت اسلامي تدابيري اتخاذ نمايد تا زنان در اين شرايط به ويژه در شرايطي كه طلاق به دلايلي نظير فساد اخلاقي و اعتياد همسر انجام مي‌شود، به طور كامل به حقوق مالي خود دست يابد.

 

رويكرد حمايتي

به نظر مي‌‌رسد رويكرد حمايتي بيشتر بايد متعلق به زنان سالمند و زناني باشد كه سطح سواد پايين‌تري دارند و در شرايطي نيستند كه بتوانند شاغل شوند يا حرفه‌اي بياموزند يا سطح سواد خود را افزايش دهند و نيز زناني كه هيچ نوع درآمدي ندارند و در تأمين نيازهاي اساسي خود مشكل دارند و مابقي زنان سرپرست خانوار با رويكرد توانمندسازي و توان‌افزايي جهت تأمين آتيه خود و خودكفايي آماده شوند.

 

حمايت‌هاي قانوني

اختصاص هزينه عائله‌مندي به زنان سرپرست خانوار

امكان استفاده از مستمري همسر اول در صورت جدايي از همسر دوم

استفاده از واژه زنان سرپرست خانواده به جاي زنان بي‌سرپرست

اصلاح قانون مستمري بگيران تأمين اجتماعي (اگر مستمري بگير در سه ماهه آخر عمر خود حق بيمه پرداخت نكرده باشد، خانوادة وي پس از فوت از دريافت مستمري محروم مي‌شوند.)

اختصاص رديف بودجه خاص از سوي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي به تمام دستگاه‌ها جهت حمايت از زنان سرپرست خانوار

رفع نابرابري دستمزدي بين زنان و مردان سرپرست خانوار در مشاغل يكسان

لزوم اجراي طرح بيمه زنان خانه‌دار و بقاي اين بيمه پس از فوت همسر (استفاده از 2 بيمه همزمان منع قانوني دارد و بايستي موارد زنان سرپرست خانوار استثنا شود.)

تقويت نظارت و ضمانت اجراي قوانين و آيين‌نامه‌هاي مربوط به زنان و كودكان بي‌سرپرست و سرپرست خانوار در برنامه‌ چهارم توسعه و برنامه‌هاي آتي

توجه به وضعيت اقتصادي دختران سرپرست خانوار (اين دختران معمولاً به همراه مادر خود زندگي مي‌كنند و به جهت اشتغال، مخارج مادر بر عهده آنهاست)

اصلاح ديه زنان سرپرست خانوار در صورت قتل عمدي يا سهوي

اعطاي 5 سال خدمت جهت بازنشستگي زنان سرپرست خانوار با 25 سال كار و سي روز حقوق

اولويت استخدام فرزندان زنان سرپرست خانوار

انتقال حقوق زنان سرپرست خانوار به بازماندگان پس از فوت

ساماندهي بيمه‌هاي مختلف نظير تأمين آتيه، بيمه عمر و غيره جهت تضمين زندگي آينده و تسهيل استفاده زنان سرپرست خانوار از بيمه‌هاي فوق

 

حمايت‌هاي اقتصادي

توجه به نرخ تورم در مستمري و كمك‌هاي اقتصادي به خانواده‌هاي زن سرپرست

پيش‌بيني افزايش بودجه سازمان‌هاي متولي در امور زنان و كودكان بي‌سرپرست و سرپرست خانوار با توجه به افزايش نرخ طلاق، جرايم و آسيب‌هاي اجتماعي در هر سال

در اولويت‌ قرار گرفتن اشتغال زنان سرپرست خانوار (اشتغال اين زنان بايد به گونه‌اي باشد كه به محل زندگي فرد نزديك باشد و با توجه به مسئوليت تربيت كودكان و عدم امكان سپردن كودكان به مهدكودك و هزينه‌هاي آن، امكان نظارت و نگهداري فرزندان براي آنها ميسر باشد)

آموزش مهارت‌هاي شغلي و اجراي برنامه‌هاي آموزش‌هاي حرفه‌اي براي زنان بيكار يا جوياي كار سرپرست خانوار به منظور برخورداري آنان از دانش و مهارت‌هاي جديد و افزايش فرصت‌هاي شغلي آنان

درج وضعيت سرپرستي خانواده در فرم‌هاي كاريابي جهت تشخيص و اولويت‌ اشتغال زنان سرپرست خانوار

گشودن مجاري ويژه وام‌دهي به زنان سرپرست خانوار و خود سرپرست

ايجاد تعاوني‌هاي توليد و خدمات ويژه زنان سرپرست خانوار

اتخاذ تمهيدات لازم نظير اجاره به شرط تمليك و وام مسكن و وام اجاره مسكن جهت حل مشكل مسكن زنان سرپرست خانوار

اعطاي كمك‌هاي بلاعوض، بن ارزاق، طرح اكرام، تهيه سبد غذايي رايگان براي زنان نيازمند سرپرست خانوار با لحاظ اصل حفظ كرامت آنان

تشويق افراد به دادن وجوه مستحبي جهت كمك به خود اشتغال زنان سرپرست خانوار

بخشودگي اقساط بانكي به ويژه بانك مسكن براي زنان سرپرست خانوار فاقد شغل و داراي فرزند صغير يا فرزند معلول و بيمار خاص

افزايش اعطاي وام‌هاي طولاني مدت با اقساط كم بازده و اندك، جهت حل مشكل مسكن، جهيزيه، كاريابي، تحصيل خانواده‌هاي زن سرپرست

اعطاي سهام عدالت به زنان سرپرست خانوار به ويژه نيازمندان و سالمندان آنها در اولويت و در حد بيشتر

اختصاص بازارچه‌هاي دائمي خوداشتغالي ويژه زنان سرپرست خانوار

حمايت‌هاي ويژه اقتصادي از زنان سرپرست خانوار شاغل در دستگاه‌ها جهت بهبود وضعيت آنها

گسترش پوشش بيمه‌اي و تخصيص اعتبارات لازم جهت بيمه‌شدن تمام زنان سرپرست خانوار

ايجاد بنگاه‌هاي كوچك زودبازده جهت اشتغال زنان سرپرست خانوار ترجيحاً با مديريت زنان

حمايت از مؤسسات خيريه مردمي جهت حمايت مالي از زنان سرپرست خانوار و ايجاد شغل براي اين گروه از زنان

افزايش اعتبارات در بودجه سال 86 جهت تأمين و حمايت از زنان سرپرست خانوار و نحوه دقيق هزينه كرد اين اعتبارات در جهت حمايت و توانمندسازي آنان

گسترش اشتغال خانگي زنان سرپرست خانوار از طريق شناسايي و آموزش مشاغل خانگي درآمدزا به منظور اختصاص فرصت كافي براي تربيت فرزندان آنها

اعطاي تسهيلات به دانش‌آموختگان زن در جهت اشتغال خود و اشتغال زنان سرپرست خانوار

ضرورت تأسيس صندوق حمايت از زنان بي‌سرپرست و سرپرست خانوار در جهت استقلال و خودكفايي آنها

برقراري مستمري كافي براي تأمين مايحتاج زنان سرپرست خانوار يا خود سرپرست نيازمند

اجراي طرح اسكان موقت زنان سرپرست خانوار در مواقع ضروري و بحراني

توجه به بعد خانوار زنان سرپرست خانوار در برنامه‌ريزي‌هاي ملي و اختصاص بودجه در هر سال

حمايت‌هاي فرهنگي و اجتماعي

ايجاد مراكز مشاوره و امكان بهره‌مندي از خدمات مشاوره‌اي رايگان براي خانواده‌هاي زن سرپرست

برگزاري جشنواره‌هاي خاص جهت تمجيد از زحمات زنان سرپرست خانوار شاغل جهت حفظ كانون خانواده

اتخاذ تصميمات اساسي جهت جلوگيري از موازي كاري دستگاه‌هاي حمايتي و خدماتي به زنان و كودكان بي‌سرپرست و سرپرست خانوار

فراخوان به مراكز مختلف ذيربط جهت شناسايي و تعيين آمار دقيق زنان سرپرست خانوار

ايجاد بانك اطلاعاتي جامع از زنان سرپرست خانوار و كنترل آماري در هر سال

ارائه كمك‌هاي مختلف اقتصادي با لحاظ حفظ، عزت و حرمت زنان سرپرست خانوار

ارائه خدمات آموزشي، تربيتي و مشاوره ويژه فرزندان زنان سرپرست خانوار

تشكيل گروه‌ها و انجمن‌هاي حمايتي و خدمات رساني به زنان سرپرست خانوار با اهداف كاريابي، گذران اوقات فراغت و تبادل تجربه و اطلاعات و مديريت بحران‌هاي خانوادگي آنها

ايجاد انگيزه جهت ارتقاي دانش و سواد در بين زنان سرپرست خانوار

افزايش آستانه تحمل مشكلات در بين زنان سرپرست خانوار

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان سرپرست خانوار