ماه: ژانویه 2019

پایان نامه درباره حقوق متهم/سيستم دادرسي اتهامي

مشخصات سيستم دادرسي اتهامي

1-تعقيب متهم بر عهده مدعي خصوصي يا زيانديده از جرم است و تا زماني كه مدعي خصوصي يا شاكي، اقامه دعوي يا طرح شكايت نكند، دستگاه قضايي وظيفه‌اي در تعقيب متهم ندارد. در همين راستا بار اثبات دعوي بر دوش مدعي است و قاضي وظيفه‌اي در جمع‌آوري دلايل ندارد، بلكه شخص شاكي ملزم است كه دلايل ارتكاب عمل مجرمانه را به دادگاه ارائه نمايد و دادگاه نيز بر همين اساس رسيدگي و قضاوت مي‌كند. بي‌طرفي كامل قاضي در اين سيستم رعايت مي‌گردد.

2- دستگاه قضايي يك اداره و سازماني را براي تعقيب مجرمين پيش‌بيني نكرده است بلكه شاكي مستقيماً به قاضي صادركننده حكم مراجعه و طرح دعوي يا شكايت مي‌كند و دلايل را نزد او اقامه مي‌كند. تشكيلات واسطه‌اي مثل دادسرا و مقامات دادسرايي از قبيل داديار و بازپرس براي انجام تحقيقات وجود ندارد بلكه بعد از اقامه دعوي از طرف مدعي، انجام تحقيقات برعهده خود قاضي است.

3- انجام دادرسي به صورت شفاهي صورت مي‌پذيرد. يعني هيچ‌گونه الزامي وجود ندارد كه دلايل و دفاعيات به صورت مكتوب تنظيم شود، بلكه قاضي مي‌تواند براساس شنيده‌هاي شاكي و دفاع توسط متهم در جلسه دادگاه رسيدگي و مبادرت به صدور حكم نمايد. البته اين امر به اين معنا نيست كه هيچ مطلبي مكتوب نشود، ممكن است منشي دادگاه دلايل شاكي و مدافعات متهم را صورت‌جلسه نمايد.[1]‌‌‌‌

4- اين سيستم چون مبتني‌بر اصول دموكراسي است، همانند ساير مسايل اجتماعي كه مشاركت عمومي در آن پذيرفته شده، اين امكان وجود داشت كه قضات از ميان افراد جامعه انتخاب شوند. در گذشته دور لازم نبود كه قاضي حتماً از ميان متخصصين حقوق انتخاب شود، البته اين موضوع در سال‌هاي اخير به جهت اينكه كار قضاوت يك امر تخصصي مي‌باشد، تعديل گرديده است. در حال حاضر در كشورهايي كه مبتني‌بر اين نظام دادرسي هستند مثل انگلستان، قضات از ميان وكلايي كه داراي حداقل 5 سال سابقه كار باشند انتخاب مي‌شوند.

5- نحوه دادرسي در اين سيستم علني است و همه افراد حق حضور در مراحل رسيدگي را دارند. كه البته اين امر از محاسن و امتيازات ويژه اين نظام دادرسي مي‌باشد.

6- دادرسي به صورت ترافعی است. به اين معني كه هم شاكي و هم متهم آزادي كامل در اقامه دعوي و دفاع را دارند. در همان جلسه اول، متهم از دلايلي كه عليه او ارائه گرديده مطلع مي‌شود و مي‌تواند از همان ابتدا وكيل خود را معرفي نمايد. بنابراين حق دفاع متهم در اين نظام به خوبي تضمين گرديده است. اين مشخصه نيز از محاسن و امتيازات نظام دادرسي اتهامي است.

7- غالباً در جرايم جنايي، هيأت منصفه بررسي مي‌شود به خصوص آن دسته از جرايمي كه ضربه سنگيني به حيثيت عمومي جامعه وارد كرده باشند. بنابراين هيأت منصفه در اين سيستم، نقش مهمي را ايفا مي‌كند. زيرا اعلام مجرميت و يا برائت متهم، پس از ارزيابي دلايل با هيأت منصفه است و قاضي نيز بر همين اساس مبادرت به صدور حكم مي‌نمايد.

8- اصل اقناع وجدان در اين سيستم كارايي بالايي دارد. قاضي قدرت ارزيابي دلايل را دارد و حتي مي‌تواند برخلاف ادله قانوني رأي صادر كند. بنابراين اگر كسي را به عنوان مرتكب جرم نزد او آورده‌اند اقرار هم كرده باشد، اما براي قاضي علم حاصل نشده باشد كه اين فرد مرتكب جرم شده، بلكه علم حاصل شود كه فرد ديگري مرتكب جرم گرديده است، مي‌تواند برخلاف اقرار شخص مقر رأي صادر نمايد. زيرا ارزيابي دلايل براساس قناعت وجدان برعهده قاضي است. [2]

حال آنكه در سيستم تفتيشي كه دلايل قانوني ملاك است، قاضي بايد براساس دلايل شاكي يا اقرار متهم رأي صادر نمايد و قدرت ارزيابي دلايل را ندارد و نمي‌تواند به دلايل ديگري غير از آنچه كه قانون‌گذار پيش‌بيني كرده است، استناد نمايد.

[1]– گلدوست جویباری، رجب، پیشین،ص38.

[2]– زراعت، عباس، اصول آيين دادرسي كيفري ايران. تهران : انتشارات مجد، 1382،ص 12.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

جایگاه حقوق متهم در قانون آیین دادرسی کیفری جدید

دليل ديجيتال//پایان نامه ادله دیجیتالی

دليل ديجيتال و عناصر آن:

در مورد اعتبار دليل ديجيتال و رايانه‌اي، مسائل گوناگوني مطرح است. نخستين پرسش اين است كه آيا رايانه مي تواند به عنوان يك وسيله براي اثبات جرم يا عمل حقوقي مورد استفاده قرار گيرد؟ مشكل اصلي، انتساب اصالت محتوايي است كه در حافظه رايانه مضبوط است. يعني هر زمان كه بتوانيم از نظر فني تمهيداتي بينديشيم و اطلاعات موجود در حافظه رايانه را به درستي منسوب به شخص يا اشخاصي كنيم؛ موفق شده ايم آن را به عنوان يك دليل به دادگاه ارائه كنيم. مثلاً امضاء در روش سنتي، وسيله اي براي اين منظور است. امضاي ذيل اقرارنامه، شهادت نامه يا سند، بيانگر حضور فيزيكي صاحب امضاء و تأييدي بر پذيرش آثار حقوقي تعهدات مندرج در آن است.براین اساس با تعیین هویت شخصی که دلیل دیجیتال متعلق  به اوست می توان دلیل دیجیتال را منسوب به او نمود.در ادامه این گفتار به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.

برای اینکه دليل دیجیتال قابل استناد باشد، بايد واجد عناصر ذیل باشد ؛

2-1-1-  قابليت ارائه : ماه 13 كنوانسيون سازمان ملل راجع به قراردادهاي بيع بين‌المللي كالا (1980) «نوشته» را شامل تلگرام و تلكس دانسته است. اما روشن است كه پيام تلگرام و تلكس در كاغذ نوشته شده و برای مخاطب فرستاده می شود از این رو  با پيام‌هاي الكترونيكي متفاوت است. در محيط هاي رايانه‌اي، ضبط اسناد بايد به گونه اي باشد كه در موارد لزوم، امكان ارائه و باز توليد آن ميسر و قانون اعتبار آن را به رسميت شناخته باشد. در غير اينصورت در موقع اختلاف، قابليت ارائه به دادگاه يا مرجع حل اختلاف را نخواهد داشت.در قانون تجارت الکترونیکی ایران،قابلیت ارائه ادله دیجیتال به رسمیت شناخته شده است.طبق ماده 12 قانون مذکور؛« اسناد و ادله اثبات دعوي ممكن است به صورت داده پيام بوده و در هيچ محكمه يا اداره دولتي نمي توان بر اساس قواعد ادله موجود، ارزش اثباتي ((داده پيام)) را صرفاً به دليل شكل و قالب آن رد كرد.»

2-1-2-  قابليت ايجاد علم عادي : دليل دیجیتال بايد بتواند براي دادگاه علم و قطع ايجاد كند زيرا صدور حكم بر اساس امور ظني منع شده است. بنابراين قاضي كيفري مي‌بايست با جلب نظر كارشناس حداقل نسبت به اصالت سند و صدور آن از طرف مؤلف يقين حاصل كند.

2-1-3– اصالت : يكي از موانع موجود در زمينه استنادپذيري اطلاعات رایانه ای اين است كه اطلاعات به سهولت قابل تغييرند. در فناوري سنتي اين امر هميشه با ارائه اصل سند، جبران و حل و فصل مي شد اما در محيط هاي رايانه اي و ديجيتال چون امكان تفكيك بين اصل و كپي وجود ندارد (به تعداد بي نهايت مي توان نسخه صادر كرد) روش‌هاي گذشته براي اطمينان از صحت آن بي فايده است. بنابراين، مقررات نويني در كشورهاي مختلف وضع گرديده كه اگرچه در زمينه حقوق تجارت الكترونيك و مسائل مربوط به آن است ولي توانسته مشكل را از اين حيث تا حدودي حل نمايد.1نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که تصور برخی (حتی بعضی از مقامات پلیسی و قضایی ) بر این است که به دلیل ویژگی های ادله دیجیتال که کپی از آن را به راحتی امکان پذیر می سازد،پی بردن به اصالت و منشاءاینگونه ادله به هیچ وجه امکانپذیر نیست.در صورتی که این مسئله درست نیست.زیرا متخصصین رایانه با استفاده از نرم افزارهای تخصصی این امکان را دارند که نسخه اصل را از نسخه کپی شده به راحتی تشخیص دهند.برای نمونه در پرونده ای که در شعبه اختصاصی رسیدگی کننده به جرایم رایانه ای در دادسرای جنایی تهران مورد رسیدگی قرار می گرفت،متهم مدعی بود که تصویری که وی از شخص شاکی منتشر نموده است،اصل بوده و وی دخل و تصرفی در آن ننموده است.ولی با ارجاع امر به کارشتاس خبره و با بکارگیری نرم افزار فتو شاپ مشخص گردید که تصویر تصویر منتشر شده اصل نبوده و متهم برای آزار و اذیت شاکی آن را تهیه و منتشر نموده بود12

1– به نقل از ؛پرویزي رضا مهر 1383،سلسله مباحث تازه های علوم جنایی(تهران :دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی،.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

استناد پذیری ادله دیجیتالی در حقوق کیفری

پایان نامه حماسه در شعر/:مکتب‌های اسطوره شناسی

مکتب‌های اسطوره شناسی:

  • اسطوره تصویر نمادین پدیده‌های طبیعت:

در نیمه‌ی نخست قرن نوزدهم دو نظریه علمی مورد توجه اسطوره شناسان بود.

الف) خدایان اساطیری بر اثر ستايش پدیده‌های طبیعی چون آسمان، خورشید و ماه و… به وجود آمدند.

ب) زبان شناسان متوجه شدند که گروه‌های زبانی مشترک اصلی وجود دارد که ظاهراً ربطی به هم ندارند. مثلاً در عصر باستان سه نژاد تورانیان، هند و اروپاییان و سامیان بودند که امروزه زبان‌های مختلفی از آن سه زبان به جا مانده است. «خدایان اقوام ابتدایی مظهر نیروهای سماوی (خورشید، طوفان و رعد) و تا حدی زمینی (آب، زمین، گیاه) اند که بر سرنوشت جهان فرمان می‌راندند. کوشش‌های این عده باعث به وجود آمدن مطالعات تطبیقی در اساطیر شد. به نظر آنان مطالعه زبان و اساطیر هم خانواده، ما را قادر به شناخت اساطیر اقوام اولیه می‌سازد» (شمیسا، 1388: 156).

2- اسطوره تصویر نمادین تحقیقات نجومی:

این مکتب در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمد و عقیده داشت که اسطوره از کوشش انسان بابلی در امر جمع بندی اطلاعات نجومی پدید آمد. این اساطیر نجومی در آسیای غربی و مصر و یونان پراکنده شد و دین عبرانیان در عهد عتیق تحت تأثیر قرار داد. و سرانجام همین اساطیر بین النهرینی در سه هزار سال پیش از مسیح است که اساس اساطیر جهان شده است.

3-اسطوره بیان نمادین مسائل اجتماعی و اندیشه‌های پیش از تاریخ:

عقاید دورکیم (DURKHEIM ) بر این بنیاد است. او اسطوره را چنین تعریف می‌کند که نظامی است، در ارتباط با امور مقدس و آدابی است که نزد هر امتی دیده می‌شود. پژوهشگر امور دینی باید به سرآغاز این امور مقدس بپردازد و حقایقی را بیابد که در این امور مقدس به شکل نمادین بیان شده است. محتوای اسطوره‌ها همان امور مقدسی است که بازتاب واقعیات اجتماعی و فرهنگی است.

4-اسطوره بیان نمادین آرزوهای روانی مردم باستان و روان نژندهای امروزی:

آراء فروید و یونگ بر این مبنا است. فروید با ترکیب پژوهش‌های خود در مورد روان نژندها معنای نمادها و توهمات و رویاها و تحقیقات مردم شناسی فریزر به این نتیجه رسید که مواردی چون جنایت نخستین، مردم خواری، آشفتگی جنسی متکی بر عوامل روانی چون گناه ترس و واخوردگی است. به نظر او اسطوره خود به خود چندان اهمیت ندارد اما با تعبیر آن می‌توان واخوردگی و تمایلات غریزی را شناخت. اما تلقی یونگ از اسطوره کاملاً متفاوت است. او متوجه تصویر ذهنی خاصی در بیماران روانی شده بود که به آن آرکی تایپ می‌گفت و می‌گفت اسطوره روشی است از بیان نمادین نیازهای روانی مهم چون وحدت، سازگاری، آزادی و برخلاف فروید برای اسطوره اهمیت فراوان قائل بود.

5- اسطوره تعقلی کردن نمادین اعمال آیینی آسیای غربی در عهد باستان:

به آن مکتب اسطوره و آیین (Myth and Ritual ScooL) هم می‌گویند زیرا عمدتاً به دین و اسطوره در آسیای غربی باستان می‌پردازد. پیش درآمد این تفکر را می‌توان در آثار فریزر یافت. «به نظر ایشان اسطوره از میان زندگی آیینی مردم بیرون می‌آید. اسطوره کوششی است تا عمل کردن به آیین‌ها را مفهوم و قابل قبول سازد» (ر. ک. شمیسا، 1388: 158). از آیین‌های مهم جشن سال نو، مراسم بر تخت نشستن شاه به عنوان شخصیتی مقدس مرگ و رستاخیز ایزد، ازدواج مقدس است. این آیین‌ها بر سرزمین‌های همسایه تأثیر می‌گذاشت. مثلاً سنت سلطنت مطلقع و مقدس مصری و آسوری به ایران رسید و از ایران به روم رفت.

6-اسطوره شرح نمادین نظام ایدئولوژیک فرهنگ هند و اروپایی:

این مکتب فقط به اساطیر هند و اروپایی پرداخته است. پژوهش‌های ژرژ دومزیل (Dumezil ) چنین است که خود مبتنی بر مکتب اساطیر تطبیقی هند و اروپایی ماکس مولر (مکتب تطبیق نام‌ها) بود. به نظر دومزیل اقوام هند و اروپایی میراث مشترکی داشتند و اساطیر هند و اروپایی در ارتباط با ساخت‌های اجتماعی اقوام هند و اروپایی است. به نظر او فرهنگ هند و اروپایی نه تنها بدوی نبودند، بلکه معرف جامعه‌یی دارای سازمان های اجتماعی و سیاسی متکی بر کشاورزی بود. «دومزیل سرانجام به آن نتیجه رسید که در سنن هند و ایرانی، رومی و ژرمنی نشانه‌هایی است که یک ایدئولوژی سه بخشی را در اقوام هند و اروپایی نخستین نشان می‌دهد»  (ر. ک. شمیسا، 1388: 159).

این ایدئولوزی سه خویشکاری را در بر می‌گرفت:

  • فرمانروایی دو جنبه‌ای که بعد جادویی و بعد قضایی (دینی) داشت.
  • رزم آوری
  • تولید اقتصادی

این ایدئولوژی که به صورت اسطوره و حماسه بیان شده است، فقط هند و اروپایی است و شبیه آن در تمدن های آسیایی غربی،دره نیل چنین نبوده است.

7- اسطوره بیان نمادین ارتباط متقابل از یک سو و پدیده های گوناگون با انسان‌ها:

این مکتب وابسته به مردم شناسی ساختگراست. به نظر آنان میان عوامل بخشنده به یک نظام فرهنگی، روابط ساختاری است که باید مورد توجه قرار گیرد. پایه گذار این مکتب کلودلوی استروس است که می‌گفت: «اسطوره بیان نمادین ارتباط متقابلی است که انسان میان پدیده‌های گوناگون و نیز خود وی برقرار کرده است» (همان: 159).

به نظر او تفاوت میان اسطوره و علم در کیفیت عقلایی بودن آن‌ها نیست بلکه در سرشت شناخت‌های متفاوت ما است. اسطوره وضعی فراهم می‌آورد تا بتواند ذهن از تناقض‌های ناخوشایند حذر کند. مثلاً تناقض بین لذت بردن و رنج بردن، وظیفه اسطوره میانجی شدن بین این امور مغایر است تا آن‌ها را اندکی غیر قطعی‌تر کند. این عمل با یک اسطوره آنجام نمی‌گیرد بلکه توسط سیستمی از اسطوره‌های شبیه به هم حاصل می‌شود.

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حماسه و اسطوره در شعر مهدی اخوان ثالث و منوچهر آتشی

پایان نامه برنامه‌ریزی لجستیک//طبقه‌بندی مدل‌ها

  • طبقه‌بندی مدل‌ها
  • مدل‌های مکان‌یابی  تسهیلات  امدادی 

آکیهال در سال 2006 به ارایه یک مدل برای مکان‌یابی مراکز مدیریت بحران برای مدیریت کالاهاي امدادي پرداخته است[8].

جیا و همکاران در سال 2007 [57]، مدل‌های مکان‌یابی تسهیلات را براي موقعیت اضطراري در مقیاس بزرگ مرور و آن را به سه بخش تقسیم کردند: مدل‌هاي پوشش، مدل‌هاي مکان‌یابی میانه و مدل‌هاي مکان‌یابی مرکز.

یی و کومار در سال 2007 [58]، به ارایه‌ی ‌ یک الگوریتم فراابتکاری (الگوریتم بهینه سازي مورچگان) برای حل مساله لجستیک امدادي به هنگام فاجعه پرداخته‌اند.

بالکیک و بیمن [27]، در سال 2008 مدلی برای مشخص‌کردن تعداد و مکان‌های مراکز توزیع در عملیات نجات پیشنهاد‌نمودند. آن‌ها مساله مکان‌یابی را به عنوان نوعی دیگر از مساله بیشترین پوشش برای مجموعه‌ای از سناریوهای محتمل فرمول‌بندی کردند. تابع هدف آن‌ها تقاضای مورد انتظار کل را که به‌وسیله مرکز توزیع برپا شده، پوشش داده شده ‌است را، حداکثر می‌نماید. آن‌ها هم‌چنین، مقدار کالاهای امدادی که باید در هر مرکز توزیع ذخیره شود تا تقاضا را برآورده سازد، بدست آوردند. هرچند آن‌ها مساله مکان‌یابی را به عنوان قسمتی از زنجیره تأمین در نظر نگرفتند، مطالعه آن‌ها یکی از اولین مسایل مکان‌یابی تسهیلات در عملیات نجات است که باید حل شود.

برادلی و برونی ] 62 [ در سال 2009 یک مدل احتمالی براي تعیین مکان بهینه تسهیلات اضطراري در یک محیط غیرقطعی ارایه‌دادند.

  • مدل‌های حمل و نقل

بارباسگلو، ازدمار و سویک [34]، در سال 2002 برروی زمان‌بندی عملیات تاکتیکی فعالیت هلیکوپترها در عملیات نجات فاجعه تمرکز کردند. آن‌ها یک چهارچوب کاری مدل‌سازی دوسطحی برای مشخص نمودن تخصیص خدمه، مسیریابی و حمل‌و‌نقل در فاز پاسخ اولیه مدیریت فاجعه به شیوه‌ای ایستا پیشنهاد دادند. سطح بالا شامل تصمیمات تاکتیکی از مشخص کردن ناوگان هلیکوپتر، تخصیص خلبان و تعداد کل تورهایی که باید با هلیکوپتر انجام‌شود، بوده‌است. سطح پایه تصمیمات عملیاتی مانند مسیریابی وسیله نقلیه و هلیکوپتر از عملیات پایه به نقاط فاجعه در منطقه اورژانس است، که با توجه به جواب سطح بالا مشخص می‌شود.

بارباسوگلو و آراد [35]، در سال 2004، یک مدل برنامه‌ریزی احتمالی دو مرحله‌ای برای برنامه‌ریزی حمل‌ونقل در پاسخ به فاجعه ارایه‌ کردند. آن‌ها مدل قطعی حقانی و اه [3] را با در‌نظر‌گرفتن عدم قطعیت در عرضه، ظرفیت مسیرها و تقاضا، گسترش دادند. نویسندگان هشت سناریوی زلزله را برای تطبیق رویکرد خود با واقعیت، طراحی کردند. مدل برنامه‌ریزی آن‌ها جزییات مهمی را که ممکن است در سطح استراتژیک و عملیاتی نیاز باشد در برنمی‌گیرد، و مساله مکان‌یابی تسهیلات و مساله مسیریابی وسیله نقلیه را حل نمی‌کند.

برکنه و همکاران [53]، در سال 2011، نيز به ارایه يک مدل رياضي برای برنامهريزي حمل‌ونقل کالاها در فاز پاسخ پرداختند که در آن به کمينهسازي زمان سفر وسایل نقليه مي‌پردازند.

  • مدل‌های توزیع کالاهای  امدادی

ازدمار، ایکاینکی و کوکیازیکی [36]، در سال 2004، مساله لجستیک اورژانسی توزیع کالاهای مختلف از مراکز عرضه به مراکز توزیع نزدیک به مناطق آسیب‌دیده را، حل کردند. آن‌ها یک مدل شبکه چندکالایی چند دوره‌ای با هدف کمینه‌سازی مقدار تقاضای پاسخ‌دهی نشده در طی زمان را فرمول‌بندی کردند.

تزنگ و همکاران در سال 2007 [59]، یک مدل قطعی چند‌هدفی براي توزیع کالاهاي امدادي به مناطق آسیب‌دیده با درنظرگرفتن هزینه، زمان پاسخ و رضایت‌مندي مشتریان ارایه و آن را به کمک روش برنامه‌ریزي چند‌هدفی فازي حل کردند. شئو [60] در سال 2007 به ارایه یک رویکرد خوشه‌بندي فازي برای دسته‌بندي مناطق آسیب‌دیده و عملیات لجستیک اورژانسی به هنگام پاسخ به نیازهاي امدادي اضطراري در دوره امداد فاجعه پرداخت.

میتی و زنبینسکی ]63[، در سال 2007 یک مدل بهینه‌سازي تصادفی برای برنامه‌ریزي انبارش و توزیع اقلام پزشکی در شرایط اضطراري پیشنهاد ‌دادند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

یک مدل فازی چندهدفی برای برنامه‌ریزی لجستیک عملیات امداد رسانی به نواحی آسیب‌دیده

توليد كننده هاي اعداد تصادفي:پایان نامه نوسانات سهام

توليد كننده هاي اعداد تصادفي

روش شبيه سازي مونت كارلو با فرموله نمودن فرآيندي تصادفي به دنبال استفاده از توليدكننده هاي اعداد تصادفي بوده كه در نهايت با استفاده از آنها بتواند جواب مسئله مشخصي را بدست آورد. اين روش توسط محققين متعددي مانند لوس آلاموس، متروپليس و يولام مطرح و مورد استفاده واقع شده است. ارتقا و بهبود عملكرد رايانه ها در خصوص انجام محاسبات فراوان و تكراري موجب توجه و عنايت بيشتر به اين روش شده است. به دليل آنكه در روش شبيه سازي مونت كارلو از اعداد تصادفي استفاده مي شود آشنايي با توليد كننده هاي متنوع اعداد تصادفي در اين روش از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است.

در زمان هاي قديم به منظور توليد اعداد تصادفي از روش هاي دستي مانند پرتاب سكه، پرتاب تاس و بهم زدن كارت ها استفاده مي شده است. در زمان هاي بعدي از ابزارهاي فيزيكي مانند نشانگرهاي صوتي كه قابليت اتصال به رايانه را نيز دارا بودند جهت توليد اعداد تصادفي استفاده مي شده است. با وجود مزيت هايي كه استفاده از ابزارهاي فيزيكي در زمان خويش به همراه داشتند بنا به دلايل ذيل استفاده از آنها جهت مقاصد شبيه سازي رايانه اي در طول زمان محدود و ناچيز گرديد:

  • روش هاي فيزيكي از سرعت بسيار پاييني جهت توليد اعداد تصادفي برخوردار بودند.
  • اعداد تصادفي كه با استفاده از اين روش ها توليد مي شدند از قابليت بازتوليد برخوردار نبودند.

با وجود آنكه در زمان هاي اخير روش هاي توليد فيزيكي پيشرفته اي جهت توليد اعداد تصادفي بوجود آمده است كه قابليت توليد اعداد تصادفي را با سرعتي بسيار بالا دارا بوده اند اما ايراد مربوط به عدم بازتوليد اعداد تصادفي توليدي با استفاده از اين روش ها همچنان به قوت خويش باقي مانده است.

در حال حاضر معمولا از روش ها و الگوريتم هاي ساده اي جهت توليد اعداد تصادفي استفاده مي شود كه به آساني توسط رايانه ها قابل اجرا بوده اند. اين الگوريتم هاي ساده علاوه برآنكه سرعت بالايي جهت توليد اعداد تصادفي دارا بوده حجم پاييني را در رايانه ها اشغال نموده و قابليت بازتوليد اعداد تصادفي توليدي را نيز دارا بوده اند.

توليدكننده هاي اعدادتصادفي مناسب و مطلوب بايستي تمامي مشخصات و ويژگي هاي آماري مربوط به اعداد تصادفي را دارا باشند اما با اين وجود روش ها و الگوريتم هايي كه براي توليد اعداد تصادفي از آنها استفاده مي شود بدليل آنكه توانايي ارضاي تمامي مشخصات مربوطه را دارا نبوده اند، در بيشتر مواقع اعداد تصادفي توليدي بوسيله اين توليدكننده ها را اعداد شبه تصادفي مي نامند.

تمامي توليدكننده هاي اعداد تصادفي در مورد توليد اعداد تصادفي مطلوب و مناسب براي شبيه سازي هاي رايانه اي بايستي از ويژگي ها و خصوصيات مشخصي برخوردار باشند كه در ادامه به اين مشخصه هاي كليدي اشاره مي نماييم:

  • طول دوره: هر توليدكننده اي براي توليد اعداد تصادفي بايستي طول دوره مشخصي داشته باشد. منظور از طول دوره، تعداد اعدادي بوده است كه بازتوليد مي شوند يعني پس از توليد چند عدد تصادفي دوباره چرخه اعداد تصادفي توليدي تكرار شده و اعداد باز توليد مي شوند.
  • بازتوليد: منظور از بازتوليد آن بوده كه اعداد تصادفي كه توليد شده اند را مي توان بار ديگر به همان صورت كنوني توليد مجدد نمود يا خير. به بيان ديگر آيا توليدكننده اعداد تصادفي مي تواند در طي چند مرتبه توليد اعداد تصادفي با ملحوظ نمودن ورودي هاي يكسان خروجي هاي يكساني توليد نمايد يا خير.
  • سرعت: يكي ديگر از ويژگي هاي توليدكننده هاي اعداد تصادفي سرعت توليد اعداد تصادفي بوسيله آنها بوده است. در اين خصوص اينگونه مطرح مي شود كه به دنبال توليدكننده هايي بوده ايم كه اين توانايي را دارا باشند كه اعداد تصادفي را با سرعت بيشتري توليد نمايند و بدين وسيله بتوانند در زمان كوتاه تري اعداد تصادفي بيشتري توليد نمايند.
  • قابليت جابجايي: منظور از قابليت جابجايي اين بوده كه توليدكننده هاي اعداد تصادفي از اين قابليت برخوردار بوده باشند كه بر روي انواع رايانه ها قابل اجرا بوده و قابليت انتقال و جابجايي و اجرا را بر روي انواع سيستم هاي رايانه اي دارا باشند.
  • تصادفي بودن: يكي ديگر از خصيصه هاي توليدكننده هاي اعداد تصادفي قابليت آنها در توليد اعدادي بوده كه در آنها هيچ الگوي مشخصي وجود نداشته و كاملا تصادقي باشند كه در اين مورد ويژگي هاي تئوريك توليدكننده ها و آزمايشات آماري مختلف به انجام مي رسد تا ميزان تصادفي بودن اعداد توليد شده توسط توليدكننده هاي اعداد تصادفي مشخص گردد.

يكي از مباحث مهم و مطرح در مورد شبيه سازي مونت كارلو كه به منزله هسته اصلي اين روش نيز شمرده مي شود، توليد اعداد تصادفي و الگوريتم هاي مربوط به آنها بوده است. قبل از مطرح نمودن روش هاي مختلف توليد اعداد تصادفي به دو نكته ذيل كه در ادامه براي توليد دنباله اي از اعداد تصادفي مورد توجه بوده است اشاره مي نماييم:

  • هر عدد تصادفي توليدي به صورتي پيوسته در دامنه اي بين 0 و 1 قرار گرفته است.
  • اعداد تصادفي توليدي به صورت دو به دو از هم مستقل مي باشند. بنابراين پيش بيني دنباله اعداد تصادفي غيرممكن بوده است. ( معارفيان، 1389 ، ص57-59)

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ارزیابی نوسانات قیمت سهام با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو

پایان نامه درباره انحلال قرارداد/:حق فسخ در کنوانسیون

حق فسخ (خیار) در کنوانسیون

حق فسخ قرارداد یا خیار در کنوانسیون بیع بین المللی نیز وجود دارد و مانند حقوق داخلی بسیاری از کشورها از جمله ایران جنبه استثنایی داشته و جز در موارد خاصی امکان بر هم زدن قرارداد وجود ندارد بر اساس ماده 49 ک. موارد تحقق حق فسخ در کنوانسیون عبارتند از:

  • وقتی که عدم ایفای تعهد فروشنده نقض اساسی قرارداد تلقی شود.
  • در مورد عدم تسلیم مبیع، مشتری یک مهلت اضافی به فروشنده بدهد و او در آن مهلت کالا را تسلیم وی نکند و یا اعلام نماید که ظرف مهلت مقرر، آن را تسلیم نخواهد کرد.[1]

در مورد نقض اساسی قرارداد باید گفت: گرچه نقض اساسی در ماده 25 ک. تعریف شده است، ولی مفهوم آن مبهم است. لذا اکثر نویسندگان توصیه می­کنند که مطابق ماده 6 ک. طرفین قرارداد از اعمال ماده 25 ک. صرف نظر کنند و یا مواردی را که نقض اساسی محقق می­شود بر اساس ماده 49 ک. به طور دقیق معین نمایند. مطابق ماده 25 ک. هنگامی نقض یک قرارداد، اساسی تلقی می­شود که حاوی دو شرط باشد:

  • خسارت عمده­ای به طرف قرارداد وارد کند به طوری که او را از آن چه استحقاق انتظار آن را داشته است محروم نماید.
  • وقتی این ضرر از ناحیه نقض کننده قابل پیش گیری باشد.

بر این اساس آن چه اهمیت دارد، کمیت ضرر نیست، بلکه ضرر باید از لحاظ کیفی مهم باشد و این امر با رجوع به قرارداد مشخص می­شود.[2] مفسران کنوانسیون برخی از موارد نقض تعهد را که اساسی تلقی می­شود به شرح ذیل بیان داشته­اند:

اول) عدم تسلیم مبیع یا تأخیر در آن. البته تأخیر وقتی نقض اساسی به شمار می­آید که زمان تسلیم مبیع برای خریدار حیاتی باشد.

دوم) امتناع از انجام تعهد تسلیم. در این فرض نیز نیاز به گذشت زمان و تأخیر قابل ملاحظه در تسلیم نیست و حتی اگر قبل از موعد تسلیم، فروشنده اعلام کند که قصد انجام تعهد را ندارد، خریدار حق دارد قرارداد را فسخ کند.

سوم) غیر ممکن شدن تسلیم مبیع. لازم به یادآوری است که چون انفساخ در کنوانسیون پیش بینی نشده است، در این موارد قرارداد خودبه­خود منفسخ نمی­شود بلکه نیاز به اعلام فسخ از ناحیه خریدار دارد.

چهارم) تسلیم کالای غیر منطبق (از لحاظ مادی) در این فرض، فسخ قرارداد منوط به وجود دو شرط است:

  • مشتری عدم مطابقت را به فروشنده ابلاغ کرده باشد(ماده 39 ک)
  • رد مبیع به فروشنده ممکن باشد.(ماده(1)82 ک)

پنجم) تسلیم کالای غیر منطبق (از لحاظ حقوقی). به طور مثال مورد ادعای ثالث یا حق وی باشد. در این موارد در صورتی که فروشنده در مهلتی معقول برای رفع نقص (عدم مطابقت) اقدامی نکند، نقض اساسی تلقی شده و مشتری حق فسخ خواهد داشت.

این نکته لازم به یادآوری است که مفهوم «نقض اساسی» در حقوق ایران وجود ندارد.

اما در مورد صورت دوم حق فسخ در کنوانسیون که مربوط به اعطای مهلت به فروشنده بود، وجود این شرایط لازم است:

  • اول) مبیع مذکور در قرارداد تسلیم مشتری نشده باشد.
  • دوم) مشتری مطابق بند 1 ماده 47 ک. یک مهلت اضافی برای تسلیم مبیع به فروشنده بدهد.
  • سوم) فروشنده در آن مهلت، مبیع را تسلیم مشتری نکند و یا اعلام کند که قصد تسلیم مبیع را ندارد.[3]

نقطه مشترک دیگر در مورد حق فسخ در کنوانسیون و حقوق ایران این است که فسخ قرارداد نیازمند صدور حکم دادگاه نیست و با اعلام اراده صاحب حق واقع می­شود.

سوالی که در مورد حق فسخ در کنوانسیون قابل طرح می­باشد این است که، آیا فسخ، اثر قهقرایی دارد یا خیر؟ یعنی آیا فسخ قرارداد آن را از ابتدا منحل می­کند یا نه؟

اثر قهقرایی فسخ در کنوانسیون به صراحت بیان نشده است ولی در ماده 84 ک. احکامی بیان شده است که از آن بر می­آید که در کنوانسیون، فسخ، قرارداد را از ابتدا منحل می­کند؛ زیرا در این ماده آمده است که هرگاه فروشنده ملزم به رد ثمن به خریدار باشد باید بهرة آن را از زمانی که دریافت کرده تا زمان استرداد، به خریدار بپردازد. همچنین در بند 2 همین ماده آمده است که اگر خریدار ملزم به رد مبیع به فروشنده باشد، باید منافع حاصل از آن را نیز به فروشنده برگرداند. بنابراین با توجه به این ماده، می­توان گفت که اثر فسخ در کنوانسیون قهقرایی بوده و قرارداد را از همان ابتدا منحل می­کند.[4]

[1]ـ سید حسین صفایی و همکاران، حقوق بیع بین المللی با مطالعه تطبیقی، (پیشین)، ص250.

[2] ـ همان، ص251.

 [3]ـ همان، ص257.

 [4]ـ همان، ص264.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

پایان نامه مفهوم انحلال قرارداد و مبانی قراردادی و قهری

تعریف نقض قرارداد /:پایان نامه فسخ قرارداد

تعریف نقض قرارداد و اقسام آن

در این گفتار در دو بند به بررسی تعریف نقض قرارداد و اقسام آن خواهیم پرداخت.

بند اول نقض قرارداد

قرارداد به عنوان نخستين ابزار تنظیم کننده روابط حقوقی انسان ها در اجتماع است احترام به قراردادها و رعايت لزوم آنها در همه نظام هاي حقوقي، اگر چه يك اصل اساسي محسوب مي شود (همت کار ،1384)[1] نقض پيمان در همه مكاتب و قوانين الهي و بشري مذموم است. بشر در طول حيات خود هميشه در اين انديشه بوده و هست تا خدشه اي به اين اصل وارد نشود و عمل ناشايست نقض قرارداد، صورت نگيرد.فقه اماميه نيز در بخش معاملات و قراردادها بر اساس همين اصل بنا نهاده شده است. در جهت صیانت از اين اصل است كه قرن هاي متمادي، استحكام و امنيت معاملات در عرصه تجارت حفظ شده، تسهيل روابط تجاري و رونق اقتصادي شكل گرفته است.(الفت، 1391)[2]

نقض در لغت به معنی شکستن، ویران کردن و شکستن عهد و پیمان آمده است (عمید ،1362،ص1042) در اصطلاح حقوقی نیز از معنای لغوی خود دور نمانده و نقض قرارداد یا پیمانشکنی به معنای امتناع و خودداری طرفین قرارداد از انجام تعهدات قراردادی است و آن زمانی است که برای انجام تعهد ناشی از قراداد، موعدی معین شده است که تخلف از این موعد نقض محسوب میشود. (شهیدی ،1382، ص 62)[3] با این حال باید اضافه کنیم که هرگاه زمان به خواست متعهد له واگذار شده و او در زمان متعارف، انجام تعهد را مطالبه کرده و یا اگر موعد انجام قرارداد مشخص نشده است، چنانچه تعهد قراردادی در زمان متعارف و متناسب یا موضوع تعهد صورت نگیرد نقض واقع شده است.(کاتوزیان،1387،ص148)[4]

از این جهت نقض قراداد به دو صورت قابل تصور است : الف )نقض واقعی قرارداد ب) نقض احتمالی یا پیشاپیش قرارداد که در ادامه به توضیح هرکدام در بندی جداگانه میپردازیم.

بند دوم : نقض واقعی قرارداد

این نوع نقض همان گونه که از اسم آن معلوم است مفهومی روشن دارد. عدم اجرای تعهد قراردادی یا انجام با تاخیر و اجرای ناقص یا نادرست قرارداد در زمان مقرر که بر حسب ماهیت و نوع تعهد و کیفیت اجرای آن معین میشود را نقض واقعی قرارداد مینامند. (کاتوزیان، همان منبع،ص 138)[5] باید خاطر نشان کرد نقض قرارداد یک مفهوم عام است و ممکن است قبل، همزمان، یا بعد از موعد قرارداد حادث شود. و نقض واقعی قرارداد، ناظر بر عدم انجام تعهد در موعد معین میباشد.

بند سوم : نقض احتمالی قرارداد

احترام به قراردادها و رعایت لزوم آنها در همه نظامهای حقوقی، یک اصل مهم تلقی میشود. (همت کار،1384)[6]ولی در همه قراردادها احتمال نقض آن وجود دارد. اصطلاح انگلیسی Anticipatory Breach از نظر لغوی به نقض احتمالی، نقض قابل پیش بین، نقض فرض و نقض پیشاپیش ترجمه شده است. . برخی نیز به این دلیل که امکان وقوع این گونه نقض از مرحله شک و تردید و احتمال گذشته است، آن را صرفا یک نقض فرضی نمیدانند و این گونه نقض ها را به نقض منتظره تعبیر نموده اند. (داراب پور ،1377)[7] تریتل[8] بیان میکند در اصطلاح حقوقی هرگاه قبل از فرا رسیدن زمان ایفای تعهد قراردادی متعهد اعلام کند که در موعد مقرر به تعهدات قراردادی خود عمل نخواهد کرد، یا نشانه های عدم تونایی یا آمادگی، یا عدم تمایل متعهد به اجرای قرارداد آشکار شود، در صورتی که این عدم تمایل یا عدم آمادگی به قدر کافی جدی باشد، نقض قرارداد در سررسید از سوی متعهد قابل پیش بینی است. اسکیلانی[9] میگوید بر این اساس آنچه به عنوان نقض احتمالی قرارداد مطرح میشود به معنای آن است که قبل از فرا رسیدن موعد انجام تعهد، متعهدله پیش بینی کند که متعهد به تعهد خود عمل نخواهد کرد به عبارت دیگر پس از انعقاد قرارداد و قبل از رسیدن موعد انجام آن، معلوم شود که یکی از طرفین به تعهدات قراردادی خود در آینده عمل نخواهد کرد. (کاظمی، 1391)[10]

[1] همت کار ،حسین،1384،نظریه مقابله با نقض احتمالی قرارداد،مجله دانشگده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان،سال 17 ،شماره 2

[2] الفت ،1391، ارزیابی نظریه پیش بینی نقض قرارداد از منظر فقه امامیه و حقوق ایران نشریه حقوق اسلامی، سال نهم ، شماره 33

[3] شهيدي، مهدي ) 1382 ( آثار قراردادها و تعهدات، چاپ ا ول، تهران: انتشارات مجد.

[4] کاتوزیان ،ناصر،1387،قواعد عمومی قراردادها،انتشارات شرکت سهامی انتشار 

[5] منبع  پیشین ص 148

[6] همان پیشین

[7] داراب پور ، دکتر مهراب ، قاعده مقابله با خسارات ، انتشارات گنج دانش ، چ اول ، تهران ، 1377

[8] Treitel ,1984.

 

[9] Squillanie

[10] کاظمی،محمود،1391، نقض احتمالی قرارداد در حقوق ایران با نگاهی به کنوانسیون بیع بین المللی کالا و نظامهای حقوقی خارجی، دو فصلنامه علمی پژوهشی دانش ، شماره نخست

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حق فسخ قرارداد در مقررات قانون مدنی ایران و بررسی مقررات تجارت بین الملل در این رابطه

پایان نامه وامهای خوداشتغالی/:اعتبارات خرد روستایی

ـ دیدگاههای موجود درباره اعتبارات خرد روستایی

به طور کلی دیدگاههای موجود درباره اعتبارات خرد به روستاییان شامل: 1ـ دیدگاه بازار گرا 2ـ دیدگاه دولت گرا 3ـ دیدگاه جامعه گرا، توسعه همه جانبه روستایی،  می باشد.

2 ـ 4 ـ 1 ـ نظریه توسعه همه جانبه ( یکپارچه ) روستایی

ایده توسعه همه جانبه روستایی به طور مشخص ایده ی جدیدی نیست. مهاتما گاندی و مائوتسه تونگ نیز در این زمینه دیدگاههایی داشتند. « توسعه همه جانبه روستایی مورد نظر مائو و مهاتما گاندی یک جامعیت ارگانیک است، در حالی که یک عالم اجتماعی تربیت شده در غرب مایل است که آن را از نظر ارائه نهاده ها و امکانات زیر بنایی که برای افزایش محصولات و بهره دهی لازم است، مورد نظر قرار دهد. این امر بعد از جنگ جهانی دوم آشکار شد». استراتژی توسعه بعد از جنگ جهانی دوم، رشد اقتصادی، صنعتی کردن و تقلیدی از تجربه توسعه اقتصادی غرب بود. از این رو:

تفکر توسعه یکپارچه نواحی روستایی با ناکامیهای به وقوع پیوسته در نتایج طرحهای مختلف روستایی و کوله باری از تجارب دهه های گذشته و بویژه با ابداع و عمومیت یابی نظریه سیستمها در اواخر دهه 1960، در صحنه اندیشه مسائل توسعه روستایی دهه 1970 مطرح می گردد. در این تفکر و چهار چوب طرح شده آن، بر کلیدی بودن نقش مردم و تأثیرگذاری آنها در فرایند فکر و اجرا تأکید خاصی می گردد و تحلیل جامع منابع تولید در مقیاس منطقه ای و نیز پیوند افقی و عمودی برنامه ها بسیار مورد توجه قرار می گیرد. روش توسعه همه جانبه روستایی از مجموعه ای از چشم اندازهایی که غالباً از نظر ذهنی و ایدئولوژیک متضاد هستند، استفاده می کند: 1) عدم دسترسی به آسایش اجتماعی و دسترسی عادلانه به خدمات؛ 2) ظهور طرز تفکر سیستمی؛ 3) دلسردی از روش های برخورد فن سالارانه و دیوان سالارانه. این چشم انداز، منجر به تأکید مجدد بر مشارکت محلی و موضوعات مربوط به بسیج منابع در اوایل جنبش توسعه همه جانبه شد. برای مشارکت عمومی در توسعه همه جانبه باید قشر بندیهای موجود در جوامع روستایی را از میان برداشت و علاوه بر زدودن فقر در بین گروههای خاص، فاصله بین شهر و روستا را کاهش و خود اتکایی در مناطق در مناطق روستایی را افزایش داد.

طرح های توسعه همه جانبه روستایی، نیاز به سرمایه گذاری در برخی بخشها را افزایش می دهد، این موارد عبارتند از:

سرمایه گذاری در تولید و توزیع بذر؛ تحقیق کشاورزی؛ ترویج کشاورزی؛ برنامه ریزی کاربری زمین؛ ایجاد مشاغل روستایی و صنایع کوچک؛ ترویج دامداری و جذب پزشک کار آزموده؛ جنگلداری و درختکاری؛ احداث جاده های روستایی؛ ارائه اعتبارات مالی برای سرمایه گذاری در بخش زراعت توسط سازمانها، و وزارت کشاورزی.

واتر استون[1] شش عنصر اصلی برای یک برنامه توسعه همه جانبه روستایی بادوام و ماندگار پیشنهاد کرده است که عبارتند از: 1) توسعه کشاورزی کاربر؛ 2) کارهای عمومی کوچک و اشتغالزا؛ 3) تأسیس صنایع سبک و کوچک کاربر در مزارع و حواشی آنها؛ 4) خودیاری و مشارکت محلی در تصمیم گیریها؛ 5) توسعه یک نظام سلسله مراتب شهری برابر پشتیبانی توسعه روستایی؛ 6) امکانات نهادی مناسب و خود اتکا برای هماهنگی پروژه های چند بخشی.

زمینه های کلی برای اقدامات مربوط به توسعه همه جانبه عبارتند از: 1) افزایش تولید کشاورزی؛ 2) تأسیس و دایر کردن یک نظام خدماتی مؤثر برای کشاورزی، 3) تغییراتی در شرایط تصرف زمین ( اصلاح مالکیت زمین، اصلاح روشهای کشاورزی، 4) سرمایه گذاری در زیر ساخت های کشاورزی؛ 5) ایجاد مشاغل غیر کشاورزی به وسیله سرمایه گذاری خصوصی و عمومی؛ 6) اقداماتی برای فعال کردن جمعیت مورد نظر؛ 7) تأسیس نظامهایی برای مشخص کردن خواسته ها و نیازهای گروههای مورد نظر.

یکی از مهمترین موضوعاتی که باید در تدوین روش دستیابی به توسعه همه جانبه روستایی بررسی شود، شناسایی مواردی است تا مسئولیتهای اولیه و اصلی در امتداد مداخلات در سطح منطقه قرار گیرند. از آنجا که کشاورزی تنها وسیله امرار معاش برای اکثر مردم فقیر است، بخش کشاورزی طبیعتاً و عموماً نقطه شروع استراتژیهای توسعه روستایی است و مؤسسات و نهادهای کشاورزی اغلب نقش نهادهای پیشاهنگ را بر عهده می گیرند.

نظریه توسعه همه جانبه روستایی سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات را در بر گرفته و ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فضایی و سازماندهی فرایند توسعه را شامل می شود( پاپلی یزدی، ابراهیمی، 1387،58 ـ 54).

بر حسب این دیدگاه، افزایش تولیدات کشاورزی به تنهایی توسعه و عمران را به وجود نمی آورد. توسعه روستایی منوط به افزایش تولید، سطح دانش و انگیزش، ارائه خدمات گوناگون، بهبود و اصلاح شبکه ارتباطی و حمل و نقل، بهسازی مسکن روستایی، تنوع بخشی به امکانات اشتغال و اصلاح و انتظام شبکه های مکانی و فضایی سکونتگاه ها و محیط های روستایی به صورت توأمان با هم است( طالب، عنبری، 1387، 256 ).

  1. 1. Water Ston

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تأثیر وام های خوداشتغالی در ایجاد فرصتهای شغلی در نواحی روستایی مطالعه موردی: روستاهای شهرستان لنگرود

مفهوم حضانت//پایان نامه حضانت فرزندان

مفهوم حضانت

در این مبحث در قالب چند گفتار به بررسی مفهوم حضانت می پردازیم.

گفتار  اول:مفهوم لغوی حضانت

حضانت واژه عربی است كه در لغت به معنای حفظ كردن ، دركنار قرار گرفتن ، پرورش دادن و دراصطلاح عبارت ا ست از نگهداری مادی ومعنوی از طفل و پرورش و سرپرستی کودک توسط پدر یا مادر وکسانی که قانون مقرر کرده است. حضانت در لغت به معناي تربيت طفل و حفظ و نگهداري آن است و معناي اصطلاحي آن نيز از معناي لغوي جدا نگشته است. برخي از فقهاي اماميه در تعريف آن چنين گفته‌اند: «حضانت عبارت است از ولايت و سلطنت بر تريبت طفل و متعلقات آن از قبيل نگهداري كودك، گذاشتن آن در بستر، سرمه كشيدن، پاكيزه نگه داشتن، شستن جامه‌هاي او و مانند آن». فقها در تعريف حضانت از كلمه تربيت استفاده كرده‌اند كه ناظر به دو جنبه روحي و جسمي، مادي و معنوي است؛ يعني حضانت اختصاص به پرورش جسمي ندارد؛ از اين رو در حقوق اسلام شخصي كه حضانت طفل به او سپرده مي‌شود بايد آزاد، مسلمان (در صورتي كه خود طفل مسلمان باشد) و امين باشد. از همين رو برخي از فقهاي اماميه گفته‌اند: «مادري كه عهده‌دار حضانت است، نمي‌تواند طفل را از شهر به روستا ببرد، زيرا تعليم و تربيت كودك در شهر بهتر از روستا تأمين مي‌گردد.

به عبارت ساده تر «حضانت» به معنای نگهداری وتربیت طفل به طور کلی است وشامل هر اقدامی می شود که لازمه ادامه حیات انسان و پرورش جسم و روح او می باشد لذا غذا دادن به طفل ، مراجعه به پزشک جهت درمان بیماریش ، پرداخت هزینه های تحصیل و… از جمله اقدامات متعارف جهت نگهداری کودک محسوب می شود .

نگهداری طفل در درجه اول با والدین او خواهد بود . در صورتی که پدر فوت شود یا جدایی بین پدر و مادر اتفاق افتد ، تا قبل از اصلاح ماده 1169 قانون مدنی و به موجب  ماده  قانونی قبلی ، وظیفه نگهداری از كودكان پسر تا سن 2 سال و وظیفه نگهداری از كودكان دختر تا سن 7 سال با مادر و بعد از این سن، وظیفه نگهداری  با پدر بود .  اما به موجب قانون اصلاح ماده ( 1169 ) قانون مدنی مصوب 1314 كه در جلسه علنی روز یكشنبه مورخ ششم مرداد ماه یكهزار و سیصد و هشتاد و یك مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 8/9/1382 با اصلاحاتی به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده است .برای حضانت و نگهداری طفلی كه ابوین او جدا از یكدیگر زندگی می كنند ، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است .تبصره – بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف ، حضانت طفل با رعایت مصلحت كودك به تشخیص دادگاه می باشد.

به موجب ماده 1175 قانون مدنی «طفل را نمی توان از ابوین ویا از پدر و یا از مادری که حضانت با اوست گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی.» به بیان دیگر،درمدتی که دادگاه حضانت طفل را به مادر بسپارد کسی نمی تواند در مدت قانونی این حق را ا زاو سلب کند،مگر در موارد زیر:

1- جنون مادر: طبق ماده 1170 قانون مدنی،«اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست، مبتلا به جنون شود،…حق حضانت با پدر خواهد بود.»

هرچند ماده فوق الذکر در مورد مادر است اما در صورت حدوث «جنون» در پدر نیز، حق حضانت به مادر منتقل می شود.

2- ازدواج مجدد مادر: به موجب ماده 1170 قانون مدنی، اگر مادر درمدتی که حضانت طفل با اوست و پس از جدایی از همسر اول خود، با دیگری ازدواج کند ، حضانت فرزندان با او نبوده و پدر وظیفه نگهداری و حضانت طفل را بر عهده خواهد داشت.

طبق ماده 1173 قانون مدنی، اگر در مدتی که حضانت طفل با مادر(ویا پدر)است، صحت جسمانی وتربیت او به خطر افتد ، دادگاه می تواند به تقاضای قیم یا یکی از نزدیکان طفل، حضانت او را به دیگری بسپارد.

بنابراین چنانچه مادر کودک لاابالی بود و در نگهداری و تربیت وی کوتاهی کند و یا پدر معتاد و یا قمار باز باشد و به تربیت طفل نپردازد ، حضانت وی ساقط می گردد .

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثر توافق زوجین بر حضانت فرزندان

پایان نامه اجرای احکام مدنی:-دخالت اشخاص ثالث

دخالت اشخاص ثالث

ورود شخص ثالث

مواد 130 تا 134 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب 1379 مدني به مبحث «ورود شخص ثالث» اختصاص يافته است. ماده 130 اين قانون مقرر مي‌دارد: «هرگاه شخص ثالثي در موضوع دادرسي اصحاب دعواي اصلي بر خود مستقلاً حقي قائل باشد و يا خود را در محق شدن يكي از طرفين ذينفع بداند، مي‌تواند تا وقتي كه ختم دادرسي اعلام نشده است، وارد دعوا گردد چه اين كه رسيدگي در مرحله بدوي باشد يا در مرحله تجديدنظر. در اين صورت نامبرده بايد دادخواست خود را به دادگاهي كه دعوا در آنجا مطرح است تقديم و در آن منظور خود را به طور صريح اعلام نمايد.»
اما از مجموع ديدگاه‌هاي نويسندگان آيين دادرسي مدني در تعريف دعواي ورود شخص ثالث، مي‌توان گفت: دعواي ورود شخص ثالث عبارت است از اقدام قانوني شخص ثالث اعم از حقيقي يا حقوقي به موجب ارائه و تقديم دادخواستي مستقل به دادگاه رسيدگي‌كننده به اصل دعوا به طرفيت يكي از طرفين يا هر دو طرف دعواي اصلي (خواهان، خوانده يا هر دو) جهت ورود در موضوع دادرسي اصلي، به منظور ابراز ادعاي حق مستقلي جهت خويش نسبت به تمام يا بخشي از خواسته دعواي اصلي و يا اعلام ذي‌نفع بودن در محق شدن يكي از طرفين دعواي اصلي ـ اعم از اين كه رسيدگي در مرحله نخستين باشد يا در مرحله تجديدنظر ـ با رعايت تشريفات قانوني[1].

براي اقامه دعواي ورود شخص ثالث مي‌بايست قبلاً دعوايي تحت عنوان «دعواي اصلي» ميان خواهان و خوانده مطرح و در جريان رسيدگي باشد، شخص ثالث صرفاً مدعي استحقاق حقي در موضوع دعواي اصلي جهت خويش شود دعواي ورود شخص ثالث زماني «اصلي» محسوب مي‌شود كه شخص ثالث در موضوع دعواي اصلي براي خود مستقلاً حقي قائل باشد. در مقابل چنانچه ثالث خود را در محق شدن يكي از طرفين دعواي اصلي ذي‌نفع بداند، دعواي ورود شخص ثالث «تبعي» خواهد بود. نفع مذكور اعم است از نفع مادي يا معنوي. بنابراين همانطوري كه در صورت ورود هرگونه خسارت به منفعت مادي، ذي‌نفع مي‌تواند جبران خسارت و اعاده وضع را بخواهد، در مورد منافع معنوي هم هرگاه شخص مورد تعرض قرار بگيرد، به عنوان ذي‌نفع مي‌تواند درخواست جبران ضرر و زيان وارده را داشته باشد[2].  اين امر نه فقط در قانون مسئوليت مدني ذكر شد بلكه در قانون حمايت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 11 دي 1348 نيز «منافع معنوي يك اثر هنري، ابتكاري يا علمي را به رسميت شناخته و همچنين ابراز مي‌دارد كه در حقوق پديدآورنده شامل حق انحصاري نشر و پخش و عرضه و اجراي اثر و حق بهره‌برداري مادي و معنوي از نام و اثر اوست.»
از حيث زماني امكان ورود ثالث تا زماني كه ختم رسيدگي اعلام نشده باشد، وجود دارد؛ چه در مرحله بدوي و چه در مرحله تجديدنظر و اصولاً ختم دادرسي هم‌زماني صورت مي‌گيرد كه دادگاه از رسيدگي و بررسي موضوع خواسته فراغت حاصل كند در نهايت پس از تجميع شرايط فوق بايستي دادخواست ورود شخص ثالث با ذكر صريح مقصود از آن، تقديم دادگاه شود. به نظر مي‌رسد تصريح قانونگذار در ماده 130 ق.آ.د.د.ع.ا.م مصوب 1379 از اين كه «در دادخواست منظور خود را به طور صريح اعلان نمايد» اين بوده است كه شخص ثالث هدف و علت اقامه دعوا و تقديم دادخواست خود را مشخص و ابراز كند آيا ادعاي حق مستقلي نسبت به خواسته دارد يا خود را در محق شدن يكي از طرفين دعواي اصلي ذي‌نفع مي‌داند همچنين عدم‌تبيين اين امر ضمانت‌ اجراي اخطار رفع نقص را به دنبال ندارد بلكه دادگاه بايد به اين موضوع رسيدگي كند[3].

2-جلب شخص ثالث

جلب ثالث یکی از دعاوی فرعی یا تبعی است که مانند ورود ثالث با دعوای اصلی تواماً رسیدگی می شود دعوی جلب ثالث تحت دو عنوان ممکن است اقامه شود .
2- 1- یکی از طرفین دعوای اصلی

اگر دادخواست ورود ثالث ناقص باشد و پس از اخطار رفع نقض از جانب مدیر دفتر تکمیل نشود قرار رد آن صادر می گردد یا این که ثالث برای توضیح دعوت ، ولی حاضر نگردد قرار ابطال دادخواست صادر می شود یا براثر محرز نبودن سمت خواهان قرار رد دعوا صادر می گردد رد یا ابطال دادخواست یا رد دعوی ثالث مانع ورود او در مرحله پژوهش نخواهد بود .( خواهان یا خوانده ) مستقلاً بر ثالث ادعای حقی نمایند و محکومیت او را در مقابل خود بخواهد مثلاً کسی خانه ای را خریده و شخصی بر خریدار خانه اقامه دعوی نموده و ادعای مالکیت نماید و دلایلی هم داشته باشد ( غیر از مواردی که ملک به ثبت رسیده باشد) خریدار خانه که محکومیت خود را احساس می نماید می تواند فروشنده خانه را به عنوان ثالث به دعوا جلب کند تا از لحاظ مسئولیتی که به عنوان ضمان درک دارد قیمت خانه را به خریدار بپردازد یعنی ثمن معالمه را مسترد کند .

2-2-یکی از اصحاب دعوی اصلی ( خواهان یا خوانده )شخص ثالثی را به دعوی جلب نماید تا به او کمک کند و بتواند جواب دعوی طرف را بدهد مثلاً کسی به موجب سند رسمی یا عادی مبلغی بدهکار است و مقداری از بدهی خود را پرداخته و رسید گرفته با این وضع بستانکار به موجب صلح نامه رسمی حقوق خود را راجع به سند بدهکار مدیون به دیگری صلح نموده است و متصالح یعنی قائم مقام بستانکار برعلیه مدیون اقامه دعوا نموده و تمام مبلغ سند را مطالبه می نماید در این حالت مدیون می تواند بستانکار اولیه را به دعوی جلب نموده و به استناد رسیده که از او گرفته ثابت نماید که مبلغی از بدهی خود را پرداخته و صلح حقوق شامل تمام دین اولیه نبوده است در این مورد دادگاه اگر صحت دعوی را تشخیص دهد متصالح یعنی خواهان را فقط به میزان آن مقدار از بدهی که باقی مانده است ذیحق خواهد شمرد ودر مورد آنچه که مدیون قبلاً بدان داده است برائت ذمه او را اعلام می نماید که این نوع دعوی جلب ثالث برای کمک تقویت مدیون به منظور اثبات بی حقی خواهان اصلی در مطالبه تمام مبلغ سند است این نوع جلب را جلب تقویتی هم می گویند که معمولاً پاره ای از اشخاص را به خاطر اطلاع آنها جلب می کنند ولی این روش که از اطلاعات مجلوب برای کمک به خود استفاده می شود بیشتر شباهت به شهادت دارد تا جلب و با شخص مطلع بهتر است معامله شاهد را کرد تا مجلوب[4].جلب ثالث به هریک از دو صورت فوق که باشد باتقدیم دادخواست اقامه می شود واین موضوع از مواد ۲۷۴ تا ۲۸۰ ق . آ . د . م . استناط می شود با این وصف حکم تمیزی شماره ۱۴۸۸ـ ۳۰/۷/۱۳۱۹ شعبه چهارم دیوانعالی کشور مقرر می دارد در آئین دادرسی مدنی شرط نشده است که درخواست جلب باید مستقل بوده جلب در آن تصریح شده باشد بنابراین رد درخواست (به استناد این که تشریفات قانونی از حیث استقلال دادخواست و موجبات جلب اعمال نشده ) صحیح نیست . طبق ماده ۲۷۹ ق . آ . د . م . دادخواست جلب و جریان آن در هر مرحله تابع مقررات عمومی همان مرحله است یعنی از نظر ضمائم که بایست به تعداد خواندگان به علاوه یک نسخه باشد و همچنین از نظر خواسته که بایستی تقدیم شده و به میزان آن تمبر الصاق گردد. خواسته دعوی جلب گاه همان خواسته خواهان اصلی است و زمانی با آن متفاوت می باشد

[1]– مزیدی، علیرضا، پایان‌نامه مداخله شخص ثالث در دادرسی مدنی ایران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، پاییز 1386 ،ص 12

[2] شمس، عبدالله، آیین‌دادرسی مدنی، جلد دوم، و سوم، انتشارات دراك، 1383 ،ص43

[3] شهری غلامرضا و حسین‌آبادی امیر، مجموعه نظرهای مشورتی اداره حقوقی دادگستری در مسائل مدنی از سال 58 به بعد، انتشارات روزنامه رسمی،ص148

[4] – احمدیان،هوشنگ، ورود شخص ثالث و جلب شخص ثالث، پایگاه تخصصی فقه و حقوق،برگرفته از سایت http://ptsearch.com

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

شرایط احکام و آثار توقیف ، تأخیر و تعطیل اجرای احکام مدنی

 

سواحل و آبهاي عمومي//پایان نامه آلودگی هوا

درياها، سواحل و آبهاي عمومي

مالكيت درياها و سواحل و آبهاي عمومي نيز همانند جنگل‌ها از انفال و در اختيار حكومت است؛ ولي واژه «در اختيار بودن» پيام‌آور كوله‌باري از مسئوليت و تكاليف است. زيرا در اينكه آب نه يكي از منابع بلكه منبع اصلي حيات بشري است، هيچ‌كس ترديد ندارد و شايد از بديهيات آگاهيهاي بشري به شمار آيد. در آرم وزارت نيرو آيه شريفه زير همواره مقابل چشمان ماست كه خداي بزرگ فرموده است: «و جعلنا من الماء كُلّ شيءٍ حيّ». (انبياء: 30) معمولاً مترجمان قرآن آيه فوق را بدين عبارت ترجمه كرده‌اند: «و هر چيز زنده‌اي را از آب قرار داديم»( ترجمه قرآن، مكارم شيرازي.) و يا: «و هر موجود زنده‌اي را از آب آفريديم.»(ترجمه قرآن، مشکینی) به نظر ما ترجمه بهتر چنين است: «آب را مايه حيات موجودات قرار داديم.»

در آيه ديگر فرموده است: «و انزلنا من السماء ماءاً فانبتنا فيها من كل زوجٍ كريم: از آسمان آب فرو فرستاديم، سپس در زمين از هر موجودي زوج رويانديم. (لقمان:10)و در آيه ديگر: «الله الذي من السماء ماءً فأحيا به الارض بعد موتها: اوست خدايي كه از آسمانها آب فرو فرستاد، پس زمين را بعد از مرگش زنده كرد). (نمل: 65) در مقاله «جمعيت، محيط‌زيست، آينده» آمده است: «كره زمين را محيطي آبي به نام هيدروسفر (كره آب) پوشانده است. هيدروسفر شامل اقيانوسها، درياها و همه منابع آبي ديگر است. آب، محل ظهور و شكل‌گيري زيست و ماده حياتي تمام ارگانيسم‌هاي زنده روي زمين است و به طور كلي، مكانيسم پيچيده حيات، بدون آب و به ويژه آب شيرين ممكن نخواهد بود.»(صدوق، 1380، ص10.) حفظ درياها و به طور كلي حفظ آب از چند جهت است:

اولاً: صيانت از تجاوزات مادي به حريم درياها و آبهاي عمومي؛

ثانياً: جلوگيري از آلودگيهاي آنها. آلودگي آب نه فقط مستقيماً مايع آشاميدني را از انسانها سلب مي‌كند، كه حيات گياهان و سيار موجودات ذي‌حيات را به خطر مي‌افكند. آلوده شدن گياهان نيز موجب از دست رفتن منبع ديگري از حيات انساني است.

ثالثاً: جلوگيري از مصرف بي‌رويه آب.

ماده 9 قانون حفاظت و بهسازي محيط‌زيست، آلودگي آب را، آميختن مواد خارجي به آب به ميزاني كه براي موجودات و گياهان زيان‌آور باشد، بيان كرده است. همچنين بند2 ماده 1 آيين نامه جلوگيري از آلودگي آب مصوب 1373 مقرر مي‌دارد: «آلودگي آب عبارت است از تغيير مواد محلول و يا معلق و يا تغيير درجه حرارت و ديگر خواص فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي آب در حدي كه آن را براي مصرفي كه براي آن مقرر است، مضر يا غيرمفيد سازد.»

در دستور العمل مصوب 2004 اتحاديه اروپا نيز خسارت به آب اين گونه تعريف شده است: «خسارت به آب عبارت است از: هر نوع خسارتي كه به طور آشكار بر وضعيت اكولوژيك، شيميايي و يا كيفي و يا بالقوه اكولوژيك آبهاي مندرج در دستورالعمل 2000/60/EC تاثير نامطلوب و زيانبار مي‌گذارد.»[1]

آلودگي درياها، آلودگي خليج‌ها و آلودگي رودخانه‌ها از انوع آلودگيها به شمار مي‌روند كه آلودگي دريايي از مهمترين آنهاست. آلودگي درياها در يك تقسيم‌بندي، شامل آلودگيهاي هسته‌اي، حرارتي و فاضلابهاي شهري و صنعتي مي‌گردد. دفع پسماندهاي هسته‌اي در اعماق زمين كه از سال 1946 معمول شده، روش اطمينان‌بخش نمي‌باشد؛ زيرا پوسيدگي تدريجي و نشت آب از محفظه‌ها و هم چنين سيل و زلزله و آتشفشان‌ها مي‌تواند اين پسماندها را برروي زمين بياورد و محيط‌زيست را آلوده و مسموم نمايد.

[1] – DIRECTIVE 2004/35/CE of THE EUROPEAN PARLIAMENT AND do THE COUNCILof 21 April2004 on environmental libility with regard to the prevention and remedying of environmental damage, at: official journal of the European union, article z(1) (b),

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مسئولیت دولت در خصوص محیط زیست ناشی از آلودگی هوا

پایان نامه تجمل گرايي:/فقر و محروميت اجتماعي

فقر و محروميت اجتماعي

در ميان عوامل تباهي و عقب ماندگي انسانها و جوامع بشري نمي توان فاجعه آفرين تر از فقر عاملي را سراغ گرفت. با وجود پيشرفت هايي که در ابعاد بسيار از زندگي نصيب انسان گرديده ،هنوز آمار مرگ و مير ناشي از فقر بالاست.

فقر ستيزي اسلام از اين حقيقت حکايت دارد که آييني زندگي بخش بوده و عزت و سرافرازي مسلمانان را در دنيا و آخرت مي طلبد. چنين مکتبي نمي تواند از فقر و ناتواني پيروان خويش خرسند بوده و آنان را به ترک کار و فعاليت اقتصادي سوق دهد.

پيامبر اسلام (ص) فقر را همسايه کفر تلفي مي کند و مسلمانان را از افتادن در ورطه بي ديني هشدار مي دهد:« كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً  »[1]؛«نزديک است که فقر آدمي را به کفر کشاند.»

در جاي ديگر فقر عامل کاهش دين و ايمان و همچنين پريشان فکري و بدخواهي انسانها نسبت به يکديگر خوانده شده است:

«اِنَّ الفقرَ مَنْقَصَةٌ للدّين، مُدْهِشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِيةٌ لِلْمَقْتِ.»[2]؛ «قطعا فقر سبب کاستن از دين و پريشاني خرد و نيز دعوت گر به دشمني است.»

چنان که از اين حديثها بر مي آيد، فقر از يک سو به ايمان و دين داري انسان آسيب مي رساند و مؤمن را از تعالي و نيل به درجات ايمان باز مي دارد، و از ديگر سو عقل او را دستخوش پريشاني و نابساماني در تشخيص خير و شر مي سازد. شکي نيست که اين همه بسترساز کژروي از فطرت الهي و دشمني انسانها نسبت به يکديگر مي شود و در نهايت گمراهي و پراکندگي نيروهاي انساني را پديد مي آورد.

فقربلا و آفتي است که بر عقيده و ايمان، اخلاق و رفتار، فکر و انديشه فرد و خانواده و اجتماع تاثير مي گذارد و مسير حرکت جامعه را از اعتدال خارج مي کند . فقر حتي مي تواند عميق ترين عواطف انسان را به نابودي بکشاند ؛چنانکه در عصر جاهليت بعضي از اعراب به خاطر فقر فرزندان خود را نابود مي کردند . قرآن مجيد در اين رابطه مي فرمايد: «وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَكُم مِّنْ إِمْلَاقٍ  نحَّْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُم [3]؛ و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزي مي‏دهيم‏. » علامه طبرسي املاق را اين گونه معنا مي کند : « کلمه املاق به معناي افلاس و نداشتن مال و هزينه زندگي است ؛ تملق هم مشتق از همين ماده است. »[4]

انسان فقير به دليل فقر و محروميت – به خصوص اگر در کنار او ثروت هاي زياد انباشته شده باشد – به عدالت الهي شک مي کند و به تدريج پايه هاي اعتقادي و اخلاقي او سست مي گردد . صوفي مصري (ذوالنون) مي گويد: کافرترين مردم فقيري است که صبر او لبريز شده باشد.[5]  علي(ع) مي فرمايد: « اللَّهُمَّ صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ وَ لَا تَبَذَّلْ جَاهِي بِالْإِقْتَار[6]؛خدايا آبرويم را با بي نيازي نگهدار و با فقر و تنگدستي شخصيت و مکانتم را تباه مکن »

حفظ گوهر شخصيت، عزت و مناعت طبع انسان ها از رؤوس برنامه هاي امام علي بود . شايد اين که امام فقر را مرگ بزرگ [7]مي نامد و قبر را از فقر برتر مي شمارد به دليل اين باشد که در قبر انسان دچار ذلت و خواري نمي شود، ولي فقر بدتر از آن را نيز به دنبال دارد .

يکي از عوامل مهم فقر و تنگدستي و محروميت و کمبودها در جهان ، اسرافکاري و تجاوز از حد و حدود معين و تجمل گرايي است . [8] اسلام که ديني مبتني بر بينش توحيدي است از کنار اين مسئله نگذشته و براي مبارزه با فقر ، حفظ توازن اجتماعي و رفع اختلاف فاحش طبقاتي ، راه هايي را قرار داده است که در اين راستا پرهيز از تجمل گرايي و رعايت اعتدال ، يکي از عوامل قوي براي حفظ ثروت و پرهيز از ابتلا به فقر است. درآمد زندگي مانند چشمه اي است که در جويي جاري است . اين آب اگر کنترل و مهار نگردد ، هراندازه هم فراوان باشد به هدر رفته و ثمره اي نخواهد داشت ؛اما اگر در جاي مناسب سد شود و با دقت از هدر رفتن آن جلوگيري شود با برنامه ريزي صحيح مي تواند در جهات مختلف مورد استفاده واقع شود.

اگر گروهي از انسان ها ( اعم از متمکنان و ثروتمندان و غيره ) در مصرف زندگي و استفاده از نعمت ها و ديگر سرمايه ها و امکانات ، به تجمل گرايي روي آورند و امکانات مادي و معنوي بيشتري را صرف هوس هاي خود کنند ، در نتيجه سرمايه ها که بايد بالسويه براي تحقق عدالت اجتماعي بين همه افراد تقسيم شود، خرج هوس هاي فردي عده اي خاص از تجمل گرايان مي شود که ناجوانمردانه و بي رحمانه نعمت هاي الهي را تباه و نابود مي سازند.

بازار يک جامعه تابع عرضه و تقاضا است . وقتي تجمل گرايي پيش آمد فرهنگ مصرف گرايي بالا مي رود. در نتيجه تقاضا زياد مي شود درحال که ارز ثابت است. اينجاست که جامعه با مشکل اقتصادي روبرو خواهد شد. مسرفان يک جامعه کالا را مي خرد به هر قيمتي که باشد. فروشنده هم از اني موضوع سوء استفاده کرده جنس و کالاي خود را به بالاترين قيمت ممکن مي فروشد پس گراني و تورم پيش مي آيد در نتيجه اقشار کم درآمد جامعه قادر به بر آوردن مايحتاج زندگي خود نبوده و فقر دامنگير آنان مي گرددد. به دنبال فقر عدالت ازجامعه رخت بربسته، فاصله طبقاتي و فساد اقتصادي که آثار مخرب آن بر همگان روشن است فراگير مي شود.

[1] محمد بن يعقوب کليني،پيشين، ج 2 ،ص 308

[2] محمد باقر مجلسي ،پيشين ، ج 34 ،ص 348

[3]  انعام/151

[4] طبرسي، مجمع البيان،پيشين، ج‏9، ص 10

[5] يوسف القرضاوي، مساله فقر از ديدگاه قرآن و مردم، ترجمه عادل نادر علي ،تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1363،ص 18 .

[6] محمد دشتي، پيشين،خطبه 225

[7] «الفقر الموت الاکبر: همان، حکمت 163

[8] در حالي که خداوند همه چيز را به اندازه ي نياز و کفاف موجودات جهان آفريده است .

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي