ماه: آگوست 2018

چه کفش اسپرتی برای من مناسب است ؟

پوشیدن یک کفش راحت یکی از مهم ترین نیازهای هر کسی است. زیرا پا به عنوان قلب دوم همه وزن بدن را به دوش می کشد و اگر این باربر جایگاه خوبی نداشته بی گمان بدن دچار چالشی بزرگ خواهد شد زیرا نمی تواند فشار وارد شده را تحمل کند و همین سبب می شود
ناراحتی خود را به دیگر بخش های بدن همچون چشمها و کمر وارد کند که در بلندمدت می تواند بیمارها و آسیب های جبران ناپذیری را ایجاد کند.کفش خوب و راحت باعث آرامش شده و سبب می شود حس خوبی از راه رفتن داشته باشد.کفش این وظیفه را دارد که از پای ما محافظت کند و جلوی ه گونه آسیبی به آن را بگیرد
ولی متاسفانه بسیاری از کفش ها آن چیزی که باید باشند نیستند و پیامدهایی چون آسیب های استخوانی به ویژه در بخش پا را به همراه خواهند داشت.کفش به جز این موارد باید راحت و زیبا هم باشد زیرا پس از صورت نخستین جایی که هنگام برخورد با دیگران در تیررس آنها قرار می گیرد پا است.
کفش زیبا می تواند شما را به عنوان یک فرد شیک پوش و زیبا معرفی کند که همیشه به ظاهر خود اهمیت می دهد.مواردی در خرید کفش وجود دارد که باید به آنها توجه ویژه ای کرد از جمله اینکه هر چقدر که سن آدم بالاتر می رود اندازه پا نیز افزایش می یابد در نتیجه باید برای هر بار خرید کفش آن را آزمایش کرد.

همیشه کفش را در عصر بخرید چون پاها به بیشترین اندازه خود می رسند.کفش هم در بخش پنجه و هم در پاشنه باید اندازه ی پای شما باشد وگرنه مشکل زا خواهد بود.به این دلیل که اندازه هر دو پا در برخی از مردم متفاوت است همیشه هنگام خرید هر دو کفش را بپوشید تا از راحت بودن جفت کفش مطمئن شوید.

هر کسی یک شکل پا دارد در نتیجه کفشی را بخرید که با شکل پای شما هماهنگ باشد.انگشت های شما باید کاملا در پنجه باز و بسته بشود.
بسیاری افراد هستند که روزانه مسافت زیادی را پیاده روی می کنند بنابراین اگر یک کفش خوب تهیه نکنند راه رفتن برایشان سخت می شود به ویژه کسانی که این به بخشی از زندگیشان تبدیل شده است
در نتیجه کفش نامناسب سبب می شود انگیزه خود را از دست بدهند زیرا پس از مدتی باید با پیامدهای کفش نامناسب دست و پنجه نرم کنند.شکل و طرح کفش ها از فرهنگ جامعه تاثیر می پذیرد و هر کشوری بنابر فرهنگش کفش مود نظرش را می ساخته است
هر چند امروز به دلیل جهانی شدن طرح ها نیز به صورت گسترده تر شکل گرفته و به دلیل آگاهی طراحان از نگاه افراد از خواست مردم به ویژه جوانان طرح هایی ارائه می شود که همه پسند باشد و هر کسی با هر نوع دیدگاهی می تواند از میان انبوه طرح ها آنچه را که می خواهد گزینش کند.

نخستین کفش جهان مربوط به ایران است و نشان می دهد ایرانی ها تا چه اندازه در این صنعت پیشرو بوده است.در سالهای اخیر شرکت های بزرگی همچون نایک آدیداس و پوما پا به میدان گذاشته اند و توانسته اند این بازار را دگرگون کنند.

از جمله ویژگی های این تولیدکنندگان شناختشان از سلیقه مردم است زیرا آنها می دانند چه چیزی شایسته بازار است.طراحی و ساخت کفش امروز دیگر مانند گذشته نیست بلکه به وسیله نرم افزارهای پیشرفته طراحی می شود و آنچنان ساختارمند است که همه چیز در آن در نظر گرفته شده است از زیبایی گرفته تا راحتی.
برای خرید کفش مناسب تنها نباید به قیمت اون توجه کنید چون ممکن یه کفش ارزان باشه ولی روی هم رفته به دلیل ساخت نامناسب مشکل زا خواهد بود پس تلاش کنید با زدن از هزینه های دیگه یه کفش گرون قیمت که دارای کیفیت خوبی هم هست تهیه کنید
البته فکر نکنید هر کفشی که گرون است پس خوبه.کفش را همیشه از فروشگاههایی تهیه کنید که معتبر هستند چون ممکن کفش های نامرغوب را تنها با یک برچسب شرکت معتبر به فروش برسانند به ویژه این روزها که چینی ها هر چیزی را کپی می کنند و با نگاه کردن به اصل کالا نسخه بدلی آن هم روانه بازار می کنند و مردم عادی که هیچ گونه تخصصی در این زمینه ندارند هزینه زیادی را می پردازند اما پس از مدتی می فهمند آن چیزی که باید نیست.
برخی از افراد کفش های نرم را می پسندند.کفش هایی که هنگام راه رفتن فشار در آن آرامش داشته باشند.
برخی دیگر نیز به دنبال کفش هایی با بدنه سفت هستند زیرا دوست دارند در فعالیت های بدنی که دارند این بدنه فشار را به خود بگیرد و در برابر آسیب هایی که ممکن است به وجود آید مقاوم باشد.
برخی از افراد به دنبال کفش های با پاشنه بلند هستند زیرا دوست دارند هم قدشان بلندتر نشان داده شود و هم شیب بدنی زیباتری داشته باشند و خوش تیپ تر به نظر بیایند.

کفش اگر به رنگ روشن باشد بسیار در روحیه افراد تاثیرگذار است و دیگران هم نسبت به فرد توجه بیشتری می کنند به ویژه اینکه اگر تن پوش روشنی هم به تن داشته باشند این چشم نوازی چند برابر می شود.
کفش خوب باید به گونه ای باشد که به اصطلاح پا بتواند تنفس کند زیرا پایی که در کفش فشرده باشد و از نظر گردش هوا مناسب نباشد عرق زیادی می کند
که برآیندی جز بالارفتن دما در سراسر بدن نخواهد داشت که این گرما کارکرد بدن را کاهش می دهد و فرد را دچار گرما زدگی و خستگی می کند.کفش باید دارای ساختاری باشد که هوا به پا برسد زیرا چهارچوب بسته کفش های غیراستاندارد توانایی افراد را در زمینه انجام کارهای روزانه به شکل چشم گیری کاهش می دهد.
شما می توانید هم کفش را به صورت فیزیکی بخرید و هم به صورت اینترنتی.اما امروزه به دلیل وجود سایت های معتبر اینترنتی که کفش های مناسب را با بالاترین کیفیت ارائه می دهند
دیگر نیازی نیست زحمت بیرون رفتن از خانه را به خود بدهید و تنها کافی است کفش مورد نیاز خود را خریداری کنید نکته مهم این است که خرید اینترنتی این ویژگی را دارد که دسترسی به مدل های گسترده تری دارید و می توانید از میان انبوه آن چه را که می خواهید گزینش کنید.

دلیل این موضوع این است که فروشگاههای فیزیکی به دلیل کمبود جا نمی توانند همه ی مدل ها را در ویترین قرار دهند در نتیجه مکن است شما نتوانید آن چیزی را که دوست دارید پیدا کنید
از سوی دیگه شما نمی توانید ساعت ها در مغازه بمانید اما سایت این ویژگی را دارد که هر چه قدر می خواهید بگردید و مدل مورد نظر خود را برگزینید و با خیال راحت خرید خود مورد نظر خود را انجام دهید.

برای ورود به سایت اینجا کلیک کنید

سایت اطلاعات پزشکی دکتر مزرعه

 در  وبسایت دکتر مزرعه اطلاعات پزشکی صحیح جهت آشنایی هموطنان با نکات مهم درباره سلامتی و نحوه کنترل و درمان بیماری های شایع ارائه می شود.

اطلاعات کاربردی در مورد

در دسته بندی های زیر

اطلاعات پزشکی

پوست، مو و زیبایی

تغذیه

زنان و زایمان

سرطان

بیماری‌ های قلبی

دیابت

فشار خون

کمک‌ های اولیه

اطلاعات دارویی

تجهیزات پزشکی

تجهیزات خانگی

تجهیزات بیمارستانی

تجهیزات آزمایشگاهی

برای ورود به سایت اطلاعات پزشکی دکتر مزرعه اینجا کلیک کنید

لیبل پرینتر یا پرینتر لیبل زن چیست؟

ازمیان متداول ترین لوازم جانبی کامپیوتر می توان به پرینتر که برای چاپ و پرینت اطلاعاتی همچون حروف و تصاویر اشاره کرد. این پرینتر ها دارای مدل ها و نوع های مختلفی می باشند که از میان آنها می توان به پرینترهای جوهر افشان ، پرینتر های لیزری و پرینتر لیبل زن اشاره کر د که از پرینترهای حرارتی به عنوان جدیدترین مکانیزم چاپ یاد می شود و در کار با آن کاغذی لازم داریم که در برابر به گرما و حرارت حساس باشد و به سرعت عکس العمل نشان دهد. پرینترهای حرارتی در مدل های تک رنگ (سیاه و سفید) و 2 رنگ برای صدور فیش در بازار توزیع شده است .
انواع پورت های مصرفی پرینترهای لیبل زن
لیبل پرینتر ها در پورت های خاصی به بازار عرضه شده اند که هنگام خرید باید به نوع پورت مصرفی دقت شود.
• پورت موازی (Parallel): پورت استاندارد اتصال به پرینتر که نیازی به نصب کردن درایور ندارد و از سرعت بالایی برخورداراست.
• پورت سریال (COM): درمقایسه با پورت های دیگر از سرعت پایینی برخورداراست و اغلب برای فاصله های بیشتر از 15 متر مورد استفاده میگیرد.
• پورت شبکه (Ethernet): معمولا در مکان هایی که تعداد پرینترها و یا کامپیوترها زیاد است استفاده می شود و علاوه براین از هزینه ی بالایی هم برخوردار می باشد.
• پورت USB: این پورت در صورت نبود پورت پارارل انتخاب می شود که معمولا برروی تمامی لپ تاپ ها موجود می باشد. تنها اشکال اساسی آن نصب دوباره درایور پرینتر به هنگام قطع و وصل شدن سیم و برد آن است.
امتیازهای مثبت پرینتر لیبل زن
پرینتر لیبل زن از امتیاز های خارق العاده ای برخوردار است که سبب شده این دسته از پرینتر ها مورد توجه عام قراربگیرد و در بیشتر مکان ها از جمله رستوران ها، دستگاه های خود پرداز بانک ها (ATM)، دستگاه های نوبت دهی، تاکسی سرویس ها وپیک های موتوری، داروخانه ها ، سینماها، فروشگاه و… مورد مصرف قرار بگیرد. از جمله این امتیازها عبارتند از:
• بالا بودن سرعت چاپ پرینتر لیبل زن: این پرینتر ها از سرعت بسیار بالایی در صدورفیش و برچسب برخوردار هستند که از عوامل مهمی برای جذب مشتری و از همه مهمتر رضایت مشتری به شمار می رود.
• کم بودن هزینه چاپ پرینتر لیبل زن: دراین دسته از پرینتر ها ضرورتی به استفاده از جوهر نیست و کاغذ مصرفی که برای چاپ در این پرینترها مورد استفاده می گیرد بسیار ارزان است و از قسمت پایینی برخوردار می باشد.
• کم شدن هزینه های متفرقه دستگاه لیبل چسبان: قیمت پرینترهای لیبل زن از سایر پرینتر ها بیشتر است اما با در نظر گرفتن کاهش هزینه هایی مانند: کاغذ ارزان، نیاز نداشتن به سرویس و شارژ کردن مجدد جوهر و… مدتی بعد هزینه خرید پرینتر به شما باز میگردد.
• عمر طولانی مدت و عدم نیاز به شارژ و سرویس: پرینترهای چاپ لیبل و بارکد نیازی به شارژ ندارند و سال های سال بدون نیاز به هیچ گونه سرویسی کار میکنند.
• عدم نداشتن مشکل کمبود جا: پرینترهای حرارتی درمقایسه با پرینترهای لیزری و پرینتر های سوزنی فضای بسیارکمتری را اشغال می کند بنابراین فضای میزکاررا کمتر اشغال می کند .
• عدم نداشتن مشکل صدا: درحین کار با لیبل پرینترها برخلاف پرینترهای سوزنی و پرینترهای لیزری صداهای گوناگونی ازموتور و یا سایراجزای دستگاه ایجاد نمی شود و از این جهت هنگام چاپ مشکلی با صدا و سکوت نداریم .

چهارچوبای مربوط به رفتار شهروندی سازمانی

نتیجه های رفتار شهروندی سازمانی

نتیجه های رفتار شهروندی سازمانی از دید تاثیر بر کارکرد فردی و سازمانی به دو صورت زیر قابل بررسیه:

1) تاثیرعملکرد شهروندی سازمانی بر آزمایش مدیران از کارکرد و قضاوت اونا به تقسیم پاداشا، ارتقاءا…

2) تاثیرعملکرد شهروندی سازمانی بر کارکرد و موفقیت کلی سازمان. مکنزی و پودساکوف (1993)، دلایل زیادی رو گفتن که به چه دلیل مدیران واسه کارکرد شهروندی سازمانی ارزش قائل شده و در آزمایش کارکرد کارکنان شون به اون توجه دارن و خلاصه تحقیقات در دلایل مزبور نشون دهنده اینه که کارکرد شهروندی سازمانی تاثیر زیادی بر چگونگی آزمایش مدیران از کارکرد و هم اینکه بقیه تصمیمات اونا داره. خلاصه چندین مطالعه که به بررسی تاثیرات نسبی رفتار شهروندی سازمانی بر آزمایش عینی و ذهنی از کارکرد پرداخته ان نشون داده که جنبه های پنج گانه رفتار شهروندی سازمانی یه تاثیر مثبت زیادی بر چگونگی آزمایش کارکرد به وسیله آزمایش کنندگان داره و هر کدوم به شکلی خاص بر نگاه ارزیابا مؤثره، به ویژه رفتار کمک کننده یا نوع دوستی که جدا تر و برجسته تر از دیگر جنبه های به چشم می خورده س. محققان علاوه بر تحقیقات خود اقرار داشتن که رفتار شهروندی سازمانی بر آزمایش کارکرد عینی و ذهنی کارکنان خیلی موثره.

2-7- چهارچوبای مربوط به رفتار شهروندی سازمانی

رفتارای فرانقشی: این اصطلاح، معنایی مشابه با کارکرد شهروندی سازمانی داره و به معنی رفتارای که بالاتر از انتظارات نقش هست و تلاش می کنن که به سازمان سود برسونن، هستش. اما این معنی ،بعد اطاعت رفتار شهروندی سازمانی رو شامل نمیشه. به دلیل این که این بعد، به شکل رو و یا ضمنی در توضیح وظایف شغلی آمده(بخش، 2006).

رفتار فرا نقش به معنی جلوگیری از فعالیتای غیر قانونی و غیر اخلاقی که در سازمان اتفاق میفته و وضع قوانین به وسیله صاحبان قدرت، که بتونن جوری فعالیتا رو کم کنن و هم اینکه اعتراضات وجدان گرایانه نسبت به شرایط موجود سازمان به دلیل نگرانی راجبه کارایی، قانون و عدالت سازمانیه. پس، دلیلی که این رفتار رو به عنوان رفتارای فرانقشی در نظر گرفتن اینه که اونا به انجام بهتر کارای سازمانی کمک، و بالاتر از انتظارات نقشی هست(سلاسل، 1389). چیجوری رفتار شهروندی سازمانی، به کارایی سازمان کمک می کنه؟

1-کمک: کمک و مهربانی نسبت به غریبها(مثل مصرف کننده و عرضه کننده) توانایی سازمان رو در وارد کردن منابع آسون کردن و بر احساسات اونا نسبت به سازمان تاثیر میذاره و این باعث انتقال و انجام به موقع سفارشات از طرف عرضه کننده، وفاداری بیشتر از طرف مصرف کننده و یا شاید باعث استخدام کارمندان آینده شه.ممکنه بزرگ نمایی آمیز به نظر آید که گفته شه فقط از کمک کردن سودهای زیادی به دست میاد. اما واقعاً اینطور نیس، چون جریان همیشگی کمک به وسیله تعداد خیلی از کارمندان در دراز مدت سودهایی زیاد رو بوجود میاره.

2اطاعت: اگه کارمندان مرخصی اضافه نگیرند و از تلفنا واسه صحبتای غیر لازم کمتر به کار گیری کنن، این به انجام مفیدتر کارا کمک می کنه.وقتی که کارمندان قوانین و مقررات کاری رو در مورد به کار گیری منابع سازمانی رعایت کنن سرمایه های سازمان به شکلی موثر در همه قسمتای مربوطه مصرف می شه. ممکنه این سئوال مطرح شه که رعایت قوانین کاری جزء وظایف کارمندان نیست؟ از کارمندان انتظار نمی ره که قوانین کاری رو رعایت کنن و به موقع در محل کار حضور پیدا کنن. پس، چیجوری این رفتارها در بخش کارکرد شهروندی سازمانی قرار می گیرن؟جواب ما به اون سئوال منطقی اینه که “بله” بعضی از غیبتا هم مورد انتظار و هم به طور کاملً تایید شده هستن (مثل مریضی، شرایط جوی و چیزای دیگه ای به جز اینا) اما عکس العمل افراد نسبت به این شرایط فرق داره. بعضی از کارمندان متعهدتر هستن و تلاش می کنن که وظایف محوله به خود رو کامل و درست بکنن در حالی که بعضی از کارمندان دیگه یه حالت تهوع و یا یه سردرد کم رو دلیل منطقی ای واسه مریضی می دونن و مرخصی می گیرن.

3 جوانمردی: سازمانا واسه افزایش کارکرد کارمندان در جای فیزیکی، استخدام نیروی کار، روش تولید و ساعات کاری تغییراتی رو به وجود میارن. تحمل این تغییرات واسه بعضی از کارمندان نسبت به کارمندان دیگه پائین تره و جوری تغییراتی واسه اونا نا مساوی جلوه می کنه و احساس می کنن که حق اعتراض دارن. پس، سرسختانه مقاومت، اعتراض شکایت می کنن. اما واسه بعضی کارمندان دیگه با اینجور تغییراتی هر چند که ناراحت کننده باشه کنار میان ویا دست کم به مدت زمانی اون رو تحمل می کنن(بخش، 2006).

 

[1]- Mackenzie & Podsakoff

[2]- extra behavior

سه کلید مهم واسه ایجاد توانمندی در نیروی انسانی

سه کلید مهم واسه ایجاد توانمندی در نیروی انسانی

هروقت گروهی از کارکنان با مسئولیت­های ویژه واسه مراحل کار و تولید انتخاب می­شن، از شروع تا آخر کار برنامه­ریزی و اجرا می­کنن، همه چیز رو مدیریت می­کنن و مسئولیت رو به شکل مساوی و مساوی تقسیم می­کنن. مزیت تیم­های خودگردان در جفت و جور کردن رضایت شغلی، تغییر نگاه، تعهد کاری، ایجاد رابطه بهتر میان کارکنان و مدیران، تاثیر بیشتر فرایندهای تصمیم­گیری، بهبود و پیشرفت عملیات، کاهش هزینه­ها و بهره­وری سازمان خلاصه می­شه(میرمحمدی،1392)

الف) اولین کلید: تیم­سازی رو جانشین مجموعه مراتب کنین. توانمندسازى بدون ایجاد تغییرات مناسب در مجموعه ­مراتب بوروکراسی سنتی غیر ممکنه و اون نیازمند یه ساختار سازمانی تخت با سطوح مجموعه مراتبی کمتر و بهبود رابطه بین تیم­ها می­باشه(مجیدى، قهرمانى و محمودآبادى، 1387)

هروقت گروهی از کارکنان با مسئولیت­های ویژه واسه مراحل کار و تولید انتخاب می‌شن، از شروع تا آخر کار برنامه­ریزی و اجرا می­کنن، همه چیز رو مدیریت می‌کنن و مسئولیت رو به شکل مساوی و مساوی تقسیم می­کنن. این گروه از کارکنان از شروع تا آخر، مسئول کل پروسه تولید و ارایه خدمت، موظف خود هستن. اونا مجازند تصمیم بگیرن و تصمیمات رو اجرا کنن. ژاپنی­ها این گروه­ها رو حلقه کیفیت(QC)می­نامند. این سبک از مدیریت دلیل می­شه، سازمان از سبک هرم سازمانی به سبک دایره­ای در جهت بهبود کل سیستم سازمان تغییر بفرسته. (جلالى جواران و جلالى جواران، 1389). این گروهها از راه گذراندن دوره­های آموزشی می تونن مهارت­های لازم رو کسب و درحین کار وابستگی کمتری به مدیران و سرپرستان احساس کنن. گروههای خودگردان در کار یکدیگر دخالت نمی­کنن مگه اینکه یه قدم درجهت توانمندشدن باشه. مدیریت عالی سازمان باید نسبت به ساپورت و ساپورت از گروههای خودگردان باور قلبی داشته باشه( آقایار ،1382)

ب) کلید دوم تسهیم اطلاعات: که به کارکنان اجازه می­بده موقعیت­های سازمان خود رو بشناسن و مورد جدا سازی و بررسی بذارن. تسهیم اطلاعات با اعتمادسازی در سازمان، شکستن تفکر مجموعه مراتبی سنتی شروع می­شه و در نتیجه موجب افزایش احساس مسئولیت­پذیری کارکنان می­شه. یعنی اطلاعات نیاز به آسونی دراختیار کارکنان قرار گیرد. دسترسی به اطلاعات باعث اعتمادبه­نفس و آگاهی اونا از وضعیت فعلی سازمان شده و موجب تحکیم فرهنگ اعتماد و همدلی می­شه. کارکنان اگه اطلاعــات کافی نداشته باشن قادر به تصمیم­گیری درست نیستن. دسترسی کارکنان به اطلاعات باعث احساس تعلق، بهبود کارکرد و احساس مسئولیت کارکنان می­شه. اطلاعات خون زندگی توانمندسازیه(آقایار ، 1382).

ج) کلید سوم: اختیار و استقلال کاری: باید در چارچوب مرزهای مشخص باشه تا از اتلاف انرژی بیهوده جلوگیری کنه. عوامل تعیین­کننده مرز فعالیت­ها عبارتند از:

ماموریت یا فلسفه وجودی سازمان: یعنی هدف از تشکیل یا کار و کاسبی سازمان چیه؟
ارزشها: حدود فعالیت شما چیه؟
خیالات: تصویر شما از آینده چیه؟
اهداف: چی، چه وقت، در کجا و چیجوری انجام بدین؟

نقشه ها: کی، چه کاری با چه نوع ساختار سازمانی بکنه و در انجام کار چیجوری ساپورت می­شه؟ خیلی از مدیران معمولاً از تفویض اختیار ترس دارن. چون فکر می کنند مهم­ترین عامل باقی موندن سازمانشون که کسب درآمد و سوده به خطر می­افتد. البته این دیدگاه زمانی درسته که اختیار تصمیم­گیری به کارکنان ضعیف واگذار شه (آقایار ،1382).

رفتارای پر خطر و تاثیر اون بر نوجوونی

رفتارای پر خطر و نوجوونی

خطر پذیری به رفتارایی میگن که احتمال یافته های منفی و داغون کننده جسمی، روان شناختی و اجتماعی رو واسه فرد زیاد کنه. جسور[1](1987) با ارائه اصطلاح سندرم رفتار مشکل ساز، مقولات رفتارای پر خطر رو شامل سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر، الکل، رانندگی خطرناک و فعالیت جنسی خیلی زود دونسته. خطر پذیری و انجام رفتارای پر خطر دقیقا برابر یکدیگر نیستن. خطر پذیری علاوه بر این که انجام رفتارای پر خطر رو در بر میگیره، به آسیب پذیری و در خطر بودن فرد از طرف محیط و نزددیکان و هم گرایشا، تمایلات و باورای نادرست و تهدید کننده فرد درمورد رفتارای پر خطر اشاره داره(زاده محمدی و همکاران، 1386).مصرف مواد مخدر، خشونت و رفتارای جنسی عامل خیلی از مرگ و میرای سنین نوجوونی و ابتدا بزرگسالیه(لیندبرگ و همکاران، 2000). خیلی از رفتارای پر خطر مثل سیگار، الکل، مواد مخدر و روابط جنسی نامطمئن در سنین قبل از 18 سالگی اتفاق میفته(برگمن و اسکات، 2001). در نوجوونی فرد جایگاه خود رو در خونواده، دوستان و جامعه تعیین می کنه. عوامل اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی نقش مهمی در سوگیری رفتاری آدما به عهده دارن. بیشتر نوجوانان با خونواده، جامعه و بستگان دچار رقابت هستن و ممکنه فشار این مشکلات نوجوانان رو در مرحله تصمیم گیری به طرف رفتارای پر خطر بکشونه. جامعه امروز، نوجوانان و خونواده رو با نیازای زیادی رو برو می کنه. در این دوره نوجوانان از خونواده به طرف جامعه کشیده می شه و طبق دشت کردن جایگاه اجتماعی تلاش می کنن. در این زمان اونا ممکنه دوستانی رو انتخاب کنن که والدین قبول نکنن و یا ممکنه پوششی داشته باشن که والدین اون رو نپسندیدند و یا این که به مقایسه خونواده خود با بقیه خونواده ها بدن. مصرف مواد مخدر و الکل و کژرویای اخلاقی در سنین نوجوونی شروع می شه. بررسیای انجام شده در جوامع پیشرفته و رو به رشد، نشون دهنده افزایش رفتارایی مثل مصرف سیگار، الکل و مواد مخدر استدر یه بررسی روی نوجوانان و جوانان در امریکا که در سال  های 1991-1991 انجام شد، روند رفتارای پر خطر بررسی شد. بررسی یاد شده نشون داد که رفتارای پر خطر جنسی و مصرف تنباکو، الکل و مواد زیاد شده(حسن والدفراوی،1996  به نقل از باریکانی،1387).

خانواده

2-5- نظریه تغییر رفتار

لویتن1989،طبق نظریه تغییر رفتار، همه جنبه های روانی – اجتماعی ساختار الگویی دارن و به طور کامل رفتارا و مکانیسمای مقابله ای مثبت رو باعث می شن. از نظر روانشناسان، ویژگیای شخصیتی پایه الگوای رفتاری افراده. آلپورت شخصیت رو سازمانی پویا از نظامای روانی و جسمی می دونه که در داخل فرد قرار دارندو تا اندازه ای قابل پیش بینی هستن که بر احساسات و الگوای رفتاری آدم تاثیر می ذارن(کدیور و جوادی،1392).

1- آیزنک

از نظر آیزنک ترکیب شرایط محیط و عوامل نورولوژیکی و شخصیتی باعث به وجود اومدن ویژگیای شخصیتی جور واجور می شه. طبق این فرضیه بعضی شخصیتا نسبت به انجام بعضی رفتارا با استعداد هستن. آیزنک داخل گرایی- برونگرایی، روان ناراحتی و روان نژندی رو عوامل اصلی شخصیت می دونه که هر کدوم ساختار زیستی معینی دارن و از ترکیب جور واجور این عوامل تفاوتای فردی ایجاد میشه. گرای با دید دیگری به نظریه آیزنک دو نظام جدا مغزی فعال سازی/ جلوگیری رفتاری رو توضیح می ده که به پاداش و تنبیهای احتمالی حساسه. آدمایی که نظام فعال سازی رفتاری قوی تری دارن وقتی با احتمال تنبیه مواجه می شن از آن می گریزند و از رفتاری که باعث پیامدای بد شه دوری کنن. نظام فعال سازی رفتاری فقط واسه رسیدن به نتایجی که واسه فرد پاداش دهندهه عمل می کنه و موجب نبود توجه و تنبیه می شه(عبدی و همکاران، 1388).

 

2- الگوای زیستی

الگوای زیستی بر عوامل ژنتیک، تاثیرات هورمونی و رویدادای زمان بلوغ در پیدایش و بروز رفتارای پر خطر توجه کردن(کیمبرلی و همکاران، 2005). راه و روش رشدی دیگه، بر تحولات زمینه های زیستی، روانی و اجتماعی نوجوونی اشاره داره و عقیده داره رفتارای پر خطر روش هایی واسه مقابله با حوادث طبیعی زمان رشده. اما از طرف دیگه، مثل ویژگیای شخصیتی مربوط به رفتارای پر خطر، هیجان خواهیه که همراه با ویژگیای دیگری چون خود نظم دهی ضعیف، تکانشی بودن، نوجویی و عاطفه منفی بالا، درک خطر پایین(رولیسون و شرمن، 2002)و کانون کنترل(زاکرمن و همکاران، 1978) در بروز رفتارای پر خطر موثر محسوب شدن.

 

2-6- تمایل به اعتیاد به عنوان رفتار پرخطر در نوجوانان

تعداد خیلی از افراد رو میشه یافت که از نظر شخصیتی با استعداد اعتیاد به مواد مخدر هستن. بعضی از افراد در خطر جدی اعتیاد به یکی از مواد مخدر قرار دارن. مطمئنا آدمایی که با استعداد اعتیاد شناخته می‌شن، بیشتر از بقیه در خطر وابستگی قرار دارن؛ هرچند مطالعاتی که در این مورد انجام گرفته از جهت پیشگیری، بی‌آخر سودمنده؛ باید توجه داشت که فقط این عده نیستن که به اعتیاد تمایل پیدا می کنن؛ البته شرایط عاطفی شخصی واسه جهت دادن فرد به اعتیاد شرط کافیه، اما به هیچوجه شرط نیاز به حساب نمی‌آید. آدمایی که بیشتر از بقیه با استعداد اعتیاد هستن، شخصیتهایی هستن باز، غیر قراردادی، اجتماعی و مخالف خوان یا شخصیتهایی بسته، گوشه گیر و بی‌حوصله (برژره، 1986، به نقل از گرگانی، 1378).

هم اینکه بین افراد معتاد و افراد غیر معتاد، تفاوتهای معناداری در روش‌های مقابله هست. افراد معتاد، در روش‌های مقابله‌ای خود، از خوشتن داری، باز محاسبه مثبت،جستجوی ساپورت اجتماعی‌، حل با فکر مسئله و مسئولیت‌پذیری کمتر دارن. مقابله اونا بیشتر به شکل روش‌های دوری جویی، دوری و فرار از رویارویی می‌باشه. اونا بیشتر از سبکهای حل مسئله نا موثر و دوری به کار گیری می‌کنن و از سبک‌های حل مسئله و فعالیت اعتماد در حل مسئله و تقرب، کمتر سود می‌جویند. و با در نظر گرفتن الگوی مقابله‌ای و سبک حل مسئله معتادان که واسه رویارویی با مسائل ریز و بزرگ زندگی طبیعی،  روشهای به درد نخور و ضعیفی دارن، به نظر می‌رسد این الگوها، زمینه تمایل به اعتیاد، مشکلات اجتماعی و روانشناختی فرد رو زیاد کرده و دور باطلی رو بوجود می‌بیاره (عبدی،1380).

تا چند سال پیش، بیشتر معتادان واسه چند محیط اجتماعی محدود بودن؛ این افراد  بیشتر مردمانی مرفه و هنرمند یا جوونایی بیکار و یا فرزندان خونواده های محترم یا روشنفکران دپرس‌ای بودن که در جستجوی وسیله‌ای به اصطلاح لوکسبرای منحرف شدن از اضطرابهایشان بر می‌اومدن؛ اما دنیای کارگران و نوجوانان کم آلوده بود؛ ولی این روزا، افسردگی شخصی و گروهی به وجود اومده توسط شکست مواضع اصلی فلسفی و ایدئولوژیکی، هرروز بیشتر از قبل جوونایی رو که در جستجوی یه جور فلسفه باطنی و واقعا در جستجوی الگوهای دست نیافتنی واسه الگوبرداری از والدین شون هستن تهدید می کنه. همراه با نبود امکان الگوبرداری‌، ناتوانی جوانان واسه حل خشونت، با ریشه ای مشترک در زمان کودکی، تغییر عاطفی و ارتباطی ناپخته تری هم دیده میشه. اینان قادر نیستن این خشونت رو در راههای خلاق تری مورد به کار گیری قرار بدن؛ خشونتی که بصورت به طور کامل جداگونه هنوز در رفتار خیلی از معاصران ما دیده می‌شه. دنیای معتادان دیگه محدود به یه طبقه اجتماعی یا  فرهنگی خاص یا مربوط به سهولت تهیه مواد مخدر یا حتی یه جور عادت که تصادفی بوجود اومده باشه، نیس (برژره، 1986، به نقل از گرگانی،1368).

درمورد اعتیاد می‌توان به سه قطبی بودن مشکلات به وجود اومده توسط شکل های جور واجور اعتیاد اشاره کرد: نقش ماده مورد مصرف، مشکلات عاطفی فرد معتاد پیش از اعتیاد و اثر محیطهای مختلفی که معتاد با اونا برخورد می‌کنه( باوی، 1388). وابستگی به مواد شامل عوامل زیادیه که می تونه بطور همزمان و یا به دنبال هم در مورد یه فرد وجود داشته باشه؛ اما اینکه چه دلیلی باعث پدیدآیی قطعی وابستگی به مواد می‌شه و چه عواملی اتفاقا پس از وابستگی باعث موندگاری و ثبات اون می‌شه، اتفاق نظر کاملی وجود نداره (گلپرور و همکاران، 1381).با این حال کلا می‌توان علل تمایل به اعتیاد رو در تقسیم بندی زیر نشون داد:

1-عوامل فردی: عوامل فردی یا عواملی که با خود فرد رابطه داره به دو بخش عوامل جسمی و عوامل روانی تقسیم می شه:

الف- عوامل جسمی : بعضی از افراد، به دلیل مشکلات جسمی به مصرف مواد مخدر روی میارن. بعضی آدما به دلیل مریضی فشار خون یا دیابت، مواد مخدر مصرف نشون میده. هرچند هیچگونه دلیل علمی و پزشکی در این موارد وجود نداره و چه بسا مشکلات زیانباری دیگری هم گریبان‌گیر فرد شه (رمضانی،1383).

ب- عوامل روانی: بعضی افراد واسه کاهش مشکلات روحی و روانی یا فرار از اونا به مصرف مواد مخدر روی میارن. افراد دپرس و یا مضطرب استعداد بیشتری واسه تمایل به اعتیاد دارن. بعضی افراد، واسه کاهش مشکلات روحی و روانی یا فرار از اونا به مصرف مواد مخدر روی می‌بیارن. افراد دپرس و یا مضطرب استعداد بیشتری واسه تمایل به مصرف مواد مخدر دارن. افراد خجالتی هم ممکنه واسه مقابله با حالت خجالتی بودن خود، بطور غلط به مصرف مواد روی بیارن و بعضی وقتا هم بعضی افراد جهت افزایش توانایی‌های روحی و جسمی خود، از مواد مخدر به کار گیری می کنن؛ مثلا آدمایی که میخوان شبها بیدار بمونن و کار کنن و یا واسه افزایش لذت جنسی از مواد مخدر به کار گیری می‌کنن (فلاح زاده ،1380).

2- عوامل محیطی: عواملیه که به محیط فرد مربوط می شه و به سه بخش عوامل خانوادگی و تربیتی و عوامل اقتصادی و عوامل جغرافیایی تقسیم می شه.

الف-عوامل خانوادگی و تربیتی

روشهای تربیتی نادرست خونواده مثل تحقیر کردن، بی ارزش داشتن فرزندان و محبت نکردن به فرزندان، هم اینکه اعتیاد پدر و مادر و دیگر اعضای خونواده یا جدایی و طلاق پدر و مادر، درگیری‌ها و اختلافات خانوادگی، لوس و ناز پروده بار آوردن فرزندان مثل عواملیه که باعث اعتیاد می‌شه. هم اینکه مصرف سیگار یا بقیه مواد اعتیاد آور به وسیله اعضای دیگه خونواده هم خطر الگو شدن واسه نوجوانان رو داره (فلاح زاده ،1380).

خانواده

مطمئنا، معتاد بودن یکی از والدین یا هر دوی اونا این تصور رو در فرزندان بوجود میاره که اعتیاد، یه عمل عادی بوده و جزئی از روند رشد و بزرگسالی حساب می شه. در پژوهشی که بلولدز بر رو معتادانی که از سن ده سالگی در خونواده از هم گسسته ای رشد کرده‌ان و پژوهشی که نارگو و همکارش انجام دادن، نشون داده شد که یکی از عوامل مهمی که می تونه فرد رو به طرف معتاد شدن جهت بده شرایط نامساعد خانوادگی شخصه (مددی و نوغانی،1384).

خانواده

نایت، در این مورد میگه کودکانی که بطور افراطی از طرف والدین خود، مورد محبت و توجه قرار می‌گیرند، ممکنه بیشتر از کودکان دیگه در بزرگسالی به مصرف الکل روی می‌بیارن؛ چون توجه مریض گونه و افراطی والدین، اونا رو خودخواه، رشد نایافته، و کم تحمل و وابسته بار می‌بیاره. از طرف دیگررفتارهای خشن، تهدید کننده، تمسخر آمیز و تنبیه کننده والدین، بصورت بیمارگونه‌ای، کودکان رو دچار اضطراب و نا امنی ساخته و اونا رو مجبور می کنه که واسه فرار از اضطراب، نگرانی و افسردگی، به مواد مخدر روی بیارن. چیزی که در این مورد اهمیت لازم داره، شخصیت کودکه. هارتمن باور داره که مصرف کنندگان مواد مخدر مثل بیشتر افراد روان نژند دارای مادرانی هستن که دو گانگی رو زیاد می‌کنن؛ مادران اونا دارای رفتارهایی جاذب و در عین حال دلهره آمیز هستن و در پسران خود به ویژه حالتهای واکنشی و علائم روان نژندی بوجود میارن و این حالتها با مصرف یا بدون مصرف مواد مخدر بروز می کنه؛ به خاطر همین حالتهایی مثل اثبات و یا واپس روی دهانی، در اونا مشاهده می شه ( گلپرور و همکاران، 1380).

ب-عوامل اقتصادی و اجتماعی

وضعیت اجتماعی اقتصادی خونواده، یعنی سطح سواد والدین، تنوع شغل، درآمد و محل سکونت می‌تونه در بروز اعتیاد مؤثر باشه. سواد یا بی سوادی والدین هم عامل مؤثری در تمایل نوجوانان به اعتیاد به حساب می‌آید. کلا اکثریت معتادان هر جامعه رو افراد فقیر اون جامعه تشکیل می‌بدن. یکی از عوامل مؤثر در این مورد، اینه که تعداد فرزندان واسه خونواده های طبقه پایین بیشتره؛ همچین چیزی به نظارت کمتر والدین و احساس دوری کودک منجر می شه؛ چون حتی اگه والدین بین فرزندان بی عدالتی قائل نشن، فرصت کمی واسه بیان محبت و رسیدگی به نیازای اساسی هر کدوم از اونا دارن. در اینجور خونواده هایی، سطح سواد اعضای خونواده، نظارت، انضباط و محبت، زیر حد استاندارد قرار گرفته و زمینه های ارتکاب جرم جفت و جور می شه؛ البته نمیشه گفت بین فقر و اعتیاد رابطه مستقیم هست.نبود عدالت اجتماعی، پخش نابرابر ثروت، فقر، نابرابریای اقتصادی اجتماعی و محرومیتای شدید موجود در جامعه که خیلی از خونواده ها رو در بر میگیره، بسیاری و ازدیاد جمعیت مهاجرت دهات نشینان به شهرهای بزرگ و نبود یکی بودن با بافت شهری، کمبود مراکز تفریحی سالم، مثل عوامل مهم اقتصادی و اجتماعیه که افراد رو به طرف اعتیاد و مصرف مواد مخدر جهت می‌بده (فلاح زاده، 1380).

خانواده

پ- عوامل محیطی و جغرافیایی

قرار گرفتن کشور ما ایران در کنار مرزهای افغانستان و پاکستان و ورود مواد مخدر از آن کشورها، به ویژه افغانستان که نصف تریاک جهان رو تولید می کنه، باعث شده که کشور ما راه عبور مواد مخدر به ترکیه باشه. ارزون بودن مواد مخدر به دلیل در دسترس بودن اون هم عامل دیگری واسه روی آوردن به مواد مخدره ( باوی، 1388).پس در تقسیم بندی کلی‌تر و کامل‌تر، علل تمایل آدما به مصرف مواد مخدر رو عوامل زیر می‌دانند:

1- عوامل خطرناک فردی که شامل عوامل خطرناک دوره نوجوونی، استعداد ارثی، صفات شخصیتی و مشکلات روانی می‌باشه.

2- عوامل خطرناک محیطی و بین فردی شامل عوامل مربوط به خونواده (روابط اعضای خونواده، روش پرورش بچه والدین معتاد، زن یا شوهر معتاد، آبجی یا داداش معتاد،عوامل اجتماعی –اقتصادیخانوادهوطلاق) عوامل مربوط به مدرسه (از دست دادن محدودیت، از دست دادن ساپورت) و عوامل مربوط به محل سکونت (روش خشونت و اعمال خلاف) می‌باشه.

خانواده

3- عوامل خطرناک اجتماعی شامل در دسترس بودن مواد مخدر نا برابریای اقتصادی و اجتماعی، تسلط گروههای اقلیت نژادی، بیکاری، رشد بی قواره جمعیت، قوانین بازار مواد، مصرف مواد به عنوان قانون اجتماعی، کمبود امکانات فرهنگی- ورزشی و تفریحی، نبود دسترسی به سیستمای خدماتی- حمایتی، مشاوره ای و درمانی و پیشرفت صنعتی و محرومیت اقتصادی- اجتماعی می‌باشه (باوی، 1388).

 

[1].Jessor, R.

[2].Lindberg  L.  D.,  Boggess,  S.,  &  Williams,  S

[3]. Bergman & Scott

[4].Hassan&Eldefrawi

[5]. Leviathan

[6].Kimberly

[7]. Rolison, M. R & Scherman, A,

[8].Zuckerman, M., Eysenck, S. & Eysenck, H. I

[9]. Lux

 

[10]. Bololdes

[11]. Nargo

[12]. Night

[13]. Hurtman

شخصیت برون گرا و رابطه اون با خوش حالی

شخصیت برون گرا و خوش حالی

طبق تحقیقات روان شناسا، مغز آدمای برون گرا و اجتماعی و خوش صحبت، یعنی کسائی که شخصیتی متعادل و تقریباً سالمی دارن، به عوامل مثبتی مثل یه چهره خوشحال و خوش حال، عکس العمل بیشتری نشون میده. این، دلیل روشنی واسه وجود رابطه مستقیم، میان خوش حالی و شخصیت و موفّقیته. بعضی روان شناسا، فکر می کنند که خوش حالی، همون برون گرایی یا ثبات» در نظریه ایزنکه و برون گرایی، قوی ترین ایجاد کننده خوش حالی ( به ویژه در بخش اجتماعی) است (منتظری و همکاران، 1390).

چان و جوزف[1]، در تحقیقی با عنوان جنبه های شخصیت، جنبه های امید و آرزو و سطح بهزیستی افراد»، بدین نتیجه رسیدن که برون گرایی و احساس جامعه پذیری، با خوش حالی، اتحاد مثبت داره. اونا بعضی از ویژگیای شخصیتی افراد برون گرا رو این جور برشمردن: به وقایع دور و بر خود علاقه مندن؛ روراست و معمولاً پُرحرف ان؛ باور خود رو با عقاید بقیه مقایسه می کنن؛ اهل عمل و پیش قدمی در کارا هستن؛ به سهولت، دوستان جدیدی پیدا میکنن و خود رو با یه گروه وفق میدن؛ افکار خود رو میگن؛ به ایجاد رابطه با افراد جدید، علاقه نشون میدن؛ خوش صحبت ان؛ زیاد احساساتی نیستن؛ ریسکپذیرند؛ سریع تصمیم می گیـرند؛ اجتماعی هستن؛ درک اونا و شناخت شخصیتشون آسونه؛ شخصیت اونا در خلوت و حضور بقیه یه جوره؛ معاشرتی هستن؛ پس از آن که حرف خود رو میزنن، به گفته خود فکر می کنن؛ کارای گروهی رو پسند می کردن؛ رنگای روشن رو بیشتر دوست دارن؛ بیشتر، از اَعمال بقیه عصبانی می گردن تا کارای خودشون؛ اطّلاعات شخصی خود رو خیلی راحت با بقیه قسمت می کـنند؛ راه و روش سریع الوصول رو بیشتر ترجیح می دهـنـد؛ فقط از روی تجارب زندگی خود درس می گیرن و نه عبرت گرفتن از بقیه (علی پور و نوربالا، 1378). در تحقیق دیگری که به وسیله آرگایل و همکارانش در مورد تعریف خوش حالی» انجام شد، مشخّص شد که وقتی که از مردم پرسیده می شه: خوش حالی چیه؟ اونا دو نوع جواب رو مطرح می کنن: اونّل این که ممکنه حالات هیجانی مثبت (مثل لذّت) رو عنوان کنن و دوم، اون رو راضی بودن از زندگی به طور کلّی و یا در بیشتر جنبه های اون بدونن». طبق این، انگار خوش حالی، دو جزء اساسی (عاطفی و شناختی ) داره که بُعد عاطفی اون، باعث میشه انسانی که دارای احساس شادکامیه، از نظر بقیه، به عنوان فردی بشّاش و سرحال شناخته شه و در مناسبات اجتماعی هم بتونه راحت تر با بقیه رابطه برقرار کنه. هم اینکه از بُعد شناختی فردی، نگاه مثبتی نسبت به دنیای دور و بر خود داره و اتفاقات و رویدادای دور و بر خود رو با دیدی خوش بینانه نگاه میکنه (منتظری و همکاران، 1390).

به باور آرگایل، خوش حالی، دارای اجزایی چون: وجود هیجانات مثبت و نبود هیجانات منفی (مثل افسردگی و اضطراب)، داشتن روابط مثبت با بقیه، هدف دار بودن در زندگی، داشتن رشد شخصیتی، دوست داشتن بقیه و دوست داشتن زندگیه (آرگیل و همکاران، 1995).

 

2-2 مبانی نظری احساس ترتیب

یکی از متغیرهای شخصیتی که در چند سال گذشته مورد توجه خیلی از محققان قرار گرفته، احساس ترتیب[2] است، (سالیوان[3]، 1993؛ آنتونوسکی[4]، 1996 ).

احساس ترتیب یه سازه شخصیتی با سه مؤلفه درک پذیری[5]، توانایی مدیریت[6] و معناداری[7] هستش. در درک پذیری به احساس ترتیب اشاره می شه که در اون فرد عقیده داره هیچی منفی یا عجیبی اتفاق نیفتاده و زندگی می تونه خوب و معقولانه و برابر انتظارش پیش رود. مؤلفه توانایی مدیریت، احساس دارا بودن منابع لازم واسه حل مشکل و جنگ با استرسا رو مشخص می کنه و در آخر، احساس معناداری شامل اینه که چقدر فرد زندگی رو با ارزش دونسته و چقدر این حس رو به فقط از دید شناختی بلکه به طور هیجانی به همراه داره ( آنتونوسکی، 1996؛ آنتونوسکی، 1987 به نقل از واستاماکی[8]، 2009 ).

احساس ترتیب سازه ایه که به وسیله آنتونوسکی ( 1993 ) واسه نشون دادن مقابله موفقیت آمیز در برابر فشارزاهای زندگی بیان شده که جهت گیری کلی فرد و احساس اعتماد و جست و خیز همیشگی و گسترده رو در زندگی و دنیای دور و بر ایشون نشون میده. احساس ترتیب باعث می شه فرد تحریکات داخلی و خارجی دریافت شده رو در زندگی منظم تر، قابل پیش بینی تر و توضیح پذیرتر درک کنه. به بیان ساده تر، احساس ترتیب به ادارک و احساسات فرد اشاره میکنه که زندگی واسه اون قابل درک، کنترل پذیر و پر معنیه و احساس ترتیب یه ویژگی شخصیتیه و کسی که این احساس رو داشته باشه:

1- محرکای داخلی و محیط خارجی که در طول زندگی ساخته شدن رو قابل پیش بینی  و توضیح می دونه.

2- عقیده داره منابعی واسه مواجه شدن با مطالبه های محرکا هست.

3- این مطالبه ها، چالشایی هستن که ارزش سرمایه گذاری و جنگ دارن و بر همین پایه آنتونوسکی احساس ترتیب رو هسته اصلی پردازش اطلاعات پیچیده به وسیله آدم می دونه که اختلافات رو حل کرده و استرس رو قابل تحمل می کنه.

احساس ترتیب، احساس قابل اعتماد، پویا، با ثبات و نافذه ( آنتونوسکی، 1987؛ به نقل از ساوولاتین[9] 2005؛ آنتونوسکی، 1996 )و آنتونوسکی عقیده داره که احساس ترتیب یه منبع مقاومت توسعه یافته ایه که اثرات استرس رو بر سلامت کاهش می کنه؛ این کاهش از این روش انجام میشه که احساس ترتیب روشهای به درد بخور و مفیدی از برخورد با عوامل استرس زا رو در اختیار افراد قرار میده و بنابر این این احساس، اون افراد رو قادر می سازه تا در برابر اثرات استرسای زندگی مقاومت بیشتری از خود نشون بدن (زهراکار،1387).

آنتونوسکی احساس ترتیب رو به عنوان جهت گیری نافذ در نظر میگیره که باعث تشکیل باورهایی می شه مثل این که محرکای داخلی و خارجی که در راه زندگی قرار دارن، قابل پیش بینی و توضیح پذیر هستن. فرد از منابع و تواناییایی واسه مواجه شدن با یه سری از این محرکا برخورداره که احساس با ارزشی مواجه شدن با این محرکا رو به دنبال میاره (آنتونوسکی، 1987 به نقل از واستناماکی، 2009). آنتونسکی هم اینکه عقیده داره که احساس ترتیب باعث ایجاد منبع مقاومت گسترش پیدا کردی می شه که اثرات استرس بر سلامتی رو کاهش می کنه. بدین صورت که، روشهای به درد بخور و مفیدی از برخورد با عوامل استرس زا رو در اختیار فرد قرار میده و به خاطر این، فرد رو قادر می سازه تا در برابر اثرات استرسای زندگی مقاومت بیشتری از خود نشون بده (بارتلت[10]، 1998 به نقد از زهراکار، 1387).

احساس ترتیب توانایی انتخاب یه روش مقابله ای مناسب رو واسه مواجه شدن با محرکای استرس زای موجود در زندگی آماده می­کنه ( توماسون[11] و همکاران، 2009 ). چون انتخاب یه روش مناسب واسه مقابله استرس زاها بستگی به نوع نگاه و سازه های شخصیتی داره. اگر به کار گیری روش مقابله ای متناسب با موفقیت استرس زا موثر نباشه، می تونه باعث بعضی از مشکلات روانشناختی شه. یافته های خیلی از پژوهشها رابطه احساس ترتیب و سلامت روان رو مورد تایید قرار دادن ( کانتین[12] و همکاران، 2008، فلسنبرگ[13] و همکاران، 2006؛ سامنین[14] و همکاران، 2001 ). اما در مورد رابطه احساس ترتیب و راهبردهای مقابله ای مسأله مدار رابطه مثبت و بین احساس ترتیب و روش مقابله ای هیجان مدار رابطه منفی بدست آوردن ( توماسون و همکاران، 2010 ).

احساس ترتیب به انتخاب روش مقابله ای که واسه فرد مفیدتر باشه، منجر می شه. هم اینکه آدمایی که احساس ترتیب قوی دارن در استرسای روزمره و شرایطی که واسه بیشتر افراد استرس زا تلقی می شه واسه اونا جزیی از زندگی و طبیعیه و بستری واسه یادگیری رو جفت و جور می کنه. اونا باور دارن، هر چیزی که واسه مقابله با مشکلات و شرایط موجود لازمه در وجودشون پنهونه، پس تلاش می کنن از تموم موفقیتا واسه رشد خود به کار گیری کنن (آنتونوسکی، 1996). فلنسبورگ[15] و همکاران فکر می کنند معنی احساس ترتیب در سالهای گذشته به درک بهتر ما از عناصر اجتماعی مؤثر بر سلامت و مریضی کمک کرده معنی احساس ترتیب در سالهای گذشته توجه زیادی رو به عنوان یه مدل سلامتی زا به خود جلب کرده. آنتونوسکی تاکید داشته که یه حلقه ارتباطی بین احساس ترتیب معنی سازی شده به وسیله اون و سلامت جسمی هست و احساس ترتیب یه تجربه درونیه که به شکل تدریجی در طول جوونی رشد می کنه تا تو یه فرد به یه کیفیت تقریباً پایدار می رسه. توگاری[16] و همکاران تو یه مطالعه زمینه پیدا کنی آثار احساس ترتیب رو بر بهزیستی دانشجویان ژاپنی پیگیری کردن. شاخصهای مورد نظر در بهزیستی عبارت از وضعیت جسمی خوب، بهزیستی روان شناختی و حل موفقیت آمیز مسائل رشدی بود.

بررسی رگرسیون چندگانه نشون داد، آدمایی که نمره پایه و هم نمره بعدی اونا در حس انجام بالا بوده نمراتشان در حد بالایی پیش بینی کننده بهزیستی جسمی و روانیه. نمرات پایین در احساس ترتیب با گسترش بالا در شکایات روان – تنی رابطه داره. و خط پیشرفت علائم روان تنی در پسران نوجوونی که نمرات پایین در احساس ترتیب دارن 15 مرتبه بیشتر از پسرانیه که در احساس ترتیب نمرات بالایی به دشت می کنن. فلنسبورگ، مادسن[17] و همکاران در مطالعه قسمتی نشون دادن که آزمون احساس ترتیب، با سه نوع نمره سلامت بهزیستی جسمی، علائم جسمی و خود آزمایش سلامت روانی شناختی رابطه مثبت داره.

کرانتر و آسترگرن[18] در تحقیقات انجام شده روی احساس ترتیب و بهزیستی شخصی نشون دادن که احساس ترتیب بالا تمایل به کنترل بهتر و موثرتر استرس رو زیاد می کنه و فرد بهزیستی شخصی بالاتری رو احساس می کنه و در حالی که پایین بودن احساس ترتیب، آسیب پذیری در برابر مریضی رو زیاد می کنه. کلا، نمرات بالا در احساس ترتیب، اتحاد بالا و معنی داری با فاکتورهای بهزیستی داشته و در پیش بینی بهزیستی شخصی بین مردان و زنان، کمی فرق هست. آنتونوسکی احساس ترتیب رو به عنوان آشنایی و جهت گیری جهانی تعریف می کنه که حدودی رو میگه که فرد دارای اندیشه کامل و پایدار و احساس جست و خیز اعتماد، توانایی درک و فهم، توانایی مدیریت و هدف دار بودن تجربیات زندگیه. توانایی درک و فهم به درجه ای اشاره میکنه که افراد موقعیتایی رو درک می کنن که با اونا مواجه هستن و از دید شناختی معنی دار و قابل پیش بینی هستن.

توانایی مدیریت به درجه ای اشاره میکنه که افراد منابع خودشون رو واسه برآورده کردن نیازها و درخواستای داخلی و خارجی کافی و مناسب برداشت کنن؛ و هدف دار بودن به درجه ای اشاره میکنه که افراد احساس می کنن زندگی از دید احساسی هدف دار و معنی داره و اینکه دست کم بعضی از مشکلات روزمره اونا رقابت انگیز هستن تا اینکه مانع و بازدارنده باشن (کراوتز، دروری و فلورین[19]، 1993). گسترش و گسترش ایجاد احساس ترتیب از راه تحقیق آنتونوسکی از بازماندگان بهبودی کمپای اسیران جنگی درزمان جنگ جهانی دوم انجام شده، اون متحیر بود که چیجوری تعداد بسیار خیلی از یهودیان در مقابل همه تبعیضها زنده موندن و بعداً‌ به طور کامل زندگی رو گذروندن و خوب زندگی می کنن ( سولیوان 1995 ).آنتونوسکی (1987) توجه به گرایشهای دریافت جهانی رو واسه پایه گذاشتن اینجور روش های هدف دار خاص مسلط شدن مطرح کرده، اون به این تمایل شخصیتی عمومی شده به عنوان احساس ترتیب اشاره میکنه. احساس ترتیب آشنایی و جهت گیری اساسیه که فرد رو قادر می سازه تا روش هدف دار پیروز شدن رو در نظر بگیره که بهترین دخالت کلی در مورد توجه قرار دادن هر مشکل خاصیه (فلانری و فلانری[20] 1996). طبق دیدگاه آنتونوسکی احساس ترتیب منبع درونیه که به افراد کمک می کنه تا از بین موقعیتای استرس زا برآیند (کراوتز[21] 1993). همه مردم در برابر موارد استرس زا هستن و این توانایی افراد واسه فایق اومدن بر این موارد استرس زاس که در بخش، سلامت فردی تعریف می شه (سولیوان[22]، 1995). هم اینکه آنتونوسکی به رفاه و سلامتی، مسلط شدن، وضعیت خلق و خو، رضایت شغلی و روابط خانوادگی اشاره میکنه (استرومپفر[23] 1995). از دید تئوری منبع داخلی شامل سه بخش به هم در رابطه زیر می شه که به درجه ای اشاره میکنه که فرد موقعیت رو درک می کنه که با اون مواجه شدن و از دید شناختی با معنی و قابل پیش بینیه؛ توانایی مدیریت به درجه ای اشاره میکنه که فرد می فهمه منابع اون واسه مواجه شدن با نیازای داخلی و خارجی کافی و مناسب هستن؛ و هدف دار بودن به درجه ای اشاره میکنه که افراد احساس می کنن زندگی از دید احساسی معناداره و اینکه دست کم بعضی موضوع های روزمره رو به جای مشکلات به عنوان مشکلات در نظر می گیرن ( کراوتز 1995 ).

[1] – Chan & Jozof

[2]- sense of coherence

[3]- Sullivan

[4] – Antonovosky

[5] – Compkehensibility

[6] – mmanayeability

[7] – meaningfulness

[8]- Vastamaki

[9]- Savoluinen

[10]- Bartlet

[11]- Tomotsune

[12] – Tomotsune

[13] – Konttinen

[14] -Suominen

[15]- Flensborg

[16]- Togari

[17]- Flensborg , Madsen

[18]- Krantz , Ostevgren

[19]- Kravetz , Drory , Florian

[20]- Flanery , Flanery

[21]- Kravetz

[22]- Sullivan

[23]-Strumpfer

طرحواره­های ناسازگار اولیه را بشناسیم

خصوصیات طرحواره­های ناسازگار اولیه:

الگوها یا درون مایه­های عمیق و فراگیری هستند.

از خاطرات، هیجان­ها، شناخت­واره­ها و احساسات بدنی تشکیل شده­اند.

در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته­اند.

در سیر زندگی تداوم دارند.

درباره­ی خود و رابطه با دیگران هستند.

به شدت ناکارآمدند.

 

 

2-3-6 عملکردهای طرحواره­های ناسازگار اولیه:

1- تداوم طرحواره: تمام افکار، احساسها، و رفتارهایی را در بر می­گیرد که به جای بهبود طرحواره، در نهایت باعث تقویت آن می­شود. به عبارتی تمام پیش­گوییهای خود­کامبخش فرد.

2- بهبود طرحواره: از آن جایی که طرحواره، مجموعه­ای از خاطرات، هیجان­ها، احساس­های بدنی و شناخت­واره­ها است، بهبود طرحواره به کاهش تمام این موارد مربوط می­شود: شدت خاطرات مرتبط با طرحواره، فعال شدن هیجانی طرحواره، نیرومندی احساس­های بدنی و ناسازگاری شناخت­واره (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

 

2-3-7  سبک­های مقابله­ای ناسازگار:

1- تسلیم طرحواره: وقتی بیماران، تسلیم طرحواره می­شوند، به درست بودن آن گردن می­نهند و هیچ وقت سعی نمی­کنند با طرحواره بجنگند یا از آن اجتناب کنند، بلکه می­پذیرند که طرحواره­ها درست است.

2- اجتناب طرحواره: وقتی بیماران سبک مقابله­ای اجتناب را به کار می­برند، سعی می کنند زندگی خود را طوری تنظیم کنند که طرحواره هیچ وقت فعال نشود. «آنها می­کوشند با ناآگاهی زندگی کنند، انگار که اصلاً طرحواره­ای ندارند. معمولاٌ از موقعیت­های برانگیزاننده­ی طرحواره، مثل روابط صمیمی یا چالش­های شغلی، اجتناب می­کنند. اکثر این بیماران از تمام حوزه­های زندگی که نسبت به آن­ها احساس آسیب پذیری می­کنند، روبر می­گرداند.

3- جبران افراطی طرحواره: وقتی بیماران، سبک مقابله­ای جبران افراطی به کار می­برند، از طریق فکر، احساس، رفتار والدین بین فردی به گونه­ای با طرحواره می­جنگد که انگار طرحواره­ی متضادی دارند. آن­ها سعی می­کنند تا حد ممکن با دوران کودکی خود یعنی زمان شکل­گیری طرحواره­ها، متفاوت باشند. اگر در دوران کودکی، احساس بی­ارزشی می­کرده­اند، بعداً در دوران بزرگسالی، تلاش می­کنند افرادی کامل و بی­عیب و نقص جلوه کنند. اگر در کودکی مطیع بوده­اند، در بزرگسالی، رو در روی همه می­ایستند. اگر در دوران کودکی تحت کنترل دیگران بوده­اند، در بزرگسالی، دیگران را کنترل می­کنند یا به هیچ وجه حاضر به پذیرفتن نفوذ و تأثیر دیگران بر خود نیستند. اگر مورد بد رفتاری قرار گرفته­اند، با دیگران بد رفتاری می­کنند. آنها به هنگام روبه رو شدن با طرحواره، دست به حمله­ی متقابل می­زنند. در ظاهر، اعتماد به نفس زیادی دارند، ولی در باطن، هر لحظه نسبت به فعال شدن طرحواره، احسای تهدید می­کنند (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

 

2-3-8 پاسخ­های مقابله­ای:

پاسخ­های مقابله­ای، راهبردها یا رفتارهای مشخصی هستند که از طریق سه سبک رفتاری (جبران افراطی، اجتناب و تسلیم) به منصه­ی ظهور می­رسند. پاسخ­های مقابله­ای عبارتند از تمام پاسخ­هایی که در خزانه­ی رفتاری فرد در مقابل تهدید وجود دارند، به عبارتی تمام راههای بی­همتا و فرد ویژه­ای که بیماران از طریق آنها، جبران افراطی، تسلیم، و اجتناب را آشکار می­سازند. وقتی فرد از روی عادت، پاسخ­های مقابله­ای خاصی را به کار می­گیرد، پاسخ­های مقابله­ای به سبک مقابله­ای گره می­خورند. لذا سبک مقابله­ای، یک صفت است و پاسخ مقابله­ای، یک حالت. سبک مقابله­ای، مجموعه­ای از پاسخ­های مقابله­ای است که فرد به طور ویژه، آنها را به منظور اجتناب، تسلیم و جبران افراطی طرحواره­ها به کار می­گیرد. پاسخ مقابله­ای، رفتار خاصی است که فرد در یک لحظه­ی خاص و گذرا از خود نشان می­دهد (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

 

2-3-9 ارتباط طرحواره­های ناسازگار اولیه با اختلال تنظیم هیجانی

طرحواره­های ناسازگار اولیه که موجب اختلالات هیجانی می­شوند از طرحواره­های افراد عادی انعطاف پذیر تر، خشک­تر و عینی­ترند (جانستون، دورای، کورتنی، بایلس، و اوکان[1]، 2009). نظریه­های شناختی در مورد اختلال­های هیجانی، نظیر نظریه­ی طرحواره بک (1999) بر این اصل مبتنی هستند که اختلال­های روانی با آشفتگی در تفکر همراه می­باشند. به ویژه اضطراب و افسردگی که با افکار منفی خودکار و تحریف در تفسیر محرک­ها و رویدادها مشخص می­شوند. تصور می­شود که افکار منفی یا تفاسیر تحریف شده، از فعال شدن باورهای منفی انباشته شده در حافظه بلند مدت منشأ می‌گیرند.

 

[1] . Jansoon، Dorahy، Courtney، Bayles، Okane

ابعاد و انواع اعتماد در سازمان

ابعاد اعتماد

ابعاد کلیدی پنهان در مفهوم اعتماد کدامند؟ مدارک و شواهد تازه پنج بعد را شناسایی کرده است: صداقت، شایستگی، ثبات، وفاداری، رک و راست بودن

 

 

 

 

صداقت:

صداقت بر درستی و شرافت دلالت دارد. نظر به می رسد که به هنگام ارزیابی میزان قابل اعتماد بودن دیگری این بعد با اهمیت تر از بقیه باشد(درک بدون ویژگی اخلاقی و صداقت اولیه دیگران، دیگر ابعاد اعتماد معنی نخواهد داشت) (رابینز[1]، 2003).

 

شایستگی:

شایستگی دانش و مهارتهای میان افراد و دانش و مهارتهای فنی را در برمی گیرد. آیا شخص می داند راجع به چه چیزی سخن می گوید؟ احتمال قریب به یقین این است که وقتی به تواناییهای کسی احترام نمی گذاریم، به سخنانش گوش نمیدهیم. این باید باور را داشته باشیم که شخص مورد نظر برای اجرای آنچه به انجام آن قول می دهد مهارتها و توانایی های لازم را دارد.

 

ثبات:

ثبات به پایایی، پیشبینی پذیری و مناسب قضاوت در برخورد با وضعیتها دلالت دارد. ثبات نداشتن در گفتار و عمل از اعتماد می کاهد. این بعد برای مدیران بسیار مناسب است. هیچ چیز زودتر از ناهماهنگی میان آنچه مدیران اجرایی موعظه می کنند و آنچه انتظار دارند همکارانشان به آن عمل کنند مورد توجه قرار نمی گیرد.

 

وفاداری:

وفاداری یعنی میل به حفظ آبروی دیگری داشتن. لازمه اعتماد آن است که انسان بتواند به اشخاص اتکا کند تا فرصت طلبانه عمل نکنند.

 

رک و راست بودن:

آیا می شود به افراد برای بازگو کردن همه حقیقت اعتماد کرد؟ چنین می نماید که اعتماد صفت اولیه ملازم رهبری است. جزئی از وظیفه رهبر، کارکردن با افراد برای یافتن و حل مشکلات بوده و خواهد بود، ولی اینکه آیا رهبران به آگاهی و تفکر خلاق لازم برای حل مشکلات می رسند یا خیر به این بستگی دارد که افراد تا چه حد به آنان اعتماد دارند و اعتماد قابلیت اعتماد داشتن به دیگران، دسترسی رهبر را به آگاهی و همکاری تعدیل می کند. زمانی که پیروان به رهبری اعتماد می مایل کنند، هستند که در برابر اعمال رهبر آسیب پذیر باشند؛ یعنی اطمینان داشته باشند که از حقوق و منافع آنان سوءاستفاده نمی شود. مردم کسی را که شرافتمند نمی دانند و یا کسی را که احتمال می رود در پی سوءاستفاده باشد، احترام نمی گذارند و از او پیروی نمی کنند. مثلاً در فهرست صفاتی که مردم در رهبران خود تحسین می کنند، شرافت همواره در رأس قرار دارد. شرافت برای رهبری ضرورت مطلق دارد. در صورتی که مردم بخواهند با میل و رغبت از کسی تبعیت کنند، چه در میدان جنگ و چه در اتاق هیئت مدیره، قبل از هر چیز می خواهند اطمینان داشته باشند که او ارزش اعتماد آنها را دارد (رابینز[2]، 2003).

 

2-2-5- انواع اعتماد در سازمان

در ارتباطات سازمانی سه نوع اعتماد وجود دارد:

مبتنی بر بازدارندگی، مبتنی بر آگاهی، بر مبتنی شناسایی.

 

2-2-5-1- اعتماد مبتنی بر بازدارندگی

شکننده ترین ارتباطات با اعتماد مبتنی بر بازدارندگی مهار می شود. یک تخطی و یا یک ناهماهنگی ممکن است ارتباط را ضایع کند. این شکل از اعتماد مبتنی بر ترس از تلافی جویی است آنگاه که از اعتماد تو استفاده می شود. کسانی که ارتباطشان اینگونه است، آنچه می گویند عمل می کنند؛ زیرا از عواقب به انجام نرسیدن وظایفشان هراس دارند. اعتماد مبتنی بر بازدارندگی تا جایی مؤثر است که امکان مجازات وجود دارد، عواقب کار روشن است و در صورتی که اعتماد مورد تخطی قرار گیرد، مجازات واقعاً اعمال خواهد شد. یک مثال از اعتماد مبتنی بر بازدارندگی ارتباط میان مدیر و کارمند است. انسان معمولاً در مقام یک کارمند به جدید کارفرمای خود اعتماد می کند؛ حتی اگر تجربه ای که  اعتماد خود را به آن متکی می کند اندک باشد. پیوند به وجود آورنده این اعتماد اقتدار کارفرما و مجازاتی است که می تواند در مقابل انجام ندادن بر کارمند اعمال کند.

 

2-2-5-2- اعتماد مبتنی بر آگاهی

بیشتر ارتباطات سازمانی ریشه در اعتماد مبتنی بر آگاهی دارد. به عبارت دیگر ، اعتماد مبتنی است بر پیش بینی پذیری رفتاری که حاصل تجارب تعامل گذشته است. وجود چنین اعتمادی هنگامی است که شخص آگاهی لازم از افراد برای درک کافی و وافی کارکنان داشته باشد تا بتواند ر فتار محتمل آنان را به درستی پیش بینی کند. اعتماد مبتنی بر آگاهی به جای اتکای به بازداری، متکی به آگاهی است. از آگاهی دیگری و پیشبی نی پذیری رفتار او جای قراردادها، مجازاتها، و ترتیبات حقوقی را معمول که بیشتر اعتماد مبتنی بر بازدارندگی است می گیرد. اینگونه اعتماد، به مرور، و بیشتر به عنوان کنش تجربه ای که  ایجاد اعتماد و با ارزش بودن می کند، به وجود می آید. هر قدر کسی را بهتر بشناسید پیش بینی صحیح تری از رفتار او در آینده خواهید داشت. پیش بینی پذیری اعتماد را تقویت می کند؛ حتی اگر پیش بینی کنید که دیگری قابل اعتماد نیست  زیرا راههای سوءاستفاده او از اعتماد را می توان پیش بینی کرد. هر قدر با افراد دیگر ارتباط بیشتر و تعامل منظم تر داشته باشید، این شکل از اعتماد بیشتر ایجاد خواهد شد و بیشتر به آن می توان متکی بود. جالب اینجاست که در سطح اعتماد مبتنی بر آگاهی رفتار متناقض لزوماً سبب شکست اعتماد نمی شود.

 

2-2-5-3- اعتماد مبتنی بر شناسایی

زمانی به بالاترین سطح اعتماد می رسیم که میان دو طرف یک ارتباط عاطفی وجود داشته باشد. نوع این ارتباط به یکی از طرفین اجازه می دهد که به عنوان کارگزار طرف دیگر عمل کند و در مراوده بین های افراد جانشین آن شخص شود. چنین اعتمادی را اعتماد مبتنی بر شناسایی می گوییم. در اینجا وجود اعتماد بدین خاطراست که هر دو طرف از قصد یکدیگر آگاهند و به خواسته و ها آرزوهای هم احترام می گذارند. این تفاهم دو جانبه تا آنجا پیشرفت می کند که هر یک از دو طرف می تواند به گونه ای اثر بخش به جای دیگری عمل کند . در این سطح، کنترل در کمترین حد است. نیازی به مراقبت از دیگری نیست، زیرا وفاداری بدون قید و شرط وجود دارد(حسن زاده، 1384).

اعتماد دوگانه مدیر- کارمند به عنوان عاملی کلیدی که بر رفتارها در سازمان اثر می گذارد شناخته شده است. اعتماد به مدیر میزان ادراک و اعتقاد شخصی کارکنان در این مورد است که مدیر نهایتا به نفع کارکنان عمل خواهد کرد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد داشته باشند، این اعتقاد در آنها شکل می گیرد که سازمان کار درست را برای کارکنان انجام خواهد داد. در آن صورت، کارکنان احساس یگانگی، عضویت و شناسایی با سازمان خواهند داشت. در ضمن اگر در سازمان اعتماد وجود داشته باشد، کارمند احساس می کند که شغل او برای موفقیت سازمان حیاتی است. علاوه بر این کارکنان اضطراب کمتری داشته و اثر مثبت بیشتری بر سازمان خواهند داشت(ارتورک[3]، 2008).

می توان در روابط سلسله مراتبی، اعتماد را به اعتماد شناختی و اعتماد عاطفی (احساسی یاظاهری) تفکیک نمود. از منظر سرپرست ، اعتماد شناختی اشاره به تصمیمات عقلایی سرپرست به اعتماد نمودن و یا عدم اعتماد به زیر دست است. این تصمیم معمولا بر یک دلیل منطقی استوار است. مثلا عملکرد مثبت کارکنان در گذشته، شاهدی شناختی برای این نوع اعتماد فراهم می کند. اعتماد عاطفی بیشتر احساسی است تا عقلایی به ویژه در دوره زمانی بلند مدت و بر مبنای روابط معنادار میان سرپرست و کارکنان شکل می گیرد که در این روابط علاقه، حمایت و مراقبت از اهمیت اولیه برخوردار است(کاستیگان[4] و همکاران، 2007). برخی از محققان عنوان می کنند که در روابط سازمانی سه نوع اعتماد وجود دارد:

 

2-2-5-4- اعتماد بر پایه بازدارندگی

این شکل از اعتماد بر پایه ترس از لطمه خوردن به هنگام خدشه دار شدن روابط استوار است. این شیوه از اعتماد تا جایی کارآمد است که جریمه و تنبیه امکان پذیر بوده، عواقب واضح باشد و جریمه در صورت خدشه دار شدن اعتماد، اجرا شود.

 

2-2-5-5- اعتماد برپایه دانش

اعتمادی است که بر پایه قابلیت پیش بینی رفتار فرد، با توجه به سابقه قبلی ارتباط، استوار است و هنگامی حاصل می شود که فرد از رفتار طرف مقابل خود اطلاعات کافی داشته باشد تا بتواند به صورت دقیقی رفتار او را پیش بینی کند. در سطوح سازمانی، بیشتر روابط بین مدیر و کارمند بدین گونه است.

 

2-2-5-6- اعتماد برپایه همانندسازی

بالاترین درجه اعتماد زمانی حاصل می شود که رابطه عاطفی بین طرفین وجود داشته باشد. در این نوع اعتماد، طرفین مقاصد و نیات یکدیگر را درک کرده و برای خواسته های طرف مقابل احترام قائلند(رابینز[5]، 2005).

 

2-2-6- مدل اعتماد از دیدگاه مارتینز

بسیاری از محققان بر جنبه ها و ابعاد مختلفی در  جهت توسعه تئوری اعتماد تأکید کرده اند. مایر و دیگران برای رسیدن به این هدف پیشنهاد می کنند که باید به خصوصیات و ویژگیهای اعتمادکننده و اعتمادشونده توجه شود. آنها یک مدل پیشنهاد کردند؛ همچنین بین عوامل به دست آمده از اعتماد و خود اعتماد و پیامدهای اعتماد تمایز قائل شدند. بنابر نظر شاو، عنصرکلیدی و ضروری در ایجاد اعتماد بالا در سازمانها و تیمها، به دست آوردن نتایج، عملکرد منسجم و توجه به مشارکت است. شاو نکات کلیدی مانند رویه های رهبری، طراحی سازمانی و فرهنگ سازمانی را برشمرد. میشرابر هم اهیمت شایستگی، گشودگی، توجه و قابلیت اطمینان تأکید کرد(مارتینز[6]، 2002).

مارتینز پنج ویژگی بزرگ جنبه های شخصی را به صورت زیر بیان می کند:

وظیفه شناسی: شامل رفتارهایی مانند کار سازماندهی شده و سخت که قابل اطمینان، قابل اعتماد و مسئولیت پذیر باشد. نقطه مقابل آن بی دقتی و عدم مسئولیت پذیری است.

خوشایندی: شامل رفتارهایی مانند دوست داشتن، با نزاکت و مؤدب بودن و ماهیت خوب، مشارکتی، بخشیدن و عفو کردن و عاطفه و احساس خوب داشتن است نقطه مقابل آن سرد و خشن و غیرمنصفانه بودن است.

ثبات انسانی: شامل فقدان هیجان، افسردگی، عصبانیت، نگرانی، و عدم اطمینان است. نقطه مقابل آن اعمال عصبی خواهد بود.

گشودگی تجربیات: شامل خلاقیت، نوآوری، مصمم بودن و هوشیاری است.

برونگرایی: شامل خوش مشربی، شور و اشتیاق پر حرف و فعال بودن است(مارتینز، 2002).

 

[1] Robbins

[2] Robbins

[3] Erturk

[4] Costigan

[5] Robbins

[6] Martins

تبیینهای تلفیقی از نظر روانشناختی

تبیینهای تلفیقی

نظریه یا تبیینهای تلفیقی کجروی ، توجه خود را به متغیرهای متنوعی معطوف می دارند . این تنوع می تواند یا ناشی از تعلق متغیرها به سطوح مختلف تحلیل خرد ، میانه و کلان باشد و یا ناشی از طبیعت زیستی ، روانی ، روانشناختی اجتماعی یا جامعه شناسی آنها . توجه مستقل به این تبیینها از آن رو اهمیت دارد که بخش قابل توجهی از تبیینهای جرم و کجروی ، یا صرفاً یک متغیر مستقل را مورد توجه قرار داده اند ؛ یا اینکه در عین توجه به نقش متغیرهای متعدد ، نگاه خود را بر یک متغیر با یک نوع متغیر خاص ( مثلاً ، متغیرهای ساختی ) متمرکز ساخته و به « بزرگ نمایی » آن پرداخته اند . مطالعه تبیینهای کجروی ، نشان می دهد که کمتر نظریه ای تحلیل خود را به نقش آفرینی یک علت واحد محدود ساخته است و بسیاری از آنها ، دست کم ، اشاره ای به اثر گذاری انواع از علل متفاوت دارند ( سلیمی و داوری ، 1386 : 434 ) .

در زیر به چند مورد از نظریه پردازان مشهور تبیینهای تلفیقی اشاره می گردد :

1- الگوی خنثی سازی سایکس و ماتزا

گرشام سایکس و دیوید ماتزا ، الگویی را برای تبیین کجروی ارائه داده اند که عناصر اصلی نظریه های یادگیری ، پدیدار شناسی ، کنترل و برچسب زنی را در خود جمع دارد : نخست با پرداختن به اینکه کجروان ، راه فرار را فشارهای همنوایی را از جامعه می آموزند ، به نقش یادگیری اشاره می کند . دوم به اینکه توجه می دهد که کجروان ( به ویژه نوجوانان که در برابر برچسب های جامعه ، آسیب پذیرند ) پس از مواجهه با جامعه ، به بازنگری در خود پنداره و سپس رفتار خود می پردازند . سوم مثل نظریه های کنترل ، فشارهای عاطفی و ارزشی جامعه بر کجروان یا یکی از عوامل بازدارندۀ جرم و کجروی می شمرد . چهارم هدف کجروان را از توسل به فنون خنثی سازی ، رها شدن از فشارهای همنوایی می داند و این امر ناشی از پایبندی درونی آنان به نظام ارزشی و هنجاری جامعه است .

شواهد این پایبندی را نیز سایکس و ماتزا مشاهدات زیر می دانند :

1- کجروان گاه از رفتار نادرست خود ، احساس پشیمانی و گناه می کنند .

2- آنان ، اغلب به انسانهای درستکار و مطیع قانون احترام می گذارند .

3- بین افرادی که می توانند قربانی آنان باشند ، یا دیگران فرق می گذارند .

به نظر سایکس و ماتزا بر اساس این مشاهدات باید پذیرفت که کجروان یا از نادرستی عمل خویش آگاهند و یا آنکه از نیاز به همنوایی در امان نیستند . چون همنوایان ، پیوسته خود را نیازمند مشارکت در انواع رفتارهای همنوایان ( مانند تحصیل ، رفت و آمدهای خانوادگی ) می بینند . سپس به هر دلیل ، ارزشها و نگرشهای مرسوم را معتبر می دانند . به همین سبب ، همواره خود را با معضل احساس گناه مواجه می یابند و به فرمولهای مبتنی بر عذر و بهانه و تخفیف با گناه متوسل می شوند (همان منبع ، 1386 : 431 و 432 ) .

2- الگوی تلفیقی الیوت ، هیوزینگا و ایجتون

این الگو برآیند آثار متغیرهای به کار رفته در نظریه های ساختی ، تضاد ، زیستی ، روانی و روانشناختی اجتماعی بویژه عنصر جامعه پذیری را مورد توجه قرار داده اند تا بدین وسیله بتوانند جرم و انحراف را در جامعه تبیین کنند . بر اساس نظریه الیوت و همکارانش ، نوجوانانی که در حوزه های سازمان یافته اجتماعی زندگی می کنند – و در خانه به صورت ناقص جامعه پذیر شده اند – خطر زیادی برای فشارهای دریافتی دارند – درک آنها از فشار بعداً به ضعیف شدن دلبستگی فرد به هنجارها ، فعالیتها و گروههای قراردادی منجر می شود . – و پیوند قراردادی ضعیف و میزان بالای فشار اجتماعی موجب می شود تا بعضی از جوانان ارزشهای قراردادی جامعه را طرد کنند و نپذیرند –و در جستجوی پیوند با گروههای هم سال منحرف بر می آیند . این گروههای بزهکار ضد اجتماعی ، فرد را برای انجام جرم و خشونت تشویق و تقویت کرده و مدلهای نقشی برای رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم  می کنند . دلبستگی به این گروههای بزهکار و ضد اجتماعی هنگامی که با پیوندهای ضعیف با هنجارها و گروههای قراردادی ترکیب شود و به افزایش رفتارهای بزهکارانه و خشونت آمیز و مصرف زیاد مواد مخدر منجر می شود .

او بیان می کند ، زندگی در محله های بی سازمان ، احساس یأس و ناامیدی ، احساس ناتوانی برای پیشرفت و درگیر شدن در جرایم را بوجود می آورد و این امر شرایطی را بوجود می آورد که در آن ارزشهای قراردادی جامعه تضعیف می شوند . در نتیجه بچه ها علاقه به درس و مدرسه ، خانواده و نظم اجتماعی را از دست می دهند ، در چنین جامعه ای گروههای همالان بزهکار جایگزین قابل قبولی شده و ارتکاب به جرم و خشونت را حمایت می کنند . ( Siegel , 2001 : 273 – 275   ) .

 

3- نظریه خصلت نهفته[1]

این الگو افرادی خاص را دارای ویژگیهای زیستی و روان تأثیر گذار بر تمایلات و آمادگی کجروانه        می دانند . سپس با تأکید بر ثابت ماندن این ویژگیها در طول دوران زندگی فرد ، و نیز توجه به عنصر گزینش ، مدعی می شوند که جمع شدن اثرات آنها با تأثیر فرصتها و نیروهای اجتماعی ، او را با شدت بیشتری در معرض کجروی قرار می دهند .

الف ) الگوی « نظریه عمومی جرم » گاتفریدسون و هیرشی

این الگو ابتدا « خویشتن داری » را مسئله اساسی و « کجروی » را معلول فقدان آن می داند ( رویکرد کنترل ) . جامعه پذیری ، محیط خانواده ، پیوندهای اجتماعی و بویژه ناکار آمدی تربیت کودکان را در « خویشتن داری » مؤثر می داند ( رویکرد یادگیری شرطی ) . و عناصر زیر را از نظریه های دیگر اخذ کرده است : خود خواهی ذاتی انسان ( نظریه کلاسیک ) ، آثار محیط و ساختار خانواده ( رویکرد جامعه شناختی ) . به طور کلی الگوی عمومی جرم از تلفیق مفاهیم گزینشی و نظریه های کنترل : شخصیت انگیزشی ، فقدان خویشتن داری ( در اثر تربیت نادرست ، والدین کجرو و … ) ضعف عناصر پایبند کننده به جامعه ، تشکیل شد ( سلیمی و داوری ، 1386 : 436 – 437 ) .

ب ) الگوی یادگیری سرشتی ویلسون و هرنشتاین

نظریه یادگیری سرشتی جیمز ویلسون و ریچارد هرنشتاین ، پر نفوذترین و بحث انگیزترین نظریه در حوزۀ نظریه های یادگیری است . ویلسون و هرنشتاین که را با تمسک به مضمون مشابه با گزینش که موضعی شناخته شده در رویکردهای گزینشی است ، آغاز کرده و بر آنند که مرتکب شدن یا نشدن هر دو نوع رفتار کجروانه و غیر کجروانه ، منافع و مضرات خاص خود را دارد . برای نمونه ، منافع ارتکاب کجروی می تواند تأیید همسالان یا باد آورده ها مالی باشد و منافع مرتکب نشدن آن ، دور ماندن از مجازات و برخورداری از وجدانی آسوده . بدین شکل ، آنان پیش از هر چیز به مفهوم نسبت نهایی تفاضل میان منافع و مضرات حاصل از ارتکاب رفتاری خاص یا مرتکب نشدن آن اشاره می کنند و یادآور می شوند که اگر منافع حاصل از انجام یک رفتار ( خود ارتکاب جرم و خواه پایبندی به هنجارها ) ، بیش از منافع ترک آن باشد احتمال انجام پذیرش آن افزایش می یابد . از ویژگیهای مهم الگوی یادگیری – سرشتی توجه به تأثیر متقابل ویژگیهای جسمی و شرایط اجتماعی در شکل گیری کجروی و تلفیق عناصر رویکردهای گزینشی و روان شناختی اجتماعی است ، افراد برخوردار از نقایص شخصیتی و روانی ارتکاب کجروی را بر می گزینند .  ( Siegel , 2001 : 274‌ ) .

 

4- دیدگاه جرالد پترسون

پترسون با تکیه بر مشاهداتی گسترده دربارۀ خانواده های دارای کودکان پرخاشگر و مبتلا به اختلالات رفتاری و خانواده های فاقد اینگونه کودکان ، چهار الگوی کنش متقابل را در محیط خانواده تشخیص داده است که می تواند با کجروی های بعدی همراه باشد :

1- فنون تربیتی و انضباطی ناکارآمد ، از جمله سرزنش گری افراطی یا سهل گیری توأم با بی تفاوتی.

2- محروم بودن کودک از تربیت مثبت والدین و احساس دلبسته بوده آنان به خود .

3- مراقبت غیر مؤثر بودن والدین از رفتار کودک .

4- عجز از بکارگیری تدابیر کافی و وافی حل مشکل ، که حاصل آن ایجاد فشارهای روحی و تحریک پذیری روز افزون در خانواده است .

به نظر پترسون می توان ، با حمایت از کودک ، برخورد گرم و صمیمی با او و همچنین بکارگیری منسجم انواعی از قواعد روشن رفتارهای پرخاشگرانه را کنترل کرد.(Petterson ,1986 : 932 –994 ).

5- تئوری چلبی

چلبی چهار سازه ، نیاز ، فرصت ، معنا و انتظار را در زمینه تبیین رفتار ارائه می دهد . او رفتار را تابعی از سازه های فوق به صورت ترکیبی و تجربه ای می داند و معتقد است راست رفتاری در سطحی منوط به آن است که افراد و کنشگران فردی و جمعی فرصت مکفی در اختیار داشته باشند ، نیازهایشان واقعی باشد ، انتظارات معقول و موجه اجتماعی از آنها وجود داشته باشد و معنی هایی که از طرف جامعه به آنها می رسد صریح ، منطقی و موجه باشد . در روابط اجتماعی شان احساس عدالت رابطه ای و در توزیع مواهب جامعه هم احساس عدالت توزیعی را داشته باشد . چلبی اظهار می دارد که تعهد ، اندیشه ، پول و زور پاسداران اصلی ، پایه هر نظم اجتماعی می باشند . که کم و کیف هر کدام در نظم اجتماعی تجربی متفاوت و متغیر است و میزان یک نظم در هر کدام از آنها به عوامل بیشماری از جمله بستگی به فاز جامعه دارد ، یعنی اگر جامعه در فاز اقتصادی باشد نظم اجتماعی آن بیشتر متکی بر پول و ثروت است ، در صورتی که در فاز اجتماعی باشد نظم آن بیشتر وابسته به تعهد است . در صورتی که در فاز سیاسی باشد نظم آن بیشتر اتکا به زور دارد و اگر در فاز فرهنگی باشد نظم آن بیشتر تکیه بر اندیشه دارد ( جلیلی ، 1381 : 86 و 87 ) .

از دیدگاه چلبی کژرفتاری وقتی به وجود می آید که :

1- برای افراد فرصت کم یا زیاد باشد .

2- فرد به دلایل مختلفی نیاز داشته باشد .

3- انتظارات اجتماعی از افراد پایین یا بالا باشند .

4- معناها برای آنها مبهم ، غیر منطقی و ناموجه باشند .

و احساس بی عدالتی رابطه ای و توزیعی کنند هر کدام از آنها در ترکیب با یکدیگر می توانند به کژرفتاری منجر شوند . اگر این تز را به صورت یک تابع در نظر بگیریم می توان گفت که این تابع از چهار سازه ژنریک ( نیاز ، فرصت ، معنا و انتظار ) تشکیل گردیده است که رفتار تابعی از این سازه های می باشد . خصوصیت جالب و قابل توجه این تابع ( ( نیاز ، فرصت ، معنا و انتظار ) رفتار = F ) اثر ترکیبی عناصر آن با یکدیگر می باشد به گونه ای که می توان تابع های مختلف را از آن استخراج نمود . به همین دلیل چلبی آن را یک ابر تابع یا تابع بزرگ می نامد .

وی دو نوع ترکیب عمده برای چهار عامل مزبور قایل می شود : اول ترکیبی که روابط آن بر اساس گزاره های منطقی باشد . دوم ترکیبی که رئالیستی باشد .

چلبی بر اساس ترکیب نوع اول یعنی ترکیبی که روابط آن بر اساس گزاره های منطقی باشد ، چهار قضیه محوری تئوریکی اش را به شرح زیر مطرح می کند :

قضیه اول : سطح تولید فرصتها در جامعه در سطوح مختلف با کژرفتاری رابطه ای سهمی درجه دو دارد؛ یعنی :

الف ) اگر فرصت مکفی باشد احتمال کژرفتاری فرد پایین می آید .

ب ) اگر فرصت کم باشد ، احتمال کژرفتاری بالا می رود .

ج ) اگر فرصتها زیاد باشد احتمال کژرفتاری بالا می رود .

قضیه دوم : نابرابری در توزیع فرصتهای اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی رابطه خطی مستقیم با کژرفتاری دارد . نابرابری ها موجب اشاعه فساد و کژرفتاری در جامعه می شود .

قضیه سوم : میزان انتظارات جامعه از افراد با کژرفتاری رابطه سهمی درجه دو دارد یعنی :

الف ) اگر انتظارات اجتماعی افراد موجه و معقول باشد احتمال کژرفتاری کاهش می یابد .

ب ) اگر انتظارات اجتماعی از افراد بالا باشد احتمال کژرفتاری افزایش می یابد .

ج ) اگر انتظارات اجتماعی از افراد پایین باشد احتمال کژرفتاری افزایش می یابد .

قضیه چهارم : معنی سیبرنتیکی روی رفتار دارد یعنی رفتار را تعیین می کند ، آنومی معنایی می تواند احتمال کژرفتاری را افزایش دهد ( همان منبع ، 1381 : 93 و

[1] – Latent Trait Theories

آثار و پیامدهای فرهنگ ایثار و شهادت در اندیشه حضرت آیت الله خامنه ای

آثار و پیامدهای فرهنگ ایثار و شهادت در اندیشه حضرت آیت الله خامنه ای

2-4-2-4-1. تقرب الهی

از دیدگاه حضرت آیت الله خامنه ای بالاترین اجر و پاداش برای انسانی که در راه خداوند مبارزه می کند، نوشیدن شربت شهادت است. بنابراین شهادت بهترین مرگ است و شهدا با شهادت خود به بزرگ ترین نعمت الهی دست می یابند و در حریم خلوت الهی وارد می شوند و بر سر سفره ضیافت الهی مهمان می گردند و این عظمتی است که با شهادت و ایثار از جان، نصیب انسان ها می گردد. ایشان در این خصوص می فرماید : شهادت یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی و مهمان شدن بر سر سفره ضیافت الهی. این کم چیزی نیست. از دیدگاه ایشان هر رنجی که یک شهید می برد، نزد خداوند دارای یک ارزش است. حساب خداوند حسابی نیست که چیزی در آن فراموش شود. در نزد خداوند همه چیز در جای خود روشن و معین است. اجری که یک شهید در مقابل رنج ها می برد، بسیار بهتر و بالاتر از لذایذ این دنیا است. کسانی که رنج دنیا را به خاطر اجر آخرت تحمل می کنند، هیچ وقت زیان نمی برند زیرا در مقابل از دست رفتن لذت های پست دنیوی، توانستند در نزد خداوند به عزت دست یابند و در حریم الهی وارد شوند و به تقرب الهی برسند و این همان چیزی است که انبیاء و اولیاء در طول زندگی دنیا در صدد دستیابی به آن هستند (برگرفته از بیانات در دیدار با خانواده های شهدا، 90:1375).

2-4-2-4-2. تقویت تلاش دسته جمعی

یکی از آثار و پیامدهای فرهنگ ایثار و شهادت، تقویت تلاش دسته جمعی است. کار خیر هر انسانی، نتیجه تلاش خود اوست و متوجه خود اوست ولی در مورد ایثار و شهادت می توان گفت که این پدیده محصول تلاش دسته جمعی یک مجموعه انسانی است. در واقع زمانی که یک شهید به میدان جهاد می رود، صرفاً خود او نیست که جهاد می کند بلکه پدر، مادر، همسر و فرزندان نیز با صبر و استقامت خود در حال جنگ می باشند (برگرفته از بیانات در دیدار جمعی از خانواده های شهدای نیروهای مسلح و جهاد سازندگی، 116:1377).

2-4-2-4-3. کسب رضای الهی

از دیدگاه مقام معظم رهبری مرگ سرنوشت اجتناب ناپذیر هر یک از انسان هاست. مرگ دو گونه است و متاع جان انسان دوگونه از دست انسان می رود. یک مورد زمانی است که انسان در راه خدا کشته نمی شود، چنین انسانی جان خود را گم کرده است و در مقابل گم کردن جان چیزی در دست ندارد. نوع دیگر مرگ، زمانی است که انسان جانش را در راه خداوند می دهد، چنین مرگی شهادت است. در چنین مرگی انسان سرمایه اصلی وجود خویش یعنی جانش را می فروشد و در مقابل رضای الهی را به دست می آورد که این مرگ بالاترین دستاوردها به شمار می رود. زیرا دستاورد آن کسب رضای الهی است. ایشان در این خصوص می فرماید : مرگ برای همه هست. اگر ما در راه خدا بمیریم، به حسب موازین مادی و ظاهری، چیزی را از دست نداده ایم. شهید جانش را فروخته و در مقابل آن بهشت و رضای الهی را گرفته است (بیانات در دیدار با فرزندان ممتاز شهدا، مسئولان امور فرهنگی بنیادشهید، 228:1368).

2-4-2-4-4. حفظ و تقویت نظام اسلامی

یکی از تأثیرات فرهنگ ایثار و شهادت در نظام جمهوری اسلامی ایران که منجر به تثبیت و استحکام آن گردید، این است که ایثار و شهادت سسب حفظ و تقویت نظام اسلامی شد. زمانی که اسلام در یک کشور به معنای واقعی جاری شود، به دنبال آن پایه های کشور روز به روز مستحکم تر می شود. زیرا اسلام دینی است که به تمام جنبه های وجودی انسان و یک ملت چه از لحاظ معنوی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی توجه دارد. تأثیر اسلام در این ابعاد به تدریج منجر به خودکفایی کشور می گردد که همین خودکفایی سبب استحکام نظام جمهوری اسلامی ایران می شود. امروز به برکت خود شهیدان و ایثار جانبازان، نظام اسلامی و ملت مسلمان ایران در دنیا و در چشم قدرت های شیطانی، ابهت و اقتدار معنوی پیدا کرده است. حضرت آیت الله خامنه ای در این خصوص می فرماید : شما برادران و خواهران می دانید که ابهت و اقتدار معنوی امروز نظام اسلامی و ملت مسلمان در دنیا و در چشم قدرت های شیطانی ناشی از همین شهادت ها و ایثارگری ها است (بیانات در دیدار با فرزندان ممتاز شهدا، مسئولان امور فرهنگی بنیاد شهید، 299:1368).

 

 

 

2-4-2-5. فرهنگ ایثار و شهادت و نقش تربیتی آن در اندیشه مقام معظم رهبری

نسل جوان امروز نیز به برکت ایثار و خون شهدا، نسلی است که همواره فرهنگ ایثار و شهادت را برای خود ارزش می داند و سعی دارد چنین فرهنگی را در تمام عرصه های زندگی شخصی و اجتماعی نمایان سازد (برگرفته از بیانات در دیدار با خانواده های سرداران شهید استان تهران، 39:1367).

2-4-2-5-1. خون شهدا عامل مؤثر در مقاومت نسل امروز

از دیدگاه آیت الله خامنه ای هر قطره خون شهیدان اکسیری است برای تبدیل عناصر پست و نخاله وجود انسان به عناصر والا و با شرف. شهدا خودشان متحول شدند و در ارواح جوانان ما تحول آفریدند. جوانان امروز به برکت خون شهیدان می توانند مسیر زندگی خود را در جامعه پیدا کنند و در برابر عناصر پست وجودی روزگار، مقاومت نمایند. جوانان امروز به برکت خون شهدا، با روحیه آماده و قوی، با ذهن روشن و عزم راسخ در برابر دشمنان ایستاده اند.

2-4-2-5-2. شهدا عامل تدبیر و عبرت گیری برای نسل جوان

از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، یاد شهیدان، یاد بود ارزش های انسانی است و گرامی داشتن آنان، تجلیل از برترین خصال بشری است و یاد شهیدان باید با تدبیر و عبرت گیری همراه باشد. آنان همان فرزانگانی هستند که جان عاریت را که کالایی تمام شدنی و رو به زوال است، با نعیم پایدار الهی سودا کردند و خود را از خسرانی که هر انسانی خواه یا ناخواه دچار آن است، یعنی اضمحلال تدریجی سرمایه زندگی، به نیکوترین وجه رها ساختند. عمل صالح آنان که از ایمانی پایدار ریشه می گرفته است، بهترین عمل های صالح است (پیام به مناسبت روز تجلیل از شهدا و ایثارگران در هفته دفاع مقدس، 40:1375).

 

2-4-2-6. نقش دانشگاه شاهد در قبال فرهنگ ایثار و شهادت

از دیدگاه مقام معظم رهبری، قدر شناسی یک سجیه انسانی، خصلت اسلامی و یک حرکت عاقلانه است و از طرفی نفس قدردانی سبب ترویج کارهای نیک می شود. امام خمینی(ره) تعلیم و تربیت فرزندان شاهد و ایثارگر را به دانشگاه شاهد واگذار نمود و این مصداق اتم قدرشناسی است. از طرفی این دانشگاه جهت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت یک سری وظایفی دارد که یکی از این وظایف، تعیین جهت گیری هاست. جهت گیری بدان معناست که ابتدا باید در آن جوان فرزند شهید و ایثارگر، بینش صحیح و نگرش مستدلانه به مباحث اسلام و انقلاب به وجود بیاورید که او را حراست کند. همه انسان ها در معرض آسیب هستند و خطر لغزش برای همه انسان ها وجود دارد. بنابراین در درجه اول، این جوانان پاک می بایست از انواع آسیب ها حفظ شوند که این مسأله از طریق جهت گیری های صحیح فکری و منطقی و به صورت عمیق و آراستن آنها به خصلت های خوب امکان پذیر است. بنابراین اولین وظیفه این دانشگاه، اصلاح اخلاقی و فکری و دینی این فرزندان است. وظیفه دوم این است که آنان را از لحاظ علمی در حد اعلی قرار دهد. دشمن سعی دارد این فکر را در ذهن مردم ریشه دار سازد که اگر کسی رزمنده و انقلابی است، عالم نیست و با علم فرسنگ ها فاصله دارد. لذا وظیفه دانشگاه شاهد در این خصوص این است، کاری کند که فرزندان شاهد از لحاظ علمی برجسته باشند. وظیفه دیگر این دانشگاه در انجام امور علمی این است که نگرش به عمق داشته باشد و کیفیت را بر کمیت ترجیح دهد (بیانات در دیدار با اعضاء هیأت امنا و اعضاء هیئت علمی دانشگاه شاهد، 100:1375).

2-4-2-7. فرهنگ ایثار و شهادت و تقویت بنیه علمی

وجود روحیه ایثار و شهادت در یک جامعه در ابعاد مختلف در پیشرفت کشور تأثیرگذار است. یکی از این ابعاد، پیشرفت علمی است. وجود چنین روحیه ای در ملت ما سبب تقویت زیر ساخت های علمی کشور شد. در واقع اگر مقاومت و ایثار شهدا نبود، کشور ما همچنان در چنگال بیگانگان قرار داشت و هیچ گونه فرصت و زمینه ای برای پیشرفت در کشور وجود نداشت و در واقع بیگانگان با نفوذ خود در کشور ما، فرصت هرگونه پیشرفت علمی را از ما می گرفتند. در نتیجه با وجود چنین روحیه ای ملت ایران توانست کشور را به استقلال و آزادی برساند که در پی آن فرصت های گوناگون برای پیشرفت علمی کشور فراهم آمد (برگرفته از بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، 2:1388).

عوامل اجتماعی و روانی کارآفرینان

عوامل اجتماعی و روانی کارآفرینان

نتیجه پژوهش ها نشان داده است که عوامل اجتماعی و روانی به اضافه صلاحیت ها و شایستگی های ممتاز، از ویژگی های کارآفرینان است.

-‌ عوامل روانی : کارآفرینان مانند اکثر مردم، انسان های پیچیده ای هستند و هیچ تئوری منحصر به فردی نمی تواند تمام رفتار آنها را توجیه کند. شاید نخستین و مطمئن ترین تئوری درباره ریشه های روانی کارآفرینان، در دهه 1960 به وسیله دیوید مک کللند ارائه شده باشد. او دریافت افرادی که خط مشی خود را بر کارآفرینی می گذارند (مثل فروشندگان) بیش از حد جاه طلب هستند و از نظر روانی احساس نیاز می کنند که همواره به موفقیت دست یابند که البته برای رسیدن به آن خطر را هم می‌پذیرند. وی همچنین دریافت که برخی از جوامع افرادی را که در پی پیشرفت و ترقی نسبتاً زیادی هستند، پرورش می دهد. عده دیگری از پژوهشگران هم انگیزه‌ها و هدف‌های کارآفرینان را مورد مطالعه قرار داده‌اند که از آن جمله:

ثروت، قدرت، حیثیت و اعتبار، امنیت شغلی، خودشکوفایی و خدمت به جامعه است. اینها از جمله هدف ها و انگیزه کارآفرینان بوده اند.

«توماس بگلی و دیوید پی بوید[1]» در دهه 1980 وجه تمایز افراد کارآفرین و کسانی که سازمان‌های کوچک را اداره می‌کنند، بیان کردند:

  • نیاز به کسب موفقیت: که همواره در پی هدف‌های بلند پروازانه هستند و می‌خواهند بیشتر موفق شوند.
  • مرکز کنترل: این که فرد، حاکم بر زندگی خویش است و می تواند زندگی خود را کنترل کند.
  • تحمل ریسک: کارآفرینانی که ریسک متوسط را می پذیرند، از کسانی که هیچ ریسکی نمی کنند، از محل سرمایه گذاری خود بازده بیشتری دارند.
  • رویارویی با وضع مبهم: هر مدیری با چنین وضعی روبه­رو می شود، ولی کارآفرینان با وضعی مبهم تر و نامشخص تر روبه­رو هستند، زیرا آنها دست به کار هایی می زنند که برای نخستین بار انجام می شود.
  • رفتار از نوع A[2]: یعنی باید در زمانی به دستاورد های بیشتری رسید و اگر ایجاب کند، باید اعتراضات دیگران را هم نادیده گرفت.

«الن فاگنسون[3]» به تفاوت بین کارآفرینان و مدیران از زاویه ای دیگر نگاه می کند. او دریافته است که اکثر کارآفرینان برای چیز هایی مانند احترام شخصی، آزادی، احساس داشتن توانایی در تکمیل نمودن کار ها و شیوه زندگی هیجان انگیز ارزش زیادی قائل هستند. از سوی دیگر، مدیران می‌کوشند به دوستی حقیقی، فردگرایی، رستگاری و خوشی و تفریح اهمیت بیشتری بدهند. او به این نتیجه می رسد «یک کارآفرین، در مقایسه با یک مدیر، خواسته دیگری از زندگی دارد» (احمدپور داریانی، 1380).

-‌ عوامل اجتماعی : اغلب اعضای گروه های اقیت در شرکت ها چنین احساس می کنند که کارفرمایان، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم درباره آنها تبعیض قائل می شوند و در واقع، اگر ما پیشرفت گروه های مختلفی که تشکبل دهنده این جامعه ناهمگون هستند و شکایت هایی را که آنها علیه شرکت ها نموده اند، مورد توجه قرار دهیم، مشاهده خواهیم کرد که اغلب این احساس بر مبنای واقعیت ها قرار دارند. برخی از گروه های اقلیت برای این که در فرهنگ سازمانی یا شرکت مربوطه بتوانند موفق شوند، باید روح خود را بفروشند یعنی هویت جنسی، قومی و نژادی خود را از دست بدهند یا از آن دست بردارند. برخی دیگر از گروه ها دست به کار های جدید می زنند و به گونه ای درصدد تامین خواسته ها و نیاز های خود برمی‌آیند که این خود نیز باعث افزایش کارآفرینی در بین گروه های اقلیت است (احمدپور داریانی، 1380

[1] Thomas Begley & Cuvid P.Boyd

[2] Type A Behavior

[3] Allen A.Fagenson