ماه: ژوئن 2018

بررسی PESTEL چیه و چه کاربردی داره؟ 

 

بررسی PESTEL به عنوان یکی از اصول بازاریابی، بررسی محیط مثل یک کله که کسب وکار در اون فعالیت یا محصولاتش رو عرضه می کنه. شرکتا از این معنی به عنوان ابزاری واسه بررسی محیطی که در اون فعالیت می کنن یا قصد دارن محصول، خدمات یا پروژه ای رو در اون شروع کنن استفاده می کنن. اینا عواملی منظم هستن که خارج از کنترل افراد قرار دارن و کسب وکارها باید راه حلایی انجام کنن که به شکلی صلح آمیز با اونا هم زیستی کنن و در اون شرایط به کسب درآمد بدن.

 

خیلی مهمه که معنای PESTEL رو به درستی دریابیم و بدونیم که هر کدوم از حروف اون، نماینده ی جنبه ی مهمی از محیطیه که کسب وکار شما در اون فعالیت می کنه. PESTEL سرنام واژهای زیره:

  • P سیاسی (Political)؛
  • E اقتصادی (Economic)؛
  • S اجتماعی (Social)؛
  • T تکنولوژیک (Technological)؛
  • E محیطی (Environmental)؛
  • L قانونی (Legal).

این چارچوب تغییراتی هم به خود دیده، بعضی از مربیان بازاریابی چیزایی به اون اضافه کردن، مثلا E رو واسه اخلاق قرار دادن تا عوامل مردم شناسی رو وارد کنن و موقع تحقیق درباره بازار از اون بهره ببرن.

زمانی که فردی این بررسی رو انجام می ده لازمه که سوالای مشخصی رو مطرح کنه که به اون گوشزد می کنه چه چیزایی رو باید تو ذهن داشته باشه. این سوالا عبارتند از:

  • وضعیت سیاسی یک کشور چیجوریه و چیجوری می تونه صنعت رو تحت اثر بذاره؟
  • عوامل عادی اقتصادی کدوم ان؟
  • فرهنگ چقدر در بازار مهمه و عوامل تعیین کننده ی اون کدوم ان؟
  • چه نوآوریای فناورانه ای هست و چیجوری بر ساختار بازار اثر می ذارن؟
  • قوانینی هست که به بازار نظم بدن یا می تونه تغییری در قوانین صنعت اتفاق بیفته؟
  • نگرانیای محیطی صنعت چه هستن؟

بررسی جنبه های مختلف این تکنیک واسه صنعتی که کسب وکاری در اون هست ضروریه. این چارچوب علاوه بر کمک به فهم بازار، یکی از ستونای مدیریت استراتژیکه که نه تنها مشخص می کنه یک شرکت چه کاری باید بکنه، بلکه اهداف و راه حلای سازمان رو هم مورد توجه قرار می ده.

پس این احتمال هست که هر کدوم از این عوامل، واسه صنعتای مختلف به شکلای متفاوتی اهمیت داشته باشن. اما واسه هر راه حل ای که یک شرکت می خواد پیشرفت بده، انجام بررسی PESTEL واجب و ضروریه.

جنبه های مختلف بررسی PESTEL

فهم بخشای مختلف این بررسی خیلی مهمه، این عوامل عبارتند از:

سیاسی

عوامل سیاسی شامل همه فعالیتای سیاسی ِ درون یک کشور و هم نیروی اثر احتمالیِ نیروی خارجی برجنبهای مختلف کسب وکاره. این موارد مشخص کننده ی مزاج سیاسی و سیاست هاییه که یک دولت وضع می کنه. تعرفهای تجاری و مالیاتا چیزایی هستن که یک دولت روی تجار یا سازمانا اعمال می کنه و درآمد شرکتا تحت اثر این عوامل خیلی تغییر می کنه.

اقتصادی

این جنبه از بررسی PESTEL شرایط اقتصادی عادی در یک کشور رو در نظر میگیره، اگه سناریوهای اقتصاد جهانی هم تأثیری روی این شرایط بذارن باید به اونا توجه کرد. این عوامل شامل میزان تورم، میزان معاملات خارجی، میزان سود و … می شه. همه این موارد می تونن روی چرخه های عرضه و خواسته اثر بذارن و می تونن باعث تغییرات بزرگی در فضای کسب وکار شن.

اجتماعی

عوامل اجتماعی تصور احتماعی افرادی رو نشون میدن که در یک کشور خاص زندگی می کنن. این عوامل جنبه های فرهنگی، سن، مردم شناسی، جنسیت و کلیشه های مربوط به اونو بررسی می کنن. بعضی وقتا لازمه که این بررسی شامل عوامل دینی هم بشه (زمانی که قصد دارین نوع متفاوتی از اجناس رو عرضه کنین).

تکنولوژیک

جنبه های تکنولوژیک میزان پیشرفت تکنولوژی و هم میزان کامل سازیِ لازمِ سازمان رو با اون در نظر می گیرن. این موارد شامل اتوماسیون، تحقیق و پیشرفت و میزان باخبر شدن از تکنولوژی در یک صنعت می شه.

محیطی

این عوامل شامل چیزایی می شن که تحت اثر محیط پیرامونی هستن یا به وسیله اون تعیین می شن. این حنبه از بررسی PESTEL واسه صنایع خاصی مثل گردشگری، زراعت، کشاورزی و غیره خیلی مهم هستن. عوامل بررسی محیطی کسب وکار شامل شرایط اقلیمی، آب وهوا، موقعیت جغرافیایی، تغییرات جهانی آب وهوا و اثرات زیست محیطی می شه اما محدود به اینا نیس.

قانونی

عوامل قانونی باید همه موارد حقوقی و روندهای موجود در اقتصاد رو در نظر بگیرن. به استاندارهای ویژه ای که کسب وکار شما واسه شروع تولید یا ارتقای یک محصول باید رعایت کنه، توجه داشته باشه. این عوامل هم جنبه های داخلی دارن و هم جنبه های بیرونی. در هر کشور قوانین مشخصی هست که محیط کسب وکار رو تحت اثر قرار می ده، سیاستای مشخصی هم هستن که شرکتای واسه خودشون وضع می کنن. بررسی قانونی هر دو جنبه رو در نظر میگیره و با توجه به این مقررات راه حل مناسب رو مشخص می کنه. مثلا این قوانین شامل قوانین مصرف کننده، استاندارهای ایمنی، قوانین کار و غیره می شه.

الگوی بررسی PESTEL

این الگو به سازمانا کمک می کنه که بفهمن واسه انجام این بررسی در محیط به چه مواردی نیازه. این الگو همه عوامل رو در یک جدول ترکیب می کنه و بعد با توجه به وضعیت الان بازار بررسی رو انجام میدید.

اینجا فهرست کاملی از مواردی بیان می شه که موقع بررسی بازار باید به اونا توجه کرد.

۱. عوامل سیاسی:

  • سیاستای تجاری؛
  • تغییرات در دولت؛
  • سهام داران و تقاضاهایشان؛
  • منابع پولی؛
  • رهبری سیاسی؛
  • لابی گری ؛
  • فشارهای خارجی؛
  • اختلافا در فضای سیاسی.

۲. عوامل اقتصادی:

  • درآمد قابل مصرف؛
  • سطح بیکاری؛
  • میزان تبدیل خارجی؛
  • میزان سود؛
  • تعرفهای تجاری؛
  • میزان تورم؛
  • روندای تجارت خارجی؛
  • مسائل مالیات عمومی؛
  • تغییرات مالیات واسه اجناس یا خدمات خاص؛
  • وضعیت و روندهای اقتصاد منطقه ای.

۳. عوامل اجتماعی:

  • عواملی قومی/مذهبی؛
  • سناریوهای تبلیغاتی؛
  • مسائل اخلاقی؛
  • الگوی خرید مشتری؛
  • اتفاقات مهم جهانی؛
  • دسترسی به خرید؛
  • تغییر در جمعیت؛
  • مردم شناسی؛
  • سلامت؛
  • تفکرات و نگاه های مشتریا؛
  • دیدگاه های رسانه ها؛
  • تغییرات در قانون که روی عوامل اجتماعی اثر می ذاره؛
  • تغییر در سبک زندگی؛
  • تمایل به برندها؛
  • نگاه های کاری افراد؛
  • آموزش؛
  • روندها؛
  • تاریخ.

۴. عوامل تکنولوژیک:

  • پیشرفت ی تکنولوژیک؛
  • تحقیق و پیشرفت؛
  • روندها در پیشرفتای جهانی تکنولوژی؛
  • تکنولوژیای در رابطه؛
  • قوانین بخش ی تکنولوژی؛
  • پتنتا؛
  • ارسال مجوز؛
  • دسترسی به بخش ی تکنولوژی؛
  • ترجیحات مصرف کننده؛
  • روندهای خرید مشتری؛
  • مالکیت الهی و قوانین اون؛
  • میزان بلوغ یک تکنولوژی؛
  • فناوری اطلاعات؛
  • ارتباطات.

۵. عوامل محیطی:

  • بوم شناختی؛
  • مسائل محیطی

    • بین المللی؛
    • ملی؛
  • ارزشای ذی نغعان/ سرمایه گذاران؛
  • نگاه کارکنان؛
  • سبک مدیریت؛
  • مقررات محیطی؛
  • ارزشای مشتری؛
  • ارزشای بازار.

۶. عوامل قانونی:

  • قوانین استخدام؛
  • حفاظت از مشتری؛
  • مقررات خاص صنعت؛
  • مقررات رقابت؛
  • قوانین حاکم بر بازار داخلی؛
  • قوانین آینده؛
  • بندهای قانون گذاری و فرایندهای اونا؛
  • مقررات محیطی.

برگرفته از: pestleanalysis و pestleanalysis


بررسی PEST و کاربرد اون در بررسی فرصت ها و رقابت ها 

 

تغییراتی که در محیط کسب وکارتان رخ می ده، می تونن فرصتا و تهدیدات زیادی رو واسه سازمان شما بسازه.

مثلا، هنگامی که تکنولوژیای جدید باعث دسترسی به مشتریان جدید می شه، یا جریانای پولی تازه ای به خاطر سرمایه گذاریِ بهتر روی لوازم بوجود میاد و یا تغییرات در سیاستای دولت باعث به وجود اومدن بازارای تازه می شن، همه و همه عامل ایجاد فرصتایی جدید واسه کار و کاسبی شما میشه. حذف بعضی قوانین که باعث زیاد رقابت می شه، بازاری که بازیگرانش یک به یک در حال ترک اون هستن، یا افزایش میزان بهره و تورم می تونن نمونه هایی از تهدیدای تغییرات محیط کسب وکار شما باشن.

بررسی PEST، یک وسیله آسون و پرکاربرده که به شما کمک می کنه تغییرات عوامل جورواجورِ سیاسی (Political)، اقتصادی (Economic)، اجتماعی (Social) و تکنولوژیک (Technological) در محیط کسب وکار خود رو بررسی کنین.

درباره وسیله

بررسی PEST رو اولین بار فرانسیس آگوئیلار (Francis Aguilar)، استاد دانشگاه هاروارد پیشنهاد داد. اون در کتابی با عنوان «مرور محیط کسب وکار» ابزاری رو با عنوان ETPS معرفی کرد. این نام بعدا تغییر کرد و به شکل امروزی اون درآمد. اهمیت بررسی PEST در چار دلیل زیر خلاصه می شه:

  1. کمک می کنه تا فرصتا و تهدیدای مهمِ پیشِ روتون رو شناسایی کنین.
  2. طرف وسوی تغییر در محیط کسب وکارتان رو شناسایی می کنه. این به شما کمک می کنه فعالیتای خود رو طوری شکل بدین که فعالیت هاتون با تغییرات نامبرده هم جهت و هم جهت باشن.
  3. از شروع پروژه هایی که به احتمال زیاد و به دلایلی که تحت کنترل شما نیستن به شکست منجر می شن، جلوگیری می کنه.
  4. کمک می کنه تا هنگام ورود به یک یک کشور، منطقه، یا بازار جدید به شکل بی طرفانه به محیط اون نگاه کنین و از پیش فرضای جانبدارانه خودداری کنین.

معمولا از بررسی PEST در کنار بررسی SWOT به عنوان یک بررسی مکمل استفاده می شه. با این حال، توجه داشته باشین که بخشای تمرکز این دو وسیله با همدیگه متفاوته. بررسی PEST به شکل کلی به عوامل تأثیرگذار روی یک تصمیم، بازار و یا کار و کاسبی جدید می پردازه. درحالی که بررسی SWOT، به شکل جزئی تر عوامل موثر در سطح کسب وکار، خط تولید یا محصول رو بررسی می کنه.

چیجوری از این وسیله استفاده کنیم؟

واسه بررسی محیط کسب وکار خود و فرصتا و تهدیدای اون، این ۳ قدم رو دنبال کنین:

  1. از بررسی PEST و طوفان فکری واسه شناسایی تغییراتی که در محیط کسب و کارتون در حال ایجاد هست؛ استفاده کنین.
  2. با استفاده از طوفان فکری، تهدیدها و فرصتایی رو که از هر یک از این تغییرات می تونه بسازه، شناسایی کنین.
  3. اقدام متناسب و مقتضی رو انجام بدین.

قدم اول: طوفان فکری

در نظرگرفتن عوامل «سیاسی»

  • انتخابات بعدی استانی یا سراسری چه زمانی انجام میشه؟ این انتخابات می تونه چه تغییراتی در سیاستای دولتی بسازه؟
  • قوی ترین مدعیان پنهون ی قدرت چه کسائی هستن؟ نگاه اونا نسبت به سیاستای کسب وکار و سیاستایی که بر سازمان شما تأثیرگذارند، چیه؟
  • قانون مداری و اجرای قانون تا چه حد پیشرفت پیدا کرده و فساد منظم تا چه میزان رواج پیدا کرده؟
  • تغییرات مثبت و منفی تأثیرگذاری در موردای قانونی یا مالیاتی در دست اقدامه؟
  • اراده ای از طرف دولت واسه لغو مقررات دست وپاگیر هست؟ بازه ی زمانی تغییرات قوانین چه مدته؟
  • راه و روش دولت در قبال بنگاه داری، مسئولیت اجتماعی بنگاها، محیط زیست و قوانین حمایت از تولیدکنندگان و مصرف کنندگان چیه؟ اثرات اون چیجوریه و امکان تغییر اون هست؟

در نظرگرفتن عوامل «اقتصادی»

  • ثبات وضعیت اقتصادی چقدره؟ روند اقتصاد، رو به رشد، ثابت یا رو به نزوله؟
  • میزانای تبادل ارزا ثابت هستن، یا نوسانات زیادی دارن؟
  • سطح درآمد مشتریان رو به افزایشه یا کاهش؟ پیش بینی شما از تغییرات اون در سالای آینده چیجوریه؟
  • میزان بیکاری چقدره؟ تربیت نیروی کار ماهر و یا اجرا اون چقدر هزینه داره؟
  • جهانی شدن چیجوری روی محیط اقتصادی که شما در اون فعالیت می کنین اثر می ذاره؟

در نظرگرفتن عوامل اجتماعی-فرهنگی

  • روند میزان رشد جمعیت و هرم سنی افراد درزمان زمان چیجوری بوده و چه تغییراتی داشته؟
  • اختلاف باور و طرز تفکر بین نسلای مختلف چیجوری بر کسب وکارتان اثرگذاره؟
  • میزان تحصیلات و سطح بهداشت و سلامت در جامعه ی شما چقدره؟
  • واسه گروه های مختلف سنی چه طرز تفکری نسبت به کار هست و روندهای بازار کار و الگوهای اشتغال چیجوریه؟
  • کسب و کارتون نسبت به چه دیدگاه ها و تابوای اجتماعی و اعتقادی تأثیرپذیره؟ کدوم تحولات اجتماعی تا الان بر این قضیه تأثیرگذار بوده؟
  • باورای سنتی، مذهبی و سبک زندگی چه تأثیری روی افراد جامعه داره؟

نکته:

ارزشا در هر جامعه ای نقشی لازم اجرا می کنه؛ واسه همین شناسایی ارزشای سازمان خود و باخبر شدن از ارزش مشتری از اهمیت بالایی برخورداره.

در نظرگرفتن عوامل تکنولوژیکی

  • جدیدترین تکنولوژیایی که می تونه بر فعالیت شما اثر بزاره کدامه؟
  • چه تکنولوژیایی این پتانسیل رو دارن که اگه در اختیارتون قرار بگیرن، صنعت یا کسب و کارتون رو به خاطر این به اونو کنن؟
  • رقبایتان تکنولوژیایی در اختیارشون هست که بتونن کارکرد اجناس شون به شکل اساسی متحول کنن؟
  • دولت ، دانشگاها، و مؤسسات تحقیقاتی و پژوهشی تحقیقات خود رو روی چه زمینه هایی متمرکز کردن؟ شما می تونین از این موارد، مزیتی واسه خودتون بسازین؟
  • تغییرات تکنولوژیک چیجوری می تونه الگوای کاری شما رو تحت اثر بذاره؟ (مثلاً دورکاری از راه ارتباطات آنلاین)
  • می تونین با مراکز علم بنیان همکاریای بلندمدتی داشته باشین و فناوریای جدیدی رو از اونا یاد بگیرین؟

نکته:

بررسی PEST با نامای دیگری مثل بررسی PESTEL و PESTLIED ،STEEPLE و… هم شناخته می شه که هر یک از حروف اون نماینده ی عواملی هستن که ممکنه در نظر گرفتن اونا واسه کسب وکارتان مفید باشه. این عوامل یعنی: زیست محیطی (Environmental) جمعیت شناختی (Demographic) اخلاقی (Ethical) قانونی (Legal) اجتماعی-فرهنگی (Socio-Cultural) و …

قدم دوم: طوفان فکری فرصتا

هنگامی که خوب تونستید تغییرات محیط کسب وکارتان رو شناسایی کنین، باید بتونین از راه طوفان فکری فرصتایی که هر یک از این تغییرات پتانسیل ایجاد اونو دارن مشخص کنین. مثلا این تغییر می تونه باعث ایجاد محصول جدید و با کیفیت تری شه، بازارای جدیدتری رو بسازه یا هزینه و زمان مورد نیاز واسه مراحلا رو کاهش بده و عملیات تولید و عرضه محصول رو بهینه کنه؟

قدم سوم: طوفان فکری تهدیدها

فکر کردن به این که تغییرات محیطی چیجوری می تونه واسه کسب وکار شما خطرآفرین باشه هم خیلی با اهمیته. چون که ممکنه با فهم به موقع این موضوع بشه اثر تهدیدهای به دلیل اونو خیلی کم کرد.

مثلاً اگه مهم ترین بخش بازارتان در حال کاهشه، می تونین به بازارای جدیدی نقل جای کنین؟ یا اگه پیشرفت تکنولوژی، یکی از مهم ترین اجناس تون رو در خطر خطر قرار داده، می تونین این تکنولوژی رو به خاطر بهبود کیفی محصول تون به کار بگیرین؟ ( می تونه در آزمایش تهدیدا و طراحی راه حل مناسب واسه مدیریت اون به شما کمک کنه.)

قدم چهارم: اقدام عملی

به محض اینکه فرصتی جدید و یا تهدید قابل توجه ای رو شناسایی کردین، اقدامات عملی متناسب با اونو بررسی کنین و با اعمال فوری اون در خود سعی کنین به بهترین راه نتایج حاصل از این تغییرات رو مدیریت کنین.

تحقیق و پیشرفت چیه و چه جایگاهی داره 

 

تحقیق و پیشرفت یا (R&D (Research and Development دو مراحل در هم تنیده هستن که خروجی اونا باعث ایجاد اجناس جدید و یا تغییر در اجناس قبلی با استفاده از نوآوریای فناورانهه. خیلی از اجناس کاربردی که الان جزئی جدانشدنی از زندگی ما هستن محصول مراحل تحقیق و پیشرفت هستن. در این مقاله ، با شکلای مختلف مؤسسات و پژوهشکدهای تحقیق و پیشرفت آشنا میشید.

 

آشنایی با تحقیق و پیشرفت

تحقیق و پیشرفت که تا قبل از سالای آسون قرن ۲۰ هیچ سخنی از اون نبود، از اون زمان تا الان در تموم دنیا در مرکز توجه صنایع جورواجور قرار گرفته. معنی تحقیق از زمانی که علم بوجود اومده همراه اون بوده اما پیشرفت، که رابطه تنگاتنگی با تحقیق داره و به دنبال اون میاد، تا پیش از ده ۱۹۵۰ شناخته شده نبود. بیشتر فرایندهای تولید صنعتی با تحقیق و پیشرفت شروع می شن. نوآوریایی که به ایجاد اجناس و فرایندهای جدید ختم می شن بیشتر نتیجه تحقیق و پژوهشیه که از یک ایده ی آزمایشگاهی ریشه میگیره و پس از تولید آزمایشی، شروع و ساخت مراحل جدید به تولید انبوه می رسه و به بازار معرفی می شه. پایه و پایه نوآوری، اختراعه؛ ممکنه این نوآوری طبق یک اختراع جدید باشه که نیاز بخش کلی ای از بازار رو تأمین می کنه. اختراعات نتیجه تحقیق به معنی بررسی دقیق، متمرکز و پیوسته همراه با آزمون و خطا هستن. در وسطای قرن بیستم، تحقیق به دو زمینه بنیادی یا کاربردی تقسیم شد.

تحقیق بنیادی کاریه که علم پژوهان یا دیگر افراد علاقه مند تنها با هدف رو کردن اسرار طبیعت انجام میدن و هیچ هدف آگاهانه ی دیگری از این کار ندارن. در برنامه های تحقیق و پیشرفت ی امروزی، تحقیق بنیادی یا خالص، به همه خالص نیس و هدف کامل تری مثل بررسی حد و مرز علم و فناوری واسه پاسخگویی به مشکلات موجود در صنایع و زمینه های مختلف، داره. تحقیقات انجام شده درباره دستکاری ژنا و همسان سازی نمونه هایی از تحقیقاتیه که در آزمایشگاهای شرکتای داروسازی با اینجور هدفی انجام می شه.

در تحقیق کاربردی، یافتهای حاصل از تحقیق بنیادی به مرحله استفاده واسه تأمین نیازها می رسه و در مرحله پیشرفت، اقدامات لازم واسه تولید محصول جدید یا بهبودیافته انجام میگیره. در اروپا، آمریکا و ژاپن معنی در هم تنیده ی تحقیق و پیشرفت، بخش مهمی از طرحای اقتصادی در بخش دولتی و هم بخش خصوصیه.

پژوهشکدهای شرکتی

پژوهشکدهای شرکتی شامل ۳ دسته هستن:

  • پژوهشکدهای تحقیق
  • پژوهشکدهای پیشرفت
  • پژوهشکدهای تست و آزمون

آزمایشگاهای تحقیق و تحقیق که هم تحقیق بنیادی و هم کاربردی رو انجام میدن به شرکت به عنوان یک کل (و نه به بخشا و قسمتای مجزای اون) خدمت می کنن. این آزمایشگاها که ممکنه دور از بخشای دیگر شرکت مستقر شن معمولا به بالاترین مدیران و حتی شاید تنها به هیئت مدیره گزارش میدن. آزمایشگاهای شرکت AT&T یکی از نمونه های برجسته در این مورد هستن. ترانزیستورها و سیمای چندلایه، روشای جلو رفتن ارتباطات ماهواره ای و خیلی از نوآوریای کامپیوتری در این آزمایشگاها متولد شدن.

وظیفه ی آزمایشگاهای پیشرفت پشتیبانی از فرایندها و خطوط تولیده، زیر نظر بخش تولید و بازاریابی کار می کنن و معمولا در همسایگی بخشای مربوط به تولید قرار دارن. آزمایشگاهای پیشرفت، مشکلاتی رو که بخشای مختلف شرکت با اون روبرو می شن رفع می کنن و بیشتر رابطه نزدیکی با کارکنان بخش تولید، بازاریابی، ، فروش و دیگر بخشای مربوط به مراحلا و اجناس دارن.

آزمایشگاهای تست کلا در خدمت یک شرکت، گروهی از شرکتا یا تنها یک بخش تولیدی هستن و مسئولیت نظارت بر کیفیت خروجیا رو به عهده دارن. این کار معمولا نیازمند بررسیای فیزیکی، شیمیایی و فلزشناسی مواد تولیدی و بررسی قدم به قدم همه مراحل فراینده. بعضی از این آزمایشگاها زیرمجموعه ی بخش تولید قرار می گیرن ولی بیشتر شرکتا جایگاه مستقلی واسه اونا در نظر می گیرن.

پژوهشکدهای دولتی

الگوی مورد استفاده در کشورهای مختلف متفاوته. مثلا در آمریکا، پژوهشکدهای دولتی معنا ندارن؛ اونا تحقیق و پیشرفت رو در موردای مختلف حتی تحقیقای نظامی رو، بر مبنای رقابت پذیری و قیمت بهتر به شرکتای خصوصی واگذار می کنن. مهم ترین دلیل این کار باور به این اصله که تحقیق و پیشرفت باید در نزدیک ترین موقعیت به جایی باشه که در آخر محصول اونجا تولید می شه.

البته موارد استثنا هم وجود دارن. مثل: سازمان ملی استاندارد که وظیفه ی نظارت بر مشکلات، تعیین سطح استاندارد و استانداردسازی رو به عهده داره. مثال دیگر پژوهشکدهای تحت حمایت وزارت کشاورزی هستن که حمایت دولت از رشته ایه که تحقیق و پیشرفت در اون ضروریه اما صنعت مربوط به اون از سرمایه پولی و امکانات کافی واسه این کار بهره مند نیس. پشتیبانی پیوسته در این مورد باعث نتایجی می شه که نه تنها واسه کشاورزان بلکه واسه همه مردم کشور مفید و سودمنده.

یکی دیگر از شکلای مختلف پژوهشکدهای دولتی، پژوهشکدهای مربوط به سازمان انرژی اتمی و زیرمجموعهای اینه. فرصتا و تهدیدهای موجود در این رشته و خطرات مخفی در وجود اینجور رشته ای، باعث می شه سپردن اون به بخش خصوصی منطقی نباشه. پس اختصاص بودجه و نظارت دقیق بر اهداف، پیشرفتا و زمان بندیا، به وسیله خود دولت صورت میگیره.

یک نمونه مثل در اینجور موقعیتی، سازمان هوا و فضای آمریکا (ناسا) است؛ با اینکه کارهای جزئی تحقیق و پیشرفت به شرکتای خصوصی واگذار می شه اما دولت، نظارت جامعی بر اونا داره و بیشتر کارهای مهم به طور انحصاری به وسیله سازمان مرکزی ناسا انجام می شه.

ممکنه کشورهای دیگر سیاست متفاوتی در پیش بگیرن. در انگلستان زنجیره ای از پژوهشکدهای دولتی در مورد ی نیازای نیروهای مسلح تحقیق می کنن و نتیجه تحقیقات بنیادی و کاربردی اونا اسلحه و فنون جدید نظامیه. این پژوهشکدهای دولتی نقش زیادی در صحبت و نظارت بر بخش خصوصی واسه واگذاری قراردادهای پیشرفت و تولید پایانی این لوازم دارن.

البته انگلستان از مؤسسات خصوصی هم حمایت می کنه. مؤسساتی مثل پژوهشکده ملی مهندسی که در انتخاب پروژه های تحقیقاتی اش آزاده و یافتهای اون واسه صنعت مربوطه سودمنده و در اختیار عموم قرار میگیره. دولت انگلستان با انجمنای تحقیقاتی و بخش خصوصی در ارتباطه و سعی می کنه واسه تحقیق و پیشرفت بر موضوعاتی که به اونا کم توجهی شده، تمرکز کنه.

در آلمان مثل انگلستان تحقیقات نظامی و دفاعی رو دولت به عهده میگیره. فرقش اینه که بخش تحقیقات نظامی آلمان کوچیک تره. بیشتر تحقیقات به مؤسسات پژوهشی وابسته به دولت واگذار و تحقیقای کمی به بخش خصوصی سپرده می شه، بیشتر تنها در مراحل پایانی پیشرفت به مؤسسات خصوصی مراجعه می شه.

در ژاپن زنجیره ای از پژوهشکدها در خدمت نیازها و خواستهای دولت هستن و با انجمنای تحقیقاتی همکاری کرده و به صنایع مختلف خدمت می کنن. پژوهشکدهای نظامی و دفاعی خود تحقیقات مهم و اساسی رو به عهده می گیرن و مسئولیت تصویب قراردادها با بخش خصوصی هم بر عهده شونه.

فرانسه هم شرایط مشابهی داره اما پژوهشکدهای دولتی در فرانسه وجود دارن و بیشتر کارهای تحقیق و پیشرفت به وسیله مؤسسات خصوصی و انجمنای تحقیقاتی انجام می شه.

با وجود فرقای سازمانی، تحقیق و پیشرفت با حمایت و پشتیبانی دولتا در بیشتر کشورا توجه روز افزونی رو جلب می کنه. بیشتر تعدادی از مسئولین یا ادارات دولتی، با جامعه ی علمی در ارتباطند و قراردادهای تحقیق و پیشرفت رو طوری که با توجه به منابع ملی موجود واسه تموم مردم سودمند باشن، پخش می کنن. فارغ از اینکه بعضی کارا در پژوهشکدهای دولتی زیر نظر مستقیم دولت انجام می شه و بعضی کارهای تحقیق و پیشرفت به بخش خصوصی سپرده می شه، در هر صورت حمایت دولت خیلی مهمه. حتی در آمریکا که پژوهشکدهای دولتی محدود هستن، بیشتر قراردادهای تحقیق و پیشرفت با مؤسسات تحقیقاتی مربوط به دولته.

پژوهشکدهای جداگونه

معنی پژوهشکده ی جداگونه، به معنای پژوهشکده ای که تحقیق می کنه و نتایج به دست اومده رو به بقیه می فروشه، به وسیله موسسه ملون (Mellon Institute) در پیتسبورگ و پیش از جنگ جهانی اول شکل گرفت. این پژوهشکدها با مشکل بزرگی روبرو ان و اون اینه که خیلی از تحقیقات به نتایج ملموسی نمی رسند یا واسه رسیدن به نتیجه به زمانی طولانی نیاز دارن، پس قانع کردن مشتریان به اینکه در مقابل پولی که می پردازند خروجی باارزشی نصیب شون می شه سخته. با این حال مؤسسات مختلفی مثل کلمبوس، اُهایو، موسسه ی تحقیقاتی استنفورد و منلو پارک (Menlo Park) تونسته ان در این مورد به موفقیتای دهن باز کن برسن. این مؤسسات که از کارشناسانی با استانداردهای حرفه ای بالا در رشته های مختلف استفاده میکردن بر مبنای تواناییا و زمینه کاری شون و با قیمتای قابلِ صحبت روی موضوعات جورواجور مطالعه می کنن و بررسیای مختلفی انجام میدن. این مؤسسات بیشتر اجباری به سودآوری ندارن و تنها کافیه از عهده ی هزینه هاشو بر بیان.

نوع دیگر مؤسسات تحقیقاتی به وسیله شرکت آرتور لیتل (Arthur D. Little) ساخته شد که به دنبال اهداف پولی و به دنبال کسب سود از منابع شون هستن. در اروپا تنها یک یا دو نمونه موفق از اینجور مؤسساتی هست که اونا هم قابل مقایسه با مؤسسات آمریکایی نیستن.

پژوهشکدهای کوچیک زیادی در سراسر دنیا مشغول ارائه خدمات تخصصی تحلیلی، طیف شناسی، فلزشناسی و بقیه خدمات مثل به صنایع هستن. مشتریان اونا شرکتایی هستن که خود به تنهایی از عهده تحقیق و پیشرفت بر نمی آیند؛ که با گذشت زمان باید یاد بگیرن در این مورد خودکفا شن چون وگرنه محکوم به شکست هستن. با این حال ظهور شرکتا و کسب وکارهای جدید و افزایش روزافزون نیاز به درک مفاهیم فنی جدید در شرکتای استقراریافته ی موجود باعث افزایش آهسته اما پیوسته ی تعداد پژوهشکدهای جداگونه شده.

انجمنای تحقیقاتی

بخش مهمی از تحقیق و پیشرفت در اروپا و ژاپن به وسیله انجمنای تحقیقاتی صورت میگیره. بیشتر این سازمانا در یک زمینه خاص فعالیت می کنن مثل انجمن تحقیقاتی صنایع شیشه ی انگلستان، موسسه ی نفت فرانسه، موسسه ی مَکس پلانک دوسلدورف مربوط به صنعت آهن و موسسه ی تحقیقات پارچه در یوکوهومای ژاپن. این انجمنا معمولا به موضوعات و مسائل درازمدت صنعت می پردازند اما در صورت نیاز به رفع مشکلات و مشکلات فنی لازم که بالاتر از تواناییای کارکنان و دست اندرکاران محلیه هم کمک می کنن.

پژوهشکدهای دانشگاهی

پژوهشکدهای دانشگاهی، به همه در انتخاب زمینه تحقیق و کار روی موضوعات مورد علاقه شون آزاد هستن اما در عمل همیشه واسه ایجاد رابطه با صنعت سعی می کنن و دوست دارن نتایج تحقیقات شون کاربرد عملی داشته باشه. در طرف مقابل، کارشناسان صنعتی علاقه مند به استفاده از تحقیقات پیشرفته ی دانشگاهی هستن. نتیجه اینجور تمایلی، رفت و امد پیوسته ی دانشگاها و صنایع گوناگونه؛ صنایع مشکلات و مشکلات رو معرفی می کنن و با تامین هزینه ها از نتایج تحقیقات دانشگاها و مشاوره ی اونا استفاده نشون میده. دولتا می تونن با تامین پولی دانشگاها، نقش حمایتی مؤثری در تحقیق درباره زمینه های مختلف داشته باشن.

نقش دولتا

جنگ جهانی اول، اهمیت به کار گرفتن فناوریای پیشرفته رو در تقویت نیروهای نظامی رو کرد. از اون زمان تا الان تشویق به تحقیق و پیشرفت با هدف افزایش رشد اقتصادی و تقویت امنیت ملی در دستور کار دولتا بوده. این باور باعث حمایتای پولی عمومی از پژوهشکدها شد.

در جنگ جهانی دوم، این حمایتا بر تحقیق و پیشرفت در موردای نظامی و دفاعی تمرکز داشت؛ اما پس از اون و به ویژه در سالای گذشته، لوازم نظامی اونقدر گسترده و پیچیده شدن که نمیشه بین چیزی که واسه صنایع نظامی و اون چیزی که واسه صنایع غیرنظامی سودمنده خیلی فرقی قائل شد. مثلا ابزاری مثل سیستمای ارتباطی پیشرفته، موتور هواپیما، کامپیوترها و ژنراتورهای هسته ای به اندازه لوازم نظامی مهم شدن.

پیشرو بودن شرکتای آمریکایی در علوم کامپیوتر و قطعات میکروالکترونیک به یه جور نتیجه سعیای اون دورانه، و کیفیت بالای موتورهای پروازی انگلیسی بی کارایی که در زمان جنگ جهانی اول و دوم انجام شدن، به سختی قابل تصور بود. نمونه های خیلی مثل این هست. مثلا استفاده از ماهواره های ارتباطی پس ی تحقیق و پیشرفت ی پیشرانای راکتای نظامی ممکن شده، کیفیت بهتر قطعات الکترونیکی حاصل پیشرفت ی وسایل ارتباطاتی با فضاپیماهاه. در واکنش به این مسئله، بیشتر کشورهای صنعتی حمایت از پژوهشکدهای خصوصی رو بالا بردن.

در بیشتر کشورها قراردادهای تحقیق و پیشرفت ی دولتا از تصمیمات مدیریتی واسه تغییرات علمی یا فنی با این باور که نیاز به تغییر هست، ریشه میگیره.

شرایط قراردادها متفاوته. قراردادهای طبق ی «بهای تموم شده ی سود توافقی» از شکلای مختلف عادی هستن. بر مبنای این قرارداد، ساعات کاری و مواد مصرف شده در تحقیق و پیشرفت، به وسیله مقامای نظارتی دولت محاسبه و هزینه اونا ی درصدی ثابت به عنوان سود به پیمانکار پرداخت می شه. در مقابل قراردادهای با قیمت ثابت وجود دارن اما چون معمولا زمان لازم واسه تحقیق و پیشرفت تا رسیدن به نتیجه مشخص و حدس اون آسون نیس، ایراداتی به اون وارده. روش سومی هم هست و اون ترکیب دو نوع قرارداد نام برده. یعنی یعنی پرداخت هزینه ها ی یک مبلغ ثابت به جای درصدی از هزینه.

چیزی که در این بین واسه حمایت کننده قرارداد مهمه، انجام موثر و موثر کاره. با توجه به خاطر جمع نبودن بالا در تحقیق و پیشرفت، اقتصادهای موفق به کیفیت بالا بیشتر از قیمت پایین اهمیت میدن. در کشورهایی که حمایت کننده اصلی پژوهشکدهای تحقیق و پیشرفت دولته، سازمانای نظارتی قدرتمندی واسه بررسی فعالیت پژوهشکدها، حفظ رابطه با اونا و تصمیم گیری درباره توانایی اونا واسه به عهده گرفتن تحقیق و پیشرفت هست. در صحبت واسه بستن قرارداد، حمایت کننده تحقیق به دنبال بهترین شرایط واسه رسیدن به بهترین نتایجه، دوست داره گروه های کاری بهتر و مفیدتر رو واسه کارهای احتمالی آینده حفظ کنه. در سعی واسه توافق بر سر قیمت مناسب از طرف مشتری و هم پایداری پیمانکار واسه کسب درآمد و منابع بیشتر، بیشتر بر سر قیمتای مناسب و معقولی توافق می شه.

در تحقیق و پیشرفت «حق امتیاز» مسئله پیچیده ایه. به ویژه وقتی تحقیق و پیشرفت به وسیله بخش خصوصی صورت میگیره؛ درحالی که هزینه ها (یا بخشی از اون) به وسیله دولت پرداخت می شه. در بعضی موارد این حق جزو داراییای دولت حساب می شه و در موارد دیگر واسه پیمانکار(ها) است. بعضی وقتا توافق می شه که در صورت استفاده ی دولت و اداره های دولتی، امتیاز در اختیار دولت و در صورتی که طرف سومی در کار باشه امتیاز استفاده در اختیار پیمانکار باشه. پس دولت می تونه با هر موسسه ای که مایل باشه کار کنه و موسسه ی پیمانکار هم موظف به ارائه داده ها و اطلاعات به دولته. هر زمان موسسه ی دیگری مایل به استفاده از نتایج تحقیق و پیشرفت باشه می تونه با صحبت و پرداخت حق امتیاز به پیشرفت دهنده ی اصلی، امتیاز رو از اون خود کنه.

برگرفته از: britannica.com

ایده خود رو به پول تبدیل کنین


۳۶۰۰۰تومن

تحصیل در کانادا؛ شرایط پذیرش، هزینه ها و بورسیه 

 

طبق رتبه بندی سازمان ملل، کانادا پیوسته جزو ۱۰ کشور برتر دنیا واسه زندگیه. کانادا یکی از بهترین کشورها واسه تحصیله. کانادا کشوری با جمعیتی بالای ۳۶ میلیون نفر که هرساله ۱۶ میلیون گردشگر از اون دیدن می کنن، تا دسامبر ۲۰۱۵ پذیرای حدود ۳۵۶٫۵۷۴ دانشجو از ۱۸۵ کشور مختلف بوده. امتیازایی مثل کیفیت بالای آموزش، ارائه مدارک معتبر جهانی و شرایط اجتماعی پایدار و امن باعث قرارگرفتن کانادا در این جایگاه شده. باوجود جشنای تابستونی، ورزشای زمستونی، طبیعت و مناظر جور واجور، ورزشا، فرهنگا و غذاهای مختلف، عجیب نیس که تحصیل در کانادا طرفداران زیادی در سراسر دنیا داشته باشه.

 

تحصیلات عالی در کانادا

دوره کارشناسی (لیسانس) در کانادا بسته به دانشگاه ۳ تا ۴ سالهه. کسب مدرک کارشناسی و بالاتر بسته به نوع مدرک از ۱ تا ۳ سال طول می کشه. تحصیلات عالی در کانادا به شکلای جورواجور مثل کالجای محلی، مدرسه ی عالی علوم فنی و کاربردی، مدرسه ی هنرهای کاربردی (که گواهی نامه، دیپلم، مدرک کاردانی و کارشناسی ارائه می کنن) و دانشگاها (که مدرک کارشناسی و بالاتر ارائه می کنن) ارائه می شن.

در سال ۲۰۱۶ نظام آموزش عالی کانادا رتبه پنجم در دنیا رو گرفت.

یکی از امتیازات ویژه ی نظام آموزش عالی کانادا اینه که هر استان برنامه آموزش خودش رو بی دخالت دولت مرکزی تعیین می کنه. پس روش تحصیل بسته به استانی که انتخاب می کنین، متفاوته. به ویژه نظام آموزشی کبک که فرق زیادی با دیگر مناطق کانادا حتی از نظر زمان برگزاری و طول دوره تحصیل داره. مثلا دوره دبیرستان یک سال زودتر تموم می شه و گذراندن دوره پیش دانشگاهی (CEGEP) در هنرستان یا کالج عمومی اجباریه؛ دوره ای که به یه جور برابر سال اول دانشگاهه و جزئیات اون بسته به مؤسسه ی آموزشی متفاوته.

برمبنای آمار سازمان آموزش بین المللی کانادا، ۹۰ درصد دانشجویان خارجی از تجربه تحصیل در کانادا راضی (۶۱ درصد) یا خیلی راضی (۲۹ درصد) هستن. کانادا در دسته کشورهاییه که سرمایه گذاری بالایی در آموزش می کنه، تاجایی که در سال ۲۰۱۴ از آمریکا به عنوان کشوری که بیشترین سرانه آموزشی رو داره، پیشی گرفت.

کانادا بیشتر از ۹۰ دانشگاه شامل ۱۷ دانشگاه خصوصی داره. مثل بیشتر کشورهای دیگر دانشگاها در سه سطح کارشناسی (معمولا ۴ساله)، کارشناسی ارشد (۱ یا ۲ساله) و دکترا (معمولا ۳ساله) دانشجو قبول می کنن. فضاهای دانشگاهی در کانادا از پیشرفته ترین فناوریا و امکانات برخوردارن. کانادا دارای ۱۵۰ کالجه که دوره های کوتاه مدت و دیپلمای مختلفی ارائه می کنن که بعضی بر رشته های خاص و بعضی دیگر بر آموزش عمومی متمرکز هستن. این کشور سابقه طولانی در ارائه دوره های تخصصی در کالجا داره که هدف اون تربیت و آماده سازی دانشجویان واسه کار در موردای خاصه. در بیشتر دانشگاهای کانادا به کارآموزی که روزبه روز بر طرفدارانش در سراسر دنیا اضافه می شه، توجه ویژه ای می شه و حتی ممکنه بخشی از دوره آموزشی باشه. رقابت زیادی بین کارآموزان در کانادا هست. معمولا دانشجوها پس از آموزش در کلاس یه مدت رو در محیط کار می گذرونن تا علم شون رو در عمل به کار بگیرن. ممکنه واسه کارآموزی به اجازه کار نیاز داشته باشین پس پیش از خواسته اطلاعات کافی از مؤسسه ی آموزشی بگیرین.

۲۶ دانشگاه کانادا در رتبه بندی دانشگاهای دنیا در سال تحصیلی ۲۰۱۶-۲۰۱۷ قرار گرفتن و از این بین ۳ دانشگاه مک گیل، دانشگاه تورنتو و دانشگاه بریتیش کلمبیا در رتبه ۳۰، ۳۲ و ۴۵ قرار دارن.

خواسته (اپلای)، مدارک لازم و پذیرش

پس از انتخاب فهرستی نه خیلی بلند از دانشگاهای دلخواه تون باید با دفتر امور بین الملل دانشگاها تماس و از اونا درباره روند خواسته راهنمایی بگیرین. نظام متمرکزی واسه ارائه خواستها وجود نداره و باید خواسته تون رو مستقیما واسه هر دانشگاه ارسال کنین. مراحل خواسته تحصیل در دانشگاهای کانادا آسون و سرراسته. واسه بیشتر مؤسسات آموزشی مدرک دیپلم و در بعضی استانا، ۴۰ ساعت خدمات عمومی یا کار داوطلبانه (ممکنه این مورد واسه دانشجوهای خارجی لازم نباشه پس از دانشگاه مربوطه اطلاعات کافی بگیرین) الزامیه.

ممکنه مدرک زبون هم لازم باشه. واسه بعضی رشته ها و برنامه های آموزشی و تقریبا همه دانشجویان خارجی ارائه مقاله، انگیزه نامه ی تحصیلی یا توضیح تجربیات شخصی لازمه. ممکنه مدارکی دیگر ازجمله پیشنهاد نامه، گواهی دوره های فوق برنامه، گواهی ارائه خدمات عمومی، فعالیتای ورزشی و جزئیات بورسیها و جوایزی که کسب کردین، نیاز باشن. هزینه خواسته پذیرش از دانشگاهای کانادا بسته به دانشگاه و ملی بودن تون متفاوته. مثلا هزینه خواسته پذیرش از دانشگاه بریتیش کلمبیا واسه کاناداییا حدود ۷۷ دلار کانادا و واسه دانشجویان کشورهای دیگر ۱۱۲ دلار کاناداست. اگه از کشورهای در حال پیشرفت باشین، ممکنه این مبلغ کاهش پیدا کنه. فراموش نکنین خرید بیمه سلامت در طول دوره تحصیل در کانادا اجباری و هزینه اون برابر ۶۰۰ دلار کانادا در ساله.

مدرک زبون

در کانادا مردم به هر دو زبون انگلیسی و فرانسه صحبت می کنن. فرانسه در استان کبک زبون رسمیه و دروس دانشگاهی به هر دو زبون ارائه می شن. اگه انگلیسی و فرانسه زبون مادری تون نیس، ممکنه لازم باشه مدرک زبون ارائه کنین. البته بعضی دانشگاها دوره هایی واسه تقویت زبون دانشجوها برگزار می کنن.

ویزای دانشجویی

واسه تحصیل در کانادا باید اجازه تحصیل در کانادا رو دریافت کنین. این اجازه نامه ویزای دانشجویی شماس. هزینه خواسته اجازه تحصیل ۱۵۰ دلار کاناداست. اگه دوره تحصیل تون ۶ ماه یا کمتر باشه احتیاجی به دریافت اجازه تحصیل ندارین.

واسه ارائه خواسته تون اول به نامه ی پذیرش از یکی از دانشگاهای آموزش عالی معتبر نیاز دارین. واسه خواسته از استان کبک نیاز به گواهی پذیرش (CAQ) از دولت استانی هم دارین. در قدم بعد باید بسته خواسته ویزا رو از سایت CIC، سفارت یا کنسولگری کانادا دریافت کنین.

واسه تأیید خواسته آنلاین شناسه ای یکتا دریافت می کنین. واسه ثبت خواسته آنلاین اول باید حساب کاربری MYCIC بسازید. در این راه باید فرمای مختلف رو تکمیل، جزئیات خواسته شده رو ارائه، هزینه های لازم رو پرداخت و مدارک لازم رو آپلود کنین؛ ازجمله اعلام داشتن گذرنامه ی معتبر و بلیط برگشت در آخر تحصیل. ممکنه بعضی خواسته کنندها به مصاحبه ی حضوری و بسته به ملی بودن ارائه مشخصات هویتی، معاینه ی پزشکی و گواهی نبود سوء گذشته نیاز داشته باشن.

باید در خواسته تون نشون بدین توانایی تأمین هزینه هاتون رو در طول زمان تحصیل دارین. این هزینه هرساله حدود ۱۰٫۰۰۰ دلار کانادا و در کبک حدود ۱۱٫۰۰۰ دلار کانادا ضمنا ی شهریه ی دانشگاهه.

درصورت تأیید خواسته تون، یک معرفی نامه و ویزای اقامت موقت (درصورت نیاز) دریافت می کنین. این مدارک رو همراه با گذرنامه، گواهی تمکن پولی و نامه ی پذیرش تون به مرزبانی کانادا ارائه کنین تا ویزایتان رو صادر کنن.

شهریه و هزینه های زندگی

شهریه ی دانشگاه و هزینه زندگی در کانادا معمولا کمی کمتر از کشورهایی مثل آمریکا، استرالیا، نیوزلند و انگلستانه. همونجوریکه انتظار میره شهریه دانشگاها واسه دانشجویان خارجی بیشتره. هر دانشگاهی شهریه اش رو خودش تعیین می کنه؛ شهریه بسته به مقطع و رشته متفاوته. رشته های هنر و علوم انسانی معمولا کمترین شهریه رو دارن و رشته های مهندسی و پزشکی شهریهای بالاتری دارن.

طبق داده های سازمان آمار کانادا متوسط شهریه ی هرساله ی دانشگاها واسه دانشجویان خارجی در سال تحصیلی ۲۰۱۶-۲۰۱۷ در مقطع کارشناسی ۲۳٫۵۸۹ دلار کانادا و واسه دوره های کاردانی و پایین تر ۱۵٫۰۰۹ دلار کانادا بوده. مثل دیگر نقاط دنیا رشته هایی مثل دام پزشکی و MBA بالاترین شهریها رو دارن. مثلا شهریه ی هرساله MBA حدود ۴۲۰۰۰ دلار کاناداست.

هزینه های زندگی

هزینه هرساله ی زندگی شامل محل اقامت در حدود ۱۰ هزار تا ۱۵ هزار دلار کاناداست. هزینه ها در شهرهای بزرگ سنگین تره و البته به سبک زندگی تون هم بستگی داره. باید هزینه محل اقامت، غذا، رفت و اومد و بیمه سلامت (که خرید اون اجباری ست) رو در نظر بگیرین؛ فعالیتای اجتماعی، فرهنگی و ورزشی رو هم فراموش نکنین. لباس گرم واسه زمستونای کانادا رو هم از قلم نیندازید!

پس از شهریه ی دانشگاه، بیشترین هزینه مربوط به محل اقامت، چیزی بین ۳۰۰۰ تا ۷۵۰۰ دلار کانادا واسه اجاره ی سالانهه. خوبه بدونین هزینه اقامت در خوابگاهای دانشجویی در محوطه ی دانشگاه بیشتره. اگه می خواید کمتر هزینه کنین به سراغ اقامتگاهای خارج از دانشگاه برید، اما هزینه های رفت و اومد رو فراموش نکنین. اقامت مشترک در کنار بقیه هم راهی واسه کاهش هزینه هاست. سایت StudyInCanada.com هزینه تقریبی شکلای مختلف مختلف رو در هر ماه به توضیح زیر اعلام کرده:

  • اجاره ی آپارتمان یک خوابه در شهرهای بزرگ: ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار کانادا؛
  • اجاره ی آپارتمان یک خوابه در شهرهای کوچیک: ۵۰۰ تا ۷۰۰ دلار کانادا؛
  • خوردوخوراک واسه یک نفر: ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار کانادا؛
  • اینترنت پرسرعت: ۴۰ دلار کانادا؛
  • خدمات گوشی موبایل: ۴۰ تا ۶۰ دلار کانادا.

دانشجویان زیر ۱۸ سال (۱۹ سال در استانای بریتیش کلمبیا، نوا اسکاشیا و قلمروهای شمال غربی) باید در کنار خونواده زندگی کنن. هماهنگیای لازم در این رابطه به وسیله دانشگاه انجام می شه و هزینه ای برابر ۶۵۰ تا ۸۰۰ دلار کانادا در ماه داره. امتیاز این روش اینه که خونوادها معمولا بی دریافت هزینه اضافی شما رو در غذاشون شریک می کنن.

کسب بورسیه و کمک تحصیلی

دانشجویان برتر امکان بهره مندی از بورسیهایی رو دارن که به وسیله مؤسسات دولتی و غیردولتی ارائه می شن. مثلا International Tuition Award از دانشجویان خارجی تموم وقت در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا در رشته های تحقیق محور حمایت می کنه. همه دانشجویان خارجی درصورت برخورداری از بعضی شرایط و معیارها امکان بهره مندی از حمایت این مؤسسه رو دارن. واسه خواسته استفاده از بورسیه و کمک تحصیلی بهتره خود از دانشگاه دلخواه پرس وجو کنین و ببینین این امکان واسه چه رشته ها و موقعیتایی در اون دانشگاه هست. می تونین در www.scholarships-bourses.gc.ca اطلاعات خوبی درباره کمکای تحصیلی پولی در کانادا به دست بیارین. نکته ی مهم اینه که هرچه زودتر خواسته تون رو اعلام کنین، چون این حمایتا محدود هستن و خواهان زیادی دارن. می تونین بررسی کنین و درصورت وجود از بورسیه و کمکای تحصیلی که به وسیله مؤسسات و سازمانای کشور خودتون ارائه می شه، استفاده کنین.

شغلای دانشجویی

در زمان تحصیل و در طول نیم سال تحصیلی می تونین تا ۲۰ ساعت در هفته و در تعطیلات به شکل تموم وقت بی نیاز به اجازه کار، کار کنین؛ فقط لازمه:

  • اجازه تحصیل معتبر داشته باشین،
  • دانشجوی تموم وقت باشین،
  • در مؤسسات آموزش عالی مشخص (در کبک آموزشگاهای فنی وحرفه ای هم قابل قبول هستن) ثبت نام شده باشین.
  • مشغول تحصیل در رشته های دانشگاهی، فنی وحرفه ای یا برنامه های آموزشی حرفه ای باشین که دست کم ۶ ماه طول میکشن و در آخر دوره به شما مدرک ارائه می کنن.

نیازمند شماره بیمه اجتماعی هستین تا بتونین در کانادا کار کنین و از خدمات دولتی بهره مند شید.

شهرهای دانشجویی

مونترال(مونرئال)

بزرگ ترین شهر استان کبک مونترال، دومین شهر بزرگ کاناداه. این شهر ۴ دانشگاه، ۷ مؤسسه ی ارائه دهنده ی مدرکای معتبر و ۱۲ کالج عمومی و فنی وحرفه ای داره. این تعداد از مؤسسات آموزشی باعث شده مونترال به عنوان شهری که در آمریکای شمالی بیشترین توجه رو به تحصیلات عالی می کنه، شناخته شه.

به عنوان پایتخت فرهنگی کانادا و باجود ترکیبی از پختگی اروپایی و آسون انگاری آمریکایی رقابت دیگر شهرها با مونترال کار آسون ای نیس! به عنوان دانشجو همیشه چیزی واسه تجربه کردن دارین؛ تئاترهای جور واجور، سالنای موسیقی، نمایشگاهای هنری و جشنوارهای هرساله مثل جشن آتیش بازی که یکی از بزرگ ترین جشنا در دنیاست.

بهترین دانشگاه کانادا «دانشگاه مک گیل» (رتبه ۳۰ دنیا)، در مونتراله. از دانشگاهای دیگر این شهر «دانشگاه مونرئال» (رتبه صد و بیست و ششم دنیا) و «دانشگاه کنکوردیا» (معمولا رتبه ۴۶۱ تا ۴۷۰ رو کسب می کنه) هستن. درحالی که آموزش در دانشگاه مک گیل و کنکوردیا به زبون انگلیسیه، دانشگاهای زیادی به شکل دوزبانه کلاس هاشون رو برگزار می کنن. پس در کنار زبون انگلیسی باید زبون فرانسه تون رو هم تقویت کنین.

تورنتو

مرکز استان اُنتاریو و بزرگ ترین شهر کانادا تورنتو به یکی از چندفرهنگی ترین شهرهای دنیا معروفه؛ شهری که نصف جمعیت دو میلیون و ششصدهزار نفری اش خارجی هستن و این تنوع فرهنگی اونو به شهری جذاب و هیجان انگیز واسه زندگی تبدیل کرده. تورنتو محل قرار گرفتن بازار سهام و ۵ بانک بزرگ کاناداست و به قطب سرگرمی و صنایع خلاق دنیا معروفه. موزها و گالریای کوچیک و بزرگ، اجراهای جور واجور موسیقی و جشنواره ی جهانی فیلم تورنتو بر جذابیت این شهر اضافه کردن. شهر کافها و رستورانای مختلفی واسه قهوه دوستان و شکم پرستا داره.

دانشگاهای این شهر بعضی از بهترین دانشگاهای کانادا هستن. «دانشگاه تورنتو» دومین دانشگاه برتر کانادا (رتبه ۳۲ دنیا) است. درکنار این دانشگاه «دانشگاه یورک» (رتبه ۴۵۱ تا ۴۶۰ دنیا)، دانشگاه رایرسون» (Ryerson) و دیگر مؤسسات آموزش عالی معتبر ازجمله هنرستان موسیقی سلطنتی قرار دارن.

ونکوور

شهر تقریبا جوون ونکوور در ساحل غربی کانادا مقصد موعود کسانیه که دوست دارن زندگی شهری رو با تعجبای طبیعت ترکیب کنن. تصاویری که ونکوور رو دربر گرفتن، از جنگلای سبز خیره کننده و دریاچهای باشکوه تا صخره های رشته کوه راکی، حقیقتا دهن باز کن هستن.

خود شهر هم تعجبای زیادی داره. سومین کلان شهر کانادا، که پیوسته در فهرست بهترین شهرهای دنیا واسه زندگی قرار داره، معروف ترین و پربازدیدترین شهر کاناداست. تفریحای فرهنگی شهر شامل تئاتر، جشنواره ی جهانی فیلم ونکوور و اجراهای جور واجور موسیقیه. این شهر که یکی از گرم ترین شهرهای کانادا در طول زمستانه، به ویژه واسه سرماییا مناسبه!

دانشگاهای مهم این شهر «دانشگاه بریتیش کلمبیا» (رتبه ۴۵ دنیا)، «دانشگاه سیمون فریزر» (رتبه ۲۲۶ دنیا) و «دانشگاه ویکتوریا» و «دانشگاه ونکورو آیلند» در جزیره ونکوور هستن.

کبک سیتی

واسه علاقه مندان به تصویرهای باشکوه و تاریخی، جای بهتر از کبک سیتی درکانادا نیس! این شهر که در قرن ۱۷ام بوجود اومده، مرکز استانی هم نام خودشه. مردم این شهر به زبون فرانسه صحبت می کنن. بخش قدیمی شهر با خیابونای سنگ فرش، قلعه ی فرونتناس و برج وباروهای قدیمی جزو میراث جهانی یونسکوه. کبک کلا یک جاذبه ی تاریخیه. اما فکر نکنین کبک تنها موزه ای غول پیکره بلکه شهری سرزنده و درحال تغییره. در این شهر حوصله تون سر نمی ره؛ تفریحات فرهنگی، سرگرمیای شبونه، اجراهای موسیقی و کارناوال زمستونی معروف کبک از جاذبه های شهر هستن.

ازجمله دانشگاهای مهم کبک سیتی «دانشگاه لاوال» (رتبه ۳۷۲ دنیا) و «دانشگاه کبک» (رتبه ۵۰۱ تا ۵۵۰ دنیا) هستن. قدیمی ترین مؤسسه ی آموزشی زنان در آمریکای شمالی «صومعه ی اُرسلاینِ کبک سیتی» در این منطقه قرار داره. آموزش در این شهر به زبون فرانسهه.

اتاوا

پایتخت کانادا اتاوا تازگیا به شهرهای برتر دنیا واسه تحصیل پیوستهه و در جایگاه ۴۹ام قرار گرفته. مردم در اتاوای پویا و جورواجور، به چند زبون مختلف و بیشتر دو زبون انگلیسی و فرانسه رو روان صحبت می کنن. جایای فرهنگی و تاریخی مختلفی در این شهر هست ازجمله پربازدیدترین موزه ی کانادا، «موزه ی تاریخ کانادا». ساختمان مجلس کانادا با طراحی نئوگوتیکش در این شهر قرار داره.

۲ دانشگاه برتر اتاوا در رتبه بندی جهانی جزو ۶۰۰ دانشگاه برتر در سال ۲۰۱۶-۲۰۱۷ قرار دارن و از این بین «دانشگاه اتاوا» رتبه ۲۹۱ام رو داره. در رتبه بندی دانشگاهای دنیا، اتاوا امتیاز بالایی در «مطلوبیت» و «ترکیب دانشجویان» کسب کرده. تعداد بالای دانشجویان خارجی در این شهر نشونه محیط تحصیلی چندفرهنگی و سرزنده ی این شهره.

ادومونتون

مرکز استان آلبرتا به خاطر جشنا و جشنوارهای هرساله اش به «شهر جشنوارها» معروفه. ادمونتون خاستگاه مغازه «وست ادمونتون ثروث» است که قدیم بزرگ ترین مغازه دنیا بوده و امروز بزرگ ترین مرکز خرید آمریکای شمالی ست. ادمونتون یکی از مهم ترین شهرهای شمالیه، اما نگران موقعیت مکانی اون نباشید، چون آب وهوای ادمونتون حتی در مقایسه با بعضی شهرهای جنوبی تر تقریبا (بر تقریبا تأکید می شه) معتدله. این شهر پر از زیباییای طبیعی و جذابیتای شهریه؛ ازجمله پارک فورد، موزه ی تاریخ، «آرت دیستریکت» در مرکز شهر و محله ی استراتکونا (Strathcona) با تئاترها و اجراهای زنده ی موسیقی اش؛ همه در ترکیبی از معماری تاریخی و مدرن شامل ساختمانای تاریخی بازسازی شده، رستورانا و کافها.

ازمیان دانشگاهای ادمونتون، «دانشگاه آلبرتا» چهارمین دانشگاه کاناداست که رتبه ۹۴ دنیا رو داره. دانشگاهای معروف دیگر عبارتند از «مؤسسه ی فناوری آلبرتای شمالی»، کالج نوکوئست، دانشگاه مک اِوان، کالج دانشگاهِ کینگ و کالج دانشگاهی آلبرتا.

زندگی در کانادا

دومین کشور بزرگ دنیا از نظر جغرافیایی هم به خاطر مناظر زیبایی کارت پستالی و هم به خاطر جامعه ی مدرن، پذیرا و چندفرهنگی اش معروفه. کاناداییا به رفتار خیلی صمیمی و قابل احترام شون شناخته می شن، پس خیلی آسون می تونین در کنار اونا جای بگیرین.

آب و هوا

کانادای کشوری سرد و ۴ فصله. در تابستون دمای هوا به ۳۵ درجه سانتیگراد می رسه و در زمستون تا منفی ۲۵ درجه اُفت می کنه، اما وزش باد باعث می شه بیشتر از اینا احساس سرما کنین. پس باید به اندازه کافی لباس گرم و کلفت داشته باشین.

فرهنگ

فرهنگ انگلیسی، فرانسوی، آمریکایی و بومی کانادا، جمعیت بالای مهاجران این کشور رو به جامعه ای جور واجور تبدیل کرده. هنگام تحصیل باید انتظار تجربه های فرهنگی جورواجور رو داشته باشین و از سرگرمیایی مثل تپه نوردی، اسکی روی یخ، ورزشای آبی، ورزشای برفی و هاکی روی یخ غافل نشید. اگه اهل ورزش نیستین می تونین از موسیقی، نمایش و سینما لذت ببرین.

اگه فرهنگ تون خیلی متفاوته و دچار شوک فرهنگی شدید، نگران نباشید! دانشگاهای کانادا پر از دانشجویانی از فرهنگای مختلفه، پس در این تجربه تنها نباشید. به انجمنای دانشجویی ملحق شید و با دیگر دانشجویان خارجی رابطه برقرار کنین. انجمنای محلی هم در کنار اومدن با زندگی جدیدتون در کانادا مؤثر هستن.

امنیت

کانادا به عنوان یکی از پرطرفدارترین کشورها واسه زندگی، میزان جرم و جنایت پایینه؛ پس کافیه بر منطق تون تکیه کنین تا اقامت امنی داشته باشین. خوبه بدونین شماره تماسای لازم ۹۱۱ه.

کار در کانادا پس از فارغ التحصیلی

اگه مایل به کار کردن در کانادا پس از پایان تحصیل باشین، باید واسه دریافت اجازه کار پس از فارغ التحصیلی خواسته کنین. این مجوز امکان اقامت و کار رو در کانادا به مدت ۳ سال از زمان فارغ التحصیلی واسه تون فراهم می کنه. می تونین از دانشگاه تون دراین باره راهنمایی بگیرین. مناطق و بخشای مختلف خواهان نیروی کار در رشته های مختلف از حسابداری گرفته تا کارشناس سلامت، پیشرفت دهنده ی نرم افزار، مهندسی و طراح واسط کاربری هستن.



تجسم خلاق و تکنیک های پیاده سازی اون 

 

 

تجسم خلاق تکنیک قدرتمندیه که میشه اونو به چشم تمرین دید، تمرینی که بارهاوبارها تو ذهن اتفاق میفته. به کمک این تمرین می تونین از تخیل خود واسه ایجاد تغییرات مثبت در زندگی استفاده کنین. اگه این تکنیک به درستی استفاده کرده شه، می تونه زندگی تون رو متحول کنه. قدرت تجسم کمک می کنه بتونین رؤیاهای زندگی خود رو جذب کنین و به اونا تحقق ببخشین.

«واسه رسیدن به چیزای بزرگ، باید اول رؤیاپردازی کنیم، بعد تجسم کنیم، بعد برنامه ریزی کنیم، به اون باور داشته باشیم و در آخر آستینا رو بالا بزنیم و دست به کار شیم.»

آلفرد مونتاپرت

البته با همه اینا، تجسم قرار نیس جادو کنه. یعنی این طور نیس که چیزی رو تصور کنین و بعد به شکل خارق العاده و جادویی، اون چیز از غیب ظاهر شه! بلکه تجسم درحقیقت پایه های مهم و لازم واسه رسیدن به رؤیاها رو ایجاد می کنه. تجسم اثر خیلی مهمی روی ناخودآگاه داره و باعث می شه واسه رسیدن به رؤیاها و آرزوهای خودتون مرتباً فعال باشین.

پس همون طورکه گفتیم، تجسم باعث نمی شه چیزی که وجود نداره، به طور معجزه آسایی ظاهر و موجود شه، بلکه باعث می شه خودتون واسه رسیدن به اون، کاری کنین. تجسم باعث ایجاد عقاید و نگاه های ذهنی درستی می شه و کمک می کنه بتونین کارهای لازم واسه رسیدن به اهداف تون رو انجام بدین. این تصویرسازی ذهنی روند تفکر شما رو به کلی تغییر می ده و کمک می کنه افکار محدودکننده تون رو از بین ببرین.

قدرت تجسم

اگه تجسم به درستی انجام شه، می تونه شرایط مناسب رو جذب زندگی تون کنه و قدرت این رو داره که محیط رو عوض کنه و فرصتای مناسبی به وجود بیاره. درواقع واسه اینکه بتونین از قدرت تفکر خود استفاده کنین و از اون در جهت رسیدن به رؤیاهایتان بهره ببرین، باید از تجسم خلاق کمک بگیرین؛ واسه این کار هم، باید از قوانین روحی طبیعی ای استفاده کنین که هرکسی توانایی و توانایی استفاده از اونو داره.

تجسم خلاق چیه؟

با استفاده از تجسم میشه واسه ایجاد تغییرات روانی مفید از تصاویر ذهنیِ هدفمند کمک گرفت. درحقیقت تجسم کاریه که به طور همیشگی تو ذهن انجام قبول می کنه. شما با تصورکردنِ روشن و روشن اهداف تون می تونین ضمیر ناخودآگاه خود رو واسه رسیدن به اونا آماده کنین. تحقیقات نشون داده ضمیر ناخودآگاه فرق بین خیال و دنیای واقعی رو متوجه نمی شه. پس با تکرار یک تصور، ضمیر ناخودآگاه اونو قبول می کنه. درنتیجه افکار و اعمال طبق رسیدن به هدف مورد توجه تغییر می کنن. تکرار تصور همچین باعث می شه حتی در روبرو شدن با مشکلات هم بازم هدف تون رو دنبال کنین.

تجسم روی شبکه و سیستم عصبی هم اثر مثبتی داره. تجسمِ بعضی رفتارها و فعالیتای خاص باعث می شه وقتی اون فعالیتا واقعا تحقق پیدا کردن، با اونا آشناتر باشیم. دلیل اونم اینه که با تجسم کارا، دقیقاً همون عصبایی تحریک می شن که با انجام دادن واقعیِ اون کارا فعال می شن. در کمال تعجب، دانشمندان فهمیدن ورزش کاران تنها با تجسم یه سری از حرکات ورزشی می تونن به قدرت بدنی ای برسن که انگار واقعا اون حرکات رو انجام دادن.

نحوه ی کار تجسم چیجوریه؟

تجسم روی ذهن و ضمیر ناخودآگاه اثر خیلی زیادی می ذاره. دلیل اونم اینه که ضمیر ناخودآگاه نمیتونه واقعیت و خیال رو از هم تشخیص بده. درنتیجه اگه چیزی رو بارهاوبارها در ذهنتون تکرار کنین، ضمیر ناخودآگاه اونو به عنوان واقعیت قبول می کنه و طبق این تخیلات، زندگی شما ممکنه دستخوش تغییرات زیادی شه.

پس، تجسم کمک می کنه به چیزی برسین که آرزوی اونو دارین و منظم تو ذهن تون مجسم می کنین. باعث می شه اعتمادبه نفسی پیدا کنین که انگار واقعا به خواسته تون رسیده اید. پس، تجسم، اعتماد به نفس رو افزایش می ده و باعث می شه به خودتون ایمان پیدا کنین و اینطوری با انگیزه ی بیشتری اهداف تون رو دنبال کنین تا آخرش به اونا برسین.

اما چرا تجسم مؤثره؟

درسته که محققان بارها نشون دادن که تجسم، مفید واقع می شه، ولی سؤال اینجاست که واقعاً چرا؟ بله، اونا فهمیده ان که تجسم روی شبکه های عصبی و ذهن ناخودآگاه اثر داره، ولی هنوز نمی تونن خوب به این سؤال جواب دن که چرا اثر اون روی زندگی فرد این قدر زیاده. اونا واقعا در سعی ان بفهمن چرا تجسمِ فعالیتی بدنی، و انجام واقعی اون، اثر دقیقا برابری روی بدن می ذارن.

یکی از دلایل این موضوع ممکنه قدرت بزرگ پنهون در افکار باشه. ما با تجسم، روی افکار خاص تمرکز می کنیم و اونا رو تقویت می کنیم. افکار از انرژی ساخته شدن و با تمرکز روی فکر و ایده ای خاص، اونو پرورش میدیم. این مراحل باعث تغییرات داخلی ای می شه که روی دنیای دور ما اثر می ذارن. پس می تونیم با تغییر روش فکرکردنمان، واقعیت مون رو تغییر دهیم. البته چیزی که گفتیم در حد حدس و گمانه، ولی چیزی که مهمه، اینه که تجسم، قدرت خودش رو اثبات کرده و مهم نیس اگه هنوز به درستی، دلیل این رو نفهمیده ایم.

چه جوری تجسم کنیم؟

روند تجسم خیلی راحته! و تنها چند دقیقه طول می کشه، گرچه واسه رسیدن به نتیجه باید صبور باشین و منظم تمرین کنین. این همون جاییه که مردم با اون مشکل دارن. اونا دوسه روزی سعی می کنن، ولی خیلی زود خسته می شن، چون با گذشت این دوسه روز میلیونر نشده ان! پس صبور باشین و تسلیم نشید تا به نتیجه برسین.

واسه شروع باید اول هدف واقعی تون رو پیدا کنین. هدفی واقعی و با معنی انتخاب کنین. وقتی چیزی پیدا کردین که می خواید اونو جذب زندگی تون کنین، تجسم وارد عمل می شه.

در جای راحتی بشینین؛ مکانی که انتخاب می کنین، باید آروم باشه و چیزی حواستون رو پرت نکنه. بعد چشمانتان رو ببندید و تصور کنین به هدف تون رسیده اید. سعی کنین همه جزئیات رو تو ذهن تون مجسم کنین. خودتون رو مجسم کنین که دارین آرزوی تون رو تجربه می کنین. این فیلم رو بارهاوبارها تو ذهن تون تکرار کنین.

این موارد رو هم به ذهن بسپارید:

  • طوری تصور کنین که انگار همه چیز واقعیه. نکته ی کلیدی در تجسم، اینه که تصور کنین رسیدن به هدف تون واقعا چه احساسی به شما می ده. اینکه فقط تصویری تو ذهن خود بسازین، کافی نیس؛ باید تموم حواس خود رو درگیر کنین. به این اکتفا نکنین که خودتون رو موفق تصور کنین، بلکه باید با تموم وجودتون اونو حس کنین. حس کنین که چه جوری آدرنالینِ بدن تون زیاد می شه و ضربان قلب تون تندتر می شه. احساس کنین، و بو کنین که رسیدن به هدفی که خیلی وقت دنبالش بودین، چه حسی داره. هدف تجسم اینه که به تصویر ذهنی قوی ای برسین که واسه تون واقعی باشه.
  • فقط نگاه نکنین؛ تمرین کنین. خیلیا به اشتباه فکر می کنن موقع تجسم باید خودشون رو از دید سوم شخص نگاه کنن. اونا خودشون رو می بینن که به هدف شون رسیدن، البته نه از دید اول شخص؛ این مثل اینه که بی اینکه خودشون رو درگیر کنن، مشغول تماشای فیلم باشن. باید همیشه یادتون باشه که تجسم رو از دید اول شخص انجام بدین. درغیراین صورت فقط دارین تصور می کنین که فرد دیگری به اهداف و آرزوهای شما می رسه. بخاطر این باید خودتون رو در رؤیایتان درگیر کنین. تماشاچی نباشید؛ سعی کنین ستاره ی فیلم باشین.
  • خاص باشین. در کل، بهتره اهداف خاص رو تجسم کنین. اینکه خودتون رو تصور کنین که دارین پیشرفت پیدا می کنین، ممکنه سریع نتیجه نده. درعوض سعی کنین تجسم کنین چه جوری دارین پیشرفت پیدا می کنین. پیشرفت در راه حرفه ای تون رو قدم به قدم تصور کنین. کارایی رو تصور کنین که واسه رسیدن به این هدف، دست به اونا میزنین.
  • منظم تمرین کنین. تسلط روی مهارت تجسم، زمان می بره. افراد مبتدی در ایجاد و حفظ تصویر ذهنی مشکل دارن. خیلی مهمه که روی تجسم کردن تمرکز کنین. هروقت حواس تون پرت شد، دوباره حواس تون رو جمع کنین. یادتون باشه رسیدن به نتیجه مطلوب نیاز به تمرین داره. اینکه فقط یکی دو بار هدف سختی رو در ذه نتان تجسم کنین، راه به جایی نمی برد.
  • صبور باشین. چیزای واقعی رو تجسم کنین و تا وقتی به هدفتون برسین، دست از تجسم ورندارید.

اگه موارد گفته شده رو دنبال کنین، به نتیجه می رسین. هرچقدر تصاویر ذهنی تون قوی تر و واقعی تر باشن، ذهن اونا رو آسون تر قبول می کنه.

۳ تکنیک آسون واسه تجسم

  • نقشه گنج: همون طورکه از این عنوان پیداست، این روشِ قوی، نقشه گنجی رو ایجاد می کنه که بیان کننده حقیقت مطلوب شماس. این نقشه، تصویر فیزیکی بزرگیه که جزئیات دقیقی از آینده شما رو پیش بینی می کنه. این نقشه رو میشه با دست کشید، اما میشه از چیزایی مثل فوتوشاپ و تصاویر مجله ها هم واسه ایجاد اون کمک گرفت. وقتی دارین این نقشه رو درست می کنین، ذهن تون بارهاوبارها آرزوهای تون رو مجسم می کنه؛ وقتی نقشه به اتمام رسید، می تونین از اون واسه حفظ انگیزه خود کمک بگیرین و رؤیاها یتان رو منظم به خودتون یادآوری کنین.
  • خاطره ی اصلاح شده: این روش به جای تمرکز روی آینده، به شما کمک می کنه با گذشته مقابله کنین. با انجام دادن این تکنیک می تونین خاطره ی مثبتی از گذشته تو ذهن تون ثبت کنین. این تکنیک به دنیال تغییر یا نابودی گذشته یا سرکوب خاطرات بد نیس، بلکه به دنبال اینه که با خاطرات بدتون کنار بیایید. این تکنیک به رفع درد و ناراحتی به دلیل خاطرات بد کمک می کنه. اگه یاد بگیرین چه جوری درباره به گذشته فکر کنین، می تونین آینده روشن تری بسازید.
  • تجسم در حال مدیتیشن: اگه مدیتیشن می کنین، می تونین از این فرصت استفاده کنین و بعدازآن به تجسم بدین. وقتی به سطح عمیقی از آرامش رسیدید، تجسم رو شروع کنین، چون در این زمانا تمرکز بالایی دارین و درنتیجه بهتر می توایند روی اهداف تون تمرکز کنین و اونا رو مجسم کنین.

موفقیت رو تجسم کنین

تجسم موفقیت، انرژی زیادی به آدم می ده. این کاریه که افراد موفق قبل از دنبال کردن اهداف شون، منظم اونو تکرار می کنن. خیلی از اونا قبل اینکه واسه رسیدن به هدف شون کاری کنن، نحوه ی رسیدن به موفقیت رو با جزئیاتِ دقیق تجسم می کنن. تجسم موفقیت اگه به درستی انجام شه، ممکنه نتایج زیادی داشته باشه.

  • قدم اول: راه رسیدن به موفقیت رو به بخشای کوچیک تری تقسیم کنین؛
  • قدم دوم: حالا واسه هر بخشِ کوچیک شده، هدفی مشخص کنین. مثلا کسی که آرزو داره وکیل یا قاضی مشهوری شه، باید اول مدرسه اش رو با موفقیت به پایان برسونه (بخش ۱)، بعد وارد دانشگاه شه (بخش ۲) و به همین ترتیب بخشای دیگری در نظر بگیره. حالا می تونه واسه موفقیت در مدرسه هم، واسه خودش اهدافی در نظر بگیره؛
  • قدم سوم: واسه موفقیت در هدف اولین بخش، شروع به تجسم کنین. یادتون باشه باید همه چیز رو با جزئیات تو ذهن خود بیارین. فقط به این بسنده نکنین که خودتون رو در حال موفقیت تصور کنین، بلکه همه چیز رو تجسم کنین، مثلا ببینین آدمای دوروبرتان چه واکنشی از خود نشون میدن. سعی کنین موفقیت رو با تموم گوشت و پوست و استخوان خودتون احساس کنین. همه اتفاقات رو از اول تا انتها تصور کنین؛
  • قدم چهارم: می تونین واسه هر هدف ۱۰ دقیقه یا بیشتر وقت بذارین و اونو تو ذهن تون مجسم کنین. وقتی تجسم هدفی تموم شد، به سراغ هدف بعدی برید.

«اگه می تونین خودتون رو مشغول انجام کاری ببینین، مطمئن باشین از پسش برمی آیید. اگه هم نمی تونین خودتون رو در حال انجام کاری تصور کنین، پس نمی تونین از پسش بربیایید.»

امیدوارم از خوندن این مقاله لذت برده باشین و بتونین از تجسم کمک بگیرین و زندگی رؤیایی خودتون رو بسازید. موفق باشین!

برگرفته از: planetofsuccess.com

جدا سازی و بررسی داده های CRM چیجوری انجام می شه و چه فایده هایی داره؟ 

 

مدیریت رابطه با مشتری (CRM) شامل فرایندها و فناوری هاییه که واسه شناسایی مشتریان پنهون، حفظ مشتریان فعلی و کلا بهتر شدن روابط با مشتریان به کار میره. منبعی غنی از اطلاعات و داده های مربوط به بازار کسب وکار، مشتریان، عملیات فروش و بازاریابیه. همه فعالیتا و تعاملات شما، فرصتا و داده های مربوط به مشتریان در پایگاه داده CRM ذخیره می شه. اما این داده ها چقدر مفید و مهم هستن و چیجوری میشه به شکل بهینه از اونا استفاده کرد؟

مرحله اول: بررسی ورودیا و خروجیای داده های CRM

در اول باید به سیستم CRM و هر دستگاه ذخیره سازی آنلاین دیگری که ممکنه اطلاعات و داده های CRMتان رو در خود ذخیره کرده باشه دسترسی کامل داشته باشین تا بتونین خیلی آسون از اطلاعات و داده های مهم استفاده کنین. واسه این کار، باید تنظیما جدولایی رو که داده های CRM در اون ذخیره می شن بررسی کنین و به طور کوتاه و مفید ببینین که تیم فروش و بازاریابی سازمان تون چیجوری از این داده ها استفاده می کردن. هدف از این مرحله، درک کامل موارد زیره:

  • نوع داده های موجود؛
  • منابع داده ها (اینکه داده ها به شکل دستی وارد شدن یا به شکل خودکار به وسیله سیستم)؛
  • قالب بندی اونا؛
  • چگونگی درآورده داده ها از سیستمای فعلی.

باید بخشای مهم داده رو ارزش گذاری کنین و بررسی کنین که چقدر داده های لازم خوب پوشش داده شدن، بعد چگونگی رابطه بین فهرستا و جداول مختلف رو آزمایش کنین. مثلا بررسی کنین که هر حساب کاربری با کدوم فعالیت یا فرصت در ارتباطه.

در مجموعه هایی با حجم داده های بزرگ، ناخواسته خطاها و مشکلاتی به وجود بین. داده های CRM هم از این قانون مستثنی نیستن و بروز خطا در اونا خیلی دروغ؛ چون بیشتر به شکل دستی وارد می شن و ترکیبی از داده های غیرساختار یافته و ساختاریافته هستن. سعی کنین داده های آسیب دیده یا تکراری، مقادیر ثبت شده ی از بین رفته و دلایل همه این موارد رو کشف و بررسی کنین.

نکته: بی مطالعه به این کار ندین. باید دقیقا بدونین چیجوری می تونین از این داده ها استفاده کنین، بعد جدا سازی و بررسی اونا رو شروع کنین.

مرحله دوم: طبقه بندی داده ها

واسه کار کردن با داده ها حتما باید اونا رو در جایی بذارین که دسترسی به اونا آسون باشه و با همدیگه رابطه داشته باشن. صفحات گسترده، یه سری از جداول به هم پیوسته یا یک پایگاه داده در رابطه به هم که بتونین تحقیقات و گزارشای خود رو در اونا ثبت کنین واسه این کار خیلی مناسب هستن. از طرفی باید داده های نپخته رو از CRM درآورده کنین و از طرف دیگه مشکلاتی رو که هنگام استانداردسازی قالب بندی و نرمال سازی داده ها به وجود بین رفع کنین. این مرحله به تمرین زیادی نیاز داره.

تعریف واحدهای جدا سازی و بررسی

«واحد جدا سازی و بررسی» نقش اصلی رو در بهینه سازی تنظیما جداول داده CRM اجرا می کنه. در سیستمای CRM مدرن، یک مجموعه مراتب طبیعی از سوابق و اطلاعات ثبت شده هست که نشون می ده سازمانای فروش و بازاریابی نسبت به اهداف سعی هاشون که همون «مشتریان» هستن چه دیدگاهی دارن و چیجوری فکر می کنن؟

«بازار کامل» مجموعه تموم مشتریان بالقوهه که به شکل بخشای جدا از هم از هم تقسیم بندی شدن. در هر کدوم از این بخشا، مشتریانی با نیازها و رفتارهای خرید مثل قرار دارن. بر این پایه می تونین هر گروه از مشتریان تون رو که ویژگیای مشترکی دارن تحت یک عنوان طبقه بندی کنین.

در بازارهای B2B، مشتری دیگر یک شخص نیس، بلکه یک کسب وکار یا سازمانه. پس واسه هر کدوم از این مشتریان، با چندین مخاطب روبه رو هستین. هر کدوم از این مخاطبان، در یک طبقه خاص از «پرسونای خریدار» قرار می گیرن. هر پرسونا فهرستی از ویژگیا و نیازای جدا این مخاطبان رو تعریف می کنه. ممکنه در یک بخش مشخص از بازار، مشتریانی با یک پرسونا یا چند پرسونای خریدار وجود داشته باشن. واسه هر کدوم از این افراد، سعیای بازاریابی و فروش با ثبت «فعالیتا» و «نقاط تماس» استفاده کرده می شن، و هر خرید پنهون ای از دید سازمان یک فرصت حساب می شه.

انجام بررسیای کشف

تا اینجا تونسته اید داده های CRMتان رو به خاطر پیدا کردن یک الگوی کلی در اونا و شناسایی زودهنگام هر مسئله پنهون ای جمع آوری کنین. حالا باید این داده ها رو طبقه بندی کنین و جدا سازی و بررسیای راحت رو روی اونا انجام بدین.

یک جدا سازی و بررسی کشف به آسونی می تونه با استفاده از توابع اساسی اکسل مثل میانگین (AVERAGE)، میونه (STDEV)، مینیمم (MIN) و ماکزیمم (MAX) و توابعی مثل اونا انجام گیرد. این توابع با نرمی خوبی که دارن می تونن خیلی آسون موارد نادرست رو ندیده بگیرن و حتی جای خالی داده ها رو به شکل حدسی پر کنن و در آخر داده ها رو طبقه بندی کنن. البته در این مرحله بررسیای راحت ای روی داده ها انجام می شه و نمیشه به اونا واسه نتیجه گیری پایانی تکیه کرد.

با این کار، میتونین هرگونه مشکل سیستماتیک مربوط به داده ها رو شناسایی کنین و ببینین که احتیاجی به پیوست اطلاعات بیشتر از منابع خارجی دارین یا نه. مثلا، در جدا سازی و بررسی مربوط به بخش بندی مشتریان، ممکنه به اطلاعاتی در مورد متغیرای بخش بندی پنهون نیاز پیدا کنین که لازم باشه اونا رو به عنوان اطلاعات خارجی پیوست کنین.

مرحله سوم: برنامه ریزی واسه جدا سازی و بررسی

حال باید واسه مراحل تحلیلی مورد نظرتون برنامه ریزی کنین. از اونجا که میلیونا جدا سازی و بررسی پنهون در هر مجموعه داده که به اندازه کافی پربار باشه هست، خیلی مهمه که تمرکزتان رو دقیقا روی اون دسته از بررسیایی محدود کنین که در اهداف تون به شما کمک می کنن. پس اول نتایج مورد انتظارتان رو تعریف کنین و دقیقا همون بررسیایی رو بکنین که نتایج دلخواه تون رو ارائه می کنن.

مرحله چهارم: انجام جدا سازی و بررسی و تفسیر نتایج

حال که به طور کامل جزئیات لازم رو به برنامه خود اضافه کردین، می تونین با استفاده از مجموعه وسایل قوی مدلای آماری و اسکریپتای دستکاری روی اطلاعات، فرآیند جدا سازی و بررسی رو شروع کنین. در این مرحله، پیشنهاد می شه الگوها و مراحل خودکارسازی رو تنظیم و راه اندازی کنین، تا اگه دوباره خواستین کار جدا سازی و بررسی رو با یک زیرمجموعه ی دیگری از داده ها یا مجموعه داده هایی متفاوت بکنین، مجبور نباشید دوباره از اول همه مراحل رو تکرار کنین. پس از تکمیل هر کدوم از جدا سازی و بررسیا بازم نتایج رو آزمایش کنین تا در جدا سازی و بررسیای ناقص گرفتار نشید.

مرحله پنجم: یافته هاتون رو به شکل عینی ارائه کنین

واسه اونکه جدا سازی و بررسی مؤثرتری داشته باشین، باید همه نتایج متفاوت رو با همدیگه جمع بندی و بین اونا رابطه برقرار کنین تا یک نمای کلی و هدفی جدا از یافته هاتون به دست بیارین. واسه برنامه ریزی در این کار باید مخاطبان خود رو در نظر بگیرین. چه پیامی می خواید به اونا انتقال بدین؟ هر هدفی که انتخاب می کنین بستگی به اهداف شما و مخاطبینی داره که با اونا کار می کنین. حمایتای چشمی، محتوای تعاملی و پلتفرمای چندرسانه ای جورواجور واسه کمک به انتقال پیام تون به مخاطبان فراهمه و در این مورد با کمبود روبرو نباشید. فقط کافیه از این موارد به نحوی استفاده کنین که با نوع پیام تون همخوانی داشته باشه.

تجربه نزدیک به مرگ و داستان هایی از تجربه کنندگان اون 

 

مرگ و چیزی که پس از اون اتفاق میفته همیشه واسه بشر سؤالی اساسی بوده. با اینکه بیشتر ادیان و مذاهب از موندگاری زندگی پس از مرگ در جهانی دیگر خبر دادن اما بیشتر دلایل درمورد پدیده مردن و حوادث پس از اون به افسانها، داستانا و حکایات واسطهای روحی (مدیوما) محدود بوده که این ادعاها معمولا در هاله ای از ابهام و خیال پردازی قرار داشته و با دروغ پردازی همراه بوده. اما به نظر می رسه که پیشرفتای علمی در چند ده گذشته، به ویژه در رشته هایی چون پزشکی و مراحل زنده کردن بیماران رو به مرگ باعث گشایش روزنهایی به دنیا ناشناختۀ پس از مرگ شده. «تجربه نزدیک به مرگ» یکی از این روزنه هاست که فراوونی دلایل ارائه شده از راه اون از دنیا پس از مرگ، حتی توجه خیلی از دانشمندان رو هم به خود جلب و اونا رو مجبور به تحقیق و تحقیق کرده.

در این مقاله، با اشاره به چیستی این تجربه به بررسی پیامای مشترکی که تجربه کنندگان نزدیک به مرگ در مورد زندگی، مرگ و پس از اون ارائه کردن می پردازیم. این پیاما شاید عصاره ی حقایق تموم ادیان، مذاهب، فلسفها و راه و روشای الهی باشه که تا کنون ظهور کردن؛ واسه همین می تونه زندگی ما رو به طور بنیادی در جهت شادمانی، عظمت و خوشبختی حقیقی متحول کنه.

 

دکتری که دنبال مردگانِ زنده بود

از هزاران سال قبل دلایلی از مرگ تقریبی یا همون تجربه های نزدیک به مرگ ( near death experience) وجود داشته اما واسه اولین بار در ده شصت میلادی بود که با پیشرفتی که در علوم پزشکی و زنده کردن بیماران رو به موت پیش اومد، گزارشای روزافزونی از این تجربه ها به دست اومد. پزشکان معمولا این ادعاها رو بخشی از توهمات و تخیلات بیماران تلقی می کردن و اونا رو جدی نمی گرفتن. در این بین فیلسوفی به نام ریموند مودی تحت اثر این ادعاها قرار گرفت. علاقه اون به این موضوع باعث شد که به دانشکده ی پزشکی برود و به جمع آوری این ادعاها بده. دکتر موری بیشتر از ۱۵۰ مورد داستان، درباره تجارب پس از مرگ از بیماران مختلف شنید و اونا رو در کتابی با نام «زندگی پس از زندگی» در سال ۱۹۷۲ منتشر کرد. این کتاب تا الان میلیونا نسخه فروش داشته و باعث ایجاد رشته جدیدی در پزشکی به نام «تحقیقای نزدیک به مرگ» شده. حالا دیگر هیچ دکتر مطلع و آگاهی به بیمارش نمی گه که ماجراهایی که در تجربه مرگ تقریبی داشته، فقط رؤیا و توهم بوده.

پس از پخش کتاب دکتر مودی «تجربه نزدیک به مرگ» به یکی از مباحث خیلی پرطرفدار در کشورهای مختلف دنیا تبدیل شده. طوری که الان مراکز مختلفی واسه بررسی تجارب نزدیک به مرگ ایجاد و کتابای خیلی شامل تحقیقات یا تجارب افراد مختلف منتشر شده. سایتای مختلفی هم واسه جمع آوری و مجموعه گزارش تجربه های نزدیک به مرگ ایجاد شدن. بنیاد پژوهشی تجربه نزدیک مرگ بزرگ ترین سایت در این مورد که به وسیله دکتری جفری لانگ، متخصص تومورشناسی، راه اندازی شده که بیشتر از ۴۰۰۰ هزار تجربه نزدیک به مرگ رو مجموعه کرده و به ۲۳ زبون زنده دنیا، مثل فارسی، دردسترسه. وب سایتی به زبون فارسی هم با نام تجربه های نزدیک به مرگ بعضی تجارب و گزارش و تحقیقات انجام شده در این مورد رو جمع آوری کرده. فیلم مستندی با نام «نزدیک مرگ» هم از تجارب نزدیک به مرگ ایرانیان تهیه شده که در اینترنت هست.

عبور از دروازه مرگ

«من مرده بودم ولی هنوز زنده بودم؛ به جز نداشتن بدن. با خود فکر می کردم که گذر از مرگ به عالم دیگر خیلی پیوسته و آرامه. برایم روشن شد که مرگ نقطۀ مقابل زندگی نیس، بلکه ادامۀ اینه.» تجربه گر رومی

این تجربه معمولا واسه افرادی اتفاق افتاده که به دلیل حادثه ای مثل تصادف، برق گرفتگی، غرق شدن، سقوط از ارتفاع و موارد مثل دچار آسیب شدید جسمی شده و در شرایط رو به موت قرار گرفتن. تجربه کنندگان در این شرایط، یهو درمی یابند که بیرون از بدن خود قرار دارن. اونا خود رو درحالِ پرواز بر بالای جسم خود پیدا می کنن، درحالی که از چیزی که در اون محیط میگذره با جزئیات کامل آگاهی دارن. اونا یهو احساس می کنن که در تونلی تاریک به سرعت درحالِ حرکت هستن و به مرور در انتهای تونل با روشنایی روبرو می شن. معمولا شخص در انتهای تونل، نزدیکان درگذشته ی خود رو در جسمی نورانی مشاهده می کنه که به استقبال اون اومدند. بعد اونا با راهنمایی روحانی روبرو می شن که در مرورِ زندگی گذشته و آزمایش اون به اونا کمک می کنه. بعد اونا با این پیام روبرو می شن که باید به زندگی زمینی خود برگردن، اما تجربۀ شادمانی، آرامش و عشق نامشروط در اون سرزمین، باعث می شه که اونا معمولا در برابر این خواسته مقاومت کنن. در آخر اونا دوباره از تونل تاریک عبور می کنن و خود رو داخل جسم شون پیدا می کنن.

حقیقت داره؟

در این مورد که این تجارب حقیقیه و از وجودی جهانی نورانی و باقی موندن آدم پس از مرگ حکایت داره یا نه، اختلاف نظر هست. خیلی از دانشمندان اینجور تجاربی رو به شرایط فیزیکی خاص بدن فرد رو به مرگ نسبت میدن، اما بعضی دیگر از دانشمندان این تجارب رو واقعی میدونن. ازجمله ی این دانشمندان میشه به دکتر ایبن الکساندر، جراح برجسته ی مغز و اعصاب، اشاره کرد که از نظر اون این داستانا خیال پردازی ای بیش نبودن تا اینکه به شکل معجزه آسایی از یک مریضی نادر و پس از هفت روز پشت سر هم کُما، یهو چشمان خود رو گشود و از کما بیرون اومد. اون در این مدت تجربه نزدیک به مرگ رو خود لمس کرده بود. پس از این تجربه اون به حقیقتِ این تجارب ایمان آورد و تجربه خود رو در کتابش با عنوان بهشت برین حقیقت داره، توضیح داد.

کریس کارتر، علم یاد گرفته فلسفه از دانشگاه آکسفورد، در کتاب علم و تجربه نزدیک مرگ، به بررسی و آزمایش دلایل مربوط به فرضیۀ باقی موندن آگاهی پس از مرگ طبق تجربیات نزدیک به مرگ پرداخته. اون از این فرضیه دفاع می کنه و سعی داره با بررسی دلایل جدید و باستانی تجربیات نزدیک به مرگ از سراسر دنیا، شامل چین، هند و جوامع قبیله ای مثل بومیان آمریکا و استفاده از نتایج حاصل از تحقیقات علمی، مکانیک کوانتومی و تحقیقات مربوط به آگاهی، نشون بده که چیجوری آگاهی آدم پس از مرگ جسمی اون باقی موندن داره. اگه اینجور باشه باید داستانای تجربه کنندگان نزدیک به مرگ از اون دنیا رو جدی گرفت.

پیامای لازم از اون سو

با توجه به وجود تجربه نزدیک به مرگ که وجهی غیرمادی رو در برمی گیرد، با اینکه شاید علم هیچوقت نتونه روشی واسه بررسی روشمند و علمی اون ارائه و صحت وسقم اونو مشخص کنه، اما اگه با آگاهی به محدود کردنای روش علمی و با نگاه گسترده تری به دلایل نگاه کنیم، از این همه داستانای مثل و موافق از دنیاِ پس از مرگ متعجب میشیم. به ویژه اون چیزی که این تجربیات رو مهم می سازه، پیامای مشترکیه که تجربه کنندگان نزدیک به مرگ از سراسر دنیا و با باورها و فرهنگای مختلف از اون سو آورده ان. شاید شنیدن و عمل به این پیاما بتونه دنیا ما رو از راه تغییر و تعالی تک تک آدما از بحرانای الان نجات بده و باعث جهشی الهی در تاریخ تکامل بشر شه.

زندگی معنایی داره

یکی از مهم ترین پیامای تجربه کنندگان نزدیک مرگ اینه که زندگی ما و دنیا کلا طبق حساب وکتابی ایجاد شده و دارای معنا و هدفیه و این هدف «رشد و تکامل الهی» است. یکی از تجربه کنندگان در این مورد باور داره که «همه ما در راه و راه تکامل هستیم. تنها چیزی که بین ما فرق داره راه و تجربه ایه که واسه خود انتخاب می کنیم و اینکه چقدر دربارۀ عشق یاد گرفتیم. هیچ راهی بهتر یا مهم تر از راه و مسیرهای دیگر نیس. نکتۀ مهم اینه که قلب تون شما رو به چه راهی می خونه، که اون همون راهیه که واسه شما طبیعی هستش. هنگامی که آمادۀ قبول و دریافت اون باشیم، رشد، تکامل و صعود الهی ما به طور طبیعی اتفاق خواهد افتاد. واسه این صعود الهی احتیاجی به زور و فشارآوردن به خود یا گرفتن یک مهارت خاص نیس. تک تک ما موجوداتی روحانی هستیم که درحالِ تجربۀ زندگی زمینی هستیم.»

«چیزی که درک کردم این بود که من هیچوقت فانی نیستم و از ازل وجود داشته ام و تا ابد وجود دارم و محاله که نابود شوم… و من واسه همیشه در امنیت و محافظت کامل بوده و هستم.» تجربه گر جین اسمیت

تولد اختیاری و عهد ازلی

جالبه که طبق باور ها خیلی از تجربه گران نزدیک به مرگ، ما (به شکل روح) به اراده و اختیار خود تصمیم می گیریم که واسه رشد و تعالی الهی بیشتر متولد شیم و به دنیای زمینی بیاییم. بتی جین ادی، یکی از تجربه گران و نویسندگان معروف درمورد تجربه نزدیک به مرگ، می نویسه: «به من گفتن که ما زمینیا، همه بی استثناء، بنابه میل و اراده و اشتیاق شخصی بوده که روی کرۀ زمین اومدیم، و اینکه به راستی، این خود ما بودیم که خیلی از نقاط ضعف، شرایط و شرایط سخت و تحمل نکردنی زندگی مون رو انتخاب ایم تا به کمک اونا، امکان رشد و تکامل الهی پیدا کنیم. ما قبل از اومدن روی زمین می دونستیم که لازمه مورد آزمایشای سخت و جورواجور قرار بگیریم تا بفهمیم که چیجوری می تونه مأموریت مون رو، که به درستی محبت ورزیدن به هم نوعان مونه، به بهترین روش به انجام برسانیم. ما همه جمعا، در طول اقامت مون در زمین، به همدیگه وابسته ایم و با این هدف برین و مهم، وحدت پیدا کردیم: ما باید بیاموزیم چیجوری به همدیگه محبت کنیم و همدیگه رو دوست داشته باشیم.»

«من فهمیدم که هر کدوم از ما با آزادیِ اراده، راه خود رو واسه پیشرفت انتخاب می کنیم و هیچ اتفاقی در زندگی ما بی هدف و تصادفی نیس. به یه جور میشه گفت که ما خود دنیا خود رو انتخاب می کنیم و اونو می سازیم.» تجربه گر ایمی

ما همه یکی هستیم

یکی از تجربه گران می نویسه: «من به هر باور ای که با نام مذهب باعث تفرقه، نزاع و کشتن شه، با شک و دودلی نگاه می کنم، چون واقعا، همۀ ما یکی و جنبهایی از اون کُل واحد هستیم.» خیلی از تجربه گران در مورد وسعت، شفافیت و حس اتحاد که نشون می ده همه ما به همدیگه وصل هستیم، صحبت کردن. «پس از تجربه نزدیک به مرگ، کم کم خودم رو الهی و جزئی آمیخته در یک کل خیلی بزرگ تر می بینیم، که شامل تموم عالم هستی (هر اون چیزی که تا کنون وجود داشته یا در آینده هست) است که در اون همه چیز به همدیگه متصله. حالا درک می کنم که من در مرکز عالم هستی قرار گرفتیم و هر یک از ما برخلاف اینکه در مرکز این شبکه کیهانی قرار گرفتیم، دیدگاه خاص خودمون رو داریم و از راه اون خودمون رو میگیم.»

یک کاشی کار ۶۲ ساله که به هنگام سکته ی قلبی به تجربه حالت نزدیک به مرگ رسیده، می گه: «چیزی که یاد گرفتم این بود که ما همه جزئی از یک کل واحد و بزرگ جهانی هستیم. اگه خیال می کنیم که می تونیم شخص دیگری یا موجود زندۀ دیگری رو بی اینکه به خود آسیب وارد آوریم، آزار دهیم در اشتباهیم. ما به همه چیز متصلیم و اگه بکوشیم عشق و محبت خود رو نثار اون وصلت کنیم، آدمای خوشبختی هستیم.»

«من اونجا فهمیدم که چرا ما باید در دنیا، جدایی از تمامیت و حقیقت خود رو تجربه کنیم؛ واسه اینکه بتونیم از راه زندگی دنیا تا حد ممکن بفهمیم و بهره ببریم و یاد بگیریم.» تجربه گر دیوید گوینز

دنیا عشقه

آنیتا مورجانی، زنی هندی که تجربه اش رو در کتاب کِی ز مردن کَم شدم توضیح داده، می نویسه: «در زمان تجربه نزدیک به مرگ، فهمیدم که تموم عالم هستی از عشق بی قیدوشرط تشکیل شده و من هم نمادی از اون هستم. هر اتم، هر مولکول، هر کوارک از عشق ساخته شده. پس من نمی تونم چیزی غیر از اون باشم، چون این جوهر من و وجود همۀ عالم هستیه. حتی چیزایی که منفی به نظر می رسن، جزئی از طیف عشق نامتناهی و بی قیدوشرط هستن.»

«خدا عشقه و عشق خداس! ً روشن و روشن بود که ماده و خمیر تموم دنیا هستی فقط عشقه! عشق همون سرشتیه که همه دنیا رو به هم پیوند می بده.» تجربه گر از بین رفتنی سای

مایکل تالبوت در کتاب دنیا هولوگرافیک معقتده که: «موجودات و راهنمایان نورانی در دنیا دیگر بارهاوبارها این پیام رو تکرار می کنن که ما باید بیاموزیم که چیجوری عشق و محبت خود رو جانشین خشم خود کنیم، بیاموزیم که بیشتر دوست بداریم، بیاموزیم که عفو کنیم و همه رو بی قیدوشرط دوست بداریم و بیاموزیم که درعوض به ما هم دوستی و محبت بیان میشه. این تنها ملاک اخلاقیه که هستیای نورانی از اون استفاده می کنن. اینجور به نظر می رسه که تو ذهن موجودات نورانی، شفقت، فشارسنج لطف و مرحمته و بارها دیده شده که وقتی تجربه گرِ حالتِ نزدیک به مرگ در مورد اینکه کاری که کرده خوب بوده یا بد مردده، موجودات نورانی به سردرگمی اون با این سوال واکنش نشون میدن که این کار رو از فرط عشق و محبت کرده؟ انگیزۀ اون محبت بوده؟

به همین خاطره که به ما در این دنیا، هستی بخشیده ان، که بیاموزیم عشق و محبت کلید اصلیه. راهنمایان روحانی در دنیا دیگر از این واقعیت آگاه هستن که ارائه عشق نامشروط و محبت به همه اقدام مشکلیه، اما اون موجودات نورانی ما رو آگاه میسازن که این کار واسه باقی موندن زیست شناختی ما در کره ی زمین و رشد الهی و روحانی ما خیلی حیاتیه.»

حتی کودکان هم از قلمروی نزدیک به مرگ با پیام عشق که بر روح و فکر اونا حک شده باز می گردن. پسربچه ای که پس از تصادف با ماشین، خودش رو دید که دو نفر در ردایی خیلی سفید، اونو به اون دنیا هدایت می کنن، می گه: «چیزی که در اونجا یاد گرفتم این بود که مهم ترین چیز در طول زندگی دوست داشتنه.»

«دنیا عشقه و دیگر زرق سازی همه بازی ست جز عشق بازی» نظامی

ارزشِ آموختن

تجربه گران حالت نزدیک به مرگ بیشتر اعلام داشتن که هروقت موقعیتی پیش می اومده که در اون علم و آموزش مطرح بوده، هستیای نورانی خشنود به نظر می رسیدن. به بعضیا به روشنی پیشنهاد شده که پس از بازگشت به بدن جسمی خود به جست وجوی کسب علم برن؛ به ویژه دانشی که مربوط به رشد و تغییر خودمون یا تقویت تواناییای محبت و مساعدت به بقیه باشه. بعضی دیگر به گفته هایی مثل این اشاره می کنن که «آموختن فرایندی دائمیه و پس از مرگ هم ادامه داره» یا «علم و معرفت یکی از چیزای انگشت شماریه که شما می تونین پس از مرگ تون با خود به دنیا دیگر ببرین.»

خودتون باشین و به دنبال شادمانی خود برید

هر یک از ما موجودی منحصربه فرد و حامل هدیه ای گرون قیمت و تنها هستیم. مأموریت ما اینه که این موهبت داخلی رو روشن و به دنیا هدیه کنیم. هر چیزی که به ما شور و شادمانی می ده، نشانی از اون وجه یکتای ما رو با خود داره.

آنیتا موریجانی می نویسه: «باور راسخ دارم بهترین کاری که واسه خود و بقیه میتونم انجام دهم اینه که آگاهانه خودم رو بانشاط نگه دارم و هر کاری رو که موجب خوشحالی ام می شه، انجام دهم.»

کیفیت احساس ما نسبت به خودمون، بهترین وسیلۀ امتحان وضعیت زندگی مونه. هماهنگ کردن زندگی مون با چیزی که واقعا هستیم، فقط در این خلاصه نمی شه که خودمون رو به تکرار کردن افکار مثبت مجبور کنیم. بلکه منظور اینه، کارایی رو انجام بدیم که ما رو خوشحال می کنن و شور و اشتیاق مون رو بیدار می کنن و بهترین وجه ما رو بروز میدن و احساس خوبی در ما ایجاد می کنن. معنای دیگش اینه که خودمون رو بی هیچ قیدوشرطی دوست بداریم. وقتی بتونیم اینجور احساسی داشته باشیم و به این روش عمل کنیم و تا این حد درمورد زندگی خوش بین و پرانرژی باشیم، معنی اش اینه که با عظمت خودمون در رابطه هستیم.

ما با عالم هستی یکی هستیم و هدف مون اینه که خودِ باعظمت مون باقی بمونیم. دنیای بیرون تنها بازتابیه از چیزی که در درون ما میگذره. این به اختیار خود ماست که تا چه حد وسعت دنیا و خود باعظمت مون رو تجربه کنیم. اما این مراحل باید از درون به بیرون انجام شه نه برعکس. تنها راه دنیا شمولی که من واسه این کار می شناسم اینه که خودتون رو بی هیچ قیدوشرطی دوست بدارین و از اینکه خودتون باشین ترس ای نداشته باشین. این مهم ترین درسی بود که من از تجربۀ نزدیک به مرگ یاد گرفتم.»

منابع:

کی ز مردن کم شدم، آنیتا مورجانی، ترجمه ی محمود دانایی، انتشارات صبح صادق، ۱۳۹۴

نور نجاتبخش، دانیون برینکلی، ترجمه ی قشنگ پرهام، نشر فرزان روز، ۱۳۷۴

بهشت برین حقیقت داره، ایبن الکساندر، ترجمه ی محمود دانایی، انتشارات صبح صادق، ۱۳۹۲

در آغوش نور، بتی جین ادی، ترجمه ی فریده مهدوی دامغانی، نشر تیر، ۱۳۸۳

دنیا هولوگرافیک، مایکل تالبوت، ترجمه ی داریوش مهرجویی، نشر هرمس، ۱۳۸۵

علم و تجربه نزدیک به مرگ، کریس کارتر، ترجمه ی فرهاد توحیدی، ناشر مترجم، ۱۳۹۴



نکته های مهم موفقیت

ثروتمندان خودساخته دارای عادتای شخصی و پولی مشترکی هستن. تموم این افراد با سعی همیشگی خود و بی وابستگی به خونواده و دور و بریا، به موفقیت پولی دست پیدا کردن. با یوکن همراه باشین.

وقتی به زندگی و رفتارهای یک ثروتمند خودساخته دقت می کنین، چه ویژگیایی به ذهنتون خطور می کنه؟ شاید صفاتی چون مادی گرا، مغرور و ول خرج؛ اما واقعیت اینه ثروتمندان خودساخته بی این خصوصیات هستن و رفتارها و عاداتی ً متفاوت با باور عمومی دارن.

اون ماری ساباث، نویسنده ی کتاب “رفتارهایی که میلیونرهای خودساخته دارن و بقیه ندارن” واسه نوشتن کتاب خود با ۳۰ نفر از ثروتمندان خودساخته مصاحبه کرد. افراد موفقی که بی هیچ حمایت ای از صفر شروع کردن و حالا مثل نویسنده، به ثروت زیادی دست یافته ان. مصاحبه با افراد خودساخته نشون دهنده این بود، هر کسی توانایی تبدیل شدن به یک فرد ثروتمند رو داره. اون در کتاب خود به مصاحبه با یکی از مدیران اشاره کرد که خواستن رو تنها شرط برسی به موفقیت میدونه.

خیلی از ثروتمندان خودساخته زمان سختی رو پشت سر گذاشته و هیچ حمایت پولی نداشتن. بعضی از اونا در کودکی هم فقر زیادی رو تحمل کردن. بعضی از اونا شبای زیاد رو گرسنه خوابیده ان و واسه کسب کمه کم غذا کار کردن. با این حال، این افراد بهترین دستاوردها یعنی تواضع و خواستن رو از این زمان سخت به دست آورده ان. اونا سعی کردن و همین تجربه و سعی اونا باعث شد به افراد موفق و خودساخته ی فعلی تبدیل شن.

در این مطلب می خوایم رفتارها و عادات مشترک ثروتمندان خودساخته رو تشریح کنیم.

ارزش مزد زحمات رو درک می کنن
ثروتمندان خودساخته واسه کسب ثروت از هیچ کاری دریغ نکرده ان. اونا تموم عمر سخت سعی کردن تا به موفقیت امروز برسن. این افراد هیچ وقت مغرور نشدند و از انجام کارایی چون شستن ظرف یا دست فروشی خجالت نکشیدند.

تمایلی به خوشیای کوتاه مدت ندارن
بیشتر مردم به دنبال یک زندگی آسون و مرفه هستن؛ اما ثروتمندان خودساخته تا جای ممکن از لذتای کوتاه مدت خودداری می کنن و اونا رو واسه زمانی مناسب به تعویق میندازن. این افراد به دنبال دو شغل هم زمان و بیشترین حد صرفه جویی هستن تا از خوشیای موقتی دور شن. ثروتمندان خودساخته به جای دنبال کردن پاداشای زودهنگام، روی هدف پایانی خود یعنی استقلال پولی تمرکز دارن.

به جای کمک پولی، راهکارها رو آموزش می دن
ثروتمندان خودساخته به کسی ماهی نمی دن، بلکه روش ماهیگیری رو آموزش می دن. اونا دوست دارن بقیه راه طی شده شون رو بفهمن و چند تا نکته مهم رو یاد بگیرن. ثروتمندان خودساخته دور و بریا خود رو واسه درک راه پیشرفت و راه حلای اون تربیت می کنن. خیلی از این افراد، اعتماد به نفس و روش راه اندازی کار و کاسبی رو به بقیه یاد می دن.

شکستای زیادی متحمل شدن
شاید اگه از بیرون به زندگی ثروتمندان خودساخته نگاه کنین، رسیدن به قله براتون آسون به نظر برسه. بی شک ثروتمندان خودساخته از سختیای راه آگاه هستن. اونا هزینه زیادی در مدرسه ی زندگی صرف کردن تا از اشتباهات خود عبرت بگیرن. اونا هیچ وقت خود رو سرزنش نکردند و همیشه تموم شکستا رو به فرصت یادگیری تبدیل کردن. خیلی از اونا شکستای غیرمنتظره رو پله ای واسه رسیدن به موفقیت دانسته ان.

پول رو فقط یک وسیله می دونه
بیشتر این افراد با وجود ثروت زیاد، خودنما و مغرور نیستن. اونا در زندگی شون به همه نشون دادن زرق و برق و تجملات هیچ ارزشی نداره و همیشه چشمشون رو روی این موارد بسته ان.

از خودنمایی دوری می کنن
بیشتر ثروتمندان خودساخته دوست دارن در بین مردم باشن و با صرف هزینه های زیاد خودنمایی نکنن. اونا از خرید خودروهای آخرین مدل، خونه های باشکوه و لباسای گرون خودداری می کنن و اصلاً دوست ندارن در مرکز توجه باشن.

روی بقیه تمرکز می کنن
این رفتار نشون دهنده دوری از خودنماییه. بیشتر ثروتمندان خودساخته، افرادی واسه انجام کاراشون دارن و بی ایجاد تمرکز و حساسیت زیاد روی خودشون، تنها ناظر فعالیتا هستن و تمایلی به نشون دادن مهارت هاشون ندارن.

ریشه ی خود رو از یاد نمی برند
فروتنی یکی از خصوصیات همیشگی ثروتمندان خودساختهه. اونا حتی بعد از برسی به ثروت زیاد، به شخصیت و گذشته خود فکر می کنن که راهی سخت رو پشت سر گذاشته و به امروز رسیده.

دست از سعی نمی کشند
ثروتمندان خودساخته همیشه مشغول کار هستن. صبح زود بیدار می شن و تا دیر وقت کار می کنن و هیچی اونا رو از انجام وظایف موردنظرشان باز نمی داره. ادامه و سعی همیشگی ویژگی ایه که این افراد رو به اهدافشان رسانده و از مردم عادی جدا می کنه.

کار و کاسبی خود رو واسه جواب به یک نیاز راه اندازی می کنن
ثروتمندان خودساخته با دقت به دنبال نیازای جامعه هستن. اونا کار و کاسبی خود رو با توجه به خدمات موردنیاز، راه اندازی کرده و واسه موفقیت اون سعی می کنن. اونا برند خود رو دور و بر نیازای اساسی می سازند که شاید جلوی دید همه باشه اما توجهی به اون نکرده ان.

واسه جستجوی ثروتمندان خودساخته کافیه به افرادی که بیشتر گوش می دن، دقت کنین. افرادی که نیاز به توجه بقیه ندارن و با کمال فروتنی از بودن در جمع لذت می برن. اونایی که کار و کاسبی خود رو واسه جواب به یک نیاز اساسی تأسیس کردن و هیچ احتیاجی به خودنمایی و فریاد زدن برندشون ندارن.

۱٫ دیگر ازم گذشته پس سعی کردنم بیهوده س
هر زمان که به فکر تغییر دادن زندگی خود بیفتید دیر نیس. خیلی از آدما هستن که بیشترین ضررها و آسیبا رو متحمل شدن و دیگر به فکر سعی و کمک به خودشون نیستن؛ اما خوبه بدونین اونا هم می تونن از جا برخیزند و باز عنان زندگی رو به دست بگیرن. سن هر شخصی جز دارایی اوست. هر چه سنتان بالاتر باشه به طبع تجربه تون بیشتره و با بودن تجربه بیشتر علم شمام دو برابر میشه.

۲٫ من خیلی بدشانسم
واسه داشتن شانس بهتر باید به دنبال فرصتای بیشتری در زندگی خود باشین. اگه به دنبال چیزای جدید و خوب در زندگی خود هستین فرصت رو مغتنم بشمارید و ان رو کسب کنین. شانس اونقدر که شما فکر می کنین در موفقیت هاتون موثر نیس، موفقیتا در اثر پیگیریاتون حاصل می شن نه شانس.

۳٫ نظر بقیه درباره من چه هستش؟
با سوال این سؤالات از خود فقط به افزایش سطح استرس تون کمک می کنین و بس. شما به نابود کردن شخصیت واقعی خود با گرفتار کردن در این دام که بقیه در مورد شما چه فکری می کنن کمک می کنین. در دوستیای مهم شما به خاطر چیزی که هستین تشویق میشید، نه به خاطر چیزی که فکر می کنین بقیه از شما توقع دارن باید باشین.

۴٫ ایا من احمقم
هیچ وقت به دنبال این نباشید که جواب تموم سؤالات رو بدونین چون که هیچکی این علم رو نداره. هرکی یه سری از مهارتای مخصوص به خود رو داره. پس نداشتن یه سری از مهارت ها که بقیه دارن اما شما از داشتن اونا محروم هستین به معنای احمق بودن شما نیس. بهتره به جای اینکه روی نقطه ضعفای خود تمرکز کنین در جهت پیشرفت مهارت هاتون قدم وردارین و تا جائیکه براتون مقدوره از اونا استفاده کنین. با انجام دادن کارایی که در اونا مهارت لازم رو دارین به کسب اعتماد به نفس خود کمک می کنین.

۵٫ فکر نکنم کسی عاشق من شه
شما چه جوری از اینجور موضوعی آگاهی دارین؟ ایا می شه بی اینکه به بیرون برید و بی رابطه برقرار کردن با کسی این انتظار رو داشته باشین که کسی عاشق شما بشه. با این تفکرات پوچ و واهی فقط وضعیت خود رو بدتر می کنین. هیچکی با ماندن در خونه و بیرون نرفتن نمی تونه شریک زندگی مورد علاقه خود رو پیدا کنه. پس اگه به دنبال آشنایی با کسی هستین واسه ایجاد رابطه سعی کنین.

۶٫ من از عهده این کار بر میام
یه سری از آدما هستن قبل اینکه مسابقه ای که در ان شرکت کردن شروع شه شکست خود رو قبول می کنن که این کار ً اشتباهه. با فکر کردن به دستاوردهای بزرگ در زندگی مثل فارغ التحصیلی دانشگاه، گرفتن ارتقای شغل به تغییر نگاه خود کمک کنین. ایا دستاوردهایی که به دنبال ان بودین رو پیدا کردین؟ حال از خود بپرسید «من واسه گرفتن این دستاوردها چه مهارتایی رو استفاده کردم» و واسه هر یک از اونا یک جواب بنویسین. ایا با این روند پیشرفت خاصی رو در مورد خود مشاهده می کنین؟ اگه جواب شما آریه مطمئن باشین در راه درست موفقیت قرار گرفتین.

۷٫ هیچ ایمیل و پیامی به من نمی ده فکر کنم که من رو دوست نداره
این نتیجه گیریای خیلی زود، نشون دهنده ی دیدگاه خود محور شما به جهانه. با یک دید مثبت نسبت به شخص مقابل خود این احتمال رو بدین که شاید ان شخص درگیر زندگی، کلاس و یا هر چیز دیگری باشه؟ مشغله افراد واسه انجام کارهای خود اونقدر زیاده که بعضی وقتاا به دلیل کمبود زمونه پس شما فکر نکنین کسی با شما مشکل داره.

۸٫ زندگی مساوی نیس، باید شرایط من بهتر باشه.
این حرف درسته زندگی هیچ بعضی وقتا مساوی نبوده؛ اما همیشه اتفاقات خوب و بد زیادی در کنار هم اتفاق می افتن؛ اتفاقاتی که خارج از کنترل انتظارات ما از زندگی هستن اما ما چاره ای جز پذیرش اونا نداریم؛ اما تمرکز روی بخشای بد و یا خوب اون ً بستگی به خود شما داره. شما می تونین استرس زیادی رو به خاطر چیزای بدی که از کنترلتان خارج هستن متحمل شید اما مطمئن باشین این کار باعث نمی شه احساس خوبی پیدا کنین اما در مقابل این احساس بد، یک حس خوب هست که ً صادقه. به اتفاقات خوب و مثبت در زندگی خود توجه کنین، اصلاً مهم نیس که الآن در چه وضعیتی هستین اما این اطمینان رو به خود بدین که آینده به مراتب وضعیت بهتری رو براتون به ارمغان میاره.

۹٫ از وضع ظاهری و اندام خود متنفرم
بدن شما یک ظرف گران بهاییه که شما رو به هر جایی که در این دنیا بخواهید می بره. پس خواهش می کنم هیچ وقت اینجور چیزی رو بر زبون نیارین چون چاقی و یا لاغری شما هیچ تأثیری بر این موضوع نداره. اگه شما از بدن خود مراقبت کنین به طبع اونم از شما مراقبت می کنن. پس خود رو در دام حرفای واهی که بدن من بی عیب نیس گرفتار نکنین که با این کار فقط انرژی و وقت گران بهای خود رو هدر می دید و کار دیگری انجام نمی دین. همیشه روی اون دسته از ویژگیای فیزیکی تمرکز کنین که از نظرتون بامزه و جذابه نه اون ویژگیای فیزیکی که هیچ علاقه ای نسبت به اونا ندارین؛ اما ما واسه شما یک پیشنهاد داریم: اگه تمایل دارین احساس بهتری نسبت به بدن خود داشته باشین ده دلیل جذاب بودنتان رو مشخص کنین.

۱۰٫ ای کاش من نبودم، خیلی شرمنده ام.
به جرات می تونم بگم کسائی که خواننده این مقاله هستن، دست کم یک بار روی پیراهن خود غذا ریخته ان، ظرفی رو شکسته ان و یا سر خورده ان پس شما تنها کسی نیستین که در زندگی خود شاهد اینجور اتفاقاتی بودین. اگه در یک جمع به طور ناخودآگاه اشتباهی رو انجام دهنده شدین، یک نفس عمیق بکشین و به خود بگید من اشتباه بزرگی رو انجام دهنده نشده ام. حتی می تونین واسه تغییر شرایط محیط و اینکه اینجور چیزایی براتون اهمیت نداره یک داستان خنده دار از تجربه های خود تعریف کنین.

۱۱٫ سطح اون ازم بالاتره.
اینجور چیزی وجود نداره و شما فقط با این حرفا به ضعف اعتماد به نفس خود کمک می کنین. پس اگه کسی در نظرتون جذابه بی در نظر گرفتن اینجور حرفای بیهوده و پوچی به اون نزدیک و هم کلام شید.

۱۲٫ باور کردن اینکه … به جای من باشه برایم محاله.
حسادت یک حس مخربه که فقط ضرر میرسوند و هیچ فایده ای نداره. اگه در یک شرکت یا اداره مشغول هستین و به جای شما همکارتان پیشرفت پیدا می کنه این دلگرمی رو به خود بدین که حتماً اونم به اندازه شما لایق این پیشرفت شغل بوده و سعی کنین واسه همکار خود یک حمایت کننده خوب باشین نه یک حریف بد؛ چون اون شخص هیچ تقصیری در انتخاب شدنش نداشته جز این که شایدً کمی از شما بهتر بوده. به نظر ما در روبرو شدن با این اتفاقات بهترین برخورد تبدیل احساسات و رفتارهای منفی به رفتارهای مثبته؛ اما ایا اونقدر به خود اعتماد دارین که معتقدید این پیشرفت سهم شما بوده؟ نگران نباشید واسه پیشرفت کردن هیچ وقت دیر نیس پس دست به کار شید و خود رو به همه ثابت کنین.

۱۳٫ این کار واسه من سخته
ایا می دونین چه کارایی بیشتر از حد سخته؟

اینکه در سن هفتاد و دو سالگی در دوی ماراتن شرکت کنین در حالی که پسرتون روی صندلی چرخ داره و از نعمت راه رفتن محرومه.
اینکه صد و هفتاد و هفت کیلومتر در اقیانوس شنا کنین.
دو ماه در یک خودروی یخ زده در دمای ۳۰- زنده بمونین.
چیزایی بیشتر از این سخت تر به ذهنم خطور نکرد که بیشتر از حد سخت باشه نه ان چه تو ذهن شما براتون تداعی کننده سخت بودنه؛ اما بدونین اگه به چیزی باور داشته باشین می تونین به اون دست پیدا کنین.

۱۴٫ ضربه خوردنم در زندگی باعث سلب اعتمادم از بقیه شده.
هر چه شما به بقیه کمتر اعتماد کنین، اونا هم تمایل کمتری واسه اعتماد نسبت به شما دارن و این جالب ترین نکته در بحث اعتماد کردنه؛ اما بحثای زیادی درباره اعتماد کردن هست. همه افرادی که در دور ما هستن ارزش اعتماد کردن دارن؟ اما این نمی تونه یک دلیل قطعی واسه مشکوک بودن به همه باشه. شاید شما در گذشته مورد خیانت کسی قرار گرفته باشین اما این بدین معنا نیس که شما به کسی اعتماد نکنین بلکه می تونه معنا و برداشت بهتری از اون داشته باشین. شاید شما هنوز فرد مناسب رو پیدا نکردین و این برداشت مساوی تر هستش.

۱۵٫ من تسلیم میشم
زندگی مثل یک بازی کامپیوتریه، حتی اگه چند بار هم ببازید اما باز می تونین دکمه ادامه رو فشار بدین و تا هر زمان که دلتون بخواد بازی کنین و تا زمانی که بازی رو کامل قطع نکنین؛ شکست نخورده اید. پس هیچوقت بازی زندگی رو ترک نکنین.

سرنوشت افراد در زمان جوانی رقم می خوره، پس باید از این زمان واسه داشتن شغل موردعلاقه ی خود و درآمدزایی بیشتر استفاده کنین. با یوکن همراه باشین.

خیلی از آدما جامعه به دنبال راه اندازی کسب و کاری جدید هستن. بی شک فرصتای زیادی واسه ایجاد شغل هست. حتی می تونین از ایده های بزرگ مثل یک فناوری نوین یا ایده های آسون تر مثل ایجاد روشی جدید واسه رساندن پیتزا به دست مشتری اقدام کنین. چیزی که افراد جویای شغل رو از کارآفرینان واقعی جدا می کنه، نحوه ی کارکرد اون هاست. وقتی ایده ی نابی به مرحله اجرا نرسه، هیچ ارزشی نداره.

با این حساب، بهترین زمان واسه راه اندازی شغل جدید چه موقعیه؟ بعد از چندین سال کار کردن و کسب تجربه در شرکت؟ یا وقتی تشکیل خونواده می دید؟ حقیقت اینه هیچ قانون طلایی واسه تعیین زمان انجام این کار وجود نداره. با اینحال، ایجاد شغل در زمان جوانی امتیازات زیادی در زندگی داره.

در زمان جوانی سریع و به آسونی دچار شکست میشید

در سخنرانیای انگیزشی می گن در زمان جوانی سریع و خیلی آسون شکست می خورید. شک نداشته باشینً این جمله رو شنیدین که “لازمه ی موفقیت شکست خوردنه”. با وجود تموم سختیایی که نبود موفقیت با خود به دنبال داره، باید اونو مثل هر عبارت انگیزشی دیگری قبول کنین. واسه برسی به موفقیتای بزرگ به طور همیشگی شکست خواهید خورد. بخاطر این نیازه نحوه ی خوب شکست خوردن رو یاد بگیرین.

ورشکستگی مثل مواردیه که باعث بررسی قوای روحی و فکری تون می شه. بعضی وقتا ناامید و مأیوس میشید و تموم انگیزه ی خود رو واسه ادامه کار از دست می دید. بخاطر این، نبود موفقیت در سنای پایین و زمان جوانی اهمیت زیادی داره.

خیلی از آدما در زمان دبیرستان و در سنای نوجوانی، وقتی انرژی زیادی دارن، شروع به کار می کنن. شک نداشته باشینً در این مقطع با شکستا و مشکلات زیادی روبرو می شن. در این شرایط خود رو سرزنش می کنن و تموم روحیه خود رو از دست می دن.

نبود موفقیت در زمان جوانی تنها کلید برسی به موفقیت حساب می شه. بعد از اینکه اولین بار به سختی شکست خوردید، پشت سر گذاشتن شکستای بعدی براتون آسون تر می شه.

لازم به ذکره، در زمان جوانی مسئولیتای کمتری هم به عهده دارین. ، وقتی جوون هستین وظایف کمتری روی دوشتانه. در این سنای هنوز ازدواج نکردین و مسئولیتی به عهده ندارین، حتی هیچ وامی هم واسه پرداخت نخواهید داشت. اگه فرد خوش شانسی هم باشین، تحت بیمه درمانی خونواده تون هستین.

در شغل کارآفرینی خطرای زیادی هست و ممکنه مسائل پولی مختلفی در روند کاری به وجود بیاد. باید در این شغل تموم وقت و انرژی خود رو به کارتون اختصاص بدین. در زمان جوانی و مجردی تنها مسئولیت خود و کاراتون رو به عهده دارین و تموم تمرکز و وقتتون رو صرف کار و اهدافتان می کنین؛ اما وقتی ازدواج می کنین مسئولیت تأمین و حمایت از خونواده رو هم مسئول میشید. پس فرق زیادی بین این دو مقطع از زندگی هست.

به سرعت به درآمدهای بلندمدت دست پیدا می کنین

اگه راه کارآفرینی رو به درستی طی کنین، شغل یکی از بهترین داراییای بلندمدتتان میشه. حالا دست به کار شید تا واسه آینده خود درآمد ثابت و بلندمدتی کسب کنین.

الان بیشتر جوونا قدرت کارآفرینی بالایی دارن. نسل جوون فعلی دوست دارن خودشون رهبری کارا رو به عهده بگیرن و اصلا تحت مدیریت قرارنمی گیرن. این رفتار از بعضی خصوصیات شخصیتی اونا مثل تکبر و کمال گرایی نشاءت میگیره. اگه شمام از نسل جوون الان هستین، هر چه زودتر درآمدزایی به شکل کارآفرینی رو شروع کنین. اگه جوانی خود رو صرف دریافت حقوق ماهیانه شرکتا و ادارات کنین، هیچ پیشرفتی در انتظارتان نمیشه. گرچه کسب درآمد بلندمدت سخت و زمان بره اما تحمل مشکلات و فشارها، ارزش خیلی زیادی داره. پس بهتره هر چه زودتر اقدام کنین.

با کارآفرین شدن، طعم واقعی زندگی رو می چشید

کلاسای درس و جلساتی که در جهت اهداف کاری برپا می شن، فضاهای ً رسمی به حساب بین. افراد اینجاا تحت کنترل هستن. پس اگه قدرت یادگیری و علاقه اونا هم بالا باشه، به خاطر نظارت و کنترل مسئولین، هیچ وقت مفاهیم رو به طور کامل دریافت نخوان کرد. باید تا حد امکان جلسات رو در فضاهای باز برگزار کرد تا کمی از شدت رسمی بودن اونا کم شه. وگرنه زمانی که می تونستید حجم زیادی از مطالب رو یاد بگیرین، کمتر یاد خواهید گرفت و فرصت خود رو با صرف زمان روی چند مورد کم اهمیت از دست می دید.

کارآفرینی بهترین روش واسه تحصیل در دنیای واقعیه. در این شغل هیچ مدیر یا معلمی بالای سرتون نیس تا بگه چه کاری انجام بدین. تنها کافیه تموم کارهای استخدامی و دیگر موارد رو با ایده های خودتون، برنامه های بازاریابی و اهداف جذب سرمایه جلو ببرین. وقتی دچار اشتباه میشید هیچ احتیاجی به حمایت و پشتیبانی کسی نخواهید داشت. این درسا خیلی مهم هستن و تنها از راه تجربه به دست بین.

در آخر باید بگیم هیچ وقت واسه شروع کارآفرینی دیر نیس. با این حال، بهترین زمان زمان جوانیه. پس هر چه زودتر خود رو از وضعیتی که در اون قرار دارین آزاد کنین و دست به کار شید.