پایان نامه نوآوری محصول:طبقه بندی انواع دانش

۳D render of medical background with virus cells

طبقه بندی انواع دانش

یکی از اولین تقسیم بندیها در مورد دانش در سال 1948 ارائه شد دانش را به دو دسته دانش ضمنی و دانش آشکار تقسیم بندی نمود دانش صریح یا دانش آشکار دانشی است که قابلیت کد گذاری دارد و می توان آن را به صورت مکتوب و مستند بیان نمود . دانش صریح را می توان به شکل کلمات و اعداد و نیز به شکل خصوصیات کالا ، دستورالعمل ها و قواعد کار تبدیل کرد . اما دانش ضمنی دانش شخصی است که به سختی می توان آن را مستند و کد گذاری نمود . به همین دلیل انتقال بسیار مشکل است . این نوع از دانش بیشتر ناشی از تجارب و مهارت های کارکنان است ( شریف زاده ، مولایی ، 1387 ).

انواع متعدد دانش به شرح زیر تقسیم کرده اند :

دانش عمومی : دانشی است که به صورت سازگاری متقابل ، درنهاد اجتماعی مشخص شده است .

دانش فردی : دانشی است که متعلق به فردی واحد می باشد و با دیگران تسهیم نشده است .

دانش درونی : دانشی است که فقط درون نهاد اجتماعی مشخص قابل دسترس می باشد .

دانش برونی : دانشی است که فقط خارج از نهاد اجتماعی مشخص قابل دسترس می باشد .

ابطحی به نقل رنه جورنا در مقاله ای با عنوان « انواع دانش و اشکال مختلف سازمانی » سه نوع دانش را نام می برد

  • دانش نهان : که قابل مشاهده نبوده و درتجارب ، فرهنگ و ارزشهای یک فرد یا سازمان نهفته است .
  • دانش صریح : آشکار و کد گذاری شده است .
  • دانش نظری و تئوریکی : دانشی که از تخصص های عمیق افراد سرچشمه می گیرد و ویژگیهای این نوع از دانش بیش تر شبیه به دانش نهفته است ( ابطحی ، صلواتی ، 1385 ).

استراتژی رو به پیشتازی در بین رقبا استفاده پیشروانه از دانش موجود و ایجاد سریع تر دانش از رقبایشان تمایل دارند . استراتژی پویا در سازمان های ارتباط محور که دانش را بهره برداری می کنند ، ضمن اینکه مفاهیم جدید را استخراج و کشف می کنند ، بکار می رود ومناسب است ( اعرابی ، موسوی ، 1388 ).

 

2-1-5) نظریه  ها وفرایند های مدیریت دانش

تاکنون بسیاری از نویسندگان مدلهایی را در فرایند مدیریت دانش ارائه کرده اند (حدود 30 مدل) ،که برخی از آنها عبارتند:از مدل هیسگ[1](2000) ،مدل مارک ومک الروی[2] (2002) ، مدل بک من[3] (1999) ، مدل هفت c، APQC[4](1996) ، مدل ‌‌» بکووتیز» و«  ویلیامز »[5] (1999) ، مدل « نوناکا » و « تاکوچی »[6] (1995) ،مدل « پروبست» ، « روب » و« مهاردت »[7] (2002) (زاهدی ونجاری،1387،صص8-7 ).اکثر این مدلها ،فرض می شود که مرحله ها و فعالیتها اغلب همزمان ، گاهی اوقات پی در پی و بندرت در یک ترتیب خطی هستند (مینویی و همکاران ،1389،صص 50-52).

[1] .hieks

[2] .marc & mecelroie

[3] .beckman

[4]. america productivity  &  quality center

[5] . bikowitz & williams

[6]. nonaka & takeuchi

[7]. probst & paub & romhardt

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي رابطه مديريت دانش و نوآوری محصول در شركت هاي صنعتي استان گيلان