پایان نامه رشته مدیریت با موضوع: موانع و محدودیت

Copy space. New arrows painted on asphalt. Direction future.

، بتوان اقدامات اصلاحی به عمل آورد. ( استونر، 1377)

1-2-2 ویژگی‌های برنامه ریزی
برنامه ریزی یک فرایند ذهنی آگاهانه با خصوصیات زیر است:
1. تشخیص یک نیاز یا انعکاس یک انگیزه
2. جمع‌آوری اطلاعات
3. مرتبط ساختن اطلاعات و عقاید
4. تعریف اهداف
5. تأمین مقدمات
6. پیش‌بینی شرایط آینده
7. ساخت زنجیره‌های متفاوتی از اقدامات مبتنی بر تصمیمات متوالی
8. رتبه‌بندی و انتخاب گزینه‌ها
9. تعریف سیاستها
10. تعریف معیارهای ابزار ارزیابی برنامه (www. bahar. co. ir)
 2-2-2 اهمیت و ضرورت برنامه ریزی
در میان همه وظایف مدیریت، برنامهریزی از اساسی‌تر‌ین آنهاست که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط میسازد. جمعیت رو به افزایش امروز، استفاده بی رویه از منابع طبیعی، بکارگیری امکانات اقتصادی، فیزیکی و اجتماعی به منظور رفاه و ارتقای سطح زندگی از طرفی، و از طرف دیگر انفجار علم و تکنولوژی و نیز انفجار ارزشها ازپدیده های بارز و بسیار حساس عصر ما بوده و سازمانهارا تحت تأثیر قرار میدهند، و وجود این عوامل بر ضرورت انکار ناپذیربرنامه ریزی می‌افزاید. در صورت عدم بکارگیری برنامه ریزی در سازمان، فعالیتها بسیار کند و پرهزینه میشود. بنابراین اتلاف زمان، منابع و کاهش کارایی و بهره وری سازمانی و در نهایت کاهش رضایت شغلی و عدم تحقق اهداف شخصی و سازمانی را در پی خواهد داشت. بدین ترتیب برنامه ریزی در جهان امروز پدیده ای اجتناب ناپذیر است چراکه میتوان بابرنامه ریزی در مورد چگونگی استفاده از منابع سازمان تصمیمگیری کرد و هر سیستمی برای پایداری و بقای خود باید به این مسئله توجه خاصی داشته باشد. لیکن اهمیت برنامه ریزی را میتوان به موارد زیر نسبت داد :
1. ارائهیک چهارچوب واحد برای تصمیم گیری در سازمان.
2. کمک به تشخیص فرصتها و تهدیدات بالقوه و بالفعل.
3. ارائه معیارهایی برای عملکرد شخصی و سازمان.
4. تعیین کننده جهت و اهداف سازمان.
5. کنترل سازمان از طریق بودجه بندی آن.
6. صرفه جویی در وقت، منابع مالی، مادی و انسانی.
7. عاملی برای افزایش کارآیی و اثربخشی سازمان (کافمن، 1374)
 3-2-2 اصولبرنامه‏ ریزی
دربرنامه‏ ریزی سه اصل باید همواره رعایت شود؛ آن سه اصل‏ عبارتند از:
1. اصل انعطاف‏پذیری: برنامه‏ریزی باید منطبق با نیازهای ‏یک مؤسسه و سازمان باشد. هیچ طرح‏ ایده‏آل و جامع و منحصر بفردی از استراتژیها، سیاستها و برنامه‏های‏ عملیاتی وجود ندارد که طرح و برنامه‏هاییک مؤسسه را بتوان با آن‏ سنجید.
2. اصل تجدیدنظر: چون هیچ‏گونه‏ تضمینی برای انجام آنچه دربرنامه‏ ریزی پیش‏بینی شده است، وجود ندارد، لذا بعد ازبرنامه‏ ریزی‏ نباید آینده‏نگری و پیش‏بینی آینده را کنار گذاشت. در طی دوره اجرای‏ برنامه‏ها، باید در زمانهای مختلف‏ در برنامه تدون شده تجدیدنظر کرد و در صورت لزوم، اصلاحات لازم را به‏ عمل آورد.
3. اصل توجه به تعهدات و امکانات: دربرنامه‏ ریزی باید به‏ تعهدات و امکانات مؤسسه توجه کرد و براساس امکانات و زمان کمتر از تعهداتبرنامه‏ ریزی نمود. اصل‏ تعهدات در واقع افق برنامه را مشخص‏ می‏کند. (اسماعیل پور، 1386)
 4-2-2 موانع و محدودیتهای‏ برنامه‏ریزی
دربرنامه‏ ریزی موانع و محدودیتهای زیادی وجود دارد که در زیر به تعدادی از آنها بصورت فهرست وار اشاره شده است:
1. وقایع و بحرانهای محیطی: وقایع و رویدادهای محیطی‏ همواره غیرقابل کنترل هستند. پیش‏بینی و برآوردهای آینده همیشه‏ دقیق نیستند و برنامه‏هایی که برای این گونه پیش‏بینی‏ها و برآوردها تدوین‏ می‏گردند، ممکن است به شکست‏ بیانجامد.
2. مقاومتهای داخلی: افراد ممکن‏ است در مقابل تغییرات ناشی از اجرای‏ برنامه‏ها مقاومت کنند. این مقاومت‏ها ممکن است در سه سطح مقاومت‏ شخصی، مقاومت تخصصی و مقاومت‏ براساس منافع و موقعیت اشخاص یا گروه انجام گیرد. بنابراین با وجود مقاومت های فوق، اجرای برنامه‏ها ممکن است با عدم موفقیت مواجه‏ شود.
3. برنامه‏ریزی پرهزینه می‏باشد، زیرا نیاز به مطالعه و کار فراوان دارد.
4. برنامه‏ریزی یک کار سخت و پرمشقتی است زیرا به تبحر زیاد، خلاقیت بیش از اندازه، قدرت تجزیه و تحلیل و استنتاج فراوان نیاز دارد. (همان ماخذ، 1386)

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

 5-2-2 سیر تکاملی برنامه ریزی
در نگرش سنتی مدیریت، برنامهریزی نقطه شروع تمام حرکتهاست که اهمیت آن از گذشته دور برهمگان آشکار گردیده و آن‏را اساسی ترین وظیفه مدیریت دانسته اند. برنامهریزی در سیر تکاملی خویش، دستخوش تحولات بسیار قرار گرفت که طی سه دوره قابل تفکیک است. (علی احمدی وهمکاران، 1388)
 1- 5-2-2 محصول گرایی
قدیمیترین دوره مربوط به دورهی محصول گرایی میشود. در این دوره فرض بر ایستا بودن محیط و عدم تغییرات چندان بوده که این تغییرات اثر زیادی در پیشرفت سازمان نداشته و تمام توجه سازمان معطوف به درون سازمان بوده، به همین خاطر برنامه ریزیها به صورت بلند مدت صورت میگرفت. تاکید اصلی این دروه بر محصول بوده و مدیران سازمان تصمیم گیرنده اصلی به شمار میآمدند و خبری از سلایق و علایق مشتری نبود. لذا محور اصلی تولیدکنندگان بودند که به تولید انبوه میپرداختند.
 2- 5-2-2 بازارگرایی
با گذر از دوره محصول گرایی به دوره بازارگرایی، رقابت شرکتها در جهت کسب سهم بالاتری از بازار موجود پیچیده تر و فشرده تر گردید و نتیجه آن محیطی پویا و پرتغییر بود. در این محیط رقابتی مشتریان در انتخاب فرآوردهها وخدمات دلخواه خود قدرت بیشتری یافتند. در نتیجه محصولات به صورت متنوع درآمد، تمرکز بر بازار مصرف شد و مشتری حرف اول را میزد. در این دوره سازمانهابرنامه ریزی میان مدت انجام میدادند وبرنامه ریزی استراتژیک در سطح شرکتها صورت میگرفت.
 3- 5-2-2 فراصنعتی
گذر از دوره‎های مختلف محصول‎گرایی و بازارگرایی و ظهور عصر فراصنعتی که در آن دانش و اطلاعات محور اصلی حرکتهای بشری است، سازمانها را با چالش جدیدی مواجه ساخته است. در این دوره بازارها به شدت رقابتی شدند، بر این اساس مزیت رقابتی از آن سازمانهایی است که با تمرکز بر ارزش‎آفرینی و مشتری‎گرایی به توسعه و تنوع محصولات خود همت گمارند؛ و همچنین گرایشهای تعاملی وبرنامه ریزی بعنوان مبنایی براییادگیری سازمان شکل گرفت.
 6-2-2 انواع گرایشهای برنامه ریزی
1 ارتجاعی: گذشته نگر
2 غیرفعال: حال
3 فعال: آینده
4 تعاملی: در نظر گرفتن گذشته / حال و آینده
1-6-2-2 گرایش ارتجاعی ( گرایش به گذشته)
گذشته‏گرایان وضعیت گذشته را نسبت به حال ترجیح می‏دهند و بر این باور هستند که امور از بد به سوی بدتر شدن می‏رود. بنابراین آنها نه‏ فقط در برابر تغییرات مقاومت نشان می‏دهند، بلکه تلاش می‏کنند تا‏ تغییرات قبلی را خنثی کرده و به موقعیتی بازگردند که در گذشته‏ داشته‏اند. آنها معمولا افسوس«روزهای خوب گذشته»را می‏خورند، تمایلی که آنهانسبت به گذشته دارند، فلسفه مدیریت آنان را واپس‏گرا می‏سازد.
گذشته‏گرایان بیشتر تحت تأثیر نفرت‏هایشان حرکت می‏کنند تا عشق‏هایشان. جهت‏گیری آنان بیشتر جبرانی ‏است نه خواستاری‏. آنها بیشتر سعی می‏کنند که از ناخوشایندها بپرهیزند نه اینکه خویشاندها را بدست آورند. آنها در هر پیشنهادی تازه‏های کمی می‏بینند و تازه‏های‏ کمتری برای آنان شایستگی پذیرش دارد. از آنجا که تغییرات تکنولوژیک بسیار آشکار است و‏ همیشه پیچیدگی تکنولوژی در گذشته کمتر از حال بوده است، تکنولوژی‏ در نظر گذشته‏گرایان عامل اساسی گرفتاری های آنهاست. آنها هنر را بر علم‏ ترجیح می‏دهند،در برخورد با مسائل بر عرف‏، کشف و شهود و قضاوت‏های مبتنی بر تجربه‏ طولانی متکی می‏شوند. در نظر آنان هرقدر تجربه بیشتر باشد بهتر است. به همین دلیل آنان برای ارشدیت، بی‏جنبشی، سن، پایگاه سازمانی و مسئولیت‏های متناسب با آنها ارزش فراوان قائل‏ هستند.
گذشته‏گرایان پیچیدگی را دوست ندارند و سعی می‏کنند که از آن‏ بپرهیزند. آنان سیستم‏های پیچیده را به مسائل ساده که راه‏حلهای ساده نیز دارند(راه‏حلهایی که تجربه شده و درست هستند)تجزیه می‏کنند. آنها کسانی هستند که برای همه مسائل راه‏حل پیشنهاد می‏کنند اما برنامه‏ریز نیستند. سعی می‏کنند که گذشته را با تخریب وضعیت پیچیده‏ای که‏ فکر می‏کنند محصولبرنامه‏ ریزی دیگران است بازگردانند.
برخلاف حال‏گرایان، گذشته‏گرایان سوار بر موج نمی‏شوند، آنها سعی می‏کنند بر خلاف جهت موج به سوی ساحل آشنا شنا کنند. بنابراین تعجب‏آور نیست که این نگرش زمانی موفقیت‏آمیز بوده باشد، اما امروز تعداد موسسات و سازمانهایی که چنین رویه‏ای را بپذیرند رو به‏ کاهش است. ( ایکاف، 1371)
2-6-2-2 گرایش غیرفعال (گرایش به حال)
افراد غیر فعال از آنچه وجود دارد راضی هستند. آنها علاقه ای به بازگشت به وضعیت پیشین ندارند و از تغییر هم دلخوش نیستند. بنابراین سعی میکنند از تغییر جلوگیری نمایند. هدف آنها بقا و ثبات است. اگر در چنبر موج تغییر گرفتار شوند، کوشش میکنند که به لنگر بیاویزند.
مدیریتهای غیرفعال ممکن است باور نداشته باشند که وضعیت موجود بهترین وضعیت است، اما معتقدند که این وضعیت به اندازه کافی خوب است یا انتظار بیش از این عاقلانه نیست.
غیر فعالان بر این باورند که دخالت دیگران در جریان امور، حتی با نیت خوب اوضاع را به هم میریزد و این یعنی تأخیر فرد غیر فعال در واکنش نسبت به آشفتگی ایجاد شده توسط دیگران تا وقوع بحران؛ یعنی تا هنگامیکه بقا و ثبات آنها مورد تهدید قرار گیرد. از اینجاست که آنها مدیریت بحران و برلبه تیغ راه رفتن را تجربه میکنند. حتی دربحرانهاحداقل تلاش لازم برای باز گشتن به تعادل را به کار میبرند. برعکس آنچه که از نام آنها برمیآید، غیرفع
الان بسیار فعالند، حتی هنگامیکه بحرانی هم نیست، که به ندرت اتفاق میافتد، زحمت زیادی میکشند تا از وقوع رویدادها جلوگیری کنند.
سازمانهای غیر فعال به آداب بیشتر از کارآرایی اهمیت میدهند. در این سازمانها به سازگاری ارزش بیشتری داده میشود تا به آفرینندگی. سازمانهای بی کنش به این دلایل به دیکتاتوریوسیله ها و دموکراسی هدفها گرایش دارند. آنها فکر میکنند که به صاحبان منافع به ویژه به سرمایه گذاران و مشتریانشان خدمت میکنند و بهتر از آنهام یدانند چگونه منافع آنها را حفظ کنند. این سازمانها کوشش میکنند از طریق حیاتی جلوه دادن خود در نظر مخدومین و خادمین، ادامه حیات خود را تضمین کنند.
سازمانی میتواند با مدیریت غیر فعال سر کند که ادامه حیات آن ارتباطی به عملکرد نداشته باشد؛ یعنی به کمک مالی دولت متکی باشد. لذا شگفت آور نیست که چنین سازمانهایی دربرابر اقدامهای مربوط به اندازه گیری عملکردشان مقاومت کنند. نمونههای بسیاری از غیر فعال بودن را میتوان در میان سازمانهای دولتی، ادارات خدماتی، شرکتهای سهامی و دانشگاهها مشاهده کرد. (یارمحمدیان، 1390)
3-6-2-2 گرایش فعال ( آینده گرایی): سبک فراگیر مدیریتی
طرفداران این نوع گرایش از بازگشت به وضعیت پیشین یا رضایت دادن به حال، خشنود نیستند. آنها به شدت معتقدند که آینده از حال و گذشته بهتر خواهد بود. بنابراین دوست دارند تغییر را شتاب دهند و از فرصتهای ناشی از آن بهره گیرند. آنها معتقدند که تکنولوژی عامل اصلی تغییر است. آنها به عکس غیر فعالان به کار متوسط رضایت نمیدهند. و شیفتهروش های علمیمقداری، مثلبرنامه ریزی خطی، طرح ریزی، تجزیه و تحلیل ریسک و… هستند. فعالان بیشتر به آزمایش تکیه میکنند و به تجربه اهمیت نمیدهند، رویکرد خلاقانه دارند و تمایل به پیشگام بودن درشیوه های نو دارند.
برنامهریزی دریک سازمان فعال عبارت است از پیش بینی آینده و آماده شدن برای آن و به عبارت دیگربرنامه ریزی امروز برای کاری که در آینده باید انجام شود. فعالان بیشتر نگران از دست دادن فرصت هستند تا اینکه نگران ارتکاب اشتباه باشند. سبکبرنامه ریزی آنها به صورت از بالا به پایین است. آنها آرمانگرا هستند و چیزی فراتر از بقا میخواهند و به دنبال شکار فرصتها در جهت بهبود وضعیتشان میباشند. با این حال آینده گرایان برای آیندهبرنامه ریزی میکنند، ولی آینده رابرنامه ریزی نخواهند کرد. آینده گرایان ن در پی تغییر درون سیستم هستند و نه تغییر خود سیستم یا محیط آن. لذا آنها میخواهند سوار بر موج متلاطم باقی بمانند و نه آنکه برخلاف موج حرکت کنند. (علی احمدی، 1388)
4-6-2-2 گرایش تعاملی

طرفدارانبرنامه ریزی تعاملی بر آن هستند که آرمان آینده باید بسی بهتر از حداکثر توانایی کنونی باشد. بنابراین، گرایش تعاملی به جای بها دادن به بهترین عملکرد در زمان مشخص و تحت شرایط مشخص، به بهبود عملکرد در طول زمان ارج مینهد. هدف آن حداکثر کردن توانایی یادگیری و سازگارکردن یعنی توسعه است. گرایش تعاملی تنها گرایشی است که به توسعه فرد، سازمان، اجتماع و بهبود کیفیت زندگی میانجامد.
گرایش تعاملی، گذشته، حال و آینده را به عنوان بخشهای مجزا اما جنبههای غیرقابل تفکیک که باید برای آنبرنامه ریزی کرد میشناسد. هر شرکت کننده فرصت مییابد تا به درک خود نسبت به اینکه رفتارش چگونه بر عملکرد کل اثر می‌گذارد و درنتیجه این عملکرد را بهبود میبخشد بیفزاید. به عبارت دیگر، هرکس که با سیستمی سروکار دارد یک یاری دهنده بالقوه در طراحی مجدد آن است چرا که فایده اصلیبرنامه ریزی تعاملی از طریق مشارکت در آن به دست می‌آید. این حالت توسعه فردی و سازمان را تسهیل میکند. این توسعه، بدون توجه به نتیجهی کار در فرایند مشارکت روی می‌دهد. در چنین زمینه ای است که کار، بازی و یادگیری در هم تنیده میشود و توسعه به بار مینشیند. بنابراین، برنامهریزی تعاملی پارادایم طراحییک آینده مطلوب و کشفراه های رسیدن به آن در مقابل پارادایم پیش‌بینی و آمادگی است.
در این نوعبرنامه ریزی به علت دید کل نگر، بخشها و سطوح یک سازمان همزمان و وابسته به همبرنامه ریزی میکنند، لذا به نتیجه بهتری دست مییابند. این مفهوم ازبرنامه ریزی که همه با هم و دریک زمان انجام میشود مخالفبرنامه ریزی ترتیبی از بالا به پایین یا از پایین به بالا در سازمان است. (بینش، 1384)
7-2-2 انواعروش هایبرنامه ریزی
برنامهها برای مقاصد متنوعی تنظیم می‌شوند و به فراخور هر وضعیت به گونه‌ای متناسب با آن شکل می‌گیرند. لذا دسته بندی ذیل را می توان برای انواعبرنامه ریزی عنوان کرد:
1-7-2-2 برنامه‌ریزی تخصصی
گاهی با توجه به ماهیت تخصصی برخی از وظایف مدیریت برای انجام آنها برنامه‌ریزی می‌شود. این برنامهریزیها رابرنامه ریزی تخصصی می‌نامند که بر اساس وظایف مدیریت در سازمان عنوان می‌شود.
الف) برنامهریزی و کنترل تولید (مدیریت تولید): عبارت است از تعیین نیازها و تأمین ابزار و

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*