پایان نامه رایگان مدیریت : حقوق بشر

و آگاهی سیاسی و فرهنگی، دسترسی به آزادی‌های مشروع سیاسی به ویژه در قالب تشکل‌های غیردولتی و حق انتخاب و نیز فرصت به فضیلت رساندن استعدادهای درونی نمونه مثبتی از جهانی شدن حقوق زنان می‌باشد. البته جهانی نباید موجب تحمیل هزینه به بخش‌های ضعیف تر جامعه از جمله زنان شود و لازم است که راهکارهایی برای کاهش آثار منفی بر زنان ارائه شود.

زنان در روند جهانی شدن همچنان زندگی کیفیت مطلوب ندارند و از آنان بهره برداری تبلیغاتی بسیاری می‌شود که در سردی عاطفی و احساسی میان اعضای خانواده نیز تأثیر بسزایی دارد.
جهانی شدن در سه بعد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی تأثیرات منفی نیز به دنبال دارد که در بعد اقتصادی از طریق ایجاد تبعیض به نفع کارگران مرد است و در حاشیه قرار دادن زن از طریق دستمزدهای‌اندک و به کار گماردن در بخش غیررسمی در بعد سیاسی از طریق محدوده کردن زنان به مشارکت در فعالیت‌های سیاسی و در بعد فرهنگی از طریق از دست دادن هویت و استقلال فرهنگی با استیلای فرهنگی جهانی
بخش دوم: حقوق مدنی و سیاسی

فصل اول : حق کرامت
انسان موجودی است که دارای کرامت ذاتی می‌باشد و این هدیه ای است که پرودگار متعال به او عطا فرموده است. این کرامت از روزهای نخستین رشدوکمال وی همراهش می‌باشد و تا هنگامی که این شایستگی محروم نگردیده است همراه او خواهد ماند.
پس انسان در تکوین و ذات خویش و برخوداری از روح الهی و عقل که تنها خاص انسان می‌باشد موجودی صاحب کرامت می‌باشد که این کرامت عطیه الهی است که برای همه انسان‌ها وجود دارد آنچه انسان به واسطه عقل و تحصیل بدست می‌آورد فضایل ایمانی و اخلاقی اوست که می‌تواند موجب برتری جوامع و گروه‌ها بر یکدیگر شود.
در این جا یک ادعای بدیهی وجود دارد و این که «زن انسان است» که در بدو امر این امر بدیهی به نظر می‌رسد ولی تاریخ گواهی می‌دهد که این امر بارها از سوی‌اندیشمندان و متفکران مورد تردید قرار گرفته است.
و در حالیکه در سال 586 میلادی در مجمع ماکون اصولاً درباره این مسأله بحث می‌کردند که آیا زن انسان است.
حق کرامت درحقوق بین‌الملل
کرامت انسان درون مایه اصلی «اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌باشد و مطابق آن در تنظیم حقوق و قوانین انسانی مورد توجه قرار گرفت است. در این مسأله تفاوتی بین زن و مرد نیست.
همانطور که می‌دانیم «عقلانیت» و دانایی از اصلی ترین زیرساخت‌های کرامت ذاتی انسان به شمار می‌رود که مطابق آن جامعه ای دارای عزت و کرامت می‌باشد که دارای فکر و‌اندیشه باشد. جامعه‌ای که از نظر عقلی و نظری تولید فکر می‌کند که در ارتباط اختلافی میان زن و مرد نیست.
تأکید اعلامیه حقوق بشر بر لزوم مراعات کرامت ذاتی انسانها:
1) پارگراف اول از مقدمه «از آنجا که شناسایی و حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری» حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان، اساس آزادی و عدالت و صلح در جهان تشکیل می‌دهد.
2) ماده یکم «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند از لحاظ حقوق و حیثیت با هم برابرند همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روح برداری رفتار کنند.
3) ماده پنجم «احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا برخلاف انسانیت بشری یا موهن باشد»
4) ماده دوازدهم «احدی در زندگی خصوصی، امورخانوادگی، اقامت یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله‌های خودسرانه واقع شود. و شرافت و اسم نباید مورد حمله قرار گیرد.
5) ماده بیست و ششم بند دوم : «آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد کمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی‌های بشر را تقویت کند.
حق کرامت در اعلامیه حقوق بشر اسلامی
ماده ششم : «الف- کرامت حقی است که برای همه انسان‌ها تضمین شده است. همه افراد بشر اعضای یک خانواده‌اند و بزرگی خداوند فرزند بودن همه برای آدم علیه السلام آنان را با یکدیگر متحد ساخته است. و همه مردم در کرامت ذاتی که خداوند سبحان به همه آنان عطا فرموده است و نیز در اصل تکلیف و مسئولت فکری با یکدیگر مساوی‌اند بدون تفکیک از جهت نژاد و زنان اقلیم و تابعیت یا اعتقاد دینی که از بدعتهای بی اساس ناشی نشده باشد. مگر کسی که این کرامت را از روی اختیار و به سبب ارتکاب خیانت یا جنایت یا اشاعه فساد از خویشتن سلب نماید و نیز کسی که به خدا شرکت بورزد و یا او را انکار کند.
فصل دوم :حق حیات
حق حیات که از بنیادی ترین حقوق انسان به شمار می‌رود در حقوق بین‌المللی دامنه وسیعی دارد و همان طور که می‌دانیم حقوق بشر منوط به زنده ماندن است و سایر حقوق بدون حق حیات، بدون ارزش و کاربرد است.
از اصلی ترین حقوقی که مورد توجه بیشتر می‌باشد و از مهم ترین اصول حقوق فطری است، حق حیات می‌باشد و انسان پیش از آنکه سایر حقوق را بشناسد در ابتدا باید بداند که دارای حق حیات است از حق حیات خود ما به خوبی آگاهی پیداکنند، البته قانون تا زمانی از حق حیات انسان دفاعمی‌کند که فرد مزاحم حیات اجتماعی افراد نباشد و حیات آنان را به خطر نیدازند. زیرا حق حیات هستند تمایل ناپذیر حقوق بیشتر است که سایر حقوق انسانی از آن ناشی می‌شود.
البته جایگاه انسان در مراتب حیات از آن روی که انسان و دارای اختیار و اراده می‌باشد جایگاهی متغیر و غیر ثابت است انسان می‌تواند حیاتی در فروترین مرتبه در اسفل سافلین تا والاترین داشته باشد.
حق حیات از حقوق ذاتی بشر اعم از زن و مرد می‌باشد و هیچ کس نمی‌تواند این حق را از کسی سلب نماید.
وضعیت حق حیات زن
با آنکه حق حیات از بنیادی ترین حقوق می‌باشند و دارای سابقه ای طولانی در طول دوران بشریت است و نیز همان طور که می‌دانیم ادیان و مذاهب گوناگون درباره آن سخن گفته‌اند. تاریخ بشریت نکات فراوانی از ناهنجاریهای حرمت شکن انسان همانند تخریب استثمار، جنگ، کشتار جمعی و ظلم و تجاوز دارد که در این مسیر منزلت انسانی از بین رفته و پایمال شده دراین بنیادی ترین حقوق انسانی که همان حق حیات است مخدوش است.
انچه از اسناد و نوشته‌های پیشینان بر جای مانده است حکایت از آن دارد که در جوامع قدیم حتی در جوامع متمدنی مانند ایران و روم زن از بسیاری از حقوق مادی و معنوی که از آن جمله می‌ توان به حق معامله پیشه، مالکیت، انتخاب همسر، طلاق و غیره اشاره کرد.
محروم بوده است و این حقوق برای زن به رسمیت شناخته نشده بود.
اگر بخواهیم اشاره
‌ای به حقوق زن در ایران باستان نماییم باید بدانیم که زن در آن دوران حقوق اجتماعی و اقتصادی نداشت. البته این وضعیت در ادوار مختلف اشکانی و ساسانی متفاوت بوده اگر چه زن در ایران قدیم وضیعتی بهتر از زمان دیگر تمدن‌ها داشت اما باید متذکر شد که به جز زن سوگلی زنان دیگر حکیم کارگرد خدمتکار را داشتند. و زن در جامعه آن روزگار حق رای و اظهار نظر نداشت و همچنین دارای کرامت انسانی نبود و به شکل برده زندگی می‌کرد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یونانیان می‌پنداشتند که زن موجودی زاده شیطان است و اورا هر کاری جز خدمتکاری و ارضای غرایز جنسی مردان منع می‌کردند. در یونان باستان مرد تسلط بسیاری برزن داشت تا آنجا که از حد مالکیت نیز پایدار فرار گذاشته بودنداو را به آسانی مورد معامله خویش و بیگانه قرار می‌دادند. ازدواج نیز امری اجباری برای زن محسوب می‌شد و به طور کلی زن از حق ارث و طلاق محروم بود و حتی بعداز مرگ شوهر حق زندگی نداشت.
در روم باستان زن به مانند یک برده بود مانند آن خرید و فروش می‌شد وحتی زن در برابر پدر شوهرخود حق مالکیت معاشرت و حق حیات نداشتند و پدر و شوهر او می‌توانستند دختر یا زن خود را بفروشند و حتی قرض و اجاره دهند و حتی بالاتر ازهمه حق کشتن او را نیز داشتند.
چینی‌ها زن را چشمه ناپاکی و مصیبت می‌دانستند آنان اغلب نوزدان دختر را می‌کشتند. و او را به صحرا می‌افکندند و خویشان برای تولد دختر به فرد تسلیت می‌گفتند.
در هندوستان نیز مانند جوامع دیگر از استقلال و شخصیت و مقام والای انسانی برای زن خبری نبود. زن همواره تحتت سرپرستی پدرشوهر یا پسر خود بود آنان باید شوهر خود را همان خدای خود می‌پرستیدند.
از نظر آنان زن روح گنهکاری بود که دوباره زاده می‌شد به همین دلیل او را دروازه جهنم می‌پنداشتند. پس از مرگ شوهر نیز حق حیات از او سلب و با طرح روح قانون پلید ((ساتی)) اضطرابات روحی بر او سایه می‌افکند، این موضوع به طوری بود که زن باور داشت که باید پس از مرگ شوهر سوزانده شود.
در عربستان آنچنان وعادت دختر را می‌دانستند که اگر زنی دختری می‌زایید و عادت این دختر را از دوستان مخفی نگاه می‌داشتند و انچنان این موضوع شوم بود که گویی گناه بزرگی مرتکب شده‌اند. فردی که خبر و عادت دخترش را می‌شنید بسیار خشمگین می‌شد. البته این موضوع هنوز نواحی و مناطقی که تربیت کافی بر دختران وجود ندارد دختران قیمت واقعی خود را در اجتماع به دست نیا ورده‌اندو هنوز این وضعیت بر سر می‌برند.
همان طور که در بالا مواردی از حق حیات زن در طول دوره‌های مختلف را بررسی کردیم به وضوح مشخص شد که د ردوران قدیم، دختر کشی در بسیاری از جوامع رواج داشت و دختر را سبب ننگ و شرمساری می‌پنداشتند و و برای او هیچ ارزشی قائل نبودند بلکه حق حیات که از نعمات خداوندی و مهم ترین حقی است که فرد می‌تواند دارا باشد محروم می‌کردندبیشتر زن را خادم مردمی‌دانستند و ارزش و کرامتانسانی برای زن قائل نبودند و بنیادی ترین حق زن که همان حق حیات اوست و دستان پدر یا شوهر و مردان قرار می‌گرفت…البته ممکن است حق حیات به عنوان حقوق عمومی زن غیر منتظره به نظر آید امان نگاهی به نگرش اقدام و قبایل سرگردان در این رابطه این انتظار را موجه جلوه می‌دهند و نیز برای زن هیچ گونه حق حیاتی قائل نبودند بلکه او رامحق شکنجه و کشتن می‌دانستند و او را ننگی برای جامعه می‌پنداشتند، مطابق با اسناد و شواهد تاریخی قریب به 90 درصد افراد و قبائل و طایفه حق حیات برای زن قائل نبودند حتی اگر چنین حقی برای آنان در نظر گرفته می‌شد فقط او را برای ارضای شهوات مردان و وسیله ای برای رفع نیازهای آنان می‌دانستند.
اما از سده هفدهم به بعد د این زمینه نهضت هایی در اروپا شکل گرفت که به مسائل اجتماعی می‌پرداخت و گسترش این نهضت‌ها نهضتزنان را در پی داست. امروزه محتویات اجتماعی مسیری را برای زن به وجود آورده است که انان نیز خواستار حقوقی برابر با مردان می‌باشد.
و آرمان اصلی او رفع هر گونه تعبیض و تمایز بین زنان و مردان است.
وضعیت حق حیات زن در اسناد و منابع بین‌المللی
همان طور که می‌دانیم حق حیات در تمامی مکاتب مورد قبول قرار گرفته است. در دیبا چه منشور سازمان ملل نیز تساوی زن و مرد مورد تایید قرار گرفته است و به طور کلی از اهداف اساسی سازمان ملل تحقق همکاری‌های بین‌المللی در پیشبرد و تشویق به احترام به حقوق بیشتر و آزادی‌های سیاسی افراد بدون آنکه از حیث نژاد، زبان، مذهب و جنس برای آنان تفاوتی قائل باشیم. همچنین در اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام گردیده است که «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ جنسیت و حقوق برابرند و هرکس می‌تواند بدون هر گونه تمایز از جنسیت رنگ، جنس، زبان و مذهب از آزادی هایی که در اعلامیه ذکر شده بهره مند گردد.»
همان طوری که «بالا بیان شد حق حیات نخستین و اصلی ترین حق انسانی می‌باشد و امروزه برای هر فرد اعم از زن و مرد و سیاه و سفید و فقیر و غنی به رسمیت شناخته شده است.
اعلامیه حقوق بشر (10 دسامبر1948) که دربند یک دیباچه خود اعتراف می‌کند.
از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی و صلح را تشکیل می‌دهد و از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشتر منتهی به اعمال و حشیانه گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته است دنیایی را برای افراد بشر به وجود می‌آورد که افراد بشر در ابراز عقیده آزادبوده و فارغ از هرگونه ترسی آن را بیان کنند و این بالاتر ین آمال و ارزوهای بستر است و همان طور می‌دانیم حقوق انسانی زمانی اجرا می‌باشد که با اجرای قانون از آن حمایت کنیم تا اینکه بشر از آخرین علاج برایبیمارهایی از ظلم که همان قیام دربرابر ظلم می‌باشد مجبوری نگردد و لازم است توسعه روابط بین‌الملل و دوستانه مورد تشویق قرار گیرد و همان طور که می‌دانیم اعضای ملل متحد به حقوق اساسی بشر و مقام ارزش انسانی و تساوی حقوق زن و مرد منش
ور ایمان را سخ دارند و آن را در منشور اعلام کرده‌اند و تصمیم بر پیشرفت اجتماعی دادند تا آن را در محیطی بهتر به وجود آورند و این اعلامیه بر حیثیت تمام افراد (مطابق ماده1) و اینکه ((هرکس حق دارد که شخصیت او به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته می‌شود (ماده6) تاکید دارند. اعلامیه مذکور برای تضمین این اصل اساسی اعلام می‌دارد((احدی را نمی‌توان در بردگی نگه داشت (ماده4) خودسرانه توقیف، حبس(ماده 6) تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قراداد که ظالمانه ودوراز انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد(ماده5)
میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز همانند اعلامیه حقوق بشر به حق حیات انسانها اشاره کرده است این میثاق بین‌المللی ضمن تاکید «حثیت ذاتی انسان» (دیباچه ) به حقوق انسانی و تضمین حق ذاتی انسان (ماده 1) اشاره دارد و همچنین در«ماده7» آن به منع شکنجه اشاره شده و د ماده 8 نیز درباره منع بردگی و کار اجباری بیان گردیده است و در ماده(بند 1ماده9) اعضا را متعهد به منع توقیف و بازداشت خودسرانه نموده است.
ماده 2از طرح اعلامیه اسلامی حقوق بشر تهیه شده و از طرف کنفرانس دول اسلام قاهره می‌گوید:
الف)زندگی موهبتی الهی است و حقی برا تمام افراد می‌باشد و جوامع حکومتها وظیفه دارند تا ازاین حق اساسی دفاع کنند در مقابل هر تجاوزی که به ملت شود ایستادگی کنند و البته بدون مجوز شرعی حق کشتن هیچ فردی وجود ندارد.
ب)حق استفاده از هر وسیله به طور کلی یا جزئی که منجر به از بین رفتن بشریت می‌شود ممنوع گردیده است.
ج)از ادامه زندگی بشر تا جایی که وظیفه شرعی است و مشیت الهی باشد پاسداری و محافظت نماید.
اعلامیه جهانی حقوق بشردر اسلام در ماده 7 بند الف اعلام می‌دارد که کرامت انسانی زن ومرد برابر است و زن در برابرحقوق تکامل کردار و شخصیت اجتماعی نیز دارند و همچنین دارای استقلال در جریانات مالی خود می‌باشد و حق حفظ نام و نسبت خویش را دارد.

ماده چهار کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر موادی و و دو پروتکل الحاقی کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر، پروتکل شماره شش کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، ماده چهار منشور آفریقایی حقوق بشر و ملل، کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت به کنوانسیون بین‌الملل تعلیق و مجازات جنایت آپارتاید، کنوانسیون بین‌المللی منع گروگان گیری ماده 24 اساسنامه دیوان بین‌المللی یوگسلاوی سابق ماده 23 اساسنامه دیوان بین‌المللی رواندا قطعنامه‌های شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد در 25 مه 1984 و 24 مه 1989 اصول اساسی ملل متحد در خصوص توسل به زور و سلاح گرم توسط مقامات اجرایی قانون، همگی در ارتباط با حق حیات وضع شده‌اند.
حال باید بررسی کرد که این حق اساسی در کنوانسیون وضع کلیه اشکلال تبعیض غلبه زنان آمده است یا خیر؟
این کنوانسیون که مصوبین آن ادعا می‌کنند که تمامی حقوق اساسی زنان در آن مطرح شده است و به تمام مصادیق آن اشاره شده است.
با نگاهی این به کنوانسیون و بررسی آن متوجه می‌شدیم که به این حقوق اساسی در این کنوانسیون توجهی شنده است پس چگونه می‌توان برای زنی که مهم ترین حق زندگی او نا دیده گرفته شده است حقوق دیگر‌ی قائل شد.
عدم طرح مسئله حق حیات بزرگترین نقصی است که می‌توان بر این کنوانسیون مطرح نمود.
البته باید توجه داشت که در منابع بین‌المللی در مورد حق حیات و زندگی کردن بیشتر بعد مادی مورد توجه قرار گرفته است و بیشتر مودر تفسیر مادی قرار میگیرد و حق حیات را مطلق و ناشی از میل ذاتی به صیانت نفس می‌داند و بعد معنوی این حق به طور جدی مورد بررسی قرار گرفته است.
با بررسی وضعیت حق حیات زنان در ادوار تاریخ و

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *