پایان نامه حقوق

پایان نامه رایگان حقوق : تاریخ صدر اسلام

مسائل زندگی توجه کند میبیند که چگونه سوابق ذهنی یک فقیه و اطلاعات خارجی او از دنیای خارج در فتوایش تاثیر داشته، به طوری که فتوای عرب بوی عرب و عجم بوی عجم، وفتوای شهری بوی شهری.
دین اسلام دین خاتم است و اختصاص به زمان معین یا منطقه معین ندارد، مربوط به همه مناطق و همه زمانهاست.دینی است که برای نظام زندگی پیشرفت زندگی بشر آمده است، پس چگونه ممکن است فقیهی از نظامات و جریان طبیعی بیخبر باشد، به تکامل و پیشرفت زندگی ایمان نداشته باشد و آنگاه بتواند دستورهای عالی و مترقی این دین حنیف را که برای همین نظامات آمده و ضامن هدایت این جریانها و تحولات و پیشرفتهاست کاملا به طور صحیح استنباط کند؟
3-5- اسلام وتجدد زندگی

«موضوع مذهب و پیشرفت از موضوعاتی است که بیشتر و بیشتر از آنکه برای ما مسلمانان مطرح شود برای پیروان صاحب مذاهب مطرح بوده است.بسیاری از روشنفکران جهان فقط از آن جهت مذهب را ترک کردهاند که فکر میکردند میان مذهب وتجدد زندگی ناسازگاری است فکر میکردند لازمه دینداری توقف وسکون ومبارزه با تحرک وتحول است وبه عبارت دیگر خاصیت مذهب را ثبات و یک نواختی وحفظ شکلها وصورتهای موجود میدانستهاند …قوانین در زمینه احتیاجات وضع میشود و احتیاجات اجتماعی بشر ثابت و یکنواخت نیست .پس قوانین اجتماعی نیز نمیتواند ثابت و یکنواخت باشد.»
یکی از جنبههای اعجازآمیز دین مبین اسلام که هر مسلمان فهمیده و دانشمندی از آن احساس غرور و افتخار میکند این است که اسلام برای احتیاجات ثابت، قوانین ثابت و برای احتیاجات متغیر، وضع ناثابت ومتغیردر نظر گرفته است.پارهای از احتیاجات چه در زمینه فردی و شخصی و چه در زمینههای عمومی و اجتماعی که وضع ثابتی دارد؛ در همه زمانها یکسان است.آن نظامی که بشر باید به غرائز خود بدهد و آن نظامی که باید به اجتماع خود بدهد از نظر اصول، کلیات در همه زمانها یکسان است.
قسمتی دیگر از احتیاجات بشر احتیاجات متغیری است و قوانین متغیرو ناثابتی را ایجاب میکند، اسلام درباره این احتیاجات متغییر وضع متغیری در نظرگرفته است از این راه که اوضاع متغیر را با اصول ثابتی مربوط کرده است و آن اصول ثابت در هر وضع متغیری قانون فرعی خاصی را به وجود میآورد.
«قرآن جامعه اسلامی را به گیاهی که در حال رشد است تشبیه میکند .قوانین دنیوی ادیان باید حالت نرمش و انعطاف داشته و با پیشرفت علم و دانش وتوسعه تمدن هماهنگ و سازگار باشد و این قبیل نرمشها وانعطاف و قابل تطبیق به اقتضای زمان بودن نه تنها بر خلاف تعالیم عالیه اسلام نیست بلکه مطابق روح آن
میباشد».
چون مقتضای زمان درحال تغییرو دگرگونی است و هرزمانی قانون نوینی را ایجاب میکند وقوانین مدنی و اجتماعی اسلام متناسب است با زندگی ساده عرب جاهلیت و غالبا عین رسوم و عادات عرب جاهلی است و با زمان حاضر تطبیق نمیکند، پس امروزه باید قوانین دیگری به جای آنها وضع شود .
اقتضای زمان، یعنی: پیش آمدها وپدیدها و امور رایج زمان تبعیت انسان از این مقتضیات به این معناست که در هر زمانی هر چه که پیدا شد، چون پدیده قرن است ونسبت به گذشته جدید میباشد باید از آن پیروی کرد و این معنای تجدد و پیشرفت است. این انسان است که به مصداق «و خلق الانسان ضعیفا” ” زندگیش از صفرشروع شده و بسوی بینهایت پیش میرود.برای حیوانات، مقتضیات همیشه یک جور است.اقتضاهای زمان زندگی .برای آنها تجدد و نوپرستی معنی ندارد. علم برای آنها هر روز کشف تازهای نمیکند و اوضاع آنها را دگرگون نمیسازد چون با غریزه زندگی میکنند نه با عقل، اما انسان: زندگی اجتماعی انسان دائما دستخوش تغییر و تحول است.ودر هر قرنی دنیا برای انسان عوض میشود.راز اشرف مخلوقات بودن انسان هم در همین جاست.زیرا او با عقل زندگی میکند نه با غریزه.
3-6- انطباق دین اسلام بر همه زمانها

دین اسلام، به عنوان آخرین وکاملترین دین الهی، از سوی خداوند برای هدایت انسان و تربیت او و تأمین نیازهای مادی و معنوی وی نازل گشت؛ قرآن کریم در این رابطه، میگوید«امروز دین شما رابرایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما )به عنوان( آیینی برگزیدم»
این دین کامل و جاودانه، باید پاسخگوی همه نیازهای بشر در همه اعصار و امصار تا روز قیامت باشد و چنین هست.روشن است که لازمه دین جاودانه، این است که احکام آن ثابت بماند و با گذشت زمان و در اقوام مختلف تغییر بر او راه نیابد؛ چراکه ثابت نماندن آن در همه احوال، بدین معناست که توانایی تامین نیازهای انسان را در شرایط جدید ندارد و این، بر خلاف فرض جاودانگی آن است.این ثبات احکام درروایات نیز، مورد تأکید قرارگرفته است؛ حضرت امام صادق علیهالسلام میفرماید: «حلال محمدصلی الله علیه واله وسلم»همواره تا روز قیامت حلال است و حرام وی، همواره تا روز قیامت حرام است، نه غیر او میآید و نه تغییر میکند.»
از سوی دیگر، انسانها در مناطق و مکانهای مختلف، فرهنگها و شرایط زندگی متفاوتی دارند و از طرفی فرهنگ و شرایط زندگی هر قوم و ملتی در طول زمان و حتی یک عصر، تغییر و تحول مییابد.تفاوت و تغییر در زندگی انسان از یک طرف و ثبات احکام اسلام از طرف دیگر، این سوال را پدید میآورد که چگونه دین ثابت میتواند برای دنیای متغییر و نیازهای مختلف،جاودان بماند؟ در پاسخ به این سوال دو روش را میتوان پیمود:

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف- ثبات احکام با تغییر در شئون زندگی انسان، تضاد دارد و از اینرو، طبق این نظریه، احکام اسلام فقط شامل امور ثابت زندگی میشود و امور متغیّر، خارج از موضوع احکام دین است.
ب – میان ثبات احکام دین و تغییر زندگی بشر، تضاد نیست و شئون متغیر زندگی با لحاظ حیثیت متغیر بودنش، مشمول احکام ثابت میشود.البته، این پرسش پیش میآید که چگونه احکام دین، در عین ثبات و جهان شمولی، توانایی اداره امور متغیّر حیات انسان را دارد؟ پاسخی که به اجمال میتوان گفت، این است که وجود سیلان و انعطاف و نیز وجود قوانین عام در احکام دین، این اشکال را برطرف میکند.
بر اساس مبانی عدلیه، احکام و فروعات فقهی دارای حسن وقبح است؛ به این معنا که افعال و متعلقات آن، با قطع نظر از حکم شارع، دارای ارزش ذاتی و دارای صفت خوبی و یا بدی هستند و عقل میتواند خوبی و نیکویی آنها، یا بدی آنها را به دست بیاورد و به همین جهت، دلیل عقل را در کنار قرآن، سنّت و اجماع، از ادلّه اربعه قرار دادهاند درتعریف این دلیل گفته شده: دلیل عقل، حکم عقلی است.در پرتو حسن و قبح افعال واشیائی که به وسیله آن به حکم شرعی برسند و از علم به حکم عقلی در پناه ملازمه،علم به حکم شرعی پیدا شود.
از این تعریف بدست میآید که عقل، میتواند نخست خوبی و نیکویی یک کار یا چیز، یا بدی و زشتی آن را درک کند و بر پایه این درک عقلی، به حکمی مناسب، مثلا وجوب یا حرمت و استحباب یا کراهت و حتی اباحه دست یابد و با توجه به قانون ملازمه میان عقل و شرع- که آن را از روایات گرفتهاند و اجماع همه علمای عدلیه بر اعتبار آن منعقد گردیده است- به حکم شرعی دسترسی پیدا کند.
حُسن و قبح به معنای مدح و ذم را، اکثر علمای اصول فقه، دارای معنای وسیعی میدانند که شامل ثواب و عقاب اخروی میشود و به همین جهت، آنها قایل به ملازمه میان حکم عقل و شرع شدهاند.به هر حال،آنچه در این نکته مورد توجه است این که،عقل انسان به عنوان حجت باطنی وی و ملاک تشخیص او قدرت درک خوبی و بدی اشیا را دارد و اکثریت قریب به اتفاق علما و اندیشمندان، قایل به ملازمه بین حکم عقل وشرع هستند؛ بنابراین، قاعده ملازمه بین حکم عقل و شرع، قاعدهای پذیرفته شده نزداکثر قریب به اتفاق علمای امامیه است.
«اسلام دین کامل, جامع و جهان شمول بوده و برای اداره جهان به عنوان آخرین دین, اختصاص به زمان یا منطقه معین ندارد و مربوط به همه زمانها و مکانها است. بسیاری از دانشمندان و نویسندگان خارجی، اسلام را از نظر قوانین اجتماعی و مدنی مورد مطالعه قرار دادهاند و قوانین اسلامی را بعنوان یک سلسله قوانین مترقی ستایش کرده و خاصیت زنده و جاوید بودن این دین و قابلیت انطباق قوانین آن را با پیشرفتهای زمان مورد توجه و تمجید قرار دادهاند.به عنوان مثال: «برناردشاو» نویسنده معروف و آزاداندیش انگلیسی گفته است: «من همیشه نسبت به دین محمد به واسطهی خاصیت زنده بودن عجیبش، نهایت احترام را داشتهام. به نظر من اسلام تنها مذهبی است که استعداد توافق و تسلط بر حالتهای گوناگون و صور متغیر زندگی و مواجهه با قرون مختلف را دارد. همچنین دکتر«شبلیشمیل» یک عرب لبنانی مادی مسلک است.وی با آنکه ماتریالیست است از اعجاز و تحسین نسبت به اسلام و عظمتآورنده آن خودداری نمیکند و همواره اسلام را بعنوان یک آیین زنده و قابل انطباق با زمان ستایش میکند».
یکی دیگر از جهاتی که به این دین خاصیت تحرک و انطباق بخشیده و آن را زنده و جاوید نگه میدارد این است که یک سلسله قواعد و قوانین در خور این دین وضع شده که کار آنها کنترل و تعدیل قوانین دیگر است .فقها این قواعد را قواعد “حاکمه ” مینامند. مانند قاعده” اهم و مهم ” قاعده ” لاحرج ” وقاعده ” لاضرر” که بر سراسر فقه حکومت میکنند کار این سلسله قواعد، کنترل و تعدیل قوانین دیگر است و بر تمام قوانین و احکام دیگر این دین حاکم و ناظر است.در حقیقت اسلام برای این قاعدهها نسبت به سایرقوانین و مقررات حق ” وتو ” قائل شده است.
3-7- معارف سه گانه اسلامی
«پیش از بررسی مساله یاد شده لازم است مجموعه معارف اسلامی را دسته بندی کنیم تا آن دسته از معارف که با گذشت زمان در ارتباط وسازگاری آن با مقتضیات زمان لازم و ضروری است معین گردد در یک طبقه بندی، همه معارف اسلامی را به سه دسته میتوان تقسیم کرد:
1-مسائل اعتقادی .یعنی ایمان به مبدا و معاد، ضرورت رسالت انبیاء و متعلقات آنها که به دلیل تقدم آنها بر اقسام دیگر معارف عنوان اصول به آنها داده شده است .
2-مسائل اخلاقی .برخورد وگفتار افراد جامعه با یکدیگر مانند: راستگویی،صداقت، امانتداری …
3- احکام وقوانین عملی .آئین و قانونی که جهت حیات اجتماعی و همزیستی سالم جامعه لازم است و شامل تمام ارتباطات مالی و اقتصادی و حقوقی افراد جامعه میگردد و یا فقه به معنای اصطلاحی آن، مانند کسب تجارت قراردادها، مانند مضاربه،مضارعه، تشکیلخانواده(احوال شخصیه)، عقود، ایقاعات، بانکداری،
وام و دیگر روابط مالی و داد و ستدهای که تضمینکننده زندگی دنیای و مادی افراد جامعه است».
از میان معارف یاد شده آنچه بیشتر با زمان و مقتضیات آن و تحول وترقی انسان در ارتباط است قسم سوم یعنی احکام وقوانین عملی است زیرا مسائل عقیدتی و ایمان به مبدا معاد و توحید و دیگر باورها، جنبه فردی و درونی دارد و گرچه اساس و زیر بنای احکام عملی است ولی ارتباط جمعی و ویژگیهای اقتصادی در آن مطرح نیست به بیان دیگر تحول زمان و کشفیات و اختراعات انسان در خداشناسی موحدین اثری چندان نخواه
د داشت.
بخش دوم از معارف قرآنی یعنی«ارزشهای اخلاقی»نامتغیر است و تابع زمان و مکان و مقتضیات آنها نمیباشد.به عبارت دیگر صفات نیک، مانند صداقت، امانت و …از ازل مورد ستایش بوده و تا ابد مطلوب خواهد بود و صفات زشت نیز مانند دروغگویی، حسد و دیگر خصال زشت از دیر باز حتی پیش از ظهور اسلام مذموم شمرده شده است.
خلاصه آنکه اخلاق نیک برای همیشه نیک، و اخلاق ناپسند همیشه ناپسند بوده و هست مسائل اخلاقی نیز با گذشت زمان، نیازی به سازگاری با مقتضیاتی که پیش میآید نخواهد داشت.بنابراین روشن است که مسئله سازگاری با مقتضیات زمان و تحول فرهنگ و تمدن انسان و جامعه انسانی درحیطهی احکام فقهی و قوانین عملی مطرح است.
.برای انطباق اسلام با مقتضیات زمان و مکان در درجه اول تقاضای زمان و مکان بوسیله آموزهها و اهتمامات معارف اسلامی به دقت مورد ارزیابی قرار میگیرد.اگر این تقاضا از نظر اسلام مشروع و بر اساس مصالح و مفاسد انسان و اهداف خلقت بود با استفاده از روشها و ابزارهای فقهی که زمینه ساز پویایی اجتهاد در اسلام است حکمی هم جهت و هم سو با تقاضای زمان و مکان صادر میشود.لکن در صورتی که تقاضای زمان و مکان تقاضای نامشروعی بود نه تنها هیچ حکم همسویی در رابطه با آن نخواهد بود بلکه بیشک شاهد مبارزه و تعامل منفی اسلام و احکام اسلامی با این تقاضای نامشروع خواهیم بود.
منظور از پویایی دین نیز در همین نحوه عملکرد و تعامل با مقتضیات زمان و مکان است در غیر این صورت، اگر قرار بود اسلام با همه تقاضاهای زمان و مکان همسو و هم جهت باشد دیگر چیزی از ارزش اسلامی باقی نمیماند.
3-8- ضرورت سازگاری احکام فقهی با مقتضیات زمان
عوامل ضرورت سازگاری احکام فقهی با مقتضیات زمان را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
1-تردیدی نیست که اسلام آئینی فراگیر و عام است و این آیه کریمه موید این مطلب است: «وما ارسلناک الاکافه للناس بشیرا ونذیرا (سباء /28 )ای پیامبر ما تو را نفرستادیم مگر برای جمله خلایق، اعم از عرب، عجم، ترک وهند،بنابر آیه فوق وآیات دیگر بشریت از هر نژاد و هر سرزمین و متعلق به هر دوره و عصرتاریخی که میباشد به پیروی از این آیین فراخوانده شده است، خواه از فرهنگ و تمدن بالا برخوردار باشد و خواه فاقد فرهنگ و تمدن.
2- آئین اسلام آئینی جاوید، ماندگار و پایان بخش همه ادیان وکتب آسمانی، چنانچه فرمود: انت منی منزله هارون من موسی الاانه لا نبی بعدی
3-انسان آفریده ای ست متفکر، متعلم، جستجوگر، نوآور و پیوسته کاشف نهفتهها، مخترع صنایع و ابزار جدید است .قرآن نیز به این ویژگیها تصریح کرده و در مقایسه انسان با فرشتگان، انسان را فراگیر و آموزنده و متغیر ولی فرشتگان را ثابت و غیر متغیر معرفی کرده است.
لازمه چنین آفریدهای آن است که محیط حیات و زندگی خویش را از نظر علمی و فکری تحت تاثیر قرار
داده و پیوسته فرهنگ و تمدن خود را متحول و متعالی سازد.بنابر این آئین و قوانینی که برای انسان وضع میشود باید با محیط، فرهنگ و جامعه او متناسب باشد قوانین و احکام عملی اسلام از ناحیه حکیمی آگاه تشریع گردیده است،حکیمی که نسبت به تحول وضع انسان اگاه است و میداند که اگر انسان در عصر تشریع،زندگی خود را با وسائل ابتدایی تامین میکرد …شارع مقدس میداند که بر مخاطبان او روزی خواهد رسید که پیرامون کره زمین را با وسائل برآمده از فکرو دانش او، در کوتاهترین زمان، سیر وبا قدرت علمی و فکری او فضا وکرات آسمانی را نیز تسخیر خواهند کرد .
برای اداره زندگی و حیات اجتماعی ودنیائی انسان، قانون و احکام میباید تشریع شود که با تمام مراحل حیات او سازگار باشد ….احکام و قوانین اسلام،احکامی است یکسان ولی پیروان و عاملان آن در اعصار وقرون مختلف، متفاوت و مقتضیات عصر علم و تمدن با مقتضیات عصر تشریع نیز متفاوت است.
و همین تفاوتها اهل تحقیق و نیکاندیشان را به جستجوی مبانی و معیار سازگار ساختن احکام با مقتضیات زمان وا میدارد.در قران کریم و سنت نبوی نشانهها و اسنادی دیده میشود که شارع مقدس در طول رسالت و قانونگزاری پیوسته مصالح جامعه و سازگاری احکام با جامعه آن روز را مدنظر داشته است و از طرفی آثاری دیده میشود که جواز سازگاری ساختن احکام با مقتضیات را از آنها میتوان استنباط کرد.
3-9- مقتضیات زمان و مکان از دیدگاه قرآن
«اسلام دینی است پیش رو و پیش برنده، قرآن کریم برای اینکه مسلمانان را متوجه کند که همواره باید در پرتو اسلام در حال رشد و نمو وتکامل باشند، مثلی میآورد، میگوید:
پیروان محمد مثل دانهای است که در زمین کاشته شود .آن دانه ابتدا به صورت برگ نازکی از زمین میدمد، پس خود را نیرومند میسازد .پس روی ساقه خویش میایستد این مثلی است از جامعهای که منظور قرآن است، نموداری است از آنچه آرزوی قران است .قرآن اجتماعی را پی ریزی می کند که دائما در حال رشد و توسعه وانبساط وگسترش باشد.»
تاریخ صدر اسلام نشان داد که اسلام چقدر برای اینکه اجتماعی را از نوع بسازد و پیش ببرد تواناست، اما دیروز که به زن ارث نمیدادند حق مالکیت برایش قائل نبودند اراده و عقیده اش را محترم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *