پایان نامه ارشد درباره فرهنگ نامه ها

دانلود پایان نامه

عدم وقوع بزه نیست، بلکه علاوه بر آن، در صورت تشخیص بزه در نظر گرفتن تدابیر و کیفر قانونی مناسب برای بزهکار است تا ضمن حفظ نظم عمومی، بزهکار اصلاح گردیده و مجدداً اقدام به ارتکاب جرم ننماید، در بسیاری از کشورها از گذشته تا حال، مرجع قضائی خاصی برای رسیدگی به اتهام پاره ای از کارکنان دولت، تشکیل گردیده است، در ایران نیز از سالها قبل از انقلاب اسلامی، مراجع قضائی خاصی برای رسیدگی به اتهام پاره ای از کارکنان دولت با عنایت به شغل و جایگاه و مقام آنها تشکیل یافته است.
محمد زاده، در کتاب خود تحت عنوان نگاه ی کاربردی به صلاحیت در امور کیفری در سال 1384 گفته که ارتکاب جرم از ناحیه پاره ای از افراد موجب می شود تا اعتماد عمومی از بین برود و انسجام ملی مخدوش گردد پس قانونگذار باید برای تعقیب، تحقیق و محاکمه آنها توجه بیشتری نماید، هر چند که رسیدگی به اتهام پاره ای از اشخاص در خارج از محل وقوع جرم، برخلاف اصل تساوی حقوق افراد بوده و تبعیض محسوب می شود
مصدق در مقاله خود تحت عنوان نگرش علمی و کاربردی به صلاحیت رسیدگی به جرایم خاص کارکنان دولت در سال 1388 گفته که اینکه بعضی از افراد دارای شرایط شغلی و موقعیت اجتماعی خاص یا وضعیت روحی و روانی و جسمی خاصی هستند، از این رو باید مقررات ویژه ای در خصوص نحوه تعقیب، تحقیق، محاکمه و اجرای تدابیر کیفری و دادگاه صلاحیت داری که به اتهام آنها رسیدگی می کنند، وضع شود، که این موارد به اهمیت و ضرورت جایگاه اشخاص در تعیین مراجع قضایی می پردازد.
و: روش تحقیق
روش تحقیق در پژوهش حاضر، مانند اغلب پژوهشهای علوم انسانی، کتابخانه ای و اسنادی است، بنابراین، در این ارتباط، کتب و مقالات داخلی و خارجی، سایت های اینترنتی و تمام اسنادی که مرتبط با موضوع بوده و ما را در اهداف مورد نظر یاری کند، مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
ز: ساختار تحقیق

پژوهش حاظر در سه فصل تنظیم گشته که در ابتدا کلیات تحقیق اورده شده ودر ادامه فصل اول به مفاهیم و مبانی نظری تحقیق و فصل دوم به لزوم شناسایی شخصیت بزهکار و پرونده شخصیت و فصل سوم به روش های برخورد تربیتی بهینه با شخصیت مجرم از منظر اموزه های اسلام و نقش شخصیت و جایگاه اشخاص در اجرای مجازات و تعیین مراجع قضایی پرداخته و در نهایت نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات اورده شده است

فصل اول
مفاهیم و مبانی نظری تحقیق

1-1- مفهوم شخصیت ، تعاریف ، اجزای شخصیت و انواع آن
1-1-1- تعریف شخصیت
واژه «شخصیت» (Personnality) مصدر جعلی است و از شخص (Personn) گرفته شده. شخص در فرهنگ نامه ها به معنی انسان (معین، 1372،ج2)، کسی که در نمایش نامه یا داستان نقشی دارد و با خصوصیات خود ظاهر می شود. و بازیگر نمایش آمده است. شخص (Personn) از (personnel) در زبان لاتین آمده است.
پرسونا، که در لغت با واژه (Personnage) مترادف است و به معنی هنرپیشه یا بازیکن رل نمایش آمده است. در اصل، نقاب و پوششی بوده است که بازیگران نمایشنامه ها در رم به چهره می آویخته اند، و چون هر بازیگری نقش خاصی برعهده اش بود، همین که تماشاچی آن نقاب را می دید، شخصیت مربوط را می شناخت. لذا واژه پرسونا از این رهگذر مفهوم «نقش» و «رل» “role” را نگاه داشت و به زبان رایج راه یافت
این معنی نیز با توجه به اینکه هر شخصی در اجتماع نقشی دارد و می کوشد تا با اجرای نقش خود، به خواسته هایش جامعه عمل بپوشاند. برای رسانیدن منظور ما از شخص و شخصیت مناسب و مفید می باشد. واژه «شخصیت» نیز در لغت به معنای سجیه مختص هر شخص، مجموعه عوامل باطنی یک شخص، و مجموع نفسانیات یک شخص (از احساسات و عواطف و افکار) می باشد.
واژه های شخص و شخصیت در رشته های دیگری غیر از حقوق، از جمله روانشناسی، جامع شناسی، به کار می رود، ولی در هر رشته معنای مخصوص به خود دارد. آنچه که در اصطلاح حقوق متداول گردیده، آن است که «شخص» موجودی است که دارای حق و تکلیف می باشد، و همانگونه که اشاره شد، بر دو نوع است: «شخص حقیقی» که همان انسان است و گاه از آن به شخصی طبیعی تعبیر می کنند، و دیگری «شخص حقوقی» است که از آن به شخصی اخلاقی یا شخصی معنوی نیز نام می برند. ولی بهترین اصطلاح همان «شخص حقوقی» می باشد که در برابر «شخص حقیقی» قرار دارد.
«شخصیت» نیز در علم حقوق، عبارت است از: «وصف و شایستگی شخص برای اینکه بتواندطرف و صاحب حق و تکلیف باشد.» بنابرانی « شخصیت» یکی از حالات و صفات شخص است که به موجب آن می تواند طرف حقوق و تکالیف واقع شود.
1-1-1-1- تعریف لغوی شخصیت
مرحوم دهخدا معنای لغوی شخصیت را چنین توضیح داده است:
شرافت و رفعت و بزرگواری و مرتبه و درجه
در اصطلاح روانشناسی، شخصیت یا منش عبارتست از : مجموع نفسانیات (احساسات، افکار، عواطف … ) هر کسی که برای هر شخصیت دورکن است، یکی وحدت و دیگری هویت.
وحدت هر کسی از این جهت است که نفسانیاتش سلسله واحدی را تشکیل می دهد و او می تواند چندین معنی را با یک عمل ذهنی با هم مقایسه و مقابله کند. هویت از این روست که وحدت مزبور در طول زمان محفوظ می ماند و شخص همواره احساس می کند که همان است که روز پیش یا سال پیش بوده است یا روز و سال بعد خواهد بود. ضمنا ملتفت است که معنا و اخلاقا از دیگر همنوعان متمایز می باشد همچنانکه از جهت خصوصیات جسمانی با آنها فرق دارد و از جمله عوامل نفسانی که شخصیت را تشکیل می دهد، پاره ای احساسات و حافظه و تخیل و اراده است و گذشته از این محیط اجتماعی نیز در تشکیل این معنی دخالت مهمی دارد.
شخصیت از لحاظ فلسفی، بدینگونه مورد گفتگو است تعقلی که هر کس از ذات خویش دارد آیا با حقیقت منطبق است یا نیست؟ یا به عبارت دیگر حقیقیت « وجود » چیست؟ قطع نظر از ظواهر احوال. (دهخدا، 1373،ج9، 92) شخصیت از لحاظ حقوقی و اخلاقی در این مورد ترکیبی است که افراد سازنده آن بر روی یکدیگر بسیار موثرند. و غرض از سیستم های فیزیکی وروانی ، همه عادات ، نگرشها، ارزشها، عقاید، حالات عاطفی، احساسات و محرکهایی است که دارای ماهیت روانی ولی اساسا عصبی – غددی یا فیزیکی هستند، این سیستم ها به هیچ وجه حالت توارث ندارند مگر اینکه بر شالوده خصوصیات ارثی بنا شوند و یا دیگری در آنها نقش بسیار موثری را بازی می کند. نکته آخر اینکه سیستم های فیزیکو- روانی، محصول یادگیری هستند و بنابراین عقیده سنتی مبنی بر ارثی بودن صفات شخصیتی دیگر مورد قبول روان شناسان به طور مطلق نیست. (،همان، 132)
1-1-1-2- تعریف عمومی شخصیت (معنای عام شخصیت)
واژه شخصیت ، واژه ای است که هر یک از ما در طول زندگی خود هزاران بار آن را به زبان آورده ایم بی آنکه از آن ، مفهوم علمی خاصی را اراده کنیم . به طور ساده ، وقتی ما درباره شخصیت فردی، صحبت می کنیم منظورمان مجموعه خصوصیات، طرحهای رفتاری است که او را از سایر افراد مشخص می کند. ریشه اصلی شخصیت ، از اصل واژه لاتین (persona) یعنی ماسک یا نقاب گرفته شده است. (الطانی، 1372،چ1، 99- 105)
به طور خلاصه می توان گفت که شخصیت در اصطلاح عامه معانی گوناگونی دارد. یکی از آن معانی، هیبت یا جربزه است. از این رو کسیکه می تواند نظر و اراده خود را به گروهی از افراد تحمیل کند، آدمی با شخصیت به شمار می رود. معنای مصطلح دیگر شخصیت به طور کلی هر نوع صنعت اخلاقی بر جسته ای است (مانند شجاعت اخلاقی، قوت، اراده ، مناعت طبع …) که سبب امتیاز فرد آدمی می گردد تا آنجا که او را به خصوص به آن صنعت می شناسند. واژه شخصیت در اصطلاح ، بلندی مقام و مرتبه را هم می رساند، چنانکه گفته می شود: « شخصیت های علمی » ، « شخصیت های کشوری» ، لشکری، …. (سیاسی،1385،چ2، 7)
1-1-1-3- تعریف روانشناختی شخصیت
از شخصیت در علم روانشناسی ، تعاریف مختلفی ارائه شده است در برخی از این نظریه ها اهمیت فراوان به ناخودآگاه داده شده است و پیرامون آن معتقدند که آدمی از انگیزه های واقعی رفتار و اعمال خود بی اطلاع است، زیرا آنها در شعور باطن یا ناخودآگاه هستند.
آقای گوردون آلپورت یکی از نخستین روانشناسانی که در زمینه شخصیت انسانی، مطالعات گران بهایی انجام داده است . شخصیت را به شرح ذیل تعریف می کنند:
« شخصیت عبارتست از سازمان پویای سیستم های فیزیکو- روانی هر انسان که نحوه سازگاری متمایز و مشخص او را با امکانات محیط زندگی شخصیتش تعیین می کند.» (الطانی،پیشین، 105)
در این تعریف منظور از به کارگرفتن لفظ «پویا» مشخص کردن ماهیت متغیر شخصیت و تاکید بر روی دگرگونیهایی است که از نظر کیفی در رفتار فرد ایجاد می شود. و منظور از لفظ «سازمان» در تعریف فوق مجموعه صفات انتزاعی که به طور ساده پهلوی یکدیگر قرار گرفته نیست بلکه شخصیت یک فرآیند ترکیبی است که افراد سازنده آن بر روی یکدیگر بسیار موثرند.
و غرض از سیستم های فیزیکو – روانی، همه عادات، نگرشها، ارزشها، عقاید، حالات عاطفی احساسات و محرکهایی است که دارای ماهیت روانی ولی اساس عصبی – غددی یا فیزیکی هستند.
1-1-2- اجزای شخصیت
1-1-2-1- ساختار شخصیت
فروید که او را به پدر نظریه های مربوط به شخصیت لقب داده اند، شخصیت آدمی را مرکب از سه سیستم می داند:
نهاده که تابع اصل لذت و خوشی است
من، که از اصل واقعیت تبعیت می کند و بخش منطقی و عقلانی شخصیت آدمی است
من برتر، که جنبه وجدانی و اخلاقی شخصیت آدمی است که نمودار شخصیت اجتماعی است.
این سه سیستم فوق الذکر ظاهرا جدا از هم به نظر می آیند ولی واقعیت این است که با هم کار می کنند و رفتار آدمی تقریبا نتیجه عمل هر سه آنهاست.
1-1-2-2- مراحل شکل گیری شخصیت
در پنج سال اول زندگی ، آدمی از چند مرحله مختلف می گذرد. بعد از آن قریب شش سال در حال خمود و آرامش نسبی می ماند. با ظهور دوران نوجوانی ، حرکات تحولی شدت می یابند و این شدت تا دوران سالمندی ادامه دارد. و از آن پس شخصیت ثبات نسبی حاصل می کند.
فروید در این تقسیم بندی بیشتر به عامل جنسی ، که به عقیده او مهمترین عامل تشکیل دهنده شخصیت یا به عبارتی دیگر، مهم ترین انگیزه رفتار آدمیان است ، توجه داشته است. هر یک از مراحل پنج سال اول زندگی از جهت حساسیت جنسی یا انرژی حیاتی بنام یکی از منطقه های مخصوص بدن خوانده شده است . این مراحل عبارتند از :
مرحله دهانی – مرحله مرزی – مرحله عفو جنسی – مرحله شهوی

الف- مرحله دهانی
نوزاد ناراحتی را که بر اثر گرسنگی پیدا می کند با به کار انداختن لب و دهان و مکیدن پستان مادر (یا پستانک) از بین می برد و لذت حاصل می کند و بدین جهت این مرحله، « مرحله دهانی» خوانده شده است و دوره این مرحله تا یک سالگی است. (سیاسی،1384،چ4، 30 و 31)
ب- مرحله مرزی (نشیمن گاهی )
غذایی که کودک خورده است چون هضم شود و تفاله آن در قسمت پایین دستگاه گوارش تراکم گردد، کودک دچار تنیدگی و ناراحتی می شود و برای رفع این ناراحتی و کسب خوشی، بدون ملاحظه زمان و مکان ، بی درنگ آن را دفع می کند زیرا او فقط تابع اصل لذت است و از اصل واقعیت بی خبر است و هنوز نیاموخته است که عمل تخلیه را نباید بی درنگ انجام داد. بلکه گاهی باید آن را به تاخیر انداخت و موکول به موقع و مکان مناسب نمود. (همان، 32 و 33)
ج- مرحله عفو جنسی
پس از مرحله مرزی، کودک گویی برای جلب لذت به جستجوی نواحی دیگری از بدن خود- مانند گوش، چشم، ناف و عفو جنسی – می پردازد و ازمالش دادن آنها احساس لذت می کند. علاقه مندی و محبت او نسبت به دیگران بیشتر از این جهت است که آنها کمک می کنند به اینکه او اینگونه لذت بدنی حاصل کند. کودک در این جستجو، سرانجام عفو جنسی خود را از جاهای دیگر بدن حساس تر می یابد. از این رو این مرحله، « مرحله عفو جنسی» نام گرفته است. تصورات و خیالبافی هایی که این لذت را همراهی می کنند، موجب تمایل او نسبت به افراد خانواده و ظهور «عقده ادیپ» می گردند. (همان، 33 و 34)
د- مرحله شهوی
کودک به گفته فروید از سن هفت سالگی تا یازده سالگی از نظر جنسی ، یک دوران رکود و آرامش را می گذراند و خواهشهای غریزه جنسی او در حال واپس زدگی به سر می برند. پس از آن دوره ای دیگر از رشد جنسی آغاز می شود و طی آن کودک برای کسب لذت، کمتر به خویشتن می پردازد، بلکه توجیهش بیشتر به خارج از خود و به دیگری- نخست به هم جنس و بعد به جنس مخالف- معطوف می گردد. در این حال خواهشهای جنسی که ناشی از نهاد هستند شدت مخصوص می یابند. (همان، 34 و 35)

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

عقده ادیپ
نوزاد، مادر را اولین کسی می داند که به رفع احتیاجات و نیازمندیهای او می پردازد، به او غذا می دهد، تر و خشکش می کند. این مسائل باعث می گردد که او به تدریج ، مادر را از خود و خود را از مادر بداند و با او همانندی پیدا کند. کودک بر اثر این احساس که وجودش بستگی به مادر و نیاز به توجه و مراقبت وی دارد، دلبستگی پیدا می کند و او را به شدت دوست می دارد.
کودک در خلال این مسائل، با بدن و اعضای بدن خود آشنایی پیدا می کند و متوجه عفو جنسی خود می گردد. پسر نسبت به پدر که گاه گاهی او را در آغوش می گیرد و مورد نوازش قرار می دهد محبت پیدا می کند. و چون او را نیرومند می بیند و از حیث ساختمان بدن و عفو جنسی همانند خود می یابد، مایل است به اینکه با او کاملا همانند و این همان شود. ولی بتدریج به خصوص پس از اینکه از شیر مادر گرفته شد، متوجه می شود که پدر قسمت زیادی از وقت و محبت مادر را به خود اختصاص می دهد. از این رو نسبت به او بدبین می شود و او را رقیب خود می داند، و از او تنفر حاصل می کند. به خصوص که پدر گاه و بی گاه و احیانا به خشونت به او ، امر و نهی می کند و از پاره ای کارها که زیان بخش یا ناپسند می داند – در صورتی که برای کودک لذت بخش هستند- باز می دارد و این دو گانگی عاطفی (مهر، کین) مدتی در کودک باقی می ماند تا اینکه کودک این بیم و هراس را پیدا می کند که مبادا ! پدر متوجه رقابت و نفرت او شده است و در مقام انتقام بر می آید.
عقده الکترا
ظهور تصفیه عقده الکترا همانند ظهور تصفیه عقده ادیپ در پسران است، با این تفاوت که دختر در عین محبت نسبت به مادر و این همانی با او متوجه اختلافی که از حیث ساختمان بدنی با پدر وارد می شود و مادر را که از این حیث ، همانند خود اوست و از محبت و ناز و نوازش پدر بهره مند است، رقیب خود احساس می کند و ضمنا او را مسئول نداشتن عفو جنسی پسر می داند به این معنا که در دختر عقده اختگی نمودار می گردد. دختر نیز دچار دو گانگی عاطفی ( مهر و کین) می گردد. و این امر باعث تشویش و دلواپسی او می گردد. در اینجا هم « اصل واقعیت » با مکانیسم دفاعی « واپس زنی » مشکل را حل می کند و دختر تمایل جنسی به پدر را به ناخودآگاه می برد و خود را از ناراحتی و دلواپسی رها می سازد. با این همه باید دانست که رقابت دختر نسبت به مادر طولانی تر از رقابتی است که پسر نسبت به پدر دارد. و عقده الکترا پس از تصفیه شدن آثارش ، تا هنگام زناشویی و تولد فرزندان ، کمابیش باقی می ماند و از آن پس متوجه همسر و فرزندان می گردد.
لازم به ذکر است که تصفیه عقده ادیپ تقریبا در سن 5 یا 6 سالگی صورت می گیرد. عدم تصفیه این عقده یا ناقص بودن این تصفیه ، بعدها موجب ناراحتیها و اختلالات روانی خواهد بود. اما این عقده حتی در صورت تصفیه نسبتا کامل باز در شخصیت آدمی در تمام عمر کمابیش آثاری باقی می گذارد و در وضع و رفتار او نسبت به جنس مخالف و نسبت به صاحبان قدرت، (رئیس، فرمانده، سلطان و غیره ….) که قائم مقامهای پدر ، محسوب می شوند ، نمودار می گردد. (فدایی،1382، 40،39و 41)
1-2- مبانی نظری تحقیق
1-2-1- نظریه طبقه بندی شخصیت از روی خصوصیات جسمانی
برای شخصیت ، طبقه بندی های زیادی پیشنهاد شده است، قدیمی ترین طبقه بندی مربوط به بقراط و جالینوس می باشد. بقراط بدن آدمی را دارای 4 خلط، خون، بلغم ، صفرا و سودا دانسته و بین این 4 خلط و عناصر آب و باد و خاک و آتش ارتباط برقرار کرد و برای هر یک خصوصیاتی بیان داشته است. برای طبقه بندی شخصیت «لاوانر» از قیاف

دیدگاهتان را بنویسید