نقش هوش هیجانی پرستاران بر کنترل تعارض های شغلی (مطالعه ی موردی بیمارستان امام سجاد (ع) شهر یاسوج )- قسمت 31

5. به عنوان سبک احتیاطی/ پشتیبانی، هنگامی که سبک های همکاری مبتنی بر اعتماد یا رقابت ناموفق باشند.

2-68 تعارض در سطح سازمان
تعارض در سازمانها رایج است و مدیران برای مدیریت اثربخش آن باید دو دسته عوامل عمده تعارض را بشناسند: عوامل ساختاری که از ماهیت سازمان و نحوه سازماندهی کار سرچشمه می گیرند؛ عوامل انسانی که از تفاوتهای فردی نشأت می گیرند (نمئدار 3-3) (نلسون و کوئیک، 2002، ص 352).

عوامل سازمانی عوامل فردی
1. تخصص گرایی
2. به هم وابستگی
3. منابع مشترک
4. هدفهای متفاوت
5. سلسله مراتب اختیارات
6. تفاوت زیاد وجهه و اعتبار مساغل با یکدیگر
7. ابهام در مسئولیت و پاسخگویی
1. مهارتها و تواناییها
2. شخصیت
3. ادراکها
4. ارزشها و باید و نبایدها
5. احساسها
6. موانع ارتباطی
7. تفاوتهای فرهنگی

تعارض
2-69 علل ايجاد تعارض در سازمان ها 
اساسا ً‌علل تعارض شامل سه طبقه ي جدا مي باشد كه اغلب اين علت ها مي تواند در ساير طبقات نيز قرار گيرد ( قرباني ، 1378 ).
1- تعارض ارتباطي: اطلاعات ناقص در فرايند ارتباط مي تواند مولد سوء تفاهم بوده و موجبات موفقيت يا شكست يك كار را فراهم نمايد كه اين امر موجب ايجاد تعارض بين فرستنده و گيرنده اطلاعات ازنظرارتباطي مي شود . بنابراين، مشكلات فرآيند ارتباط مي تواند، ناشي از ارتباط كم و يا ارتباط بسيار زياد و يا هر يك از موانع ديگر ارتباطي باشد ( چاندن 4، 1998 ) .
2 – تعارض رفتاري: اين تعارضات از افكار و احساسات ، عواطف و نگرش ها ، ارزش ها و ادراكات افراد نشأت گرفته و اغلب مشخصه هاي مهم شخصيت را منعكس مي كند . بنابراين ارزشها و ادراكات بعضي افراد ازموقعيت و شرايط ، طوري است كه خود موجب ايجاد تـعارض با ديگران مي گردد . به طـوري كه آنها ارزش هاي مختلف داشته و ادراك ناهمساني از موقعيت واحد دارند ، افرادي كه خيلي مستبد هستند با همكاران خود مخالفت كرده و از طريق بزرگ نمايي اختلاف جزئي كه ممكن است پيش بيايد ، تعارض بوجود مي آورند؛ از طرف ديگر افرادي كه از  اعتماد به نفس پاييني برخوردارند ، هميشه ازجانب ديگران احساس  تهديد كرده و در مقابل مسائل ساده واكنش شديد نشان داده و زمينه ي ايجاد تعارض را فراهم  مي كنند .
تعارضات رفتاري ممكن است به تعصبات ناشي از عواملي مانند : مذهب ، نژاد ، جنسيت و . . . وابسته باشد . بعضي از مردان درمورد كاركنان زن احساس ترحم مي كنند . اين تعارضات نشان دهنده درستي يا نادرستي جريانات نيست ، بلكه از عواطف و احساسات ناشي از اين جريانات سرچشمه گرفته است . تعارض رفتاري حتي زماني كه اعتقادات و ارزش هاي افراد توسط شخصي مورد چالش و تهديد قرار مي گيرد نيز ممكن است به وجود بيايد . يك مدير ممكن است بخواهد بعضي از كاركنان را بخاطر صرفه جويي مالي اخراج كند؛ در حالي كه مدير ديگري ممكن است حس انسان دوستانه داشته و روش هاي ديگري را جهت صرفه جويي اقتصادي مورد استفاده قرار دهد . يا استادي ممكن است براي روش تدريس خود ارزش قائل باشـد، به طوري كه نظارت نزديك از روش تدريس او موجب ناراحتي اش مي گردد ( ليكرت 1، 1976 به نقل از قرباني ، 1378) .