نقش هوش هیجانی پرستاران بر کنترل تعارض های شغلی (مطالعه ی موردی بیمارستان امام سجاد (ع) شهر یاسوج )- قسمت 23

– افزايش غيبت و سخن چيني
– مبهم ماندن مسايل
– عدم درگيري يا مسايل و در نتيجه عدم اصلاح رهبري
– عدم امكان دستيابي به توافق اصولي
– افزايش مناسبات دوستانه

اشتباه نمودن و پي بردن به آن
– مبهم بودن مسايل براي ديگران و لزوم حساب رضايت آنها
– لزوم كسب اعتبار بيشتر براي حل مسايل آينده
– حياتي بودن ثبات و هماهنگي
– آموزش ايثار، گذشت و برخورد دوستانه به زبردستان اجتناب

كناره گيري از موقعيت تعارض و خودداري از درگير شدن با مسأله

– پرهيز از بحث و جدل و درگيري
– اتخاذ رويه بي طرفي و بي تفاوتي
– عدم ابراز عقيده و نظر خود
– فاصله گرفتن ( فيزيكي) از طرف مقابل
-عدم ابراز مخالفتهاي خود

– جلوگيري از عواقب خصومت و دشمني
– عدم رو شدن مسايل و وجود تعارض بالقوه به صورت پنهاني
– وخيم تر شدن اوضاع به لحاظ عدم حل مسايل

– جزيي و پيش پا افتاده بودن تعارض
– طولاني و بي نتيجه ماندن درگيري
– لزوم جمع آوري اطلاعات بيشتر
– عواطف و احساسات طرفين بيش از حد جريحه دار شده باشد
– مزاياي حاصل از عقب نشيني بيش از نتايج تداوم درگيري باشد. سازش ( مصالحه)

تلاش براي پيدا كردن يك راه حل ميانه كه تا حدي رضايت دو طرف را جلب كرده و نجر به توافق در بين آنها گردد.

– براي كسب امتياز، از ديگران اعطاي امتياز به طرف مقابل
– انتخاب يك راه حل ميانه كه هر دو طرف با آن موافق باشند.
– جدايي انداختن بين طرفين درگير
– توسل به قوانين و آداب اجتماعي
– توسل به ميانجي يا حكم براي حل تعارض

– از باخت و شكست بهتر است
– از بين نرفتن مشكلاتي كه منجر به بروز تعارض شده اند