مداخلات خودتعیین گری

AI(Artificial Intelligence) concept.

خودمون نگری ، خود آگاهی ودرک خوده ( آلگوزین[۱]، برودر[۲]، کاروونن[۳] ، تست ووود ۲۰۰۱)مداخلات مورد تأیید  تحقیقات ، انتخاب کردن رو واسه افراد دارای عقب موندگی ذهنی، یا مهارتای حمایتی رو واسه آدمایی که نا تواناییای یادگیری یا عقب موندگی ذهنی دارن مورد بررسی قرار دادن (آلگوزین ودیگران، ۲۰۰۱) تحقیقات کمتری اثرات روشای مربوط به دیگر اجزا ( مثل رسیدن به هدف ) رو آزمایش کردن و هنوز تحقیقات زیادی درخصوص اثرات برنامه های خود پیروی کامل (یعنی چند قسمتی ) وجود نداره.

مراحل اختیار (فیلد[۴] و هافمن[۵]، ۱۹۹۶؛ همه به نقل از ایسن مون، ۲۰۰۷) یکی از مثالای برنامه جامعیه که پشتیبانی تجربی رو هم به همراه داشته وبه عنوان یه دخالت بالقوه واسه جوانان در برابر ترک تحصیل ، مورد تأیید شورای ملی واسه ناتوانی (۲۰۰۴) قرارگرفته س . دانش آموزان و معلمان، طی ۱۸ جلسه با همدیگه همکاری می کنن تا روش ها ومهارتای مربوط به شناخت و آزمایش خود فرد به عنوان پایه طراحی ، کارکرد ویادگیری طی تجربه رو بیاموزند .اطلاعات بیشتر در مورد بقیه گزینه های آموزشی رامی توان درآثار فیلد ، مارتین، میلر، وارد ، همیر(۱۹۹۸) ، برودر ، ووود ، تست ، کاروونن وآلگوزین (۲۰۰۱) به دست آورد .

دانش آموز

شایان توجهه که مفاهیم اصلی زیر بنای خودتعیین گری وابسته به فرهنگ نیستن . ضرورت مربوط بودن ، توانایی واستقلال درمیون خونواده ها وفرهنگا مشخصه ( زیمرمان ، ۲۰۰۲) .اما کاربرد مداخلات خودتعیین گری باید هماهنگ با متون جامعه وخانواده باشه چون خونواده ها انتظارات مختلفی واسه
نقشای اجتماعی ونقاط عطف رشدی فرزندان خود دارن (کالیانپور[۶]، هری ، ۱۹۹۹ ؛ ترن بال[۷] ، ترن نبال، ۱۹۹۶؛ همه به نقل از ایسن مون، ۲۰۰۷) هم اینکه دانش آموزان بیشتر درزمان طراحی واسه آینده خود ، تصمیمات ، انتظارات واهداف خونواده های خود رو درنظر می گیرن ( ترنیور[۸]، ۲۰۰۵) بر خلاف اینکه عوامل علم آموزی مثل سن دانش آموز، پیش بینی کننده های قوی تری واسه اتمام مدرسه هستن ، عوامل خانوادگی بازم پیش بینی کننده های مهمی طی دوره  دبیرستان هستن . پس ، توجه به اهداف، و متن خونواده باید بخش منسجمی ازهر دخالتی باشه که به دنبال حفظ دانش آموز درمدرسهه .

دستور العمل حامی خود تعیین گری

مهارتای لازم واسه اختیار رو میشه واغلب باید به طورآشکار آموزش داد تا نوجوانانی که موفقیتای تحصیلی کمتری رو تجربه کردن ، به جای اینکه یادگیرندگان واکنشی باشن ، به آدمایی مبتکر مبدل شن (زیمرمان[۹]، ۲۰۰۲) ، پس برنامه اختیار کامل که مهارتای خاص رو مستقیما آموزش میده وفرصت  های زیادی رو واسه  تمرین جفت و جور می سازه ، می تونه لازم بعضی از دانشجویان باشه. این برنامه رو میشه به عنوان بخشایی از برنامه های جلوگیری از ترک تحصیل واسه جوانان در خطر به کاربرد یا میشه اون رو به رشته های موجود در مورد مهارتای زندگی، آموزش شغلی یا علوم خونواده / مصرف کننده القا کرد .

دانشجو

علاوه برآن ، فرصت یادگیری اجزای خودپیروی ، دردستور کار کلی وطی سطوح کلاس هست راهکارهای مربوط به مدلهای جور واجور حل مشکل ، تنظیم اهداف عملی ، نظارت براتمام تکالیف وارزیابی یافته های حاصله رو میشه درکلاسهای بسیار گذاشت . یکی از امتیازات جا دادن برنامه رشد اختیار دردستور کارکلی واسه «همه » علم اموزان اینه که انجام این کار از بروز مشکل توجه به یه گروه خاص از دانش آموزان ، یایک دخالت خاص که بیشتر منجر می شه علم آموزانی که نیاز بیشتری به یه دخالت دارن اون رو قبول نکنن . جلوگیری می کنه (روسی ، ۱۹۹۵؛ به نقل از ایسن مون، ۲۰۰۷) مربیان می تونن این راهکارها رو به عنوان ابزارهایی که هم ازلحاظ آموزشی وهم از نظر فردی واسه دانش آموزان سودمنده. تعیین کرده وآموزش بدن (مارتین ودیگران ، ۲۰۰۳؛ پالمر[۱۰]، وهمیر ، گیپسون[۱۱] ، وآگران ، ۲۰۰۴؛ و همیرودیگران ،۲۰۰۰؛ به نقل از ایسن مون، ۲۰۰۷)

یکی از نمونه های یه روش راهبردی قابل تطبیق واسه آموزش حل مشکل خود تنظیم ، « مدل یادگیری خود مختار واسه آموزش»[۱۲] ( SDLMI )است که دارای توانایی کاربرد واسه دانش آموزان مقاطع ابتدایی وراهنمایی با سطوح توانایی مختلفه . معلمان، دانش آموزان رو طی سه مرحله آموزشی راهنمایی  می کنن، (الف) تنظیم هدف (ب) مبادرت به عمل و (ج) سازگاری با هدف یا طرح . در هر مرحله، دانش آموزان به یه سری از چهار سوال که نشون دهنده مراحل حساس پروسه حل مشکله جواب
میدن. واسه هر سوال ، اهداف معلم مشخصه . معلمان، درهر مرحله براساس نیازای فردی یادگیرندگان حمایتای آموزشی رو جفت و جور می کنن (واسه جزئیات بیشتر ، مراجعه کنین به وهمیر و بقیه، ۲۰۰۰)

دانش آموزان نه فقط باید مهارتای راهبردی که از نظر فردی به درد بخور هستندرا بیاموزند ، بلکه باید بدونن بزرگسالان ، موفقیت اونا رو تحت نظر داشته و آماده ان درهرنقطه ای که دانش آموز دشواریایی رو تجربه میکنه از ایشون پشتیبانی کنن (بنز ودیگران ، ؛ ۲۰۰۰ ، دان ، چمبرز[۱۳] وربون[۱۴] ، ۲۰۰۴ ؛ کورترینگ وبرازیل ، ۱۹۹۹ ؛ روسی ، ۱۹۹۵؛ سینکلر ، کریستنسون ، اولو[۱۵]، هرلی ۱۹۹۸؛ به نقل از ایسن مون،۲۰۰۷) ایجاد رابطه با بزرگسالان در مداخلات اتمام مدرسه نقش مهمی داره. اما تشویق خودپیروی به معنی مواظبت ازدانش آموز در مقابل شکست نیس . بلکه لازمه اینه که بزرگترها فرصتای ساختار
پیدا کردی رو واسه دانش آموزان جفت و جور کنن تا خطر کرده واز اشتباهات خود چیزی بیاموزند .باید به دانش آموزان اجازه داده شه تا انتخابایی رو که از نظر فردی معنا دار هستن رو در فرآیندای مربوط به مدرسه اعمال دارن تا نتیجه های اعمالی رو که انتخاب می کنن تجربه کنن. درارزیابی و تنظیم انتخابا واعمال خود راهنماییایی دریافت دارن ، و واسه کسب موفقیت فرصتای بیشتری به دست بیارن. وقتی مربیان بدین گونه حامی استقلال باشن، نظم دهی مشخص وانگیزش داخلی دانش آموزان افزایش پیداکرده وآنان ارزش فرآیندای مربوط به مدرسه رو داخلی سازی می کنن ( هاردر وریو ، ۲۰۰۳؛ لاگاردیا[۱۶] ورایان ، ۲۰۰۲).

معلمان می تونن حامی استقلال باشن اینطوری که ازعقاید واعمال دانش آموزان گزینشایی به عمل بیارن ، به احساسات دانش آموزان توجه کنن ، اهداف درنظر دانش آموزان رو در فعالیتای اونا جا بدن، تکالیف رقابت برانگیز اصلاح کننده ارائه بدن، رهنمودها وساختارهایی رامطرح کنن که دلایل فعالیت هاورفتارهای خاص رو مورد توجه قرار میدن . وکاربرد وابستگیای  خارجی مثل اهداف تحمیلی معلمان یا قیاسای اجتماعی رو به کمترین حد ممکن برسانند ( هاردر وریو ۲۰۰۳؛ لاگاردیا ورایان ، ۲۰۰۲) این روش ها وروشای دیگه در زیر مشخص شدن که مثل اهداف عاطفی یه دستور کار « شدید شدن یافته  »واسه نوجوانانه :

    • شرکت فعال ، خطر کردن و درخشش بیشتر دانش آموز.
    • تأکید بیشتر بر رشد مسئولیت پذیری اجتماعی ومهارتای همکاری درمیون دانش آموزان
    • تأکید بیشتر بر پشتیبانی از حس توانایی فردی و تقویت عزت نفس اجتماعی وتحصیلی

 

  • پشتیبانی اجتماعی بیشتر از موفقیت دانش آموز
  • آموزش متمرکز وهمه جانبه بیشتر با مورد هدف قرار دادن نقاط حساس نیاز؛ این پیشرفت به دقت تحت نظره (الیس ،۱۹۹۸)

تحقیقات زیادی یادآور شدن که جدایی از مدرسه ازهمان سالهای ابتدایی شروع می شه (دال[۱۷] و هس[۱۸]، ۲۰۰۱) پس فعالیتایی که موجب رشد اختیار می شه ، همونطور که طی سالایی که مشارکت در مدرسه در خطر هستش، مثل انتقال به مقطع راهنمایی ودبیرستان ،جفت و جور می شه، باید طی سالهای اولیه مدرسه درکلاسها ومدارس موجود باشه . انتقال از مقطع راهنمایی به دبیرستان می تونه به شکلی خاص بحرانی باشه . دراین مقطع، هم قصد دانش آموزان به اتمام مدرسه وهم چیزای مهم خارجی واسه حضور اجباری درمدرسه می تونه برانگیخته شه.لن و لنسیر[۱۹] (۲۰۰۳) درتحلیل خود از پرسشنامه طولی تحصیلی ملی» (NELS)[20] به این نتیجه رسیدن علم آموزانی که بین سالهای دهم ودوازدهم ترک تحصیل کردن، کارکرد تحصیلی پایین تری نسبت به همسالان خود درکلاس هشتم نشون دادن – این موضوع خیلی جای حیرت زدگی نیس . اما دیگه عوامل پیش بینی کننده ترک تحصیل (مثل تصور از مدرسه ، انگیزه درکار کلاسی)دراین نقطه ، مشابه هستن متأسفانه از کلاس دهم به بالاتر ، همون دانش آموزان نمرات کمتری در روابط خود با معلمان ، تصور از مدرسه ، انگیزه درکارهای کلاسی و شرکت درفعالیتای مدرسه داشتن . ملاحظات خودپیروی باید زود شروع شن تا از وخامت دروضعیت کارکرد ، انگیزه و مشارکت جلوگیری بشه.

[۱] .Algozzine.

[۲] .Browder.

[۳] .Karvonen.

[۴] .Field.

[۵] .Hoffiman.

[۶] .Kalyanpur.

[۷] .Turnbull.

[۸] .Trainor.

[۹] .Zimmerman.

[۱۰] .Palmer.

[۱۱] .Gipson.

[۱۲] .Self – Determination Learning model for Instruction.

[۱۳] .Chambers.

[۱۴] .Rabren.

[۱۵] .Evelo.

[۱۶] .Laguardia.

[۱۷] .Doll.

[۱۸] .Hess.

[۱۹] .Lan , W, & Lanthier.

[۲۰] .National Educational Longtudinal Survey.