محرومیت اجتماعی، نظریه کنش ارتباطی

دانلود پایان نامه

تعمیم ارزش موجب تقویت خاص‌گرایی می‌شود (چلبی، ۱۳۸۹: ۱۴۲).
بنابراین با توجه به وجود خرده‌فرهنگ‌ها با مختصات اجتماعی، اقتصادی و قشربندی‌های متنوع در شهر اردبیل مانعی برای تحقق وفاق اجتماعی و مشارکت عموم شهروندان در عرصه‌های مختلف توسعه و مدیریت شهری قلمداد می‌گردند و این شرایط به‌خصوص در زمانی به‌عنوان یک مسأله اجتماعی دارای اهمیت است که شهروندان احساس کنند که شاهد عدالت توزیعی در حوزه اجتماعی نیستند به‌عبارتی رتبه‌ی اجتماعی افراد جهت دسترسی به منابع ارزشمند شهر یکسان نباشد و این تصور ذهنی جهت اکتشاف محقق در بین شهروندان از لحاظ دسترسی به چهار منابع ارزشمند یعنی: ۱ـ منابع اقتصادی و مادی؛ ۲ـ دارایی سازمانی یا دسترسی به قدرت سازمان یافته؛ ۳ـ دارایی شهرت یا اعتبار اجتماعی یا دسترسی به تعهدات اجتماعی؛ ۴ـ سرمایه یا میزان دسترسی به منابع معرفتی در جامعه برابر نیستند آن‌گاه شاهد موضع‌گیری‌های اجتماعی، اقتصادی وسایل در شهر می‌شویم که به نوبه خود تبعات نامناسب و کژکارکردهای پنهانی در سطح شهر می‌شویم با عنایت به موارد ذکر شده انجام این‌کار پژوهشی برای سنجش شدت و میزان خاص‌گرایی اهمیت و ضرورت می‌یابد.

۱ـ۵ـ سوالات تحقیق
➢ آیا بین میزان اعتماد اجتماعی و خاص‌گرایی رابطه معناداری وجود دارد؟
➢ آیا بین میزان احساس محرومیت اجتماعی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه وجود دارد؟
➢ آیا بین میزان رضایت اجتماعی و میزان خاص‌گرایی شهروندان رابطه وجود دارد؟
➢ آیا بین احساس محرومیت اجتماعی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه وجود دارد؟
➢ آیا میزان سنت‌گرایی شهروندان و کنش خاص‌گرایانه رابطه معناداری وجود دارد؟
➢ آیا بین پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه وجود دارد؟
➢ آیا بین تصور شهروندان از گستره خاص‌گرایی در جامعه و گرایش به خاص‌گرایی رابطه وجود دارد؟

۱ـ۶ـ فرضیات پژوهش
➢ بین اعتماد اجتماعی با میزان خاص‌گرایی رابطه معناداری وجود دارد.
➢ بین احساس محرومیت اجتماعی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه وجود دارد.
➢ بین رضایت اجتماعی و میزان خاص‌گرایی شهروندان رابطه وجود دارد.
➢ بین سنت‌گرایی شهروندان و کنش خاص‌گرایانه رابطه معناداری وجود دارد.
➢ بین پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه معناداری وجود دارد.
➢ بین تصور شهروندان از گستره خاص‌گرایی در جامعه و گرایش به خاص‌گرایی رابطه وجود دارد.

۱ـ۷ـ قلمرو زمانی و مکانی تحقیق
قلمرو مکانی این تحقیق شهر اردبیل، واحد تحلیل کلیه‌ی افراد بین سنین ۱۸ تا ۶۴ ساله ساکن شهر اردبیل و قلمرو زمانی آن سال ۱۳۹۳ می‌باشد.

فصل دوم:
بررسی پیشینه و تدوین مبانی نظری

۲ـ۱ـ چارچوب تئوریک
از نظر سیمن ساختار بروکراسی جامعه جدید، شرایطی را ایجاد کرده است که در آن افراد نمی‌توانند عواقب و نتایج کار خود را کنترل کنند و مدیریت جامعه و سیستم پاداش اجتماعی نیز به‌گونه ای است که فرد، بین رفتار خود و پاداش دریافتی از سوی جامعه، نمی‌تواند ارتباطی برقرار کند در چنین وضعیتی احساس انفصال و بیگانگی، بر فرد مستولی شده و او را به کنش منفصلانه در قبال جامعه سوق می‌دهد. و این بیگانگی و احساس بی‌قدرتی تأثیر منفی بر عام‌گرایی دارد (تبریزی، ۱۳۷۵: ۱۰۲).
از نظر «لوین» بیگانگی اجتماعی حالتی است که فرد خود را به‌عنوان بخشی از روند سیاسی و اجتماعی جامعه به‌شمار نمی‌آورد و کنش خود را در تعیین مسیر وقایع، بی‌تأثیر تلقی می‌کند (وطنی، ۱۳۸۷: ۹۰).

دیدگاه ساختی ـ کارکردی:
در این دیدگاه بر ضرورتهای کارکردی و نیازهای یک نظام اجتماعی تأکید میشود. نظام اجتماعی گرایش به انجام وظایفی برای بقای نظام دارد که ساختهای اجتماعی وظیفه پاسخ دادن به این نیازها را دارند. پارسونز حیات اجتماعی را نوع خاصی از یک موجود زنده می‌داند. فکر زندگی اجتماعی به‌مثابه یک نظام (شبکهای از اجزای مختلف) بخش ساختاری نظریه وی و تشبیه به یک نظام زیستشناختی، بخش کارکردگرا را تبیین میکند. از این‌رو کارکردگرایی ساختاری عنوانی است که پارسونز به‌کار خود می‌دهد. یک نظام اجتماعی کنش، مانند بدن انسان نیازهایی دارد که باید ارضا شوند تا آن نظام برقرار بماند و اجزایی دارد که برای رفع آن نیازها عمل میکنند. همه نظامهای زنده گرایش به تعادل یا نوعی رابطه پایدار متوازن میان اجزای گوناگون و حفظ خود جدا از نظامهای دیگر دارند. تأکید پارسونز همواره بر ثبات و نظم است و در حقیقت نظریه اجتماعی کوششی است برای پاسخ به این سؤال که «نظم اجتماعی چگونه امکانپذیر است (روشه، ۱۳۷۶: ۲۰).
پارسونز در دوره دوم زندگیاش بر جامعهشناسی آمریکایی تأثیر و نفوذ عمیقی داشت؛ چراکه در چارچوب کلی ساختارگرایی کارکردی، پارسونز قدرت برتر بود. در این دوره نظریههای وی جدی‌ترین نظریههای مورد بررسی در جامعهشناسی آمریکایی بودند. اوج شکوفایی پارسونز در این دوره مربوط به طراحی چارچوب مرسوم به آجیل (AGIL Framework) یا پارادایم چهار کارکردی (FourـFunction Paradigm) حاصل شد که بر مبنای متغیرهای الگویی کنش (Pattern Variable of Action) وی
قرار داشت (روشه، ۱۳۷۶: ۲۴).

نظام کنش:
پارسونز در کارهای اولیه خود جریانهای مختلف اندیشه اجتماعی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را در چارچوبی فراگیر ترکیب میکند. مهمترین ویژگی این ترکیب درهم آمیختن نظریات کنش اجتماعی کل‌گرا و فردگرا است. پارسونز با بهرهگیری همزمان از رهیافتهای فردگرا و کلگرا به سازماندهی کنش‌های فرد در نظامهای کنش میپردازد. پارسونز همچنین دنیای اجتماعی را از زاویه افکار مردم به‌خصوص هنجارها و ارزشها مشاهده میکرد. هنجارها قواعدی اجتماعاً پذیرفته شدهاند که مردم آن‌ها را به‌کار میگیرند تا درباره کنشهای خود تصمیمگیری کنند. مهمترین فرایندهای اجتماعی تبادل معنا، نمادها و اطلاعات است (کرایب، ۱۳۷۸: ۵۳). پارسونز بیش از نظریهپردازان قرن نوزدهم تلاش کرد تا روابط میان فرهنگ، شخصیت و ساختار اجتماعی را با ارائه الگوهای تجریدی و دارای قابلیت کاربرد عام به‌شکلی نظاممند در قالب نظریه بیان کند (اسمیت، ۱۳۸۳: ۴۶). وی با تأکید بر لزوم ایجاد یک نظریه عمومی و منظم برای روابط انسانی، توسعه یک نظریه انتزاعی را زمینه اصلی شکوفایی علم و موجب تسهیل نظریات تجربی قلمداد میکرد. پارسونز تحت تأثیر وبر و تا حدی توماس، کنش اجتماعی را به‌عنوان موضوع اصلی جامعه‌شناسی خویش معرفی کرده و نظریه پیچیدهای را درباره آن عرضه میکند (ادیبی، ۱۳۵۴: ۱۳۷). پارسونز معتقد است که تمام نظریات، در حال حرکت به سمت نوعی نظریه ارادهگرایانه کنش هستند که در آن انسانها انتخابکننده و تصمیمگیرنده در مورد اهداف گوناگون و وسایل مختلف برای رسیدن به آن‌ها هستند. کنش بنیادی از یک کنشگر، وسایل، اهداف و محیطی ساخته میشود که شامل موضوعات مادی و اجتماعی و هنجارها و ارزشهاست (کرایب، ۱۳۷۸: ۵۵). پارسونز اندیشه کنش را به مفهوم نظام اجتماعی بسط میدهد. نظام اجتماعی حول هنجارها و ارزشهایی ساخته میشود که بخشی از محیط کنشگران را تشکیل میدهد (کرایب، ۱۳۷۸: ۵۶). از نظر پارسونز، کنش نوعی از رفتار است که جنبه آگاهانه دارد. وی از میان کنشها، کنش متقابل اجتماعی را مورد توجه قرار میدهد و فرد را در مرکز این نظریه قرار میدهد. پارسونز معانی مختلفی از نظام اجتماعی دارد. در یک‌جا آن را شبکه روابطی میداند که عاملین را دربر می‌گیرد و در جای دیگر تجمع افراد را در کنش متقابل میداند (ادیبی، ۱۳۵۴: ۱۳۸).
پارسونز در کتاب «ساختار کنش اجتماعی» نظریهای با عنوان نظریه سیستمها دارد. وی در این نظریه نظام کنش را متشکل از چهار جزء میداند که عبارت‌ا‌‌ند از: نظام فرهنگی، نظام اجتماعی، نظام روانی و نظام زیستی. پارسونز برای این خرده‌سیستمها الگویی با عنوان آجیل AGIL معرفی میکند که برای حفظ و بقای یک سیستم اجتماعی لازمند و به کارکردهای هر سیستم در جهت بقای جامعه اشاره دارند (اسمیت، ۱۳۸۳: ۵۷).
هر نظامی در هر سطحی برای این‌که بقا پیدا کند باید چهار نیاز یا پیشنیاز را برآورده کند که پارسونز آن را پیششرط‌های کارکردی مینامد. این پیششرط‌ها عبارت‌اند از:
۱ـ انطباقپذیری (Adaptation)؛ هر نظامی باید با محیط خود انطباق پیدا کند.
۲ـ دستیابی به هدف (Goal Attainment)؛ هر نظامی باید وسایلی برای بسیج منابع خود داشته باشد تا بتواند به هدفهای خود دست یابد و رضایت حاصل کند.
۳ـ یکپارچگی (Integration)؛ هر نظامی باید هماهنگی درونی اجزای خود را حفظ کند و شیوه‌های برخورد با انحراف را به‌وجود آورد؛ به‌عبارت دیگر باید خود را منسجم نگه دارد.
۴ـ حفظ انگاره (Latent Pattern Maintenance)؛ هر نظامی باید تا حد ممکن خود را در حالت تعادل نگه دارد (چلپی، ۱۳۷۳: ۱۲۸).
هریک از این کارکردها مربوط به یکی از نظامهای اجتماعی است. سازگاری و انطباق با جهان مادی کارکرد نظام اقتصادی، تحقق اهداف در نظام اجتماعی کارکرد نظام سیاسی، یکپارچگی و حفظ نظم مرتبط با نظام حقوقی و قانونی و الگوی پنهان حفظ نظم وظیفه نظام فرهنگی است (چلپی، ۱۳۷۳: ۱۳۰).
در این الگو تمام نظامها قدرت برابر ندارند. درست است که هریک از این سیستمها از هم مستقل و مجزایند، اما در این میان اهمیت نظام فرهنگی از سایر نظامها بیشتر است. پارسونز نظام فرهنگی را شامل سه قلمرو عمده میداند:
۱ـ قلمرو نهادهای شناختی؛ که با اندیشهها و باورهای مربوط به جهان خارج در ارتباط است.
۲ـ نهادهای بیانی؛ مثل هنر و موسیقی که در ارتباطات عاطفی به‌کار میروند.
۳ـ معیارها و هنجارهای اخلاقی؛ که با درستی و نادرستی کنشهای انسانی ارتباط دارند.
نظام فرهنگی از نظر پارسونز ادغام و اجتماعی ‌شدن افراد در جامعه است. کنش اجتماعی افراد دربرگیرنده گزینشهایی است که براساس ارزشها و هنجارهای درون نظام فرهنگی مشخص می‌شوند؛ یعنی افراد براساس ارزشهای فرهنگی که در آن‌ها درونی شده به کنش اجتماعی میپردازند (چلپی، ۱۳۷۳: ۱۴۱).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه ارشد درمورد(8=n).، 01/0، لینالول، ل،

متغیرهای الگویی پارسونز:
پارسونز برای تحلیل کنش، شیوههای متفاوتی را طراحی کرده و آن را متغیرهای الگویی مینامد. متغیرهای الگویی دو جنبه مختلف از کار پارسونز را در کنار یکدیگر قرار میدهند: نظریه کنش و نظریه نظامها. هم کنشهای فردی و هم سازمانبندی نظام را میتوان نوعی انتخاب از میان بدیلهای مختلف تلقی کرد. همه کنشها متضمن این انتخاباند و چهار جفت بدیل اصلی در این زمینه وجود دارد:
۱ـ خاصگرایی ـ عامگرایی؛ میتوان یک شیء را چیزی خاص و منحصر به‌فرد (رفتار فرزندان) یا واحدی از یک طبقه عمومی به‌شمار آورد.
۲ـ عاطفی ـ بیطرفی عاطفی؛ در یک ر
ابطه اجتماعی یا با تمامی احساسات (رابطه با فرزندان) و یا بی‌طرفانه میتوان وارد شد مثل دانشجویان.
۳ـ کیفیت ـ عملکرد؛ میتوان برای یک شیء به‌خاطر خودش ارزش قایل شد (فرزندان) یا به‌خاطر کاری که میتوان با آن انجام داد.

نظریه سومبارت:
طبق این نظریه از آنجا که تعارض شدید طبقاتی و فاصله عظیم بین روستائیان و شهریان موجب پرهزینه بودن تحرک اجتماعی در جامعه می‌گردد از افراد برای ارتقای اجتماعی به‌صورت دسته‌جمعی رغبت بیشتری خواهند داشت (‌قوم‌گرایی) و دسته‌جمعی عمل خواهند نمود به نظر سومبارت به‌دلیل فاصله عمیق شهر و روستا و ساکنان شهر و ساکنان روستا؛ روستائیان سعی می‌نمایند با استفاده از نهادهای موجود در روستا دست به اقدامات مشارکتی بزنند تا زمینه توسعه را فراهم نمایند (کلانتری، ۱۳۷۲: ۳۴).

نظریه راجرز:
راجرز که از سرآمدان مکتب نوسازی است عنصر آگاهی و آموزش اجتماعی را از مهمترین ارکان تغییر و تحول اجتماعی می‌داند و فقدان آن را یکی از موانع اجتماعی نوسازی تلقی می‌نماید. به اعتقاد راجرز در جریان دگرگونی و توسعه روستاها شناخت و آگاهی از خصوصیات فرهنگی دهقانان از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. به‌عقیده راجرز دهقانان معمولاً در عکس‌العمل نسبت به ایده‌های تازه فاقد نوآوری می‌باشند آن‌ها اغلب اعمالی را که توسط اجدادشان رعایت می‌شده است دنبال می‌کنند «که این نظریه نیز با آگاهی قبلی و شناخت نسبت به یک عمل و رفتار برای مشارکت در آن و یا عدم مشارکت تأکید دارد» (روکس برو، ۱۳۷۰: ۱۵۵؛ به نقل از نوروزی، ۱۳۸۸: ۲۵۴).

نظریه کنش ارتباطی:
کنش ارتباطی، نوعی کنش اجتماعی معطوف به حصول تفاهم می‌باشد. بر مبنای این نظریه، کنش‌گران برای رسیدن به یک درک مشترک از طریق استدلال، وفاق و همکاری با یکدیگر ارتباط متقابل برقرار می‌کنند (مهدوی و دیگران، ۱۳۸۵: ۲).
پیشینه این نظریه را باید در آثار و اندیشه‌های یورگن هابرماس (Jurgen Habermas: 1929) از متفکران برجسته فلسفه و علوم اجتماعی و از نظریه‌پردازان انتقادی پسامارکسیست آلمانی، جستجو کرد و در واقع باید این تئوری را از شناخته شده‌ترین ایده‌های هابرماس به‌شمار آورد. ردپای این نظریه که در قسمت بیشتر آثار وی به‌چشم می‌خورد، برای اولین‌بار در کتاب دو جلدی او تحت عنوان «نظریه کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) ارائه گردید.
هابرماس در این کتاب تحلیل پیچیده‌ای از جامعه سرمایه‌داری ارائه کرده و روش‌های ممکن را که ازطریق آن‌ها می‌توان در برابر اثرات ناشی از عقل ابزاری (عقلانیت وبری) پایداری کرد که همانا اخلاق و آزادسازی ارتباطی بود، بررسی کرد و کنش ارتباطی را در برابر کنش معقول و هدف‌دار ماکس وبر (MaxWeber: 1864ـ۱۹۲۰) مطرح ساخ

دیدگاهتان را بنویسید