متن کامل – لذات معنوی ۹۱- قسمت ۲۱

ح) به یاد داشتن این که قدرت خدا بر فردی که از او خشمگین هستیم از قدرت ما بر اوقوی‌تر است و ما نیز در برابر قدرت خدا بسیار ضعیف هستیم. پس باید از این که مورد خشم خدا، در دنیا و آخرت واقع شویم؛ بر حذر باشیم. قرآن کریم می‌فرماید:
وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکمْ[۱۹۳]
و باید عفو کنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟
امام زین العابدین۷ در دعای ابوحمزه‌ی ثمالی این چنین به خداوند عرضه می‌دارند:
اللَّهُمَّ إِنَّک أَنْزَلْتَ فِی کتَابِک أَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنَا وَ قَدْ ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا فَاعْفُ عَنَّا فَإِنَّک أَوْلَى بِذَلِک مِنَّا[۱۹۴]
خدای من! همانا تو در کتابت این چنین نازل کردی که از آن کسی که به ما ظلم کرده گذشت کنیم و ما به خود ظلم کردیم؛ پس از ما بگذر که تو در این کار از ما شایسته‌تری.
ط) یکی از راه‌های موثر در کنترل خشم، تغییر وضعیت در هنگام غضب است. پیامبر اکرم۹ درباره‌ی مبارزه با خشم، می‌فرمایند:
هرگاه یکی از شما دچار خشم شد، اگر ایستاده است، بنشیند و اگر نشسته است، بخوابد و اگر خشم او فرو ننشست، با آب سرد وضو گرفته و یا بدن را شستشو دهد که آتش را جز آب خاموش نمی‌کند.
ی) یکی از مهم‌ترین راه‌های کنترل خشم و بردباری، در لسان امیرالمؤمنین۷در کتاب شریف نهج‌البلاغه چنین بیان شده است:
إِنْ‏ لَمْ‏ تَکنْ‏ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَک أَنْ یَکونَ مِنْهُم‏[۱۹۵]
اگر بردبار نیستى خود را به بردبارى وادار؛ چه کم است کسى که خود را همانند مردمى کند و از جمله‌ی آنان نشود.
هر کسی بدون اینکه اختیار داشته باشد، ویژگی‌هایی در ذات خود دارد. برخی افراد صبور و برخی کم صبراند؛ برخی خوش برخورد و برخی غیر از آن اند. اما انسان می‌تواند در این صفات ذاتی خود تغییر ایجاد کند. طبق این سفارش امیرالمؤمنین۷ کسی که بردبار نیست و نمی‌تواند در مقابل خشم خود بایستد، برای بردبار شدن باید مانند افراد حلیم رفتار کند. عصبانی شدن امری غیر اختیاری است، اما همان انسانی که بی‌اختیار عصبانی شده است، اختیار زبان و سایر اعضا و جوارح خود را دارد، پس اگر چه بی‌اختیار عصبانی شده، اما در ناسزاگفتن یا نگفتنِ آن اختیار دارد. اگر او بخواهد در زمره‌ی افراد صبور قرار گیرد، باید در این‌جا مانند افراد صبور عمل کند؛ یعنی در مقابل خشم خود بایستد و هیچ واکنشی از خود نشان ندهد، ناسزا نگوید و… چنین کسی بعد از مدتی صبور می‌گردد و کم‌تر‌ عصبانی می‌شود. نظیر این راه ، برای کسب سایر سجایای اخلاقی نیز توصیه شده است. به عنوان مثال از امیرالمؤمنین۷ چنین نقل شده است:
أوّل‏ الزّهد التّزهّد[۱۹۶]
اولین قدم زهد، خود را به زهد واداشتن است.

۲٫۶٫ حلاوت تلاوت قرآن

از امام صادق۷ در دعایی که هنگام قرائت قرآن تلاوت می‌فرمودند، چنین روایت شده است:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا حَلَاوَهً فِی تِلَاوَتِه[۱۹۷]
خدایا به ما شیرینی را در تلاوت قرآن روزی فرما.
قرآن کریم نیز می‌فرماید:
(وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکونَ وَ یَزیدُهُمْ خُشُوعا[۱۹۸])
به روی به خاک می‌افتند، می‌گریند و خشوعشان افزون می‌گردد.
و در حالات حضرت موسی بن جعفر۸چنین گزارش شده که آن حضرت در هنگام تلاوت قرآن می‌گریستند.
شاهد مثالی برای لذت بخش بودن قرائت کتاب خدا، جریانی است که از امیرالمؤمنین۷ در ذیل می‌آوریم:
قَرَأْتُ الْقُرْآنَ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَی آخِرِهِ فِی الْمَسْجِدِ الْجَامِعِ بِالْکوفَهِ عَلَی امیر‌المؤمنین ع قَالَ فَلَمَّا بَلَغْتُ الْحَوَامِیمَ قَالَ لِی امیر‌المؤمنین ع قَدْ بَلَغْتَ عَرَائِسَ الْقُرْآنِ فَلَمَّا بَلَغْتُ رَأْسَ الْعِشْرِینَ مِنْ حمعسق وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما یشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِک هُوَ الْفَضْلُ الْکبِیرُ بَکی امیر‌المؤمنین حَتَّی عَلَا نَحِیبُهُ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ قَالَ یا زِرُّ أَمِّنْ عَلَی دُعَائِی ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک إِخْبَاتَ الْمُخْبِتِینَ وَ إِخْلَاصَ الْمُوقِنِین[۱۹۹]
زر بن حبیش می‌گوید: قرآن را از ابتدا تا انتها در مسجد بزرگ کوفه بر امیرالمؤمنین علی۷ قرائت کردم، هنگامی که به آیات حم در قرآن می‌رسیدم آن حضرت به من می‌فرمودند به عروس‌های قرآن رسیدی و هنگامی که به ابتدای آیه ۲۰ از سوره حمعسق (شورا) رسیدم: « و کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند در باغ‌های جناتند، هرچه بخواهند برای آن‌ها نزد پروردگارشان فراهم است که این همان فضل

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

بزرگ است» امیرالمؤمنین۷ گریستند تا اینکه صدای گریه‌شان بلند شد. سپس سر مبارک را به آسمان برداشتند و فرمودند: ای زر! دعای مرا آمین بگو….
با دقت در این روایت به روشنی می‌توان دید که آیات الهی چقدر برای امیرالمؤمنین۷ لذت بخش است.

۲٫۶٫۱٫ ریشه‌ی لذت بردن از قرائت قرآن

مؤمنی که خدا را شناخته است و در درجات بالایی از صمیم دل خدا را دوست می‌دارد، مسلماً یکی از لذت بخش‌ترین کارها برای او خواندن قرآن است؛ چرا که دوای درد خود را در آیات قرآن می‌یابد. حضرت امیرالمؤمنین۷ در خطبه‌ی متقین می‌فرمایند:
أَمَّا اللَّیْلَ فَصَافُّونَ‏ أَقْدَامَهُمْ تَالِینَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهَا تَرْتِیلًا یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ فَإِذَا مَرُّوا بِآیَهٍ فِیهَا تَشْوِیقٌ رَکنُوا إِلَیْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَیْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْیُنِهِمْ وَ إِذَا مَرُّوا بِآیَهٍ فِیهَا تَخْوِیفٌ أَصْغَوْا إِلَیْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِیرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِیقَهَا فِی أُصُولِ آذَانِهِم[۲۰۰]
در حالى که اجزاى قرآن را شمرده و سنجیده تلاوت کنند، خود را به آیات قرآن اندوهگین ساخته و داروى دردشان را از آن برگیرند و چون به آیه‏اى بشارت دهنده برخورند، به آن طمع کنند و روحشان از روى شوق به آن خیره گردد و گمان برند که آن (مورد بشارت) در برابر آنهاست و چون به آیه‏اى بگذرند که در آن بیم داده شده، ‏ به آن گوش دل دهند و گمان برند شیون و فریادِ عذاب، بیخ گوش آنان است.

۲٫۷٫ ذکر خدا

از امام صادق۷ چنین روایت شده است:
أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی دَاوُدَ: یا دَاوُدُ بِی فَافْرَحْ وَ بِذِکرِی فَتَلَذَّذْ وَ بِمُنَاجَاتِی فَتَنَعَّمْ فَعَنْ قَلِیلٍ أُخْلِی الدَّارَ مِنَ الْفَاسِقِینَ وَ أَجْعَلُ لَعْنَتِی عَلَی الظَّالِمِینَ[۲۰۱]
خداوند عزوجل به داوود وحی فرمود: ای داوود! به خاطر من شادمان باش و به وسیله‌ی ذکر من لذت ببر و با مناجات من متنعم باش. پس به زودی خانه را از فاسقان خالی میکنم و لعنتم را بر ظالمان قرار می‌دهم.
همان طور که از دقت در این حدیث شریف به دست می‌آید، ذکر خداوند آنچنان لذت بخش و یادِ خدا چنان فرح انگیز است که خدای متعال پیامبر خود، حضرت داوود را فرامی‌خواند که از این ذکر لذت برد.
شاید چنین به ذهن برسد که ذکر خدا هم در یکی از اقسام عبادت، نماز و دعا می‌گنجد، ولی با توجه به گونه‌های مختلف ذکر خدا، خصوصاً ذکر خفی و نیز ذکر خداوند در هنگام طاعت و معصیت که توضیح خواهیم داد، باید بخش جداگانه‌ای برای ذکر خداوند، به عنوان یکی از لذات معنوی بسیار مهم و برتر، در نظر گرفت. همان طور که در روایت نورانی امیرالمؤمنین۷ آمده است:
الذِّکرُ لَذَّهُ الْمُحِبِّین‏[۲۰۲]
ذکر، لذت دوستاران خداست.
و نیز در روایت دیگری آن حضرت می‌فرمایند:
ذِکرُ اللَّهِ‏ مَسَرَّهُ کلِّ مُتَّقٍ وَ لَذَّهُ کلِّ مُوقِن[۲۰۳]