سایت مقالات فارسی – لذات معنوی ۹۱- قسمت ۱۷

۱٫۴٫۱٫۲٫ اطاعت از اهل‌بیت۷
اگر کسی شناخت لازم و کافی از اهل‌بیت: پیدا کرد، اطاعت از آنان را بر خود لازم می‏داند؛ ولی گاهی شناخت مردم در حد بالایی نیست. در این صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان عصیان شود. عصیان هم به هر اندازه باشد، به همان اندازه کدورت و بغض می‏آورد و کدورت و بغض، ضد صفا و حب است. پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصیان شود، به همان اندازه بغض و کدورت نسبت به آنان در دل ایجاد می‏شود و برعکس، هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود، به همان اندازه حب و صفا به آنان دل را فرا می‏گیرد. امام رضا۷می‏فرمایند:
اللهم انی اسئلک… حُبَّ کلِّ عَمَلٍ یُقَرِّبُنِی إِلَى حُبِّک‏[۱۶۲]
خدای من! از تو حب آن عملی را می‌خواهم که مرا به محبت تو نزدیک کند.
بنابراین یکی از راه‏های عملی وصول به حب، اصل عمل و طاعت عملی است.
۱٫۴٫۱٫۳٫ توسل
در سایه‌ی شناخت امام۷ می‏فهمیم که همه‌ی وجودمان به او وابسته است و او واسطه‌ی فیض و کمال است. درقسمت‌های آخر زیارت جامعه‌ی کبیره، خدمت امام۷ چنین عرضه می‌داریم:
یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَ‏ بَیْنِی‏ وَ بَیْنَ‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لَا یَأْتِی عَلَیْهَا إِلَّا رِضَاکمْ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکمْ عَلَى سِرِّهِ وَ اسْتَرْعَاکمْ أَمْرَ خَلْقِهِ و…
ای ولى خدا! همانا میان من و خدا گناهانى است که جز رضاى شما آن‌ها را محو نمی‌کند، پس به حقّ کسى که شما را امین سرّ و محرم راز خود ساخته و کار خلق را به رعایت و عنایت شما سپرده و….
همان طور که در این قسمت زیارت – و قسمت‌های دیگر – آمده است، امر خلق خداوند به فرمان خدا به دست ائمه: قرار گرفته است.
اگر توسل، بعد از شناخت و با حال خوش معنوی همراه باشد، ترنم عاجزانه و عاشقانه‌ای است که حب را در دل بیش از پیش می‏پروراند و خود نیز لذت عجیبی دارد.
۱٫۴٫۱٫۴٫ تولی و تبری
دو اصلی که با حب اهل‌بیت: تأثیر متقابل دارند؛ یعنی، حب اهل‌بیت:، تولی و دوستی با دوستان خدا و آنان و تبری و بی‏زاری از دشمنان خدا و آنان را می‏آورد و تولی و تبری هم محبت اهل‌بیت: را در پی دارد.
۱٫۴٫۱٫۵ الگو سازی‏
به طور کلی مردم و به ویژه جوانان، آرمان‏گرا و قهرمان دوست هستند. از این رو سعی می‏کنند رفتار و گفتار آنان را الگوی خود قرار دهند.کشورهای غربی، درباره‌ی شخصیت‏ها و چهره‏های ملی و علمی خود صدها کتاب و مقاله می‏نویسند و فیلم و مجسمه می‏سازند. اما متأسفانه ما بزرگان دینمان را که بسیار ارزنده‏تر و شایسته‏تر از الگوهای غربی هستند، آن چنان که باید، مطرح نکرده‏ایم و به الگوسازی نپرداخته‏ایم. اگر جوانان، جایگاه رفیع و آموزه‏ها و روش‏های معصومین: را در زندگی بشناسند، مجذوب آن‌ها می‏شوند. در آموزه‏های دینی سفارش شده است که مردم ائمه‌ی معصومین: را الگو قرار دهند. در قرآن، رفتار پیامبر اسلام الگوی نیک و اسوه‌ی حسنه معرفی شده است و پیامبر۹ نیز همگان را به الگوگیری از اهل‌بیت: فراخوانده و فرموده است:
اهل‌بیت من میان حق و باطل را جدا می‏کنند و پیشوایانی هستند که باید به آنان اقتدا کرد.
۱٫۴٫۱٫۶٫ تعظیم و تکریم اهل‌بیت:
نحوه‌ی برخورد والدین، معلمان و بزرگان جامعه با خاندان پیامبر۹، نقش تعیین کننده‏ای در ایجاد محبت آنان دارد. احترام نام ائمه، صلوات فرستادن برای آنان، برخاستن هنگام ذکر نام امام زمان۷ ، برپایی جشن‏های میلاد امامان و برگزاری مراسم عزاداری در شهادت آنان و… باعث می‌شود جوانان به سوی اهل‌بیت : جذب شوند. در روایات اسلامی سفارش شده است که فرزندان خود را به نام‏های معصومان ۸، نام گذاری کنید. همچنین تأکید شده است که هنگام شنیدن نام محمد۹ بر او و آلش درود بفرستید. وقتی سکونی به امام صادق۷ خبر داد که خداوند به وی دختری عطا کرده است، حضرت پرسیدند: او را چه نامیده‏ای؟ گفت: فاطمه. امام آهی کشیده، فرمودند: حال که نامش را فاطمه نهاده‏ای، به او ناسزا مگو و او را مزن. هنگامی که دعبل خزاعی قصیده‌ی معروف خویش را برای امام رضا۷ خواند و از امام زمان۷ و قیام او یاد کرد، حضرت دست بر سر گذاشتند و به نشانه تواضع در برابر نام مهدی۷ ایستادند و برای فرج آن حضرت دعا کردند.
۱٫۴٫۱٫۷٫ یادآوری عنایت ویژه‌ی اهل‌بیت۷ به شیعه‏
یکی از شیوه‏های جذب جوانان به اهل‌بیت۸، بیان عنایت‏های ویژه‌ی آنان به شیعیان است. زیرا جوانان به طور فطری دوست دارند که مورد توجه و عنایت همگان، به ویژه بزرگان قرار گیرند. بر این اساس، اگر جوانان بدانند که اهل‌بیت۸ آنان را شاخ و برگ درختی می‏دانند که به خودشان مربوط می‏شود و در دنیا گره‌های گرفتاری‌هاشان را باز و در آخرت آن‌ها را شفاعت می‏کنند، دل باخته‌ی اهل‌بیت۸ می‏گردند. در این زمینه احادیث فراوانی وجود دارد که به دو نمونه اشاره می‏گردد:
امام صادق۷ در ذیل آیه‌ی (إِنَّ إِلَینا إِیابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَینا حِسابَهُم[۱۶۳]) فرمودند:
چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حسابرسی شیعیان را بر عهده‌ی ما می‏گذارد.
روزی امام صادق۷ گروهی از شیعیان را در مسجد دیدند. به آنان نزدیک شدند، سلام کردند و فرمودند:
به خدا قسم، روح و بوی شما را دوست دارم… شما یاران دین خدایید، شما پیش‏تازان به سوی بهشتید و ما بهشت را برای شما تضمین کرده‏ایم.
۱٫۴٫۱٫۸٫ بیان فضیلت دوستی اهل‌بیت:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

گرچه بیان جایگاه اهل‌بیت: در ایجاد محبت آنان نقش مهمی دارد، ولی بیان فضیلت محبت اهل‌بیت:، تأثیر آن را چند برابر می‏کند. روایات اسلامی، همگان را به دوستی اهل‌بیت: دعوت کرده و حتی آن را حق آنان دانسته است. امیرالمؤمنین، امام علی۷می‌فرمایند:
عَلَیکمْ بِحُبِّ آلِ نَبِیکمْ فَإِنَّهُ حَقُّ اللَّهِ عَلَیکم‏[۱۶۴]
بر شما باد محبت دودمان پیامبرتان، چرا که آن، حق خدا بر شما می‏باشد.
احادیث فراوانی درباره‌ی فضیلت اهل‌بیت: وارد شده است. پیامبر۹ در این باره فرموده‌اند:
هر کس با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است، آمرزیده می‏شود، با توبه و ایمان کامل می‏میرد، فرشته‌ی مرگ او را به بهشت مژده می‏دهد و قبرش زیارت‏گاه رحمت الهی می‏شود…
در روایات دیگری، مودّت و ولایت اهل‌بیت: یک فرض الهی و ملاک قبولی اعمال و عبادت به حساب آمده است.
اهل سنت نیز بر محبت اهل‌بیت۷ تأکید کرده‏اند. در شعر شافعی آمده است:
یا أَهلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ حُبُّکُمْ
فَرْضٌ مِنَ اللَّهِ فِی القُرآنِ أَنزَلَهُ‏
کَفاکُمْ مِنْ عَظِیِم القَدرِانَّکُمْ
مَنْ لَم یُصَلِّ عَلَیکُم لا صَلاهَ لَهُ
ای خاندان پیامبر! حبّ شما فریضه‏ای است که خداوند در قرآن آورده است، برای شما همین افتخار بزرگ بس که هر کس (در نماز) بر شما صلوات نفرستد، نمازش درست نیست.
استاد شهید مطهری; معتقد است:
از بزرگ‏ترین امتیاز شیعه بر سایر مذاهب این است که پایه و زیربنای اصلی آن، محبت است. از زمان شخص آدم۹ که این مذهب پایه گذاری شده، زمزمه محبت و دوستی بوده است. آن جا که در سخن رسول اکرم۹ جمله: «علی و شیعته هم الفائزون» را می‏شنویم، گروهی را در گرد علی۷ می‏بینیم که شیفته و مجذوب اویند. از این رو تشیع، مذهب عشق و شیفتگی است و تولّای آن حضرت، مکتب عشق و محبت است.
ابن سکّیت اهوازی، از عالمان برجسته و از شاگردان مخصوص امام جواد و امام هادی۸ است. متوکّل عباسی وی را برای معلمی دو فرزند خود (المعتزّ و المؤیّد) انتخاب کرد. او ناگزیر مدتی فرزندان متوکّل را درس داد. روزی مجلس با شکوهی از طرف متوکّل تشکیل شد و شخصیت‏های علمی و ادبی در آن شرکت کردند. متوکّل می‏دانست که ابن سکّیت از محبان و شیعیان اهل‌بیت: است. در آن مجلس و در حضور همگان از ابن سکّیت پرسید: این دو پسرم (المعتزّ و المؤیّد) را بیش‌تر‌ دوست داری یا حسن و حسین را؟! ابن سکّیت در تنگنای سختی قرار گرفت، زیرا می‏دانست که متوکّل و جلّادان وی بی رحم‏ترین انسآن‌ها هستند؛ در عین حال با کمال صراحت جواب داد: به خدا قسم، قنبر ـ غلام علی۷ـ از تو و پسران تو بهتر است. متوکّل از این پاسخ آن چنان خشمگین شد که به غلامان دستور داد زبانش را از پشت سرش بیرون بکشند.