فرهنگ فقر یا فقر فرهنگی با نگاهی به چهره فقر در چند محله فقیرنشین در تهران- قسمت ۵- قسمت 2

روش سنتی رایج در اقتصاد، سنجش جوامع بر اساس متوسط در آمد سرانه و سنجش جمعیت بر اساس طبقه بندی در آمدی بوده است. این روش های سنجش ابتدایی، اگرچه در مجموع بخشی از تمایزات موجود را نشان می دهد اما قادر به نمایاندن واقعیات نابرابری نیست، در نتیجه اقتصادشناسان، به منظور غلبه بر این نارسایی بتدریج با ابداع و کاربرد وسیع شاخص هایی نظیر ضریب جینی و ضریب انگل و منحنی لورنز کوشش های ثمر بخشی را برای تدفین روش شناختی مطالعات نابرابری در حیطه علم اقتصاد به عمل آوردند.
عکس مرتبط با اقتصاد
۵- شاخص توسعه انسانی :
شاخص توسعه انسانی به دنبال کوشش های بین المللی برای تشخیص سطوح توسعه یافتگی کشورها و میزان برخورداری ملت ها و مردم جوامع سیاسی ( کشورها ) از آغاز دهه۱۹۹۰ مطرح گردید و بتدریج به یکی از مهم ترین و معتبرین شاخص ها برای تشخیص نابرابری های اجتماعی در سطح بین المللی بدل شد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
شاخص توسعه انسانی شاخصی مرکب و مشتمل بر این سه شاخص اساسی است :
۱- امید به زندگی (طول عمر) (p1)
۲- حضور آموزشی (دانش) (p2)
۳- در آمد (استاندارد مناسب زندگی)(منبع۱۰ )
در میان عوامل فوق محرومیت اول در ارتباط با احتمال بقای انسان هایی است که در سنین اولیه عمر خود در معرض خطر مرگ و میر قرار می گیرند. عامل دوم ناتوانی در خواندن و نوشتن و توانایی ارتباط با دیگران را مورد بررسی قرار می دهد و متغیر سوم امکانات زندگی را بررسی می کند که در کشورهای در حال توسعه از ترکیب سه متغیر زیر زیر تعیین می گردد:
۱- درصد مردمی که به آب سالم دسترسی ندارند.
۲-درصد مردمی که به خدمات بهداشتی دسترسی ندارند.
۳- درصد کودکان کم وزن زیر ۵ سال.
P3 میانگین ساده درصدهای فوق می باشد. فرمول برآورد شاخص فقر انسانی بر این اساس عبارت است از:
HPI  = [۱/۳(P13 + P23 + P33)] ۱/۳
درکشورهای صنعتی، علاوه بر سه شاخص فوق،شاخص چهارمی به نام محرومیت اجتماعی نیز اضافه می شود که بیشتر در ارتباط با بیکاری می باشد.نتیجه این فرمول اعدادی هستند که بر ای کشورهای مختلف قابل مقایسه می باشند.

 

 

۱-۶- ۴ – فقر و حاشیه نشینی

 

 

بین فقر و حاشیه نشینی،ارتباطی نزدیک وجود دارد. دکتر پیران در مقاله”شهرنشینی شتابان و ناهمگون”،حاشیه نشین را شخصیتی می داند که از پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت و گاه متخاصم ظهور می کند.چنین موجود دو رگه ای در آن واحد خود را متعلق به هر دو نظام فرهنگی می داند و در عین حال خود را متعلق و متمایل به هیچکدام از آنها نمی داند.
در فرهنگ فقر مقصود از حاشیه نشینی بیشتر اشاره به احساس در حاشیه بودن فقرا است نه سکونت در حاشیه جغرافیایی شهر ها.بدین معنا که گاه محلاتی در داخل شهرها به دلیل اینکه ساکنان با آنچه فرهنگ حاشیه نشینی خوانده میشود فاصله ای ندارند،محلات حاشیه ای محسوب می گردند.

 

 

۱-۶ -۵- مفهوم فرهنگ

 

 

از آنجا که در میان دیدگاه ها و نظریه های موجود در ارتباط با فقر، این تحقیق، بیشتر رفتارهای فرهنگی فقرا و فرهنگ حاکم بر رفتارهای آنها را مورد بررسی قرار می دهد، مناسب است که نگاهی نیز به فرهنگ و مقصود ما از آن در این تحقیق داشته باشیم:
در دایره المعارف ویکی پدیا (WikiPedia) آمده است:
به طور معمول فرهنگ عبارت است از ساختارهای رفتارهای انسانی بر اساس تعریف “ادوارد تایلر”، فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنی ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین،عادات و هرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان به عنوان عضو جامعه کسب شده است.(منبع۲۳)
“رالف لینتون” فرهنگ را ترکیبی از رفتار مکتب می‌داند که بوسیله اعضاء جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و میان افراد مشترک است.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*