فایل پایان نامه پایگاه اجتماعی

دانلود پایان نامه

ا عنوان”بررسی تاثیرهمگونی اقتصادی- اجتماعی زوجین بر قدرت زنان در خانواده” رابطه بین میزان فاصله سنی، تحصیلات، منزلت شغلی، درآمد و میزان پای‌بندی به مذهب و زوجین نسبت به یکدیگر و تاثیر آن‌ها بر میزان قدرت زنان در خانواده را بررسی نمود و به این نتیجه دست یافت که هرچه میزان همگونی زوجین در این شاخص‌ها بیشتر باشد، قدرت زنان در خانواده افزایش می‌یابد.
در زیر به خلاصه‌ای از پژوهش‌های انجام شده در ایران در رابطه با مهریه اشاره خواهیم داشت.
پایان نامه کارشناسی ارشد خانم زینب یوسفی(1388) با عنوان “بیمه مهریه از منظر فقه و حقوق موضوعه”، از جمله ‌این موارد است. در این تحقیق بیان شده که یکی از مسائلی که امروز دامنگیر بسیاری از خانواده‌ها بوده، مساله مهریه و استیفای آن است. مهریه که حق قانونی و مسلم زن است، امروزه به دلیل مشکلات اقتصادی – ‌اجتماعی و فرهنگی تبدیل به معضلی هم برای زنان و هم مردان شده‌است. این امر به دلیل آن است که گفته می‌شود در قوانین ما مردها از حمایت قانونی بیشتری نسبت به همسران خود برخوردارند و بنابراین زنان از مهریه به عنوان حربه‌ای برای دوام و بقای زوجیت یا ادامه زندگی خود بعد از طلاق استفاده می‌کنند. نگاهی به آمار بالای زندانیان مهریه بیانگر اهمیت مطالعه علمی و دقیق این مسئله به منظور آسیب شناسی آن است تلاش های زیادی برای حل این معضل شده که یکی از آن‌ها بیمه مهریه ‌است.
در پایان نامه کارشناسی ارشد ابراهیم پولادی (1382) با عنوان”ماهیت حقوقی مهر و تعدیل آن”‏، بیان شده که بدون شک نهاد خانواده به عنوان نهاد اجتماعی از دیرباز موقعیت و مقام ممتازی را بین کلیه‌ی تأسیسات حقوقی نوین و کهن احراز کرده‌ است، پر واضح است که از میان مسایل و موضوعات پرشمار این نهاد «مساله‌ی مهریه» به عنوان یکی از مسایل «روابط مالی زوجین»، مهمترین موضوعی است که همیشه ضمن بیان عقد نکاح متبادر به ذهن است و امروزه یکی از موضوعات اصلی و اختلاف برانگیز و گاه لاینحل در عقد نکاح، «تعیین مهر» است. اگرچه هدف دین اسلام از تعیین مهریه، لحاظ جنبه‌های معنوی آن در کنار آثار اقتصادی بخشی عمیق در روابط ایجادی بین زوجین بوده‌است، اما نمی‌توان ارتباط مهریه را با عطیه و بخشش، کاستی‌های حقوق مالی زن، عواطف روحی و معنوی زوجین و حمایت از موقعیت زن نادیده گرفت. موضوع دیگر، مسأله‌ی تعدیل مهریه که وجه رایج بوده یا محاسبه‌ی آن به نرخ روز است، که ضمن تشریح و تبیین مبانی و سابقه‌ی فقهی و حقوقی آن و گذر بر مفهوم مال، نظریه‌ی پول و نحوه‌ی برخورد با مساله‌ی کاهش ارزش پول درمی‌یابیم که تعدیل مهریه خلاف شرع نیست و به سایر دیونی که وجه رایج بوده نیز قابل تسری است.
داود فلاحی در پایان نامه کارشناسی ارشد (1380) تحت عنوان “بررسی مهریه، حدود و احکام آن در فقه امامیه”، هدف از تدوین پایان نامه را علاوه بر پژوهش فقهی در خصوص حدود و احکام موضوع، بررسی تاریخچه- فلسفه حقیقی مهریه از منظر اسلام- انتقاد به وضع مهریه‌های کنونی- اهمیت انتخاب موضوع و تنظیم تمام موارد و فروعات مربوط به آن ذکر می‌کند. هر چند که مبنای بحث فقه امامیه ‌است، اما در پاره‌ای از موارد به مواد قانونی و نظرات خاص حقوقدانان در این زمینه نیز اشاره شده‌است تا رساله مذکور در حد توان از هر حیث کامل و جامع باشد.
در پژوهشی با عنوان “بررسی اجمالی مهریه در تهران”، هدف تحقیق بررسی خصوصیات فردی، اجتماعی و جمعیتی زوجین شهر تهران بیان شده‌است. این بررسی به روش اسنادی و مطالعه 10درصد از اسناد کلیه ازدواج‌های ثبت شده در تهران در 8 ماهه آخر سال 1343 انجام گرفته‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد که بیشترین میزان مهریه بین 10000 تا 199999ریال است. هر چه میزان سواد زنان بیشتر باشد، میزان مهریه بالاتر می‌رود. کسانی که دارای تحصیلات عالی‌ و صاحب مشاغل عالی‌تر و فنی و حرفه‌‌ای و اداری باشند، مهریه زیادتری دارند. میزان مهریه نسبت به دفعات ازدواج کم می‌شود. پایین بودن سن دختران با میزان مهریه رابطه نزدیکی دارد. در تمام گروه‌های سنی، تعداد زن و شوهری که با هم رقابت خویشاوندی ندارند، زیادتر است. بطور کلی در تمام مشاغل ازدواج مردان بین سنن 29-25سال ازدواج زنان بین سنین 17-15سال است. تعداد بی‌سوادان و یا کم‌سوادان در بین زنان و مردان برابر است، ولی درسطح تحصیلات دیپلم و لیسانس به بالا تعداد مردان خیلی بیشتر از زنان ست. تعداد مردان شاغل بیش از زنان شاغل است. مردان بیشتر در مشاغل تخصصی و فنی، حمل و نقل، تولید، معاون، ارتش، و زنان بیشتر در مشاغل منشی‌گری، اداری و خدماتی مشغول به کار هستند.
فروغ پارسا (1381) در مقاله‌ای با عنوان “مباحثی در حقوق زوجه (حق مهریه – حق نفقه) بنابر فقه امامیه ومذاهب چهارگانه اهل سنت”، بیان می‌کند که نظام حقوقی اسلام بنابر فقه مذاهب پنج‌گانه آن، امتیازهای مالی ویژه‌ای را برای زوجه در نظرگرفته‌است که در مقایسه با نظام‌های حقوقی غربی تقریبا منحصر به‌فرد است. از جمله این امتیازها (مهریه) و (حق نفقه)است. مهریه، هدیه و عطیه‌ی واجبی است که به زوجه تعلق می‌گیرد و اگرچه ذکر تعیین آن در صحت عقد شرط نیست؛ ولی به مجرد عقد، حداقل به مقدار مهرالمثل به عهده‌ی زوج قرار می‌گیرد. حق نفقه زن عبارت است از آن که مسئولیت تامین کلیه مخارج زندگی زوجه اعم از خوراک و پوشاک و مسکن و غیره به عهده زوج است و زوج درتامین هزینه زندگی خود و فرزندانش اگرچه توانایی مالی داشته باشد مسئولیتی ندارد. هم‌چنین قوانین ویژه‌ای برای کسانی که از پرداخت (مهریه)‌ و یا (نفقه) خودداری کنند در نظر گرفته شده‌است. اگرچه تشریع این حقوق مالی در جای خود امتیازی برای زوجه به شمار می‌آید و منزلت وی را در خانواده استحکام می‌بخشد ولی در برخی موارد دیده می‌شود به لحاظ جانبداری از حقوق مرد، علی‌رغم وجود و ظهور مستندات قرآنی و روایی، احکام فقهی و به تبع آن مواد قانونی مدنی حقوق زنان را رعایت ننموده‌است.
عبدالواحد شفق در پژوهشی با عنوان “مهر و میزان آن از دیدگاه فریقین” از روش کتابخانه‌ای استفاده نموده و کوشیده شده‌است تا در حد توان جایگاه مهریه در تاریخ گذشتگان، موقعیت آن در عقد نکاح از منظر آیات، روایات، ماهیت و میزان آن از دیدگاه مفسرین و فقهای عظام مسلمین، همچنین مسائل و احکام کلی آن را با رویکردی فقهی، با استفاده از منابع فقهی یقین و برخی منابع حقوقی بررسی کند.

1-4-3- نقد و ارزیابی مطالعات
با مروری بر پیشینه مطالعاتی به نظر می‌رسد، خانواده و روابط خانوادگی به خصوص روابط قدرت میان زن و شوهر از مسائل مهم در جامعه‌شناسی و پژوهش‌های مرتبط با آن است. در جستجویی که به منظور دستیابی به سابقه پژوهش حاضر انجام شد، مشاهده شد که عمده مطالعات پیرامون ساختار قدرت در خانواده بوده، این ساختار گاه به گونه‌ای توصیفی و صرفا برای آگاهی از چگونگی توزیع قدرت در میان دو زوج بررسی شده‌ و یا با هدف تبیین عوامل موثر بر ساختار قدرت در خانواده و گاه ارتباط این ساختار با رضایت زناشویی مورد بررسی ‌قرار گرفته‌است. برخی از این پژوهش‌ها تاثیر دستیابی زنان به عناصر مدرنی چون اشتغال و تحصیلات را بر ساختار قدرت در خانواده بررسی نموده و براساس آن به‌این نتیجه رسیده‌‌اند که توزیع قدرت در ساختار خانواده دموکراتیک‌تر شده و برخی نیز به‌‌رغم دستیابی زنان به ‌این منابع، ساختار را هم‌چنان نابرابر دیده‌اند. به نظر می رسد تفاوت اصلی این پژوهش‌ها با پژوهش حاضر در کمی کار کردن صرف آن‌هاست، با وجود شیوه زندگی زنان که معمولا پنهان و رازگونه ‌است، کمتر پژوهشی با استفاده از شیوه‌های درون‌کاوی و ژرف‌نگری به بررسی مسایل زنان از نگاه خود آنان پرداخته‌است. از سوی دیگر، در این پژوهش‌ها سیر زندگی فردی زنان و شرایط خاصی که آنان در دوره‌های زندگی خود با آن روبرو می‌شوند، کمتر دیده شده و یا اصولا نادیده‌ گرفته شده‌ است و تنها چرخه خانوادگی در برخی از پژوهش‌ها به چشم می‌خورد. زنان براساس دوره‌های متفاوت زندگی خود نقش‌های گوناگونی می‌پذیرند و در هردوره‌ از زندگی با مسایل و رویدادهای کاملا متفاوتی روبرو می‌شوند‌، نادیده گرفتن این تفاوت‌ها در بررسیها می‌تواند پژوهشگران را از بخشی از داده‌ها و یا دستیابی به دادههای واقعیتر محروم سازد. امروز موضوع مهریه به طور جدی در جامعه مطرح است و اغلب مطالعات انجام شده در این زمینه بیشتر به مباحث حقوقی پرداخته و یا از منظر طلاق و صدمات وارده به مرد بدان نگاه شده‌ است. این پژوهش در رویکردی تازه نقش مهریه را در خلال زندگی زن مورد بررسی قرار داده و در پی شناخت کارکردهای مختلف آن از جمله‌ ایجاد احساس قدرت در مراحل مختلف زندگی زنان است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه حقوق با موضوع : حمایت خانواده

فصل 2
مبانی نظری

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مقدمه
نظریه‌های زیادی در حوزه قدرت به ویژه قدرت زنان و همچنین قدرت در خانواده مطرح شده‌است، که به بحث قدرت از جنبه‌های مختلف می‌پردازد در ذیل تعدادی از این نظریه‌ها را به عنوان مبانی نظری این پژوهش مطرح می‌کنیم و به صورت اختصار به آن می‌پردازیم.

2-1 -1- نظریه‌های توزیع و موازنه قدرت در خانواده
پرسش این است که کدام عامل یا عوامل در فضای اجتماعی خانواده، موجب گذشت زنان در زندگی خانوادگی و تبعیت وی از همسر می‌شود. به تعبیر دیگر چه عواملی موجب اقتدار بیشتر مردان، در قیاس با زنان، در محیط خانواده شده‌ است؛ به سخن دیگر، منشا پدرسالاری در سطح خانواده کدام است؟ در پاسخ به این پرسش‌ها، نظریات متعددی ارائه شده ‌است اما به طور کلی می‌توان آن‌ها را در سه دسته زیر، طبقه بندی کرد:
الف- نظریه‌های زیست‌شناختی
نظریه‌های زیست‌شناختی عمدتا بر دخالت سازوکارهای فیزیولوژیکی از جمله هورمون‌ها در سلطه‌گرایی مردان و سلطه پذیری زنان، تاکید می‌کنند. هورمون‌های مردانه، به ویژه تستوسترون، تمایل به سلطه را در دیگران تحت تاثیر قرار می‌دهند. مردان نسبت به زنان از سطوح بالاتر تستوسترون برخوردارند، از این رو، به گونه‌ای سلطه جویانه رفتار می‌کنند. هم چنین بعضی شواهد حاکی است آن دسته از مردان که از سطح بالاتری از تستوسترون، در پلاسمای خون برخوردارند، تمایل دارند که مشاغل سلطه جویانه و کنترل‌کننده را به عهده بگیرند (رضابخش، 1384: 18).
برتری مردان بر زنان از این دیدگاه، قدرت بدنی مردان را نیز شامل می‌شود. چون اندازه نیرومند بوده ‌است که بتواند زن را به فرمان‌برداری از خود وادار کند، طبیعی است که سهم عمده‌ای از قدرت را برای خود حفظ کرده‌است. هم چنین تفاوت‌های جنسی و تشریح‌شناسی، به ویژه بر واقعیات مربوط به زایمان، عادت ماهانه و شیردهی به‌عنوان عوامل موثر بر ناتوانی زنان نسبت به مردان، تاکیدشده‌است(همان).
فمینیست‌های رادیکال با تکیه بر تحقیقات انجام شده دهه 1970، اظهار نظر کرده‌اند که نیروی بدنی مردان در کنترل زنان، نقشی بسیار با اهمیت دارد و ضمن بیان شیوه‌های خشن مردان برای سلطه‌یابی بر زنان، خشونت طبیعی مردان را به عنوان عامل تعیین‌کننده در مرد‌سالاری و ستمدیدگی زنان، معرفی کرده اند(همان).
ب- سلطه جوئی و اقتدارطلبی مردان
این گونه به نظر می‌رسد که نقش‌های جنسی سنتی برای مردان که هم رهبر خانواده و هم رهبر جامعه هستند، به تدریج در حال کم رنگ شدن است اقتدار مردان در ابعاد روان شناختی از یک سو، با ویژگی‌های خاص مردان مانند: بالاتر بودن قدرت بدنی، مهارت ذهنی و جسمی، حس هیجان طلبی و ماجراجویی، سلطه طلبی، انگیزش پیشرفت و… و از سویی دیگر، با الزامات موقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی، کمابیش توجیه پذیر است.
ج- نظریه‌های جامعه شناسی
در تبیین سلطه مردان، مجموعه‌ای از نظریه‌های جامعه‌شناختی وجود دارند. بعضی بر عوامل اقتصادی و فرهنگی تاکید کرده‌اند و برخی بر عوامل زیستی یا روانی تاکید ورزیده‌اند. برخی از مهمترین نظریه‌ها به شرح زیر است:
فردریش انگلس در کتاب منشاء خانواده، مالکیت خصوصى و دولت به طرح دیدگاهى درباره منشاء تاریخى خانواده پرداخت که مبناى بسیارى از نظریه‌هاى مارکسیستى و سوسیالیستی بعدی قرار گرفته ‌است.به اعتقاد وى، در خانوار اشتراکى آغاز تاریخ بشر که زوج‌هاى متعدد و فرزندان آنان را در برمی‌گرفت،‌ اداره امور خانه بر عهده زنان بود، ولی به دلیل آنکه کار زنان براى بقای قبیله جنبه حیاتی داشت و صنعت عمومی و ضروری تلقی می‌شد، زنان از پایگاه اجتماعی بالایى برخوردار بودند. اما اهلی‌سازی حیوانات و توسعه گله‌داری به پیدایش منبع ثروت جدیدی براى اجتماع بشری منجر شد و چون کنترل حیوانات قبیله در دست مردان بود، سبب انباشت ثروت در دست مردان شد و قدرت نسبی آنان در مقایسه با زنان افزایش یافت. در مقابل، ارزش کار و تولید زنان به کاستی گرایید و پایگاه اجتماعی آنان تنزل یافت در نتیجه، با پیدایش خانواده پدرسالار و به ویژه در شکل تک همسری، اداره امور خانه خصلت عمومی و اجتماعی خود را از دست داد و به صورت یک خدمت خصوصى درآمد. زن اولین خدمتکار خانگی شده و از شرکت در تولید اجتماعی، بیرون رانده شد. درونمایه اصلی نظریه انگلس، یعنی این فرض که سلطه مردان در کنترل و مالکیت ثروت و ابزار تولید ریشه دارد، از سوى محققان بعدی مفروض گرفته شده و تایید شده است. پژوهشگران معاصر اظهار می‌دارند که در جوامع کشاورزی، قدرت زنان کمتر بوده ‌است؛ زیرا در این جوامع، نظام وراثت زمین را از پدر به فرزند پسر منتقل می‌کند و در نتیجه، زنان نوعا مالک زمین نبوده‌اند. همچنین، دراین جوامع زن به هنگام ازدواج، خانه خود را ترک و در اقامتگاه خانواده شوهر زندگی می‌کرد. ‌یافته‌هاى مردم‌شناسی نیز از آن حکایت دارد که با افزایش مشارکت اقتصادی زنان، به ویژه در شرایطی که مردان به فعالیت‌هاى زنان وابسته باشند، قدرت آنان افزایش می‌یابد و حتی گاهى با قدرت مردان برابری می‌کند؛ مثلا گفته می‌شود که در برخی قبایل آفریقایى که زنان بین60 تا 80 درصد از خوراک قبیله را تامین می‌کردند، قدرت تصمیم‌گیری آنان درباره امور قبیله در حد قدرت مردان بوده ‌است. بر پایه مطالعه جدید میان فرهنگی نیز که در 111جامعه معاصر صورت گرفته‌است، هرچه مشارکت زنان در نیروى کار بیشتر باشد، امکان اینکه مردان بر آن‌ها اعمال قدرت کنند، کمتر خواهد بود (رضابخش،1384: 20).
بلومبرگ نیز یکی دیگر از نظریه‌پردازانی است مبتنی بر دانش تجربی وسیعی در مورد انواع جوامع و رابطه زنان و مردان که بر درجه کنترل زنان بر وسایل تولید و توزیع مازاد اقتصادی توجه دارد و معتقد است که قشربندی جنسیتی نهایتا از طریق درجه کنترل زنان بر وسایل تولید و به وسیله مالکیت مازاد تولیدی – ارزش اضافی- تعیین می‌شود چنین کنترلی توسط زنان به آن‌ها قدرت اقتصادی، نفوذ سیاسی و نهایتا وجهه اجتماعی می‌دهد. به نظر بلومبرگ نابرابری جنسیتی در سطوح گوناگون آشیان ساخته‌است: روابط مرد و زن ریشه در خانوارها دارد؛ خانوارها مبتنی بر جماعات محلی هستند، جماعات بر ساختارهای طبقاتی قرار دارند و بالاخره ساختارهای طبقاتی در کشورها سکنی گزیده‌اند. کنترل مردان در سطوح مختلف باعث کاهش قدرت زنان در جوامع شده‌است(ترنر،1998: 232-234).
زیمل نیز مفهومی از سلطه ارائه می‌دهد. به زعم وی ظالمانه‌ترین سلطه، شکلی از کنش متقابل است؛ من اراده‌ی خود را به شما تحمیل می‌‌کنم تا شما آنچه را می‌خواهم به من بدهید. اقتدار من ممکن است برآمده از موقعیت سازمانی من باشد یا ممکن است از قدرت متقاعدکننده‌ی کنش یا ایده‌های من بروز کند. این با وجهه‌ی متفاوت است که صرفا از قدرت شخصیت من ناشی می‌شود، نه از طریق هم‌ذات پنداری شخصیت من با هر ویژگی عینی مانند دانش یا مقام. زیمل، سه نوع سلطه را تشخیص می‌دهد، الف: سلطه به وسیله‌ی فرد، ممکن است به وسیله‌ی گروه مورد پذیرش یا مخالفت قرار گیرد. این نوع سلطه، ممکن است اثر هم سطح ‌کننده داشته ‌باشد یا ممکن است سلسله مراتبی باشد. زیمل بر این باور است که این شکل ابتدایی سلطه است.ب: سلطه به وسیله‌ی جمع، حقوق افراد در گروه مسلط ضرورتا

پاسخی بگذارید