روزنامه‌نگاری علم در ایران- قسمت 19

حالت دوم، تهیه گزارش‌های علمی – تخصصی برای نشریه‌های عمومی یا صفحه‌های علمی نشریه‌های غیر تخصصی است، که در این صورت زبان و مفاهیم در گزارش باید ساده و قابل فهم برای اکثریت خوانندگان آن نشریه باشد. بنابراین کاربرد واژه‌ها، اصطلاح‌ها و مفاهیم در این گزارش‌ها حالت عام‌تر، ساده‌تر و غیرتخصصی‌تر دارند و گزارش باید ضمن آنکه از نظر علمی، اعتبار و استناد لازم را داراست با زبانی ارائه شود که برای مخاطبان عادی هم تا حدود زیادی قابل فهم باشد.
فرقانی همچنین اصول مهم در گزارش‌نویسی را چنین بر می‌شمارد:

  1. اصل وحدت در گزارش
  2. اصل تناسب
  3. اصل تعادل
  4. اصل رعایت فاصله
  5. اصل بی‌طرفی، عینی‌گرایی و پیش‌داوری نکردن گزارشگر
  6. اصل فشرده‌نویسی
  7. اصل نقادانه بودن گزارش
  8. اصل انسان‌محوری گزارش (فرقانی، 1392).

8-2-2-2 گزارشگری مناقشات علمی
از نظر جایارامان[95] هر دیدگاه جدیدی که مفاهیم رایج و یا یک اعتقاد جزمی رایج را با نظریه و یا آزمایش و روشی جدید به چالش بکشد به طور بالقوه یک مناقشه علمی را در دل خود دارد. مسئله خلقت‌گرایی و منشأ عالم اغلب اوقات موضوع مناقشه‎برانگیزی به شمار می‌رود. دانشمندان درحالی که در حوزه خود پیش می‌روند ممکن است در باره ابزارها و یا کاربردهایی که بر مبنای دانسته‌های قبلی ما بنا و ساخته شده‌اند مشکوک شوند و این می‌تواند بذر یک مناقشه را در دل خود داشته باشد. برای مثال، بحث دست‌کاری‌های ژنتیک که با هدف ارائه ابزاری برای تولید محصولات کشاورزی بهتر معرفی شده بود پس از آن که برخی از گزارش‌ها و ازجمله گزارش مجله نیچر درباره مرگ لارو پروانه‌هایی که از این محصولات تغذیه کرده بودند، به برخی از اثرات احتمالی جنبی آن اشاره کردند، به موضوعی جنجال‌برانگیز بدل شده است. همچنین پروژه‌هایی که به طور علنی بر مبنای علوم ناقص و یا فناوری‌های غیرمطمئن و مشکوک بناشده‌اند نیز موضوعاتی برای داستان‌های مناقشه‌برانگیز است (جایارامان، 5:1392).
انواع مناقشات علمی از نظر فدراسیون جهانی روزنامه‌نگاران علم عبارتند از:

  1. گزارشگری منفعل از مناقشات، که به معنی مطرح کردن نظرات مختلف گروه‌های متضاد در مورد موضوعی است که ماهیت مناقشه‌انگیزش پیش‌تر مطرح و شناخته شده است.
  2. نوع فعال این گزارش‌ها به مواردی اطلاق می‌شود که ماهیت مناقشه برای نخستین بار توسط خود گزارشگر و بر اساس اطلاعاتی که وی در فرآیند تحقیقات خود به دست آورده است مطرح می‌شود.
  3. دست‌کاری داده‌ها، تقلب و بقیه مواردی که مربوط به روش‌های اشتباه و نادرست در تحقیق علمی است به حوزه‌ای از مناقشات مربوط است که معمولاً از سوی ژورنال‌های تخصصی علمی، دانشمندان رقیب و یا منابع داخلی آشکار می‌شوند. به غیر از انتشار و گزارش دادن این اتفاقات معمولاً نقش خبرنگار در این موارد به دنبال کردن موضوع و بررسی و تحلیل تأثیرات چنین تقلب‌هایی محدود می‌شود.
  4. گونه دیگری از موضوعات مناقشه برانگیز به مواردی از تحقیقات علمی مربوط می شود که جنبه امنیت ملی و یا دفاعی پیدا می کند. این موضوع بهانه خوبی برای روزنامه‌نگاران محقق به شمار می رود اما اطلاعات مربوط به این حوزه ها را نمی توان از مقام های رسمی دریافت کرد و پرداختن به آنها نیازمند حساسیت‌های ویژه‌ای است که این موضوعات با خود به همراه دارند.
  5. پنجمین گونه از این مناقشات پروژه‌های علمی و تحقیقی را در بر نمی‌گیرد و شخص دانشمندی را که تحقیقی را پیش می‌برد هدف می‌گیرد. ترجیحاً باید از این نوع گزارش‌ها دوری کرد مگر این که ذات و ماهیت آن مناقشه به گونه‌ای باشد که کلیت پروژه و یا موسسه‌ای عمومی را در معرض خطر و تحت تأثیر قرار دهد.
  6. نوع دیگر از این موارد به مناقشاتی بر می‌گردد که در پی بروز حوادث و سوانح طبیعی رخ می‌دهد. مواردی مانند رویدادهای پس از یک سونامی یا زلزله و یا سقوط هواپیما و یا سیل، جایی که وظیفه روزنامه‌نگار تنها دنبال کردن مناقشه نیست بلکه باید به آرام کردن و مدیریت بحران کمک کند. در اینجا نقش روزنامه‌نگار شاید درک نیازهای مردم، جلب اعتماد آنها، ارائه پیش‌زمینه و توصیه‌های عملی و همچنین اطلاع دادن مواردی به مردم باشد که از آن خبر ندارند .
  7. همچنین برخی از مناقشات وجود دارند که اساساً علم از سوی رویکردهای دیگر، نظام های عقیدتی و یا ایدئولوژی‌ها (ازچهارچوب‌های مذهبی گرفته تا مثلاً اعتقادات مربوط به طب سنتی) به چالش کشیده می‌شود و یا به طور معکوس علم آنها را به چالش می‌کشد .
  8. و در نهایت گونه‌ای از مناقشات بزرگ سیاسی و اقتصادی که بازیگرانی از حوزه علم و یا یافته‌های علمی در بروز و ادامه آن نقش ایفا می‌کند.

پوشش رویدادها و اخبار مناقشه‌برانگیز، گزارشگری از خطرها و گزارشگری تحقیقی جنبه‌های مختلفی از روزنامه‌نگاری کاوشگرانه به شمار می‌روند که خطوط و مرزهای بین آنها اغلب اوقات چندان واضح نیست. اما مورد مشترکی که در بین همه آنها وجود دارد و آن تلاش برای آشکار کردن واقعیت و حقیقت است(جایارمان، 9:1392).
3-2 بخش سوم: مرور نظری
1-3-2 مدل کمبود
چارچوب نظري مسلط بر مطالعات رابطه علم و جامعه در ابتدا مبتني بر يك مدل از بالا به پايين بود كه به “مدل كمبود[97] ، نتیجه فوری گونه‌ای انتقادها از مدل کمبود است. از این چشم انداز اطلاعات همواره نسبت به تجربه‌ها و زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی تولید می‌شود(وحیدی الف، 220:1388)
تحقیقات نشان داده‌اند که برخلاف تصورات اولیه ، صِرف افزایش دانش عموم نسبت به موضوعات علمی به مثابه موفقیت ارتباطات علم نیست. مارکس معتقد است که مردم درک نسبتا پیچیده وسفسطه‌آمیزی از علم دارند که از کاربرد تجربیات مجسم ناشی می‌شود(2008). اطلاعات واقعی تنها یک جز از دانش افراد عادی است که در آن این جز با سایر عناصر(قضاوت‌های ارزشی، اعتماد به موسسات علمی، برداشت شخص از توانایی خود برای استفاده کاربردی از دانش علمی) برای شکل دادن به بدنه‌ای کمتر پیچیده در مقایسه با دانش خاص کارشناسان در هم می‌آمیزد(خانیکی و زردار، 892:1393).
لونشتاین [98] نمونه ارتباطات بهداشت و ارتباطات ریسک را نمونه‌هایی می‌داند که به خوبی توانایی‌های مدل زمینه‌ای و برتری آن بر کمبود را نشان می‌دهد. به عقیده وی زمان درازی است که دست‌اندرکاران مسائل بهداشتی فهمیده‌اند که رابطه‌ای پیچیده میان گفتار مددکاران و فهم برگرفته بیماران چه در سطح فردی و چه در مقیاس پیکارهای سلامت همگانی وجود دارد. در زمینه ارتباطات ریسک نیز مدل‌های زمینه‌ای نشان می‌دهند که افراد، اطلاعات را در زمینه‌ای خاص دریافت و تحلیل می‌کنند. زمینه‌های فردی همچون جنسیت سن یا نوع شخصیت فرد و همچنین زمینه اجتماعی، بر درک افراد از ریسک و شیوه پاسخ به آن اثر می‌گذارند(وحیدی الف، 220:1388).
البته از مدل‌های زمینه‌ای انتقاد کرده‌اند که تنها نمونه‌های پیچیده‌تری از مدل کمبود هستند.
3-3-2 مدل کارشناسی غیر حرفه‌ای
کلیات این رویکرد، پیوند زدن موج اندازهگیری‌های سواد علمی، با دلبستگی‌های اجتماع علمی و شناسایی سرنخ‌هایی است که با آنها سواد علمی همچون ابزاری اقناعی برای تحت تاثیر قرار دادن بودجه ریزی و سیاست‌گذاری و تثبیت موقعیت ممتاز علم استفاده می‌شود(وحیدی الف، 221:1388).