دانلود رایگان پایان نامه مدیریت درباره صورت های مالی

multi colored stairway, formed by wooden toy blocks, in front of a blue wall, gray arrow pointing up the stars

پاداش دریافتی، وقراردادهای استقراضی و وهزینه های سیاسی مورد توجه قرار دهیم. هرچند می توانیم مدیریت سود را از دیدگاه قراردادهای کارآمد مورد بحث قرر دهیم. شرکتها هنگام قرار داد با مدیرا ن انگیزه آنها را در اعمال مدیریت سود پیش بینی کرده وبا توجه به این عامل حقوق و پاداش پیشنهادی به مدیر را در قرار داد تعیین می کند. وام دهندگان نیز در تعیین نرخ بهره درخواستی بصورت مشابه عمل می کنند. بدین ترتیب قراردادها از کارآمدی بییشتری برخوردار می شوند. زیرا در عقد عایداتی آنها مدیریت سود پیش بینی شده و مبالغ پرداختی پیشنهادی مطابقا تعیین می‎گردد. هرچند بعلت آنکه قراردادها سخت و انعطاف ناپذیر و ناکامل می باشند، مدیریت سود این امکان را به مدیر می دهد که درمقابل تحقق اوضاع طبیعت غیرقابل پیش بینی شده از شرکت دفاع کرده که این به نفع تمام طرف های قرار داد می باشد. تحقیقات هیلی نشان می دهد که مدیریت سود به منظور اثر گذاری بر پاداش در واقع انجام می‎گیرد. انگیزه اعمال مدیریت سود از ویژگی ها وشرایط طرح های پاداشی سرچشمه می گیرد. طرح‎های پاداشی قرار دادهای بین شرکت ومدیران آن می باشد که براساس آن میزان پرداخت به مدیران تعیین می گردد. مدیریت سود در رابطه با شرایط قرار دادهای استقراضی توسط سوئینی درسال 1994 مورد تحقیق قرار گرفت. سوئینی متوجه شد که میزان استفاده ازتغییردر روش های حسابداری فزاینده‎ی سود در نمونه ای از شرکتهایی که شرایط قرار دادهای استقراضی را رعایت نکرده بودند بمراتب بیش از شرکتهایی بود که این شرایط را کنترل کرده بودند او همچنین به این نتیجه رسد که شرکتهای مختلف سریعا از استانداردهای جدید حسابداری فزاینده سود گزارش شده استفاده کردند و بالعکس (اسکات، 1389، صص 29-28)
2-2-7-8-6- مدیریت سود برای قراردادهای ضمنی
انگیزه های مدیریت سود برای قراردادهای ضمنی (باقیدوشرط) نیز قابل بررسی می باشد. این قراردادها به شکل رسمی مانند قراردادهای بدهی وپاداش، ارتباط مستقیم باارقام حسابداری ندارند. این قراردادها از ارتباط مداوم شرکت با ذینفعان(سهامداران، کارکنان، عرضه کنندگان مواد، مشتریان و..) بوجود می آید اگر مدیران شرکت بتوانندخوشنامی برای شرکت ایجاد نمایندآنها می توانند شرایط بهتری در قراردادها با عرضه کنندگان مواد، کارکنان و. . بوجود آورند. مدیریت سود در رابطه قرار دادهای تلویحی درسال 1995 توسط”باون”، ” دوچارم” و”شورز”(BDS) مورد تحقیق قرار گرفت بحث آنها این بود که شهرت مدیران در ارتباط با قرار دادهای تلویحی می تواند بخاطر افزایش سود گزارش شده افزایش یابد و در نتیجه اعتماد طرف های معامله با شرکت در انجام تعهدات تقویت خواهد شد. برای مثال آن ها پیش بینی کردند که شرکتهایی که قیمت تمام شده کالای فروخته شده وسفته های پرداختی انها(که به ترتیب جهت سنجش معاملات زیاد ومستمرباتامین کنندگان کالا واعتبار دهندگان کوتاه مدت شرکت مورد استفاده قرارگرفت) رقم‎های نسبتا بالایی است به احتمال زیاد از روش FIFO در قیمت گذاری موجودی کالا و روش خط مستقیم در محاسبه استهلاک، بجای روش LIFO وروش های تسریعی محاسبه استهلاک استفاده می‎کنند. عقیده آن است که روش FIFO و روش خط مستقیم موجب افزایش سود می گردد. زیرا این روش ها در مقایسه با روش LIFO و روش تسریعی محاسبه استهلاک موجب سود گزارش شده بیشتر طی گذشت سالها می‎گردند. (همان منبع، ص31).

2-2-7-8-7- انگیزه های مالیاتی

مالیات بر درآمدشاید واضح ترین انگیزه دراعمال مدیریت سود باشد. هرچنداداره مالیات معمولا از روش‎های خود برای تعیین درآمدمشمول مالیات شرکت ها استفاده می کند وبدین ترتیب اختیار انتخاب روش توسط شرکت بسیار محدود می شود. بنابراین مالیات نقش عمده ای در مدیریت سود نمی تواند داشته باشد. هرچند یک استثناء درمورد انتخاب روش قیمت گذاری LIFO(اولین صادره از آخرین وارده) در مقایسه با ) FIFOاولین صادره از اولین وارده) وجود دارد. درایالت متحده شرکت هایی که برای محاسبه درآمد مشمول مالیات از روش LIFO استفاده می کنند باید از همین روش در محاسبه سود خالص گزارش شده نیز استفاده کنند. هنگامی که قیمت ها در حال افزایش می باشند استفاده از روش LIFO در مقایسه با روش FIFO معمولا موجب سود گزارش شده کمتر می‎گردد. با وجود این حتی زمانیکه قیمت ها در حال افزایش می باشند، اینگونه نیست که تمام شرکت ها در آمریکا روش قیمت گذاری موجودی ها را از روش FIFO به روش LIFO تغییر دهند. در واقع شرکت ها می توانند با استفاده از روش LIFO به مدیریت عایداتی کاهنده سود مبادرت کرده ودر نتیجه هزینه مالیات خود را کاهش وجریانات نقدی خود را افزایش دهند. و یا می توانند با استفاده از روش FIFO واعمال مدیریت سودافزاینده سود هزینه مالیات خود را افزایش داده و جریانات نقدی راکاهش دهند. پرسش آن است که این تصمیم گیری به چه علت می‎باشد ؟ در بسیاری از تحقیقات تئوری مثبت کوشش شده گزینش سیاست قیمت گذاری موجودی ها توضیح وپیش بینی گردد. به نظر می رسد یک عامل مهم، صرفه جویی در هزینه مالیات باشد. برای مثال براساس گزارشات “دو پوچ و ” پین کووس (1988) صرفه جویی در هزینه های مالیاتی در شرکت های که از روش LIFO استفاده می کنند بسیار زیاد می باشدوشرکت هایی که به استفاده از روش FIFO ادامه می دهند متحمل هزینه های زیاد مالیاتی نمی گردند که این ناشی از عللی نظیر میزان کم مبلغ موجودی کالا، تغییرات زیاد در سطح موجودی ها، گردش زیاد موجودی ها ونرخ موثرکم مالیاتی می‎باشد. “لیندهال”نیز در نتیجه گیری های خود علل مشابه ای را گزارش داده است. بطور کلی شواهد نشان می دهد که صرفه جویی در مالیات مهمترین عامل در انتخاب بین روش “FIFO” و”LIFO” می باشد. شرکت‎هایی که قیمت گذاری موجودی ها را از روش FIFO وLIFO تغیر می دهند از جهت صرفه جویی در هزینه های مالیاتی بیشترین سود را می برند وبالعکس. هرچندبه میزانی که شرکت ها حاضرند بخاطر صرفه جویی مالیاتی پذیرای سود گزارش شده کمتری گردند قوت واعتبار فرضیه برنامه های پاداشی وشرایط قراردادهای استقراضی زیر سوال می رود. (همان منبع، ص34-36)

2-2-7-8-8- تغییرمدیران اجرایی شرکت

دانلود پایان نامه

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

هنگام تغییر مدیران اجرایی شرکت انگیزه های گوناگونی در اعمال مدیریت سودایجاد می شود. برای مثال براساس پیش بینی فرضیه برنامه های پاداشی هنگامی که مدیران اجرایی به زمان بازنشتگی خود نزدیک می‎شوند. به احتمال زیاد جهت افزایش پاداش خود از استراتژی ها برای به حداکثر رساندن سود شرکت استفاده می کنند. بطور مشابه مدیران شرکت هایی که عملکرد ضعیفی دارند برای جلوگیری کردن یا به تعویق انداختن اخراج خود ممکن است از روش های فزاینده سود استفاده کنند. در زمان تغییر مدیرعامل که می داند آخرین سال فعالیت خود می باشد، به دستکاری افزاینده سود و انتقال سود سالهای بعد به سال جاری، برای بیشینه نمودن مزایای خود، دست می زند. همچنین مدیران جدیدکه چند ماهه آخر سال بکارگرفته شده اند، سعی در مدیریت کاهنده سود وانتقال هزینه های دوره های بعد به دوره جاری دارند تا با توجه به این که مدیریت اقلام تعهدی آثار معکوس در سال های بعد دارد، سودسال های بعد شرکت را افزایش دهند. (اسکات، 1389، ص36)
2-2-7-8-9- پیشنهادفروش سهام شرکت به همگان درنخستین بار(IPO)
بنا به تعریف شرکت هایی که پیشنهاد فروش سهام شرکت خود را به همگان برای نخستین بار ارائه می‎دهند قیمت بازار تعیین شده ای برای سهام خود ندارند. بنابراین پرسش مطرح می شود که چگونه باید سهام این شرکتها را ارزشیابی کرد. فرض برآن است که اطلاعات حسابداری مالی که در بوشورهای شرکت منعکس می گردد یک منبع مفید اطلاعاتی می باشد. برای مثال هیوز 1986در تحقیقات تحلیلی خود نشان می دهد که سود خالص می تواند علامت و وسیله مفیدی برای سرمایه گذاردرتعیین ارزش سهام شرکت باشد و” کلارکسون”، ” دون توه”، “ریچاردسون” و” سفیک”(1992) در تحقیقات آماری خود به این نتیجه رسیدند که بازار نسبت به پیش بینی های پیرامون سودآتی شرکت، به عنوان یک عامل وعلامت تعیین ارزش شرکت، واکنش مثبت نشان میدهد. این موجب می شود که مدیرا ن شرکت هایی که برای نخستین بار در معرض فروش به همگان قرار دارند ممکن است برای دریافت قیمت بیشتر برای سهام شرکت با اعمال مدیریت سود، سود گزارش شده خود را بارقم بالایی منعکس کنند. فریدلن (1994) این موضوع را موردبررسی قرار داد. او155 شرکت راکه برای نخستین بار سهام خود راطی سالهای 1981-1984 در معرض فروش به همگان قرار داده بودند بصورت نمونه انتخاب کرد که بررسی کند که آیا آنها در سال پیش از”IPO”، با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری، اقدام به مدیریت سود فزاینده سود نمودند یا خیر. “فریدلن” به این نتیجه رسید که شرکت های IPOدر واقع در مقایسه با اقلام تعهدی در یک دوره پیشین، درآخرین دوره پیش از IPO از اقلام تعهدی اختیاری برای افزایش دادن سود گزارش شده استفاده کردند. علاوه براین به نظر می‎رسد که مدیریت براقلام تعهدی بیشتر در شرکت هایی که براساس معیار جریانات نقدی عایداتی عملکرد ضعیف تری داشتند وجود داشت. تصور می شود این گونه شرکتها برای افزایش دادن سود گزارشی انگیزه بیشتری داشته باشند. همچنین مدیریت بر اقلام تعهدی در شرکت های کوچکتر درسبد نمونه، که کمتر شناخته شده بودند، رایج تر بود. (همان منبع، صص40-39).

2-2-7-8-10- استفاده از مدیریت سود بمنظور اطلاع رسانی به سرمایه گذاران
استفاده ازمدیریت سود بمنظور اطلاع رسانی به سرمایه گذاران ممکن است از دیدگاه تئوری بازار کارای اوراق بهادار پرسش انگیز باشد. سرمایه گذاران هنگام ارزش گذاری ومقایسه عملکرد عایداتی شرکت، گزینش سیاست های حسابداری آنرا به دقت بررسی می کنند. اگر مدیریت سود بتواند اطلاعات درون سازمانی را افشاء کند در واقع توانسته است جنبه اطلاع رسانی صورت های مالی را بهبود ببخشد. ازنظر سرمایه گذاران منطقی اساسا عملکردآتی شرکت مهم است وبا استفاده از عایدات گزارش شده دوره جاری، احتمال عملکرد آتی را مورد تجدید نظر قرار می دهند. حال این مدیریت است که نوعا بهترین اطلاعات درون سازمانی را پیرامون عایدات آتی شرکت دارد. اگر عایدات شرکت با رقمی اداره وگزارش شود که بیانگر بهترین تخمین مدیریت پیرامون تداوم مصرانه توانمندی شرکت در ایجاد عایدات باشد وبازار این اطلاعات را دریافت کند، آنگاه قیمت سهام شرکت به سرعت متاثر از این اطلاعات درون سازمانی خواهد شد (همان منبع، ص40).

2-2-7-9- دیدگاههای مدیریت سود
در سالهای اخیر تعدادی از پژوهشگران تلاش کرده اند تا مدیریت سود را طبقه بندی کنند. پژوهش های حسابداری در حوزه مدیریت سود، از جمله پژوهش های اثبا تی حسابداری می باشد. تاکنون در خارج از کشور، پژوهش های اثباتی حسابداری از دو دیدگاه فرصت طلبانه و کارآیی بررسی شده اند. (بنی مهد و عرب عامری، 1390)
تحقیقات اثباتی حسابداری یااز رویکرد کارایی اقتباس می کنند ویاازرویکرد فرصت طلبانه. دررویکرد کارایی محقق توضیح می دهد که چگونه مکانیزم های قراردادی مختلف می‎توانند هزینه های نمایندگی شرکت، یعنی هزینه های مرتبط با واگذاری اختیار تصمیم گیری ازطرف مالک به مدیر را کاهش دهند. غالبا به رویکرد کارایی رویکرد آینده‎نگر گفته می‎شود این رویکرد برای به حداقل رساندن هزینه‎های نمایندگی و قراردادی آتی، مکانیزم ها وساختارهایی را مدنظر قرارمی دهندکه شرکت در آینده با آن مواجه خواهد شد. غالبا صورت های مالی مزبوربدون آنکه الزامی وجودداشته باشد، حسابرسی نیز می‎شوند. برخی از محققین معتقدندکه تهیه صورت های مالی حسابرسی شده منجربه صرفه جویی در هزینه ها می شودبه این شکل که شرکت ها وجوه را باهزینه پایین جذب میکنند. نتیجه حسابرسی آن است که گروه های خارج شرکت اطلاعات قابل اعتمادی درباره منابع وتعهدات شرکت رادراختیارخواهندداشت، بنابراین بواسطه اعتماد گروه‎های خارجی، شرکت می تواند وجوه راباهزینه پایین تر نسبت به سایر منابع تامین مالی جذب نماید و بدین وسیله ارزش شرکت افزایش یابد. دررویکردکارایی تحقیقات اثباتی حسابداری، عقیده بر این است که رویه های حسابداری انتخاب شده توسط شرکت ها برای انعکاس بهترعملکردمالی واحدتجاری انتخاب می شوند. رویکردمذکوربراساس ویژگی های متفاوت هر شرکت توضیح می دهد که چرا شرکت‎های مختلف روش های حسابداری مختلف را انتخاب می کنند. مثلا انتخاب روش استهلاک سرقفلی از میان روش‎های مختلف، این گونه توضیح و تشریح می‎شود که آن روش، استفاده از دارایی (سرقفلی) را بهتر نشان می دهد. یکی از تحقیقاتی که براساس رویکردکارایی انجام شده است تحقیقی بود که ویترد در سال 1987 انجام داد او به دنبال آن بود که توضیح دهد که چرا شرکت هایی که بطور داوطلبانه صورت های مالی تلفیقی را در دوره ای که هیچگونه الزامی برای تهیه آن وجو ندارد، تهیه و منتشر می‎کنند. او دریافت هنگامی که شرکتی وجوهی را استقراض میکند واین بدهی توسط سایرشرکت های گروه، تضمین می‎شود، صورتهای مالی تلفیقی نیز به منظورارائه اطلاعات در زمینه توانایی گروه در بازپرداخت بدهی‎ها تهیه می‎شود تااینکه صورت های مالی جداگانه برای هریک از شرکتهای گروه تهیه شود. بطور خلاصه در رویکرد کارایی فرض می‎شود که شرکت‎ها روش های حسابداری مشخصی را به خاطرآن که آن روش ها، عملکرد و کارایی اقتصادی شرکت را به بهترین شکل نشان میدهند، انتخاب می‎کنند. مثلا به هزینه بردن هزینه های تحقیق به جای سرمایه کردن آن ممکن است، عملکردشرکت را به بهترین شکل نشان ندهد. اکثر نظریه‎پردازان تئوری اثباتی حسابداری معتقدند که مدیریت شرکت با توجه به شرایط، بهتراز هرشخص دیگری می تواندرویه های حسابداری مناسب راانتخاب نماید ونبایددرکارآن ها دخالت شود. ازطرف دیگرموضوع بحث رویکرد فرصت طلبانه تئوری اثباتی حسابداری توافقات وقراردادهای منعقدشدهی شرکت باگروه های مختلف است وبه دنبال آن است رفتار فرصت طلبانه را که بعدا رخ خواهد داد، تشریح و پیش بینی کند. درآغاز ممکن است توافقات خاصی برای آنکه منافع اشخاص مختلف طرف قرارداد شرکت در یک راستا قرارگیرد، تنظیم شده باشد. اماتنظیم قراردادهای کاملی که راهنمایی برای استفاده از روش‎های حسابداری درشرایط مختلف باشد، امکان پذیر یا ممکن نیست، ازاین جهت همیشه برای مدیران، آزادی عمل برای انجام رفتارهای فرصت طلبانه وجوددارد. غالبا به رویکرد فرصت طلبانه رویکرد گذشته نگر نیز میگویند. رویکرد مزبور به این دلیل گذشته نگر است که اقدامات فرصت طلبانه‎ای که به محض تنظیم توافقات قراردادی می تواند انجام شود را مدنظر ومورد بررسی قرار می دهد. مثلا