خرید پایان نامه کارشناسی ارشد :تعهد به ضرر ثالث

مفهوم تعهد

تعهد را اهل لغت به شرط، عهد و پیمان، قرارداد، معاهده، ضمانت و به گردن گرفتن کاری یا به عهده گرفتن و نگاه داشتن و عهد بستن تعبیر نموده اند(معین: ۱۳۸۸،ج۲، ۱۱۰۵).

برخی دیگر از نویسندگان نیز تعهد را به معنای شرط و عهد و پیمان و کار کسی را بعهده گرفتن می دانند(دهخدا: ۱۳۴۳، ج۱۴، ۷۸۳).

برخی از حقوق دانان، تعهد عبارت است از یک رابطۀ حقوقی که به موجب آن شخص یا اشخاص معین نظر به انقضاء عقد یا شبه عقد یا جرم یا شبه جرم و یا به حکم قانون ملزم به دادن چیزی و یا مکلف به فعل یا ترک عمل معینی به نفع شخص یا اشخاص معین می شوند. حق ذمی را نسبت به کسی که آن حق علیه اوست، تعهد گویند(جعفری لنگرودی: ۱۳۷۶، ۱۶۶).

در نهایت باید گفت، تعهد مصدر باب تفعل است و مشتق کلمۀ عهد به معنی «بستن» می باشد و اصطلاحاً جنبه منفی یا مدیونیت و بر عهده داشتن است که از عقد حاصل می شود. بنابراین عقد سبب ایجاد تعهد است. گاهی تعهد در عقد عهدی استعمال می شود که در این صورت تعهد اخص از عقد می باشد و مرادف با آن نیست.  با توجه به اختلاف نظر حقوق دانان در مفهوم تعهد در ذیل به تعاریف تعهد می پردازیم.

۲-۱-۱-تعریف تعهد

مفهوم و تعریف تعهد در نوشته‏های حقوقی، یکی از کلمات پرمناقشه و مورد بحث و بررسی است.‏ به ‏طور کلی در تعریف و توصیف واژه تعهد چندین عقیده به شرح ذیل وجود دارد:

۱٫ برخی از فقیهان و حقوقدانان، تعهد را اعم از عقد و حتی اعم از قصد انشاء دانسته و معتقدند که قصد انشاء عنصر تعهد نیست، زیرا ممکن است تعهد ناشی از حکم قانون باشد. عقد نیز اخص از تعهد است، هر عقدی تعهد است اما هر تعهدی‏ عقد نیست، مانند تعهد ناشی از ایقاع و تعهد ناشی از قانون اعم از مالی و غیر مالی‏ عقد نیز یک نوع عهد مؤکد است(جعفری لنگرودی: ۱۳۸۶، ج۱، ۳۴).

۲٫ عقیده دیگر این است که تعهد مصدر باب تفعل و در لغت به معنی به عهده‏ گرفتن، خود را مدیون کردن و موظف کردن و دارای دو معنی مصدری و اسم‏ مفعولی و یا محصولی است. در معنای مصدری به عهده گرفتن فعل یا ترک فعل در برابر دیگری است. در معنای اسم مفعولی به معنای وظیفه حقوقی که قانونا بر عهده‏ شخص متعهد است و نیز برای وظیفه‏ای که بدون اراده شخص و مستقیماً به حکم‏ قانون ثابت می‏شود، نیز بکار می‏رود( شهیدی: ۱۳۷۷، ۴۲).

۳٫ برخی دیگر از حقوقدانان نیز معتقدند که تعهد اثر عقد است نه خود آن. براساس تعاریف فقهی، تعهد مفهومی گسترده‏تر از عقد دارد. شامل پیمانی می‏شود که الزام را به وجود می‏آورد. در قانون مدنی نیز تعهد به همین مفهوم است. در ماده‏ ۵۶۵ قانون مدنی نیز که مقرر می‏دارد «جعاله تعهدی است جایز» به همین معنی است. ولی‏ معنی خاص تعهد مترادف دین است. بنابراین تعهد دارای دو معنی عام و خاص‏ است و اختلاط این دو مفهوم عام و خاص موجب کشیده شدن به بیراهه می‏شود( کاتوزیان: ۱۳۸۹، ۱۶).

ضمناً عقد اخص از عهد نیست، زیرا گاهی عقد بدون اینکه‏ ایجاد تعهد نماید ایجاد حق عینی می‏کند و گاه نیز باعث انتقال و سقوط تعهد می‏شود. برخی دیگر از عقود آثاری دارند که تعهد آثار قانونی آنان است. مثلاً در عقد وکالت، جوهر وکالت اذن موکل به وکیل است، بنابراین عقد یکی از منابع تعهد است نه خود تعهد( پیشین، ۷۴).

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

پس از ملاحضه این تحلیل‏های حقوقی به نظر می‏رسد که در این‏جا معنای تعهد قراردادی که الزام و التزام باشد، مورد نظر است. بنابراین در تعریف تعهد باید گفت: «رابطۀ حقوقی است که به موجب آن شخصی در برابر دیگری مکلف به انتقال و تسلیم مال یا انجام دادن کاری می شود، خواه سبب ایجاد آن رابطه عقد باشد یا ایقاع یا الزام قهری». شخصی که در برابر دیگری ملتزم و مجبور شده است، مدیون یا بدهکار، و آن را که حق مطالبه و اجبار مدیون را پیدا کرده است، دائن یا طلبکار می نامند.