تعریف و تاریخچه بهره وری

Business man young entrepreneur writing some new project calculations on gray wall

واژه بهره وری اولین بار به وسیله کنه[۱] در سال ۱۷۶۶ در یک مجله کشاورزی استفاده شد. او آن زمان تا کنون، از این لغت تعاریف و تعابیر گوناگونی در سطوح مختلف به ویژه در سیستم های اقتصادی ارائه شده است. بهبود بهره وری برای هر سازمان انتفاعی از اهمیت خاصی برخوردار است، به طوری که بهره وری بیانگر تبدیل موثر و کارای منابع به محصولات قابل فروش (عرصه به بازار) و در نتیجه سود آوری سازمان می باشد. از این رو تلاش های زیادی در جهت درک مفهوم بهره وری توسط محققان متعددی صورت گرفته است و نتیجه آن تعاریف متعددی از بهره وری است، وی معتقد است بسیاری از تعاریف بهره وری تشابهات ذاتی با یکدیگر دارند، به این معنا که به نظر می رسد محتوای اصلی تمامی آنها مشابه است (انشاسی و همکاران[۲]، ۲۰۰۷).
بطور کلی تعاریف مختلفی که تا کنون از واژه بهره وری ارائه شده است را می توان در دو دسته عمده قرار داد. تعاریف لغوی و تعاریف ریاضی. هدف تعاریف لغوی بهره وری، توضیح مفهوم آن است. به عبارت دیگر مفهوم بهره وری با بهره گیری از لغات دیگری همچون کارایی، اثر بخشی، و کیفیت تشریح می گردد. تعاریف لغوی مفید هستند، چرا که می توانند معیاری را برای ایجاد دیدگاهی مشترک از اهداف سازمان به وجود آورند. آن ها همچنین می توانند برای تعیین و توضیح اهداف راهبردی سازمان مورد استفاده قرار گیرند (تانژن، ۲۰۰۵).

هدف از ارائه تعاریف ریاضی، سنجش عملکرد و بهبود بهره وری (و نه توضیح آن) است. مسلما تعاریف ریاضی، تمامی ویژگی های مفهوم بهره وری را در بر نمی گیرند چرا که به هنگام تبدیل تعریف لغوی به رابطه ریاضی تنها بعضی از معانی واقعی بهره وری و نه همه آن نشان داده می شود. به همین دلیل اختلاف نظرهایی در این زمینه وجود دارد. برومن[۳] بیان می کند برای آنکه بتوان ویژگی های یک تعریف ریاضی را ارزیابی کرد، بایستی مشخص باشد که این رابطه ریاضی با بهره گرفتن از کدامیک از تعاریف مفهومی بدست آمده است.

واژه بهره وری امروزه یکی از رایج ترین لغات به شمار می رود و در کمتر بحثی است که کاربرد نداشته باشد. همان گونه که بیان شد، نخستین بار لغت بهره وری در مقاله ای توسط فردی به نام کنه در سال ۱۷۶۶ میلادی ظاهر شد. بیش از یک قرن بعد، در سال ۱۸۸۳ لیتره[۴] بهره وری را قدرت و توان تولید کردن تعریف کرد (جمالی، ۱۳۷۷).

در اوایل قرن بیستم برای اولین بار به رابطه بین نهاده و ستاده در تعریف بهره وری  اشاره شد. بدین ترتیب که در سال ۱۹۰۰ فردی به نام ارلی[۵]  بهره وری را ارتباط بین بازده و وسایل به کار رفته برای تولید این بازده تعریف کرد. در سال ۱۹۵۰ سازمان همکاری اقتصادی اروپا[۶]  بهره وری را خارج قسمت بازده به یکی از عوامل تولید تعریف کرد (خاکی، ۱۳۸۴).

فابریکانت[۷] در سال ۱۹۶۲ بهره وری را نسبت خروجی به ورودی می داند. کندریک و کریمر[۸]در سال ۱۹۶۵ تعریف تخصصی و عملکردی از بهره وری جزئی، بهره وری عوامل کلی، و بهره وری کل را ارائه دادند. سیگل[۹] در سال ۱۹۷۹ بهره وری خانواده ای از نسبت های خروجی ها به ورودی ها تعریف کرد. سومانت[۱۰] در سال ۱۹۷۹ بهره وری کل را نسبت خروجی قابل لمس به ورودی قابل لمس می داند. ایسترفیلد[۱۱]  بیان داشت که بهره وری عبارت است از نسبت بازده سیستم تولیدی به مقداری که از یک یا چند عامل تولید به کار گرفته شده است. استاینر[۱۲] بهره وری را معیار عملکرد و یا قدرت و توان موجود در تولید کالا یا خدمت معین، تعریف می کند (خاکی، ۱۳۸۶).

سازمان بین المللی کار[۱۳] با عنایت به چهار عامل اصلی تولید، بهره وری را نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید (زمین، سرمایه، نیروی کار و مدیریت) تعریف می کند. آژانس بهره وری اروپا [۱۴] بهره وری را در درجه اول یک دیدگاه فکری می داند که همواره سعی دارد آنچه را که در حال حاضر موجود است، بهبود بخشد و سپس بهره وری را مستلزم آن می داند که بطور پیوسته تلاش هایی به منظور بکارگیری نظریه ها و شیوه های جدید، انجام پذیرد در واقع بهره وری را ایمان راسخ به پیشرفت انسان ها بیان می کند (احمدی، ۱۳۸۱).

چو[۱۵] در سال ۱۹۸۸ بهره وری را تعداد خروجی تقسیم بر تعداد ورودی تعریف کرد. فیشر[۱۶]  در سال ۱۹۹۰ بهره وری را کل درآمد تقسیم بر (هزینه + سود هدف)، و آسپن و همکاران[۱۷] در سال ۱۹۹۱ بهره وری را ارزش افزوده تقسیم بر ورودی عوامل تولید تعریف کردند. مرکز بهره وری ژاپن[۱۸]  در سال ۱۹۹۱ بیان داشت که بهره وری عبارت است از آنچه انسان می تواند با مواد خام، سرمایه و فناوری بدست آورد. اساسا یک رفتار فردی است. نگرشی است که باید به طور مستمر خود و آنچه پیرامون ما قرار دارد را بهبود بخشیم (تانژن، ۲۰۰۲).

هیل[۱۹] در سال ۱۹۹۳ بهره وری را نسبت محصولات تولید شده به محصولاتی که نیاز به تولید آن ها وجود دارد، مطرح می کند. وی همچنین بیان داشت که بهره وری رابطه میان خروجی هایی همچون محصولات و خدمات تولید شده، یا ورودی هایی همچون نیروی کار، مواد خام و دیگر منابع است. ثورو[۲۰] در سال ۱۹۹۳ بهره وری را نسبت خروجی به هر ساعت کار تعریف، و بیان داشت که بهره وری عاملی ضروری و بلند مدت است که سطح زندگی همه کشورها را معین می کند. کاس و لویس[۲۱] در سال ۱۹۹۳ بهره وری را کیفیت یا چگونگی ثمردهی، تولید، و ایجاد نتایج چشمگیر تعریف کردند (تانژن، ۲۰۰۲).

برنولاک[۲۲] در سال ۱۹۹۷ بیان داشت که بهره وری به معنای این است که چه مقدار و به چه خوبی، از منابع مورد استفاده تولید می کنیم. اگر محصولات بیشتر یا بهتری از منابع ثابت تولید کنیم، بهره وری را افزایش داده ایم. همچنین بهره وری را افزایش داده ایم اگر همان محصولات را با منابع کمتری تولید کنیم. منظور از”منابع”، تمامی منابع انسانی و فیزیکی است. کاپلان و کوپر[۲۳] در سال ۱۹۹۸ مطرح کردند که بهره وری مقایسه ورودی های ملموس با خروجی های ملموس یک واحد تولیدی است. جکسون و پیترسون[۲۴] در سال ۱۹۹۹ بهره وری را کارایی+ اثربخشی تعریف کردند. موزنگ و رولستاندر[۲۵] در سال ۲۰۰۱ بیان داشتند که بهره وری توانایی برآوردن نیازهای بازار به کالا ها یا خدمات با مصرف حداقل منابع کل است (تانژن، ۲۰۰۲).

بنابراین با توجه به تعاریف ذکر شده می توان گفت که هدف از بهره وری عبارت است از: استفاده بهینه از منابع اعم از نیروی انسانی، مدیریت، سرمایه و زمین به طریق علمی و در پی آن کاهش هزینه ها، گسترش بازارها، افزایش کیفیت، بهبود معیارهای زندگی، افزایش اشتغال دانش فنی، و تکنولوژی (احمدی، ۱۳۸۱). در جدول ۲-۱ به طور خلاصه تعاریف ارائه شده از بهره وری آورده شده است.

 

جدول ۲-۱: برخی از تعاریف بهره وری(رضائیان؛ ۱۳۸۶).

ظهور واژه بهره وری برای نخستین بارکنه، ۱۷۶۶
بهره وری = توانایی تولیدلیتر، ۱۸۸۳
ارتباط بین بازده و وسایل بکار رفته برای این مقدار بازدهارلی، ۱۹۰۰
خارج قسمت بازده به یکی از عوامل تولیدسازمان همکاری اقتصادی اروپایی ۱۹۵۰
تغییراتی که در میزان محصول بر اثر منابع به کار رفته ایجاد می شود.دیویس ۱۹۵۵
نسبت بین بازده و نهاده.فابریکنت ۱۹۶۲
ارائه تعریف موضعی و وظیفه ای برای بهره وریگندریک و کریمر ۱۹۶۵
مجموعه نسبت های بازده و نهادهسیگل ۱۹۷۶
نسبت خروجی های ملموس به ورودی های ملموسسومانث ۱۹۷۹
بهره وری عبارت است از آنچه انسان می تواند با مواد خام، سرمایه و فناوری بدست آورد. اساسا یک رفتار فردی است. نگرشی است که باید به طور مستمر خود و آنچه پیرامون ما قرار دارد با بهبود بخشیم.مرکز بهره وری ژاپن ۱۹۹۱
بهره وری = تعداد خروجی تقسیم بر تعداد ورودیچو ۱۹۸۸
بهره وری = کل درآمد تقسیم بر (هزینه + سود هدف)فیشر ۱۹۹۰
بهره وری = ارزش افزوده تقسیم بر ورودی عوامل تولیداسپن و همکاران، ۱۹۹۱
بهره وری نسبت محصولات تولید شده به محصولاتی است که نیاز به تولید آنها وجود دارد. بهره وری رابطه میان خروجی هایی همچون محصولات و خدمات تولید شده، با ورودی هایی همچون نیروی کار، مواد خام و دیگر منابع است.هپل، ۱۹۹۳
بهره وری (نسبت خروجی به هر ساعت کار) عاملی ضروری و بلند مدت است که سطخ زندگی همه کشورها را معین می کند.ثورو، ۱۹۹۳
بهره وری = کیفیت یا چگونگی ثمردهی تولید، ایجاد نتایج چشمگیر یا تولید انبوه است.کاس و لویس ۱۹۹۳
بهره وری به معنای این است که چه مقدار و چقدر خوب از منابع مورد استفاده تولید کنیم.برنولاک ۱۹۹۷
بهره وری مقایسه ورودی های ملموس با خروجی های ملموس یک واحد تولیدی است.کاپلان و کویر ۱۹۹۸
بهره وری = کارایی + اثربخشی = زمان لازم برای ارزش افزوده تقسیم بر کل زمان تولیدجکسون و پیترسون ۱۹۹۹
بهره وری توانایی بر آوردن نیازهای بازار به کالاها یا خدمات با مصرف حداقل منابع کل است.موزنگ و رولستاندر ۲۰۰۱

 

همان گونه که مشاهده می شود معنای بهره وری در گذر تاریخ بسیار تغییر یافته و از توجه صرف به افزیش تولید به سوی افزایش مزیت های رقابت پذیری سوق یافته است. موهانتی[۲۶] ضمن مقایسه دیدگاه های قدیمی و نوین اظهار می دارد: دیدگاه های قدیمی بیشتر به نتایج نهایی یعنی سود بیشتر تاکید دارند، در صورتی که دیدگاه های نوین با تاکید بر کیفیت، بهبود فرایند ها و ورودی ها، عامل اصلی توسعه را کارکنان می دانند (رضائیان، ۱۳۸۶).

به طور کلی تعاریف نوین دارای دو ویژگی مهم می باشند. اول اینکه بهره وری رابطه ی بسیار نزدیکی با نحوه استفاده و موجود بودن منابع دارد، به این معنا که بهره وری در صورتی که از منابع درست استفاده نشوند یا اگر کمبودی در هر یک از منابع وجود داشته باشد، کاهش می یابد. دوم، بهره وری به شدت با ایجاد ارزش ارتباط دارد. بنابراین بهره وری بیشتر هنگامی حاصل می شود که فعالیت ها و منابع در یک فرایند تولیدی به ارزش کالاهای تولید شده بیافزاید. نکته بسیار مهم آن است که ممکن است ارزش محصولات تولید شده افزایش یابد اما محصولات تولید شده نیازها، خواسته ها و انتظارات مشتریان را برآورده نسازند. در این صورت حتی ایجاد ارزش افزوده نیز بهره وری پایدار را تضمین نخواهد کرد و بهره وری پس از مدت کوتاهی کاهش خواهد یافت. به همین دلیل، به اعتقاد بریتیلوفسون و هیت[۲۷] تعریف درست از بهره وری ارزش ایجاد شده برای مشتری است (رضائیان، ۱۳۸۶).
ارتقای بهره وری زمانی حاصل می گردد که سازمان ها بتوانند اهداف استراتژیک خود را به نتایج عملی که همان محصولات و خدمات می باشند تبدیل نمایند، که برای اکثر سازمان ها کاری بسیار چالشی می باشد. جهت دستیابی به اهداف، سازمان ها می بایست بین انتظارات کوتاه مدت و بلند مدت توازن ایجاد نمایند و همچنین باید بتوانند هماهنگی بین تفکر استراتژیک و برنامه عملیاتی را نیز برقرار سازند (رضائیان، ۱۳۸۶).

[۱]. Kene

  1. ۲٫ Enshassi et al.
  2. ۳٫ Brvmn

[۴]. litter

[۵]. Early

[۶]. Organization for European Economic Cooperation

[۷]. Fabricant

[۸]. Kendrick & Creamer

[۹]. Segigel

[۱۰]. Sumanth

[۱۱]. Eeaster Field

[۱۲]. Steiner

[۱۳]. International Labiur Organization فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

[۱۴]. EPA

[۱۵]. Chew

[۱۶]. Fisher

  1. ۳٫ Aspen et al.

[۱۸]. Japan productivity centre

[۱۹]. Hill

[۲۰]. Thurow

[۲۱]. koss and lewis

[۲۲]. Bernolak

[۲۳]. Kaplan and Cooper

[۲۴]. Jackson and Petersoon

[۲۵]. Moseng and Rolstadas

  1. ۱٫ Mohanty

[۲۷]. Brynjolfsson and Hitt