ترک تحصیل و عوامل مربوط به آن

Change concepts with orange paper airplane leading among white

میره ، پرداخته می شه

عوامل موثر برافت تحصیلی

عوامل فردی

از جمله عواملی که نقش بسیار مهم وکلیدی درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان داره ، عوامل فردیه. مگدال (۱۹۹۸)، این عوامل رو اینجور فهرست کرده :

دانش آموز

الف ) معنی خودضعیف واحساس کنترل کم

علم آموزانی که ترک تحصیل می کنن، و انگار دچار افت تحصیلی بودن ، معنی خود ضعیف تری نسبت به همسالانشون دارن که در مدرسه باقی می مانند وتحصیل رو ادامه میدن وهمچنین این گروه بر این عقیده ان که بر سرنوشتشان کنترل کمی دارن (اکستروم و همکاران[۱] ، ۱۹۸۶)

سول و همکاران[۲] (۱۹۸۱) ، این گروه از دانش آموزان ، یعنی گروهی که ترک تحصیل کرده وبه یه جور دچار افت تحصیلی بودن ، احساس کفایت و سودمندی ومسؤولیت کمتری دارن .

ب ) احساس غریبگی ازمدرسه

احساس دانش آموزان به مدرسه ، خود به عنوان خونه دوم اونا نقش بسیار مهمی درموفقیت وشکست اونا داره. علم آموزانی که دچار افت تحصیلی شده وترک تحصیل کردن، رضایتمندی کمتر، تلاش کمتر، شرکت کمتر درفعالیتهای فوق برنامه ، نگاه مثبت تر نسبت به کاردرمقایسه با مدرسه واشتیاق کمتر به تحصیلات بعد ازدبیرستان گزارش کردن ، (اکستروم ، ۱۹۸۶)

ماهان وجوهانسون[۳] ، (۱۹۸۶)اینجور می گن که این گروه از دانش آموزان ، احساس قوی تعلق به مدرسه نشون نمی دن و به مدرسه علاقمند نیستن.

ج) مشکلات رفتاری

مشکلات

از جمله عوامل فردی که نقش بسیار مهمی درموفقیت ویا شکست تحصیلی دانش آموزان داره، مشکلات رفتاری اونا هستش . اکستروم (۱۹۸۶)، دراین زمینه اینجور بیان می داره که ترک تحصیل کرده ها ، اونایی هستن که درورود به کلاسه های درس تاخیر دارن، بیشتر غیبت دارن وکلاس راترک می کنن و اونا بیشتر تنبیه واز کلاس اخراج می شن .

کودکان ابتدایی که شدیدا بداخلاق هستن، احتمال کمتری داره که از دبیرستان فارغ التحصیل شن یا وارددانشگاه شن و دانش آموزان ۱۸-۱۷ ساله ای که بیش فعالند ، بیشتر احتمال داره که ضعف تحصیلی داشته، دریک مدرسه خاص حضور پیدا کنن یا ترک تحصیل کنن (لامبرت[۴] ۱۹۸۸)

د) مصرف مواد مخدر

مطمئنا اعتیاد و وابستگی به مواد از جمله عوامل مهم وموثر بر پیشرفت تحصیلی ویا شکست تحصیلی افراده . لامبرت (۱۹۸۸)، اینجور بیان میداره که نوجوانانی که از مواد مخدر والکل استفاده

اعتیاد

می کنن، کمتر احتمال داره که دبیرستان رو تموم کنن و درتحصیل موفق باشن.

ه )سبک یادگیری به درد نخور

مطمئنا آگاهی به فنون وروشهای درست مطالعه ویادگیری، نقش بسیار مهمی در یادگیری وپیشرفت تحصیلی داره. بنابر این توجه به این مسأله مهم وتلاش در جهت آشنایی با روش های درست یادگیری ومطالعه بسیار مهم وکلیدیه .

گادواوگریگز[۵] (۱۹۸۵) ، درزمینه اون گروه از علم آموزانی که در این مورد مشکل دارن اینجور بیان
می داره که ، علم آموزانی که ترک تحصیل می کنن، اونایی هستن که در موقعیتهای یادگیری و در وقتی که به تنهایی کار می کنن، کارکرد خوبی ندارن، اونا تمایل به سمت مراجع قدرت علمی داشته و بیشتر کمک معلم رو بهتر می دونن وگاه درمقابل دریافت کمک از بقیه بزرگسالان مقاومت نشون
میدن. اونا هم اینکه، یه محیط یادگیری جور واجور رو بهتر می دونن که شامل سبکهای آموزش بینایی ، شنیداری ، لامسه وحرکتی باشه.

و)مشکلات درسی دردوران ابتدایی وراهنمایی

مشکلات تحصیلی دردوران ابتدایی وراهنمایی نقش بسیارمهمی درموفقیت ویا شکست تحصیلی دردوره متوسطه رو داره، علم آموزانی که دردوران قبل از متوسطه انگار وبنا به دلایل جور واجور دچار مشکلات وشکست درتحصیل می شن وبه یه جور مارک شکست خورده، به ایشون زده می شه، مطمئنا دردوران متوسطه ، احتمال اینکه در تحصیل با شکست مواجه شن بسیارزیاده چراکه کارکرد تحصیلی ضعیف دراین دوران منتهی به ناامیدی وعدم تشویق داخلی ، درنتیجه ترک تحصیل می شه(اکستروم ، ۱۹۸۶وگادوا وگریکز ، ۱۹۸۵)

عوامل مربوط به خونواده

از جمله عوامل مهمی که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رو تحت تاثیر قرار میده وبعنوان اولین و مهمترین عامل میشه از اون نام برد، جو وفضای حاکم بر برخانوادهه .مگدال (۱۹۹۸)، این عامل رو در موارد زیرخلاصه می کنن:

الف) وضعیت اجتماعی  اقتصادی پایین

اقتصادی

برطبق یه گزارش ازکمیسیون بین المللی کودک (۱۹۹۱)، نوجوانان از خونواده های کم درآمد، بیشتر احتمال داره که در مهارتهای اساسی آموزش ، مشکل پیداکنند، اونا درخطرسلامت و تغذیه ، ضعیف تر قرار دارن ،خونواده های فقیر بیشتر احتمال داره که درمحدوده مدارس ضعیف زندگی کنن، مدارسی که ازامکانات کمتری واسه سرویس دهی به دانش آموزان بهره مند هستن. نوجوانان خونواده های کم درآمد احتمال بیشتری داره که با این نوع مدارس سروکار داشته باشن، که این مسأله درصورتی که واسه یه مدت طولانی باشه برتحصیل وپیشرفت تحصیلی اونا اثر بد میذاره (Ncc[6]،۱۹۹۱).

ب) اقلیتهای قومی ونژادی

مطمئنا حضور در محیطی که انگار با خصوصیات و ویژگیهای فرد مغایرت داشته باشه نقش بسیار مهمی در سلامت روحی و روانی ، ودرنتیجه موفقیت و یا شکست ایشون در زمینه های جور واجور داره .

روبرو شدن این گروه از دانش آموزان با بی عدالتی وپیشداوری درمدرسه وگاه اختلاف ومغایرت بین ارزشهای خانوادگی وسیستم ارزشی مدرسه نقش بسیار مهمی دراین زمینه داره .

ج ) خونواده تک والدی یا داشتن ناپدری ونامادری

حضور پدر ومادر ، نقش بسیار مهمی در سلامت روحی وروانی فرزندان داره. چون که مهر ومحبت پدر و مادر ، تامین کننده این سلامته .

ساختار خونواده ، برغیبت و مشکلات رفتاری فرزندان در مدرسه اثر بسیار داره و نوجوانانی که در
خونواده های تک والدی یا دارای ناپدری ونامادری هستن، نمرات کمتری نسبت به نوجوانانی دارن که هردووالدینشان درخانه هستن (دورنبوش و همکاران[۷] ،۱۹۸۵و۱۹۸۷)

د) اشتغال واستخدام مادر

اشتغال مادر مصادفه با حضور کمتر ایشون درخانه ودرنتیجه رابطه ضعیفتر واین نقش بسیارمهمی در سلامت روحی وروانی کودک ودرنتیجه موفقیت ویا شکست تحصیلی ایشون داره .

بعضی از تحقیقات نشون دادن که زمانیکه مادر به شکل تموم وقت به کار اشتغال داره بعضی از کودکانشون( درهمه سنین ، ازپیش دبستانی تا دبیرستان) کارکرد خوبی درمدرسه نداره (بیداروبروکس–گان[۸] ،۱۹۹۱).

 

ه) اشتیاق و انتظارات سطح پایین والدین

رابطه والدین با فرزندان واختصاص دادن زمانهایی درروز به اونا وعلاقه و اشتیاق اونا به تحصیل ودرس فرزندان ، نقش بسیار مهمی درموفقیت تحصیلی آنهادارد.

زمانیکه والدین استانداردهای سطح بالایی درتحصیل فرزندان خود تعیین می کنن، فرزندان سخت تر تلاش می کنن و درنتیجه پیشرفت تحصیلی اشان رو زیاد می کنه(ناتریلو ومکدیل[۹] ،۱۹۸۶)

دیویس وکاندل[۱۰] (۱۹۸۱)، دراین زمینه اینجور می گن که اشتیاق و آرزوی زیادتر ،مخصوصا واسه نوجوانان با زمینه ، اجتماعی- اقتصادی پایین اهمیت داره. والدینی که اشتیاق زیاد دارن، تاثیر زیادی روی کودکان می ذارن ، بطوریکه ، کودکان رو قادر می سازه که بر بقیه مشکلات پیروز شدن

زمانیکه والدین انتظار بالایی درمورد ادامه تحصیل فرزندان ، بعد ازدبیرستان، وسیله می کنن، احتمال بیشتری داره که فرزندان واسه ادامه تحصیل تلاش کنن(کانکلین ودایلی،[۱۱] ۱۹۸۱)

و) سبک والدینی (سخت گیر/آسانگیر)

اثرات منفی طبقه اجتماعی – اقتصادی پایین یا خونواده تک والدی بر پیشرفت تحصیلی درمدرسه تا حد زیادی ، به ویژگیهای رابطه والد – بچه ، دراین گونه خونواده ها بستگی داره. انضباط والدین ، کنترل ، نظارت ، نگرانی ، مراقبت ، تشویق، و ثبات همه جنبه هایی از رابطه والد –کودک هستن که با پیشرفت تحصیلی نوجوانان رابطه داره سبک والدینی مقتدرانه، که ویژگیهای اون عبارتند از :گرمی ، علاقه ، مراقبت ، توجه ونگرانی همراه با وجود قوانین و محدودیتهای واضع وآشکار، تاثیر مثبتی روی نمرات فرزندان داره. والدینی که زیادتر از اندازه آسون گیر یا زیادتر از اندازه سخت گیر هستن، تاثیر منفی روی نمرات فرزندان خود می ذارن (درونبوش ، ۱۹۸۷)

ز) نظارت ضعیف والدین

نوجوونی وجوانی ، ازجمله دوره هایی اززندگیه که نظارت وتوجه والدین تاثیر بسیار مهمی در پیشرفت تحصیلی اونا داره .اکسترم (۱۹۸۶)دراین زمینه اینجور بیان می داره که ترک تحصیل کردهای دبیرستان گزارش می کنن که نظارت والدینی کمی برفعالیتهای اونا وجود داشته و رابطه اونا با والدین کم بوده .

ح) رابطه کم والدین بامدرسه

رابطه نزدیک خونواده بامدرسه ومشارکت والدین در مدرسه درطول سال تحصیلی، بیان کننده توجه وبهاییه که والدین به فرزندان خود می دهندو این دررشد وشکوفایی فرزندان اونا بسیار مهم وموثره .

زمانیکه والدین درجلسات مدرسه وآموزش خونواده شرکت کنن، به انجام تکالیف فرزندان، کمک کنن، فرزندان رو درحال ورزش وسایرفعالیتها ببینن، کارکرد بچه هاشون درمدرسه خوب میشه . مشارکت والدین ، یه پیش بینی کننده قوی واسه موفقیت تحصیلی دانش آموز، بر خلاف نژاد ، اندازه تحصیلات ، ساختار خونواده و جنسیته (بوگن اشتاینر[۱۲] ۱۹۹۷)

عوامل مربوط به همسالان

مطمئنا همسالان نقش بسیار مهمی درسرنوشت نوجوانان وجوانان اجرا می کنن و حتی میشه گفت نوجوانان وجوانان بیشترین تاثیر رو از گروه همسالان خود قبول می کنن، بنابر این فاکتورهای همسالان هم نقش بسیارمهمی درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان داره که باید به اون توجه شه. مگدال (۱۹۹۸)، این عوامل رو اینجور فهرست می کنه :

الف) نداشتن دوست

ازجمله نیازای آدم ، که کارشناسان زیادی به اون توجه کردن، نیاز به دوست داشتن ، دوست داشته شدن – مخصوصا دردوران نوجوونی وجوانی – است . پذیرفته شدن در جمع دوستان وهمراهی با اونا نقش بسیار مهمی درسلامت روحی وروانی فرزندان داره اکستروم (۱۹۸۶)، دراهمیت این موضوع اینجور بیان می داره آدمایی که ترک تحصیل می کنن،نمره کمی در اندازه محبوبیت به خود میدن

نوجوانان محبوب، ازجمله آدمایی هستن که بیشتر احتمال داره، دوران دبیرستان رو سپری کنن ووارد دانشگاه شن (لامبرت ، ۱۹۸۸)

 

ب) داشتن دوستائی که مشکل تحصیلی دارن

دوستان دانش آموزان دبیرستانی که ترک تحصیل می کنن، بیشتر از بقیه غیبت می کنن، نمرات کمتری دارن ونگرش مثبت اونا نسبت به مدرسه ضعیفه ، اونا از محبوبیت کمتری درگروه بهره مند هستن وکمتر احتمال داره که واسه ورود به دانشگاه برنامه ریزی کنن(اکستروم، ۱۹۸۶) ماهان و جوهانسون (۱۹۸۳)، دراین رابطه می گن: با این حال اگرافراد ترک تحصیل کرده به رابطه با دوستائی که درمدرسه باقی مونده ان ، ادامه این دوستان ممکنه ، پشتیبانی اضافی واسه برگشت اونا به مدرسه رو جفت و جور کنن .

ج) دوستائی که نگاه منفی نسبت به تحصیل دارن

نگاه واشتیاق همسالان (مارجوی بانکس[۱۳] ،۱۹۸۵) وانتظارت واستانداردهای همسالان (ناتریلو و مکدیل، ۱۹۸۶) برتلاش دانش آموزان وپیشرفت اونا درمدرسه تاثیر میذاره.

هرچند نفوذ و اثر همسالان عامل مهمی دربرخی از حولوحوش پیشرفت تحصیلیه ، اما تاثیر والدین، بربرخی جنبه های دیگه بسیار مهمتره (دیویس وکاندل، ۱۹۸۱) والدین ، تاثیر بیشتری بر برنامه ریزی واسه آینده تحصیلی، نسبت به همسالان دارن ولی همسالان ، تاثیر بیشتری برنگرش دانش آموزان درحین ورود به مدرسه وزمانی که صرف انجام تکالیف منزل می کنه، دارن (استنبرگ وبرون[۱۴] (۱۹۸۹) .

عوامل مربوط به مدرسه

مدرسه، به عنوان خونه دوم ، نقش بسیار مهمی در پیشرفت ویا شکست تحصیلی نوجوانان وجوانان داره و توجه  به اون خیلی مهمه ، مگدال (۱۹۹۸) این عوامل رو اینجور فهرست می کنه:

 

الف) معلمان ناکار اومد

معلمان موثر وتوانا ، دانش آموزان خودرا دوست دارن، مشارکت  در یادگیری رو تشویق می کنن، از دانش آموزان خود انتظارت بالا دارن (ادمانز[۱۵]  به نقل از گود و وینستین[۱۶] ، ۱۹۸۶) بسیار با دانش آموزان خود رابطه دارندوبا اونا  آمیخته ان و بسیار درگیر دانش آموزان خود هستن. (NCC، ۱۹۹۱)

تجربه وآموزش بیشتر به خودی خود (به تنهایی) مساوی با تدریس مؤثر و کار آمدنیست بلکه وجود فرصتهایی واسه معلمان که به صورت دوره های آموزش ، مهارتهای خودرا پیشرفت بخشن ، به نظر حیاتی وضروریه (بویر[۱۷] ۱۹۸۳، اسپادی[۱۸] ،۱۹۷۶) هم اینکه ، درجای دیگه از این گزارش ، بحث شده که مؤثرترین راه واسه انجام موثر کردن معلمان ، تشویق معلمان به یادگیری تغییرات (اصلاحات ، تجدید نظر درشیوهای تدریس) ومشارکت دادن عقاید واستراتژیهای تدریس معلمان با همدیگه وبا کارشناسان
هستش.

ب) برنامه درسی غیر قابل انعطاف

دستورالعملی به حد کافی منعطفه که متناسب با نوعای جورواجور سبکهای یادگیری باشه واز ناامیدی وترک تحصیل پیشگیری می کنه (گادوا وگریگز، ۱۹۸۵) .

برنامه درسی باید متناسب با زمینه ارزشها  تجارب نژادی و طبقاتی جور واجور اجتماعی دانش آموز باشه تا از احساس غریبگی  این جوری دانش آموزان جلوگیری کنه و اگه مدرسه فرصت مشارکت دانش آموزان درتصمیم گیری رو جفت و جور کنه،دانش آموزان احساس رضایت بیشتری از مدرسه دارن و نمره های بالا به (اپستین[۱۹] ، ۱۹۸۳)

ج) از دست دادن خدمات مشاوره ای واسه علم اموزان درمعرض خطر

وجود مشاور و به کار گیری اون درتمام دوران تحصیلی مخصوصا دردوران نوجوونی وجوانی ضرورتی دوری ناپذیراست. وجود فردی که با درایت و علم کافی، درمواقع خطر بتونه، علم آموزان رو خوب درک کنه و به اونا خوب کمک کنه . ماهان وجوهانسون (۱۹۸۳) دراین زمینه اینجور می گن که وقتی که دانش آموزان در صدد هستن که ازمدرسه ترک تحصیل کنن، در دسترس بودن مشاور ودادن اطلاعات و
آگاهیای نیاز به اونا می تونه، وضعیت راتغییر میده .

 

د) تغییر مدرسه

تغییر مدرسه استرس آمیزه و ممکنه، باعث مشکلات موقت یا دراز مدت در کارکرد تحصیلی شه. زمانیکه دانش آموزان وارد مدرسه راهنمایی یا دبیرستان می شن، درخطر گرفتن  نمرات پایین وکاهش مشارکت در فعالیتهای مدرسه قرارمی گیرند .(سیمانز[۲۰] وهمکاران ۱۹۸۷)

علم آموزانی که بارها مدرسه خودرا تغییر میدن، بیشتر احتمال داره که در دبیرستان ترک تحصیل کنن وکمتر احتمال داره که وارد دانشگاه شن (لامبرت ، ۱۹۸۸)

ه) پشتیبانی اجرایی (مدیریتی ) ضعیف

مدیریت خوب  وکارا ، مصادفه با رضایت کارکنان وموفقیت موسسه.

مدیرخوب مدیریه که حامی معلمانه ، معلمان رو درتصمیم گیریها وبرنامه ریزیها دخالت
میده (بویر ، ۱۹۸۳).

درمطالعه ای درمورد ترک تحصیل کرده ها ، این نتیجه بدست اومد که ، اندازه بیشتر ترک تحصیل
کرده ها در نواحی بزرگتر بوده ، این مطالعه ، وسعت ناحیه یا منطقه رامهمترین پیش بینی کننده اندازه ترک تحصیل تشخیص داد(CFSOSP[21] 1986)

ح) مشارکت کم ، درفعالیتهای فوق برنامه

ترک تحصیل کردهای دبیرستان گزارش کردن که درفعالیتهای فوق برنامه شرکت کمی داشتن
( اکستروم، ۱۹۸۶)

درمدارس کوچیک ، مشارکت دانش آموزان بیشتره ، وبرفرد فرد دانش آموزان  فشار بیشتری جهت مشارکت درفعالیتهای فوق برنامه هست. دانش آموزان دراین مدارس از چالشها و فرصتهای رشدی این فعالیتهاسود می برن . درمدارس  بزرگتر ، دانش آموزان کمتری درفعالیتها شرکت می کنن ودانش آموزانی که احساس غریبگی از مدرسه دارن، احتمال داره که فعالیتهای فوق برنامه رو رها کنن( بارکر و گامپ[۲۲] ۱۹۶۴)

ط) جومنفی مدرسه

از دست دادن محیط کلاسی منظم ، از دست دادن احساس امنیت ، از مهمترین عوامل وعناصر در جو منفی مدرسه هستن (ادمانز ، به نقل ازگود و وینستین ، ۱۹۸۶).

ی ) نبود مشارکت والدین

مشارکت والدین در مدرسه – که دامنه اون از دیدن کلاس واسه نظارت برآن ، آزمایش متون کتابها وارزیابی کارکنان مدرسه س .منتهی به بهتر شدن رابطه مدرسه و خونه می شه .رابطه بهتر مدرسه وخانه ، والدین رو آگاه نگه می داردو اونا رو باخبر می کنه که چیجوری به بچه هاشون کمک کنن تا موفق شن (MAC[23]، ۱۹۸۸) و نتیجه این رابطه مناسب مدرسه وخانه ، بهبود پیشرفت تحصیلی و نگاه اونا نسبت به مدرسه  هستش .( همه به نقل از کشاورز، باغبان و فاتحی زاده ، ۱۳۸۲)

عوامل مربوط به کار

مگدال (۱۹۸۸) ، در مورد عوامل کار مؤثر بر پیشرفت تحصیلی این عوامل رو مطرح می کنه :

الف )اشتغال زودبهنگام کار

علم آموزانی که کار می کنن، ممکنه ترک تحصیل کنن یا اشتیاق کمتری به ادامه تحصیل بعداز دبیرستان داشته باشن (اکستروم ، ۱۹۸۶، استینبرگ ، ۱۹۸۹)

اکستروم وهمکارنش (۱۹۸۶) به این نتیجه رسیدن که ۲۷% درصد از پسرانی که ترک تحصیل کردن ، دلیل ترک تحصیل رو اشتغال به کار  ذکر کردن و ۱۴%  هم وظیفه ، به خاطر پشتیبانی از خونواده رو دلیل اصلی این می دونستن .

ب) ساعات طولانی کار

کار نیمه وقت ، تا حدی فایده هایی واسه نوجوانان داره ، اما اشتغال به کار ممکنه ، مشکلاتی واسه دانش آموزان مقطع متوسطه ای که ساعات کا رآنها طولانیه بسازه . ساعات کار طولانی ، می تونه ، منتهی به غیبت بیشتر در مدرسه ، صرف وقت کمتر واسه انجام تکالیف منزل، انتخاب کلاسه های ساده تر ، تقلب درامتحانات وانتظار کمتر از معلمان شه (استینبرگ ، وهمکاران ، ۱۹۸۹)

عوامل مربوط به جامعه

مگدال (۱۹۹۸)، عوامل مربوط به جامعه مؤثر بر تحصیل رو اینجور ذکر می کنه :

الف ) طبقه اجتماعی  اقتصادی پایین

دانش آموزان، درجوامعی که اندازه رفاه اونا بالا بوده واشتغال به کار درحین تحصیل ندارن ، کمتر علاقمند به مدرسه هستن (نتلز[۲۴]  ۱۹۹۰)

ب) از دست دادن منابع و امکانات جامعه

به نظر می رسه مقدار پولی که به وسیله دولت صرف آموزش و پرورش می شه، با سودمندی وکارآیی آموزش و پرورش رابطه داشته باشه، اما این رابطه نا آشکاره . سرمایه گذاری نا کافی ممکنه مانع جذب واستخدام معلمان مجرب وسطح بالا ونگهداری کتب منبع وسایر موادبرنامه درسی شه ( NCC، ۱۹۹۱)

مداخلات خودتعیین گری : پایه ریزی واسه اتمام مدرسه

هدف این بحث عبارتست از (الف) رو کردن پیوندهای بین اختیار واتمام مدرسه که گذرگاهیه به طرف اشتغال وتحصیلات پس از مدرسه ، و (ب) نشون دادن اهمیت مداخلات خودتعیین گری به عنوان ابزارهایی اساسی در تلاش مدارس واسه کمک به جوانان دارای یا بدون ناتوانی به خاطر باقی موندن در مدرسه ، وقتی مدارس رشد خودتعیین گری رو بهبود بخشن ، می تونن به تموم دانش آموزان کمک کنندتا امتیازات رشدی محافظتی که احتمال ترک تحصیل آنهارا کم می کنه رو جمع آوری کنن. هم اینکه واسه علم آموزانی که در خطر به اتمام نرساندن مدرسه هستن و کسائی که دردیگر برنامه های تحصیلی ثبت نام کردن ، آموزش مهارتای خودپیروی می تواندبه منزله فعالیتای پیگیرانه موثری انجام بشه که هدف اونا ، کاهش درگیری دانش آموزان در رفتارای پرخطر و تغییر شرایط به نفع  پایداری اونا در مدرسه س . دقیق شدن و فوکوس کردن بر مداخله هایی که موجب تشویق اتمام مدرسه ( نه فقط جلوگیری از ترک تحصیل) می شه، هم جهت با این تفکر رایجه که کلید حل مشکل ترک تحصیل، شرکت دادن دانش آموزان درفرآیندای مربوط به مدرسه س . مداخلات اتمام مدرسه ، با آموزش مهارتای لازم واسه موفقیت تحصیلی، ایجاد روابط معنا دار واداره محیط مدرسه به صورتی که هماهنگی دانش آموز – مدرسه تقویت شه ، نقطه نظری خط دهنده پیدا می کنن( کریستنسون[۲۵] ، سینکلر[۲۶]، لهر[۲۷] وگادبر[۲۸] ، ۲۰۰۱)

بر خلاف اینکه تحقیقات  تجربی کمی درخصوص اثرات مداخلات اتمام مدرسه یا ترک تحصیل هست، به نظر می رسه امیدوار کننده ترین برنامه ها، با در نظر گرفتن عوامل جانشین شونده درزندگی پیچیده دانش آموزان مشارکت اونا در مدرسه رو بهتر می کنن (لهر، هانسن[۲۹]، سینکلروکریستنسون ، ۲۰۰۳).

مربیان نمی تونن جایگاه یه دانش آموز رو به عنوان فردی که ناتواناییایی داره یا از خونواده ای کم درآمد یا آفریقایی – آمریکایی ، اسپانیایی یا بومی آمریکا هستش – همه عواملی که با سطوح بالای ترک تحصیله – رو تحت اثر بذارن .مربیان می تونن بر متغیرهای مربوط به درگیری دانش آموز درتحصیل موثر واقع شن که این متغیرها هم جایگاه ترک تحصیل مثل آرمانای تحصیلی پایین ، سطوح موفقیت پایین ، نگاه منفی نسبت به مدرسه و نامربوط دونستن مدرسه رو پیش بینی می کنن. علاوه براین ، مدارس می تونن کارآیی مداخلات رو زیاد کنن. بدین گونه که اونا رو به شکلی طراحی کنن که به جای مورد هدف  قرار دادن عوامل فردی درمیون عوامل بسیاری که منتهی به ترک تحصیل دانش آموز می شه، عوامل زیاد مربوط به متن جامعه ، مدرسه وخانه دانش آموز رو مهم بدونه (لهرودیگران، ۲۰۰۳؛ پریوات[۳۰] وکلی، ۲۰۰۳ ؛ روسی[۳۱] ، ۱۹۹۵؛ به نقل از ایسن مون،۲۰۰۷)

بررسی دقیق برنامه های موفق در پیشگیری از ترک تحصیل نشون میده که چهار عنصر ، مشارکت دانش آموز درمدرسه رو تأیید می کنه : الف) تجربه موفقیت تحصیلی (ب) این تصور که بزرگسالان درمدرسه مراقب اونا هستن ، (ج) دریافت پشتیبانی واسه مدیریت مسائل فردی ، و(د) رابطه چیزی که در مدرسه انجام
میدن با اهداف مهم فردی ( مک پارتلند[۳۲] ، ۱۹۹۴).

این عناصر پایه محکمی درنظریه مورد تأیید تحقیقات دارن . نظریه خودتعیین گری (دسی ، والراند، پلیتر وریان ، ۱۹۹۱) ، نقش انگیزه خود پیرو و لیاقت درک شده دانش آموزان که بر موفقیت ورفتارهای تحصیلی اونا اثر میذاره رو مورد توجه  قرار داده . این نظریه هم اینکه توضیح میده که رفتارای بزرگسالان – مخصوصا رفتارهایی که بیشتر پشتیبانی کننده استقلال روبه رشد علم درس تا اونایی که بیشتر کنترل کننده هستن – تصور اونا از توانایی خود و ایجاد انگیزه خود مختار راتحت اثر قرار میده . علم آموزانی که احساس توانا بودن دارن ، خود رو قادر به انجام مطلوب تکالیف رقابت برانگیز و دارنده وسایل مناسب واسه راه اندازی ونظم دادن به رفتارای خود می دونن، انگیزه خودپیرو از « توانایی که فرد درانجام یه تکلیف وآزادی ادراکی درتعریف وانتخاب تکلیف احساس می کنه » ناشی می شه (وسیت[۳۳] ، وونگ ف سروانتس ، کریک ، کریل ، ۲۰۰۱ ، ص ۱۱۱)

براساس نظریه خود تعیین گری، انگیزه خودپیرو شامل انگیزه داخلی (من کاری رو انجام میدم چون ازآن حال می کنم ) و تنظیم شناسایی شده ( من کاری رو انجام میدم چون به من کمک می کنه به یه هدف فردی برسم ) می شه. شکلای خود مختار درتضاد با تنظیم درون فکن یا خارجی ( من این کار رو انجام میدم فقط به خاطر اینکه مجبورم ) و از دست دادن انگیزه (هیچ هدفی درآن نمی بینم ونمی توانم این فعالیت رو کنترل کنم ) –شکایت عادی علم آموزانی که تصمیم می گیرن مدرسه رو به اتمام نرسانند،
هستش (کورترینگ[۳۴]، وبرازیل[۳۵] ، ۱۹۹۹، لیختن اشتاین[۳۶] ، ۱۹۹۳؛ همه به نقل از ایسن مون، ۲۰۰۷)

سطح لیاقت درک شده وانگیزش دانش آموزان می تونه هم میل اونا به ترک تحصیل و هم جایگاه بعدی آنهارا پیش بینی کنه . والراند، فورتیر وگای(۱۹۹۷) ، نظریه خود تعیین گری رو دریک مدل انگیزشی از پایداری وبا نمونه بزرگی ازدانش آموزان شهری کلاس نهم ودهم به کاربردند .

آنهادریافتند علم آموزانی که نشون دادن معلمان ، والدین ومدیران اونا به روش هایی جداگونه وحمایتی عمل کردن، درخصوص اختیار وتوانایی خود مثبت تر فکر میکردن و سطوح بالاتری از انگیزه خودپیرو داشتن . به همین ترتیب ، دانش آموزان دارای انگیزه خودپیرو بیشتر احتمال داشت که مایل به موندن درمدرسه باشن . ودرنهایت هم این کار رو انجام دادن ، برخلاف اونا، همسالان دارای انگیزه خود پیرو پایین تر ، قصد ترک تحصیل اونا بعداً عملی شد . هاردر وریو (۲۰۰۳) درمطالعه  خود ازدانش آموزان دهاتی هم تأییدی بر مدل انگیزشی اتمام مدرسه پیدا کردن . آنهانشان دادن که داشتن منابع انگیزشی واسه لیاقت درک شده و خود پیروی، اثر مستقیم برقصد دانش آموزان برماندن درمدرسه داره واین عوامل برعملکرد تحصیلی اونا هم موثر هستن . اونا هم اینکه به این نتیجه رسیدن  که انگیزه خودپیرو و لیاقت درک شده دانش آموزان اثر قوی تری بر قصد اونا مبنی بر موندن در مدرسه داره تااینکه برعملکرد تحصیلی اونا داشته باشه . این مشاهده با یافته جانوس[۳۷]، لی بلانک[۳۸] ، بولریس[۳۹] و ترمبلی[۴۰] (۲۰۰۰) مبنی براینکه تعهد دانش آموزان به تحصیل اثر مهمی برتصمیم اونا به اتمام مدرسه ، هماهنگی داره. اونا به این نتیجه رسیدن ، علم آموزانی که از نظر تحصیلی خوب عمل نمی کردن ، درعین اینکه به اهمیت تحصیل اطلاع داشتن، احتمال ترک تحصیل اونا کمتر از دیگر علم آموزانی بود که به ترک مدرسه فکر میکردن .

مباحث گذشته در مورد نظریه یادگیری خود مختار (مثل مارتین و بقیه ،۲۰۰۳؛ وهمیر ، پالمر ،آگران[۴۱]، میتاگ[۴۲]، ومارتین ،۲۰۰۰؛ به نقل از ایسن مون، ۲۰۰۷) ، مجموعه خاص مهارتای خود تنظیمی که واسه نظم دادن داخلی به انگیزه خودپیرو اساسی هستن رو بیشتر موردتأکید قرار میدن . عناصر عاطفی خود پیروی (یعنی خود شکوفایی وقدرتمندی روانشناختی) تحت پشتیبانی رفتارهایی (یعنی عمل جداگونه وخود تنظیمی) است که فرد رو قادر می سازه یه تکلیف رو انجام بده ودرنتیجه تلاش فردی ، موفقیت رو تجربه کنه . با یاد گرفتن مهارتای خود تنظیمی  اراده کردن ، پذیرش عمل ، آزمایش وسازگاری ، افراد بهتر می تونن تمایلات ونیازهای فردی خود رو با اعمال خود تنظیم کنن و اینجوری بیشتر احتمال میره کنترل فردی بیشتری برفرآیند یادگیری داشته باشن . با وجود اینکه هیچ مطالعه ای نظریه یادگیری خود مختار رو دررابطه با نتیجه های دراز مدت اتمام مدرسه مورد بررسی قرار نداده ، اجزای نظریه یادگیری خو دمختار با مطالعاتی که پایداری  در مدرسه رابا اهداف انتقالی معنا دار فردی تعیین کننده در رابطه می دونه هماهنگه که این موضوع درک خوددردانش آموزان رو زیاد می کنه طوری که اونا رو قادر می سازه تا از خود پشتیبانی به عمل آورده وبه واسطه یه برنامه متناسب ، واسه رسیدن به اهداف ، پشتیبانی بقیه رانیز دریافت کنن (بنز[۴۳]، لیندستورم[۴۴]، ویووانوف[۴۵] ، ۲۰۰۰؛ کورترینگ وبرازیل ، ۱۹۹۹ ؛اسکانلون[۴۶] و ملارد[۴۷] ، ۲۰۰۱؛ به نقل از ایسن مون، ۲۰۰۷)

نظریه ، تحقیق و تجربه نشون داده که به خاطر نگه داشتن جوانان در مدرسه ، مربیان باید خودپیروی و لیاقت درک شده دانش آموزان رو تشویق کنن . واسه انجام این کار ، اونا می تونن مهارتای جزیی اختیار درمحیطای حامی استقلال ، مدرسه رو به دانش آموزان بیاموزند و به دانش آموزان کمک کنن مهارتای اختیار خودرا واسه رسیدن به اهداف تعیین شده ازسوی خود مورد استفاده قرار بدن .دانش آموزان ، از راه مداخلات خودپیروی میتونن بیاموزند چیجوری رابطه بین فعالیتای مربوط به مدرسه و اهداف شخصی خود رو ایجاد کنن . اونا می تونن مهارتای حمایتی خود رو به
گونه ای بهبود بخشن که خدمات یا پشتیبانی بزرگسالان لازم خودر ا به دست بیارن . هم اینکه می تونن بیاموزند موفقیت خود رو تحتِ کنترل داشته ونقشهای خود رو هماهنگ کنن که این کار حس کنترل و استقلال که اثر مهمی بر تصمیم اونا مبنی بر موندن درمدرسه داره رو درآنها بوجود میاره .

[۱] .Ekstrom, and . et.al.

[۲] .Sewell. T. E, and. Et. Al.

[۳] .Mahan, G, Johanson.E

[۴] .Lambert. N.M.

[۵] .Gadwa. K. Griggs. S.A.

[۶] .National Commission On Childern.

[۷] .Dornbusch. S. M, et.al.

[۸] .Baydar. N, Brooks – Gunn.

[۹] .Natriello G, Mcdill.E.L.

[۱۰] .Davies. M.E,Kandel.D.B.

[۱۱] .Conkin.M.E,Dailey.A.R.

[۱۲] .Bogenschneider.K.

[۱۳] .Marjorbanks.

[۱۴] .Steinberg.L.Brown.

[۱۵] .Edmonds.

[۱۶] .Good & Weinstein.

[۱۷] .Boyer.

[۱۸] .Spady.E.L.

[۱۹] .Epstein.J.L.

[۲۰] .Simmons. et.al.

[۲۱] .Center for the study of social policy.

[۲۲] .Barker & Gump.

[۲۳] .Massachusetts Advocacy center.

[۲۴] .Nettels.S.M.

[۲۵] .Christenson.

[۲۶] .Sinclair.

[۲۷] .Lehr.

[۲۸] .Godber.

[۲۹] .Hnsen.

[۳۰] .Prevatt.

[۳۱] .Rossi.

[۳۲] .Mcpartland.

[۳۳] .Wiest.

[۳۴] .Kortering.

[۳۵] .Braziel.

[۳۶] .Lichtenstein.

[۳۷] .Jansz.

[۳۸] .Leblanc.

[۳۹] .Boulevice.

[۴۰] .Tremblay.

[۴۱] .Agran.

[۴۲] .Mithaug.

[۴۳] .Benz.

[۴۴] .Lindstrom.

[۴۵] .Yovanoff.

[۴۶] .Scanlon.

[۴۷] .Mellard.