تحقیق درباره توسعه اقتصادی

دانلود پایان نامه

6- انتخاب استراتژی
مدل رابسون
تجزیه و تحلیل استراتژیک:
1- ماموریت
2- اهداف
3- استراتژی
گزینش استراتژیک:
مدل استینر
1- هدف اساسی سازمان
2- ارزش های مدیران
3- فرصت ها و تهدیدها و قوت ها و ضعفها
4- برنامه استراتژیک
5- برنامه میان مدت
6- برنامه کوتاه مدت
مدل برنامه ریزی استراتژیک پایه ای
1- تعیین ماموریت
2- تعیین هدف
3- استراتژی های تحقق اهداف
4- برنامه های عملی اجرای استراتژی
5- نظارت و به روز کردن برنامه
مدل برنامه ریزی استراتژیک پایه ای
1- تعیین ماموریت
2- تعیین هدف
3- استراتژی های تحقق اهداف
4- برنامه های عملی اجرای استراتژی
5- نظارت و به روز کردن برنامه
مدل مازور
1- چشم انداز
2- ماموریت
3- استراتژی
4- تاکتیک
مدل فرای و استونر
مرحله تجزیه و تحلیل :
1- تجزیه و تحلیل محیطی
2- تجزیه و تحلیل داخلی
3- شایستگی متمایز و ضعف های رقابتی
مرحله عمل:
4- ماموریت
5- تصویر استراتژیک
6- هدف گذاری

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

7- استراتژی ها
8- برنامه مکتوب
با توجه به این که سه مرحله گفته شده در کلیه مدل های مورد مقایسه وجود دارند ، می توان آن ها را اساس و شالوده یک مدل جدید برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های کوچک قرار داد و با اضافه کردن برخی مراحل ، بسته به ویژگی های خاص سازمان های کوچک این مدل مفهومی جدید را ایجاد کرد.
بنابراین در توسعه مدل مفهومی ، باید به نکات زیر توجه شود:
ارزش ها ، نگرش ها ، بینش و نظرات بنیانگذاران و مدیران عالی در سازمان های کوچک از اهمیت بسزایی برخوردار بوده ، فعالیت ها و برنامه های ،آن را تحت تاثیر قرار می دهد .
سازمان های کوچک به خاطر مشکلات مالی، نیروی انسانی ، تخصصی و کوچک بودن که نسبت به سازمان های بزرگ دارند ، به مدلی ساده تر ، مختصر تر و با تعداد مراحل کم تر نیاز دارند که در عین جامعیت (از لحاظ برآوردن نیازهای برنامه ریزی بلند مدت آن ها )، با هزینه ، زمان و تعداد متخصصین کم تر قابل به کارگیری باشد.
هر مدل برنامه ریزی استراتژیک چه در سازمان های بزرگ و چه در سازمان های کوچک باید در نهایت به یک برنامه استراتژیک قابل اجرا ختم شود . این برنامه استراتژیک باید شامل استراتژی های شرکت و نحوه اجرای استراتژی ها از نظر هزینه ، زمان و سایر منابع مورد نیاز باشد.
بر اساس آنچه از تفاوت های برنامه ریزی استراتژیک بین سازمان های بزرگ و کوچک و مقایسه مدل های برنامه ریزی استراتژیک سازمان های بزرگ و کوچک و ویژگی های خاص سازمان های کوچک به دست می آید ، می توان مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک سازمان های کوچک را در چهار مرحله و به شکل نمودار 2 طراحی نمود . همان طور که ملاحظه می شود در این مدل علاوه بر مراحل سه گانه که از مقایسه مدل ها در جدول فوق به دست آمده ، یک مرحله دیگر با عنوان «ارزش های مدیران عالی » با توجه به ویژگی خاص شرکت های کوچک اضافه شده است.
مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های کوچک حداقل مراحل را داشته و از سادگی زیادی برخوردار است ، نیاز کم تری به افراد متخصص داشته ، توسط یک کمیته برنامه ریزی استراتژیک کوچک در مدت زمانی کم ، قابل به کارگیری می باشد . این ها همه ویژگی هایی هستند که مشکلات سازمان های کوچک را در استفاده از مدل های برنامه ریزی استراتژیک برطرف می کنند . بنابراین مدل مفهومی مذکور مدلی است که به لحاظ سادگی ، تعداد مراحل کم ، قابلیت به کراگیری توسط افراد کم وو در زمان کم می تواند نیاز به سازمان های کوچک را نسبت به برنامه ریزی استراتژیک برطرف کند ؛ به طوری که سازمان های کوچک با به کارگیری این مدل به همان مزیت هایی دست می یابند که سازمان های بزرگ در استفاده از مدل های متداول برنامه ریزی استراتژیک به آن ها دست می یافتند .
شکل 3: مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک سازمان
ماموریت و اهداف شرکت
ارزش های
مدیران عالی
تجزیه و تحلیل خارجی و داخلی
استراتژی ها و برنامه استراتژیک شرکت

مدل مفهمومی شکل 3 برای برنامه ریزی استراتژیک در سازمان های کوچک طراحی شده است و اهدافی به شکل زیر را دنبال می کند:

 
 
ایجاد قابلیت برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های کوچک:
یکی از محدودیت های سازمان های کوچک دراستفاده از مدل های متداول برنامه ریزی استراتژیک ، طولانی و پیچیده بودن و تعداد زیاد مراحل این مدل ها بود؛ به طوری که این سازمان ها با توجه به منابع و وقت محدود خود قادر به استفاده مناسب از آن ها نبودند . مزیت های استفاده از چنین برنامه ریزی را از دست میداند .مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های کوچک با تعداد مراحل کمتر و سادگی خود به دنبال این است که قابلیت و توانایی برخورداری از این نوع برنامه ریزی را در سازمان های کوچک به وجود آورد ، تا این شرکت ها بتوانند با صرف زمان و منابع کم و در حد توان خود از فواید برنامه ریزی استراتژیک بهره مند شوند.
متقاعد کردن مدیران سازمان های کوچک به لزوم برنامه ریزی استراتژیک :
مدیران سازمان های کوچک به خاطر مشکلاتی که برای برنامه ریزی استراتژیک در این سازمان ها وجود دارد ، نسبت به استفاده از این نوع برنامه ریزی اعتقاد چندانی ندارند و آن را نوعی تلف کردن وقت و هزینه می دانند.
مدل مفهومی ارائه شده با ویژگی های خاص خود به دنبال رفع مشکلات برنامه ریزی استراتژیک در سازمان های کوچک و تغییر نگرش مدیران این سازمان ها نسبت به استفاده ازآن ها هستند ، به طوری که از این طریق مدیران به اهمیت و لزوم برنامه ریزی استراتژیک پی ببرند و برای انجام دادن فعالیت های شرکت در جهت رسیدن به اهداف و کسب موفقیت بیش تر از آن بهره برداری نمایند.
افزایش توان پاسخگویی سازمان های کوچک به تغییرات محیطی وهمگامی با آن ها :
برخی بر این اعتقاد هستند که برنامه ریزی استراتژیک به خاطر دید بلند مدت خود در تعیین مسیر حرکت شرکت در بلند مدت قدرت انطباق و همگامی شرکت با تغییرات سریع را محدود می کتد و مانعی بر سر راه پاسخگویی انعطاف پذیر آن ها به محیط می شود. در پاسخ به این عده باید گفت که برنامه ریزی استراتژیک نه تنها مانعی برای تطبیق شرکت با محیط نیست ، بلکه از طریق بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق عناصر محیطی و لحاظ کردن آن ها در برنامه های سازمان ، باعث می شود که شرکت از تغییرات فوق العاده زیادی که امروزه در محیط های خرد و کلان اتفاق میافتد ، مطلع شود ، از فرصت های آن بهره برداری و از تهدیدهایش اجتناب نماید . مدل مفهومی ارائه شده نیز از چنین ویژگی هایی برخوردار است و به دنبال افزایش سرعت و قابلیت سازمان های کوچک در همگامی با تغییرات محیطی می باشد .

تعیین مسیر توسعه شرکت :
هر شرکت با هر اندازه و هر موقعیت به فکر توسعه و پیشرفت از جنبه های گوناگون می باشد . سازمان های کوچک نیز به مرور زمان درصدد افزایش فعالیت ها و تولیدات و بالطبع اندازه خود هستند . در این میان برنامه ریزی استراتژیک روشی است که مسیر استراتژیک توسعه شرکت را معین می کند .
این مدل مفهومی نیز به دنبال این است که از طریق تجزیه و تحلیل خارجی و داخلی ، تعیین ماموریت و اهداف وارزش های مدیران شرکت زمینه فعالیت های جدیدی را در آینده شناسایی کند که شرکت با توجه به منابع خود ، قابلیت ورود به آن فعالیت ها را دارد . این امر از طریق استراتژی های حاصل از این مدل امکان پذیر است.
علاوه بر موارد فوق ، می توان اهداف زیر را نیز برای مدل مفهومی برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان کوچک برشمرد :
تسهیل فرایند برنامه ریزی استراتژیک در سازمان های کوچک ؛
بهره مند ساختن سازمان های کوچک از مزایای برنامه ریزی استراتژیک ؛
شناخت جایگاه فعلی و موقیعت مطلوب آینده شرکت ؛
شناسایی رقبا ، مشتریان ، تامین کنندگان ، محصولات جایگزین و تازه واردها به صنعت ؛
تعیین استراتژی هایی که شرکت رابه هدف مورد نظر برسانند.
وضعیت اقتصادی یک کشور مهم ترین عامل است که یک بازاریاب خارجی باید روند بازاریابی خود را با آن تطبیق دهد.
مرحله رشد اقتصادی یک کشور تاثر بسیار مهمی بر فعالیت های تجاری خارجی ،تقاضا برای کالا ، سیستم توزیع موجود در یک کشور ، و مجموعه فرایند بازاریابی خواهد داشت . در اقتصادهای ایستا الگوهای معرفی شکل محدود و بدون تغییر را دارد و بازاریابی در آن صرفا تلاش جهت عرضه کالاهاست . در یک اقتصاد پویا الگوهای مصرف سریعا تغییر می کنند . بازاریابی در کشورهای دارای اقتصاد پویا همواره با چالش سطوح جدیدی از مصرف مواجه است . و تلاش های بازاریابی پویا نیاز و خواسته های دائما در حال تغییر بازار تناسب داشته باشد . ( حسنقلی پور، طهمورث؛ آقازاده،هاشم, 1384)
اعم از این که شرکت کوچک یا بزرگ باشد، در یک کشور و یا کلیه بازارهای جهانی فعالیت داشته باشد، صادرات بخش جدایی ناپذیر کسب و کار بین المللی را تشکیل می دهد. کالاهای ساخته شده در یک کشور که روانه کشورهای دیگری می شود، جهت ورود به سیستم توزیع بازار هدف باید از مرزهای آن کشور عبور کند.عوامل خرد و کلان متعددی در این امر دخیل هستند.مواردی نظیر بسترهای اقتصادی،محدودیتهای صادرات و واردات،حمل و نقل، بسته بندی، تعرفه ها و مالیاتها، استانداردها و گواهی های خاص و…(فیلیپ آر کاتئورا-جان ال.گراهام, 1387)
توسعه اقتصادی ، چالشی دو بعدی را نشان می دهد . اولا جهت درک و شناخت لازم نسبت به شرایط اقتصادی کشورهای در حال توسعه ،مطالعه جنبه های عمومی توسعه اقتصادی ضرورت دارد . ثانیا صنعت ،توسعه اقتصادیرا باید با توجه به امکانات بالقوه بازار ، شامل شرایط اقتصادی فعلی و امکانات بالقوه، مورد مطالعه قرار داد . میزان توسعه اقتصادی ذهنی ، نوع و تعداد امکانات بالقوه بازار را نشان می دهد . توسعه اقتصادی را معمولا به عنوان افزایش تولید ملی تلقی می کنند که در نتیجه باعث افزایش میانگین تولید ناخالص داخلی ( GDP) سرانه می شود و توزیع گسترده و درآمدهای فزونی را به دنبال خواهد داشت . امروزه عموما توسعه اقتصادی را به معنی رشد سریع اقتصادی طی چند قرن ، و افزایش تقاضا مصرف کننده تعریف می کنند.
سازمان ملل متحد مرحله رشد اقتصادی یک کشور را با توجه به میزان صنعتی بودن آن طبقه بندی می کند. براساس طبقه بندی این سازمان ، کشورها به سه گروه تقسیم می شوند.
1-کشورهای بیشتر توسعه یافته –کشورهای صنعتی دارای درآمد سرانه بالا، از قبیل کانادا، انگلستان ، فرانسه ، آلمان ، ژاپن و ایالات متحده آمریکا در این گروه قرار دارند
2-کشورهای کمتر توسعه یافته – کشورهای درحال توسعه صنعتی که به تازگی وارد تجارت جهانی شده اند ، و بسیاری از کشورهای که در آسیا و آمریکای لاتین که دارای درآمد سرانه نسبتا کمی هستند ، در این گروه قرار دارند.
3-کشورهای دارای کمترین حد توسعه یافتگی و جوامع توسعه نیافته که حداقل نازهای خود را تامین می کنند ، دارای جمعیت روستایی با درآمد سرانه بسیار پایین ، و ارتباط بسیار کمی با تجارت جهانی دارند . برخی کشورهای آفریقایی مرکزی و آسیایی در این گروه قرار دارند.
کشورهایی که توسعه سریع اقتصادی و صنعتی شدن را تجربه می کنند و آنها را نمی توان دقیقا در گروه کشورهای توسعه یافته یا کشورهای بیشتر توسعه یافته جای داد ، به عنوان کشورهای تازه صنعتی شده نامیده می شوند .
این کشورها در برخی صنایع خاص به سرعت صنعتی شده اند و در آمد سرانه آنان از درآمد سرانه کشورهای درحال توسعه بیشتر شده است .شیلی ، برزیل ، مکزیک ،کره جنوبی، سنگاپور و تایوان جزدهمین کشورهاست. (یکی ازشاخصهای توسعه اقتصادی ، میزان سرمایه عمومی جامعه یا زیر ساختاری در اقتصاد است . زیر ساختار نمایانگر آن نوع کالاهای سرمایه ای است که درخدمت فعالیت های بسیاری ازصنایع قرار می گیرد . جاده ها ، راه آهن ، بنادر ، شبکه های ارتباطی و منابع انرژی را می توان بخشی از زیر ساختار یک جامعه معرفی کرد ، تمام این موارد به تولید و بازاریابی کمک می کنند .
زیر ساختار یکی از اجراء مهم عناصر تامل کنترل است که بازاریاب با آن موجه می شود . از نظر بازاریاب، مساله اصلی عبارت است از تاثیری که زیر ساختار یک کشور بر توان موسسه برای بازاریابی موثر خواهد داش
ت .
به طورخلاصه ، هر چه یک کشور از توسعه یافتگی کمتری برخوردار باشد ، زیر ساختار ضعیف تری برای هدایت کسب و کار دارد .
توجه داشته باشیم هنگامی که در باره نرخ رشد اقتصادی به عنوان عامل اصلی افزایشسطح زندگی در بلند مدت صحبت می کنیم ، در واقع به این پرسش مهم پاسخمی دهیم که تغییر مثبت محصول ناخالص ملی واقعی چگونه باید حاصل شود ؟در نظریه های ریشه ، رابط متقابل میان عرصه ، پس انداز و سرمایه در فرایند ریشه به صورت الگو بیان می شود . از جمله مهمترین منابع رشد اقتصادی ، رشد سرمایه است که در تعیین آن پس انداز نقش بسیار مهمی ایفا می کند.و پس انداز هم به درآمد بستگی دارد که خود به سرمایه وابسته است ، لذا گرچه بافرایندی وابسته به هم روبرو هستیم ، اما نرخ پس انداز در یک سیستم اقتصادی متعادل تعیین شده میزان کالاهای سرمایه ای (سطح تولید ) است . هر چه قدر نرخ پس انداز بالاتر رود، امکان افزایش میزان کالاهای سرمایه ای و سطح تولید فراهم تر خواهد شد. افزایش سطح نرخ پس انداز تا رسیدن نظام اقتصادی به وضح جدید ، رشد اقتصادی را بالامیبرد. رشد مثبت و پایه ای نشانگر توان بالا و سلامت اقتصاد است اما افزایش بیکاری و نوسانات زیاد در رشد ، نشانگر ضعف اقتصاد می باشد.(دکتر مصطفی شریف, 1385)
تولید سرانه خالص داخلیمعیاری است که معمولا سطح زندگی مردم درجوامع مختلف را نشان می دهد . اگر تولید ناخالص داخلی در هر دوره بر جمعیت کشور درآن دوره تقسیم شود ، تولید سرانه ناخالص داخلی به دست خواهدآمد . گرچه تولید سرانه ، نحوه توزیع درآمد آن جامعه را نشان نمی دهد ، اما نشان می دهد که درآمد یک شهروند به طور متوسط در جامعه مورد نظر چقدر است.(دکتر مصطفی شریف, 1385) سهمیه ها، مجوزهای واردات، تحریم، استانداردها، موانع تعرفه ای و غیر تعرفه ای، شیوه های پرداخت تجاری بین المللی، بسته بندی و نشان گذاری،سیستم های توزیع فیزیکی،موسسه حمل و نقل کننده همگی از مهمترین عوامل صادراتی هستند.(فیلیپ آر کاتئورا-جان ال.گراهام, 1387)
شرکتها باید به هنگام تدوین استراتژی برای بازارهای جهانی نسبت به فرهنگهای بومی انعطاف پذیر بوده و شناخت داشته باشند. به رغم داستانهایی که در مورد اشتباهات و خطاهای شرکت های بین المللی در مواجهه با مسائل فرهنگی وجود دارد، ولی تعداد شرکتهای موفق نیز بسیار قابل توجه است. تمام داستانهای موفقیت آمیز در یک چیز مشترک هستند و آن عبارت است از پاسخگویی مناسب به آداب و رسوم محلی.فرهنگ با طراحی عده ای برای زندگی سر و کار دارد و به مطالعات بازاریابی به ویژه بازاریابی بین المللی

دیدگاهتان را بنویسید