بررسی نقش استراتژی های مدیریت بر خود مدیران بر رفتار شهروندی سازمانی دبیران …

لذا به طور کلی در این پژوهش به دنبال آن بودیم که رابطه بین استراتژیهای مدیریت بر خود مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران را در مدارس دوره دوم متوسطه شهر خرمآباد مورد بررسی قرار دهیم.
بنابراین جهت پرداختن به این موضوع اهداف پژوهش به شکل زیر مطرح گردید:
۱- شناسایی نقش استراتژی رفتاری مدیران بر رفتار شهروندی سازمانی دبیران مدارس دوره دوم متوسطه شهر خرمآباد.
۲- شناسایی نقش استراتژی پاداش طبیعی مدیران بر رفتار شهروندی سازمانی دبیران مدارس دوره دوم متوسطه شهر خرمآباد.
۳- شناسایی نقش استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران بر رفتار شهروندی سازمانی دبیران مدارس دوره دوم متوسطه شهر خرمآباد.
۴- تعیین سهم هر کدام از استراتژیهای رفتاری، پاداش طبیعی و الگوی فکری سازنده مدیران در تبیین تغییرات رفتار شهروندی سازمانی دبیران مدارس دوره دوم متوسطه شهر خرمآباد.
همچنین سه فرضیه و یک سوال زیر در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت:
۱- بین استراتژی رفتاری مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت و فضیلت مدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد ارتباط معنادار وجود دارد.
۲- بین استراتژی پاداش طبیعی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت و فضیلت مدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد ارتباط معنادار وجود دارد.
۳- بین استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت و فضیلت مدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد ارتباط معنادار وجود دارد.
۴- کدام یک از استراتژیهای رفتاری، پاداش طبیعی و الگوی فکری سازنده مدیران پیشبینی کننده قویتری برای رفتار شهروندی سازمانی دبیران است؟
پژوهش حاضر از جهت هدف کاربردی، و بر حسب نحوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی است.
جامعه آماری این مطالعه کلیه مدیران و دبیران مدارس متوسطه شهر خرمآباد در نواحی دوگانه آموزش و پرورش بود که مشتمل بر ۸۰ نفر مدیر و ۱۱۵۸ نفر دبیر میباشد که از میان آنها با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای نسبی و از طریق جدول کرجسی و مورگان تعداد ۶۶ نفر مدیر و ۲۹۱ نفر دبیر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها جهت تجزیه و تحلیل و بررسی پدیده مورد مطالعه پرسشنامه بوده است که پرسشنامه محققساخته استراتژیهای مدیریت بر خود مدیران با توجه به مقدار آلفای کرونباخ(۸۸۱/۰r= ) از پایایی بالایی برخوردار بود و روایی محتوایی و صوریی آن مورد تأیید اساتید و متخصصان امر قرار گرفت.
هچنین پایایی کلی پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی دبیران با توجه به آلفای محاسبه شده(۷۳۲/۰r= ) مقدار قابل قبولی است و نیز با در نظر گرفتن استاندارد بودن آن میتوان گفت، این پرسشنامه به تفکیک ابعاد ۵ گانه رفتار شهروندی سازمانی از پایایی معتبری برخوردار بود و روایی محتوایی آن مورد تأیید صاحبنظران قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری spss انجام شد. بدین ترتیب به منظور خلاصه کردن نمرات خام و توصیف اندازههای نمونه از شاخصهای توصیفی و برای رسیدن به اهداف مورد نظر پژوهش و تعیین ارتباط بین متغیرها، از آزمونهای مناسب آمار استنباطی استفاده شد. برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، و به منظور بررسی فرضیههای پژوهشی از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون، جهت تعیین میزان همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام برای تعیین سهم هریک از متغیرهای پیشبین(سه استراتژی مدیریت بر خود) در تبیین واریانس نمرات متغیر ملاک(رفتار شهروندی سازمانی)، به کار برده شد. سطح معنیداری در این تحقیق ۰۱/۰ در نظر گرفته شد.
به طور کلی نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین هر سه استراتژی مدیریت بر خود مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت و فضیلت مدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد ارتباط معنادار وجود دارد، و یافتههای حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام مبین آن بود که از بین سه استراتژی مدیریت بر خود به عنوان متغیر پیشبین، استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران از اولویت بالاتری برای پیشبینی رفتار شهروندی سازمانی دبیران برخوردار است و سپس استراتژی پاداش طبیعی مدیران در رتبه بعدی قرار میگیرد، اما استراتژی رفتاری مدیران به دلیل عدم قابلیت پیشبینی سطح رفتار شهروندی سازمانی دبیران از تحلیل کنار گذاشته شد.
۵- ۳- بحث و نتیجهگیری
همانطور که در فصل اول آمده، سه فرضیه و یک سؤال جهت بررسی رابطه بین استراتژیهای مدیریت بر خود مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران در مجموعه مورد مطالعه مطرح شده است که در این فصل پیرامون یافتههای مربوط به فرضیهها و سؤال این متغیرها، بحث و بررسی میگردد.
نکته قابل توجه این است که چون محقق هیچ پژوهشی که دقیقاً در رابطه با موضوع مورد مطالعه باشد، چه در داخل و چه در خارج از کشور به طور مستقیم مشاهده نکرده، و پژوهش حاضر اولین کار از نوع خود میباشد، لذا امکان مقایسه مستقیم وجود ندارد، اما همانگونه که از تحقیقات پیشین به دست آمده، بعضی محققان به بررسی موضوعات مشابه و تحقیقات دیگری در زمینه مدیریت بر خود و رفتار شهروندی سازمانی و رابطه آنها با متغیرهای دیگر پرداختهاند که در این بخش به برخی از آنها که با نتایج این پژوهش همخوان یا همسو است اشاره میشود.
فرضیه ۱: بین استراتژی رفتاری مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت و فضیلت مدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد ارتباط معنادار وجود دارد.
بر اساس مقادیر محاسبه شده در جدول ۴-۷ فصل چهارم، ضریب همبستگی پیرسون در سطح آلفای ۰۱/۰، با مقدار ۴۴۸/۰+ معنیدار است. معنیداری این ضریب حاکی از آن است که با احتمال ۹۹ درصد بین نمرات استراتژی رفتاری مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران رابطه مستقیم و معنیداری وجود دارد. بدین معنی که با افزایش نمره استراتژی رفتاری مدیران، نمره رفتار شهروندی سازمانی دبیران نیز افزایش مییابد. در عین حال همانطور که از نتایج جدول ۴-۷ پیداست ضرایب همبستگی پیرسون و سطوح معناداری مربوطه نشان میدهد که بین استراتژی رفتاری مدیران و ابعاد ۵ گانه رفتار شهروندی سازمانی دبیران به جز بعد جوانمردی، نیز رابطه مستقیم و معنیداری وجود دارد. به عبارتی هر چه استراتژی رفتاری مدیران افزایش یابد، رفتار شهروندی سازمانی دبیران نیز در ۴ بعد نوعدوستی، وظیفهشناسی، ادب و نزاکت و فضیلت مدنی افزایش مییابد و تنها در بعد جوانمردی، استراتژی رفتاری مدیران نقشی در افزایش رفتار شهروندی سازمانی دبیران ندارد. بنابراین به طور کلی اولین فرضیه پژوهش به صورت رابطه بین استراتژیهای رفتاری مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، ادب و نزاکت، فضیلتمدنی) در مدارس متوسطه شهر خرمآباد مورد تأیید قرار میگیرد.
این نتیجه از پژوهش حاضر با یافتههای پژوهش مانسور و همکاران(۲۰۱۳) در خصوص بررسی رابطه میان خود- رهبری و رفتار شهروندی سازمانی مبنی بر اینکه استراتژی رفتاری رابطه مستقیم و مثبتی با رفتار شهروندی سازمانی دارد، همخوان است.
در این راستا ابراهیمپور و همکاران(۲۰۱۱) نیز در تحقیق خود نشان دادند که رابطه مثبت و معناداری بین عوامل رفتاری و رفتار شهروندی سازمانی وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده، عوامل رفتاری به عنوان متغیر مستقل رفتار شهروندی سازمانی را بهبود میبخشد.
همچنین این نتیجه از پژوهش حاضر با نتایج پژوهش کریمی(۱۳۹۰)، که نشان داد از بین مؤلفههای هوش هیجانی، خودآگاهی و خودانگیزی با رفتار شهروندی سازمانی دبیران رابطه مستقیم و معناداری دارد، تا حدودی همسو میباشد. چرا که بر اساس ادبیات موجود مدیریت بر خود یکی از نتایج دارا بودن هوش هیجانی است(گلمان، مک و بویاتزیس، ۲۰۰۶؛ به نقل از کریمی و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۱۵۳) و از یک سو استراتژی رفتاری بر افزایش خودآگاهی تأکید دارد(مانز و نک، ۲۰۰۴) و شامل خودانگیزی نیز میباشد(مورفای و انشر،۲۰۰۱)، و از سوی دیگر خودآگاهی و خودانگیزی از مؤلفههای هوش هیجانی است. به عبارتی ارتباط تنگاتنگ دو متغیر مدیریت بر خود و هوش هیجانی، همچنین مشابهت مؤلفههای آنها، میتواند دلیلی برای بیان این همسویی باشد.
بر اساس این نتایج مدیران میبایست اهمیت افزایش خود- مدیریتی و کاربرد استراتژی رفتاری را درک کنند که دبیران نیز خواهان ایفا و ارتقای رفتار شهروندی سازمانی در میان خود باشند. زیرا خودمدیریتی و استراتژی رفتاری مدیران، که بر مدیریت رفتارهای اصلی تأکید دارد، مدیران را به انطباق رفتارشان با عوامل خارجی و موقعیت قادر میسازد و باعث میشود آنان به سمت انجام وظایف خود ترغیب و راهنمایی شوند و فرصتهایی را جهت واکنش مناسب و تسهیل روابط آنان با دبیران فراهم میآورد و دبیران نیز به تبع آن با اعمال و اقدامات ایثارگرانه خود را متعهد به تحقق اهداف سازمانی دانسته و به این منظور فراتر از الزامات نقش رسمی خود عمل میکنند.
فرضیه ۲: بین استراتژی پاداش طبیعی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت، فضیلتمدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد ارتباط معنادار وجود دارد.
نتایج ارائه شده در جدول ۴-۸ نشان میدهد که ضریب همبستگی پیرسون بین استراتژی پاداش طبیعی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران با مقدار ۶۴۱/۰+ و در سطح ۰۱/۰ معنیدار است. این امر نشان میدهد که با احتمال ۹۹ درصد بین نمرات استراتژی پاداش طبیعی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران رابطه مستقیم و معنیداری وجود دارد. بدین معنی که با افزایش نمره استراتژی پاداش طبیعی مدیران، نمره رفتار شهروندی سازمانی دبیران نیز افزایش مییابد. علاوه بر این سایر مقادیر به دست آمده برای ضرایب همبستگی پیرسون و سطوح معناداری مربرطه نشان میدهد که همبستگی مثبت و معناداری بین استراتژی پاداش طبیعی مدیران و تمامی ابعاد ۵ گانه رفتار شهروندی سازمانی دبیران وجود دارد. به بیان دیگر هر چه استراتژی پاداش طبیعی مدیران افزایش یابد، رفتار شهروندی سازمانی دبیران نیز در ۵ بعد نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت و فضیلت مدنی افزایش مییابد. بنابراین فرضیه دوم پژوهش دال بر وجود رابطه بین استراتژی پاداش طبیعی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت، فضیلتمدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد مورد تأیید قرار میگیرد.
این نتیجه از پژوهش حاضر با یافتههای پژوهش مانسور و همکاران(۲۰۱۳) در خصوص بررسی رابطه میان خود- رهبری و رفتار شهروندی سازمانی مبنی بر اینکه استراتژی پاداش طبیعی رابطه مستقیم و مثبتی با رفتار شهروندی سازمانی دارد، همخوان است.
همچنین این نتیجه از پژوهش مورد مطالعه تا حدودی با نتیجه تحقیق اکسل و همکاران(۲۰۱۳) همسو میباشد. آنان نشان دادند که قابلیت روانشناختی معلمان، منجر به رفتار شهروندی سازمانی میشود. نتیجه دیگر این مطالعه این بود که قابلیت روانشناختی رویکرد مؤثری برای بهبود نگرشها و رفتارهای کاری کارکنان است. به عبارتی، رفتار شهروندی سازمانی و قابلیت روانشناختی با نگرشها و رفتارهای کاری کارکنان رابطه دارند و چنانچه مدیران احساسات کارکنان را در محیط کاری تقویت کنند، حس نوعدوستی، وظیفهشناسی، فضیلتمدنی، جوانمردی و احساس ادب و نزاکت آنان افزایش مییابد.
دلیل محقق برای بیان این همسویی این است که اگر مدیران از قابلیت خودمدیریتی و احساس و نگرش مثبت کاری برخوردار نباشند، نمیتوان انتظار داشت که آنان قادر به تقویت احساسات دبیران در محیط آموزشی باشند، زیرا بر اساس ادبیات موجود چنانچه افراد به خود- مدیریتی نرسیده باشند، نمیتوانند بر محیط و دیگران مدیریت کنند(وبستر،۲۰۰۲، به نقل از کوپر، ۲۰۰۴). به عبارت دیگر، چنانچه مدیران خود- مدیریت استراتژی پاداش طبیعی را به کار گیرند، در ارتباط با انجام یک کار و فرآیند رسیدن به آن احساسات و تجربیات مثبتی دارند و انجام موفقیتآمیز کارها به خودی خود برایشان انگیزاننده میباشد، که مشاهده این امر توسط دبیران میتواند بر نگرشها و رفتارهای کاریشان مؤثر باشد و عکسالعمل آنان در مقابل کاربرد این استراتژی از سوی مدیران، افزایش رفتار شهروندی سازمانی است.
با توجه به آنچه در مورد رابطه استراتژی پاداش طبیعی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که کاربرد استراتژی پاداش طبیعی از سوی مدیران یکی از مهمترین اقدامات برای افزایش رفتار شهروندی سازمانی دبیران میباشد، زیرا زمانی که مدیران مدارس انجام وظایف خود را به شکل اعمال خوشایند، لذتبخش و سودمند ببینند، چنین دیدی نوعی حس توانایی، رقابت و کنترل در آنها ایجاد میکند که در نهایت به بهبود عملکرد مدیران میانجامد، و در پی آن واکنش دبیران در مقابل مشاهده این امر بروز هر چه بیشتر رفتار شهروندی سازمانی است، که موجب افزایش اثربخشی و کارایی سازمان آموزش و پرورش و موفقیت در دستیابی بهتر و سریعتر به اهداف آموزشی و پرورشی کشور میشود و حرکت به سمت و سوی توسعه را باعث خواهد شد.
فرضیه ۳: بین استراتژی الگوی فکر سازنده مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت، فضیلتمدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد ارتباط معنادار وجود دارد.
با توجه به آنچه که در جدول ۴-۹ مشاهده میشود، ضریب همبستگی پیرسون بین استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران در سطح معنیداری ۰۱/۰ برابر با ۷۱۸/۰+ است. معنیداری این ضریب مبین آن است که با احتمال ۹۹ درصد بین نمرات استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران رابطه مستقیم و معنیداری وجود دارد. بدین معنی که با افزایش نمره استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران، نمره رفتار شهروندی سازمانی دبیران نیز افزایش مییابد. علاوه بر این سایر مقادیر به دست آمده برای ضرایب همبستگی پیرسون و سطوح معناداری مربرطه نشان میدهد که همبستگی مثبت و معناداری بین استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران و تمامی ابعاد ۵ گانه رفتار شهروندی سازمانی دبیران وجود دارد. به بیان دیگر هر چه استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران افزایش یابد، رفتار شهروندی سازمانی دبیران نیز در ۵ بعد نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت و فضیلتمدنی افزایش مییابد. بنابراین سومین فرضیه پژوهش دال بر وجود رابطه بین استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران(نوعدوستی، وظیفهشناسی، جوانمردی، ادب و نزاکت، فضیلتمدنی) مدارس متوسطه شهر خرمآباد مورد تأیید قرار میگیرد.
این نتیجه از پژوهش حاضر با یافتههای پژوهش مانسور و همکاران(۲۰۱۳) در خصوص بررسی رابطه میان خود- رهبری و رفتار شهروندی سازمانی مبنی بر اینکه استراتژی الگوی فکری سازنده رابطه مستقیم و مثبتی با رفتار شهروندی سازمانی دارد، همخوان است.
همچنین میتوان گفت این نتیجه از پژوهش مورد مطالعه با نتایج حاصل از پایاننامه شکری(۱۳۹۰) همسو میباشد که نشان داد: بین نگرش به خود و نگرش من به دیگران، از خرده مقیاسهای مهارتهای خودمدیریتی با رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت وجود دارد. زیرا همانطور که آشکار است دلیل محقق برای بیان این همسویی میتواند این باشد که نگرشها به الگوی فکری مربوط میشود که حالت رفتاری، حسی و واکنشهای افراد را تحت تأثیر قرار میدهد(مانز، ۱۹۹۲؛ نک و مانز، ۱۹۹۲). بنابراین استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران میتواند با رفتار شهروندی سازمانی دبیران رابطه مستقیم و معنیداری داشته باشد.
اما نتایج تحقیق اصغری و همکاران(۲۰۱۲) نشان داد که هیچ رابطه معناداری بین رفتار شهروندی سازمانی معلمان و مهارتهای مدیریتی، سرگرمی، رغبت شغلی، آیندهنگری، نگرش من به دیگران و نگرش دیگران به مدیران وجود ندارد. این تفاوت نتایج را میتوان در علتهای متفاوتی یافت، یکی اینکه این تحقیقات در محیطهایی با جو سازمانی متفاوت انجام گرفته است، دیگر اینکه پژوهشها در نمونههای مختلفی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
این نتیجه با یافتههای آپلاتکا(۲۰۱۳) نیز تا اندازهای همسو میباشد. وی در پژوهش خود دریافت که نقش اصلی بروز رفتار شهروندی سازمانی معلم بهبود آموزش و پرورش(و احتمالاً سایر جنبههای آموزشی) است که از طریق اهمیت دادن به نیازهای اساسی معلمان، اختیار دادن به معلمان برای خود- آغازگری، حمایت از ابتکارات و رفتار شهروندی سازمانی معلمان و ابراز احساسات مثبت شامل بازخورد مثبت به معلمانی که فراتر از انتظارات نقش رسمی خدمت میکنند، حاصل میشود.
دلیل محقق برای اظهار همسویی این است که بر اساس ترکیب نتایج این تحقیق با ادبیات موجود، استراتژی الگوی فکری سازنده به الگوهای فکری مربوط میشود که ذاتاً سازندهاند(مانز، ۱۹۹۲؛ نک و مانز، ۱۹۹۲)، یعنی افراد باید از طریق خودارزیابی، تفکرات ناکارآمد خود را به تفکرات سازنده تبدیل کنند؛ فرآیندی که از طریق آن باورهای منطقی جایگزین باورهای غیرمنطقی میشوند(دریسکل، کوپر و موران، ۱۹۹۴). بنابراین میتوان گفت اهمیت دادن به نیازهای اساسی معلمان، اختیار دادن به معلمان برای خود- آغازگری، حمایت از ابتکارات و ابراز احساسات مثبت شامل بازخورد مثبت به معلمان میتواند به دلیل کاربست استراتژی الگوی فکری سازنده از سوی مدیران باشد که موجب توسعه رفتار شهروندی سازمانی دبیران میشود.
در راستای رابطه استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران و رفتار شهروندی سازمانی دبیران میتوان چنین نتیجه گرفت که هر چه مدیران از الگوی فکری مثبت و سازندهتری برخوردار باشند، بر رفتار شهروندی سازمانی دبیران، به عنوان پیروان خود تأثیر بیشتری دارند. چرا که آنان با استفاده از استراتژیهای تفکر سازنده، میتواند رفتارهای منطقی و سازندهتری نسبت به مسایل و مشکلات موجود در محیط آموزشی داشته باشند و مدارس خود را در مسیر توسعه و نیل به اهداف پیش برند. در نتیجه کاربست این استراتژی مدیریتی، دبیران نیز رفتار شهروندی سازمانی را که رفتاری فراتر از حداقل نیازمندیهای کلی مورد انتظار است، از خود بروز میدهند.
سؤال پژوهش: کدام یک از استراتژیهای رفتاری، پاداش طبیعی و الگوی فکری سازنده مدیران پیشبینی کننده قویتری برای رفتار شهروندی سازمانی دبیران است؟
همانطور که نتایج جدول ۴-۱۰ نشان میدهد، تحلیل رگرسیون چندگانه برای تبیین تغیرات متغیر ملاک(رفتار شهروندی سازمانی) و تعیین میزان پیشبینی متغیرهای پیشبین(استراتژیهای مدیریت بر خود) در دو گام صورت گرفته است. در گام اول از بین متغیرهای پیشبین وارد شده در تحلیل بر اساس بیشترین سطح معناداری، تنها استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران در تحلیل باقی مانده است که مقدار ضریب همبستگی آن با متغیر رفتار شهروندی سازمانی حدود ۷۲ درصد و مقدار ضریب تعیین برابر ۵۱۵/۰ است. بدین معنی که ۵۱۵/۰ درصد واریانس نمرات(تغییرات) رفتار شهروندی سازمانی توسط استراتژی الگوی فکری سازنده مدیران تبیین میگردد(۰۰۰/۰ sig<، ۹۷/۶۶F= ، ۵۱۵/۰= R2 ، ۷۱۸/۰ =.(R

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.