پایان نامه ها و مقالات

پایان نامه با واژه های کلیدی تحول گرا، آزمون و خطا

نظر داریم، ولی ما در مورد مفهوم سومی با هم اختلاف داریم؛ برنز رهبری تحول گرا و تبادلی را در دو سر مخالف یک پیوستار می بیند، ولی ما در عمل مشاهده کرده ایم که افرادی بوده اند که تا مقداری از هر دو نوع سبک رهبری یاد شده را از خود به نمایش گذارده اند”.
اگر به جملاتی که بس بیان می کند توجه نماییم، متوجه دو رویکرد مختلف در ارتباط با رهبری تحول گرا و رهبری تبادلی خواهیم شد: یکی اینکه همان طور که برنز عنوان کرد، این دو سبک رهبری در دو سر مخالف یک پیوستار قرار دارند. رویکرد دوم مربوط به نظرات بس می باشد و اینکه هر یک از این سبک های رهبری جدا از هم بوده هر کدام را می توان در پیوستاری جداگانه ترسیم و بررسی کرد. در مقابل این دو رویکرد هالندر31 دیدگاه سومی دارد و بیان می کند که سبک رهبری تحول گرا مدل گسترش یافته سبک رهبری تبادلی می باشد
(Pawar, 2003).
8-1-2-نقاط قوت و ضعف نظریه رهبری تحول گرا
رهبری تحول گرا دارای نقاط قوت بسیاری است:
اول اینکه رهبری تحول گرا به طور گسترده ای از دیدگاه های مختلفی مورد بررسی و تحقیق قرارگرفته است که شامل مطالعه ویژگی های رهبران و مدیر عاملان برجسته در سازمان های بزرگ و مشهور می باشد.
دوم اینکه در تئوری رهبری تحول گرا، رهبری به مثابه فرایندی مدنظر قرار می گیرد که تنها مسئولیت رهبر نیست بلکه به جای آن، از فعل و انفعال میان رهبران و پیروان پدید می آید.
سوم اینکه رویکرد تحول گرا دیدگاهی گسترده از رهبری ارائه می کند که مطرح کننده مقوله ای فراتر از دیدگاه های پیشین نسبت به رهبری می باشد. بسیاری از مدل های رهبری اساسأ بر روی اینکه چگونه رهبران پاداش هایی را برای رسیدن به اهداف با پیروان مبادله می کنند تأکید می نمایند. دیدگاه تحول گرا تصویری گسترده تر از رهبری ارائه می کند که نه تنها شامل مبادله پاداش هاست بلکه دربر گیرنده توجه رهبران به نیازها و رشد پیروان نیز می باشد.
سرانجام اینکه رهبری تحول گرا تأکید زیادی بر روی نیازها، ارزش ها و روحیات پیروان دارد.برنز بیان می دارد که رهبری تحول گرا شامل تلاش رهبران جهت ایجاد استانداردهای بالای مسئولیت اخلاقی در پیروان می باشد.
رهبری تحول گرا هم چنین دارای نقاط ضعف زیر است:
یک انتقاد این است که این تئوری فاقد شفافیت مفهومی می باشد. از آنجایی که رهبری تحول گرا شامل طیف گسترده ای است که دربر گیرنده خلق چشم انداز، انگیزه دادن، عامل تغییر بودن، ایجاد اعتماد، پرورش دادن و عمل کردن به عنوان یک مهندس اجتماعی می باشد، ارائه تعریف روشنی از پارامترهای آن، کار مشکلی است.
مشکل دیگر آن است که تئوری تحول گرا به جای اینکه رهبری را رفتاری بداند که افراد بتواند تعلیم داده شوند،رهبری را به عنوان یک خصیصه شخصی یا حالت شخصی تصور می کند.
انتقاد دیگر آن است که در رهبری تحول گرا ظرفیت استفاده ناصحیح وجود دارد. رهبری تحول گرا با تغییر ارزش های افراد و ایجاد چشم انداز جدید در آن ها سرو کار دارد. اما چه کسی تعیین می کند که این چشم انداز جدید واقعأ خوب بوده و به نفع کارکنان و کل سازمان است؟
در واقع،چنین به نظر می رسد که ظهور نظریه رهبری تحول گرا، رویکرد دوباره ای است به نطریه صفات مشخصه رهبری تبیین و مطرح شده است (Northouse, 2001: 146-148). البته با توجه به مطالب بیان شده، باید گفت که تحقیق حاضر مبتنی بر نقاط قوت رهبری تحول گرا است.رهبری تحول گرا توجه زیادی به نیازها و رشد پیروانش دارد و ارتباطات را طوری در میان کارکنان پرورش می دهد که کارکنان احساس می کنند که شغل مهیجی دارند و انگیزش از طریق ایجاد بینشی امیدبخش موجب تحریک ذهن کارکنان در ایجاد فکرهای نو و در نتیجه ایجاد نوآوری در سازمان گشته و ملاحظه ویژه ای به نوآوری می گردد.

2-2- نوآوری
1-2-2-تعریف نوآوری
نوآوری عبارت است از فرایند اجرای خلاقیت یا به عبارتی تحقق بخشیدن و عملیاتی کردن ایده های نو، بنابراین خلاقیت، منشأ و پیش شرط نوآوری است (Baron & Tang, 2011).
نوآوری فرایندی است که جهت ایجاد ارزش، طراحی و مدیریت می شود و به شکل خدمات، محصولات، فرایندها، تکنولوژی ها و سیستم های کسب و کار جدید ظاهر می شود (Edwards, Kumar & Ranjan, 2002).
با توجه به اینکه تلاش های خلاق بایستی منجر به نتایج خلاق شود؛ پس نوآوری، خلاقیت عینیت یافته می باشد. تعریف فوق، ساده ترین تعریف از فرایند نوآوری است؛ اما نوآوری نیز مانند واژه خلاقیت دارای تعاریف متعدد و متنوعی است که به دیدگاهی بستگی دارد که از آن دیدگاه تعریف می شود. به طور کلی تعریف نوآوری یکی از موارد زیر را شامل می شود:
نوآوری در خروجی ها: نوآوری در محصولات، خدمات و امور توزیع محصولات و خدمات.
نوآوری در ورودی ها: نو آوری در مواد مصرفی مورد استفاده، نوآوری در منابع و شیوه هایی تأمین آن ها.
نوآوری در فرایندها: نوآوری در فرایندهای تکنولوژیک، نوآوری در مهارت ها و رویه های اجرایی انجام امور(Dewett, 2004).

2-2-2-تاریخچه نوآوری
تا اواخر قرن نوزدهم، کلمه نوآوری دارای بار مفهومی منفی بود و بر سرکشی، تمرد و آزاردهندگی دلالت می کرد. از اوایل قرن بیستم با استفاده علمی و جدید از این کلمه توسط شومپیتر،32 به مرور بار مثبت یافت و امروزه، نوآوری بر تغییرات مطلوب و ارزشمند در امور اقتصادی و اجتماعی دلالت می کند. در حقیقت ارائه مفهومی مثبت از نوآوری ایده جدیدی است که ابتدا توسط شومپیتر مطرح شد. شومپیتر نوآوری را به مفهوم ساده به عنوان تولید یک محصول جدید مورد توجه ق
ر
ار داده بود، اما نوآوری به مرور مفهومی بسیار گسترده و پیچیده پیدا کرد. هال33، نوآوری را بکارگیری تجاری اختراع برای اولین بار تعریف کرده است. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، هر نوع بهره برداری تجاری از دانش جدید را نوآوری نامیده است (انتظاری، 1384).
بر اساس بررسی اولادز و راجرز34 بر روی بیش از 2000 تحقیق انجام شده بر نوآوری، عموم مطالعات قبل از دهه 1980 بر چگونگی نوآوری های فردی متمرکز بوده اند. از تحقیق های بررسی شده توسط این محققین تنها 17 درصد از مطالعات بر ارتباط نوآوری در بستر زمان با یک یا چند سازمان تمرکز داشته اند. در حالی که برخی دیگر ارتباط نوآور بودن سازمان و برخی متغیرهای سازمانی را سنجیده اند، مانند بالدریج و برنهام35 و آیکن و هاج.36 تنها چند سال بعد دامن پور،37 تحقیق خود را بر مطالعات علمی نوآوری های سازمان هدایت نمود و آن را به ارتباط نواور بودن سازمان و برخی متغیرهای سازمانی محدود نمود. پس از او، دارزین و اشون هوونک38 بیان نمودند که توضیح چگونگی افزایش تعداد نوآوری ها مهم تر از تئوری نوآوری است و فرایند تولید نوآوری موضوع مهم تری برای تحقیقات است (Davis, 2003). بخش اعظم ادبیات، بر فرایندهای مربوط به پذیرش و اشاعه نوآوری مرتبط با محصولات ملموس تمرکز داشته اند و کمتر به خدمات پرداخته شده است. در ادبیات نوآوری، محققین به فقدان تئوری یا مدلی از نوآوری که توانایی درک پیش بینانه طبیعت آن را داشته باشد، اشاره داشته اند ( Montalvo,2006).

3-2-2 انواع نوآوری
نوآوری بنیادی: این نوآوری منجر به خلق بازارهای جدید می شود. ویژگی های نوآوری بنیادی، توسعه انواع مواد جدید است. نفوذ آهسته این قبیل نوآوری ها به بازار که ناشی از محافظه کاری بازار که ناشی از محافظه کاری بازار می باشد، پذیرش کند محصول جدید از طرف مصرف کنندگان، هزینه بالا و مخاطره آمیز بودن این قبیل نوآوری ها از جمله دیگر ویژگی های آن است.
نوآوری توسعه عملکرد (محصول): وقتی نوآوری در محصولی به وجود می آید، شرکت ها تلاش می کنند که کاربرد این محصول جدید را افزایش دهند. توسعه کاربردهای محصول به لحاظ مالی کمتر هزینه بر است. این نوع نوآوری در بازار با سرعت بیشتری پذیرفته می شود و بنابراین برگشت سرمایه با سرعت زیادتری صورت می گیرد.
نوآوری تجدید ساخت تکنولوژی:39 تجدید ساخت تکنولوژی مستلزم وارد کردن مواد یا تجهیزاتی از دیگر حوزه های صنعت برای تولید هر محصول جدید می باشد، که اساسأ با توسعه کاربرد محصول یا فرمول بندی جدید متفاوت است. این نوع نوآوری، مزیت نفوذ سریع در بازار دارد، البته بازار بدست آمده از این طریق بسیار زودگذرتر از انواع دیگر نوآوری است، زیرا تولیدکنندگان به علت هزینه کمتر این نوع نوآوری، به سرعت از فناوری جدید استفاده می کنند.
نوآوری نام گذاری (برچسب کالا):40 نوآوری در برچسب کالا، ایجاد تمایل به خرید یک محصول خاص را دربرمی گیرد. تحقیقات نشان میدهد که حدود24 درصد از فروش محصول به تبلیغ آن برمی گردد. هر شرکت برای موفقیت در این امر لازم است که در مورد چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر پیام مورد نظر و ارزش کانال های تبلیغی مطالعه و بررسی نماید و به این منظور افرادی با تخصص های بالا در زمینه بازاریابی و تبلیغات مورد نیاز است.
نوآوری درفرایند: نوآوری در فرایند تولید باعث می شود که شرکت، مزیت هایی بر رقبا بدست آورد که عبارتند از: افزایش سرعت فرایند تولید و افزایش قابلیت انعطاف تولید از یک محصول به محصول دیگر.
نوآوری در طراحی: یکی از مسائل مهم در طراحی، قابلیت انعطاف است به این معنی که کالا با توجه به شرایط بازار و تغییر علایق مصرف کنندگان، قابلیت تعدیل داشته باشد.
نوآوری در تجدید فرمول سازی: تجدید فرمول سازی شامل تغییر در ساختار محصول فعلی بدون تغییر در اجزاء آن می باشد تغییر ویژگی های فیزیکی یک محصول، جزء این دسته قرار می گیرد.
نوآوری در بسته بندی: تغییر بسته بندی عمومأ باعث تغیییر میزان خرید کالا و یا میزان استفاده از آن در یک دوره زمانی و باز شدن بازارهای جدید بر روی آن کالا می شود (دهقان نجم،1388). از نظر ون هیپل نیز نوآوری ها می توان را به دو نوع زیر تقسیم نمود:
نوآوری های تکرارشونده
ساختار سازمانی که کنترل و یادگیری را متعادل می کند.
یادگیری دوطرفه بین شرکت های زنجیره ای اصلی و واحدهای مستقل
گروه های اختصاص یافته برای ایجاد سایت های جدید و گسترش تجارب یادگیری
نوآوری های مشتری محور
دخالت دادن مشتری در فرایند نوآوری
استفاده از همکاری مشتریان وفادار
استفاده از همکاری مشریان سخت گیر (Von Hipple, 2001).

4-2-2-سطوح کلی نوآوری
“جنریچ آلتشولر “41 محقق روسی و مبدع تکنیک TRIZ42 هنگام بررسی دویست هزار سند ثبت اختراع متوجه شد که نوآوری های انجام شده در این اسناد در پنج دسته تقسیم بندی می شود و آن ها را به ترتیب زیر می توان توصیف نمود:
نوآوری های سطح یک: نوآوری هایی هستند که تنها با ارائه راه حل های واضحی که از بین چند انتخاب گزینش شده اند، به وجود آمده اند. در حقیقت بهبودهایی کوچکی در سیستم هایی که تغییر ماهیتی نیافته اند، به عمل آمده است معمولأ در این سطح از نوآوری، یک ویژگی خاص در سیستم، اصلاح یا تقویت می شود. در نوآوری های سطح یک هیچ تناقصی تعریف یا حل نمی شود؛ مثل افزایش قطر دیوار خانه ها به منظور عایق بندی بیشتر. تحقیقات نشان داده است که 32 درصد از نوآوری ها از این نوع هستند.
نوآوری های سطح دو: ا
ین سطح از نوآوری ها معرف بهبودهایی کوچک در سیستم، هم زمان با کاهش تناقض ذاتی موجود در سیستم می باشد. راه حل های این سطح معمولاً با صدها بار آزمون و خطا حاصل می شوند و برای رسیدن به آنها داشتن اطلاعات لازم در یک زمینه فناوری کفایت می کند؛ مثل فرمان های قابل تنظیم در اتومبیل که برای راحتی بیشتر راننده طراحی شده اند. تحقیقات نشان داده است که 45 درصد از نوآوری ها از این نوع هستند.
نوآوری های سطح سه: در این سطح از نوآوری، تناقض موجود در سیستم با معرفی چند عنصر کاملاً جدید حل می شود و معمولاً از فناوری های وابسته به صنایع دیگر استفاده می شود. چنین راه حل هایی، در صنعت مورد نظر جهش ایجاد می کند. در حقیقت این نوآوری از جایی خارج از محدوده ایده ها و قواعد پذیرفته شده در یک صنعت خاص کشف می شود؛ مثل تعویض سیستم استاندارد انتقال قدرت اتومبیل به سیستم خودکار و یا قرار دادن کلاژ بر روی مته برقی. در حدود 18 درصد از نوآوری ها در این سطح هستند.
نوآوری های سطح چهار: در این سطح از نوآوری، مسائل از حوزه فناوری کشف می شوند، نه حوزه علم. راه حل ها به کلی خارج از الگوهای معمول در آن فناوری هستند و برای رسیدن به آن ها اصول کاملاً متفاوتی به کار گرفته می شود. در این سطح، تناقض سیستم به طور کامل از بین می رود؛ زیرا در سیستم جدید وجود آن غیر ممکن است. در نوآوری های سطح چهار، اثرات و پدیده های فیزیکی را که قبلاً در آن حوزه کاری شناخت کمی از آن داشتند، به کار می گیرند؛ مثل تمیز کردن سطوح از طریق حفره سازی با امواج فراصوت که در سطح مورد نظر انفجارهای میکروسکوپی ایجاد می کنند و سطح از ذرات خارجی چسبیده به آن پاک می شود. در بین نوآوری های انجام شده 40 درصد از نوع چهار می باشد.

نوآوری های سطح پنج: این سطح از نوآوری به خارج از محدوده دانش زمان خود تعلق دارد. برای دستیابی به این سطح از راه حل ها، به ده ها هزار ایده نیاز می باشد. این راه حل ها وقتی به وجود می آیند که پدیده ای جدید کشف و برای حل مشکل بکار گرفته شود. مثل لیزرها و ترانزیستورها که باعث ایجاد سیستم ها و صنایع جدیدی می شوند. هر گاه یک راه حل سطح پنج شناخته شود، متعاقباً راه حل های دیگری در سطوح پایین تر شناخته خواهد شد. به طور کلی شاید بتوان گفت در حدود 1 درصد از نوآوری ها در این سطح هستند( ترنینکو، زوسمن و زلاتین، ترجمه جعفری و دیگران، 1388:36).
9-2-2 استراتژی های نوآوری
افراد و سازمان ها می توانند از طرق مختلف صاحب ایده های نو و محصولات یا خدمات جدیدی شوند. از قبیل:
استراتژی تهاجمی43: افراد و سازمان هایی از این روش استفاده می کنند که علاقمندند از طریق نوآوری های انقلابی ( نوآوری هایی که در بازار یا صنعت به شیوه ای بخصوص تحول و دگرگونی اساسی ایجاد می کنند) و ارائه کالاهای جدید قبل از رقبا که عمدتاً حاصل تلاش واحدهای تحقیق و توسعه بزرگ و مجهز است، در بازار رقابت کنند.
استراتژی دفاعی: فرد یا سازمانی که قصد دارند با استراتژی دفاعی نوآوری کند، منتظر می ماند تا سازمان های پیشروی44 بازار، کالاهای جدید خود را معرفی کنند و آن ها پس از رفع اشکالات، اشتباهات و نواقص آن ها، کالاهای خود را به بازار معرفی نمایند.
استراتژی وابسته45: بر اساس این استراتژی، سازمان ها محصولات جدیدی نمی سازند، مگر بر حسب سفارش مشتری.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *