پایان نامه ها

منابع پایان نامه ارشد درباره استراتژی، تعاریف، پایدار، ذهنی

نه تنها قصد پی گیری آنها وجود داشته است . از اینرو تعریف دیگری برای استراتژی اینگونه مطرح می گردد که «استراتژی یک الگوست ، به ویژه الگویی از یک سلسله اقدامات » . بر اساس این تعریف استراتژی تداوم رفتار است چه اندیشیده باشد یا نباشد . این بیان ممکن است برای واژه ای که مقید به آزادی انتخاب بوده است ، عجیب به نظر آید . اما در حالی که بعید به نظر می رسد استراتژی را بدین گونه تعریف می کند بسیاری هستند که گاهی آنرا به این صورت بکار می برند .
بدین ترتیب تعاریف از استراتژی بعنوان نقشه و الگو می توانند کاملاً مستقل از هم باشند . نقشه هاممکن است تحقق نیابد و الگوها شاید بدون نقشه ای باشند که از پیش به آن فکر شده باشند . برای آن نوع از استراتژی که واقعاً اندیشیده باشد (یعنی برای الگویی که به گونه ای محقق شده که مورد نظر بوده است ) ترتیب تقدم دلخواهی وجود دارد . بدینگونه که ابتدا مقاصد یا هدفهای دقیق باید از پیش توسط مدیریت سازمان بیان شده باشد . این هدفها باید مورد قبول همگان قرار گرفته باشند و سپس بدون مداخله نیروهای حاکم تحقق یافته باشند .
3- استراتژی به معنای موضع : پس از تعاریفی همچون الگو و نقشه برای استراتژی، هنوز یک سوال اساسی باقی می ماند «استراتژی درباره چه چیزی؟» باید توجه داشت که این تعریف از استراتژی با هر یک از تعاریف قبلی آن نیز سازگار است . یک موضع را می توان از طریق نقشه ( یا صف‌آرایی ) تعریف کرد و به آن دست یافت و شاید هم از طریق یک الگوی رفتار .
با این وجود تعریف استراتژی به منزله موضوع به ما اجازه می دهد تا باب مفهومی را بگشاییم که اصطلاحاً به آن «بازی چند نفره» اطلاق می گردد و در آن بازیکن های بسیاری می توانند شرکت کنند . بعبارتی دیگر هر چند می توانیم همواره موقعیت ، یا موضع را ، رویارویی با یک رقیب تعریف کنیم اما ممکن است آن را در بافتی متشکل از چندین رقیب یا حتی بازار یا محیط در نظر بگیریم . از آنجایی که رقابت رو در رو در بازرگانی همیشه مرسوم نیست ، نظریه پردازان مدیریت معمولاً بر موضع چند نفره تاکید دارند . ولی با این وصف ، آنان اغلب مفهوم رقابت اقتصادی را حفظ می کنند . اما استراتژی به معنای موضع می تواند از رقابت پای فراتر نهد و به موضع ای که برای خود داری از رقابت اشتغال شده است ، نزدیک شود .
4- استراتژی به معنای دیدگاه : تعاریف اخیر از استراتژی ، به خارج از سازمان نظر داشت و در پی یافتن جایگاه سازمان در محیط خارجی آن بود . تعریف بعدی توجه به درون سازمان دارد . در واقع در درون ذهن مجموعهای استراتژیستها . این تعریف حاکی از آن است که استراتژی یک دیدگاه است که محتوای آن تنها از یک وضعیت شاخص تشکیل نمی شود . بلکه نوعی تصور ذهنی پایدار را نسبت به جهان در بر می گیرد . به طور مثال ، برخی سازمانها پیشروانی مهاجم اند که تکنولوژی‌های نو می‌آفرینند و بازارهای جدید را در چنگ خود می گیرند و برخی دیگر جهان را بصورت مجموعه ای پایدار می انگارند و با تکیه به بازارهای قدیمی یک دیوار حفاظتی به دور خود می کشند و بیشتر به تأیید سیاسی اعتماد دارند تا کارایی اقتصادی، سازمانهایی هستند که از بازار یابی طرفداری می کنند و بعضی دیگر تنها بر کارایی تولید تکیه دارند . در این ارتباط ، استراتژی به سازمان همان نسبتی دارد که شخصیت به خود . در این میان این تعاریف آخرین مورد حاکی از آن که استراتژی ، فراتر از همه چیز یک مفهوم ذهنی است . این نکته بدان معناست که تمام استراتژیها جنبه انتزاعی دارند و تنها در ذهن افراد ذینفع وجود دارند .
یعنی آنهایی که استر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *