رابطه رهبری تحول آفرین وفرهنگ سازمانی بامدیریت دانش معلمان ابتدایی زن آموزش وپرورش ناحیه3شیراز- قسمت 20

سازگاری عبارت است از توجه به الزامات محیط کاری درفعالیتها، سازمانهای سازگار در برگیرنده سیستمی از هنجارها و اعتقاداتی هستندکه قابلیت دریافت، تفسیرواعمال علایم محیطی را در تغییرات رفتاری درونی سازمان افزایش میدهد و شانس بقاء، رشدوتوسعه سازمان را بالا میبرند. سه بعد از سازگاری بر روی اثربخشی سازمان اثر میگذارد: نخست: توانایی درک و واکنش به محیط بیرونی؛ سازمانهای موفق تمرکززیادی برروی مشتریان و رقبای خوددارند. دوم: توانایی برای واکنش به مشتریان درونی بدون توجه به سطح بخش یا عملکرد.سوم: توانایی دوبارهسازی و رسمی کردن مجدد مجموعهای ازرفتار وفرآیندهایی که به سازمان اجازه سازگاری میدهند. سازمانی که ازتوانایی اجرای پاسخهای سازگارانه برخوردار نباشند از اثربخشی لازم برخوردار نخواهد بود (گیلسپی و همکاران،2008).
شاخصهای ویژگی سازگاری عبارتنداز: ایجادتغییر[125]مشتریمداری[126] یادگیری سازمانی[127]
1-ایجادتغییر: فرهنگ سازمانی که ازسطح بالای شاخص ایجادتغییربرخوردارباشدتوانایی ارایه شیوههای سازگار برای دست یافتن به نیازهای متغیرخودرا دارا است. اینگونه ازسازمانها دارای توانایی پی بردن به محیط کاری خودبوده و به سرعت به روندهای موجود پاسخ میدهند؛ همچنین تغییرات آتی را پیشبینی مینمایند (نادلر،1998).
2-مشتریمداری:سازمانهای مشتریمداراغلب مشتریان خودرابه خوبی میشناسندوبه آنهاپاسخ داده و نیازهای آتی آنهاراپیشبینی میکنند.مشتریمداری منعکسکننده درجهای ازاهمیتی است که سازمان برای راضی نمودن مشتریان قائل است(بوچل ودنیسون،2003).
3-یادگیری سازمانی: درسازمانی که دارای سطح بالایی از ویژگی یادگیری سازمانی است، افراد دایماتوانایی خودرابرای خلق نتایجی که برای آنها واقعامطلوب است افزایش میدهند. سازمان یادگیرنده جایی است که الگوهای ذهنی جدیدو گستردهای پرورش یافته و افراد دایما میآموزند که چطور با یکدیگر بیاموزند. اینگونه سازمانها به جهت تشویق، نوآوری، کسب دانش و توسعه قابلیتها علائم را از محیط دریافت، تفسیر و در فرصتها اعمال میکنند(دنیسون و نیل، 2000و سنگه،1990).
ویژگی یکپارچگی
یکپارچگی عبارت است ازارزشهاوسیستمهایی که مبنای یک فرهنگ قوی را تشکیل میدهند. سازمانهای یکپارچه به سبب برخورداری ازیک فرهنگ باثبات،هماهنگ ومنسجم گرایش بالایی به اثربخشی دارند.دراینگونه سازمانهارفتاراعضاریشه درمجموعهای ازارزشهای مرکزی داردوپیروان آنان دارای مهارت بالایی برای دستیابی به توافق حتی برسرمسائل پیچیده هستند.سازمانهای یکپارچه تدوینکننده یک گرایش ومجموعهای از نظامهای سازمانی هستندکه یک سیستم درونی برمبنای حمایت ورضایت طرفین راایجادمینمایندودارای کارکنانی باسطح تعهدبالا،مجموعهای ازارزشهای بنیادین شیوهای مجزابرای انجام کارومجموعهای روشن ازبایدهاونبایدهامیباشند.یکپارچگی فرهنگی قوی بر مبنای سیستمی مشترک ازاعتقادات،ارزشهاونشانههارابه وجودمیآوردکه کاملاتوسط اعضای سازمان قابل فهم است واین سیستمهای کنترل ضمنی ونامحسوس برمبنای ارزشهای درونیشده میتوانند وسیلهای مؤثربرای دستیابی به هماهنگی وانسجام نسبت به سیستمهای کنترل بیرونی باشندکه وابسته به قوانین ومقررات روشن هستند.قدرت این شیوه عملیاتی زمانی که اعضای سازمان با موقعیتهای ناآشنامواجه میشوندمحرزمیگردد.یکپارچگی افرادراقادرمیسازدتا واکنش مناسبی را در شیوهای قابل پیشبینی به یک محیط غیرقابل پیشبینی (باتأکیدبراصولی برمبنای ارزشها) از خودنشان دهند (دنیسون،1990،دنیسون ومیشرا[128]،1995).
شاخصهای ویژگی یکپارچگی عبارت است از:هماهنگی وانسجام[129]توافق[130]ارزشهای بنیادین[131]
1-هماهنگی وانسجام:درسازمانهایی که دارای سطح بالایی ازفرهنگ بالایی ازفرهنگ هماهنگی و انسجام هستندبخشهاوواحدهای مختلف سازمان به خوبی توانایی کارکردن باهم برای دستیابی به اهداف مشترک رادارامیباشند(داونپورت،1998).
2-توافق: سازمانهای متفق دارای توانایی بالا برای دستیابی به اجماع و اتفاق نظرحتی بر روی مسائل حساس هستند. توافق هم سطح پنهان آن و هم توانایی پوشاندن اختلافات زمانی که وقوع مییابد را شامل میشود (فی ودنیسون[132]2003،بلاک[133]،1991).
3-ارزشهای بنیادین:ارزشهای بنیادین مجموعهای ازارزشهای مشترک دریک سازمان است که ایجادکننده حسی قوی ازهویت ومجموعهای روشن ازانتطارات است (بلاک،1991).
ویژگی مأموریت
مأموریت شامل تعریف وتعیین جهتهای طولانیمدت برای سازمان است.مأموریت یارسالت یک سازمان ارائهدهنده اهداف،معانی ومفاهیمی ازسازمان است که به وسیله تعریف نقش اجتماعی و تعریف اهداف بیرونی سازم
ان به دست آمده است.مأموریت یک سازمان شامل جهتهای روشن و اهدافی است که برای تعریف یک مسیرمناسب برای فعالیتهای سازمان واعضای آن به کارمیرود.افرادباداشتن درکی روشن ازمأموریت سازمانی درونی شودوسازمان به وسیله آن شناسایی گردد،به تعهدکوتاهمدت وبلندمدت سازمان کمک خواهدنمود.زمانی که افرادوسازمان درمسیراهداف قرارگیرندوهدفگرا
[134]باشند،موفقیت دستیافتنیتربه نظرمیرسد(دنیسون ونیل،1996).
شاخصهای ویژگی مأموریت عبارتنداز:نیت وجهت استراتژیک[135]اهداف ومقاصد[136]چشمانداز[137]
1-نیت وجهت استراتژیک:نیت وجهت استراتژیک بیانگرآرمان سازمان بوده وچگونگی ایفای نقش ومشارکت افرادرادرسازمان روشن میکند(همل وپاراهالد[138]،1994).
2-اهداف ومقاصد: مجموعهای روشن ازاهداف ومقاصدکوتاهمدت میتواند بامأموریت،چشماندازو استراتژی سازمان مرتبط باشد وجهتهای روشنی رابرای هرفرددرکارش فراهم کند (دنیسون و میشرا،1995).
3-چشمانداز:چشماندازدیدگاهی مشترک ازحالت مطلوب آینده میباشد.چشماندازمجموعه ارزشهای بنیادین سازمان راشکل داده واذهان وقلوب افرادسازمان راتسخیرمیکندودرعین حال فراهمکننده جهت بوده و به عنوان راهنمایی برای افرادسازمان است(دنیسون ونیل،1996).

این نوشته را هم بخوانید :   نقش هوش هیجانی پرستاران بر کنترل تعارض های شغلی (مطالعه ی موردی بیمارستان امام سجاد (ع) شهر یاسوج )- قسمت 27

مدل وپیمایش فرهنگ سازمانی دنیسون سایرمدلهاوپیمایشهای فرهنگ سازمانی
برمبنای رفتاراست.
طراحی وخلق آن درمحیطهای کاری بوده است.
اززبانکاری برای کشف مشکلات سطوح مختلف سازمانی استفاده میکند.
بانتایج عملکردکاری مرتبط میباشد.
اجرای آن سریع وآسان است.
برای تمامی افرادودرسطوح مختلف سازمان قابل کاربرداست.
اغلب برپایه شخصیت وروانشناسی هستند.
اغلب درمحیطهای دانشگاهی به وجودآمدهاند.
اغلب اززبان غیرکاری استفاده مینمایندکه نیازبه تفسیروتبدیل شدن به متون کاری وتجاری دارد.
اغلب ارتباط آنهاباعملکردونتایج کاری مبهم است پژوهشهای بسیارکمی وجوددارندکه عناصرفرهنگ رادرارتباط باعملکردبدانند.
اغلب نیازمندزمان زیادی برای اندازهگیری وهمچنین تبدیل نتایج به متون کاری میباشند.
به طورمخصوص یابرای مدیران ارشدویابرای کارکنان خط مقدم طراحی شدهاند.