دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، اجتماعی و سیاسی، اگزیستانسیال، لیلی و مجنون

دانلود پایان نامه

خواننده را جلب میکند این است که هر دوی آنها در قالب شعر آزاد و در دو فصل نگاشته شدهاند. همچنین در آنها حوادث تاریخی و دینی که بخش حقیقی و اصلی فرهنگ هر دو نویسنده را تشکیل میدهد در هر دو نمایشنامه به چشم میخورد. با توجه به مقایسه دو نمایشنامه چنان برمیآید که «حلاج» عبدالصبور و «بکت» إلیوت هر دو یک مصلح اجتماعی و سیاسی در نمایشنامهها معرفی شدهاند. هر دو به دنبال مبارزه با ظلم و فقر مادی و روحی هستند و فریاد عدالت خواهی را سر میدهند. (أبوبکر ، لاتا: 5و4)
عبدالصبور از افکار وجودی ژان پل سارتر32(1905-1980) فیلسوف، اگزیستانسیالیست2، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و منتقد فرانسوی نیز تأثیر پذیرفته است. حلاج علاوه بر این که یک شخصیت صوفی و دینی قدیمی است، یک واقعیت تاریخی نیز میباشد؛ زیرا ویژگیهای وجودی و زندگیاش از تاریخ گرفته شده است سپس در یک موقعیت مشخص در دوره معاصر قرار گرفته است؛ زیرا عبدالصبور تلاش نموده در این نمایشنامه چالشها و دغدغههای انسان بین سخن و عمل، بین آزادی و پایبندی و بین حقیقتی که یک کشف ذاتی است و حقیقتی که همان اصلاح اجتماعی است، را به نمایش بگذارد. از این جهت است که این نمایشنامه شبیه نمایشنامههای سارتر است. نویسنده خود را در قالب شخصیت اول نمایشنامه یعنی قهرمان اصلی قرار میدهد و مشکلات جامعه معاصرش را بیان میکند و این همان معنای ادبیات التزام است یعنی این که فکر وجودی نویسنده در اثر بیان میشود که سارتر نخستین دعوت کننده به این امر است. (مراد محمد، 1990: 157و156)
عبدالصبور از نمایشنامهی دیگری همچون «فی إنتظار جودو» (1952) اثر ساموئل بکت (1906-1989) نیز بهره برده است. به خصوص در دکور و صحنهی قتل قهرمان داستان به هم شباهت دارند. در نمایشنامهی «فی إنتظار جودو» کل صحنهی نمایش نمایانگر درختی است که همچون شکل صلیب و سکوی اعدام است. در نمایشنامهی «مأساه الحلاج» نیز با بالا رفتن پرده اولین چیزی که به چشم میخورد تصویر به صلیب کشیده شدن حلاج بر شاخهی درخت است و همهی اینها در بردارندهی رمزی دینی است.
4-1-2-نمایشنامهی مسافر لیل:
«در این نمایشنامه بیشترین ارتباط و پیوستگی عبدالصبور با نمایشنامهی معاصر غربی به چشم میخورد. خصوصاً بهره گیری او از نمایشنامههای طلایه داری همچون نمایشنامههای أونسکو (1909- 1994). عبدالصبور در این زمینه میگوید: “من وقتی این نمایشنامه را به رشتهی تحریر در آوردم و با دقت و نگاه نافذ خود در آن نگریستم بسیاری از تمثیلهای عاشقانه یوجین أنسکو را در آن یافتم”.» (همان: 158)
یکی از موضوعاتی که با مطالعهی نمایشنامهی «القاتل» أنسکو و «مسافرلیل» عبدالصبور به چشم میخورد این است که مضامینی همچون یأس، تلخی، تسلیم شدن، عدم رغبت در مبارزه و…. در هر دو نمایشنامه به وضوح مشاهده میشود. در نمایشنامهی مسافر لیل، مسافر تمایلی برای مبارزه با طاغوت و حاکمان ستمگر ندارد. در تنهایی میماند و وجودش سرشار از یأس و نگرانی است تا جایی که هویت خود را فراموش میکند و انتظار مرگ را میکشد. در نمایشنامهی «القاتل» أنسکو نیز موارد ناامیدی، تسلیم شدن، عدم مبارزه با استبداد و… به چشم میخورد.
مثلاً زمانی که راوی به مسافر در نمایشنامهی مسافر لیل این چنین میگوید:
«هوذا یَتَمَلملُ سَأمَأنا
إذ لاتستهویه اللعبه
فیجربُ أن یلعب فی ذاکرته
یستخرج منها تذکاراتٍ مُطفَأَهِ، و یحاول أن یجلوها
أسفاً، لاتلمعُ تذکاراته
یدرکُ عندئذٍ أن حیاتَه
کانت لالَونَ لها». (عبدالصبور، 2006: 634 و633)
(آن رانگاه کن که با حالت خستگی و بیقراری زیر لب سخن میگوید/ و بازی او را جذب نمیکند/ پس تلاش میکند در ذهنش خود را با بازی مشغول کند/ در ذهنش خاطرات خاموش را استخراج میکند و تلاش میکند، روشنشان کند/ اما متأسفانه آن خاطرات روشن نمیشود/ در این لحظه در مییابد که زندگیاش رنگی ندارد)
و یا زمانی که بلیط فروش ابزار قتل را به مسافر نشان میدهد و به او این چنین میگوید:
«عامل التذاکر: لایجروءُ أحدُ أن یعصی أمری
هل تجروء؟
الراکب: لا، یا مولای
قل لی… بم تأمر؟
أسرعُ من رَجعِ حدیثکِ سأکون». (همان: 637)
(بلیط فروش: کسی جرات نمیکند از دستورات من سرپیچی کند/ آیا تو جرات میکنی؟/ مسافر: نه، ای سرورم/ به من بگو… به چه کاری دستور میدهی؟/ سریعتر از گفتارت انجام خواهم داد)
«کم بودن تعداد شخصیتهای نمایشنامه و عدم مشخص بودن طبیعت و سرشت هر یک از آنها از ویژگیهای نمایشنامههای طلایه داران غربی است. عبدالصبور در مورد شخصیتهای این نمایشنامهاش این چنین میگوید: «نمیخواستم در این نمایشنامه شخصیتها را با شکلهای سالم و صحیحشان ارائه بدهم بلکه میخواستم نمونههایی باشند و بیش از آن که نمونهای از مردم باشند، نمونهای از بشریت باشند. بهرهگیری از این نمونهها اساس نمایشنامه است؛ یعنی درجهای از رهایی کامل مثل فکاهت یا بذله گویی، زمانی که اساسش نمونهای دیگر قرار میگیرد و با این رهایی خِرد تناقض پدیدار میشود.» (مراد محمد، 1990: 161)
4-1-3-نمایشنامهی لیلی و المجنون:
داستان نمایشنامه «لیلی و مجنون» بیش از هر چیز یک داستان واقع گرایانه است. شخصیتهای داستان درگیر شرایط نامناسب جامعه هستند و به دنبال راهی برای مبارزه با آن امّا گاهی یأس، نگرانی، سکون، سرگردانی و… برآنها غلبه میکند به خصوص درمورد شخصیت سعید در داستان که در پایان همه
چیز را کنار نهاد و تنها در انتظار آمدن کسی بود که بیاید و همه چیز را درست کند. اینها مضامینی هستند که میتوان در نمایشنامه «فی إنتظار جودو» بکت نیز مشاهده کرد. در نمایشنامه بکت دو شخص اصلی به نامهای «ولادیمیر» و «استراگون» در انتظار فردی به نام «جودو» هستند. هر روز پسربچهای از سوی شخصی به نام «جودو» برای آنها پیغام میآورد. شخصیتهای دیگر نمایشنامه «پوتز» و بردهی او به نام «لاکی» است. دو شخصیت اصلی داستان هنگام روز زیر درخت و شبها در مسیر آب میخوابند. آنها دقیقا نمیدانند «جودو» چه زمانی قرار است، بیاید. آنها از تنهایی و انتطار رنج میبرند و در نهایت تصمیم میگیرند خود را دار بزنند؛ اما شاخه درخت توانایی آن دو را ندارد و تنها تحمل یک نفر را دارد. پس برای فرار از تنهایی از دار زدن خود صرف نظر میکنند و باز به انتظار «جودو» مینشینند. این انتظار تا پایان نمایشنامه ادامه مییابد و «جودو» هرگز نمیآید. مهمترین مظاهر تأثیرپذیری عبدالصبور از این نمایشنامه را میتوان در این سخن «زیاد» مشاهده کرد:
«لکن هل جدّ جدیدُ فی دوره أسبوع
مازال القصُر هو القصر
والإستعمار….الإستعمار
والأستاذ….الأستاذ
و زیادُ المجنونُ زیادُ
وحنانُ العاقلهُ حنان». (همان: 562)
(آیا قرار است در هفتههای آینده اتفاق جدیدی بیفتد/ پیوسته قصر همان قصر است/ استعمار همان استعمار است/ استاد همان استاد است/ زیاد عاشق پیشه، همان زیاد/ و حنان خردمند، همان حنان است)
در این سخنان میتوان احساس ناامیدی، سرگردانی و تکرار را احساس کرد. مفاهیمی که در سراسر نمایشنامه «فی إنتظار جودو» نیز به چشم میخورد. «ولادیمیر» و «استراگون» در نمایشنامه یک زندگی تکراری و منفعلانهای را دارند. آنها پیوسته در انتظار آمدن «جودو» هستند تا بیاید و به زندگیشان معنا ببخشد و برای آنها تصمیم بگیرد.
ولادیمیر: بگذار منتظر بمانیم، ببینیم او چه میگوید
استراگون: کی؟
ولادیمیر: جودو
استراگون: فکر خوبی است
ولادیمیر: منتظر میمانیم تا وقتی دقیقا بدانیم چقدر تاب میآوریم (بیکت، 1383: 36)
آن دو برای رسیدن به اهداف خود هیچ تلاشی نمیکنند. در نهایت هم به آن چه میخواهند نمیرسند یا امید دارند که در فردایی مثل دیروز به آرزوی خود برسند؛ اما برای رسیدن به این آرزوها هیچ تغییری در خود ایجاد نمیکنند.
در بخشی دیگر از نمایشنامه، سعید در ذهن خود با کسی که در انتظار آمدنش است تا بتواند برای اصلاح جامعه کاری کند، این چنین سخن میگوید:
«یا سیدنا القادمُ مِن بعدی؟
أصفَفتَ لِتُنزِلَ فینا أجنادَک
لا، إنی أنزل وحدی
یا سیدنا القادمُ من بعدی
هل أَلجَمتَ جَوادَک
لا، مازالَ جَوادی مرخیُّ بعد
یا سیدنا، هل أسرعتَ حسامک
أو أحکمتَ لِثامک
لا،سیفی لم یَبرَح جَفنَ الغمد
و أنا لاأکشفُ عن وَجهی إلا فی أَوجِ المجد
أو فی بطنِ اللحد
یا سیدنا، هل أعددتَ خِطابکَ أو نَمَّقتَ کلامک
لا، کلماتی لاتولد أو تنفذ
یا سیدنا … الصبرُ تبدد
والیل تمدد
أنا لا أهبطُ إلا فی مُنتَصفِ اللیل
فی مُنتصفِ الوحشهِ
فی مُنتصفِ الیأس
فی مُنتصفِ الموت». (عبدالصبور، 2006: 598)
( ای سروری که بعد از من خواهی آمد/ در صف هستی تا سربازانت در میان ما فرود آیند/ نه همانا من تنها میمانم/ ای سروری که بعد از من خواهی آمد/ آیا اسبت را لگام زدهای/ نه اسب من بدون لگام است/ آیا بر سرعت شمشیرت افزودهای/ یا نقابت را محکم کردهای/ شمشیر من همچنان در غلافش است/ نقاب از چهرهی من برداشته نمیشود مگر آن که در اوج بزرگی باشم یا در قعر قبر/ آیا خطابهات را آماده کردهای و سخنانت را نگاشتهای/ نه، سخنان من نه ایجاد و نه ایراد شده/ ای سرور من صبر به پایان رسیده/ و شب ادامه دارد/ فقط در نیمه شب فرود میآیم/ در میانه ترس و وحشت/ در میانه یأس و نا امیدی/ در میانه مرگ)
این گفتگوی سعید با خودش نمایانگر ناامیدی از انتظار، نگرانی از اوضاع موجود، ادامهی انتظار برای رسیدن به رهایی و ترس از نیامدن ناجی به خاطر شرایط نامناسب بعد از شکست سال 1967 است؛ امّا با این وجود مظاهری از امید در بخشهای پایانی آن در زمینهی آمدن منجی به چشم میخورد. این چنین است که عبدالصبور یا سعید آرزوی خود را در آمدن ناجی از دست نمیدهد.
در گفتگوی دیگری بین استاد و سعید بعد از آن که سعید وارد زندان میشود و استاد برای ملاقاتش میرود این گفتگو میان آنها شکل میگیرد:
«سعید: مَن أنت
هل أنتَ السید؟
الأستاذ : مَن؟
سعید: آه….أنتَ رسوله
هل یأتی فی هذی الأیام
هل أسرَعَ سَیفَهُ
اَم مازالَ السیفُ جنیناً فی بَطنِ الغِمد
الأستاذ: سعید هل تَبغی شیئأ؟». (همان: 625)
(سعید: تو کیستی؟/ استاد: چه کسی؟/ سعید: آه… تو فرستادهاش هستی/ آیا در این روزها میآید/ آیا شمشیر برخواهد کشید/ یا هم چنان شمشیر همچون جنینی در شکم مادر، در غلاف خواهد ماند/ استاد: سعید آیا تو چیزی میخواهی؟)
سعید در جواب به استاد در این زمینه که او منتظر سید و آقایی است که بعد از او بیاید و به اصلاح همهی امور بپردازد و ناامیدی آنها به پایان برسد این چنین میگوید:
«سعید: نرجو أن تأتی و بأقصی سرعه
فالصَبرُ تبدد
والیاسُ تَمدد
إما أن تُدرکنا الآن
أو لن تُدرکنا بعد
حاشیه: لاتَنسی أن تحمل سیفک». (همان: 626)
(سعید: امیدواریم که بیاید و با سرعت هر چه بیشتر بیاید/ صبر به پایان رسیده/ و نا امیدی طولانی شده/ یا اکنون به ما میرسد/ یا هرگز بعد از ای
ن هم نخواهد آمد/ فراموش نکن که شمشیرت همراهت باشد)
از این گفتار مشخص است که عبدالصبور همچون «بکت» در نمایشنامه «جودو» از واژگانی همچون «الإنتظار، الیأس، السید، الرسول» استفاده نموده است. (مراد محمد، 1990: 167)
4-1-4- نمایشنامهی الأمیره تنتظر:
«عبدالصبور در این نمایشنامه نیز از نمایشنامه «فی انتظار جودو» ساموئل بکت بهره برده است. یکی از موضوعاتی که بسیاری از نویسندگان غربی به آن اشاره کردهاند مسألهی انتظار است و بکت جزء سرمداران این نویسندگان است.» (همان: 169) در نمایشنامهی «الأمیره تنتظر» همان گونه که از عنوانش مشخص است به مسأله انتظار اشاره شده است. شاهزاده خانم (نماد شهر) منتظر محبوب خود(حمایت مردم) است. این زمان انتظار حدود 15 زمستان در نمایشنامه مطرح شده است و در طول این زمان شاهزاده خانم و خدمتگزارانش در کلبهای متروک در میان جنگل در انتظار آمدن منجی در سکوت زندگی میکردند. همان گونه که در

Related articles

دانلود پایان نامه درمورد آیین دادرسی، دادرسی مدنی، آیین دادرسی مدنی، نظم عمومی

دانشگاه آزاد اسلام1-2-2- دعوای غیرمنقول 121-3- انواع دعاوی غیر منقول.——————————————-131-3-1- دعوای مالکیت———————————————–131-3-2- دعوای تصرف 141-4- انواع دعاوی تصرف 161-4-1- دعوای تصرف عدوانی 161-4-2- دعوای ممانعت از حق 201-4-3- دعوای مزاحمت 221-5- ارکان دعوای تصرف عدوانی 231-5-1- سبق تصرف خواهان 231-5-2- لحوق تصرف خوانده 271-5-3- عدوانی بودن تصرف خوانده 271-6- شرایط تصرف مورد حمایت قانونگذار 281-6-1- […]

Learn More

منابع پایان نامه درمورد مدیریت دانش، عملکرد کارکنان، استان اردبیل، بهبود عملکرد

ت دانش و عملکرد ، بین متغییر کسب دانش و عملکرد ، بین متغییر تسهیم دانش و عملکرد ، بین متغییر بکارگیری دانش و عملکرد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. واژگان کلیدی: دانش ، مدیریت دانش، عملکرد، فرایند ارزیابی ، ارزیابی عملکرد 1-1) مقدمه: مؤسسات و سازمانها و دستگاههای اجرایی با هر ماموریت، رسالت، […]

Learn More

دانلود پایان نامه درمورد قانون مدنی، دیوان عالی کشور، اموال غیر منقول، نظم عمومی

ر منقول محسوب می شوند مانند: کلیه دیون از قبیل قرض و ثمن مبیع و مال الاجاره عین مستأجره هرچند که مبیع یا عین مستأجره مال غیر منقول باشد.(کریمی ،1391 ،ص43) پس در صورتی دعوا منقول محسوب می شود که موضوع مستقیم آن مطالبه مال منقول و اجرای تعهدات باشد(رودیجانی ،1392 ،ص16) به طوریکه در […]

Learn More

دیدگاهتان را بنویسید